خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل دیدگاه اسلام پیرامون شبیهسازی انسان ([۱])
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل دیدگاه اسلام پیرامون شبیهسازی انسان ([۱]) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل معنی شناسی گزاره های دینی(۲)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل معنی شناسی گزاره های دینی(۲) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
06ساعت
58دقیقه
19ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل عقاید کلامی اسماعیلیه

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 40

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت کامل عقاید کلامی اسماعیلیه؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل عقاید کلامی اسماعیلیه شامل 64 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل عقاید کلامی اسماعیلیه را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل عقاید کلامی اسماعیلیه با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل عقاید کلامی اسماعیلیه با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل عقاید کلامی اسماعیلیه تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل عقاید کلامی اسماعیلیه را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل عقاید کلامی اسماعیلیه :

اسماعیلیه معتقدند: ذات باری تعالی برتر از وهم و عقل و فکر است، خداوند بالاتر

از حد صفات است با هیچ صفتی و یقین و حدی چه به سلب و چه به ایجاب از وی سخن

نتوان گفت

. (۱)

آفریدگار نه چیز است و نه ناچیز نه محدود و نه نا محدود و نه موصوف

و نه نا موصوف و نه در مکان و نه در نامکان، به همین دلیل تنزیه در مسئله صدور اشیاء

از باری تعالی برای آن که مشکل صدور کثیر از واحد پیش نیاید، اعتقاد دارند که از

امر باری تعالی با کلمه ابداع، عقل کل یا عقل اول در وجود آمد، سپس نفس کلی، از کلمه

امر، به توسط عقل وجود یافت از نفس کلی به تایید عقل کل، طبایع، و از طبایع امهات

و از امهات به فعل اجرام سماوی، موالید هستی پذیرفته، صدورعقل کل از کلمه امر

به طریق ابداع است و صدور سایر موجودات روحانی و جسمانی که به توسط عقل و نفس از

امر باری تعالی در وجود آمده اند به طریق ابداع و انبعاث است; فرق میان ابداع و

انبعاث آن است که انبعاث چیزی است که نه در مکان باشد و نه در زمان. ولی پدید

آینده باشد از چیزی دیگر اما ابداع چیزی گویند که او نیز نه در مکان باشد ونه در

زمان و لکن از چیزی پدید نیامده باشد

. (۲)

اسماعیلیه گویند: ما نگوییم خداوند موجود است یا ناموجود و نه عالم است و نه

جاهل و نه قادر است و نه عاجز; زیرا اثبات حقیقتی اقتضای شرکت بین او و بین

سایر موجودات را دارد و این شرکت و تشبیه است، گویند: خداوند نه قدیم است و نه

محدث، بلکه قدیم امر او و کلمه او و محدث خلق او و آفرینش اوست

. (۳)

علمای اسماعیلیه قول برخی از فلاسفه را که قایل به «قدمای خمسه » هستند یعنی قایل به

قدمت پنج اصل: خداوند، نفس، هیولی، زمان و مکان می باشند، به شدت مورد انتقاد قرار

داده اند و ثابت کرده اند چهار اصل اخیر نمی توانند قدیم باشند; زیرا در این صورت

عدد قدما نامتناهی می شود وبه علاوه اگر قول به قدمای خمسه درست باشد، کدام یک از

آنها علت حدوث این عالم است؟

(۴)

به عقیده اسماعیلیه: مظهر عقل کل در این عالم وجود ناطق است و ناطقان همان

پیامبران اولوا العزمند که عدد ایشان هفت است از این قرار: آدم، نوح، ابراهیم،

موسی، عیسی، محمد و اسماعیل بن جعفر

. (۵)

هر ناطق (پیغمبری) وصی و جانشینی دارد که

در حال حیات او در شهرستان علم او بوده است. پس از هر ناطقی هفت امام روی کار

می آید. دوره هر پیغمبری هزار سال است و چون دور او به سر آید پیغمبر دیگری باشد

یعنی تازه ظهور کند و شریعت او را نسخ می نماید، پیغمبر یا ناطق نخستین حضرت آدم

بود که وصی او شیث بود. ناطق دوم حضرت نوح بود که وصی او سام بود. ناطق سوم

حضرت ابراهیم بود که وصی او اسماعیل بود. ناطق چهارم حضرت موسی بود که وصی

او هارون (یوشع) بود. ناطق پنجم حضرت عیسی بود که وصی او شمعون الصفا(پطروس

)

بود. ناطق ششم حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم بود که وصی او علی بود. ناطق

هفتم اسماعیل بود، زیرا حضرت محمدصلی الله علیه و آله و سلم علی را وصی یا اساس و

پس از او حسن وحسین و زین العابدین و محمد الباقر و جعفر الصادق بودند. هفتمین

ایشان اسماعیل بود که او قائم است و ائمه پس از او را امامان دوره قیام دانند

.

