خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل شیعه و مذاهب دیگر ؛ بررسی حوزه های جغرافیایی تعاملی و چالشی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل شیعه و مذاهب دیگر ؛ بررسی حوزه های جغرافیایی تعاملی و چالشی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل هنر ایرانی؛ و تأثیرِ تشیع بر گونه های آن
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل هنر ایرانی؛ و تأثیرِ تشیع بر گونه های آن قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
07ساعت
25دقیقه
09ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل شیعیان عربستان سعودی(۱)

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 67

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل شیعیان عربستان سعودی(۱)!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل شیعیان عربستان سعودی(۱) بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل شیعیان عربستان سعودی(۱) از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل شیعیان عربستان سعودی(۱) شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل شیعیان عربستان سعودی(۱) استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل شیعیان عربستان سعودی(۱) با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل شیعیان عربستان سعودی(۱) قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل شیعیان عربستان سعودی(۱) حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل شیعیان عربستان سعودی(۱) به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل شیعیان عربستان سعودی(۱) :

چکیده

در این مقاله، با توجه به برخورد تبعیض آمیز حکومت سنّی عربستان سعودی با اقلّیت شیعی، وضعیت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی شیعیان و همچنین چالش های پیش روی آن ها و حکومت عربستان و راه برون رفت از این چالش ها با تأکید بر عرصه بین الملل مورد بررسی قرار گرفته است.

مقدّمه

شیعیان عربستان سعودی پس از شیعیان عراق، بزرگ ترین جامعه شیعی عرب را در خلیج تشکیل می دهند. مشارکت آنان در جامعه سنّی از تمام شیعیان عرب کمتر است. آن ها بسیار محرومند؛ به این معنا که تنها شیعیانی هستند که نه فقط از تبعیض در عمل، بلکه از تبعیض های قانونی در این کشور رنج می برند و تقریبا بکلی از اظهار علنی سنن مذهبی خود محرومند؛ به عنوان اقلّیتی کوچک، به هیچ وجه نمی توانند خواستار این باشند که به نفوذ سیاسی زیادی در کشور دست یابند. آنان دور از پایتخت (ریاض) و مرکز تجاری جدّه تمرکز یافته اند تا از کانون توجه عمومی به دور باشند البته به استثنای حضورشان در نزدیکی مرکز نفتی «ظهران» که از اهمیت ویژه ای برخوردار است. اگر امروزه زندگی روزمرّه شیعیان تا حدّی آرام است، صرفا به این دلیل است که آن ها (به جز برخی موارد) هرگز به خود جرئت نداده اند تا همچون شیعیان بحرین، که البته در فضایی بسیار بازتر زندگی می کنند، به طور علنی برای آرمان هایشان مبارزه کنند. هرگونه اظهار علنی هویّت شیعی به شدت و مکرّر سرکوب شده است. در واقع، در بین تمامی شیعیان جهان عرب، شیعیان عربستان سعودی حقیقتا «مسلمانان فراموش شده» هستند. این واقعیت، که آن ها در قلب مراکز نفتی پادشاهی سعودی در قسمت شرقی کشور (که منطقه استراتژیک و حسّاسی است) ساکنند، موجب حسّاسیت بیشتر موضوع شده است. شیعیان سعودی سلطه سنّیان بر کشور را با هیچ تهدید جدّی سیاسی مواجه نمی سازند و اهداف سیاسی شان محدود است، اما اگر ناکامی ها آن ها را به افراط بکشانند، ممکن است به تروریسم و خشونتی کشیده شوند که می تواند ثبات کشور را بکلی بر هم زند.

آشنایی با شیعیان عربستان سعودی

از اوایل دوران تشیّعِ نخستین در شبه جزیره عربستان، شیعیان در منطقه «الحساء» (یا «الاحساء» که امروزه به استان شرقی معروف است) در عربستان سعودی کنونی ساکن بوده اند. جوامع شیعی در سراسر منطقه خلیج از آن دوران پیوند نزدیکی با هم داشته اند و مدت ها حکومت های خودگردان را اداره نموده اند. آن ها که عمدتا کشاورز و تاجر بوده اند، به طور نسبی از فرهنگ سنّیان صحراگرد، که در بیابان های دور از دسترس داخل عربستان ریشه دارد، به دور مانده اند.

در حال حاضر، در مورد شمار شیعیان در این کشور پادشاهی اختلاف نظر وجود دارد. حکومت سعودی آن ها را قریب ۲ تا ۳ درصد جمعیت کشور و تقریبا ۳۰۰۰۰۰ نفر قلمداد می کند. بیشتر گزارش ها شمار آن ها را بین ۲۰۰۰۰۰ تا ۴۰۰۰۰۰ ذکر می کنند. با این حال، شیعیان در مورد صحّت این آمارها تردید دارند و به درستی خاطر نشان می کنند که بسیاری از شیعیان اغلب به دلیل تبعیضات موجود، مذهبشان را مخفی نگه می دارند. آن ها مدّعی اند که بسیاری از این شیعیان خود را سنّی می نمایانند؛ زیرا تنها بدین وسیله است که می توانند در دستگاه های اداری مشاغل خود را حفظ کنند. بر این اساس، برخی از شیعیان عربستان سعودی اظهار می دارند که روی هم رفته، تعداد آن ها بر یک میلیون نفر بالغ می شود و البته این رقم بسیار قابل تردید می نماید. با این همه، احتمال دارد که شمار شیعیان بیش از نیم میلیون نفر باشد. علاوه بر این، تصور می شود که شیعیان در منطقه اصلی تجمعشان، یعنی استان شرقی یا «الحساء»، ۳۳ درصد کل جمعیت را تشکیل دهند. آن ها در واحه «القطیف» قریب ۹۵ درصد جمعیت و در واحه «الهفوف» نیمی از جمعیت را شکل می دهند. ساکنان شهرهای دیگر و جدیدتر «الحساء»، همچون «ظهران» و «الخبر»، اکثرا سنّی هستند. در مناطق «القطیف» و «الهفوف» شیعیان می توانند در محیطی کاملاً شیعی زندگی کنند.

