اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل حکومت اسلامی / گفت و گو با دکتر توفیق محمد الشاوی
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 46
فرمت فایل پاورپوینت
توفیق الشاوی:
بنده به سال ۱۹۱۸م / ۱۳۸۸ق در (دمیاط) مصر به دنیا آمدم, از دانش گاه پاریس دکترای حقوق گرفتم و در دانش گاه های قاهره, ریاض و ملک عبدالعزیز تدریس می کنم. تاکنون ۳۶ اثر به زبان های عربی, فرانسه و انگلیسی منتشر کرده ام.
آثار من در زمینه های حقوق جزا و جنایی, حقوق قضا, حقوق مدنی و حقوق اساسی است. چهار کتاب من, صبغه حقوق اساسی و تا حدی فلسفه سیاست دارد و در این هشت سال اخیر منتشر شده است, آن ها عبارت اند از:
۱. فقه الخلافه و تطورها لکی تصبح عصبه امم شرقیه;
۲ فقه الشوری والاستشاره;
۳ الشوری اعلی مراتب الدیمقراطیه;
۴ فقه الحکومه الاسلامیه (بین السنه والشیعه: قراءه فی فکر الثوره الایرانیه).
حکومت اسلامی: لطفاً درباره اولین اثر خود بیش تر توضیح دهید.
توفیق الشاوی:
کتاب (فقه الخلافه), در واقع نوسازی نظریه جدید خلافت است, که (سنهوری) در رساله دکترای خود به زبان فرانسه ارائه داده است. او این رساله را در سال ۱۹۲۶ در دانش گاه (لیون) عرضه کرد و تهیه و نگارش آن را پیش از سقوط خلافت آغاز کرد. هدف او از این رساله ارائه احکام خلافت در فقه اسلامی به زبان روز بود; به طوری که برای خوانندگان فرانسوی, به ویژه غیر مسلمانانِ فرانسه زبان, قابل فهم باشد. ایشان در فقه سلف بر کتاب (الاحکام السلطانیه) ماوردی و بر برخی کتاب های دیگر که در کتاب خانه دانشگاه لیون در آن زمان وجود داشته, که بی شک مجموعه کاملی نبوده, اعتماد کرده است. کارِ (سنهوری) برای دانش پژوهان حقوق بسیار مفید است, چون آنان یا به کتاب های فقهی آگاهی ندارند و یا استفاده از آن ها به دلیل شیوه ارائه احکام در کتاب های موروثی ما که بدون دسته بندی و ترتیب و تفصیل امروزی اند, بسیار دشوار است.
اما مهم تر از همه این ها خاتمه ای است که به این احکام افزوده است, همین خاتمه است که مورد نظر من قرار گرفته و با چنان طول و تفصیلی بر آن تعلیقه زدم که بسیاری از کسانی که با تفکر اسلامی مخالف اند و آن را خطری برای خود می دانند, به وحشت افتادند, از این رو این کتاب را, که من با عنوان (فقه الخلافه و تطورها لکی تصبح عصبه امم شرقیه), مترادف همان عنوان فرانسوی, منتشر کردم, مورد تهاجم قرار دادند.
من ترجمه این کتاب را در سال ۱۹۴۶ یعنی بیست سال پس از انتشار کتاب (سنهوری) در سال ۱۹۲۶ آغاز کردم, اما شرایط گوناگونی مرا از انتشار آن باز می داشت تا آن که در سال ۱۹۸۹ امکان این کار را یافتم. آن چه که مرا به ادامه و تکمیل این کار و نشر آن برانگیخت وقوع انقلاب اسلامی ایران و آگاهی من بر کتاب [امام] خمینی با نامِ (الدروس الفقهیه فی الحکومه الاسلامیه و ولایه الفقیه) بود. من دیدم اگر بخواهم کتاب [امام] خمینی را منتشر سازم باید نخست کتاب سنهوری را نشر دهم تا این که موضوع کامل باشد; یعنی ارائه دیدگاه فقه سنی به دست سنهوری و فقه شیعی در نظریه [امام] خمینی. از این رو این کار به سال ۱۹۸۹ افتاد. ترس زیادی وجود داشت, من برای تأسیس یک انتشارات به منظور نشر این کتاب به زحمت افتادم, اما بالاخره توانستم به نحوی عمل کنم که (هیئت عمومی کتاب) که تابع حکومت است ناشر این کتاب شناخته شود و کتاب را بدون آن که معلوم شود چیزی غیر از کتاب سنهوری است منتشر سازیم, زیرا سنهوری شخصیتی رسمی و دانش مندی است که از آن چه در نظر دولت عیب و ناپسند است, از جمله گرایش اسلامی, بری شناخته می شود.
