اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل جریان شناسی تحریم در تاریخ فکر سیاسی ایران
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 71
فرمت فایل پاورپوینت
اگر بهدنبال یک فایل ارائهی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفهای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل جریان شناسی تحریم در تاریخ فکر سیاسی ایران انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 120 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائههای شما تهیه شدهاند.
دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل جریان شناسی تحریم در تاریخ فکر سیاسی ایران:
تمامی بخشهای فایل پاورپوینت کامل جریان شناسی تحریم در تاریخ فکر سیاسی ایران با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بینقص طراحی شدهاند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شدهاند تا ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید.
تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل جریان شناسی تحریم در تاریخ فکر سیاسی ایران از کیفیت کامل برخوردار است. نسخههای غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمیشود از آنها استفاده شود.
با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل جریان شناسی تحریم در تاریخ فکر سیاسی ایران، سطح ارائههای خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید
واقعه دخانیه هر چند کوتاه بود و از نظر زمانی مانند ستاره ای درخشان و شهابی زودگذر آسمان ایران را روشن نمود ولی تجزیه و تحلیلِ اثرات آن از جنبه های زیر بسیار مهم و قابل دقت است:
۱ پیدا نمودن خط اصیل فکر دینی در مبارزات سیاسی و تحولات اجتماعی سده اخیر ایران.
۲ شناخت جریانات موازی, کمتر اصیل و یا التقاطی در بستر تاریخی جریان تحریم.
۳ شناخت اندیشه تاریخی ایران و پیدا نمودن قوانینِ تحولات اجتماعی و سیاسی در جامعه اسلامی ایرانی.
۴ یافتنِ بستر سیاسی تحولات عصر جدید و دوران مشروطیت و وقایع بعد از آن.
۵ استعمارشناسی و غرب شناسی رهبران و مردم ایران از صدسال قبل تا به امروز.
۶ نهضت شناسی اسلام و تشیع در مقابله با استعمار و استبداد در ارتباط با رهبری علمای دینی و حضور توده ای مردم کوچه و بازار.
۷ پیدا نمودن ریشه های روشن فکری ایران و موضع گیری های آنان در قبال یک نهضتِ اصیلِ مردمی, دینی, ملی و ضدغربی.
۸ پی بردن به خطر فکری تجار ایرانی و ارتباط آنان با علما, مردم, منافع ملی و یا شخصی, غرب و حکام و بالاخره تحولات سیاسی.
۹ تحلیل رجال بزرگ و تاریخ ساز از این واقعه و نقد آنان در هریک از ابعاد و جریانات تاریخی.
۱۰ نگرش به مسئله تحریم از بعد اقتصادی تا تهاجم فرهنگی و هویت دینی و ملی.
در کنار مسائل گفته شده باید اضافه نمود چون جریان تحریم, برآمده از تفکر اصیل اجتهاد در تشیع می باشد و امروزه هم ما با مسئله بازار خارجی در کنار نوع پیچیده از تهاجم فرهنگی در کشور رو به رو هستیم لذا این تفکّر و جریان و اندیشه تاریخی می تواند به برخی از معیارها و ملاک های توسعه در جامعه امروز ما با نوعی نگرش تاریخی و سیاسی پاسخ دهد. هرچند بحث بر روی هریک از ابعاد یادشده مجال زیاد و دقت نظرِ وسیع می خواهد, ولی می توان موضوعات و عناوین فوق را در قالب چندین بحث تاریخی و فکری مورد تأمل قرار داد و به طور خلاصه, از آن ها نتایجی گرفت.
۱ کالبد شناسی زمانیِ قیام تحریم دخانیه(کمی و کیفی)
قیام تحریم تنباکو و قبل از آن انعقاد قرارداد رژی از نظر زمانی, کوتاه بود. به نظر می رسد سه مرحله و مقطع زمانی را می توان در تقسیم بندی این واقعه مهم تاریخی ثبت و مجزا نمود:
مرحله اول:
از زمان اجرای قرارداد تا صدور حکم میرزای شیرازی; این مرحله از رجب ۱۳۰۸ قمری شروع شده و تا روز اول جمادی الاول یعنی تا نه ماه بعد را در برمی گیرد. در این مدت کمپانی و حدود یک هزار و پانصد نفر از اجزای آن در تهران و شهرستان ها در جهت تثبیت امر قرارداد و بسط فعالیت رژی فعالیت بسیار نمود.
مرحله دوم:
از اول جمادی الاول تا بیستم جمادی الثانی که پنجاه روز صدور حکم تحریم و ابقای حکم به طول انجامیده است. رد این پنجاه روز نوعی انقلاب آرام(و البته در تهران خونین) به جریان افتاد.
مرحله سوم:
از بیستم جمادی الثانی تا چهارماه بعد که حکم تحریم, لغو و نامه نگاری ها و مسائل لغو قرار داد و تبعات بعدی آن در جریان بوده است.
با توجه به سه مرحله مزبور, کل واقعه رژی نزدیک به یک سال در جریان و کشمکش و تب و تاب بوده است که از این یک سال, حدود پنجاه روز آن, نقطه اوج بوده است. کسانی که این امر مهم تاریخی را دنبال می کنند از نظر لحن تلگراف و نامه ها و ارتباطات باید دقت نظر داشته باشند که مواضع و دیدگاه های اشخاص در این سه مقطع, همگام با شدت و ضعف نهضت تغییر و تبدیل می یافته است; از این نظر حادثه تنباکو از نظر روزشمار نیز بسیار دقیق و قابل دقّت نظر است.
