اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ایران و عراق: پایان جنگ، تداوم دشمنی
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 72
فرمت فایل پاورپوینت
فایل پاورپوینت کامل ایران و عراق: پایان جنگ، تداوم دشمنی؛ انتخابی مطمئن برای ارائهای حرفهای
اسلایدهایی آماده برای استفاده:
فایل فایل پاورپوینت کامل ایران و عراق: پایان جنگ، تداوم دشمنی شامل 116 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائههای رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده میباشد.
ویژگیهایی که فایل فایل پاورپوینت کامل ایران و عراق: پایان جنگ، تداوم دشمنی را متمایز میکند:
- طراحی بصری حرفهای:فایل پاورپوینت کامل ایران و عراق: پایان جنگ، تداوم دشمنی با بهرهگیری از رنگبندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
- سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شدهاند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
- وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربهای بدون نقص را فراهم میسازد.
استاندارد بالا در تولید محتوا:
فایل فایل پاورپوینت کامل ایران و عراق: پایان جنگ، تداوم دشمنی با رعایت اصول حرفهای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش میباشد.
نکته مهم:
در صورت مشاهده نسخههایی با کیفیت پایینتر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخههای غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل ایران و عراق: پایان جنگ، تداوم دشمنی تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.
هماکنون فایل فایل پاورپوینت کامل ایران و عراق: پایان جنگ، تداوم دشمنی را دریافت کرده و ارائهای حرفهای و متمایز تجربه نمایید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ایران و عراق: پایان جنگ، تداوم دشمنی :
در چهاردهم اگوست ۱۹۹۰، دوازده روز پس از حمله به کویت، صدام حسین در نامه ای خطاب به [آقای] علی اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس جمهوری ایران تمایل خود را مبنی بر قبول کلیه شرایط ایران به منظور امضاء یک پیمان صلح که به جنگ میان دو کشور بطور رسمی خاتمه دهد، اعلام کرد. وی در این نامه موارد زیر را پیشنهاد کرده بود: خروج سربازان عراقی از خاک ایران طی مدت سه روز، مبادله اسرای جنگی طی مدت مشابه – این امر به محض برقراری آتش بس بین دو کشور در سال ۱۹۸۸ انجام گرفت – و پذیرش رودخانه شط العرب به عنوان خط مرزی دو کشور بر اساس قرارداد ۱۹۷۵ الجزایر.
نکته اخیر مساله ای اساسی بود. بر اساس بیانیه الجزایر، عراق با پذیرش خط تالوگ (۱) به عنوان خط مرزی دو کشور، در واقع حاکمیت ایران را بر شط العرب پذیرفته بود. اقدام صدام حسین در پاره کردن بیانیه الجزایر در مقابل دوربین تلویزیون در سال ۱۹۸۰ و طرح مجدد ادعای حاکمیت مطلق عراق بر شط، نقطه شروع جنگ بود. مذاکرات دو کشور بعد از برقراری آتش بس عمدتا بر محور درخواست عراق در مورد همین مساله بوده است. اما اکنون عراق تصمیم گرفته است تغییر روش دهد. صدام حسین در نامه چهاردهم اگوست خود گفت: «[آقای] هاشمی رئیس جمهور، با تصمیم ما همه چیز روشن شده و آنچه می خواستید و بر آن تاکید داشتید، حاصل شده است.» پیشنهاد غیر منتظره صدام به ایران با مساله تجاوز به کویت مرتبط بود. او می خواست از جناح شرقی خود و اینکه ایران در هیچگونه اتحاد نظامی تهاجمی علیه عراق مشارکت نخواهد کرد، اطمینان یابد و سربازان خود را به منظور بکارگیری در مرز کویت – سعودی، آزاد سازد. رئیس جمهوری عراق در نامه اش هر چه بیشتر مواضع [آقای] رفسنجانی را مورد تایید قرار داد. وی در توجیه پیشنهاد خود چنین گفت: «نباید قابلیتهای عراق در یک جنگ بزرگ خارجی هدر رود; بلکه این تواناییها باید در جهت اهداف مشترک مسلمانها و اعراب مورد استفاده قرار گیرند.» صدام حسین با پیشنهاد امضای پیمان صلح امیدوار بود بتواند ایران را متقاعد سازد تا تحریمهای تجاری علیه عراق را نقض کند. بنابر این برداشت صدام از «مناسبات عادی » بین دو کشور، «مشارکت » ایران و عراق در جهت تامین امنیت خلیج فارس و دور نگهداشتن منطقه از حضور نیروها و ناوگانهای خارجی، و همچنین «مشارکت در سایر امور حیاتی » بود.
