خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل شیعیان عربستان سعودی(۱)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل شیعیان عربستان سعودی(۱) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی / ارزش اخلاقی عفو
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی / ارزش اخلاقی عفو قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
23ساعت
50دقیقه
19ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل هنر ایرانی؛ و تأثیرِ تشیع بر گونه های آن

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 49

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل هنر ایرانی؛ و تأثیرِ تشیع بر گونه های آن – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل هنر ایرانی؛ و تأثیرِ تشیع بر گونه های آن شامل 120 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل هنر ایرانی؛ و تأثیرِ تشیع بر گونه های آن گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل هنر ایرانی؛ و تأثیرِ تشیع بر گونه های آن با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل هنر ایرانی؛ و تأثیرِ تشیع بر گونه های آن از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل هنر ایرانی؛ و تأثیرِ تشیع بر گونه های آن با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل هنر ایرانی؛ و تأثیرِ تشیع بر گونه های آن را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل هنر ایرانی؛ و تأثیرِ تشیع بر گونه های آن :

قدش صنوبر، رخش منوّر

ز تار زلفش، جهان معطّر

دو چشم مستش، ز اشکِ غم تر

فلک زدستش، ز دل کشد آه

تبارک اللّه

تبارک اللّه

چکیده

مذهب تشیّع همه ابعاد زندگی اجتماعی پیروان را تحت تأثیر قرار داده است. تأثیر تشیع به خاطر غلبه بعدِ عرفانی آن در هنر ایرانی نمایان تر است. نگارنده با بیان انواع هنر ایرانی از قبیل هنرهای آوایی (شعر و موسیقی)، هنرهای تجسّمی (همچون نقاشی، منبّت کاری و تهذیب) و هنرهای نمایشی (سمعی و بصری همانند شبیه خوانی و پرده خوانی) انعکاس مضامین شیعی در این هنرها را به تصویر کشیده است.

مقدّمه

گفته اند که هنر، زبان گویا و خموشِ بنی نوع انسان است در نمایاندن هر آنچه زیباست، و بهره ای از کمال و جلال و جمال در بطن هنر بنهفته و موجب رامش و آرامش انسان، از گاهِ خلقت تا زمان حال گردیده است.

آیا حماسه ای برتر و والاتر از این وجود دارد که هنر هم دوش و هم شهپر با اندیشه و خیالِ انسان تا اوج عظمت معنوی، بال می گشاید؟ و زیبایی های خدا آفریده را در مدّ نظر ما قرار می دهد؟ آن هم هماهنگ با غروری که موجب تمایز انسان از تمام جانداران می گردد و رنگین کمان قافله رنگ، دیدگان ما را به حیرت می کشاند و صحنه نمایش، میدانِ رفتار و کردار و گفتار برازنده انسان، و تئاتر زبان همیشه برّا و گویایی انسان می شود، آن هم به مصالح کلامی و به یاری هارمونیِ رفتاری و موسیقی در قیامت قامت الحان خوش که موجب بهجت و آرامش و نقش بندی نقوش زیبا و چشمنواز و پیوند جمله این هنرها با قلمرو ایمان انسان، حماسه هنر را به اعتباری صدچندان عیان می سازد، باشد تا کنز مخفی بخشیده شده از جانب حضرت حق در صدف خانه سینه ما به دُرّ غرور معنوی و پیروی از حقیقت خدا آفریده، آزین یابد و به نطق و بیان و به اجرا و به شرح عیان، حماسه آفرین اصفیای این جهان از ما خشنود باشد.

تقسیم بندی هنر

هرچند صاحب نظران معتقدند که «هنر» را کرانی نیست و تعریف واحدی در شأن هنر و تقسیم بندی کاملی در مورد شعبات هنر، مقبول طبع مشکل پسند هنردوستان و هنرشناسان واقع نشده است، با این حال، اگر اندکی تأمّل کنیم، می توان هنر را به سه بخش تقسیم کرد:

الف. هنرهای فونتیک(۲) (= هنرهای سمعی، هنرهای شنیداری و هنرهای آوایی)؛ مانند: شعر و موسیقی و رابطه کلّی کلام آهنگین و ادبیات منظوم و منثور و ظرایف آوایی و دقایق موسیقایی؛

ب. هنرهای پلاستیک(۳) (= هنرهای بصری و هنرهای دیداری)؛ این بخش، قلمرو هنرهای تجسّمی است و دربرگیرنده هنرهایی همچون نقّاشی، گرافیک (= رسّامی)، خطّاطی و خوش نویسی و عکاسی؛ می توان صنایع دستی (و مسامحتا معماری) را نیز به این بخش افزود.