حکومت اسلامی: یعنی دو کار را در یک کار جمع کردید؟
توفیق الشاوی:
بله, همین طور است. پس از نشر این کتاب, پژوهش گران سکولار به مهاجمه شدید علیه این کتاب برخاسته اند با این ادعا که قصد من از این کتاب ایجاد شیوه تازه ای برای حرکت های اسلامی در مقابله با آن نظامی است که آن ها آن را نظام سکولار می دانند, و ادعا کرده اند که (سنهوری) خود به این کتاب اهتمامی نورزیده و چه بسا از آن عدول کرده است و من کسی هستم که خواسته ام آن را زنده کنم و از آن جا که من از (اخوان المسلمین) هستم پس این کتاب منسوب به اخوان المسلمین خواهد بود.
>حکومت اسلامی: گفتید کتاب (سنهوری) در سال ۱۹۲۶ به زبان فرانسه چاپ شد و یادآور شدید که شما کار روی این کتاب را در سال ۱۹۴۶ آغاز کردید و در سال ۱۹۸۶ از آن فراغت یافتید. امّا آیا فقه سیاسیِ مکتب سنی در گذر شصت سال (از ۱۹۲۶ تا ۱۹۸۶) شاهد ولادت اندیشه ها و افکار و طریقه های تازه ای به دست امثال شیخ (حسن البنا) یا (مودودی) یا (سید قطب) یا (عبدالقادر عوده) و دیگران نبوده است؟ یعنی چرا سنهوری را انتخاب کردید؟
توفیق الشاوی:
آری درست می گویید, اما من همواره کار و هدفم را معین و مشخص می کنم و با گرایش های متعدد در نمی آمیزم, هدف من دو چیز بود: نخست ارائه کتاب سنهوری به زبان عربی, چون او کتابش را به زبان فرانسوی نوشته و همه مسلمانان نمی توانند فرانسه بخوانند, از این رو من کتاب را به زبان عربی عرضه کردم. البته همه کتاب را به عربی برنگرداندم بلکه تنها بر بخش اول آن اکتفا کردم. کتاب سنهوری در حدود ۶۵۰ صفحه به زبان فرانسه است و به دو بخش تقسیم گردیده است: بخش نخست آن احکام خلافت است, این احکام به نحوی است که در کتاب ماوردی و برخی کتاب های دیگر آمده است. موضوع کار من این بخش بوده و من تنها به آن اهتمام ورزیده ام. بخش دوم آن را رها کرده ام, به همین جهت مرا به شدت مورد هجوم قرار داده اند, حتی یکی از قبطیانِ مصر به من گفت: چرا همه کتاب را ترجمه نکردی؟ گفتم: برادر, من بخش اول آن را ترجمه کنم شما هم بخش دوم آن را ترجمه کن! به من گفت: این کار را خواهم کرد.
فرقِ میان این دو بخش همان فرق میان نظریه اسلامی و نظریه استعماری و سکولاری است. ظاهر نظر اسلام گرایان این است که اصول خلافت در کتاب و سنت, و رویه دوران خلفای راشدین موجود است, و این مبدأ ماست. خلافتی که ما می خواهیم همان خلافتی است که مبانی آن در کتاب و سنت و عهد خلفای راشدین مقرر گردیده است, اما آن چه پس از آن نوشته شده اگر با این اصول و مبانی موافق باشد می پذیریم و آن چه موافق نیست به مناقشه و معارضه با آن می پردازیم.