از دیدگاه شیعیان، در سراسر تاریخ، وهّابی های سعودی بزرگ ترین بلای جامعه آن ها بوده اند. از اواخر قرن هجدهم، که اولین یورش از سه حمله وحشیانه وهّابی ها به رهبری ابن سعود برای فتح نظامی مناطق شیعی آغاز گردید، شیعیان در معرض حملات و تخریب مساجد، حرم ها و حتی فرهنگ و شیوه زندگی شان قرار گرفتند. وهّابیان متعصّب بدوی، شن زارها را تا خلیج درنوردیدند و با این هدف که اسلام را از همه ناخالصی ها و آثار بیگانه پاک سازی کنند، راه شمال را در پیش گرفتند. وهّابی ها شیعیان را به علت احترام ویژه ای که برای افراد مقدّس [به ویژه ائمّه اطهار علیهم السلام [قایلند که البته این عمل در میان بسیاری از سنّی های غیروهّابی نیز متداول است کافر و معتقد به چند خدا به حساب آورده و به شرک متهم می کنند. بدین سان، الگوی رفتاریِ خشک وهّابی های سنّی بر زندگی اجتماعی شیعیان تحمیل شده است.

وهّابی ها در سال های ۱۸۰۳ و ۱۸۰۶ از شمال عربستان وارد عراق شدند و با بی حرمتی وصف ناپذیری نسبت به شیعیان، به غارت حرم حسین بن علی در کربلا پرداختند، اگرچه نیروهای وهّابی توسط ترک های عثمانی عقب رانده شدند و به مرکز عربستان گریختند. جنگجویان وهّابی در میانه قرن نوزدهم، برای بار دوم به شیعیان، که آن ها را «کافر» می خواندند، حمله کرده، بخش عظیمی از سواحل خلیج را تصرف نمودند. در این زمان، قوای وهّابی به سرکردگی ملک عبدالعزیر، بر بیشتر قسمت های کشور دست یافتند و آن را به صورت یکپارچه درآوردند. پیروزی سوم وهّابیان در سال ۱۹۱۳ به دست آمد.

پژوهشگری به نام ژاکوب گلدبرگ معتقد است که به مرور زمان، تغییری تدریجی در سیاست سعودی نسبت به شیعیان صورت گرفته است. خشن ترین و ایدئولوژیک ترین گرایش ها در آن دسته از قوای بدوی یافت می شد که به عقاید خالص وهّابی یعنی نیروی محرّک پیروزی وهّابیان معتقد بود. با این حال، هنگامی که خاندان سلطنتی مسئولیت حاکمیت بر مناطق تصرف شده را بر عهده گرفت، نگرش واقع بینانه تری اتخاذ کرد که به شیعیان اجازه می داد تا به طور خصوصی (و نه علنی) اعمال مذهبی شان را به اجرا درآورند. از آن پس، حکومت، شیعیان را به پذیرش آیین وهّابیت مجبور نمی ساخت، یا به جرم ارتداد و شرک به قتل نمی رساند، اگرچه گروهی از علمای سعودی بر این رویکرد اصرار می ورزیدند. معیار ارزیابی ها وفاداری سیاسی بود، نه راست کیشی مذهبی. البته تشیّع به عنوان یک مذهب هرگز مورد تأیید قرار نگرفته است؛ تلویحا سعودی ها معتقدند: تشیّع مذهبی غیرقانونی است که حتی اگر برای ریشه کن کردن آن تلاش نشود، صرفا در انزوا و به صورت شخصی قابل مداراست.

از ۱۹۱۳ تا ۱۹۸۵، شیعیان تحت سلطه مستقیم خاندان بن جیلویی قرار داشتند. اینان حاکمانی محلّی بودند که به حکم خاندان سلطنتی فرمان می راندند. در گزارش حقوق بشر بین المللی که در سال ۱۹۹۶ توسط حقوقدانان ایالت «مینه سوتا»ی آمریکا در مورد عربستان سعودی منتشر شده، حکومت خاندان بن جیلویی «بی رحم و ظالم» توصیف شده اند «که مشخصه آن ها نفرت از شیعیان است.» همین گزارش وضعیت اقتصادی ایالت شرقی را این گونه توصیف می کند:

«ایالت شرقی با وجود دارا بودن گنجینه ای از منابع طبیعی، یکی از فقیرترین مناطق عربستان سعودی است. دولت در مقایسه با دیگر مناطق عربستان سعودی، بودجه اندکی به پروژه های ساختمانی، جاده ها، بهداشت و تعلیم و تربیت در منطقه شرقی اختصاص داده است. یک روزنامه نگار اظهار داشته است: خانه های این منطقه به گونه ای غیرقابل تصور، پایین تر از استانداردهای عربستان هستند. تا اوایل دهه ۱۹۸۰، زندگی در حلبی آبادها امری عادی به شمار می آمد. شهرهای شیعه نشین هنوز فاقد تسهیلات پزشکی جدیدی هستند که در شهرهایی همچون «ریاض» و «جدّه» در دسترسند. تنها در سال ۱۹۸۷ بود که حکومت سعودی بیمارستان «القطیف» (اولین بیمارستان پیشرفته ایالت شرقی) را احداث کرد.