ج. هنرهای دراماتیک(۴) (= هنرهای نمایشی)؛ تئاتر و سینما اجزای اصلی هنرهای دراماتیک اند.

اما تأثیر تشیّع بر گونه های هنر ایرانی، از آن زمان در مدّ نظر اهل دل قرار می گیرد که بذر نهالِ گل افشانِ اسلام جان می گیرد و گل غنچه های هنری با برکت یابی از مهر و دل سپاری به آل اللّه شکوفا می گردد:

حمزه سیدالشهداء، عمّ گرامی پیغمبر صلی الله علیه و آله ، به جوهره خیال، از طبیعت خدا آفریده در قالب کلام موزون سخن می گوید و دلبند رسول اللّه، علیّ المرتضی علیه السلام ، در معرکه و رزمگاه خوبی و بدی، عَلَم خیر بر دوش می گیرد و ارجوزه(۵) می خواند و رسول اللّه را به وجد و شعف می آورد. او شهر علم، و علی علیه السلام باب علم او می شود. گفتار آهنگین امیرالمؤمنین علی علیه السلام در نهج البلاغه و سایر آثار آن حکیم و نذیر و بشیر بی بدیل، (از سوی خدا و رسول اکرم صلی الله علیه و آله ) جان مایه ای از کلام زیبا برای شاعران می گردد، و آن گاه که محراب عبادت به گل نقش آمیخته به خون مولا تار و پودش خضاب می گیرد، نقّاشان به دنبال ترسیم چنین صحنه ای، جامه دران می کنند.

حسن مجتبی گُل لخته جگرش بر اثر کید و مکر اهل دوران بر دهانش می آید و نقّاش تن پوشی از رنگ سبز به نشان رنگ اصفر ناشی از تأثیر سوده الماس که از آب جگر آن حضرت بر دهانش ریخته، ترسیم می کند و این مسموم سوده الماس و کریم اهل بیت، زندگی اش در مدایح و مناقب بازگو می شود.

توصیف وقایع عاشورا در حیطه ادبیات حماسی هماغوشی گل واژه های کلامی و گل بوته هایی از نظم و نثر برخاسته از گلستانِ سینه عندلیبان خوش نوا و شاعران دل سوخته و سخندانان سخنور سخن شناس می گردد و نقاشانِ آزین بند صحنه نینوا به تذهیب و تشعیر و نگارگری همدست رسّامان ماهر و صحنه آرایان نمایش صحنه لم یزلی تعزیه این زیباترین نمایش مذهبی جهان و به همیاری خیمه دوزان خیمه آرا و معمارانِ و فخّاران نقش شناس، بیت الحزن ها و دارالاماره ها و دارالظلم ها می سازند که تا قیامت قامتِ واقعه فراموش نشدنیِ روز دهم از محرّم الحرام سال ۶۰ ه. ق را نشان دهند.

نقّاشان، سجّاده حضرت زینت الساجدین علیه السلام را به زیب و زیور می نمایانند و عِلم حضرت محمّد باقر علیه السلام را به رخ نامحرمان از حریم علم می کشند و فقه جعفری را حافظان اشعار دلربا به قدرت کلام شیوا در گنجینه سینه همچون کنزالاسرار حفاظت می کنند و شاعران خسته دل مشبّک های نرده های زندانی خلیفه دوران رشید را، که همان موسی کاظم علیه السلام باشد، آشکارا در مدّ نظر قرار می دهند.

ضمانت آهوان خمار چشم، خود حدیث دیگری است که عالم آل محمّد صلی الله علیه و آله صحنه آفرین این صفّه و مصطبه اعجاز است و برکت بخش خامه سحّار شاعران و نقاشان و رسّامان و فیلم نامه نویسان و نویسندگان نمایش نامه های مذهبی و … .

توصیف جود و سخاوت حضرت امام محمّدتقی جواد علیه السلام را کرانه ای در صفحه بندی دیوان مدایح شعرا نیست و نام امام علی النقی علیه السلام و آن دیگری حسن عسکری علیه السلام ، عسکر و جندالله ورد زبان شاعر برخاسته از حکمت سرای خوبی هاست.

چه گویم از انتظار و چشم انتظاری برای حضرت مهدی منتظر(عج) که بندبند شاعران از مهدی و مهدویّت و هادی و هدایت به گل بوته مهر آمیخته است.

