اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تاریخ معاصر ایران و فرضیه ی توهم توطئه
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 43
فرمت فایل پاورپوینت
با فایل فایل پاورپوینت کامل تاریخ معاصر ایران و فرضیه ی توهم توطئه یک ارائهی بینقص بسازید!
پاورپوینتی زیبا و کاربردی:
فایل فایل پاورپوینت کامل تاریخ معاصر ایران و فرضیه ی توهم توطئه شامل 120 اسلاید کاملاً حرفهای و چشمنواز است که برای ارائهی مستقیم یا چاپ آماده شدهاند.
آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل تاریخ معاصر ایران و فرضیه ی توهم توطئه را متمایز میکند:
- طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل تاریخ معاصر ایران و فرضیه ی توهم توطئه با ترکیب رنگها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک میکند.
- کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل تاریخ معاصر ایران و فرضیه ی توهم توطئه بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
- کیفیت بالا برای نمایش: همهی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.
ساختهشده با دقت و استانداردهای بالا:
فایل پاورپوینت کامل تاریخ معاصر ایران و فرضیه ی توهم توطئه با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچگونه بهمریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل تاریخ معاصر ایران و فرضیه ی توهم توطئه وجود ندارد.
تذکر:
در صورت مشاهدهی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخههای غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل تاریخ معاصر ایران و فرضیه ی توهم توطئه با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.
همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل تاریخ معاصر ایران و فرضیه ی توهم توطئه مخاطبهات رو تحت تاثیر قرار بده!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تاریخ معاصر ایران و فرضیه ی توهم توطئه :
بررسی جعل یک سند پیرامون انقلاب اسلامی در کتابخانه ی مطالعات ایرانی لندن
گروه پژوهش
بنیاد تاریخ پژوهی ایران
تاریخ معاصر و فرضیه ی توهم توطئه
اگر کسی این واقعیت را بر زبان آورد که رد پای سیاست های استعماری را در جعل مذاهب دروغین، جعل اسناد، انحراف جنبش های ملی و آزادی بخش و غیره در تاریخ معاصر ایران نمی توان انکار کرد، عده ای فریاد کنند که توهم توطئه، جایی در تحلیل تاریخ ندارد و بعد با هزار و یک دلیل اثبات کنند که توهم توطئه نوعی بیماری است[۱] یا توهم توطئه ویژگی جزم اندیشی ایدئولوژیکی، افراط کاری سیاسی، قهرمان گرایی شوینیستی، آسیب پذیری در برابر کیش شخصیت، چاپلوسی و ترس از قدرت، بدبینی، بی اعتمادی، تفرقه و فردگرایی و… است که از آن به عنوان سلاحی در برابر دشمنان سیاسی یا فریب هواداران استفاده می شود.[۲]
یا ادعا کنند که در ایران، تئوری توطئه در سیاست، صرفا محصول روابط استعماری مدرن نیست بلکه برعکس، دارای ریشه های عمیق در کشور بوده و در تاریخ طولانی دولت خودکامه [در کشور] وجود داشته است… همچنین [تئوری توطئه در ایران] محصول جامعه ی کوتاه مدت یا جامعه ی کلنگی در مقایسه با جامعه ی بلند مدت اروپایی است[۳] یا مدعی شوند که اساسا رواج فرضیه های توطئه ما بین ایرانیان، یک مسئله ی عمیق روانشناسی اجتماعی می باشد و ربط چندانی به شواهد و ادله ندارد. این طور نیست که طرفداران این فرضیه ی توطئه یا آن یکی، در نتیجه ی یک سری مطالعات و جمع کردن انبوهی از شواهد و دلایل به فرضیات خود رسیده باشند.[۴]