۲ تلخی امواج فتنه های فرنگستان قبل از تحریم
قبل از حکم تحریمِ مرحوم میرزا در تاریخ اول جمادی الاول, فرنگی بازار و تشبّث به اطوار و آداب خارجه در بین افراد ضعیف الرأی و الایمان نوعی افتخار و امتیاز و تفاخر اجتماعی محسوب می گشت. مرحوم شیخ حسن کربلایی در رساله(تاریخ دخانیه) در این باره می نویسد:
به تدریج مقام فرنگیان در ایران خیلی بلند و منتسبات فرنگستان کلیه خیلی دلپسند افتاده و بدین و تیره هر کار فرنگی و فرنگی مآبی را در ایران افزوده شد و بازار اسلام و مسلمانی را همی رونق بکاهید تا آن جا که بزرگان ایران را سازش و آمیزش با مردم فرنگستان, عظم بسیاری از منکرات اسلامیه یک سر از نظر به در رفت, سهل است که نوبت, کم کم به معلومات وجدانیه و مسلمات فطریه رسید. الحق آن جا هم قیامت کرد; چنان افعال و اطوار زشت و ناپسند فرنگیان در نظرها به زیبایی جلوه گرفت که مسلمانان زادگان ایران, با آن وجدان های سلیم و سلیقه مستقیم, نتایج افعال و اطور تنگ مغزانه فرنگیان را از خود نیز به جلافت پیرایه ها بسته, با شوق و شعف هرچه تمام تر, شعار خود گرفته, سهل است که مایه مباهات خود دانسته, بدان قبایح نیز بر مردم مملکت افتخار و مزیت جستند و با همه این, باز هم فرنگی مآبی است از مسلمانان بر نگرفت تا بر طبایع ایشان نیز استیلا یافته, استعداد طبیعیه مسلمانان را هم از ریشه برانداخت.۱
بالجمله آمیزش با فرنگی, بدین حدها نیز از مسلمانان قناعت نداشته کار مسلمانان را به جایی رسانید که در ضمن تعریفات به علمای اسلام, افکار و خیالات فرنگستان که جز تعمیر آخور نتواند نمود, علوم و معارف حقیقی خواندند و علوم و معارف اسلامی را که سرچشمه هر چیز و فیض و سرمایه هر سعادت و نیک بختی و سبب پیوستن به عالم قدس و سرای انس و زندگانی به حیات مقدسه عقلیه است, اوهام جزئیه گفتند و بحث و تحقیق علوم متعالیه را از مشاجرت لاطائل, و ابحاث معکوس النتیجه نامیدند. و بالعکس تصور گرفتن خیالات فرنگیان, خروج از تنگنای مشاعر حیوانیت, به فضای واسع عالم انسانیت و اکمال غایات حرکات جوهری دانستند; و اخلاق و آداب ستوده انبیا علیهم السلام از آن رو که مبتنی بر التزامات ملیه و تفرقه داشتن مؤمن از کافر و پاک و پلید است, اخلاق سبعیه و حالات وحشیه نام نهادند و رسوم و عادات فرنگیان را چون مبتنی بر آزادی مطلق و رهایی از قید هر التزام است, حالات حمیده و اخلاق پسندیده گرفتند, و احکام و حدود شریعت الهیه را برخلاف صلاح نوع بشر دانسته و ضامن آبادی بلاد و آسایش عباد دریافتند و قوانین و نظامات فرنگستان را سراسر مطابق احکام وجدان سلیم و مستقیم یافتند; نخستین شرط آسایش عباد و آرایش بلاد شمردند.۲
شیخ حسن کربلایی وجود این حالات و تأثیر آن در جامعه را به نحوی خطرناک ارزیابی می کند که معتقد است که اساس استقلال ایران را به مخاطره انداخته و باعث طمع دول و همسایگان متجاوز می گردد; رساله دخانیه می نویسد:
رواج فرنگی مآبی در ایران و ظهور این حالِ در باختگی ایرانیان, که در حقیقت کام مدعیان طمع خام ایران را شیرین تر از حلوا می نمود, همسایگان طمع کار مملکت را که تا این عهد و عصر, از این لعبت شیرین جز تلخ گویی و ترش رویی, معهود خاطر نبود, هرکس متضل جویی ایران, طمع بر طمع افزود. این شد که مردمان طمع کار فرنگستان را دست حرص وار, از هرسو, به جانب ایران دراز شد و هرکس به هر وسیله و دست آویزی ممکن بود, چنگ خود را به گریبان ایران در انداخت, از این سو, ایرانیان دلداده نیز این اقبال مردم فرنگستان را فوزی عظیم شمرده و مهام امور لشکری و کشوری مملکت را بی هیچ اندیشه, بدیشان پراند و به تفصیلی که با خبران از اوضاع حالیه ایران را معلوم است, همه ساله, جمعی از فرنگیان خوانده و ناخواند, به یک بهانه, خود را بر این خوان نهاده و سفره آماده ایران, حاضر ساختند و کم کم جمعی کثیر از فرنگیان از بلاد اسلام در بلاد مسلمانان منتشر گشتند و از روی مساعدت بزرگان مملکت در بسیاری از شعب ارباح و منافع ایرانیان بخت برگشته نیز, تصرف مداخله جستند.۳
شیخ حسن کربلائی گزارش خود را از سطح شهرها و روستاها بر مواردی متمرکز می کند و صحنه هایی را ضبط می نماید که از چشمانی تیزبین و فکر و دماغی حساس خبر می دهد با هم به چند صحنه و تصویر از زاویه دوربین ظریف و حساس شیخ حسن توجه می کنیم:
هیچ کس را جرأت آن نیست که به یکی از بستگان و اقوام فرنگی, نکند حرف بزند تا چه رسد به این که کسی بتواند به آنان در امری طرف واقع شود, برخی مردم اراذل چنان قلباً خاطرخواه فرنگی گردیده و خوش رقصی ها برای او دارند که به خاطر خوش آمد فرنگی, از ضررهای فاحش و خسارت های خیلی بزرگ مسلمانان از هیچ روی باکی ندارند. خدا می داند که امسال این رعیت بی چاره از دست همین مسلمانان خود ما به خاطر فرنگی, چه ها کشیدند.۴
مردی را دیدم که سراپایش زیاده بر سی تومان ارزش داشت با دستمال دستش در حضور مردم گرد و گل از کفش پای فرنگی پاک می کرد.۵