این همه از کرامت هنر شیعی و دل سپاری سرسپاران به آل محمد صلی الله علیه و آله است و تشیّع در اینجا از مفهوم به مصداق بدل می گردد و معنایی درخور فهم و تجسّم می یابد که: شیعه به کسی گفته می شود که پس از رسول اکرم صلی الله علیه و آله به امامت «ائمّه اثنی عشر» معتقد باشد، آن هم به وضوی مهر و در مصلاّی عشق و در مأذنه بی ریایی.

پس دو واژه پر معنی «شیعه» و «هنر» وقتی به قِران و اقتران، قرین همدیگر می شوند، رؤیت ماه چهارده شبه احساس و زیبایی و زیبایی شناسی دیدگان همه را خیره می سازد و گفتار مولانا جان می گیرد که:

شمس در خارج اگرچه هست فرد

می توان هم مثل او تصویر کرد

شمس جان کو خارج آمد از اثیر

نبوَدش در ذهن و در خارج نظیر.

شرح وظیفه این مقال ایجاب می کند که نخست به عنوان ایضاح و درآمد و دیباچه، واژه «تشیّع» و «شیعه» را مورد مداقّه قرار دهیم و آن گاه که به اجمال از مفهوم این واژگان آگاه شدیم، از پیوند هنر با تشیّع بحث کنیم و تأثیر تشیّع را همچون چشمه سیّال و جوشان در بارور ساختن گلستان هنر و ایمان بازگو کنیم. هرچند ذکر شعبات هنر ایرانی به کرامات الهی بسیار گسترده است، با این حال، به طور مجمل در هر زمینه ای، جداگانه مطالبی خواهیم داشت و آشکارا از رونق یابی هنر ایرانی در پرتو مهر به خاندان رسالت پرده برخواهیم داشت. ان شاءالله …

خدایا ز شکرت، زبان کام یافت

ز نام تو، هر نامه ای نام یافت

قلم بهر حمد تو رفتار یافت

زبان بهر شکر تو گفتار یافت.

تبیین واژگان کلیدی

تشیّع: «تشیّع» از نظر لغوی، از مادّه «شیع» گرفته شده که به معنای متابعت و پیروی است. بنابراین، «تشیّع»، که مصدر ثلاثی مزیدٌ فیه و از باب تفعّل و تای آن، تای مطاوعه(۶) می باشد، به معنای «قبول پیروی و اطاعت» است.

اما در اصطلاح، به مکتب و مذهبی (از دین اسلام) گفته می شود که پیروی از اهل بیت پیامبر علیهم السلام را در جمیع ابعاد اسلام، اعم از اعتقادی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، مسائل عبادی و حتی در زندگی فردی و اجتماعی، واجب و لازم می داند.

مراد از پیروی اهل بیت علیهم السلام این نیست که در مکتب تشیّع، قرآن و سنّت عمل نمی شود، بلکه مقصود آن است که قرآن و سنّت باید از طریق اهل بیت علیهم السلام آورده شود، وانگهی به آن دو عمل گردد.(۷)

در لغت، کلمه «شیعه» را به اتباع و انصار و پیروان شخص اطلاق می کنند. صاحب قاموس می گوید: «… شیعهُ الرجلِ (بالکسر) اتباعُه و انصارُه.»(۸)

اما در اصطلاح، لفظ «شیعه» بر پیروان و دوستداران اهل بیت رسول خدا علیهم السلام ، اطلاق می شود؛ چنان که این واژه برای آنان عَلَمْ شده است. بدین روی، تا این کلمه بر زبان کسی جاری شود، ذهنِ مخاطب به سوی پیروان حضرت علی علیه السلام و فرزندان طاهر و معصوم آن حضرت انصراف پیدا می کند.

ابن منظور می گوید: «… و قد غَلبَ هذا الاسمُ علی مَن یتوالی علیّا و اهل بیته رضوان اللّه علیهم اجمعین حتّی صار لهم اسما خاصا. فاذا قیل: فلانٌ من الشیعهِ عُرف اَنّه مِنهم و فی مذهبِ الشیعهِ کذا، ای عندهم»؛(۹) اسم «شیعه» عَلَم بالغلبه شده است برای کسانی که دوستدار علی علیه السلام و اهل بیت آن حضرت علیهم السلام هستند، و اسم خاصّی است برای آنان، که وقتی گفته شود: فلانی شیعه است؛ یعنی از دوستداران و پیروان اهل بیت علیهم السلام است و در مذهب شیعه چنین است؛ یعنی پیروان اهل بیت علیهم السلام چنین معتقدند. عین همین مطلب را فیروزآبادی(۱۰) در قاموس و زبیدی(۱۱) در تاج العروس و ابن اثیر(۱۲) در نهایه بیان کرده اند.