این پیشنهاد پس از دو سال مذاکرات متناوب و بی ثمر بین دو کشور که آتش بس آگوست ۱۹۸۸ را در پی داشت، مطرح شد. آتش بس بر پایه قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت در بیستم جولای ۱۹۸۷ استوار بود. این قطعنامه از طرفین خواسته بود نسبت به آتش بس فوری و عقب نشینی نیروها به سوی مرزهای بین المللی اقدام کنند تا زمینه مبادله اسرا فراهم شود. قطعنامه بر لزوم استمرار مذاکرات طرفین تا دستیابی به پیمان صلح فراگیر تاکید داشت.
پاراگراف ششم از دبیر کل سازمان ملل خواسته است ضمن مشورت با ایران و عراق، یک کمیته بیطرف را مامور تعیین آغازگر جنگ نماید. پاراگراف هفتم از دبیر کل خواسته است تا در مورد امکان تشکیل یک صندوق به منظور جمع آوری کمک مالی برای بازسازی دو کشور بررسی نماید. همچنین از دبیر کل خواسته شده است تا گزارش خود را در مورد روند پیشرفت اجرای مراحل قطعنامه به شورای امنیت تسلیم نماید. پاراگراف دهم به مساله تحریمهای شورای امنیت علیه کشوری که در مورد بند اول قطعنامه یعنی آتش بس فوری قصور ورزد، اشاره دارد.
پاراگراف ششم با استقبال و پافشاری ایران مواجه شد. جمهوری اسلامی همواره این مساله را مطرح کرده است که لازمه صلح این است که جامعه جهانی عراق را به عنوان متجاوز بشناسد. پاراگراف هفتم مبنی بر برآورد خسارات جنگ و بررسی امکان تشکیل یک صندوق بازسازی برای دو کشور نوعی مصالحه بوده تا ایران را از مطالبه خسارات جنگی از عراق منصرف گرداند.
اما بقیه قسمتهای قطعنامه عمدتا به نفع عراق تنظیم شده بود. پذیرش قطعنامه از سوی ایران در شرایطی صورت می گرفت که این کشور بخشهای مهمی از خاک عراق را در تصرف خود داشت. علاوه بر این، بندهای قطعنامه به گونه ای تنظیم شده بودند که بر اساس آن لازم بود خروج نیروها همزمان با اجرای آتش بس صورت گیرد. از این رو، از ایران خواسته می شد که از چانه زنی و تبلیغات علیه عراق دست بکشد. تهران در برابر پیشنهادات فوق – خروج نیروها قبل از اجرای آتش بس – مقاومت می کرد. پیش از پذیرش قطعنامه ۵۹۸، پنج تن از اعضای دائمی شورای امنیت پیشنهادی را ارائه کردند مبنی بر اینکه بندهای قطعنامه به گونه ای ردیف شوند که خروج نیروها پس از اجرای آتش بس صورت گیرد. اما این طرح به دلیل مخالفت آمریکا با شکست مواجه شد.
در سپتامبر ۱۹۸۷، خاویر پرزدوکوئیار دبیر کل سازمان ملل طی گزارشی به شورای امنیت اعلام کرد که وی در مورد یک طرح ۹ ماده ای به منظور اجرای قطعنامه با طرفین گفتگوهایی انجام داده است. این طرح لزوم اجرای آتش بس به منظور فراهم شدن زمینه برای تشکیل کمیسیونی برای تعیین آغازگر جنگ را مورد تاکید قرار می داد. عقب نشینی نیروها به سوی مرزهای بین المللی باید در تاریخ معینی بعد از اجرای آتش بس صورت می گرفت.