گذشته از طمع اجرت و شهریه زیاد, هرکس می خواهد در بلدی فعال ما یشاء باشد, هرگونه تعدی و هر قسم بی اعتدالی بکند و کسی را بر او تعرض نباشد به یک وسیله و یا واسطه خود را دخیل کار فرنگی و منتسب به فرنگی می دارد. یقیناً هرگاه بر این وضع یک چندی بگذرد, بیشتر مردم به هر وسیله باشد خواهند خود را به فرنگی بسته ولو به این خاطر که از شر مردم دیگر آسوده باشند.۶
کربلایی در مورد حضور عناصر و اجزای کمپانی در مجامع عمومی و نظامی و قدرت نمایی شان می نویسد:
در دروازه ها و کاروان سراها همه جا گماشتگان معین داشتند که اجناس دخانیه را قلیلاً و کثیراً از جایی به جایی نقل ندهند و بر دکان داران نیز علاوه مأموران گذاشتند که زیاده از یک چهار یک نیم من نفروشند و برای ضبط و نفاذ این غدغن نیز همه جا در کوچه و بازار مأموران اضافه داشته که در کمال مراقب و مواظبت به دقت هرچه تمام تر مردمان را جست وجو کنند. مأموران اراذل و اوباش نیز از هرسو برای جست و جو به دنبال مردمان به راه افتاده, بسیاری از مردم محترم را بی باکانه بدین تعرض هتک حرمت می نمودند.۷
کربلایی در مورد حضور نشانی و علامت کمپانی در سطح شهر گزارش می دهد:
از جانب کمپانی عمله جات زیادی معین شد که آن چه تنباکو ضبط کمپانی در آمده, همگی را ساییده و یک چهار یک نیم من در لفافه های کاغذین مانند پاره ای اجناس فرنگستان بسته به نشان مخصوص کمپانی معین و ممتاز دارند.۸
چاپ چهل هزار نامچه که هر باب دکان که برای فروش این اجناس گشوده می شود همه یک ساله, یک نسخه بلیت اجازه نامه را به ازای یک تومان باید داشته باشند و اگر بی اجازه نامه کمپانی, دکانی گشوده باشد, صاحب دکان از جانب کمپانی ممنوع و مورد سیاست خواهد بود.۹
در مورد رواج فساد و استفاده از زنان زیبا می نویسد:
چند حجره فرنگیان در تیمچه ها و کاروان سراهای تهران گشوده و همه دختران فرنگی زیبا را که خود را بدان وضع های دل کش و دل ربای فرنگیان, ساخته و پرداخته, اجناس عالی و فاخر خود را به وضعی هرچه دل خواه تر به موقع نظر تماشاچیان گذاشته و مسلمانان دل داده را به اسم و عنوان داد و ستد از هر سو در پی تاراج عقل و دین بودند.۱۰
رساله دخانیه از تسلط و سپس تحقیر کمپانی نسبت به تنباکو فروشان یاد می کند و از چاپ چهل هزار اجازه نامه از سوی کمپانی نام می برد:
و نیز کمپانی امتیاز پیش از وقت, مقدار چهل هزار اجازه نامچه فراهم داشته که به موجب تعهد دولت برای صاحبان امتیاز, تمامی صنف تنباکو و توتون فروش کل ممالک محروسه از تاریخ آغاز کمپانی مالک نتواند شد, باید به اذن و اجازه کمپانی امتیاز مشغول حرفت فروش این اجناس باشند و در تمامی ممالک محروسه, هر باب دکان که برای فروش این اجناس گشوده می شود همه یک ساله یک نسخه بلیت اجازه نامچه را به ازای یک تومان باید داشته باشد که بی اجازه نامچه کمپانی دکانی گشوده باشد صاحب دکان از جانب کمپانی ممنوع و مورد سیاست خواهد بود.۱۱
کربلایی سپس از رسوخ عقاید و افکار غربی و بسط مراکز آموزشی آنان خبر می دهد و در این راه صرف مبالغ کلان مالی و جذب افراد ضعیف را نشانه های اولیه ای می داند که اضمحلال استقلال را در پی داشته و این نشانه ها در آن زمان علنی شده بود:
دعوت گران مسیحی در کمال اقتدار و استقلال از هرسویی پی صید مسلمانان دام ها افکنده و دانه ها افشاندند چندین کلیسا و دعوت خانه و معلم خانه بنا کردند و درباره مسلمانان محتاج و پریشان و مواجب های گران قابلی برقرار نمودند چنان چه درباره یک نفر مسلمان که در تمامی یک ماه, از تحصیل یک تومان این زمان عاجز است از ده تومان گرفته تا پنج تومان کم تر مقرر نکردند.۱۲
رساله دخانیه گزارشی تأثرانگیز از ایستگاه راه ماشین حضرت عبدالعظیم(ع) دارد, گزارشی که برای ملتی مستقل و آزاد قابل تحمل نبوده و نیست:
در ایستگاه راه ماشینی حضرت عبدالعظیم(ع) در محضر جمعی از مسلمانان, یک نفر فرنگی از عمله جات ماشین, یکی از مسلمانان را که سمت چاکری دولت را هم داشت, چنان سیلی سختی به او زد که کلاه از سر مسلمان به چندین قدم آن سو افتاد و در میان گل و لای کوچه فرو شد. فرنگی ماشینی از آن غرور که در سر داشت در حضور همه خلق زبان به هرزه گویی بازگشود و گفت حالا به هر که می خواهی برو و شکایت کن.۱۳
مردم کشور ما کارمزد خارجی بودن را اغلب ننگ و عاری بزرگ برای خود بر می شمردند, بگذریم از انحطاط زمانه ای که خدمت و وابسته بودن به فلان سفارت اروپایی و یا بهمان کمپانی افتخار محسوب می گردید, اما شروع این گونه اعمال و ریختن قبح آن را باید در همین ازمنه ای جست و جو نمود که مثل امتیاز رژی برقرار می گردید و زشتیِ رفتن این گونه اعمال و قبایح را هم در زمان هایی باید دید که مثل قیام تنباکو رخ داده است, تاریخ ایران, تاریخ جلوآمدن ها و عقب رفت های این گونه بوده است, در این خصوص شیخ حسن کربلایی به مواردی اشاره می کند:
استخدام زنان مسلمان برای خدمت خانه و دایگی اطفال به تطمیع شهریه, به هر گذری که می گذشتی زن مسلمان بود و یکی و دو طفل فرنگی در بغل گرفته… این جماعت مردم که تن به کار و خدمت فرنگی در می دهند البته معلوم است که پایه و مایه ای در دین داری ندارند. لاجرم به همین مقدار آمیزش با فرنگی, بالمره بی مبالات بی دین و بی التزام به مراسم شریعت سیدالمرسلمین(ص) می شوند… وقتی اینان را مسلمانان نکوهش می کردند, می گفتند: عیسی به دین خود, موسی به دین خود, دیگر کسی را حد سؤال و جوابی با ایشان نبود.۱۴
رساله دخانیه از تسلط و به رخ کشیدن قدرت کمپانی و تظاهر به بزرگی نمودن آنان از گوشه و کنار شهر خبر می دهد در یک مورد از خرید ساختمان های مرتفع گزارشی خواندنی دارد:
کمپانی امتیاز نیز شروع به ترتیب مقدمات کار نمود. نخست نقطعه ای خیلی عمده و خیلی مرغوب را در حوالی ارک دولت که معروف با باغ ایلخانی است, به معادل چهل و پنج هزار تومان, عین اشرفی خریده و به معادل یک صدو پنجاه هزار و چیزی علاوه تومان, عمارت عالی خیلی ممتازی بنا کرده, دورادور عمارت را سور خیلی مستحکم بسیار بلندی که مشرف و مسلط بر ارک و دولت و سایر نقاط شهر است, با گچ و آجر در قطر قریب به چهار ذرع ساخته, به طوری که این عمارت مانند کشتی زره پوشی, توپ بر دورادور آن تواند گردش نمود.۱۵
۳ انتقاد مدرس از نامه سیدجمال الدین اسدآبادی
می دانیم که نهضت تحریم تنباکو دارای تأثیرات شگرفی بر روی تفکرات و شخصیّت سیاسی و فکری و مبارزاتی بسیاری از رجال و بزرگان اسلامی داشته است. سیدحسن مدرس, طلبه جوان و کنج کاوی است که در حول و حوش مسائل قیام تحریم تنباکو در اصفهان حضور داشته است و نقل های شیرین و جالبی هم از خاطرات خود از این واقعه در زمان مزبور بیان نموده است.۱۶
به دنبال این واقعه و پیروزی های به دست آمده, مدرس به عتبات عالیات رفته و به خدمت میرزای شیرازی می رسد, سید ملاقات خود را این گونه گزارش می نماید:
وقتی به نجف رفتم و در(سر من رأی) خدمت میرزا که عظمت فوق تصور داشت رسیدم, داستان پیروزی واقعه دخانیه را برایش تعریف نمودم. آن مرد بزرگ آثار تفکر و نگرانی در چهره اش پیدا شد و دیده اش پر از اشک گردید. علت را پرسیدم؟ فرمود: حالا حکومت های قاهره فهمیدند قدرت اصلی یک ملت و نقطه تحریک شیعیان کجاست حالا تصمیم می گیرند این نقطه و این مرکز ثقل را نابود کنند. نگرانی من از آینده است.۱۷
نهضت تحریم به قول مدرس در سن غرورانگیز جوانی او بیش ترین تأثیر را بر وی داشته است و مسیر مبارزاتی و فکری آینده وی را جهت دهی و سامان داده است به گفته وی(اگر در آن سن غرورانگیز جوانی با نهضت تنباکو مواجه نمی شدم این میل در درونم دیرتر بیدار می شد و بسیاری از موقعیت ها را از دست می دادم.)۱۸
در همان زمانی که طلبه کنج کاو و جوان اصفهانی می خواهد خود را در گرماگرم مبارزات تنباکو پیدا نماید, مبارزی با تجربه و خسته از مسافرت های ممتد و بی وقفه هم, واقعه دخانیه را تعقیب می کند; او سیدجمال الدین اسدآبادی مرد ناآرامی است که چندین دهه نامش بر سر زبان هاست و اغلب بلاد اسلامی او را می شناسند. سید هرچند در واقعه تحریم نقش مستقیمی نداشت ولی به خاطر دو نامه مهم و تاریخی که خدمت رهبران شیعیان نوشته است, نامش در این واقعه کم و بیش مطرح می شود. هرچند برخی مورخان به غلط در مورد تأثیر این نامه به مرجع وقت غلوّ نموده اند و مطالبی را نقل می کنند که از وقایع تاریخی و روح حقیقت دور است ولی آن چه در این قسمت برای ما مهم است و بر روی آن تذکر داریم مراجعه دو اندیشه در این رابطه است. به نظر راقم سطور هرچند که سیدجمال در قیام تحریم نقش مهمی نداشته است ولی این قیام در چند سال آخر عمر سید بسیار تأثیر گذار بوده است; به عبارت واضح تر باید گفت قیام تنباکو بیش تر بر سید تأثیرگذار بوده است تا سید بر آن, نگرش سید نسبت به مردم و نقش مستقیم مردم در قیام ها, رهبری علمای شیعه و تفاوت آنان با مفتیان سنی مذهب
, جریان غرب و استعمار در کشورهای اسلامی و موارد مهم دیگر در سال های آخر عمر سید نوعی پختگی و تکاملی را نشان می دهد که در دهه های قبلی کم تر از آن اثر می بینیم و این مطلب به طور حتم به قیام۱۳۰۹ قمری ایران و تأثیر آن بر سید برمی گردد.
بعد از این تمهید مختصر به بحث اصلی خود باز می گردیم, سیدجمال در نامه ای به میرزا راجع به بانک و امتیازات خارجی مطالبی را اظهار می دارد این نامه در کتاب های تاریخی ثبت است و اغلب آن را ذکر کرده اند. مرحوم مدرس از لحن و مفاد این نامه انتقاد می نماید و به نظر می رسد که اگر بخواهیم به این انتقاد با نظر دقیق تر نگاه کنیم این انتقاد دو خط و جریان فکری مبارزاتی در شیعه را برای ما ترسیم می کند. هرچند این دو خط هر دو برای ما قابل تحقیق و هر دو در راستای نهضت های اسلامی و تحولات سیاسی ایران دارای ارزش است ولی به نظر می رسد اصالت یکی بیش تر از دیگری باشد.۱۹
در این موضع, بحث ما نه بحث خائن و خادم و یا بد و خوب که بحث از اصیل و اصیل تر و خوب و خوب تر و دقیق و دقیق تر است.