انتقاد شیعیان از دولت سعودی

در یک انتقاد صریح از دولت سعودی، که به صورت نوشته ای بی نام نگاشته شده است، یکی از فعّالان برجسته شیعی، رژیم سعودی را با اصطلاحات سیاسی فراگیرتری مورد انتقاد قرار می دهد، بخصوص از آن نظر که رژیم نتوانسته است همه مردم کشور را تحت مفهومی مشترک از شهروندی متحد سازد. هیچ گونه احساس یگانگی با دولت یا احساس وفاداری به آن (به عنوان بخشی از یک آرمان عمومی) پدید نیامده است. به عکس، «وحدت» ملّی فقط در معنایی حقوقی و اداری وجود دارد و کاملاً به اجبار و اساسا در جهت منافع وهّابی های ناحیه مرکزی «نجد» بر سراسر کشور تحمیل شده است. هر نوع ایدئولوژی و نگرش به اصطلاح ملّی در واقع، فقط برنامه اقلّیت حاکم و منطبق با نگرش تنگ نظرانه وهّابی و نجدی است که قسمت اعظم کشور سهمی در آن ندارد.

نه تنها مراکز شیعی تعطیل شده اند، بلکه از فعالیت مدارس فقهی سنّیان غیر وهّابی نیز جلوگیری شده است، اعم از سنّی حنفی در «حجاز» (ساحل دریای سرخ) و شمال غربی (منطقه مرزی اردن) و سنّی شیعی زیدی در «عسیر» (ساحل جنوب غربی). فرهنگ های متفاوت این مناطق همگی تابع [فرهنگ] نجد قرار گرفته اند که طبقه حاکم کشور به رهبری خاندان سلطنتی را پدید آورده است.

این نوشته انتقادی شیعی می پذیرد که طی سه دهه گذشته، حکومت با بهره گیری از ثروت هنگفت نفتی و نیز تأسیسات ارتباطی، در حد قابل ملاحظه ای زمینه فیزیکی و مادی همبستگی کشور را در عرصه های اقتصادی، اداری و زیربنایی فراهم آورده است. ثروت نفت تقریبا به حال تک تک افراد کشور مفید بوده است (البته برای شیعیان به مراتب بسیار کمتر)، اما دولت به صورت آشکار در ایجاد نوعی احساس روانی شهروندی یا تجربه ملّی مشترک ناکام بوده و از عهده ایجاد یک «ملت کشور» حقیقی برنیامده است. این واقعیت که همه باید بر اساس نام طایفه خاندان سلطنتی، خود را «سعودی» بنامند، هنوز بیشتر شهروندان سعودی را به شدت رنج می دهد. ممکن است این نام پس از خاندان سلطنتی باقی نماند. بسیاری از مخالفان سعودی مستقر در خارج از کشور از به کارگیری ترکیب واژگانی «عربستان سعودی» امتناع می ورزند و فقط عنوان «عربستان» یا «پادشاهی» را به کار می برند. بسیاری از سعودی های غیرنجدی ساکن در مناطق دیگر، به صورتی گسترده شیعیان را در این انتقادات همراهی می کنند. این ناکامی در ایجاد احساس مشترک شهروندی، آینده کشور را در معرض گرایش های تجزیه طلبانه بالقوّه ای در تمامی مناطق قرار خواهد داد. این جنبش ها هم اکنون به صورتی نوپا وجود دارند.

بدین دلیل است که شیعیان احساس می کنند «تشیّع» در واقع، تنها هویّتی است که امروزه در این کشور پادشاهی در پیش روی آنان قرار دارد. آن ها واقعا «شهروندان» عربستان سعودی نیستند و حکومت پادشاهی آنان را از خود طرد کرده، مظنون به حساب آورده و در پایین ترین سطح نظام اجتماعی جای داده است. در نتیجه، اساسا هویّت مهم دیگری برای انتخاب در پیش روی شیعیان قرار ندارد و به همین دلیل، آن ها به طور غیر ارادی به هویّت اصلی شیعی خود تشبّث می جویند. تنها زمانی که نظام سیاسی و اجتماعی کشور تغییر کند، شیعیان می توانند در چارچوب جامعه سعودی هویّت فراگیری «تعلّق به کشور» را برگزینند.

شیعیان عربستان با مشکلاتی که شیعیان دیگر کشورهای عربی با آن ها درگیرند نیز مواجهند: آن ها باید به چه کسی وفادار باشند؟ به حکومتی که آن ها را نادیده گرفته است؟ به خاندان سلطنتی، آن هم به امید اینکه آن ها را از گسترش تبعیض اجتماعی و مذهبی توسط دولت و جامعه سعودی محافظت کند؟ یا اینکه آن ها ابتدا باید به جامعه محلّی خود یا حتی به فرهنگ منطقه ای و شیعی گسترده تری وفادار باشند؟ این رژیم سعودی و نه خود شیعیانند که گزینه انزوای محلّی را در برابر جامعه شیعه قرار می دهد.

نارضایتی های کنونی شیعیان

شیعیان در دوران حاکمیت سعودی ها، همواره در معرض تبعیض های رسمی و تضییع حقوق اجتماعی شان قرار داشته اند. مهم ترین موارد نارضایتی آن ها عبارتند از:

