خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل شجره ی الهیه
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل شجره ی الهیه قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مخمسی که تاکنون منتشر نشده است
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مخمسی که تاکنون منتشر نشده است قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
23ساعت
38دقیقه
19ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل کیسانیه افسانه یا حقیقت؟! (۳)

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 62

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل کیسانیه افسانه یا حقیقت؟! (۳) – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل کیسانیه افسانه یا حقیقت؟! (۳) شامل 73 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل کیسانیه افسانه یا حقیقت؟! (۳):

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل کیسانیه افسانه یا حقیقت؟! (۳) به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل کیسانیه افسانه یا حقیقت؟! (۳) به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل کیسانیه افسانه یا حقیقت؟! (۳) با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل کیسانیه افسانه یا حقیقت؟! (۳) با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل کیسانیه افسانه یا حقیقت؟! (۳) با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل کیسانیه افسانه یا حقیقت؟! (۳) را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل کیسانیه افسانه یا حقیقت؟! (۳) :

پیوند عقیدتی – سیاسی مختار با محمد حنفیه

داستان نامه ها

اشاره

کوفیان پس از شهادت امام حسین علیه السلام به خطای فاحش خود پی بردند و

از این که از یاری امام علیه السلام دریغ ورزیدند، سخت پشیمان شدند و به این

نتیجه رسیدند که آن ننگ و عار را جز با کشتن قاتلان سیدالشهداءعلیه السلام

نمی توان شست.از این رو، توابین شورش علیه نظام اموی را آغاز کردند و کوفه وضع

آشفته ای پیدا کرده بود. مختار بن ابی عبیده، در این جریان سیاسی، دستگیر و تا

سال شصت و شش در زندان کوفه بود. پس از خروج از زندان، شیعیان نزد او جمع شدند تا

زمینه ی قیامی دیگر فراهم شود. بنابر نقل یعقوبی (تاریخ:۲/۲۰۲) مختار با قیامش

مردم را به بیعت برای آل رسول علیهم السلام دعوت کرد

.

در این میان نامه ها و وجود ارتباطاتی میان محمد حنفیه و مختار نقل شد. با

بررسی مجموع آنها، روشن خواهد شد که میان نهضت مختار و امامت محمد حنفیه هیچ

ارتباطی وجود نداشت و محمد حنفیه در ادعای امامت و خلافت اعم از طریق نص و یا

قهر و غلبه، دورترین و بری ءاترین انسان بوده است

.

با بررسی آن سلسله منقولات به دست می آید که مختار هیچ روزی مردم را به امامت

محمد فرا نخوانده و همه ی آنچه در این زمینه به او نسبت می دهند، دروغ و جعلی است که

دشمنان شیعه به قصد زیر سؤال بردن حقانیت شیعه آنها را ساخته و پخش کرده اند

.

رابطه ی عقیدتی – سیاسی مختار بامحمد

درباره ی وجود رابطه ی خاص و پیوند ویژه ی سیاسی، عقیدتی میان محمد حنفیه و مختار

بن ابی عبیده سخن زیاد است و از جمله ی شواهد چنان ارتباطی، نامه ی محمد به مالک

اشتر است که به آن اشاره خواهد شد

.

اما دو نامه ی دیگر که گفته می شود محمد حنفیه آنها را به مختار نوشته و در کتب

تاریخ آمده است، چیزی که مشعر به ادعای امارت و خلافت و مهدویت از سوی محمد، باشد

و یا این که مختار به امامت او قایل بوده و مردم را به سوی او فرا خواند و یا

از جانب پسر حنفیه به امارت و وزارت، منصوب شده و یا از وی انتقام خون امام

حسین علیه السلام و دیگر شهیدان کربلا را خواسته باشد به چشم نمی خورد

.

