خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مرجئه و بنی امیّه، همسازی یا ناهمسازی (۲)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مرجئه و بنی امیّه، همسازی یا ناهمسازی (۲) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ضرورت بازنگری در نقش جریان اعتزال در حکومت امیرمؤمنان(علیه السلام)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ضرورت بازنگری در نقش جریان اعتزال در حکومت امیرمؤمنان(علیه السلام) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
06ساعت
34دقیقه
55ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مرجئه و بنی امیه،همسازی یا ناهمسازی(۱)

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 69

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت کامل مرجئه و بنی امیه،همسازی یا ناهمسازی(۱)؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل مرجئه و بنی امیه،همسازی یا ناهمسازی(۱)، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل مرجئه و بنی امیه،همسازی یا ناهمسازی(۱) با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل مرجئه و بنی امیه،همسازی یا ناهمسازی(۱) آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل مرجئه و بنی امیه،همسازی یا ناهمسازی(۱) به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل مرجئه و بنی امیه،همسازی یا ناهمسازی(۱) ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل مرجئه و بنی امیه،همسازی یا ناهمسازی(۱)، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل مرجئه و بنی امیه،همسازی یا ناهمسازی(۱) را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مرجئه و بنی امیه،همسازی یا ناهمسازی(۱) :

تعریف لغوی ارجاء

واژه «ارجاء» از ریشه «جاء» مشتق شده و به معنای تأخیر انداختن است.۲ در آیات شریفه «ترجیء من تشاء منهنّ»۳ و «و آخرون مرجون لأمر الله»۴ نیز به همین معنا آمده است.۵ در حدیث توبه کعب بن مالک که یکی از متخلفان در جنگ تبوک بود و پس از پنجاه روز توبه او پذیرفته شد۶ نیز به همین معنا آمده است: «أرجأ رسول اللّه صلی اللّه علیه و سلم أمرنا; پیامبر(صلی الله علیه وآله) کار ما را به تأخیر انداخت».۷

تعریف اصطلاحی ارجاء

بر اساس تعریفی که از ارجاء در لغت ارائه شد، مرجئه که اسم فاعل از مصدر ارجاء است، به فرقه ای گفته می شود که معتقد بودند با داشتن ایمان، معصیت زیانی نمی رساند، همان طور که با کفر، اطاعت سودی ندارد. این ها را «مرجئه» نامیدند، چون در باور ایشان خداوند عذاب گناه کاران را درباره معاصی به تأخیر انداخته است.۸ مقریزی در این باره می نویسد: ارجاء یا از واژه «رجاء» مشتق شده است، چون مرجئه برای گناه کاران امید ثواب از خداوند داشته و می گفتند با ایمان، معصیت زیان بخش نیست، همان گونه که با کفر طاعت سودمند نیست، یا این که مشتق از ارجاء به معنای تأخیر است، چون این ها حکم اصحاب کبائر را تا آخرت به تأخیر می انداختند.۹ برخی در تعریف مرجئه چنین گفته اند: « و المرجئه هم الذین أخّروا الأعمال و لم یعتقدوها من فرائض الایمان;۱۰ مرجئه کسانی هستند که عمل را از ایمان به تأخیر افکنده و آن را از شرایط ایمان به شمار نمی آورند».

افزون بر این تعریف ها مرجئه، به تأخیر انداختن رتبه علی (علیه السلام) به مرتبه چهارم، پس از خلفای سه گانه، نیز تعریف شده است.۱۱ درباره هر یک از این تعاریف به تفصیل سخن خواهیم گفت.

خاستگاه تاریخی ارجاء

اندیشمندان جامعه شناسی معرفت بر این باروند که همه آرای کلامی و فلسفی، زمینه های سیاسی و اجتماعی دارند.۱۲ هر چند ممکن است در کلیّت این باور تردید وجود داشته باشد، اما بدون شک درباره خاستگاه فرقه مرجئه درست به نظر می رسد.۱۳ مسلمانان در عصر نبوی با وجود نقش کاریزمای حضرت رسول (صلی الله علیه وآله)یکپارچه بودند و کمتر دچار اختلاف می شدند و در صورت بروز اختلاف بلافاصله حضور آن حضرت مشکل را بر طرف می کرد. اما پس از رحلت آن حضرت آنان دچار اختلاف و چند دستگی شدند.