ناطق واضع شرع جدید و ناسخ شریعت قدیم می باشد و اساس یا وصی عالم به علم تاویل شریعت

است و وظیفه او بیان اسرار و باطن شریعت می باشد

. (۶)

علمای اسماعیلیه قول فلاسفه را که قایل به قدمت «قدمای خمسه » هستند و پنج اصل یعنی

:

خدا، نفس، هیولی، زمان و مکان را قدیم دانند به سختی مورد انتقاد قرار داده اند و

گفته اند:زمان نمی تواند قدیم باشد. زمان عبارت از مقدار حرکت افلاک است و با طلوع

خورشید و غروب آن سنجیده می شود، پس قابل شمارش و متناهی است و نمی تواند قدیم باشد و

همچنین مکان نیز نمی تواند قدیم باشد; زیرا اگر مکان قدیم باشد اقطار شش گانه و محیط

بر مکان نیز باید قدیم باشند، چون مکان از اقطار خالی نیست، پس عدد قدما نامتناهی

می شود به علاوه اگر قول به قدمای خمسه درست باشد کدام یک از آنها علت حدوث این

عالم است

…. (۷)

اسماعیلیان آیات قرآن و احادیث و احکام شرع را مثل صوفیه تاویل می کنند و ظاهر

آنها را درست نمی دانند، بلکه به باطن آنها می گرایند. بیشتر استدلالات آنان

مبتنی بر معانی حروف قرآن و احادیث و اسرار و رموز آنهاست. گویند به جهت همین

مکتوم بودن معانی است که همه کس را بر آنها دسترسی ووقوف نیست و بشر محتاج به

«

امام » است که آن معانی را روشن سازد

.

گویند مردم به نسبت کمی و زیادی اطلاعشان بر این معانی باطنی بر چند درجه اند

:

به همین دلیل اسماعیلیان خود را اهل تربیت می دانند و مراتب هفت گانه معتقدان به

آن مذهب از این قرار است:۱. مستجیب، ۲. ماذون، ۳. داعی، ۴.حجت، ۵. امام، ۶

.

اساس، ۷.ناطق

.

کسی که تازه به کیش آنان درآید «مستجیب » می نامیدند; آن که در طریق ایشان راسخ

شده و اجازه سخن گفتن یافت «ماذون » می گفتند; چون به درجه دعوت می رسید «داعی

»

می خواندند، چون به ریاست داعیان ارتقا یافت «حجت » نام می گرفت یعنی گفتار او

حجت خداست بر خلایق; چون مرتبه ولایت می یافت و از علم بی نیاز می گشت «امام

»

خوانده می شد. پس از مرتبه امام به مقام وصایت و اساس می رسید و در آخرین مرتبه

مقام «ناطق » را می یافت

. (۸)

ماذون و داعی دو درجه داشتند: محدود و مطلق، گاهی نیز میان مرتبت حجت و امام

به مرتبه دیگر قائل می شدند که مرتبه «باب » بود، گاهی مرتبه «داعی » را به سه درجه

می رسانیدند: داعی بلاغ، داعی مطلق و داعی محدود

.

هر امامی دوازده حجت داشت که چهارتن از آنان همواره ملازم خدمت او بودند

.

هفت تن مامور جزایر سبعه یعنی اقالیم هفت گانه بودند، در زیر حکم هر یک از داعیان

نیز عده ای ماذون زیر فرمان داشتند که به دعوت مردم به کیش اسماعیلی

می پرداختند، ماذونان و داعیان در تعلیمات خود رتبه و سلسله مراتب را رعایت

می کردند تا از تعلیم خود در مرتبه پایین تر نتیجه مثبت نمی گرفتند، مرتبه بعد

را شروع نمی کردند

. (۹)

ابو منصور عبد القاهر بغدادی مراتب نوکیشان را چنین آورده است: تفرس، تانیس،

تشکیک، تعلیق، ربط، تدلیس، تاسیس، عهد وپیمان گرفتن خلع وسلخ

. (۱۰)

مبلغ و داعی اسماعیلی باید آگاه به احوال اصناف مردم باشد و بداند خویش را

بر چه کسی عرضه می دارد. اگر مدعو کسی است که گرایش به عبادت دارد از طریق زهد

و عبادت با او سخن گوید و سرانجام به او بگوید که شریعت را ظاهری و باطنی است

و غرض شارع باطن شریعت است، نه ظاهر آن و از اوبا سوگندهای شدید پیمان گیرد که

این راز را افشا نکند و اگر این اسرار را فاش کند بر او است که زن خود را طلاق

دهد و بندگانش را آزاد کند و اموالش را ببخشد

. (۱۱)