در یکی از آن نامه ها که محمد از زندان به مختار نوشته و فرستاده است فقط از عبد

الله زبیر که او گروهی از بنی هاشم را مورد ستم قرار داده و زندانیشان کرده بود

شکایت شده است و از مختار و یاران او استمداد به عمل آمده است

.

محمد حنفیه در آن نامه، خود را با عناوین «مهدی »، «وصی » و یا «امیرمؤمنان » توصیف

نکرده و مختار را هم کارگزار، وزیر، نماینده و وکیل خود ندانسته است

.

و در نامه ی دوم نیز که در پاسخ نامه ی مختار در خصوص گزارش رخداد «ابن ورس

همدانی » نوشته شده، همانند نامه قبل عناوین مهدویت و امامت و وصایت و امارت

مؤمنان به چشم نمی خورد بلکه آن نامه خود گواه بر آن است که دعوی مهدویت و امامت،

افترای مورخان به اوست و از همان نامه، مستفاد می شود که محمد حنفیه هرگز

مردم را به امامت خود فرا نخوانده و چنان داعیه ای نداشته است و به آن قصد با

کسی نخواسته است وارد کارزار شود، اگر چنان نیتی می داشت شاید می توانست

جماعت کثیری در اطراف خود گرد آورد و یاران فراوانی فراهم سازد لکن او

به کلی خود را برکنار نگاه داشته و حتی از مختار هم خواست که از قتل و خونریزی

پروا کند

.

می ماند نامه ی نخست، که محمد آن را به ابراهیم بن مالک اشتر نوشته و در آن

راجع به مختار و یاری او مطالبی آمده است ما چنان نامه ای را به دلایل زیر دروغ

و ساختگی می دانیم

:

دلیل یکم: راوی این نامه شعبی است و او هرچند که در شمار راویان مورد وثوق شمرده

شده است لکن او دشمن مختار بوده و سخن دشمن را در حق رقیب، هرگز نباید شنید

.

ابن حجر به نقل از ابن اثیر می نویسد: میانه مختار و شعبی آن چنان تیره بود که

حرف یکی درباره ی دیگری نمی تواند مسموع باشد

. (۱)

دلیل دوم: دو نامه ای که پیش از این اشاره کردیم، مؤید آنند که این نامه ی اخیر

جعلی و ساختگی است; زیرا آن نامه ها از عناوین «مهدی، وصی و امیرالمؤمنین

»

خالی اند و اگر نسبت نامه ی اخیر صحیح باشد در آن دو نامه نیز می بایست، محمد

حنفیه خود را وصی، مهدی و امیرمؤمنان می خواند به ویژه که آن دو نامه وقتی نوشته شده

که کوفه برای مختار رام گشته و کارگزار محمد (به زعم مدعیان) به آن شهر چیره و

غالب شده و او در کوفه پیروان فراوانی پیدا کرده بود

.

دلیل سوم: اگر درست باشدکه محمد حنفیه خودرا مهدی می خوانده و مختار را وزیر و

نماینده ی خویش قرار داده بوده، حتما چنین چیزی را به صراحت، به جماعتی که نزد او

آمده و اجازه ی همکاری با مختار را خواستار شدند، می گفت

.

دلیل چهارم: شکی نیست که خود شعبی، سازنده و پردازنده ی نامه مزبور است هرچند که

او در این جعل و دروغ پردازی موفق نبوده است. او فکر نکرده است که سه روز، برای آن

همه رفت و آمد میان مکه و کوفه، وقت بسیار کمی است و وسایل پستی آن زمان برای

این کار، کافی نیست; زیرا چگونه ممکن است در این مدت کوتاه، مختار که در

کوفه به سر می برده با محمد حنفیه که در مکه، می زیسته است ارتباط برقرار کند و

آنگاه نامه ای را همراه عده ای و از آن جمله شعبی به ابراهیم بن مالک اشتر

بفرستد. چنین کاری با ابزار پستی آن زمان که بی شک جز اسب و شتر وسیله ی دیگری در

کار نبوده است، ناممکن می نماید

.