تبعیض مذهبی

شیعیان عربستان سعودی به لحاظ مذهبی، در معرض تبعیض دینی نظام مند، رسمی و قانونی قرار دارند. آن ها تنها شیعیان جهان اسلامند که به طور رسمی، مسلمان بودنشان انکار می شود. در سال ۱۹۲۷ علمای رده بالای سعودی فتوایی صادر کردند که بر تکفیر شیعیان دلالت داشت؛ یعنی محکومیت آنان به عنوان افرادی مرتد و کافر، که مستحق مجازات مرگند. این اعلامیه بیان می کرد که «شیعیان حق ندارند اعمال دینی انحرافی شان را بجا آورند و اگر این تحریم را زیر پا بگذارند، باید از سرزمین مسلمانان تبعید شوند.» در سال ۱۹۹۱ یک عالم رده بالا، بن جبرین، با صدور فتوایی، مجددا بر کافر بودن شیعیان تأکید کرد. بر اساس چنین حکمی، کشتن آن ها از لحاظ فقهی غیرمشروع نخواهد بود. در میان عامّه مردم، باوری از دیرزمان شایع است که تمامی شیعیان هنگامی که مراسم حج بجا می آورند، هدفی پنهانی در سر می پرورانند و آن آلودن کعبه مقدّس با مدفوع انسانی است. در واقع، ادعا می شود که دست کم یک شیعه در چند دهه پیش به این جرم اعدام شده است. همچنین اعتقاد بر این است که شیعیان سه خلیفه نخست (جانشینان پیامبر) را لعن می کنند. اینان، که «خلفای راشدین» (هدایت یافته) نامیده شده اند، پیش از [حضرت] علی [ علیه السلام ] که از خانواده پیامبر بود به خلافت رسیدند. (در گذشته، این گونه لعن و نفرین ها واقعا از سوی برخی شیعیان صورت می گرفت، هرچند روحانیان رده بالای ایران به طور رسمی چنین اظهاراتی را ممنوع کرده اند.)

حق شیعیان برای احداث مساجد یا رسیدگی به عبادتگاه های دینی خود (حسینیه ها) به شدت محدود شده است. محدودیت های تحمیل شده از سوی حکومت برای ساختمان سازی به این معنا هستند که برای مثال، در «صفواء» (شهری با جمعیت ۱۰۰۰۰۰ نفر که عمدتا شیعه اند) فقط سه یا چهار حسینیه اجازه فعالیت دارند و مجوّز احداث ساختمان جدیدی داده نشده است. علاوه بر این، در سال ۱۹۹۰ مقامات سعودی به تعطیلی حوزه علمیه «المبارزه»، مدرسه ای دینی که به مدت ۱۶ سال فعالیت می کرد، مبادرت ورزیدند و برخی از مدرّسان آن را بازداشت کردند.

به گفته شیعیان، آنان مجاز نیستند هیچ نوع آثار مکتوب مذهبی درباره تشیّع در اختیار داشته باشند و در صورت تلاش برای وارد کردن چنین آثاری به کشور بازداشت می شوند. اذان به شکل شیعی اش مجاز نیست و باید با روش سنّیان مطابقت داده شود. پلیس اخلاقی (مطوّعین) اغلب در خیابان ها برای شیعیان ایجاد مزاحمت می کند، هرچند از نظر حقوقی، شیعیان در اجرای مذهبی خود به طور خصوصی مجازند. خوردن غذای شیعیان در مراسم بزرگداشت روز «عاشورا» رسما برای سنّیان سعودی ممنوع است و وهّابی های افراطی گوشتی را که شیعیان ذبح کرده باشند نمی خرند؛ چرا که آن را «نجس» می دانند. بر اساس عرف وهّابی، مردان شیعی نمی توانند با زنان سنّی ازدواج کنند.

از زمان انقلاب ایران، رژیم سعودی هرگونه مسافرت شیعیان به ایران را ممنوع اعلام کرده است. از سوی دیگر، با تحریم حق فراگیری آموزه های شیعی در داخل عربستان سعودی، شیعیان برای کسب تحصیلات دینی راه دیگری پیش روی خود ندارند. شیعیان میان دو مخمصه گرفتار شده اند: الف. ماندن در داخل کشور و محرومیت از تحصیلات دینی؛ ب. دنبال کردن این تحصیلات در خارج از کشور و گردن نهادن به مجازات.

هرچند از اوایل قرن بیستم، ایدئولوژی رسمی علیه شیعیان التهاب پیشین خود را از دست داده، اما همچنان روحیه ضد شیعی فراگیری بر محافل دینی سنّتی عربستان سعودی حاکم است. برای مثال، در سال ۱۹۹۳، یادداشتی برای ریاست کمیته علمای اعلای آن زمان، شیخ بن باز، فرستاده شد که سلوک شیعیان را نکوهش کرده، با بیانی غضب آلود، خواستار مبارزه شدید با همان چیزهایی بود که در دل مطالبات شیعیان نهفته اند. این یادداشت اظهار می دارد که شیعیان روزبه روز جسورتر می شوند، «با سنن توحیدی ما در اینجا مقصود همان سنّن وهابی است در مدارسشان مخالفت می کنند، از مشارکت در سنن دینی ما امتناع می ورزند، در مراکزشان مرام خود را تبلیغ می کنند، خواستار آنند که تشیّع به عنوان یک مکتب فقهی قانونی به رسمیت شناخته شود، طالب آزادی مذهبی و حفظ حرمت اماکن مذهبی شان هستند، حق ساختن حسینیه، تعلیم تشیّع در مدارسشان و انتشار کتب شیعی را درخواست می کنند و از دولت می خواهند که به مبارزه با تشیّع خاتمه دهد.» بدین سان، آیین سنّتی وهّابی تقاضای شیعیان را، که خواستار کاهش تبعیض علیه خویشند، وقیحانه تلقّی می کند.

تبعیض فرهنگی

شیعیان احساس می کنند که از نظر فرهنگی، به شدت سرکوب شده اند. کتاب ها، سرودها و نوارهای مذهبی شیعی ممنوعند و در اختیار داشتن آن ها مجازات به همراه دارد. استفاده از برخی اسامی شیعی نیز غیرقانونی است. رژیم درصدد محو فرهنگ محلّی شیعی است، حتی تغییر نام ایالت قدیمی «الحساء» به «ایالت شرقی» عنوانی فاقد محتوای فرهنگی نیز در همین زمینه صورت گرفته است. شیعیان مجاز نیستند کتاب هایی درباره تاریخ یا فرهنگشان منتشر کنند.