استعمارگران و دست آموزان و هم پیمانانشان آن چه را مورد نظر ماست به تمامی رها کرده و می گویند خلافت همان حکومت امویان, عباسیان و عثمانیان است با آن همه مفاسدی که در آن بوده است, بنابراین آنان که در پی این نوع حکومت هستند اعاده این مفاسد و احیای عصر برده داری و عهد سلاطینی را می خواهند که همواره به شرب خمر و رقص و لعب مشغول بودند. این رأی آنان است.
ولی ما هنگامی که از خلافت سخن می گوییم خلافتی غیر از آن چه مورد نظر استعمارگران و دست آموزان آنان است در نظر داریم, از همین رو یکی از مستشارانِ آن ها, عشماوی [عثماوی], که از نویسندگان موفق در نظر حکومت و دولت مردانِ آمریکا است (زیرا هر ساله برای ارائه سلسله درس هایی, به عنوان یک دانش مند اسلامی, به امریکا دعوت می شود) در مقابله با کتاب من کتابی نوشته و منتشر ساخته است. من کتابم را (فقه خلافت و تحول و تکامل آن به سوی اتحادیه ملل اسلامی) (فقه الخلافه و تطورها لکی تصبح عصبه امم اسلامیه) یعنی همان عنوان کتاب سنهوری نامیدم, و او کتابش را (الخلافه الاسلامیه) نامیده است. وی در این کتاب به بیان آن چه که به زشتی های خلافت از آن یاد می کند پرداخته است و خلافت را حکومتی استبدادی و فاسد دانسته که ملت ها را تباه ساخته و حقوقی برای افراد نمی شناسد و برده داری و شرب خمر و همه مفاسدی را که در کتاب های تاریخ آمده است مباح می شمارد.
آری اینان از خلافت چنین تصویری ارائه می دهند و از این رو وقتی من دیدگاه اسلامی را بیان و منتشر می کنم و آن را به سنهوری نسبت می دهم ناخشنود می گردند و می گویند چرا چنین نظری را به سنهوری نسبت می دهید حال آن که سنهوری چنین دیدگاهی نداشته و در نظر آنان عالمی سکولار است.
حکومت اسلامی: اما در حال حاضر گرایش در فقه سیاسی یا در فقه حکومتی وجود دارد که کل تاریخ اسلامی را (از زمان خلفای راشدین تا سقوط حکومت عثمانی در سال ۱۹۲۳) دوران خلافت اسلامی تلقی می کند.
توفیق الشاوی:
درباره کتاب ها سخن می گوییم, و کتاب های عمده در احکام حکومتی را همان کتاب (ماوردی) و کتاب (ابن ابی الفراء) می دانیم. این کتاب ها در زمره کتاب های اساسی فقه اسلامی اند, اما آن چه پس از آن نوشته شده همه کتاب های امروزی و بیش تر درباره تاریخ و فرهنگ عمومی است و اعتبار چندانی در فقه ندارد. این کتاب ها حتی کتاب (مودودی) و مانند آن از جهت استواری آن ها بر قرآن و سنت درست نیستند بلکه احکامی را در آن ها وارد کرده اند که از واقعیات موجود گرفته و به اسلام نسبت داده اند, اما (سنهوری) از این کار دوری جسته و از همین رو است که من او را پسندیده ام, و این نکته ای که نمایان ساخته ام, زیرا من در ارائه این کتاب خواسته ام آن چه را که وجهه همّتم بوده است بنمایانم, از جمله این که تفاوت میان دو نوع خلافت را روشن سازم; یعنی خلافتی که او آن را خلافت صحیح و راشد نامیده و خلافت اسلامی همین است, و دوم خلافتی که از آن به خلافت فاسد یا نادرست یاد کرده ومن از روی ادب آن را خلافت ناقص نامیده ام .