افزون بر حادثه سقیفه بنی ساعده که نخستین اختلاف میان مسلمانان پس از رحلت پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) درباره مسئله امامت و رهبری جامعه اسلامی بود، شورش اهل ردّه نیز رخ داد. مقدسی می نویسد: پس از مسئله امامت، نخستین اختلافی که میان مسلمانان روی داد جنگ با مانعان زکات بود. نظر ابوبکر این بود که باید با آنان جنگید، اما مسلمانان ابتدا با او مخالفت کردند و پس از مدتی رأی او را پذیرفتند.۱۴شهرستانی نیز ضمن شمردن نخستین اختلاف ها میان مسلمانان، هفتمین اختلاف را ماجرای اهل ردّه و جنگ با مانعان زکات دانسته است.۱۵ هر چند این فتنه به زودی سرکوب شد، اما بذر سؤال های بسیاری را در ذهن جامعه کاشت. ایمان یعنی چه؟ نشانه های آن چیست؟ اگر کسی نماز یا زکات را ترک کند آیا می توان هم چنان او را مسلمان نامید؟ اما هنوز زمان آن نرسیده بود که این گونه ابهام ها و اشکال های ذهنی زمینه ساز مجادلات عقلی و استدلالی شود.۱۶

پس از ماجرای قتل عثمان و جنگ های داخلی عصر علی (علیه السلام) با گروه های سه گانه ناکثین، قاسطین و مارقین، جریان های گوناگونی در جامعه پدید آمد که هر یک دیدگاه های سیاسی و عقیدتی متفاوتی داشتند. در این میان، اقلیتی حضور داشتند که با استناد به سخنانی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) مردم را به بهانه دوری از فتنه، به سکوت و پرهیز از جنگ فرا می خواندند. شاخص ترین شخصیت های این گروه که فکر و اندیشه آن ها باعث پیدایش فرقه مرجئه گردید، عبارت اند از: سعد بن ابی وقاص۱۷، محمد بن مسلمه انصاری۱۸، عبداللّه بن عمر۱۹، اسامه بن زید۲۰،ایمن بن خریم اسدی۲۱، اهبان بن صیفی۲۲، عمران بن حصین الخزاعی۲۳ و ابو بکره نفیع بن حارث ثقفی.۲۴

این گروه، درگیری داخلی مسلمانان را فتنه خوانده و بهترین وظیفه را دوری از فتنه و پرهیز از ریختن خون هر مسلمانی می دانستند. اینان می گفتند ما خود از رسول خدا(صلی الله علیه وآله) شنیده ایم که فرمود: تا می توانید در فتنه وارد نشوید و در صورت ورود به آن، عبداللّه مقتول باشید بهتر است تا عبداللّه قاتل.۲۵ سعد بن ابیوقاص می گفت: من با دو گوش و قلبم شنیدم که پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمود: «ِان استطعت اَن تکون انت المقتول و لا تقتل احداً من اهل الصلاه فافعل، قالها ثلاثاً».۲۶ خالد بن سمیر می گوید: به عبداللّه بن عمر گفته شد، کاش امور مردم را بر عهده می گرفتی چون آن ها تو را می خواهند. ابن عمر گفت: اگر مردی از مشرق مخالفت کرد چه کنیم؟ گفتند: مخالف را می کشیم و کشتن یک نفر در برابر مصلحتِ امت چیزی نیست. ابن عمر پاسخ داد: من دوست ندارم فرد مسلمانی کشته شود، گرچه تمام دنیا و آن چه در آن است از آنِ من باشد و تمام مسلمانان به شمشیری دست برده باشند که من هم به دست گیره آن دست گرفته باشم.۲۷ گفتنی است که مشی سیاسی وی چنین بود که هر کس به قدرت می رسید، پشت سرش نماز می گزارد و زکات مالش را به او می پرداخت.۲۸