مدرس به این قسمت نامه که مربوط به مسئله بانک و خطاب سید نسبت به میرزاست متعرض شده و آن را مورد انتقاد و ارزیابی نقادانه قرار می دهد و می نویسد:
در نامه سید به میرزا رحمهالله علیه قسمتی است که در مورد بانک است و به نظر نمی رسد که سید بانک را برای مجتهد بزرگ و پیشوای عظیم الشأن شیعیان جهان تا این اندازه خام و بی محتوا معنا کند و بگوید:
(بانک, چه می دانی بانک چیست; بانک عبارت از این است که زمام ملت را یک جا به دست دشمنان اسلام داده و مسلمانان را بنده آن ها نموده و سلطنت و آقاییِ کفار را بر آن ها بپذیرند.)
سیدجمال الدین یا خود اطلاعی از بانک و تعریف آن نداشته و یا خیال می نموده پیشوای شیعیان میرزا حسن شیرازی عالم بزرگ اسلام از کلمه فرنگی بانک تا این اندازه بی اطلاع است. سید اگر به جای پیشوای دین, پرتو درخشان انوار ائمه, پایتخت دیانت, زبان گویای شریعت, رئیس فرقه شیعه, پیشوای بزرگ و… مردم ایران, ملت ایران می گذاشت آن وقت نامه اش اعلامیه ای می شد برای آحاد مردم و هیچ گونه اشکالی نداشت که بنویسد, بانک, چه می دانی بانک چیست؟ و…
آیا بیان چنین مطلبی اهانت به ساحت پیشوای دین و زبان گویای شریعت نیست, با توجه به تفکر و سوابق مطالعاتی وسیع سیدجمال الدین, چنان به نظر می رسد که این نامه اگر همه اش درست و زاییده دست و قلم و فکر او باشد بخشی از آن من جمله همین مطلب مورد اشاره محل تردید است. به هر حال این ها را باید تاریخ نویسان ما مورد مداقّه و غوررسی قرار دهند.۲۰
۴ غلوّ تاریخی سیاسی در مورد تأثیر
نامه سیدجمال الدین به میرزای شیرازی
از جمله مواردی که در نهضت تحریم تنباکو یا به اجمال و یا به صورت غیر دقیق بدان اشاره می شود نامه اوّل مرحوم سیدجمال الدین اسدآبادی به آیهالله میرزا حسن شیرازی است. صرف نظر از محتوای نامه که نوعی بحث اندیشه شناسی سیاسی سید را می طلبد, بحث ما بر روی تأثیر تاریخی این نامه است. در این مورد مناسب است دیدگاه خودمان را مطرح کنیم:
اول: سیدجمال الدین دارای تأثیرات بین المللی و ارزش های مبارزاتی فوق العاده بوده است, اندیشه و مبارزات او نه تنها در زمان حیاتش بلکه در دهه های بعدی و حتی تا به امروز تأثیرگذار و بحث انگیز و حتی محوری بوده است.
دوم: زمانی که ما سیدجمال الدین را در مبارزه و ستیز و یا ارتباط با دربارها, سلاطین, رجال, غربی ها و یا نویسندگان و روشن فکران بررسی می نماییم در این موارد برجستگی شخصیت و یا فکر و مبارزات سید, قابل تقدیر و به نحوی برجسته و درخشان است که بی اختیار خواننده و محقّق این مقاطع و محورها را مجذوب می کند.
اما بحث در این مورد تأثیر نامه سیدجمال الدین بر روی شخصیت عظیمی مانند نایب الامام میرزای شیرازی, مجدد مذهب در قرن چهاردهم است; این جاست که به نظر می رسد بایستی مطلب را با احتیاط دنبال کنیم. کسانی که در بحث(جمال شناسی) به دنبال اثبات این تأثیر بوده و هستند, در سطح تحلیل های مختلف و طیف های گوناگون با اهدافی متفاوت این مطلب را در تاریخ مطرح می کنند:
الف گروهی چون تنها سرنخ دخالت مستقیم سیدجمال در قضیه تنباکو این نامه و نامه بعدی او می باشد لذا می خواهند در کنار سایر امتیازات سیدجمال این افتخار تاریخی را هم برای وی به اثبات برسانند.۲۱
ب گروهی دیگر به دنبال این نکته هستند که افتخار بزرگ تحریم تنباکو را به بیرون حوزه مرجعیت شیعه انتقال بدهند و اصولاً پایگاه عظیم مرجعیت را فاقد درک سیاسی و بینش خودجوشی در شناخت استعمار و غرب معرفی نمایند, و لذا نامه سیدجمال الدین را بهترین سند برای اثبات این موضوع مطرح می کنند که این حرکت افتخارآمیز هم تحت تأثیر حوزه های فکری به غیر از مرجعیت و اجتهاد بوده است.
ج سیدجمال الدین موردنظر برخی از این گروه ها و جریانات فکری و سیاسی, سیدجمال الدین با قرائت روشن فکرانه, مرتبط با روشن فکرانِ غرب گرا و دارای جنبه های غیر اصیل معنوی و دینی است.