بنابراین، «شیعه» به کسی گفته می شود که پس از رسول اکرم صلی الله علیه و آله به امامت «ائمّه اثنی عشر» معتقد باشد.

«… جهان خوردم و کارها راندم و عاقبت کار آدمی مرگ است. اگر امروز اجل رسیده است، کس باز نتواند داشت که بر دار کشند یا جز دار که بزرگ تر از حسین بن علی علیه السلام نیَم.»(۱۳)

تأثیر تشیع بر هنرهای آوایی

الف. ادبیات (منظوم و منثور)

می توان گفت که بذر توجه به تأثیر تشیّع در هنر آوایی و شنیداری و سمعی ایران از سده های دوردست به سنبله نشسته است. در غزوه های رسول اللّه صلی الله علیه و آله بود که فصاحت و بلاغت و فنّ خطابه و وعظ(۱۴) آشکار گشت.

ارجوزه خوانی و تعریف و فخریّه و فخر به انساب و توصیف شخصیت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و در کنارش، وصف شجاعت و رشادت و فصاحت و شهامت و معلومات مولا علی علیه السلام و همسوی آن ها، کلام آهنگین و گفتار شاعرانه حمزه سیدالشهداء عمّ رسول مدنی بر دل ها نشست، و بعدها در دست نوشته های پر بها و در متون چاپ شده به شیوه «سنگی»، رموز حمزه را بازگفتند و پهلوانی آن سرسپار نبی صلی الله علیه و آله را در قالب ادبیات منظوم و منثور عیان ساختند:

راوی این حکایت شیرین

زد رقم بر بیاض صفحه چین

آن سخن سنج فارسی گفتار

قصّه را این چنین کند تکرار.(۱۵)

یکّه تازان معرکه میدان شجاعت و پُردلان عرصه مهابت، اشهب بیان را چنین به جولان درآورده اند که حمزه نامدار پهلوانی بود بی مثال که:

جمالش آفتابی در سیاهی

عیان از صورتش نور الهی.(۱۶)

بعدها دل سپاری به خاندان نبی علیهم السلام شیوه ای از نقّالی مذهبی موسوم به «امیر حمزه خوانی» را به وجود آورد که هزار هزار برگ زرّین آمیخته به جوهره خیال، بند بند جنگ نامه حضرت حمزه را دربرگرفت. در غزوه «بدر»، شیبه کفر کیش هماورد حمزه مهر کیش می گردد:

چنین گفت شیبه که ای نامدار!

چرا خیره پویی سوی کارزار؟

در مقابل، حمزه نامدار:

کمربند شیبه گرفته به دست

خروشان بر آوردش از جای پست

چنان کوفتش بر زمین شهریار

که از وی به خواری برآمد دمار

ز یزدان پرستان برآمد خروش

ز شادی به دلشان درافتاد جوش.(۱۷)

عشق و علاقه به رسول اللّه صلی الله علیه و آله صفحه زرنگار دیگری در عرصه هنر شیعی گشود. هرچند سایر فرق و مذاهب اسلامی نیز از شأن و منزلت آن دردانه آفرینش سخن ها گفته اند، ولی سرسپاران به خاندان نبی علیهم السلام از همراهی و همقدمی مولا علی علیه السلام با رسول خدا در شب معراج دُرّ سخن سفته اند و در قلمرو هنرهای آوایی و فنون فصاحتی و بلاغتی، «معراج نامه»ها سروده اند:

شبی دیباچه معراج صبح سعادت

ز دولت های روزافزون زیادت

ز قدر او مثالی لیله القدر

ز نور او براتی لیله البدر(۱۸) سواد طرّه اش(۱۹) جملت دهِ حوربیاض غُرّه اش(۲۰) «نورٌ علی نور»

نسیمش جعد سنبل شانه کردههوایش اشک شبنم دانه کرده

بنات النقش(۲۱) و پروین لب گشودندبه نثر و نظم خود، او را ستودند.(۲۲)