به اندازه ی کافی فرضیه سازی و تئوری پردازی در مذمت و تقبیح این دیدگاه در تاریخ معاصر ایران صورت پذیرفته که حتی پاره ای از محققین، علی رغم مشاهده ی اسناد متعدد و متقن، جسارت به کارگیری لفظ دخالت بیگانگان در امور داخلی کشور را به این اعتبار که متهم به توهم توطئه نشوند، از دست داده اند. البته نمی توان این فرضیه را رد کرد که خود این توهم که توطئه یک توهم است، ممکن است روشی باشد برای گریز از پرداختن به نقش سیاست های بین المللی در تحولات اجتماعی و سیاسی و امور داخلی کشورها؛ اما چه کسی می تواند ملاک و میزان توهم بودن یا توهم نبودن توطئه را در رخدادها مشخص کند؟
احمد اشرف می گوید: مقوله ی توطئه را به دو گونه می توان بررسی کرد: یکی برخورد آفاقی و علمی و دیگر برخورد انفسی و عاطفی و بیمارگونه.[۵] سپس برای علمی نشان دادن این فرضیه می نویسد: در برداشت علمی، توطئه به عنوان فرضیه ای در نظر می آید که قابل رد یا اثبات است و در پرتو داده های عینی و اسناد و مدارک تاریخی و بدون جانبداری عاطفی مورد بررسی و تحلیل قرار می گیرد.[۶] اما مشکل توهم بودن یا نبودن توطئه، تعریف های کلیشه ای نیست! مشکل اینجاست که چه کسی و چگونه معیار داده های عینی، اسناد و مدارک تاریخی و جانبدارانه نبودن عاطفی آن را مشخص می کند؟! تا به امروز که همه ی استانداردهای علمی و تاریخی و عینی به گفتمان های رسمی حاکم در غرب حواله می شود. معیار توهم بودن یا نبودن توطئه بر اساس این استاندارد ها، آنقدر ساده لوحانه و غیر عقلی است که جایی برای بحث علمی و تاریخی باقی نمی گذارد. این به معنای آن است که یک دیکتاتور خود را آزادی خواه و قانون گرا معرفی کند و وقتی از او دلیل عینی این ادعا را خواسته باشند، به دیدگاه ها و عمل های خود ارجاع دهد.
جالب اینجاست که شبیه همین ارجاعات در نوشته های نظریه پردازان تئوری توطئه، فراوان دیده می شود. به عنوان نمونه احمد اشرف پس از قالب بندی های نظری توهم توطئه، در مورد توهم بودن وصیت نامه ی پطرکبیر می نویسد:
این وصیت نامه ی ساختگی را مهاجران لهستانی در پاریس به سال ۱۷۹۵ م جعل کردند تا افکار عمومی فرانسویان را علیه روسیه ی تزاری که مطامع استعماری در لهستان داشت برانگیزانند و متحدینی برای خویش دست و پا کنند. بر اساس این سند جعلی که گویا بر حسب تصادف روی میز تحریر سفیر روسیه در پاریس دیده شده است، سیاست پنهانی روسیه همواره باید معطوف به دو هدف باشد: یکی سلطه بر اروپا و دیگری دستیابی به آب های گرم خلیج فارس از راه تسلط بر ایران. این سند جعلی که در اواخر قرن نوزدهم از طریق نویسندگان انگلیسی همچون لردکرزن (که البته در اصالت آن تردید کرده است) و دانشجویان ایرانی در اروپا و سفارت انگلیس در ایران در افواه مردم شایع شد، موجب پیدایش اعتقاد به توهم توطئه ی روسیه برای تسلط بر ایران شد.[۷]
احمد اشرف عمدا یا سهوا فقط یک طرف سکه را می بیند، اما چه پاسخی برای کسانی که ادعا می کنند همه ی اینها توطئه ای بود که انگلستان برای ترساندن کشورهای آسیایی حاشیه ی روسیه (که اتفاقا بخش مهمی از آنها مانند هندوستان و افغانستان و ایران محل نفوذ انگلیس بود) برای تثبیت بیشتر نفوذ خود در این مناطق مورد استفاده قرار داد، می تواند داشته باشد؟ آیا این ادعا هم توهم توطئه است؟! اگر توهم توطئه است، می بینیم که نظریه پردازان این توهم هم در چنبر آن گرفتار شدند و برای اثبات فرضیه ی خود جز توسل به همین توهم هیچ دلیل علمی و تاریخی دیگری ندارند.