این اندیشه تفریطی دقیقاً نقطه مقابل اندیشه افراطیِ خوارج بود و آن ها در برابر آن، واکنش نشان می دادند. وقتی خوارج در عبور از مدائن به عبداللّه بن خباب بن ارت، والی آن شهر برخورد کردند، از او خواستند که حدیثی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) برای آن ها نقل کند. او به روایت از پدرش حدیثی نقل کرد که پیامبر (صلی الله علیه وآله) مردم را در ایام فتنه به قعود و پرهیز از خون ریزی دعوت کرده بود. خوارج با شنیدن چنین روایتی، او را کشتند.۲۹ گفتنی است که طبری روایت دیگری نیز نقل کرده که گویا علت کشته شدن عبداللّه بن خباب، تمجید او از علی (علیه السلام) بوده است.۳۰

بدیهی است اندیشه یاد شده که مردم ِ خواهان رفاه و امنیت را به سکوت و خاموشی دعوت می کرد، به تدریج از اقلیت به اکثریت تبدیل گردید. این اندیشه، در بسیاری از سرزمین ها رسوخ کرد، به طوری که نشوان حمیری درباره دوران حیات خویش می نویسد: «لیس کوره من کور الاسلام الاّ و المرجئه غالبون علیها الاّ القلیل».۳۱

برخی مورخان نوشته اند: هنگامی که علی (علیه السلام) در آستانه جنگ جمل در ربذه فرود آمد، گروهی از قبیله طیء نزد او آمدند. به امام گفته شد که برخی از اینان می خواهند همراه تو حرکت کنند و برخی تنها می خواهند به شما سلام کنند. امام علی (علیه السلام) با این که برای هر دو گروه دعا کرد، اما آیه «فضّل اللاه ّلمجاهدین علی القاعدین» را هم تلاوت نمود.۳۲

حمید بن هلال می گوید: عمران بن حصین (در آستانه جنگ جمل) مرا نزد بنی عدی فرستاد و گفت: وقتی همه در عصرگاه در مسجد اجتماع کرده اند، نزد آن ها برو و بگو: عمران، صاحب رسول خدا(صلی الله علیه وآله) مرا فرستاده تا به شما سلام رسانده و خبر دهم که او خیرخواه شماست و سوگند یاد می کند که اگر عبد حبشی بالای کوهی بزچرانی کند تا مرگش فرا رسد، بهتر است از این که در میان دو گروه (دو طرف درگیر در جنگ جمل) تیری به خطا یا صواب رها نماید. پدر و مادرم فدای شما باد دست نگه دارید.۳۳

افکار و اندیشه های افرادی، چون قاعدین به مرور زمان، تقویت گردید و با افراطی که برخی گروه ها در دشمنی با یکدیگر از خود نشان می دادند، مستند مرجئه قرار گرفت و این فرقه، مبانی مسالمت جویانه خویش را بنیاد نهادند. آنان می گفتند: داوری درباره تمام احزاب و گروه ها را به خدا واگذار می کنیم که برخی مصیب و برخی دیگر در خطایند. این باور، بنی امیه را هم در بر می گرفت، چون آن ها نیز شهادتین گفته و بر اساس باور یاد شده، کافر و مشرک نبودند.۳۴ مرجئه، عقیده داشتند جمیع اهل قبله همین که به ظاهر به اسلام اقرار کنند، مؤمن اند و ارتکاب کبائر به ایمان ضرر نمی رساند. هیچ کس حق ندارد در دنیا در باب جهنّمی بودن کسانی که مرتکب گناهان کبیره می شوند، حکم بدهد و باید حکم این اشخاص را به روز قیامت موکول کرد.