من نسخه ای از کتاب سنهوری را برای شما آورده ام,این نسخه فرانسوی است که در سال ۱۹۲۶ برای نخستین بار در لیون به چاپ رسیده است,و این که ما به مناسبت بیستمین سالگرد تأسیس سازمان کنفرانس اسلامی چاپ کردیم,چاپ دوم است. من با دبیر کل سازمان کنفرانس اسلامی در آن زمان که از آفریقا بود و چیزی درباره سنهوری نمی دانست صحبت کردم واو را قانع ساختم,به ایشان گفتم این سازمانی که تو اکنون دبیر کل آن هستی,سازمانی است که سنهوری بنا کرده است,گفتم این کتاب او است,از حسن اتفاق او (دبیر کل سازمان) فرانسوی هم می دانست,گفتم این کتاب درباره خلافت و تحول و تکامل آن به سوی یک اتحادیه وسازمان بین المللی نوشته شده است,وآن اکنون همین سازمانی است که تو دبیر کل آن هستی.سنهوری گفته است که خلافت باید متحول گردد تا به یک سازمان بین المللی تبدیل شود,و این سازمان کنفرانس اسلامی همان سازمان است;یعنی کار او مقدمه تشکیل این سازمان بوده است.
کتاب سنهوری در اصل دو مقدمه دارد:یکی مقدمه خود اوست ودیگری مقدمه لامپیر,استادِ سنهوری,که احترام وافری نیز برای او قائل بوده است.لامپیر,تعریف و تمجیدِ فراوانی از این کتاب نموده و چنین گفته است:من سنهوری را نصیحت کردم که وارد این مقوله نشود, زیرا مقوله ای سیاسی است و ما دوست نداریم که او به آن نزدیک شود و برای خود مشکلاتی را به بار آورد,گفتم:فعلاً آن را کنار بگذار و رساله ای در زمینه حقوق انگلیس بنویس تا نخواهی درباره اسلام حرفی بزنی. اما او پس از آن که رساله اش را به پایان رساند و به درجه دکتری نایل گردید, این کتاب را منتشر کرد, کتابی که شب ها, بی آن که کسی بداند, به آن مشغول بود. وی پیش از سقوط خلافت, مشغول این کار بود, می خواست به آنان بفهماند که خلافت چیست.
این مقدمه ای است که (لامپیر) نوشته است و می گوید: من بسیار شگفت زده شدم وقتی که سنهوری پس از تمام کردن کتابش و اخذ درجه دکترایِ حقوق به من گفت که دکترای دیگری هم دارد, پرسیدم: در چه رشته ای؟ گفت: در علوم سیاسی و این کتاب را که در ششصد صفحه به زبان فرانسوی است به من داد. این کتاب را در کم تر از پنج سال نمی توان نوشت آن هم در صورتی که فارغ البال به آن پرداخته شود, اما او هم زمان دو رساله نوشته بود.
اما آن چه که مهم است مقدمه خود سنهوری است, که ما تنها بخش اول آن را که درباره احکام خلافت است ترجمه کردیم. در هنگام ترجمه کتاب, من مقدمه ای بر آن نوشتم و خانم دکتر (نادیه) (دختر سنهوری) نیز مقدمه ای نوشت. مقدمه من با عنوان (تقدیم کتاب) بود. در این مقدمه گفته ام که چرا به این کتاب اهتمام ورزیده ام. از مخاطبان تقاضا دارم این مقدمه را به خوبی بخوانند و دریابند. دکتر (نادیه) نیز در مقدمه اش گفته است: من این کتاب (ترجمه کتاب سنهوری) را به مؤلف آن, پدرم, تقدیم می کنم, تا سخنی گفته باشم و آن این که پدرم هم چنان جوان است و دانش جویی بیست ساله است, از این رو این کتاب را نخست به جوانان تقدیم می کنم, چرا که او همواره هم چون یک جوان سخن می گفت….