احمد اشرف یک صفحه بعد باز هم گرفتار همین توهم می شود و می نویسد:
خاطرات لاهوتی به عنوان یکی از نمونه های تاریخی توطئه پردازی حاوی جعلیات فراوان است که پس از انتشار کتاب به وسیله ی روزنامه های وابسته به شبکه ی «بدامن» با سرفصل های درشت در جراید کشور منتشر شد… سازمان سیا خاطرات ساختگی لاهوتی را تألیف و منتشر کرد تا دوباره خطر وصیت نامه ی پطر کبیر را در اذهان مردم شایع کند. این کتاب را دانلد ویلبر مشاور سازمان سیا با همکاری یکی از نویسندگان ایرانی که پس از انقلاب اعدام شد، تألیف کرد. و در واشنگتن به چاپ رسانده و برای پخش به دفتر مرکزی سیا در سفارت امریکا در تهران فرستاده بود.[۸]
احمد اشرف باز هم متوجه نشد که اگر چه توهم توطئه ی روسیه را برای تأسیس دولت دست نشانده در استان های شمالی ایران اثبات کرده است، اما از آن طرف توطئه ی سازمان سیا و امریکا را با تمام وجوهش نیز به اثبات رسانده است. این گونه تناقض گویی های چند وجهی در اکثر آثار کسانی که تلاش کردند نظریه ی توهم توطئه را چیزی جز توهم ناشی از بیماری اخلاقی، اجتماعی، ایدئولوژیکی، افراط کاری سیاسی، جزم اندیشی و غیره جلوه دهند، فراوان دیده می شود که پرداختن به آنها محل بحث این مقاله نیست.
در هر صورت نمی توان این نظریه را هم نادیده گرفت که وارد کردن مفهوم توهم توطئه در تاریخ معاصر ایران تا حدود زیادی شجاعت تحلیل تاریخی و بررسی نقش سیاست های بین المللی را که فصل بسیار مهمی از تحولات سیاسی اجتماعی کشور ماست، مخدوش کرده است. بسیاری از جریانات سیاسی که نقش آنها را در کارگزاری سیاست های استعماری نمی توان نادیده گرفت با توسل به این مفهوم نه تنها از پاسخگویی به عملکردهای خود شانه خالی کرده، بلکه هر پژوهش علمی و تاریخی را نیز حواله به فرضیه ی توهم توطئه می کنند. اکنون چنین برچسبی بر بسیاری از پژوهش های علمی محققین تاریخ معاصر و نظریه های تاریخی زده می شود و بی تردید در آینده نیز زده خواهد شد.
به لطف برچسب توهم توطئه، چهره های شناخته شده ای در کشور که نقش آنها را برای کارگزاری استعمار نمی توان انکار کرد، مثل میرزا حسین خان سپهسالار، میرزا ملکم خان ناظم الدوله، میرزا فتحعلی آخوندزاده، سیدحسن تقی زاده، محمد علی فروغی و امثال اینها و رخدادهای مهمی چون قرارداد رویتر، قرارداد تنباکو، قرارداد ۱۹۰۷، و ۱۹۱۹ که نقش تعیین کننده ای در نابودی ذخایر ملی، عقب ماندگی ایران و واگذاری سرنوشت کشور به دست بیگانگان داشته اند، در هاله ای از مصونیت تفحص تاریخی و معصومیت قرار گرفته اند. مشهورات حاکم بر این رخدادها و چهره ها، در تاریخ معاصر آن چنان ابطال ناپذیر است که به محض بررسی استنادی و علمی این مقاطع تاریخی، فریاد توهم توطئه مجالی برای رسیدن صدای تحقیق باقی نمی گذارد. وقتی در باب نقش استعمار در پیدایش پاره ای از مذاهب ساختگی مثل وهابیت، بابیه، بهاییه، ازلیه، قادیانیه، کسروی گرایی و امثال ذلک پژوهشی علمی نوشته می شود، پوزخند توهم توطئه بر لبان عده ای که تصور می کنند علم بی طرف فقط در نزد آنهاست و استاندارد پژوهش های علمی و غیر جانبدارانه وقتی بر پژوهشی زده خواهد شد که منطبق با فتاوی، علائق، سلائق و معیارهای آنها باشد، خواهد نشست. پوزخندی به عمق جهل مرکب به حقایق تاریخی.