نتیجه آن که: امتناع بدوی ابراهیم بن مالک، از یاری مختار و سپس اطلاع محمد بن

حنفیه از این ماجرا و نگارش نامه به وی و دستور همکاری با مختار، در طی سه روز و

با وجود فاصله بیش از یکهزار کیلومتر عادتا ممکن نیست

.

دلیل پنجم: آیا شگفت آور نیست که محمد حنفیه، به ابراهیم بن مالک اشتر در ازای

نصرت مختار، تمام ولایات بین کوفه و دورترین نقطه شام را ببخشد؟

آیا او در این حاتم بخشی، از معاویه هم پا فراتر نگذارده است؟ که او به عمرو

عاص در برابر یاریش در جنگ با علی بن ابی طالب علیه السلام تمام مصر را داد،

همان چیزی که همه مسلمانان و از آن جمله محمد حنفیه، از چنان بخشش و دست و دلبازی

مطلع بوده و منکر شده و محکومش کردند؟ پس چگونه او خود چنان کاری می کند؟ و آن گونه که

در نامه تصریح شده: «لک بذلک… وکل مصر و منبر و ثغر ظهرت علیه فیمابین الکوفه و

اقصی بلاد الشام »! آن گونه بذل و بخشش کند؟

! (۲)

ارتباط به صورت دیدار

میان محمد حنفیه و اصحاب مختار دو ملاقات بیشتر اتفاق نیفتاده است. دیدار نخست

هنگامی بوده است که کوفیان نزد محمد آمده و در اطاعت از مختار و در گرفتن

انتقام خون امام حسین علیه السلام از او اجازه خواسته اند

.

این دیدار علنی بوده و سخن دایر فیمابین، از نظر اعتبار روایی، امری مسلم و

ثابت است اما محمد در این دیدار چیزی جز این نگفته است که:«دوست دارم خداوند

به وسیله هرکس که باشد از دشمن ما انتقام بگیرد

». (۳)

پس محمد در این ملاقات، سخنی جز آن نگفته و حتی نام مختار را هم به زبان نیاورده

است و اگر چنان که مختار، وکیل و نماینده ی او می بود و محمد او را به کوفه

فرستاده بود تا انتقام خون امام حسین و دیگر شهدای کربلا را بگیرد، هرگاه

علنی هم ممکن نمی شد، به طور پنهانی چنان امری را مطرح می ساخت

.

دیدار دوم محمد با یزید بن شرحبیل بوده که در این ملاقات محمد از مختار گله

گزاری کرده که او چگونه شیعه است در حالی که قاتلان امام حسین را در دیوان

حکومتی، پست و مقام داده است؟!در این جریان اولا، شیعه بودن مختار زیر سؤال

رفته و ثانیا: اگر مختار وزیر، نماینده و امین و مبلغ آل محمد صلی الله علیه و

آله و سلم بوده چطور محمد حنفیه فقط از او گله و شکایت می کند آیا محمد نمی توانسته

است او را عزل کند و یا لا اقل به وی اخطار کرده و توبیخش نماید؟

!