اما شگفت انگیزترین بخش مربوط به تأثیر تشیّع در هنرهای آوایی ایران، «حمله حیدری و صولت صفدری» است که به طور مستقیم، از چشمه جوشان تشیّع بهره می گیرد تا به وصف رشادت شاه مردان، علی عمرانی علیه السلام بپردازد و از نظم و نثر و شهد کلام برای بازخوانی شیوه میدان گیری و صف آرایی و چالش و کوشش یدالله و اسدالله استفاده کند. حمله خوانی توسط هنرمندان صاحب ذوق و دارنده صدای خوش و آگاه از رموز ادای کلام حماسی اجرا می شود. بخش اجرایی حمله خوانی را به صفحاتی که بعدا در پیش رو داریم وامی گذاریم و در این قسمت، از اشعار حمله خوانان، ابیاتی برمی گزینیم تا معلوم شود که تعلّق خاطر به امام نخستین شیعیان تا چه سان در کتب موسوم به «حمله حیدری» عیان می گردد و در افتخارنامه و فارغ نامه از شجاعت مولا علی علیه السلام نمونه های زیبایی آورده می شوند که هم از لحاظ ادبیات حماسی و هم از دیدگاه مباحث مذهبی و جهان بینی شیعی، در خور توجه و موجب مباهات و فخر دوستداران آل محمد علیه السلام می باشند:

درخشید چون برق شمشیر او

به مغرب، نهان کرد خورشید رو

به یک حمله آن شیر پروردگار

قیامت در آن دشت کرد آشکار.

تحت تأثیر مثبت آیین تشیّع، عده ای خوش لحن و زیباسخن به شرح مبارزات مولای صاحب سخن پرداختند و «حمله خوان» نام گرفتند و دیباچه دیوان های خود را به عشق علی علیه السلام آزین بندی کردند:

کشم من ز طبعم سنان و سپر

مکلّل به یاقوت و دُرّ و گُهر.

فریاد حمله خوانان، که همچون نقّالان به ملاحت کلام سخن می گویند، در گوش سرسپاران خاندان رسول اللّه علیه السلام از پس پار و پیرار می پیچد که:

نخستین ببین جنگ مردانِ مرد

چو آمیختی، رو سپس در نبرد.

در روزگاری نه چندان دور، حمله خوانان به سخن نغز از دلاوری های علی علیه السلام و قیامت قامت آن عزیز خدا گریز می زدند:

به خَمّ کمندش قدر بسته دست

به سُمّ سمندش سر چرخ پست

به رزمش سر چرخ اندر کنار

علی شیر یزدان بود، غم مدار

خدنگش دل خصم خس خسته است

نهیبش ره طاغیان بسته است

دل شیر و کام هژبر و نهنگ

بدرّد ز شمشیر شه روز جنگ.

حمله خوانان به هنگام حمله خوانی، نخست از جهان کردگار یاد می کنند و از او برای توصیف رزم نامه ها امداد می جویند:

نخستین، به نام جهان کردگار

کزو گشته چرخ و زمین آشکار.

سپس از صف آرایی دو لشکر معارض در برابر هم خبر می دهند و حریف را در برابر حریف می نشانند:

بیامد به میدان، صف آرای گشت

درفش درخشنده بر پای گشت.

با توجه به این نظم و نظام لشکر بود که حمله خوانان از سینه شرح اصول جنگ و وصف شیوه رزم، بازمی گفتند و پس از صف آرایی، به توضیح هماوردخوانی می پرداختند. مولا علی علیه السلام به حارث خیبری بانگ برمی داشت که:

چنانت بدوزم به تیر خدنگ

که دیگر نجویی رهِ نام و ننگ

بگفت این و چاچی(۲۳) کمان برگرفت

هماورد مانده بدو در شگفت.

«ارجوزه خوانی یا رجزخوانی» مرحله دیگر از مراحل حمله خوانی است. در مجلس جنگ خندق، عمرو بن عبدود، پهلوان پرصلابت دشمن، علیه مولا علیه السلام وارد میدان جنگ می شود و دستان بر کمر می زند و فریاد می زند:

به تن آهنین جامه پوشان کنم

دل خویش از کینه جوشان کنم

من آنگه به سر بر کلاه آورم

سر خود برِ ناف ماه آورم

هنر بینی و مردی و جنگِ من

گراییدن جنگ و آهنگ من.

مولا علی علیه السلام با متانت و وقار، وارد صحنه کارزار می شود و پاسخ می دهد:

گر او «عمرو» نامی است، من حیدرم

همان بازوی دادگر داورم

اگر کوهِ خار است، مومش کنم

هم آواره مرز و بومش کنم

چنانش بیاموزم آهنگ را

که دیگر نپوید ره جنگ را.