وقتی بحث از اسناد و مدارک تاریخی می شود، می گویند داوری علمی این است که تاریخ به دور از اخلاق، ارزش ها و اعتقادات و خلاصه به دور از هرگونه قضاوت های زشت و زیبا نوشته شود. البته هنوز نگفته اند که چنین عنصر بی خاصیتی که اسم آن را تاریخ گذاشته اند، چه سودی برای بشر دارد.
می بینیم که معیارها در فهم توهم توطئه، چگونه در هم ریخته و سلیقه ای و مبتنی بر تنگ نظرانه ترین تحلیل ها، تعیین می شود. اما آیا می توان اسناد تاریخی این مرز و بوم را انکار کرد؟ آیا به صرف توهم توطئه می توان نخستین کتاب آسمانی را که به نام دساتیر از آسمان مه آلود لندن برای ایران نازل شد و پیامبرانی مثل مهاباد، جی افرام، شای کلیو و یاسان که از سوی سازمان اینتلجنت سرویس برای نجات ملل شرق با پیام های ویژه ی خویش گسیل شده اند، انکار کرد.[۹]
مگر حاصل تلاش همین حضرات بیش از صدها نوع مذهب جعلی در سرزمین های اسلامی و کشور ما نیست؟ مگر بر اساس همین سیاست ها، پیکر سرزمین های آسیایی پاره پاره نگشت و حکومت های ریز و درشت با اختلافات ابدی از نظر جغرافیایی، قومی، مذهبی و قبیله ای به وجود نیامد. آیا اختلافات مذکور در اغلب کشورهایی که نقش استعمار انگلیس و فرانسه و روسیه و امریکا و غیره در تعیین مرزهای آن غیر قابل انکار بوده، توهم توطئه است؟! آیا بهایی شدن کنت دوگوبینوی فرانسوی، سید علوی شدن ژنرال پاتینجر افسر توپخانه ی انگلیس، ملا مؤمن شدن کلنل استوارت انگلیسی (کسی که در اولتیماتوم انگلیس ها به محمد شاه در محاصره ی هرات نقش عمده داشت)، درویش محمدی شدن ژنرال فریه، حاج شیخ عبداله شوشتری شدن ریچارد برتون انگلیسی، لباس درویشی پوشیدن وامبری جاسوس مجارستانی انگلیس، ایران دوست شدن ادوارد براون انگلیسی، مسلمان شدن میرزا یعقوب خان ارمنی، آخوند طالقانی شدن موسیو چرچیل انگلیسی در جنوب تهران و در نهایت مسلمان شدن مستر همفر انگلیسی و ده ها مورد شبیه به اینها، آیا مبتنی بر حقایق تاریخی است یا ساخته ی توهم توطئه!؟
چگونه خاطرات پطر کبیر وقتی در مجارستان نوشته می شود و توسط انگلیس ها پخش می گردد و یا خاطرات لاهوتی در سازمان سیا نوشته و در ایران منتشر می شود و یا کار شبکه ی کرمیت روزولت برای بدنام کردن مصدق در جریان کودتای ۲۸ مرداد سال ۳۲[۱۰] و امثال آن که در نوشته های امثال احمد اشرف، آبراهامیان یا همایون کاتوزیان و غیره مطرح می گردد، نشان از توهم توطئه ندارد، اما ادعاهای دیگر توهم توطئه است؟
کدام منطق عقلی و تاریخی می تواند این نامه ی معروف سرگوراوزلی بارت را که در تاریخ ۱۵ اکتبر ۱۸۴۴ به وزارت خارجه ی انگلیس فرستاد و در آن عنوان کرد که عقیده ی صریح و صادقانه ی من این است که چون مقصود نهایی ما فقط صیانت هندوستان می باشد، در این صورت بهترین سیاست این خواهد بود که کشور ایران را در همین حال ضعیف و توحش و بربریت نگاه داریم و سیاست دیگری مخالف آن را دنبال نکنیم[۱۱] نادیده انگاشته و آن را توهم توطئه قلمداد کند؟!