این مقدمه ها (مقدمه خودم و مقدمه خانم دکتر نادیه) به چاپ قدیم کتاب اضافه شد و آن را به فرانسه هم ترجمه کردیم و مقدمه ای را هم که دکتر (حامد الغابد) نوشت به آن افزودیم. آقای حامد الغابد در مقدمه خود به بیان این موضوع پرداخته که چرا این کتاب را با هزینه سازمان کنفرانس اسلامی منتشر ساخته است و گفت: برای آن که مردم بدانند این سازمان صرفاً برای اهداف سیاسی یا برای اجرای سیاست برخی دولت ها پدید نیامده است, بلکه ثمره ای از ثمرات اندیشه و فقه اسلامی است که اصول فقهی آن در این کتاب است, پس کسانی که می خواهند فقه خلافت و قوانین و اصول آن را بدانند این کتاب را که اصل آن به فرانسه نوشته شده است بخوانند.
مهم ترین نکته این است که من در این ترجمه نخست به بُعد تاریخی اهتمام ورزیده ام, چیزی که آن ها می خواهند به آن تمسک کنند, سنهوری این بخش را (تاریخ الخلافه) نامیده است و من خودم آن را ترجمه نکردم, زیرا فرصت کافی برای این کار نداشتم و به آن ها گفتم ترجمه کنند. او در پایان بررسی این تحول, به خلافت در دوره پیامبر(ص) پرداخته است, البته در زمان آن حضرت نام آن, خلافت نبود اما نظام سیاسی در همان دوره نیز وجود داشت. و آن نظام سیاسی پس از رسول اکرم به شکل خلافت در دوران خلفای راشدین و پس از آن در عهد اموی ها سپس عباسیان و آن گاه عثمانیان استمرار یافت. نویسنده پس از بررسی این دوره ها به توصیف وضع جهان اسلام در عصر استعمار بعد از سقوط دولت عثمانی پرداخته که چگونه دنیای اسلام به تمامی در برابر استعمار انگلیس, فرانسه یا ایتالیا خاضع گردیده است. البته ایشان در سال ۱۹۲۶ از این واقعه سخن می گوید و طبیعی است که آن واقعه اکنون گذشته است و من گفتم اگر بخواهم از آن سخن بگویم باید آن چه را که پس از آن زمان تا سال ۱۹۸۶ پیش آمده است نیز مورد بررسی قرار دهم و این کار از توان من خارج است, پس وانهادم تا هر کس تما
ییل دارد به انجام آن بپردازد. اما مهم تر از همه این ها آن است که سنهوری آن گاه که درباره عصر حاضر می نگارد سخن از جای گاه اندیشه اسلامی در جهان اسلام را فوق طاقت دانسته و چیزی که بتوان از آن به نام جنبش های اسلامی یاد کرد نمی شناسد, بلکه از حرکت های ملی و اصناف آن سخن می گوید. در نظر ایشان نماینده تفکر اسلامی عالمان الازهر هستند, همین جماعت به ویژه شیخ الاسلام ترکیه بودند که به معارضه با آتاتورک برخاسته و علیه او دست بر قلم بردند.