سوم: واقعیات تاریخی جنبه خط دهندگی نامه سیدجمال را بر میرزای شیرازی تأیید نمی کند, چون قرائنی که در نامه وجود دارد نشان می دهد این نامه در زمان تبعید مرحوم سیدعلی اکبرفال اسیری مجتهد شیرازی در توقف وی در بصره, نوشته و نامبرده واسطه رساندن آن به مرحوم میرزا بوده است, لذا زمان نگارش نامه در اواسط نهضت تنباکو بوده است, و این در حالی است که در نامه ها و مکاتبات اولیه میرزای شیرازی با شاه و صدراعظم و سایر علما, مطالب مربوط به بانک و قراردادهای خارجی و نفوذ استعمار نکات فراوانی ذکر شده است و حتی درگیری های خطّه فارس در شیراز و تبعید مرحوم فال اسیری به خوبی مؤید این نکته است که همه این اقوال و اعمال زمانی صورت گرفته است که نامه سیدجمال الدین نوشته نشده بود. قرینه دیگر در مورد عمق تفکر مرحوم میرزا, در استفاده از تفکر و سلاح تحریم, به دو سال قبل از قرارداد رژی بر می گردد و تحریم چای و قند روسی و فکر تحریم در نامه سؤال و جواب میرزای شیرازی و شیخ فضل الله نوری به سال۱۳۰۶ باز می گردد.۲۲ همه این قرائن حاکی از این نکته تاریخی است که آیهالله میرزای شیرازی خود پایه گذار تفکر تحریم بوده و این تفک
ر, نقطه شروع اش قبل از قیام تنباکو بوده و نقطه اوجش در سال های مبارزه علیه قرارداد رژی است. بنابراین نامه سیدجمال الدین نه خط دهنده برای القای فکر تحریم به میرزا, بلکه صرفاً می تواند هشداری برای وخیم تر شدن اوضاع ایران باشد و این نامه باید در ردیف ده ها نامه و تلگراف دیگر از سوی علما و رجال و مصلحین بزرگ ایران خطاب به میرزا تلقی گردد هرچند که نویسنده اش فردی نامدار و بزرگ بوده است.
چهارم: صرف نظر از نامه سیدجمال الدین به میرزای شیرازی, بایستی این واقعیت تاریخی را بپذیریم که مرام و مشرب و نحوه مبارزات مرحوم میرزا با مرحوم سیدجمال الدین متفاوت است. اصولاً خط اصلاح گری میرزای شیرازی و شاگردانش در مکتب سامرا اصیل ترین و تأثیر گذارترین تفکر در نهضت ها و حرکت های سیاسی شیعه در قرن اخیر بوده است. در حالی که تفکر و مبارزات سیدجمال الدین بیش تر در حوزه های غیرشیعی در غیر ایران مؤثر بوده است. هرچند سید در ارتباط با ایران زحمات و مجاهدات زیادی داشته است و دارای ارتباطات و علائق بسیاری بوده است ولی تأثیر وی در این راستا مانند جریان سامرا نبوده است.
پنجم: فکر سیاسی سیدجمال الدین در حول و حوش قیام تحریم تنباکو دارای جنبه ضد استبدادی قوی تر از جنبه ضداستعماری بوده است و برای سید حتی سرنگونی ناصرالدین شاه بدون مسئله جایگزینی جدی آن مطرح بوده است,۲۳ و این نکته در مجموع تفکر دو نامه سیدجمال الدین به میرزای شیرازی به وضوح معلوم است در حالی که تفکر رهبریت میرزای شیرازی در جنبش تنباکو دارای جنبه ضد استعماری قوی تر از ضد استبدادی بوده است لذا(قطع ید فرنگی) به تعبیر میرزای شیرازی مسئله اصلی و فوری و نقطه ثقل حرکت تحریم بوده است که تبعات آن به طور قطع استبداد را هم در ایران به زیر سؤال برده و در انظار خوار و خفیف می نموده است. در فکر سیاسی میرزا, استبداد ایران در زمان قرارداد رژی استبداد وابسته به استعمار و غرب بوده است و لذا قطع یکی, قطع و تضعیف دیگری را هم در پی خواهد داشت. در حقیقت ریشه استبداد با حرکت تحریم خشکانده شد و به تعبیر مرحوم مدرس اساس و پایه هر قدرتی بایستی ریشه در قلوب مردم داشته باشد, وقتی این ریشه آسیب دید, دیگر کسی نمی تواند جوانه ای به درخت استبداد ببیند.۲۴
لذا با توجه به دیدگاه فوق مرحوم میرزا خشکاندن ریشه استبداد را که یک قسمتش مرتبط با استعمار غرب و یک سهمش ریشه در قلوب و باور مردم داشت را آسیب جدی رساند و باید منتظر می شد تا این باور و کشت تازه در مزرعه روحانیت و وجدان ملی جوانه زند, جوانه ای که پانزده سال بعد در انقلاب مشروطیت به خوبی سبز شده و نظام سلطنتی خودکامه را در ایران مورد سؤال قرار داد.۲۵
ششم: نویسندگان و مورّخانی که از متن واقعه دخانیه و حوزه مرجعیت گزارش داده اند, یا به نامه سیدجمال الدین اشاره ای ننموده اند و یا این که تأثیر آن را جزئی شمرده اند; به عنوان مثال مرحوم سیدمحسن امین در(اعیان الشیعه) معتقد است که این نامه نمی توانسته در نفس عظیم میرزا مؤثر بوده باشد.۲۶
در این مورد اعیان الشیعه می نویسد:
حقیقت این است که میرزای شیرازی, هنگامی که از ماهیت امتیازِ واگذار شده به انگلستان باخبر شد, پیش از آن که نامه سیدجمال به دست وی رسیده باشد, فتوای تحرم تنباکو را صادر کرده است, بنابراین نامه سید محرک میرزا در صدور حکم نبوده است و بر فرض که نامه پیش از صدور حکم رسیده باشد, اگر میرزا, خود از احساس دینی بزرگی برخوردار نبود, نامه سید, به هیچ وجه, نمی توانست در او تأثیر کند و او را به صدور فتوا وا دارد. اساساً مردم زمانی که به شخصی تمایل پیدا می کنند,هر واقعه ای را در عالم به او نسبت می دهند.۲۷
و نویسنده معتبرترین کتاب تاریخ دخانیه یعنی شیخ حسن کربلایی, حتی اشاره ای هم به این نامه ندارد. به نظر می رسد بحث از تأثیر این نامه مربوط به دهه های بعد از قیام تنباکو بوده و بیش تر از سوی مریدان و پیروان و هواداران سرسخت سیدجمال الدین عنوان شده باشد.