آیا نقش انجمن پادشاهی آسیایی بنگال در کلکته ی هند در خارج کردن هزاران جلد کتاب های خطی فارسی و عربی و سانسکریت برای دور بودن از دسترسی مردم یا نقش فرانسه و آلمان در خارج کردن هزاران قطعه از میراث فرهنگی ایران، توهم توطئه است؟!
آیا بحث از نقش سرگوراوزلی انگلیسی در تحمیل معاهدات ننگین ترکمانچای به رژیم بی کفایت پادشاهی قاجاریه، توهم توطئه است؟ آیا اشغال ایران توسط روس و انگلیس، توهم توطئه است؟ آیا انعقاد قرارداد ۱۹۰۷ و تقسیم ایران بین روس و انگلیس توهم توطئه است؟ آیا انعقاد قراردادهای رویتر، تنباکو و صدها قرارداد دیگر در فروش منابع ملی ایران به خارج از کشور توسط کارگزاران مدعی اصلاحات، توهم توطئه است؟
آیا انتقال ۲۶۵ هزار نسخه ی کتاب خطی اسلامی به کتابخانه های اروپا و امریکا، برای اینکه دست مسلمانان هیچ گاه به این آثار نرسد، توهم توطئه است؟ به راستی توهم توطئه دانستن این همه اسناد و مدارک تاریخی، به نفع چه کسانی است؟
انگلستان و سابقه ی تاریخی توطئه در ایران
مردم ما چگونه می توانند نقش انگلیس را در ملموس ترین وقایع تاریخ معاصر و در رأس آن، نهضت مشروطیت ایران نادیده بگیرند.
آیا ساماندهی عناصر وابسته برای مصادره ی نهضت عدالت خواهی و قانون طلبی مردم ایران و از صحنه خارج کردن رهبران واقعی مردم به وسیله ی جعل اسناد و شایعه پراکنی و غیره، توهم توطئه است؟ اگر توهم است پس نامه ی سر آرتور نیکلسون به سر ادوارد گری در ۱۸ مارس ۱۹۰۹ که در آن با توافق روسیه به این نتیجه می رسند که مرحوم شیخ فضل الله نوری را از تهران تبعید کنند، چگونه تحلیل می شود؟![۱۲] نیکلسون در این نامه می نویسد:
آقای محترم عطف به تلگراف های شماره ی ۱۵۲ مورخ امروز، اینجانب افتخار دارد بدین وسیله رونوشت یادداشتی را که از طرف دولت روسیه درباره ی پیشنهاد و اقدام مشترک به اینجانب رسیده است را تقدیم دارد.