با این حال، پیشنهاد دبیر کل به مواضع ایران نزدیکتر بود تا مواضع عراق، گذشته از اینها، گرچه ایران برای پذیرش آتش بس غیر رسمی به عنوان یک گام اولیه در این جهت آمادگی داشت ولی تاکید بیشتر بر پذیرش آتش بس رسمی پس از تعیین آغازگر جنگ بود. از سوی دیگر، عراق بر اجرای متوالی مواد قطعنامه تاکید می ورزید.
پرزدوکوئیار در گزارش خود به شورای امنیت اظهار می دارد: «عراق عقیده دارد که بندهای مختلف قطعنامه باید بترتیب مندرج در آن اجرا شود. . . این کشور در هیچ شرایطی حاضر به پذیرش یک آتش بس اعلام نشده نخواهد بود.» سرانجام، بن بست بین ایران و عراق نه در پشت میز مذاکرات بلکه در میدان جنگ گشوده شد. عراق موفق شد طی یک رشته عملیات تهاجمی در مقطع زمانی ماه آوریل تا جولای ایران را از تمامی مناطق سوق الجیشی تحت اشغال خارج سازد. در این رشته عملیات عراق موفق شد در آوریل شبه جزیره فاو را، در ماه مه مناطق اطراف بصره و دریاچه ماهی را و در ژوئن جزائر مجنون را پس بگیرد. نیروهای عراقی همچنین بخشهای عمده ای از خاک ایران را تصرف کردند. در اواسط تابستان مقاومت ایران درهم شکست. در هجدهم جولای، وزیر امور خارجه ایران به دبیر کل سازمان ملل اعلام کرد که ایران قطعنامه ۵۹۸ را می پذیرد و برای یک آتش بس فوری آمادگی دارد. در ۲۱ جولای، [آیت الله] خمینی شخصا این تصمیم را پذیرفت و اظهار داشت: «[قبول این امر] برای من از زهر کشنده تر است.» با این وجود، عراق به عملیات پاکسازی و پیشروی در خاک ایران ادامه می داد. سرانجام، این کشور قطعنامه ۵۹۸ را با این شرط پذیرفت که آتش بس بلافاصله پس از مذاکرات مستقیم صورت گیرد. آتش بس در بیستم آگوست اجرا شد و مذاکرات در بیست و پنجم آگوست تحت نظر دبیر کل سازمان ملل آغاز گردید. این مذاکرات مستقیم نبود. ایران مذاکرات مستقیم را نمی پذیرفت. لذا مذاکرات «سه جانبه » صورت می گرفت. نمایندگان ایران و عراق مذاکرات خود را فقط با وساطت دبیر کل یا نماینده او انجام می دادند.
این مذاکرات به جایی نرسید. در شرایطی که نیروهای عراقی بخشهایی از خاک ایران را در اشغال خود داشتند، تفسیر عراق از قطعنامه ۵۹۸ تغییر کرده بود. اکنون عراق حاضر نبود مواضع سال ۱۹۸۷ خود مبنی بر لزوم خروج نیروها بطور همزمان یا بلافاصله پس از آتش بس، اجرای متوالی بندهای قطعنامه، و خروج نیروها پیش از انجام مذاکرات در مورد استقرار یک صلح فراگیر را بپذیرد. عراق اکنون بر این نکته تاکید داشت که قطعنامه یک کل به هم پیوسته است و خروج نیروها صرفا می تواند به عنوان بخشی از این مجموعه فراگیر صورت پذیرد. در چنین شرایطی این بار ایران بود که بر اجرای متوالی بندهای قطعنامه اصرار می ورزید.
هیچگونه فشار بین المللی علیه عراق وجود نداشت که این کشور را وادار به خروج نیروهایش از خاک ایران نماید. گذشته از این، طرفین نمی توانستند در مورد مساله شط العرب کوتاه بیایند. ایران خواستار بازگشت به قرارداد ۱۹۷۵ الجزایر بود که بر اساس آن خط مرزی دو کشور را خط تالوگ تشکیل می داد و عراق خواهان شناسایی حاکمیت مطلق این کشور بر شط از سوی ایران بود. با وجود چنین بن بست دو طرفه ای مذاکرات تحت نظر سازمان ملل بی نتیجه بود و سرانجام به رکود می انجامید.