نکته ی مهم دیگر در پیوند عقیدتی سیاسی مختار و محمد حنفیه آن است که والیان و

کارگزاران منصوب از طرف خلفا، حکمشان را عادتا در ملاء عام می خواندند و مردم

را در مسجد اعظم شهر گرد آورده و برای خلیفگان بیعت گرفته و یا تجدید بیعت

می کردند و آنان در مسایل مهمی چون جنگ و صلح، جز به اذن خلیفه، اقدام نمی کردند

علاوه آن که در احکام و فرمان ها به عنوان هایی مانند: «از امیرالمؤمنین به فلان

والی » و یا «از فلان والی به امیرالمؤمنین » نوشته می شد در

صورتی که مختار در

ورود به کوفه و در مدت اقامتش در آن شهر و اعلان جنگ با قاتلان امام حسین علیه

السلام هرگز چنان تشریفات را با محمد حنفیه نداشته و اگر به زعم برخی

تاریخنگاران، مختار، فرستاده ی محمد بوده لااقل در حضور برخی شیعیان به صراحت سخن

می گفت و از مردم برای محمد حنفیه بیعت می گرفت و در گرفتن انتقام خون شهیدان

نینوا، خود را نماینده ی محمد معرفی می کرد لکن تاریخ برای مختار چنان خاطره هایی

یاد نکرده است و او هرگز محمد را با القاب وصی، مهدی و امثال آن نخوانده است بلکه

به گفته ی یعقوبی و دیگران، مختار گفته است: مرا محمد بن علی به سوی شما فرستاده

است و هنگامی هم که قصر و دارالاماره ی کوفه را گرفت و اشراف و سرشناسان کوفه

در اطراف او گرد آمدند، برای محمد بیعت نگرفت بلکه بیعت گرفتن او به این

ترتیب بود که گفت: با من بر کتاب خدا و سنت پیامبر او و مطالبه خون اهل بیت و

جهاد با کسانی که حرام را حلال کرده اند… بیعت کنید و یا برای آل رسول بیعت

گرفت و معلوم است که محمد حنفیه نزد شیعه از آل رسول و اهل بیت او که در آیه ی

تطهیر آمده، نبوده و نیست

.

پس در اخذ بیعت به هر شکل که باشد، امامت محمد مطرح نبوده است واگر چنان چیزی

حقیقت می داشت و مختار پس از ورود به کوفه آن را نادیده می گرفت محمد او را از

حکومت کوفه عزل و به طور کلی از خود طرد می کرد و تاریخ چنان چیزی را یاد نمی کند

.

نکته ی دیگر آن که: گرفتن انتقام خون امام حسین علیه السلام به حکم و

فرمان محمد حنفیه نبوده است بلکه مختار آن روز که از زندان ابن زیاد رهایی یافت

چنان اندیشه ای را در مغز خود می پرورانید هرچند که آن فرصت را پس از هلاکت یزید بن

معاویه یافت و در پرتو رواج شعار مطالبه ی خونبهای حسین علیه السلام از سوی

شیعه چنان حرکتی را سامان داد

.

آخرین نکته در رابطه ی سیاسی، عقیدتی مختار و محمد و این که او به امامت محمد

حنفیه قایل نبوده و محمد نیز چنان داعیه ای نداشته این است که مختار پس از قتل عبید

الله بن زیاد سر او را به مدینه نزد امام سجاد علی بن الحسین علیمها السلام

فرستاد نه محمد حنفیه و اگر امامت محمد مطرح می بود قاعدتا باید نزد او

می فرستاد نه امام سجاد

.

ماهیت نهضت مختار

درباره ی نهضت و انقلاب مختار هرچه گفته شده و یا گفته شود، حقیقت آن است که آن،

همانند نهضت هایی است که بر ضد ظلم، فساد و انحراف، در جهان اسلام پدید آمده اند

.

نهضت مختار، نهضتی بوده است مردمی و از سوی مسلمانان مؤمن و متعهد پشتیبانی

می شده و آن بر ضد کسانی بوده است که مزه ی ذلت و خواری را به مردم مسلمان چشانده

و با دین و عقیده ی آنان بازی کرده و روزی ایشان دزدیده و امن و آسایش از جامعه

برده بودند

.

نهضت مختار، با انقلاب مردم مدینه به رهبری عبد الله بن حنظله ی غسیل الملائکه بر ضد

یزید بن معاویه که حرمت ها درید و حرامها مباح کرد، چندان تفاوت ندارد

.

نهضت مختار، از قیام زید بن علی بن حسین علیهم السلام فرزند امام سجاد

علیه السلام و از حرکت یحیی بن زید و از شورش های

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.