در نظام آموزش و پرورش نیز تعالیم وهّابی بر شیعیان تحمیل می شوند: آنان نه تنها مجاز به تعلیم تشیّع نیستند، بلکه مجبورند آموزه های وهّابی را که مشتمل بر تقبیح رسمی و تحریم تشیّع هستند فراگیرند. در درس «تعلیمات دینی»، که بخش مهمی از برنامه آموزشی مدارس از دوره ابتدایی تا دبیرستان است، منحصرا وهّابیت تعلیم داده می شود و آشکارا تشیّع، حتی در مناطق شیعه نشین، محکوم می گردد. کتب درسی دینی بر عقاید متحجّرانه وهابی تأکید می ورزند و آن دسته از عقاید و اعمالی را که با وهّابیت ناسازگار باشند، کفر و شرک می خوانند. در همین زمینه، در یک کتاب درسی که از طرف دولت تهیه شده و به کلاس نهمی های ایالت شرقی تعلیم داده می شود، اعمالی (شیعی) همچون زیارت و اعطای هدیه و قربانی به حرم [ائمّه اطهار علیهم السلام ] محکوم شده است؛ چرا که ادعا می شود این کارها با اصل توحید مغایرت دارند و کسانی که این کارها را انجام دهند مرتکب گناه شرک و ارتداد شده اند. علاوه بر این، کتب درسی «علاقه مفرط» به اهل بیت پیامبر[ علیهم السلام ] را به عنوان نوعی از بت پرستی محکوم می کنند، به کودکان شیعه می آموزند که «رفض» (اصطلاحی توهین آمیز که وهّابی ها در مورد تشیّع به کار می برند) از تلاش ملحدان و مخالفان برای بدنام کردن پیامبر و نابودی اسلام سرچشمه گرفته است.

مدارک متعددی گواه آنند که برخی از دانش آموزان، به ویژه دختران نوجوان، بر اثر القائات مذهبی ضد شیعی، دست از تشیّع کشیده اند. از این روست که شیعیان نگران از دست دادن فرهنگ و هویّتشان هستند و بیم آن دارند که در فرهنگ تحمیلی حکومت جذب شوند؛ فرهنگی که از جمله اهدافش تضعیف تشیّع به عنوان یک مذهب و سنّت است.

تبعیض قانونی

شیعیان از تمامی مشاغل مهم حکومتی محرومند و حتی در امور مربوط به مناطق خود نیز از حق خودمختاری و خودگردانی برخوردار نیستند. ورود شیعیان به دست کم ۵۰ درصد دانشگاه ها و مؤسسات تحقیقاتی ممنوع است. در دادگاه ها به شیعیان اجازه شهادت نمی دهند. علاوه بر آن، جایگاه شیعیان با سنّیان در دادگاه برابر نیست. در دادگاه های سعودی، هیچ قاضی شیعه ای وجود ندارد.

تبعیض اقتصادی

استان «الحساء»، از رفاه عمومی، که مشخصه بخش های دیگر کشور است، سهمی ندارد. این وضعیت طی دهه گذشته تا حدی بهبود یافته، اما فاصله همچنان چشمگیر است. شیعیان منطقه مرتّب از کار اخراج می شوند، بخصوص از شرکت نفتی «عربی آمریکایی» (

ARAMCO

)که یک سوم نیروی کار و مشاغل تخصصی و فنی آن را تشکیل می دهند. شیعیان [تنها] اندکی از مشاغل دولتی را در دست دارند. زنان شیعه از زمان های گذشته حق معلم شدن نداشته اند. این در حالی است که معلمی یکی از اندک مشاغلی است که در این کشور پادشاهی برای زنان مجاز است. اخیرا این ممنوعیت لغو شده، اما به زنانی که برای معلمی آموزش دیده اند اغلب به طور عمد مشاغلی به دور از استان بومی شان پیشنهاد می شود. در جامعه سختگیر سعودی، که در آن اصولاً کار کردن برای زنان با مشکل همراه است، دوری زنان از خانواده مشکلات مضاعفی به همراه دارد. با این همه، زنان شیعه بسیاری این مشاغل را به عنوان نوعی مبارزه جویی و نیز اظهار خوداتکایی جامعه شیعه پذیرفته اند.

جایگاه شیعیان در حکومت

شیعیان هیچ نفوذی در حکومت سعودی ندارند. گاه و بی گاه در یک بخش صنعتی وزیری شیعی در کابینه حضور داشته، اما بجز این موارد، آن ها تقریبا هیچ سمتی در سطوح رده بالای حکومتی نداشته اند. ورود به دستگاه قضایی، واحد افسری ارتش، قوای امنیتی و گارد ملّی برای آن ها مجاز نیست. ظاهرا اشتغال در وزارت حج و وزارت امور اسلامی نیز برای آن ها ممنوع است.

به دنبال بیش از سه دهه بررسی، رژیم سرانجام در سال ۱۹۹۳ اقدام به تأسیس مجلس شورا کرد. اعضای این مجلس همگی انتصابی هستند و هیچ گونه اختیار قانونی یا قانون گذاری ندارند. وظیفه آن ها این است که هرگاه از آن ها درخواست شود، در مورد مشکلات نظر دهند و قوانین را در زمینه های خاص پیشنهاد کنند. اعضای این مجلس تحصیل کرده، عمدتا با پیشینه تخصصی و شمار زیادی از آنان دارای درجه دکتری از خارج کشور می باشند. در نخستین مجلس، تنها یک شیعه به نام دکتر جمیل الجیشی، که استاد دانشگاه بود، عضویت داشت.