مرحله جدید این مذاکرات در بیست و یکم آوریل ۱۹۹۰ با ارسال نامه صدام حسین خطاب به [آیت الله] علی خامنه ای، رهبر و [آقای] هاشمی رفسنجانی، رئیس جمهوری ایران آغاز شد. وی در این نامه مذاکره مستقیم بین رهبران دو کشور برای دستیابی به نوعی توافق را پیشنهاد کرده بود. این پیشنهاد منجر به مبادله نامه هایی بین [آقای] رفسنجانی و صدام حسین گردید که در مجموع، شش نامه از سوی رئیس جمهوری عراق خطاب به همتای ایرانی و چهار نامه از [آقای] رفسنجانی به صدام حسین بود. این تبادل، دور تازه ای از مذاکرات را موجب گردید که با پیشنهاد نمایشی صدام حسین به [آقای] رفسنجانی در چهاردهم گوست به اوج خود رسید.
مکاتبه صدام حسین – رفسنجانی ابعاد دوگانه درگیری عراق – ایران یعنی منافع دولت از یک سو و ایدئولوژی از سوی دیگر را به نمایش می گذارد. در این نامه ها دو رئیس جمهوری – شاید همانگونه که انتظار می رفت – نگران مسائل اصلی مربوط به منافع دولت یعنی مساله مرزها، حاکمیت، مبادله اسرا، مسئولیت جنگ و جبران خسارات بودند.
اما طرفین همچنین به دنبال حفظ و تاکید بر مواضع ایدئولوژیک خود در مورد مسائلی از قبیل رهبری جنبش عربی یا اسلامی و مبارزه علیه امپریالیسم آمریکا و اسرائیل بودند. آنها مواضع خود را با پوششی اسلامی مطرح می کردند و هر یک برای اثبات ادعای خود شواهد قرآنی را به رخ طرف دیگر می کشید. نکته ای که تا آخرین نامه بر آن تاکید می شد، ادعای اولویت ملاحظات انقلابی و اسلامی بر مسائل مرزی و سرزمینی بود.
صدام سعی داشت حرکت عراق را با جنبش عربیسم پیوند دهد و چنین وانمود سازد که این درگیری فقط یک اختلاف بین ایران و عراق نیست بلکه معارضه بین ایران و اعراب است. وی در نامه اول خود به [آقای] رفسنجانی اظهار می دارد که عراق همزمان هدف توطئه های صهیونیسم و امپریالیسم است زیرا این کشور مانع و خطری در برابر توسعه صهیونیسم به حساب می آید. دشمنان سعی دارند با تضعیف عراق دست صهیونیسم را در تهدیدات و اجرای نقشه های شوم خود در منطقه و ادامه اشغال فلسطین و بیت المقدس عرب باز نگهدارند. این نیروها مایلند آتش درگیری مجددی را بین ایران در یک سو و عراق و امت عرب از سوی دیگر، شعله ور سازند. وی اظهار می دارد که عراق از سوی کشورهای مترقی منطقه حمایت می شود.
[آقای] رفسنجانی این ادعای عراق را بی پاسخ نگذاشت. وی در پاسخ اظهار داشت: «البته ما هیچ مشکلی با امت عرب نداریم و از همکاری صادقانه برخی دولتهای عربی بهره مند هستیم.» وی گفت: «این نکته را همه می دانند که ایران مدافع راستین نهضت فلسطین است نه عراق.» وی در نامه ۲ مه خود نوشت: «انقلاب اسلامی از ابتدای کار و همیشه عظمت و اقتدار اسلام و مسلمین، مبارزه علیه دولت غاصب اسرائیل و آزاد سازی فلسطین را هدف خود قرار داده است.» وی در نامه ۱۸ ژوئن خود در پاسخ به دعوت صدام از ایران برای پیوستن به مبارزه علیه امپریالیسم و صهیونیسم می گوید: «شما خود را مدافع فلسطینیها، متولی امور آنها و نیروهای مقاومت در برابر تجاوزات امپریالیستها قلمداد می کنید و از ما دعوت می کنید که به صف مبارزین بپیوندیم . . . [اما] نویسندگان این نامه آگاهی دارند که جمهوری اسلامی ایران پیشگام مبارزه علیه امپریالیسم . . . و هدف اصلی تجاوزات استکبار می باشد.» وی اضافه می کند که اگر همه دولتهای عربی با انقلاب ایران همکاری کنند [چنانکه، عراق آشکارا از این امر سر باز زده است] توازن قوا در خاورمیانه به نفع اسلام و مسلمین تغییر خواهد کرد. علاوه بر این، نیروهای مترقی منطقه پشتیبان ایران هستند و متقابلا، عراق بر خلاف ادعای صدام، از سوی سلاطین، شیوخ و رهبرانی که اعضای امت عرب به حساب نمی آیند، حمایت می شود.
