خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ابوسعید سجزی ریاضیدان و منجم شهیر و برجسته ایران در قرن چهارم هجری
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ابوسعید سجزی ریاضیدان و منجم شهیر و برجسته ایران در قرن چهارم هجری قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل یادداشت سردبیر
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل یادداشت سردبیر قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
10ساعت
08دقیقه
23ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مرزبان نامه / نکته هائی تازه پیرامون تألیف، ترجمه و تحریر روضه العقول محمّد غازی ملطیوی و مرزبان نامه سعدالدّین وراوینی

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 52

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل مرزبان نامه / نکته هائی تازه پیرامون تألیف، ترجمه و تحریر روضه العقول محمّد غازی ملطیوی و مرزبان نامه سعدالدّین وراوینی یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل مرزبان نامه / نکته هائی تازه پیرامون تألیف، ترجمه و تحریر روضه العقول محمّد غازی ملطیوی و مرزبان نامه سعدالدّین وراوینی شامل 120 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل مرزبان نامه / نکته هائی تازه پیرامون تألیف، ترجمه و تحریر روضه العقول محمّد غازی ملطیوی و مرزبان نامه سعدالدّین وراوینی را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل مرزبان نامه / نکته هائی تازه پیرامون تألیف، ترجمه و تحریر روضه العقول محمّد غازی ملطیوی و مرزبان نامه سعدالدّین وراوینی با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل مرزبان نامه / نکته هائی تازه پیرامون تألیف، ترجمه و تحریر روضه العقول محمّد غازی ملطیوی و مرزبان نامه سعدالدّین وراوینی بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل مرزبان نامه / نکته هائی تازه پیرامون تألیف، ترجمه و تحریر روضه العقول محمّد غازی ملطیوی و مرزبان نامه سعدالدّین وراوینی با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل مرزبان نامه / نکته هائی تازه پیرامون تألیف، ترجمه و تحریر روضه العقول محمّد غازی ملطیوی و مرزبان نامه سعدالدّین وراوینی وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل مرزبان نامه / نکته هائی تازه پیرامون تألیف، ترجمه و تحریر روضه العقول محمّد غازی ملطیوی و مرزبان نامه سعدالدّین وراوینی با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل مرزبان نامه / نکته هائی تازه پیرامون تألیف، ترجمه و تحریر روضه العقول محمّد غازی ملطیوی و مرزبان نامه سعدالدّین وراوینی مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مرزبان نامه / نکته هائی تازه پیرامون تألیف، ترجمه و تحریر روضه العقول محمّد غازی ملطیوی و مرزبان نامه سعدالدّین وراوینی :

چکیده:

درین مقاله نخست بحثی پیرامون کتاب مرزبان به زبان طبری، تصنیف مرزبان بن رستم بن شروین یا شهریار! به عمل آمده و به دو پهلو گوئی های گذشتگان درباره این کتاب و مصنف آن اشارت رفته است. از آن پس از کتاب روضه العقول تحریر محمد بن غازی یکی از نویسندگان وابسته به دربار سلاجقه روم و پریشان گوئی وی درباره اصل کتاب و تاریخ تصنیف روضه العقول و پادشاه هم عصر وی گفتگو شده است و سپس از کتاب مرزبان نامه تحریر یا تصنیف سعدالدین وراوینی، از منتسبان به دستگاه وزارت «ربیب الدین» وزیر ازبک بن محمد بن ایلدگر از اتابکان آذربایجان و تاریخ آشفته تصنیف مرزبان نامه و مجهول الهویه بودن خود سعدالدین وراوینی در روزگار ترجمه یا بازگردان مرزبان نامه، سخن در میان آمده و در آخر با تکیه به نکته های قابل استناد از منقولات این نویسندگان و منتقدان آثار ایشان و نظر برخی از نویسندگان سخن سنج معاصر، وجود کتابی به نام مرزبان نامه به زبان طبری وتصنیف یکی از شاهزداگان طبرستان یا مازندران مردود شناخته شده است بالاخره پای کتابی به نام فاکهه الخلفاء و مفاکهه الظرفاء تألیف محمد بن عربشاه (۷۹۱ ۸۵۴ ه . ق) ایرانی الاصل، و کاتب دربار سلطان بایزید، به زبان عربی فصیح و بلیغ به میان کشیده شده و رد سخن علاّمه محمّد قزوینی در مقدمه تصحیح مرزبان نامه درباره این کتاب بحث شده و با استناد به گفته های محمد بن عربشاه به معرفی کتاب پرداخته آمده است.