سنهوری پس از آن بررسی تاریخی و این توصیف وضع موجود خود, به آینده نگریسته و آن چه مهم است نظریه او درباره آینده است. وی می گوید: اکنون ما می خواهیم خلافت را احیا کنیم, اما خلافت به شکلی که در نظر ماست یعنی نوعی امپراتوری و این امپراتوری به تازگی فرو پاشیده است حال چگونه می توانیم آن را احیا کنیم؟! زیرا این کار توان چند نسل را می طلبد تا بتوان امپراتوری اسلامی را آن گونه که در دوره اموی ها و عباسیان یا حتی عصر عثمانیان بوده است, بازگرداند, و این به گذشت نسل هایی نیازمند است, و واقعیات زیبای امروز ما چنین امکانی را نمی دهد. در عصری که شاهدیم هر منطقه ای در تلاش برای کسب استقلال است و آن گاه که استقلال می یابد حکومت ملی بر پا می کند, در چنین وضعیتی چه باید بکنیم؟ سنهوری می گوید این واقعه را باید علاج کرد, اما چگونه؟ خودِ او پاسخ می دهد: راه چاره این است که فوق این دولت ها سازمان یا سازمان هایی بین المللی ایجاد کنیم. او خود دو سازمان را پیش نهاد کرد: نخست سازمانی که دولت های مستقل یا شبه مستقل در آن شرکت داشته باشند, شمار آن ها در آن زمان یعنی ۱۹۲۶ تنها به پنج دولت می رسید که عبارت بودند از: ترکیه که جراحات جنگ جهانی را بر تن داشت و ایران و افغانستان از دول غیر عرب و مصر و حجاز تا پیش از دولت سعودی در جهان عرب. این پنج دولت در سازمانی بین المللی هم چون دولت های اسلامی شرکت کنند. اما این ها همه مسلمانان را در برنمی گیرند حتی ده درصد آن ها را هم شامل نمی شوند. مسلمانانی که در هند, مالزی و اندونزی تسلیم استعمار انگلیس هستند و مسلمانانی که در افریقا میان انگلیس, فرانسه و پرتقال تقسیم شده اند نیز باید مورد توجه قرار گیرند و باید سازمانی برای آنان پدید آید, اما چنین سازمانی سیاسی نخواهد بود, چون که ما سلطه سیاسی بر آنان نداریم و خود آنان نیز از خویش حاکمیت سیاسی ندارند. از این رو به نظر سنهوری باید یک سازمان دینی و فرهنگی ایجاد شود که همه مسلمانان در آن مشارکت جویند و در رأس آن ها مسلمانانِ زیر سلطه روسیه و بریتانیا و فرانسه و اسپانیا و غیر آن, اینان با سایر مسلمانان در چنین سازمانی شرکت جویند و هدفشان پاسداری از هویت دینی در بعد عبادات, حج, زکات, نماز جماعت و تأسیس مساجد و مدارس و تربیت پیشوایان و مربیان دین باشد.
در مورد این طرح, سنهوری گفت: مرا مجنون خواهند خواند, امّا این طرح عملی خواهد شد. این را گفت و مرد. البته همان طور که می دانید منظورم مرگ حقیقی سنهوری نیست بلکه می خواهم بگویم از عرصه بحث خلافت و تفکر اسلامی خارج شد, به فرانسه بازگشت و به عرصه حقوق مدنی و حقوق معاصر وارد شد و یکی از بزرگ ترین قانون گذاران قوانین وضعی گردید. اما من آمدم و این کتاب را احیا کردم. من احکام حکومتی و خاتمه کتاب را که در واقع همان طرح پیش نهادی او است مورد توجه قرار دادم. بعدها در چاپ سوم کتاب به زبان عربی, بابی را افزودم و در آن به شرح و ارزیابی موضوع احیای خلافت در نظر سنهوری و روند فکری او, که به تأسیس سازمان کنفرانس اسلامی انجامید, پرداخته و بیان کرده ام که این تفکری است که سنهوری تدوین کرده و آن را به فراموشی سپرده است, اما دیگران آن را در پیش گرفتند البته نه با تکیه بر سنهوری بلکه در این زمینه بسیاری از اندیش مندان اسلامی مستقلاً اقدام کرده اند. من از دو تن از آنان نام بردم: حاج امین حسینی و عبدالرحمان عزام, عبدالرحمان, تفکر اتحادیه عربی را دنبال می کرد و او بود که (اتحادیه عرب) را بنا نهاد. من در س
ال ۱۹۴۶ پس از آن که از کتاب او اطلاع پیدا کردم در این دیده اش با او به مناقشه پرداختم و گفتم: برادر, خلافت باید اسلامی باشد و تو از اتحادیه عرب سخن می گویی! گفت: آری, زیرا آن چه که اکنون ممکن است این است, و اگر امروز از اتحادیه اسلامی سخن بگویم کسی به آن گوش نمی سپارد, اما اتحادیه عرب, وسیله ای برای دفاع از فلسطین است و این خود مرحله ای است در راه اتحاد اسلامی. می خواهی دیدگاهم را درباره اتحاد اسلامی بدانی کتاب مرا درباره محمد(ص) و کتاب دیگرم را درباره (رسالت جاودانی و اندیشه اسلامی) مطالعه کن.