گفتنی است که ابن ابی الحدید با بیان تفاوت دیدگاه علی (علیه السلام) با ابوبکر در تفسیر دو آیه «انّ الذین قالوا ربّنا اللّه ثم استقاموا…»۳۵ و «انّما المؤمنون الذین آمنوا باللّه و رسوله ثمّ لم یرتابوا…»۳۶ می نویسد: امیرالمؤمنین(علیه السلام) استقامت را به «اداء الفرائض» تفسیر می کرد اما ابوبکر آن را به «استمرار توحید» معنا می نمود. سپس می گوید: روایت شده است که ابوبکر آیه استقامت را تلاوت کرد و از اطرافیان پرسید: درباره این آیه چه می گویید؟ گفتند: مراد این است که مرتکب گناه نشویم. ابوبکر گفت: شما آیه را بر سخت ترین وجه آن تفسیر کردید. گفتند: پس مراد چیست؟ او گفت: مراد این است که به پرستش بتان باز نگردید. ابن ابی الحدید می گوید: رأی ابوبکر در تفسیر این آیه – اگر ثابت شود که او چنین گفته است – مؤیّد مذهب ارجاء است و سخن امیرالمؤمنین (علیه السلام) مذهب اصحاب ما (معتزله) را تأیید می کند.۳۷

مراحل تطور اندیشه ارجاء

نخستین بنیاد اندیشه ارجاء در پی قتل عثمان و داوری درباره او و علی (علیه السلام)در جامعه آشکار شد. برخی مورخان از گروهی با عنوان المرجئه الاولی یاد کرده اند، که قضاوت درباره آن دو خلیفه را به تأخیر انداخته و به هیچ یک از ایمان یا کفر آنان گواهی نمی دادند.۳۸ اینان به شیخین معتقد بودند ولی کار علی (علیه السلام) و عثمان را به خدا واگذار می کردند.۳۹ مورخان از محارب بن دثار، قاضی کوفه (متوفای حدود ۱۱۶ ق) به عنوان یکی از افراد مرجئه اولی یاد کرده اند.۴۰ با پیدایش گروه افراطی خوارج، که مرتکب کبیره را مشرک می دانستند، بحث جدیدی در میان مسلمانان مطرح گردید و آن این که آیا عمل، جزئی از ایمان است یا این که این دو جدا از یکدیگرند و با هم ارتباطی ندارند. در این جا فرقه مرجئه به تفکیک عمل از ایمان معتقد گردید. بنابراین، مرجئه اصطلاحی در اواخر قرن نخست هجری به دو گروه اطلاق می شد: یکی، گروهی که کار علی (علیه السلام) و عثمان را به تأخیر می انداختند و بین مصیب و مخطیء در جنگ های جمل و صفین تردید داشتند. این گونه ارجاء، که همان ارجائی است که حسن بن محمد بن حنفیه درباره آن سخن گفت (و ما به زودی به آن خواهیم پرداخت)، به تدریج منقرض شد، چون رأی سلف بر این قرار گرفت که حق با علی (علیه السلام) بوده است.۴۱ دیگری، گروهی که ایمان را قول بدون عمل می پنداشتند با این اعتقاد که با ایمان، معصیت زیان نمی رساند، همان طور که با کفر، طاعت سودی ندارد.۴۲

در مقدمه الفتح الباری آمده است که ارجاء به معنای تأخیر انداختن، دو گونه است: گاهی مراد از آن، تأخیر حکم و داوری در تصویب یکی از دو طرف درگیر پس از قتل عثمان است و گاهی به معنای تأخیر داوری در جهنّمی بودن مرتکب کبیره و تارک فرایض است، چون ایمان فقط اقرار و اعتقاد است و عمل، به آن زیانی نمی رساند.۴۳ بنا بر دو مفهوم دیگر، مرجئه گاهی در مقابل «وعیدیه» به کار می رود و گاه در برابر «شیعه». اگر مراد از تأخیر، وانهادن حکم صاحب کبیره تا قیامت باشد، که حکم به بهشتی یا جهنّمی بودنش نشود، در این صورت، مرجئه در برابر وعیدیه است، اما چنانچه ارجاء به معنای تأخیر علی (علیه السلام) به مرحله چهارمین خلیفه باشد، در این صورت مرجئه در برابر شیعه خواهد بود.۴۴