میرزای شیرازی: من نمی توانم کباده آقا سیدجمال الدین را به دوش بکشم
خلاصه
: شاید بتوان مجموعه عناوین گفته شده و تفکیک ظریف و دقیق بین این دو تفکر با ارزش و تاریخی را از زبان خود میرزای شیرازی نقل کنیم; مرحوم آیهالله میرزاحسین نائینی در این مورد مطلب مهمی را عنوان می نمایند; این مطلب را مرحوم آیهالله محمدحسین همدانی که از شاگردان میرزای نائینی است این گونه نقل می نماید:
مرحوم آیهالله نائینی, بنا داشتند برای فرضیه ظهر و عصر, حدود یک ربع ساعت که به اذان مانده, بر روی سجاده بنشینند و حالت انتظار داشته باشند, تا اذان بگویند و ایشان مشغول نماز شوند یک روز که ایشان در این حالت منتظر اذان بودند, من درون اتاق, لابه لای کتاب ها, چشمم به یک پاکت نامه افتاد. خط آن را خیلی شبیه خط مرحوم سیدجمال الدین اسدآبادی یافتم. خدمت مرحوم آیهالله نائینی, عرض کردم; آقا این خط آقاسیدجمال الدین نیست؟ ایشان فرمودند; چرا. عرض کردم: چطور این نامه از کجا؟ ایشان فرمودند: مرحوم سیدجمال الدین اسدآبادی, آن زمان که من در اصفهان بودم, با من رابطه بسیار صمیمی و گرم داشت و با من رفت و آمد می فرمود. سامرا هم که آمدم, هر یکی دو سال می آمدند, از جمله در سنه۱۳۰۹, که مصادف بود با دوران تحریم تنباکو, مرحوم سیدجمال الدین تشریف آوردند سامرا, حجره من هم آمدند, چند دقیقه به احوال پرسی گذشت و ایشان تشریف بردند و بعد از حدود پنج دقیقه بازگشتند و فرمودند: من تصمیم دارم نیم ساعت با آیهالله العظمی میرزای شیرازی, به طور خصوصی ملاقات کنم. از هر کس پرسیدم, شما را نشان دادند که واسطه شوید. حالا آمده ام
از شما خواهش کنم از ایشان درخواست کنید که من نیم ساعت ایشان را تنها ببینم. عرض کردم: اشکالی ندارد. رفتم خدمت آیهالله العظمی میرزای شیرازی. به ایشان عرض کردم: به این جهت مزاحم شدم که عرض کنم, آقا سیدجمال الدین اسدآبادی تقاضا دارند خدمت شما برسند و به طور خصوصی, نیم ساعت, شما را ملاقات کنند. ایشان بعد از مقداری تأمل فرمودند: به آقا سیدجمال الدین بفرمایید: مرقومه شما می رسد و من هم به مقدار مقتضی با شما مساعدت می کنم. بعد ایشان به من فرمود: من نمی توانم کباده آقا سیدجمال الدین را به دوش بکشم. ایشان اگر دستش به من برسد, توقعات زیادی دارد که من نمی توانم و نباید همه آن را انجام دهم.۲۸
۵ اباحیگری, سکولاریسم و جریان منورالفکری روزنامه اختر
در تاریخ نگاری ها و نوشتارهای یک صد سال اخیر وقتی به مطبوعات و جراید ظاهراً ضد استبدادی دوران قاجار که عمدتاً در خارج ایران منتشر می شده اند نظر افکنده شود. با یک نظر کلی و گاه ذکر چند جمله اغراق آمیز و تمجید گونه از مبارزات آنان بدون وارسی دقیق فکری از کنار آنان با دیدگاهی صرفاً مثبت می گذشتند و آنان را در وجدان ملی و عمومی به صورت قهرمانان گاه گمنام و گاه غیرگمنام می ستوده اند. ولی با نگاه نقادانه و وارسی دقیق به نظر می رسد نه تنها برخی از این مطبوعات دارای انحرافات فکری و ذهنی بسیار بارزی بوده, بلکه از نظر همان ادعای ضداستبدادی بودن هم بایستی به نظر تردید در آن ها نگریست. البته مخالفت با قجرها و فساد حکومت در برخی از آنان بسته به میزان ارتباطشان با دربار و بهره مند شدن و یا نشدن از این شرکت سهامی بوده است. لحن و موضع گیری های این مطبوعات هم بدین گونه بایستی پی گیری و دنبال شود. از این نظر, دو جریده قانون و اختر, به نظر می رسد بیش تر با مقدمه گفته شده مرتبط باشد. در قیام تحریم تنباکو این موضوع کاملاً مشهود و قابل تحقیق است که در جای خود بر روی آن بحث می کنیم. در این قسمت به بحث پیرا
مون مقاله جریده اختر در حول و حوش قیام تحریم تنباکو می پردازیم. این مقاله با نام لزومِ تشکیل انجمن دانش به نوعی جدی به مبارزه با مذهب پرداخته و دیدگاه سکولارِ نویسنده از تاریخ زمانی خودش جدا و با شعارها و محورهای تعرض به مبانی دینی در دهه های اخیر همخوانی نشان می دهد. در این مقاله نه تنها نگرش نسبت به غرب و تجدد و ترقی از دیدگاه منورالفکران سده قبل به خوبی ترسیم می شود بلکه سطحی اندیشی فکری و ذهنیت متناقص آنان را به روشنی نشان می دهد. عدم شناخت از فرهنگ دینی, روحیات ملی و عوامل اعتلای جامعه ایران در این مقاله به خوبی به عنوان یکی از سرنخ های تاریخی این گونه اندیشه ها قابل تحقیق و بررسی می باشد. مرحوم شیخ حسن کربلائی در رساله دخانیه وقتی می خواهد از مسموم و مخدوش بودن فضای انحطاط جامعه اهلِ قلم ایران قبل از حکم تحریم نشانی بیاورد به درستی بر روی این مقاله انگشت گذاشته آن را به نقد و ارزیابی اندیشمندانه می کشد. شیخ حسن نه تنها به نویسنده مقاله, که به مدیر جریده(اختر) نیز متعرض شده و مسئولیت وی را در چاپ این مقاله یادآور شده و این مقاله را به قول خود(دزد بیرونی) دانسته که(نباید و نشای
د از اهل ملت اسلامش خواند).