حاج امین حسینی را نیز بر حسب تصادف در سال ۱۹۴۶ ملاقات کردم و این کتاب همراهم بود, با او نیز بحث کردم, او گفت من هم در پی همین هستم و به برپایی یک کنفرانس اسلامی اقدام کردم و به همین منظور هم از چندین نفر دعوت کردم, و نام شرکت کنندگان را برای من یادآوری کرد و گفت پس از آن وقتی رها کردم و به آلمان رفتم. برای برگزاری کنفرانس سومی در کراچی اقدام کردم, این کنفرانس که در کراچی بود اجلاسی را در سومالی در سال استقلال آن برگزار کرد و رئیسی که برای آن انتخاب کردند دوست من بود که در جریان اجلاس آن کنفرانس گفت: ما برای تأسیس یک سازمانی که نمایندگی جهان اسلام را داشته باشد دعوت می کنیم تا به حل مشکل یمن بپردازد و از آن جا که حکومت سعودی درگیر جنگ با یمن بود از آن کشور هم دعوت می کنیم تا حاضر شود. از ملک فیصل دعوت کردند و او تضامن اسلامی را خواستار شد. از همین جا این کتاب کوچکی که پیش روی شماست نوشته شد.
>حکومت اسلامی: اگر اجازه دهید به سراغ کتاب دوم برویم.
توفیق الشاوی:
کتاب دوم نیز مرتبط به این است, این کتاب هم چون بخشی از تعلیقات آن درباره خلافت است. بخش خلافت همان طور که می دانید ابتدا سیصد صفحه بود, اما با تبلیغات فراوانی که من نوشتم ششصد صفحه شد. نکاتی که سنهوری درباره خلافت گفته محصول اندیشه خود او و برتر از نظریات ماوردی است. ماوردی هنگامی که برای مثال درباره خلافت راشده و خلافت فاسده سخن گفته به بیان فرق میان این دو نوع خلافت پرداخته است و فرق اساسی را تنها در دو سطر بیان کرده و گفته است: خلافت راشده بر اساس شورا استوار است و شورا مبتنی بر آزادی است و مسلمانان خلفای [راشدین] را برگزیده اند, زیرا بر این اعتقاد بودند که آنان صحابه رسول خدا هستند و از توانایی هایی برخوردارند که آنان را برای این امر شایسته می سازد. پس بنابراین خلافت راشده یا خلافت راستین بر شورا استوار گردیده است, اما خلافت ناقصه یا فاسده بر شمشیر استوار است. به این ترتیب آن چه خلافت راستین را از خلافت فاسد متمایز می سازد همان شورا است. از این رو من درباره مبنای شورا, یعنی آزادی مردم در انتخاب امام یا خلیفه, به تفصیل نوشته ام و تعلیقات فراوانی آورده ام. پس از آن
که کتاب را به چاپ خانه دادم یکی از برادران به من گفت: شما می خواهی کتاب سنهوری را منتشر کنی یا کتاب خودت را؟ گفتم: هر دو را, گفت: نه, کتاب سنهوری را جداگانه منتشر کن, چون او مخاطبان خاص خود را دارد, و کتاب خودت را نیز به طور مستقل چاپ کن. کتاب را از چاپ خانه پس گرفتم و بیشتر آن تعلیقه ها را جمع آوری کردم و کتاب (فقه الشوری) را نوشتم. وقتی که از کتاب [امام] خمینی آگاهی یافتم و دریافتم که او در این کتاب می گوید ما شورا را نمی پذیریم, زیرا خلافت در فقه شیعه بر نصّ و وصیّت استوار است به شرط آن که در اهل بیت باشد; به این نحو که امام یا خلیفه سابق, امام پس از خود را معرفی می کند و این وصایت به غیبت انجامیده است, اما ایشان آن گاه که ضرورت حکومت اسلامی را بیان می کند, می گوید چگونه می توان بدون امام و پیشوا حکومت اسلامی برپا کرد؟ و از همین جا به نظریه ولایت فقیه رجوع می کند و در این نظریه بر اصولی که خود به آن اشاره کرده است تکیه می کند. به اعتقاد من [امام] خمینی در نظریه ولایت فقیه, شورا را در فقه شیعه وارد کرده است.