باید دانست بر خلاف نظر علاّمه محمّد قزوینی این کتاب متن عربی مرزبان نامه، و واضع آن نیز، خود ابن عربشاه است و علامه قزوینی و شاید پیش از وی «هوتسما» در دائره المعارف اسلامی. با تکیه به قول حاجی خلیفه در کشف الظنون این کتاب را بدون توجه به محتوای آن تألیف ابن عربشاه بشمار آورده اند نه ترجمه از متن ترکی یا فارسی، و ابن عربشاه نیز خود درآغاز کتاب با تکیه به لفظ «وضعت» آب صافی روی دست همه ریخته است و نگارنده برای نخستین بار و از طریق همین مقاله به بحث و انتقاد پیرامون متن هر سه کتاب و آوردن نمونه هائی از آنها و ترجیح دادن فاکهه الخلفا و مفاکهه الظرفا لفظأ و معنأ بر روضه العقول و مرزبان نامه پرداخته و خواننده را در تشخیص نویسنده اصلی و باز شناختن سره از ناسره مخیر گذاشته است.

کلمات و ترکیبات کلیدی: روضه العقول تحریر فاکهه الخلفاء و مفاکهه الظرفاء وضع واضع

دیرگاهی است در ادب جهانگشای فارسی از کتاب مرزبان نامه به زبان طبری و تألیف شاهزاده مرزبان بن رستم بن شروین، نامی در میان است، اما از خود کتاب رسم و نشانی به جای نمانده است.

قدیمی ترین سخن پیرامون این کتاب مرزبان نامه در قابوسنامه تألیف عصنرالمعالی کیکاوس بن اسکندر بن قابوس بن وشمگیر «گردآوری در ۴۷۵ ه. آمده است:»… جدّت ملک شمس المعالی قابوس بن وشمگیر که نبیره ارغش فرهادوند است و ارغش فرهادوند ملک گیلان به اجداد تو از او یادگار مانده و جده مادرم، دختر ملک زاده مرزبان بن رستم بن شروین که مصنّف مرزبان نامه است و سیزدهم پدرش کیکاووس بن قباد بود برادر ملک انوشروان عادل…۱

ابن اسفندیار نیز در تاریخ طبرستان گردآوری ۶۱۳ ه می گوید:… مرزبان بن رستم بن شروین پریم که کتاب مرزبان نامه از زبان وحوش و طیور و انس و جان و شیاطین فراهم آورده است. اگر دانادلی، عاقلی از روی انصاف نه تقلید معانی و غوامض حکم و مواعظ آن کتاب بخواند و فهم کند خاک بر سر دانش بیدپای فیلسوف هند پاشد که کلیله و دمنه جمع کرده…۲، هر چند تحریر مرزبان نامه تصنیف سعدالدّین وراوینی پانزده سال پیش از تألیف تاریخ طبرستان بوده و قاعدهً بایستی ابن اسفندیار به این کتاب اشارتی می کرد می بینم درین کتاب هیچ اشارتی و سخنی از مرزبان نامه سعد وراوینی، در میان نیامده است و این نکته درخور تأمل است.

البته پیداست، ابن اسفندیار به تبعیت از عنصرالمعالی در قابوسنامه، با عباراتی تعارف آمیز داوری کرده و نکته تازه ای نیاورده است. به باور من باید سخن ابن اسفندیار پیرامون مرزبان نامه قلب گردد. چه این کتاب نسبت به کلیله و دمنه لفظأ و معنأ از درجات بسیار پائین تری قرار دارد و نصراللّه بن محمّد، هر چند مبتدی و مبدع است و درین بنا خشت نخست را نهاده است، ولیکن کتاب خود را در نهایت استواری فراهم آورده است، و هیچ نکته ای از آن ضعفی ندارد و سعد وراوینی در مرزبان نامه مقتدی و مقلد است و راه کوبیده را پیموده است در عین حال در کتاب وی غثّ و سمین بسیار توان یافت.