از سر آرتور نیکلسون به سر ادوارد گری
۱۸ مارس ۱۹۰۹
یادداشت
با مطالعه ی دقیق یادداشت سفارت بریتانیا مورخ ۱۳ (۲۶) فوریه ی سال جاری در مورد طرح اقدام مشترک روسیه و انگلستان در ایران و دولت امپراطوری، نکات زیر را پیشنهاد می نماید:
نسبت به ماده ی ۱… دیگر آنکه «دولت انگلیس مایل است اعلی حضرت، شیخ فضل الله را از تهران تبعید کند.» در مورد شیخ فضل الله باید به این نکته توجه داشت که این مجتهد نه تنها در محافل محافظه کار بلکه در میان عناصر میانه رو نیز نفوذ زیادی دارد… هر نوع اقدامی که دو دولت علیه شیخ به عمل آورند، ممکن است نارضایتی توده های مردم را مخصوصا در تهران که شیخ دارای پیروان زیادی در میان طلاب یا محصلین مدارس مذهبی است، برانگیزد. بنابراین دولت امپراطوری عقیده دارد با توجه به این حقیقت که شیخ هیچ گونه مقام رسمی ندارد که بتوان او را از داشتن آن مقام محروم کرد، عاقلانه تر خواهد بود که به شخص شیخ فضل الله کاری نداشته باشند.[۱۳]
چرا دولت های بیگانه و در رأس آن انگلیس باید متقاضی تبعید یک رهبر ملی از متن یک انقلاب مردمی باشند؟ مگر این رهبر کدام یک از منافع آنها را در کشور به خطر انداخته بود که تحمل او در تهران برای روس و انگلیس غیر ممکن بود؟ و چرا مشروطه خواهان و کسانی چون تقی زاده و غیره که می گفتند مشروطیت فرزند روحانی انگلستان است و چشم مردم به جزیره ی بریتانیای کبیر دوخته[۱۴]، وجود حاجی شیخ فضل الله را سد بزرگی برای خود دانسته و او را بزرگ ترین مانع کاری خود می دیدند و در تلاش بودند که او را از میان بردارند.[۱۵] چه نسبتی بین منافع مشروطه خواهان و منافع روس و انگلیس بود که همه خواستار تبعید یا از بین بردن شیخ فضل الله نوری بودند؟ آیا این حقایق توهم توطئه است؟
چه کسی می تواند این حقیقت را انکار کند که شهید شیخ فضل الله نوری با هوش سرشار و آشنایی کاملی که از نقش تاریخی استعمار انگلیس و روس در ایران داشت، پشت صحنه ی مشروطه خواهی جریان خاصی که بیشترین جوش را برای استقرار مشروطیت در ایران می زدند، صحنه گردانی انگلستان را می دید.
برای همین معتقد بود که:
اگر مقصود تقویت اسلام بود، انگلیس حامی این مشروطه نمی شد و اگر مقصود عمل به قرآن بود عوالم را گول نداده، پناه به کفر نمی بردند و آنان را یار و معین و محل اسرار خود قرار نمی دادند. اگر بنا بر حفظ دولت اسلام بود، چرا یک عنصری از روس پول می گرفت و دیگری از انگلیس؟[۱۶]
اما افراطی ترین رهبر جریان مشروطه خواهی یعنی تقی زاده می گفت که محو و تمام شدن نفوذ و منافع انگلیس در ایران در صورت نبودن مجلس صحیح با اختیارات قویه برای محمد علی شاه یعنی روس و ملت یعنی دوستان انگلیس… مجلس شورای ملی به طور غیرمستقیم به منافع و مقاصد انگلیس خدمت می کرد.[۱۷]