حمله خوانان عاشق مولا علیه السلام گاهی برخی از نابکاران را حتی شایسته جنگ تن به تن با مولا علیه السلام نمی دانند و به زبان حال می گویند:

مرا ننگ باشد ز آهنگ تو

بود عارم از کوشش جنگ تو

تأثیر تشیّع بر هنر آوایی ایران در بخش دیگری نیز ظهور و بروز می نماید که «منقبت خوانی» یا «مناقب خوانی» عنوان می گیرد که در بیان بعضی از فضایل افضل اصفیا و اول اولیا، امیرالمؤمنین و امام العارفین، علیِّ مرتضی علیه السلام ، و ما یتعلّق بها می باشد:

در خانه کعبه گر بُوَد منزل تو

وز زمزم اگر سرشته باشد گل تو

گر مهر علی علیه السلام نباشد اندر دل تو

مسکین تو و سعی های بی حاصل تو.

«منقبت خوانی» شیوه ای از تحسین و توصیف اولیا و سرمنشأ امامت حضرت علی مرتضی علیه السلام است در قالب داستان و وقایع نگاری، همه در شأن علی علیه السلام و اولاد علی علیهم السلام و وابستگی آنان به نبیّ خدا صلی الله علیه و آله و همدلی علی علیه السلام با نبی صلی الله علیه و آله .

گشت هم معراج با احمد، علی

زین سخن واقف بود روحِ ولی

زین دو تن شد نور وحدت آشکار

زین دو تن گشته حقیقت پایدار

زین دو تن انوار دارد معرفت

زین دو تن در فخر برتر از صفت.

یکی از برجسته ترین کتب موجود در این زمینه، کتاب بی نظیر مناقب المرتضوی العلوی از تألیفات مولانا کشفی الترمذی الحسینی است که در ۵۰۴ صفحه، قطع وزیری کوچک، به شیوه چاپ سنگی در بندر معموره بمبئی در سنه ۱۲۶۹ ق به چاپ رسیده است.(۲۴) این کتاب در برگیرنده مطالب ذیل است:

باب اول: آیات با برکات قرآنی در شأن امیرالمؤمنین علیه السلام ؛

باب دوم: در بیان احادیثی که سید المرسلین صلی الله علیه و آله از مناقب امیرالمؤمنین علیه السلام فرموده؛

باب سوم: در بیان بعضی از فضایل افضل اصفیاء؛

باب چهارم: در بیان عقد و نکاح سلطان الاولیاء علی علیه السلام با سیده النساء فاطمه علیهاالسلام ؛

باب پنجم: در بیان علم و کشف امیرالمؤمنین علیه السلام ؛

باب ششم: در بیان خوارق عادات و ظهور کرامات معجزات آیات علی مرتضی علیه السلام ؛

باب هفتم: در بیان زهد و وَرَع امیرالمؤمنین علیه السلام ؛

باب هشتم: در بیان سخاوت امیرالمؤمنین علیه السلام ؛

باب نهم: در بیان شجاعت و قوّت امیرالمؤمنین علیه السلام ؛

باب دهم: در بیان فراست و کیاست امیرالمؤمنین علیه السلام ؛

باب یازدهم: در بیان خلافت صوری و معنوی امام علی علیه السلام ؛

باب دوازدهم: در بیان انتقال امیرالمؤمنین علیه السلام از عالم فنا به عالم بقا.

مناقب مرتضوی کتابی است مستطاب که در مناقب و فضایل امیرمؤمنان حضرت علیّ عالی اعلی علیه السلام نگاشته شده است. متن، هم دارای گونه های ادبی(۲۵) است و هم محتوای دینی عرفانی.(۲۶) کتاب مولانا محمّد صالح حسینی ترمذی(۲۷) بی گمان جزو جامع ترین و کامل ترین کتبی است که از تأثیر تشیّع و اثرگذاری مولا علی علیه السلام بر جامعه اسلامی شیعی پرده برمی دارد.

نمونه بارز دیگری از تأثیر تشیّع در هنرهای شنیداری و سمعی و آوایی ایران، «مقتل سرایی» و «مقتل خوانی» است:

از چشم سپیده خواب را می بُردند

از چشمه گل، گلاب را می بردند

بر شانه خود، فرشتگان آهسته

از علقمه، روح آب را می بردند.

«مقتل» در لغت، به معنای قتلگاه و محلّ کشتن است. از این رو، در فرهنگ اسلامی، خبرها و روایات و حوادث خونینی را که در آن شخصیتی محبوب کشته شده باشد، «مقتل» می نامند. مقتل نگاری و مقتل سرایی و مقتل خوانی در حیطه فنّ سخنوری و هنر شاعری و از جمله فنون فصاحتی و بلاغتی محسوب می گردد. به ویژه، محراب های خون نگار و گودابه قتلگاه سیدالشهداء علیه السلام موضوع مقتل های معتبری قرار گرفته اند.