در واقع بر اساس این مفهوم، بیشتر مسلمانان، به جز اقلیت شیعه، تحت تأثیر آموزه های مرجئه قرار گرفتند و مرجئه تمامی پیروان اهل سنت را شامل می شد. براساس همین مفهوم اخیر است که در منابع آمده است که «شیعیان تمام اهل سنت را مرجئه نامیدند»۴۵ و نیز بر همین اساس برخی آن را توسعه داده و نوشته اند:

بعد از شهادت حضرت علی بن ابی طالب (سنه ۴۰ هجری) غیر از فرقه کوچک شیعه، که به امامت آن حضرت بعد از پیغمبر اسلام ایمان داشتند و این حق را نصیب آل علی می دانستند، بقیه مسلمین و اتباع طلحه و زبیر و عائشه با اصحاب معاویه، که سواد اعظم مسلمین می شدند، دست یکی کرده به فرقه مرجئه موسوم شدند و این فرقه مشتمل بود بر درباریان و ریزه خوارانِ خوان معاویه و طرفداران کسانی که غلبه یافته بودند; یعنی جمعیتی که گرد معاویه جمع آمده و عقیده ایشان این بود که جمیع اهل قبله همین که به ظاهر اقرار می کنند مؤمن اند.۴۶

برخی پژوهشگران۴۷ گفته اند: کسانی که از فتنه دوری گزیده و به ارجاء معتقد شدند، جنگجویان و مجاهدان مردّدی بودند که بعد از قتل عثمان به مدینه آمدند و دور از انتظار، اختلافات را مشاهده می کردند. برخی عثمان را مظلوم و پیروانش را ذی حق می دانستند و برخی علی (علیه السلام) را اولی به حق و پیروانش را ثقه به شمار می آوردند. آنان می گفتند: ما از هیچ یک از علی (علیه السلام) و عثمان بیزاری نجسته و آن ها را لعن نمی کنیم، بلکه کار آن دو را به خدا واگذار می کنیم. این محققان، در اثبات چنین خاستگاهی برای مرجئه، به تعریفی که ابن عساکر از این فرقه ارائه داده است، تمسک کرده اند. ابن عساکر در این باره می نویسد:

آن ها جنگ جویانی بودند که پس از بازگشت (از مرزها)، دچار شک و تردید شده بودند. اینان وقتی پس از کشته شدن عثمان وارد مدینه شدند و بر خلاف گذشته اختلافات مردم را مشاهده کردند، گفتند: ما زمانی که از پیش شما رفتیم همه یکپارچه و بدون اختلاف بودید، اما اکنون می بینیم که اختلاف کرده و برخی می گویید: عثمان مظلوم کشته شده و او و اصحابش به عدالت سزاوارتر بودند، و برخی دیگر می گویید: علی (علیه السلام) و یارانش به حق سزاوارتر بودند. ما همه را مورد وثوق می دانیم و همه نزد ما راست می گویند. ما از هیچ یک از این دو بیزاری نمی جوییم و آن دو را لعن نمی کنیم و بر ضدّشان گواهی نمی دهیم، بلکه کار هر دو را به خدا واگذار می کنیم تا خود او درباره آن ها داوری کند.۴۸

بر همین مبنا زمینه سازان و معتقدان به اندیشه ارجاء را به سه گروه تقسیم کرده اند:

۱. برخی صحابه، مانند سعد بن ابی وقّاص، عبداللّه بن عمر، ابوهریره، زید بن ثابت، اسامه بن زید، محمد بن مسلمه و…که از فتنه دوری می جستند.