در ژوئیه ۱۹۹۷، شاه فهد اعضای مجلس را از ۶۰ نفر به ۹۰ نفر افزایش داد؛ نیمی از ۶۰ نفر نخست با چهره های جدید جایگزین شدند. بنا بر گزارش مطبوعات، مجلس جدید ۴ عضو شیعه داشت. به نظر برخی مفسّران، انتصاب چهار عضو شیعه منعکس کننده آمار رسمی سعودی در مورد شمار شیعیان است که آن ها را تقریبا ۴ درصد جمعیت کشور برآورد می کند. اما ادعای خود شیعیان آن است که از این چهار عضو به اصطلاح شیعه، در واقع، تنها دو نفر شیعه اند و دو عضو دیگر فقط نام هایی دارند که می توان آن ها را [اسامی] شیعی به حساب آورد. به گمان اصحاب مطبوعات، شاید افزایش تعداد نمایندگان شیعه نمادی بوده است از تلاش برای ایجاد توازن در روابط با شیعیان. در پی سخت گیری امنیتی علیه شیعیان، که پس از بمب گذاری «الخبر» در سال ۱۹۹۶ صورت گرفت، رژیم شیعیان را عامل این بمب گذاری می دانست. با اینکه شورا قدرت بسیار محدودی دارد، اساسا نمایندگی شیعیان در مجلس، برای علمای محافظه کار وهّابی بسیار ناگوار است.

فعالیت های سیاسی سازمان یافته شیعیان

تا پیش از انقلاب ایران، مخالفت شیعیان با رژیم سعودی عمدتا در قالب مشارکت در جنبش های چپگرا تبلور می یافت؛ جنبش هایی همچون حزب غیرقانونی کمونیست سعودی یا دیگر جنبش های چپگرای افراطی غیرقانونی مانند «حزب عمل سوسیالیستی عربی در شبه جزیره عربی» (حزب العمل الاشتراکی العربی فی الجزیره العربیه). در کشورهای دیگر خلیج نیز چنین گرایشی مشاهده شده است، به گونه ای که شیعیان در جست وجوی جنبشی جهان شمول و غیرفرقه ای که آن ها را بپذیرد، با احزاب «بعث» عراق و سوریه یا با دیگر جنبش های مشابه در منطقه خلیج پیوند برقرار کرده اند.

علاوه بر این، دهه ۱۹۶۰ شاهد ایجاد «سازمان انقلابیان پیش گام» بود که در کل منطقه فعالیت می کرد و با گروه های مشابه در بحرین و عراق مرتبط بود. این سازمان تحت تأثیر عقاید آیه اللّه سیدمحمّد شیرازی تأسیس شد و به جای حمایت از خشونت، خواستار «تعلیم و آگاهی دادن به توده ها» بود. با اینکه این گروه در عربستان سعودی به شدت مخالف رژیم بود، اما نشانه ای از خشونت در عملکرد این سازمان به چشم نمی خورد، حتی در ناآرامی های سال ۱۹۸۷ در مکّه، که در پی آن ایران خواستار جهاد علیه عربستان سعودی گردید، این سازمان همچنان خاموش ماند. در سال ۱۹۷۵ شاخه سعودی [سازمان] علنی شد و خود را «سازمان انقلاب اسلامی در شبه جزیره عربی» (منظّمه الثوره الاسلامیه فی الجزیره العربیه) نامید. محققی به نام مأمون فندی، دوران بین ۱۹۷۵ تا ۱۹۸۵ را «مرحله منازعه جویانه» جنبش شیعی می نامد و مشخصات آن را چنین برمی شمارد: توجه اندک به واقعیت های محیط سیاسی که گروه در آن فعالیت می کرد، تأکید بر پیرایش اسلام از اعمال صوفیانه، و نگرشی سازش ناپذیر نسبت به دولت سعودی که از نظر آن ها غیرقانونی بود. این نگرش دیدگاه های انقلاب اسلامی ایران را نیز منعکس می ساخت.

بی تردید، انقلاب ایران امیدها و آرزوهای تازه ای در میان شیعیان منطقه خلیج برانگیخت. تصرف مسجد اعظم [مسجد الحرام] توسط مخالفان سنّی نجدی به رهبری جهیمان العتیبه در سال ۱۹۷۹، آرامش پادشاهی سعودی را برهم زد و براثر آن نارضایتی هایی که از مدت ها پیش وجود داشتند، در اواخر سال به شورش شدید و گسترده شیعیان در ایالات شرقی منجر شدند. دست کم ۲۰ نفر در جریان سرکوب وحشیانه ناآرامی ها کشته و صدها تن بازداشت شدند. اما ضربه ناشی از این حوادث پادشاهی سعودی را به تجدیدنظر در اوضاع واداشت. حکومت عربستان سعودی در همان حال که به سرکوب هرگونه مخالفت شیعیان ادامه می داد، برای اولین بار، تصمیم گرفت تا با احداث مدارس و جاده های بیشتر، شرایط بد اقتصادی ایالت شرقی را بهبود بخشد. در سال ۱۹۸۷ کار احداث اولین بیمارستان پیشرفته ایالت به پایان رسید. یکی از پسران پادشاه، شاهزاده محمّد بن فهد، در ۱۹۸۴ به فرمانداری این منطقه منصوب شد. پیش از وی، بن جیلویی، که بسیار فاسد، مستبد و اهل تبعیض بود، بر منطقه حکم می راند. از آن پس، تبعیض ها تا حدی کمتر شده اند، و هرچند شمار کارگران شیعه در شرکت

ARAMCO

همواره رو به کاهش بوده، اما شیعیان [همچنان [نیروی کار اصلی ایالت شرقی را تشکیل می دهند.