در کنار مقتل نویسی، «مدایح» و «مراثی» هم در زمره هنرهای آوایی مرسوم در سوگ زمان هایند. «مدایح» جمع «مدح» و «مدیحه» است و «مراثی» جمع «مرثیه». «مدح» یعنی ستایش، توصیف به نیک خویی و مدحت، و «مرثیه» در لغت، به معنای عزاداری، شرح محامد و اوصاف متوفّی، چکامه ای است که در عزای از دست رفته ای سرایند و اشعاری است که از نظر مذهبی در ذکر مصایب و شرح شهادت پیشوایان دینی و بخصوص شهیدان کربلا سروده می شود. در تاریخ شیعه، شاعرانی برجسته همچون فرزدق، عوف بن عبداللّه، کمیت اسدی، عبدالله بن کثیر، دعبل و سیّد حمیری با زیباترین وجهی، مفاخر و فضایل اهل بیت علیهم السلام را ترسیم کرده، با سوزناک ترین صورت، برای شهدای کربلا مرثیه سروده اند. در این زمینه مجموعه های معتبری از اشعار شاعران شیعی گرد آمده اند.

در کنار مقتل خوانی، باید از «روضه خوانی»، به معنای ذکر مصیبت سیدالشهداء علیه السلام و مرثیه خوانی برای ائمّه اطهار علیهم السلام ذکر کرد که مورد تشویق امامان و یکی از عوامل زنده ماندن نهضت حسینی و پیوند روحی و عاطفی شیعه با اولیای دین است. اشک ریختن و گریستن در مصایب اهل بیت علیهم السلام نشانه عشق به آنان است و علاوه بر سازندگی های تربیتی برای سوگوار، موجب اجر و پاداش الهی در آخرت و بهره مندی از شفاعت اباعبدالله الحسین علیه السلام است.

معنای «روضه» در اصل، باغ و بوستان است، اما سبب اشتهار مرثیه خوانی به «روضه» آن است که مرثیه خوانان سابقا حوادث کربلا را از روی کتابی به نام روضه الشهدا، که تألیف ملاّحسین کاشفی واعظی سبزواری (م ۹۱۰ ق) یکی از خطبای خوش آواز سبزوار در قرن نهم هجری بود، می خواندند. در این زمینه، بعدها کتاب های متعدّدی از جمله کتاب زاد الواعظین و انیس الواعظین از تألیفات مرحوم میرزا حسین روضه خوان، معروف به «عارفچه» به رشته تحریر درآمد.

«چاووش خوانی» نیز در قلمرو هنرهای آوایی شیعی قرار می گیرد. «چاووش» به معنای پیشرو لشکر و قافله است. در فرهنگ دینی (به ویژه شیعی)، در گذشته های نه چندان دور (و هنوز هم در برخی از ولایات رسم است) طبق مراسم سنّتی، هنگام رفتن زوّار از شهرها و روستاها به زیارت نجف، کربلا، خراسان یا سفر حج، اشخاصی خبره و شیرین زبان و گرم چانه، به نام «چاووش» اشعاری با لحن سوزناک و به شیوه خاص می خوانده اند، هم هنگامه بدرقه زائر و هم وقت استقبال به صورت تک خوانی یا همخوانی. محتوای اشعار هم اغلب سلام و صلوات بر پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام بود:

هر که دارد هوس کرب و بلا بسم الله

هر که دارد سر همراهی ما بسم الله.

***

بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا

ترسم آخر جان دهم در آرزوی کربلا.

***

ز تربت شهدا، بوی سیب می آید

ز توس بوی رضای غریب می آید.

هرچند هنر زیبای شبیه خوانی و تعزیه و هماغوش آن پرده خوانی (روایت حوادث به شیوه تصویری) نیز از دیدگاه کلامی، بخش عمده ای از هنرهای آوایی و شنیداری و سمعی ایران را به خود اختصاص می دهند، اما به خاطر ترکیب عناصر شنیداری و دیداری، توصیف این دو بحث به بخش هنرهای نمایشی موکول می گردد. «نقّالی» مذهبی نیز در حیطه هنرهای شنیداری و ابداع ایرانیان به خاطر دل سپاری به عزیزان خدا، بخش عمده ای از هنرهای آوایی است و طومارهای نقّالی چشمگیری در این زمینه در اختیار داریم.