>حکومت اسلامی: چگونه؟
توفیق الشاوی:
خیلی ساده است, چون می پرسیم امام را از کجا خواهند آورد؟ در حالی که وصیتی وجود ندارد, پس امام و رهبری که آنان تعیین می کنند منتخب علما یا به اصطلاح شما مجلس خبرگان است. اینان یکی از میان خود را که واجد شرایط معینی است برای منصب امامت و رهبری بر می گزینند. این همان شوراست; یعنی انتخاب امام با اراده عالمانِ مردم, آری این همان شورایی است که آن ها به آن اعتراف نمی کردند و می گفتند اگر وصایتی باشد امام نیز خواهد بود و اگر وصایتی نباشد امام نیز نخواهد بود. اما [امام] خمینی به آنان گفت: ما بیش از هزار سال بدون امام در انتظار وصی ماندیم, و خدا می داند آیا بعد از هزار سال دیگر یا بیش تر وصی خواهد آمد یا نه, لکن ما هم اکنون باید حکومت اسلامی داشته باشیم, اما چگونه ممکن است؟ در پاسخ, ایشان به ولایت فقیه قائل شده است.
پس به این ترتیب نظریه [امام] خمینی در مورد ولایت فقیه پُلی است که فقه شیعه را به فقه سنی مرتبط می سازد.
و این همان هدف این کتاب است; هدفی که من آن را وحدت اندیشه اسلامی در فقه حکومت اسلامی نامیده ام.
حکومت اسلامی: در کتاب (فقه الشوری) آیا به مقارنه ای میان نظریه دموکراسی غربی و نظریه شورای اسلامی رسیده اید؟
توفیق الشاوی:
آن کتاب, چند باب دارد: باب نخست درباره تفاوت میان شورا و استشاره است و از این رو من آن را فقه شورا و استشاره نامیده ام, و این تفاوت از سوی همه کسانی که درباره فقه اسلامیِ شورا نوشته اند مورد غفلت واقع شده است و تمایزی میان این دو قائل نشده اند, و هنگامی که از شورا سخن می گویند به این کلام رسول خدا استناد می نمایند که فرمود:
(ما خاب من استخار ولا ندم من استشار; هر کس که استخاره کند, ناامید نمی گردد و هر کس مشورت نماید, پشیمان نمی شود). هم چنین به سیره آن حضرت که خود بیش از همه مردم مشورت می کرد. استشاره (مشورت خواهی) موضوعی خاص است, شوار [که در آیه شریفه: وامرهم شوری بینهم, آمده است] در حقیقت به معنای آن است که مردم هرگاه گرد آیند و بخواهند درباره یکی از امورشان تصمیم بگیرند باید به شورا عمل کنند; یعنی به اتفاق آرا و یا دست کم با وفاق عام یا اکثریت آرا تصمیم گیری کنند. معنای این امر آن است که شورا باید الزام آور باشد و وجود شورای غیر الزام آور ممکن نیست, به همین جهت کتاب های زیادی درباره شورا نوشته شده تا بگوید شورا الزام آور است یا نی
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