صدام حسین در نامه ۳ آگوست خطاب به [آقای] رفسنجانی از انتقاد ایران به عراق در مورد ضمیمه سازی کویت، به عنوان حمله ای به عربیت یاد کرده است. [آقای] رفسنجانی در نامه ۸ آگوست خود در پاسخ به این نکته چنین می نویسد: «شگفت آور است که در پاسخ انتقاد ما در مورد اشغال نظامی خاک کویت به عربیت تشبث می شود، در حالی که این عمل یقینا بهترین راه برای هموار کردن حضور توسعه طلبانه نیروهای خارجی در منطقه و بر هم زدن آرامش و مشکل آفرینی برای مردم مسلمان است. . . تا از وظایف و تعهدات بین المللی باز بمانند.» در مورد مذاکرات – موضوعات مورد بحث، ادعاهای سرزمینی، مسئولیت جنگ، جبران خسارات و حتی محل و سطح برگزاری مذاکرات از ابتدای کار اختلاف نظرهای قابل ملاحظه ای بین طرفین وجود داشت. در حالی که این اختلاف نظرها گاه هفته ها بطول می انجامید. دستیابی دو کشور به توافق بر سر مساله اصلی حاکمیت بر شط العرب تا دوم آگوست که عراق کویت را مورد تجاوز قرار داد نیز همچنان بعید می نمود.
تمایل ایران به وارد شدن در مذاکرات مستقیم بدون وساطت سازمان ملل – امری که در گذشته مورد مخالفت ایران بود – نیاز به توضیح دارد. ایران با مذاکرات مستقیم خارج از چارچوب سازمان ملل مخالفت داشت زیرا – مانند طرف اعراب در منازعه اعراب و اسرائیل – چنین کاری موضع آنها را ضعیفتر می ساخت. گذشته از این، با برداشتی که ایران از قطعنامه ۵۹۸ داشت مایل نبود در شرایطی که خاک ایران در اشغال سربازان عراقی قرار داشت، مذاکره نماید.
با این وجود، شاید [آقای] رفسنجانی در قولی که صدام حسین در پیشنهاد ۲۱ آوریل خود – یا در خلال توضیحات شفاهی دیگر – داده بود، چیزی را دریافته بود که او را به پی بردن بیشتر به دیدگاه های عراق در مورد صلح متمایل می ساخت. علاوه بر این، ایران علیرغم برخورداری از امتیاز جمعیتی، از نظر نظامی بعد از آتش بس آسیب پذیرتر بود.
عراق در شرایطی جنگ را به پایان برد که از زرادخانه برتری برخوردار بود و می توانست از طریق خرید تسلیحات از بازار بین المللی در خلال دو سال پس از آتش بس این توانایی خود را افزایش دهد. در حالی که به رغم پایان درگیریها بازار تسلیحات به روی ایران بسته بود. گذشته از اینها، [آقای] رفسنجانی دریافت که مادامی که جنگ خاتمه نیابد نمی توان امید چندانی در جلب سرمایه های خارجی برای ایران داشت. وی همچنین می خواست خاک ایران را از اشغال نیروهای عراقی خارج سازد در حالی که این کار با توسل به نیروی نظامی امکانپذیر نبود.