ب. موسیقی

ایرانیان صاحب ذوق با توجه به پیشینه بهره گیری از آوای خوش و توجه به ظرایف و دقایق منتسب به موسیقی، داودیان دیگری بوده اند در خوش لحنی، و تأثیر این هنر در جهان تشیّع و کاربرد آن به عنوان موسیقی مذهبی، به ویژه در جامه دران های روزهای سوگواری، موجب به وجود آمدن بخش عمده ای از هنرهای شنیداریِ بهره یافته از جهان بینی شیعی شده و قداست این هنر اعجاب انگیز از نظر ارتفاع صوت و شدت صوت و طنین صوت و همراهی آن با ذکر و ورد خواننده مخلص، سبب عنایت به موسیقی مذهبی گردیده که هم در اعیاد مذهبی ویژه اهل تشیّع و هم در وفیات، بخصوص در اجرای شبیه خوانی، از موسیقی استفاده وافر برده اند. موسیقی، آزین بند میادین شبیه خوانی است و از جمله هنرهای آوایی:

تا غرقه دریا شوم از اسلحه جنگ

طبّال بزن طبل که خواهم کنم آهنگ.

«… تاکنون، تعزیه بوده است که موسیقی ما را حفظ کرده. متأسّفانه نمی دانم در آینده چه چیزی تضمین حفظ موسیقی ما را خواهد کرد.»(۲۸)

موسیقی مذهبی افزون بر شبیه خوانی، در حرکات دسته روی و رجزخوانی نیز مدّ نظر قرار می گیرد. البته زمانی موسیقی در مجالس شبیه خوانی دلپذیر می گردد که شبیه خوانان با ظرایف ونکاتِ دقیق دستگاه و مقام و ردیف موسیقی آشنا باشند. یادمان باشد که انتخاب دستگاه های موسیقی همواره بر مبنای تجربه و مطابق قراردادهای خاص انجام می گیرد و بی سبب نیست که هر شبیه خوانی پیوسته آواز خود را در پرده مخصوصی از موسیقی می خواند؛ مثلاً، حُرّ برای اظهار شجاعت و رجزخوانی، در چهارگاه می خواند؛ سنوان در همایون و شوشتری؛ و … .

با توجه به این نکات دقیق و حسّاس است که شادروان استاد ابوالحسن صبا در یادداشت های خود، از موسیقی تعزیه تجلیل می کند و تأسّفی دارد برای از دست دادن موسیقی در شبیه خوانی: «… موسیقی تعزیه بود که می توان آن را “اپراتراژیک” نام نهاد. بهترین جوانانی که صدای خوب داشتند از کوچکی نذر می کردند که در تعزیه شرکت کنند و در ماه های محرّم و صفر، همگی جمع شده در تحت تعلیم معین البکاء (= کارگردان، شبیه گردان، تعزیه گردان و …)، که شخص وارد و عالمی بود، تربیت می شدند. این بهترین موسیقی ای بود که قطعات منطبق با موضوع می شد و هر فردی مطالبش را با شعر و آهنگ رسا می خواند …»(۲۹)

شاعران و محرّرانِ شبیه نامه ها در نسخه های تعزیه، به آگاهی و وقوف تمام، از کاربرد آلات موسیقی (نظیر طبل و سنج و نقاره و شیپور و قره نی و کرنا و …) سخن می گفتند و اختصاص هر لحن و آواز و ردیف و دستگاه و … به مجلس ویژه شبیه خوانی را در نظر می گرفتند.

زبان حال حُرّ را بشنویم که می گوید:

دلیران لشکر، همه فوج فوج

به گردم درآیید چو دریا به موج

نوازید طبل پر آشوب را

بکوبید سنج طلاکوب را.

شمر بن ذی الجوشن علیه اللعنه وقتی به صحرای کربلا می رسد، فریاد می زند:

طبّال، بر زن طبل جنگ، این نیمه شب را بی درنگ

تا بشنود چرخ دو رنگ، از کوفه سردار آمده.

از سوی دیگر، ابن سعد لعین به نوازندگان می نگرد و فرمان می دهد:

ایا کوفیان، از یمین و یسار

شوید از سر کین به مرکب سوار

به ناله درآرید شیپور را

گذارید لب بر لب کرنّا.

خشماهنگ شمر است که در دشت حزین و هماغوش با سکوت کربلا می پیچد که:

زنید ای کوفیان از هر طرف طبل بشارت را

 

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.