آیا این اسناد و این سوابق توهم توطئه است!؟
تنظیم اصل دوم متمم قانون اساسی از ناحیه ی مرحوم شیخ که دایر بر نظرات دائمی ۵ نفر از مجتهدین تراز اول بر کلیه ی مصوبات مجلس شورای ملی بود و با استناد به آن، مجلس توانایی تصویب قوانین مغایر با شرع اسلام را ندانست و کنش انگلیس و حامیان منافع او در ایران در مقابل این پیشنهاد، نشان می دهد که عمق همه ی آن شایعات، ترور شخصیت ها و تهمت ها، ناشی از چیست. کسروی در تاریخ مشروطه ی ایران می نویسد:
وقتی نمایندگان آذربایجان از چگونگی آگاه شده، به خشم آمدند و با هم چنین نهادند که روز یکشنبه در مجلس از خوانده شدن آن جلوگیرند. چه می دانستند که اگر خوانده شود بیشتر نمایندگان آن را به رسمیت خواهند داشت و کار از کار خواهد گذشت… روز یکشنبه چون گفتگو از قانون اساسی به میان آمد، تقی زاده گفت باید بار دیگر در کمیسیون خوانده شود تا مجلس بیاید… تقی زاده پافشاری نمود و قانون خوانده نشد. بدین سان از یک آسیبی که نزدیک شده بود، جلوگیری گردید.[۱۸]
آیا اینها توهم توطئه است؟
وقتی شیخ فضل الله عکس العمل مشروطه خواهان طرفدار انگلیس را در مقابل این اقدام دید و آن اصل پیشنهادی را در روزنامه ی صبح صادق به چاپ رساند، آن بلایی را که بر سر روزنامه ی صبح صادق آوردند و همچنین شایعه سازی در مورد رشوه خواری شیخ فضل الله توسط روزنامه های هوادار انگلیس که در ایران راه افتاد را باید توهم توطئه دانست؟
روزنامه ی صبح صادق در روز یکشنبه ۲۰ ربیع الثانی ۱۳۲۵ اصل دوم متمم قانون اساسی که پیشنهاد شیخ بود را به شکل زیر چاپ می کند.
با چاپ این اصل در روزنامه ی صبح صادق، مشروطه طلبان آزادی خواه و مدعی تحمل عقاید مخالفین، به روزنامه حمله و کلیه ی اموال روزنامه را به غارت بردند. کسروی می نویسد:
آن یک اصل را که گفتیم حاجی شیخ فضل الله نوشته و برای افزوده شدن به قانون اساسی پیشنهاد می کرد، در این روزها آن را به چاپ رسانید و در میان مردم پراکندند. روزنامه ی صبح صادق هم آن را در شماره ی خود آورد، ولی مردم از این کار بد او، به خشم آمدند و به اداره ی روزنامه ریخته و آنچه را از آن شماره به دست آوردند پاره کردند.[۱۹]
این رفتار مشروطه خواهان با دفتر روزنامه، آن چنان وحشتی در میان مطبوعات به وجود آورد که از آن تاریخ هیچ روزنامه ای از ترس غارت، هیچ نوشته ای را به نفع شیخ به چاپ نرساند. روزنامه ی صبح صادق در روز دوشنبه ۲۱ ربیع الثانی ۱۳۲۵ با عنوان اعتذار نوشت:
چون در نمره ی چهل و هشت روزنامه ی صبح صادق، لایحه ی منسوب به جناب حاجی شیخ فضل الله درج شده بود که درج و انتشار آن بدون اطلاع مدیر روزنامه بوده… آن نمره را به کلی ساقط و باطل کرده نمره ی چهل و هشت را تجدید کردیم.