اما مکاتبات دو رئیس جمهوری حکایت از آن دارد که طرف عراقی بیشتر قایل به پیشبرد مذاکرات و دستیابی به نوعی توافق بود. شاید بهتر بود که صدام حسین زمانی که نامه اول خود را در آوریل به [آقای] رفسنجانی نوشت، پیشاپیش در مورد تصمیم خود در حمله به کویت می اندیشید. شاید او امیدوار بود که با حل اختلافات خود با ایران در زمان گسیل سربازانش به جنوب، از مرزهای شرقی خود مطمئن گردد.
در ابتدای امر، صدام حسین اجلاسی را با ترکیب ذیل در نظر داشت: در طرف عراقی، شخص صدام حسین، جانشین فرماندهی و عزت ابراهیم جانشین شورای فرماندهی انقلاب، و در طرف ایرانی، دو مقام عالیرتبه یعنی [آیت الله] خامنه ای و [آقای] رفسنجانی. صدام گمان می کرد در نشستی در چنین سطح، مذاکره کنندگان از اقتدار لازم برای دستیابی سریع و مؤثر به توافق برخوردار خواهند بود. وی برای آغاز مذاکرات، ۲۸ آوریل یا ۷ روز پس از رسیدن اولین نامه به دست مقامات ایرانی را پیشنهاد کرده بود. شاید صدام بیش از حد به قدرت مجاب کنندگی خود ایمان داشت و با این باور که روزی رو در روی رهبران ایران می نشیند، موضوعاتی را برای نتیجه گیری سریع و موفقیت آمیز مطرح می ساخت.
صدام همچنین می پنداشت که رهبری ایران دچار تفرقه و تشتت گردیده است بدین جهت خواستار آن بود که چنین موافقتنامه ای به امضاء مقامات عالی ایرانی برسد. وی در نامه دوم خود به [آقای] رفسنجانی در ۱۹ مه ۱۹۹۰ ایده نشستی با شرکت همه تصمیم گیرندگان عالی دو کشور را مطرح ساخت. او در نامه اش خطاب به [آقای] رفسنجانی می نویسد: شرکت چنین مقاماتی در مذاکرات توافق، از نظر روانشناختی و اخلاقی آنها را مقید به اجرا و پایبندی به توافقنامه می نماید و مانع تاثیر گذاری حوادث بعدی بر فرایند صلح می گردد.
[آقای] رفسنجانی با نشستی در این سطح موافق نبود، لذا پیشنهاد کرد که «ابتدا مذاکره توسط یک نماینده اعزامی از عراق صورت گیرد و ملاقات در سطح بالاتر زمانی مورد پذیرش قرار خواهد گرفت که . . . به نتایج مشخصی که مبنای مراحل بعدی قرار گیرند، دست یافته باشیم » به پیشنهاد [آقای] رفسنجانی، سیروس ناصری، نماینده دائمی ایران در ادارات سازمان ملل مستقر در ژنو و همتای او، برزان ابراهیم التکریتی در ماه مه مذاکرات را آغاز کردند و این دیدارها تا آگوست ادامه یافت. عدم پیشرفت در این مذاکرات صحت تردید [آقای] رفسنجانی را در مورد نشست اولیه ثابت می کرد. کندی مذاکرات مذکور سبب گردید صدام حسین در ۱۶ جولای به [آقای] رفسنجانی پیشنهاد پذیرش طارق عزیز، وزیر امور خارجه و برزان التکریتی را جهت مذاکره رویاروی مطرح سازد. وی در نامه ۳۰ جولای خود مجددا پیشنهاد خود را مبنی بر برگزاری نشستی بین «سران دو کشور» به منظور تلاشی خارج از چارچوب متعارف برای دستیابی به صلح فراگیر را مطرح ساخت.
صدام همچنین علاقه مند به تنظیم روابط با ایران بود. نامه اول او متضمن پیشنهاد از سرگیری روابط دیپلماتیک بود و در نامه ۳۰ جولای مساله بازگشایی سفارتخانه ها پیشنهاد شده بود. همچنین پیشنهاداتی مبنی بر برقراری مجدد ارتباط تلفنی و مبادله نمایندگان دیپلماتیک
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