به گفته فندی، در سال ۱۹۸۸ دگرگونی عمده ای در اندیشه شیعی سعودی در میان پیروان آیه اللّه شیرازی صورت گرفت که به لفّاظی های انقلابی خاتمه بخشید و تقاضا برای حرکت به سوی دموکراسی و رعایت حقوق بشر را در دستور کار خود قرار داد. بر این اساس، در سال ۱۹۹۰، پس از اشغال کویت توسط عراق، این گروه به طور رسمی به روابط تشکیلاتی و ایدئولوژیکی خود با سایر سازمان های شیعی در کشورهای دیگر خاتمه داد و نام «جنبش اصلاح» (الحرکه الاصلاح) را برای خود برگزید که اهداف اصلی آن عبارت بودند از: استقلال از سیاست های ایران، و تحقق اصلاحات در پادشاهی سعودی، به ویژه از طریق جلب توجه غرب. فعالیت سیاسی و اعمال فشارهای رسانه ای ابزار اصلی این جنبش قلمداد می شدند. تاکنون گروه آیه اللّه شیرازی از درگیرشدن در خشونت های سیاسی اجتناب ورزیده است.

بر اساس خط مشی سیاسی جدید در سال ۱۹۹۱ گروهی از مخالفان برجسته شیعی، که در لندن و واشنگتن به فعالیت مشغول بودند و خود را «کمیته بین المللی دفاع از حقوق بشر در خلیج و شبه جزیره عربی» (

ICDHR-GAP

) می نامیدند، به انتشار اطلاعات ضدرژیم اقدام کردند. این سازمان با انتشار نشریاتی به زبان های انگلیسی و عربی، همچون الجزیره العربیه، مشکلات مربوط به حقوق بشر در پادشاهی را افشا می کرد و نقدی همه جانبه از رژیم ارائه می داد. این اطلاعات، که هم در غرب انتشار می یافتند و هم از طریق پست و نمابر به عربستان ارسال می شدند، نشانگر شکل گیری نخستین جنبش آزاد مخالف رژیم بودند که به هیچ وجه با دیگر جنبش های افراطی عرب در خاورمیانه پیوندی ندارند. این مبارزه اطلاعاتی، به ویژه با عنایتی که به مخاطبان غربی نشان می دادند، به طور قابل ملاحظه ای آرامش رژیم را برهم زد و تلاش طولانی رژیم برای آنکه خود را منبع انحصاری اطلاعات مربوط به کشور باشد، درهم شکست. این نشریات به عمد، مسائل را در قالب اصطلاحات سیاسی غربی و از جمله با توجه به حقوق بشر مطرح می ساختند. این جریان بی سابقه اطلاعات، تصویر موقّرانه و صلح جویانه از عربستان سعودی را، که در گذشته به خوبی حفظ شده بود، لکه دار کرد.

پس از جنگ خلیج در سال ۱۹۹۱ و با پیدایش اولین نمودهای مخالفت جدّی و سازمان یافته مذهبی سنّی ها با حکومت سعودی، خط مشی رژیم در خصوص شیعیان چرخش دیگری یافت. استقرار سربازان ایالات متحده در پادشاهی، امر بسیار بحث انگیزی بود که حتی موجب اختلاف در میان علمای سنّی شد. مسئله این بود که آیا واقعا برای دفاع از کشور نیازی به سربازان غیرمسلمان است؛ امری که بر اساس شرع اسلام، تنها زمانی مجاز است که شرایط فقهی خاص مربوط به «ضرورت» فراهم باشد؟ استمرار حضور این سربازان خارجی نیز مسئله دیگری بود؛ چرا که رژیم این حضور را «موقّتی» اعلام می نمود، در حالی که سربازان آمریکایی با خاتمه جنگ، این کشور را ترک نکردند. از نظر سنّیان مخالف، معیار قرآنی برای حضور نظامی غیرمسلمانان رعایت نگشته بود و روحانیان افراطی تر رژیم را متهم می کردند که فتواهای مورد نیازش را بر شورای رام و «دولتی» علمای اعلام تحمیل می کند.

آنچه موجب ناخشنودی بیشتر روحانیان سنّی مخالف می شد، این احساس بود که ایالات متحده از خاندان سلطنتی پشتیبانی می کند؛ خاندانی که به صورت روزافزون بر نامشروع بودن حاکمیتشان بر اساس مبانی اسلامی تأکید می شود. آن ها رژیم را متهم می کردند که تنها برای رسیدن به منافع خود، با واشنگتن روابط برقرار ساخته و بر این اساس، به خرید انبوهی از سلاح های غربی در قبال تأمین نفت غرب به قیمت ناچیز تن داده است. همه این اقدامات در عوض کسب تعهد غرب برای کمک به حفظ قدرت خاندان سلطنتی صورت گرفته است. گسترش فساد در میان خاندان سلطنتی نیز بر نارضایتی روحانیان از حاکمیت آنان افزوده است. بسیاری از این سنّیان مخالف که برجسته ترین آن ها محمّد المسعری و سعد الفقیه و هر دو از خانواده های مذهبی سرزمین نجدند، به خارج گریخته و در لندن، مراکز اطلاعاتی و تبلیغاتی تأسیس کرده اند. مهم ترین این سازمان ها یعنی «کمیته دفاع از حقوق مشروع» (

CDLR

) و پس از آن «جنبش اصلاحات اسلامی در عربستان» (

MIRA

) به پیروی از سازمان شیعی «

ICDHR-GAP

» به چاپ نشریاتی درباره موارد نقض حقوق بشر و دیگر مفاسد نظام پادشاهی اقدام کرده اند. هر دو سازمان با انگشت نهادن بر نام افرادی خاص، فساد درونی رژیم را علنی ساخته، این اطلاعات را به همه سطوح کشور از جمله مطبوعات و ظاهرا حتی به درون کاخ های سلطنتی به وسیله نمابر ارسال کردند. آن ها خطوط تلفن مطمئنّی در لندن تدارک دیدند که شهروندان سعودی می توانستند از طریق آن ها گزارش ها و اخبار مربوط به فساد درون ساختار حکومتی را ارسال کنند تا «جنبش اصلاحات اسلامی در عربستان» آن ها را منتشر سازد. این جناح مخالف سنّی مستقر در لندن و واشنگتن، برای اولین بار، به استفاده از پست الکترونیک (

E.mail

) و پایگاه های وب (

Web Sites

) در حد وسیع اقدام کرد تا پیامش را در سطح گسترده ای از مخاطبان، از جمله مطبوعات، محققان و مأموران دولت های خارجی ترویج کند.