۲. برخی مرزنشینان قلمرو اسلامی که مشغول جهاد بودند و پس از کشته شدن عثمان در ترجیح دو طرف درگیر با یکدیگر نتوانستند یکی را بر دیگری مقدم بدارند. (این پژوهشگران برای وجود چنین گروهی به سخن ابن عساکر استناد کرده اند که در بالا بیان شد). این دو گروه را اگر بتوان نام ارجاء بر آن ها نهاد، ارجاء تحیّر و سرگردانی است نه ارجاء فکری; یعنی اینان در داوری درباره طرفین متحیّر بودند. برخی هم گفته اند: مسئله گروه اول به یک حکم فقهی باز می گردد و آن حکمِ جنگ میان صحابه یا جنگ میان مسلمانان است.

۳. گروه سوم، کسانی بودند که می گفتند ما توان فهم آن چه را که میان صحابه (که مقام بلندی از فضل و علم و دانش را دارا بودند) رخ داده، نداریم و از این رو، از اظهار نظر درباره حق یا باطل بودن آن ها پرهیز می کنیم. اصل ارجاء به این گروه باز می گردد.۴۹

البته قدرت یافتن خاندانی از اشراف مکه (بنی امیه) که جز عثمان، افراد آن هنگامی دعوت حضرت محمد(صلی الله علیه وآله) را اجابت کرده بودند که کارش پیشرفت کرده و موفق شده بود، ضربه شدیدی برای مسلمانان پر سابقه بود، از این رو، فرزندان آن مسلمانان نسبت به بنی امیه کینه داشتند و این دشمنی به زودی به متهم ساختن امویان به سست دینی و بی دینی بدل شد. از این طریق، سؤالی پیش آمد که آیا اعتراف شفاهی به اسلام برای مسلمان بودن یک فرد کفایت می کند؟ یا این که اطمینان یافتن از راستی این اعترافات لفظی نیز ضرورت دارد، و اعتراف لفظی باید با انجام دادن اعمال عبادتی خاص مسلمانان همراه باشد و این، مسئله ای جدید بود که بر اساس آن، اگر فرمانروا مسلمان واقعی نبود، افراد امت می توانستند از فرمان او سرپیچی کنند.۵۰

با این که کوفه نخستین شهری بود که ارجاء در آن پدید آمد و سپس از آن جا به دیگر سرزمین های اسلامی انتشار یافت۵۱، برخی نوشته اند: مرجئه در نیمه دوم قرن اول هجری زیر نفوذ پاره ای عوامل مسیحی در دمشق، پایتخت امویان به وجود آمد.۵۲ البته اثبات این نظر، نیازمند شواهد تاریخی است.

حسن بن محمد بن حنفیه و اندیشه ارجاء

بسیاری از مورخان و شرح حال نویسان از حسن بن محمد بن حنفیه (متوفای ۹۹ یا ۱۰۰ ق) به عنوان نخستین کسی یاد کرده اند که درباره اندیشه ارجاء سخن گفته است.۵۳ قاضی عبدالجبار درباره وی می نویسد: او جز در ارجاء با پدرش، محمد حنفیه و برادرش، ابوهاشم استاد واصل بن عطاء، مخالفتی نداشت.۵۴ ابن حزم از او به عنوان محدّثی ثقه یاد کرده که اندیشه ارجاء داشته است.۵۵ وی برای تبلیغ اندیشه خویش به بسیاری از شهرها نامه نوشت و به نیابت از او در آن مناطق قرائت گردید. محتوای نامه وی، نهی مردم از گفتار بد درباره شیخین و نهی از تولاّ و تبرّا از علی (علیه السلام)، عثمان، طلحه و زبیر بود.۵۶

با توجه به این شواهد تاریخی که حسن بن محمد را ابداع کننده اندیشه ارجاء معرفی می کنند، استاد سبحانی با احمد امین مصری و دیگر پژوهشگرانی که مرجئه نخستین را مجاهدان مرددی می دانند که پس از کشته شدن عثمان به مدینه آمده و با مشاهده اختلافات میان مسلمانان، قضاوت درباره علی (علیه السلام) و عثمان را به خدا واگذار کردند، اختلاف نظر دارند. استاد سبحانی می نویسند:

اقتضای سخن احمد امین پیدایش ارجاء در دهه چهارم قرن نخست هجری است و این با تاریخ، که حسن بن محمد را نخستین مبدع ارجاء می داند، هماهنگ نیست، چون پدر حسن در روز کشته شدن عثمان، پانزده ساله و در روز شهادت علی (علیه السلام)، بیست ساله بوده است و حسن هنوز متولد نشده بود. نهایت چیزی که می توان گفت، این است که این تحولات پس از کشته شدن دو خلیفه و آمدن مجاهدان از جنگ ها، زمینه پیدایش چنین فکری را فراهم کرد. اما کسی که به صورت علمی و با نوشتن نامه به شهرها، آن را مطرح ساخت حسن بن محمد بود. به همین جهت، عموی عثمان بن ابراهیم بن حاطب گفت: این ها سخن او را امام قرار خواهند داد.۵۷

در راستای همین تفاوت دیدگاه، استاد سبحانی نظر احمد امین را که معتقد است «مرجئه یک حزب سیاسی بود که از درگیر شدن در فتنه ها و ریختن خون احزابِ درگیر، پرهیز داشت و حکم به تخطئه یا تصویب دیگران نمی کرد» ردّ کرده و می نویسد:

این نظر تنها یک حدس بی اساس است و برگرفته از همان مبنایی است که می گفت اندیشه ارجاء به بازگشت مجاهدان به مدینه پس از کشته شدن عثمان و علی (علیه السلام)می رسد، در حالی که فکر ارجاء در دامن تبلیغات امویان شکل گرفت و فضایل برساخته آنان برای برخی صحابه پیامبر (صلی الله علیه وآله)، حقیقت را پوشاند و مانع حضور مردم ساده اندیش در حوادث مهم جامعه گردید و گمان کردند که راه وسط این است که در هیچ جناحی وارد نشده تا جانب احتیاط را رعایت کنند.۵۸

حال این سؤال مطرح است که ارجائی که حسن بن محمد به آن اعتقاد داشته، چه نوع ارجائی بوده است؟ آیا او به تأخیر عمل از ایمان معتقد بوده و یا این که تنها قضاوت درباره علی (علیه السلام) و عثمان و طلحه و زبیر را به به قیامت واگذار و مردم را به یاد نیک نمودن از شیخین دعوت کرده است؟ ابن حجر عسقلانی می نویسد:

مراد از ارجائی که حسن بن محمد درباره آن سخن گفته، غیر از ارجاء درباره ایمان است که اهل سنت بر آن ایراد گرفته اند، چون من بر نامه حسن آگاهی یافته ام. او در این نامه از شیخین به نیکی یاد کرده، به این دلیل که امت اسلامی با آن ها به جنگ نپرداخته و درباره آن دو تردید نکرده اند، اما درباره کسانی که پس از آن ها درفتنه وارد شدند، کارشان را به خدا واگذار نموده است. پس معنای ارجاء مورد نظر حسن این است که او یقین به درست یا نادرست بودن یکی از دو گروه درگیر جنگ در فتنه نداشته است. اما نامه او ارتباطی با ارجاء مربوط به ایمان ندارد.۵۹

مقریزی هم پس از اشاره به نامه حسن بن محمد به شهرها و دعوت مردم به ارجاء، می نویسد: بر خلاف گفته برخی، او عمل را از ایمان به تأخیر نمی افکند.۶۰

بنابراین، آن چه از منابع تاریخی استفاده می شود این است که حسن نخستین قائل به اندیشه ارجاء بوده است، اما نه به معنای تقدیم قول و اذعان قلبی و تأخیر عمل، بلکه به معنای تقدیم قول درباره شیخین و تصدیق آن دو و تأخیر قول درباره علی(علیه السلام)، عثمان، طلحه و زبیر و واگذار کردن کار آنان به خداوند و توقف در اظهار نظر درباره آن ها.۶۱ پس کسانی که ارجاء به معنای تفکیک عمل از ایمان را به او نسب

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.