اسماعیلیان به بهشت و دوزخ جسمانی معتقد نیستند ولی برای مبتدیان این کلمات

را به معنی معمول آن تفسیر می کردند. خود معتقدند که بهشت به حقیقت «عقل » است و دربهشت

رسول خدا و زمان خویش، و وصی اوست درمرتبه خویش، و امام روزگار است در عصر خود،

و کلید در بهشت گفتار رسول خداست، به معاد جسمانی اعتقاد ندارند، و به حشر ونشر

معتقد نیستند

. (۱۲)

ناصر خسرو در «خوان الاخوان » در صفت چهل ویکم و پنجاه و پنجم در نفی بهشت و دوزخ

علمی بودن ثواب وعقاب، تاویل سرما و گرمای قیامت سخنها آورده است و گوید

:

چون در روز قیامت آلات وحواس دریابنده لذات و تالمات وجود ندارد، یعنی جسمی در

میان نیست پس لذت و رنج جسمی هم در بین نیست

(۱۳)

و این که پیامبران مردم

نیکوکار را به بهره بردن ازباغ بهشت در نهرهای روان و حوران سیه چشم و قصرهای

بهشتی و میوه های گوارا و لذیذ و بدکاران را به سوختن در آتش دوزخ و ضربه

عمودهای آتشین و آهنین و زخم مار و کژدم و نوشابه های هول انگیز داده اند برای

آن بوده تا «رونق عالم جسمانی برقرار بماند» و در طاعت بکوشند

. (۱۴)

آنها در باره تمام علوم شناخته شده زمانشان، با شیوه بسیار مردمی و در قالب

داستان شروع به نوشتن کردند. آنان تمام مقالات خود را در اثری گرد آوردند که

به نام «رسائل اخوان الصفا» معروف شد. آنان تمام آرا و عقاید فلاسفه یونانی و هندی

را با نظم خاصی تدوین کردند

.

این کار البته شبیه کار معتزله بود،

لیکن نویسندگانی که متعلق به گروه

اسماعیلی بودند هدفشان ایجاد یک زمینه فکری برای قیام آینده بود این نویسندگان

آثار خود را مخفیانه می نوشتند و نسخه ای از آن را در مساجد مختلف امپراتوری، آن

هم در یک زمان معین، بدون این که کسی متوجه بشود پخش می کردند، به نظر می رسد که

این مقالات بالاخره تحت هدایت امام احمد، نبیره امام جعفر صادق علیه

السلام جمع آوری وتالیف گردیده باشد

. (۱۵)

القفطی(۶۴۶) نویسنده «تاریخ فیلسوفان » درباره «اخوان الصفا»می نویسد: «…آنان

برای پاسداری از تقدس، پرهیزگاری، و حق، انجمنی بنیان نهادند.میان خود آموزشی را

پذیرفتند که امید داشتند، خداوند نیز آن را بپذیرد

.

به عقیده آنان، نظام دین بر اثر جهل و خطا، دستخوش تباهی و دگرگونی شده بود در

هیچ وسیله ای دیگر، برای تزکیه و پالایش آن جز «فلسفه » که معرفت ایمانی و میراث

تحقق عقلانی را در خود متحد کرده است، وجود نداشت. آنان معتقد بودند که اگر فلسفه

یونانی با دین عربی با هم ترکیب شود، نتیجه ای رضایت بخش و کامل می توانست به

دست آید. بر اساس این باور است که آنان، پنجاه رساله در هر یک از شعبه های فلسفه

اعم از نظری یا عملی، تالیف نمودند و به آنها فهرستی جداگانه افزودند و آنگاه

آنها را با عنوان «رسائل اخوان الصفا» نامور ساختند

.

نویسندگان این کتابها، پیوسته نام خود را پنهان می داشتند.لیکن رساله های خود

را میان کتابفروشان و مردم توزیع می کردند

.

اخوان الصفا صفحات رسائل خود را از کلمات قصار، داستانهای مذهبی، تعابیر

مجازی و شاعرانه و کنایه های ادیبانه مالامال می ساختند

». (۱۶)

اسماعیلیان حتی امروز چنان که «ایوانف » اسماعیلی شناس بزرگ متذکر است به رسائل

اخوان الصفا استناد می جویند وحتی تا بدانجا پیش رفته اند که رسائل را «قرآن