در این قسمت رشته کلام را به قسمت های مهم این مقاله سپرده و سپس نقد و تحلیل نویسنده رساله تاریخ دخانیه را در اثرات تخریبی مقاله اشارت می نماییم. نکته دیگر که جا دارد بدان بپردازیم این است که از زمان ورود منورالفکری به این کشور هرجا که پای تعرض به شریعت و شرایع آسمانی و مقدسات مطرح بوده است بایستی حتماً یک نام دانش و علم هم چاشنی کار باشد, مقاله(لزوم تشکیل انجمن دانش) هم از این عنوان بی بهره نیست و نشان گویایی است از این مطلب. اینک قسمت هایی از آن مقاله:
ای از فنون جدیدالاختراع علم سودمند طبیعت, روی گردان و گریخته و به دامن پوسیده علم بی نتیجه شریعت کهنه هزار و اندی ساله سخت درآویخته, آخر تا به کی از مستی حق پرستی هشیار و تا به چند از خواب خرگوشی غفلت و بی هوشی از لذایذ شهوت پرستی و دنیاپرستی بیدار نخواهید شد. آخر مگر نه هزار و اند سال است پیشوایان ملت و پیروان والا همت, همت گماشته و به کمال سعی و کوشش, تمامی عمر عزیزشان را در تکمیل علوم و معارف این شریعت مصروف داشته اند و هنوز تاکنون دیده و شنیده نشده است که در ضمن این مقوله علم و آگاهی, یک آلت جزئی بی قابلیت چون شاخه کبریتی ساخته شده باشد تا چه رسد به اختراع آلات و ادوات بسیار عمده جلیل الخطر عظیم القدر محیرالعقول که هیئت جمعیت انسانی را در سهولت و رفاه عشرت و کامرانی به کار است, آخر ای صاحبان شعور و ادراک اشهدکم باللّه, انصاف می طلبم, مگر نه همگی شما را از خورد و بزرگ به عیان مشهور است که همسایگان وطن شما را از علوم و معارف شریعت شما به کلی بیگانگانند, از میامن علوم طبیعت, عموم دولت و ملتشان تا چه حد پایه از فنون گوناگون شهوات و لذاتی که هیچ چشمتان ندیده و گوشتان نشنیده و هیچ به
خاطر یکی تان خطور نکرده, سالیان درازی است, کامیاب و بهرمندند; و بالعکس شماها در این کنج بیغوله های عتبات و غیرعتبات, به گوشه فراغتی و توشه قناعتی, آن هم اگر دست دهد, ساخته و به پاره خیالات سودایی و اوهام مالیخولایی, طبع لطیف را به هیچ قانع و نفس شریف را نقد از خطوط و لذایذ زندگانی مانع و به وعده های نسیه یوم المعاد خاطر مبارک خودتان را بدین گونه ریشخند دل را خرم و خرسند داشته, عمر گران بهای خودتان را به تحقیق حلال و حرام آیین بی رنگ و رونق اسلام به باد هدر می دارید, سهل است که به اقتضای سخت دلی و رقت به گرفتن و ضمخت طبعی و شفقت نیاوردن بر فقر و مسکنت و ذل و مهانت ملت و دولت خود در برابر این همه غنا و ثروت ملت ها قوت و شوکت دولت ها در روی کره زمین عموم بیچارگان ابنای وطن را هم که گرویدگان این و از روی سفاهت و جهالتشان, حسن ظن به گفتار شماها دارند, به سبب فریب دادن و ترغیب فرمودنشان بدین وضع و تیره, و خواندن به معارف و اخلاق و ادب این شریعت که به راستی سراسر موجب کمال توحش و حرمان از سعادت مدنیت و سبب عمده کسالت و اهمال در کارساّزی و اسباب آرایش خود و آرایش مملکت است, عمر عزیز و گران ب
هایشان را تباه و روزگار زندگی شان را سیاه داشته و دارید. و هر چند ناصح شفوق راحت دوست رفاه پرست, فریاد می کند که ای گروه سفاهت انبوه بخت برگشته, و ای علمای ضعیف العقل سخیف الرأی سعادت کشته, تا چند از(حلال محمد(صل اللّه علیه و آله) حلال الی یوم القیامه و حرام محمد حرام الی یوم القیامه) بحث و تحقیق کنید؟
بلی حلال آن سرور حلال و حرامش حرام, ولی در آن عهد و عصر بود که اختر اقبال دینش از برج سعادت و اوج استقامت, رخ می نمود و نیر قوت و شوکت آیینش پرتوافکن به تمامی جهان بود. و اما در چنین عصر و زمان که مشاهد و محسوس هر دانا و نادان است که آیین اسلام را نجم غرور و اقبال دمی دم[دمادم] رو به انحطاط و به زوال است, وضع روزگار اقتضا ندارد که دیگر پیروی چنین آیین بی رونق و رواجی کنید, چرا که به حکم تجربت پیرامون آزمودکار, پیرامون چنین عادت و آیین را انجام روزگار به هزار رنج و محنت و ذل مهانت خواهد کشید. پس ای علمای ملت و ای بزرگواران با فتوت(قوت) و غیرت که امروزه(هر روزه) زمام و ضمان سعادت و نیکبختی سعادت و نیک بختی بیچارگان ابنای ملت و دولت خود رقّت گیرید و شفقتن آرید و بینش از این مسکنت و بیچارگی وطن و ابنای وطن و شکست و سرافکندگی و دولت و ملت خود را در برابر غنا و ثروت و شوکت و سرافرازی ملت و دولت های بیگانه, طالب نباشید.
آخر بیا به دور تو گردم تعصب از دین است, نمی گویم دفعه تا بر طبع نازکتان دشوار و ناگوار آید و سخت سنگین افتد, بل می گویم, خورده خورده به طوری که به شرف و شأن تان برنخورده, و به رسم و آیین متمدنه روی زمین که امروزه نیّر نیک بختی و
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