بر اثر این فشارهای گسترده، رژیم سعودی در حرکتی استراتژیک و شگفت انگیز درصدد کم کردن از فشار شیعیان مخالف برآمد. روحانی برجسته شیعه، شیخ حسن الصفّار، که در خارج از کشور اقامت داشت، پیش از این و به صورت علنی، نسبت به مذاکره با رژیم اظهار تمایل کرده بود، مشروط بدانکه بر سر مسائل اساسی گفت وگو شده، گام هایی در جهت کاهش تبعیض های ضد شیعی برداشته شوند. همچنین رژیم سعودی به این نکته توجه داشت که شیعیان سعودی به شدت با اشغال کویت توسط صدّام در سال ۱۹۹۱ مخالف بودند و از خط مشی سعودی در طول جنگ حمایت می کردند. خلاصه کلام اینکه تهدیدی که از جانب شیعیان احساس می شد و با انقلاب ایران تشدید شده بود، به نظر می رسید که کاهش یافته است. در سال ۱۹۹۴ رژیم طی اقدامی بی سابقه، بسیاری از مخالفان برجسته شیعه را به کشور دعوت کرد تا در خصوص دست کشیدن از مبارزه ضدحکومتی با آن ها مذاکره کند. «جنبش اصلاحات» فهرستی از خواسته های خود را ارائه داد که موارد نارضایتی آن ها از حکومت را منعکس می ساختند. این فهرست به شرح ذیل بود:

صدور بیانیه ای از سوی حکومت که تشیّع را به عنوان یک فرقه اسلامی محترم بداند و حق شیعیان را برای عمل به عقایدشان به رسمیت بشناسد.

آزادی عبادت مشتمل بر حق شیعیان برای ساختن مسجد و حسینیه و مرمّت قبور ائمّه شیعه؛

تعلیم معارف مذهبی شیعی در مدارس دولتی نواحی شیعه نشین؛

آزادی بیان، شامل حق انتشار و وارد کردن کتب شیعی و اعطای اجازه نشر روزنامه و مجله به شیعیان؛

آزادی تأسیس حوزه های علمیه و مدارس مذهبی شیعی به همان صورتی که در گذشته وجود داشتند.

توقف مبارزات ضد شیعی و به رسمیت شناختن حق شیعیان برای دفاع از اعتقاداتشان؛

اعطای اختیارات به دادگاه های شیعی به همان میزانی که دادگاه های سنّی دارند (در مورد قانون خانواده)؛

آزادی عمل به شعائر و مراسم شیعی؛

اعطای فرصت های برابر، بخصوص الغای تبعیض علیه شیعیان برای ورود به دانشگاه ها و مؤسسات آموزشی و اشتغال در دستگاه های دولتی و سمت های سیاسی، نظامی و امنیتی؛

احداث زیرساخت های اقتصادی بهتر در مناطق شیعی که تاکنون مورد غفلت واقع شده اند.

جالب توجه است که از این ده مورد فقط آخرین خواسته مستقیما با منافع اقتصادی مرتبط است. قسمت عمده اعتراض ها به طور مستقیم به هویّت فرهنگی و آزادی های مذهبی اختصاص دارد. این فهرست منحصرا به مشکلات شیعیان می پردازد و مسائل عمومی و گسترده تر را، که سنّی و شیعه هر دو در آن ها سهیمند، دربرنمی گیرد. مسئله آن است که شیعیان سعودی برخلاف شیعیان بحرین و کویت، آشکارا احساس می کردند سنّیان هیچ گونه تلاشی را برای همکاری با آنان نمی پذیرند و از این رو، بهترین چیزی که می توانند به آن امید داشته باشند، تسکین آلام همکیشان خودشان است. درخواست های مزبور فوق العاده متعادل هستند؛ چرا که هیچ گونه اصلاحاتی در ماهیت رژیم، نحوه حکومت، نهادها یا حتی ایدئولوژی سعودی طلب نمی کنند. با اینکه مذهب تشیّع اساس هویّت شیعیان را تشکیل می دهد، ماهیت خواسته های یادشده غیرمذهبی است و جز آزادی مذهبی و حقوق برابر با سنّیان در عمل به مذهب، هدف دینی دیگری دنبال نمی کند. خلاصه کلام آنکه، این خواسته ها کاملاً در جهت دفاع از منافع شیعه ابراز شده اند و فاقد محتوای گسترده تر سیاسی یا ایدئولوژی هستند.

با این همه، برای رژیم بسیار دشوار است که درخواست های مزبور را بپذیرد؛ چرا که پذیرش آن ها کاملاً در تقابل با مبنای ایدئولوژیکی وهّابی حکومت سعودی است. علمای مذهبی بیشتر این خواسته ها را توهین آمیز و غیرقابل پذیرش می دانند. با این حال، رژیم در عملی قابل تحسین، مذاکراتی طولانی با جنبش اصلاحی شیعی آغاز کرده است؛ مذاکراتی که از سوی گروه شیعی موسوم به «حزب اللّه» تحریم شده است. ظاهرا رژیم سرانجام با اقدامی سریع در مورد چهار خواسته شیعیان موافقت کرد، اما از بررسی تقاضای رفع محدودیت های م

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.