متعاقب این فشارها، اصل پیشنهادی شیخ با تغییرات بنیادی به مجلس آمد اما مستشار الدوله و تقی زاده با آن به شدت مخالفت کردند و برای تحریک مردم تبریز، نامه ی زیر را صادر کردند:
از تهران به تبریز
انجمن محترم ملی دامت تاییداتهم
قانون اساسی که مکاتبه ی بعضی از علما بیرون آمد، صلاحیت قبول مجلس را ندارد. لهذا احتمال مباحثه ی طولانی ما را مجبور می نماید… البته طول جهت که به تصفیه ی قانون و تکمیل حقوق ملت صرف شود، بهتر از استعجال است که نتیجه ی مضر ناقص حاصل کند و سبب تضییع حقوق ملت گردد.[۲۰]
از این تاریخ با همکاری روس و انگلیس سیاست شایعه پراکنی، تخریب شخصیت و حتی ترور فیزیکی شیخ فضل الله نوری در دستور کار قرار گرفت و شرایط را به گونه ای فراهم کرد که مرحوم شیخ ناچار به مهاجرت به حضرت عبدالعظیم شد. مهاجرت شیخ به حضرت عبدالعظیم با توجه به محبوبیتی که در تهران و شهرستان ها داشت فشار مردمی را بر مشروطه خواهان زیاد کرد. مخصوصا روزنامه ای که توسط شیخ در حضرت عبدالعظیم چاپ می شد، در روشنگری های جریانات پشت پرده ی مشروطه خواهی نقش بسزایی داشت. مشروطه خواهان طرفدار انگلیس که از این روشنگری ها بیمناک بودند، بالاخره برای آرام کردن شیخ، اصل دوم متمم قانون اساسی را با تغییرات بنیادی به چاپ رساندند. کسروی می نویسد:
در نشست های پنجشنبه و شنبه بیست و دوم و بیست و چهارم خرداد گفتگو رفت، تا آخر آن را با دگرگونی ها پذیرفته و اصل دوم قانون اساسی گردانیدند.
تغییرات اصل پیشنهادی شیخ آن چنان آشکار بود که همه می دانستند تصویب این اصل هیچ سودی برای عدم انحراف مشروطه از قوانین اسلام ندارد.
سرسسیل اسپرینگ رایس در نامه ای به سر ادوارد گری می نویسد:
تصویب این ماده در واقع یک اقدام مدبرانه ی سیاسی بزرگ تشخیص داده شد؛ زیرا همین موضوع زیر پای شیخ فضل الله را که… با رشوه از دولت، مبارزه ی خود را علیه مجلس آغاز و نمایندگان را لامذهب نامید، خالی کرد. بدیهی است به محض اینکه آزادی خواهان زمام امور را به دست بگیرند، مسلم است که این ماده ی کهنه پرستانه، دائم در حال تعلیق قرار خواهد گرفت.[۲۱]
اسپرینگ رایس در حقیقت چشم انداز آتی مشروطه را در تاریخ ایران مشخص کرد و هر آنچه را که گفت از طریق حامیان منافع خود در ایران اعمال کرد. اصل دوم متمم قانون اساسی با همه ی بی خاصیتی خودش همان طور که اسپرینگ رایس گفته بود، هیچ گاه اجرا نشد و به صورت دائم در حال تعلیق قرار گرفت.
مفهوم «رشوه خواری شیخ از دولت» که اسپرینگ رایس آن را به عنوان دالانی برای خلاصی از استدلالات منطقی و شرعی شیخ مناسب می دید، از این تاریخ در سر لوحه ی سیاست های مشروطه خواهان حافظ منافع انگلیس درآمد و ساده لوحان نیز در نوشته های تاریخی، پیوسته آن را تکرار کردند. جعل این گونه اخبار، شایعات و حتی جعل اسناد توسط انگلیس در ایران بی سابقه نبود، مخصوصا جعل اخبار و شایعات و اسناد پیرامون شیخ در دستور کار قرار گرفت. اغلب روزنامه های وابسته به این جریان به همراه مجلس سیاستی را که توسط سفارت القا می شد، به اجرا درآوردند تا به هر شکل ممکن رقیب پرتوان و سازش ناپذیری چون شیخ فضل الله نوری را از صحنه ی سیاسی خارج کنند. در رأس این اتهامات که بی تردید و بر اساس اسناد مذکور از سفارت خانه ی انگلیس ساماندهی می شد، جریان رشوه خواری شیخ از حشمت الملک و واسطه شدن حکومت قائنات برای او در نزد دولت و مجلس، قرار دارد. آیا همه ی این اسناد و حقایق تاریخی، توهم توطئه است؟
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