از آن پس برخی از صاحب نظران کتاب نادیده از روی گفته پیشینیان توصیفاتی از کتاب و تحلیلاتی از مرزبان بن رستم و نسب وی، به دست می دهند و ذهن و ضمیر خواننده را مشوب می کنند. رضا قلی خان هدایت مرزبان نامه را تصنیف «مرزبان فارسی» یامنسوب به وی در شمار می آورد: «مرزبان فارسی… و کتاب مرزبان نامه به وی منسوب است و بعضی نوشته اند که صاحب مرزبان نامه از اجداد آل زیار و قابوس بن وشمگیر بوده است…».۳

و بعضی شجره نسب «مرزبان» را بی ریشه می پندارند و می گویند: مرزبان، پسر رستم بن سرخاب بن قارن از ملوک آل باوند در طبرستان بوده و گفته عنصرالمعالی کیکاوس بن اسکندر و محمّد بن الحسن بن اسفندیار استوار نیست: «واین فقره، با اسم جد مرزبان بن شروین پریم که در قابوس نامه و در تاریخ ابن اسفندیار مسطور است، نمی سازد و احتمال قوی می رود مرزبان واضع کتاب پسر پادشاهی دیگر از ملوک طبرستان… باشد.»۴

درین دوره هم بنای تحقیقات بر پایه لرزان همین گفته های دو پهلو و آشفته برآمده، و از پس حدود صد سال هنوز برای خواننده تحقیقی در خور استناد و پشتوانه ای استوار و پای جائی دلپذیر فراهم نیامده است.

البته روزگار و مرگ مرزبان بن رستم، صرف نظر از هویت و شخصیت تاریخی وی، به صورت دقیق روشن نیست و در نظم و ترتیب نسب نامه وی نیز در میان اهل تحقیق اختلافاتی درمیان آمده است.

در هر حال، در سال ۵۹۸ ه مردی ادیب و سخنور و قادر سخن در نظم و نثر فارسی و عربی، به نام محمّد بن غازی، به ظاهر، منشی و وزیر سلطان رکن الدین سلیمان بن قلیج ارسلان از سلاجقه روم از کتاب مرزبان نامه، مرزبان بن رستم بن شروین، تحریری به نام روضه العقول تصنیف کرد و به پیروی از عبداللّه بن مقفع در کلیله و دمنه و افزودن باب برزویه طبیب بر آن کتاب، بابی مفرد به عنوان: «باب من صنع هذا الکتاب» در مقدّمه آن تحریر بیاورد: «از آنجا که اعتماد بر مکارم اخلاق شاه بنده پرور بود، درین کتاب بابی مشتمل بر احوال خود ترتیب افتاده بر قاعده آنک در کلیله و دمنه بابی در احوال برزویه طبیب مثبت شده است…»۵.

محمّد بن غازی به یقین برزویه طبیب را به جای عبداللّه بن مقفع در شمار آورده و حق نیز همین است. زیرا عبداللّه بن مقفع با هوشیاری و زیرکی برای دور ماندن از اتّهامات دینی با قلب نام ایرانی خود: روزبه = روزویه، نام برزویه را ساخته است و بار تحلیل وتعبیر و توجیه اندیشه های مانی در آخر همین باب و در بسیاری از جاهای کلیله برگرده و دوش برزویه طبیب نهاده است.

محمّد بن غازی پس از کودکی و پای نهادن در بوستان جوانی برای کسب فضل و کمال به زانوی ادب در پیشگاه و مکتب پدر بنشست: «پدرم غازی… در تربیت من استقلال نمود».۶

و چون فهم و فراستی و شور و شعوری وافر داشت در اندک مدّتی در تحصیل علوم و فنون آن زمان ید بیضا کرد: «در سودای اشتغال ید بیضا نمودم و شریف فعال و لطیف مقال شدم… نفس را استعلا حاصل شد و طبع را استسنا به کمال انجامید»۷.

در کنار علم «قال و یجوز و لایجوز» از علم حال نیز بی نصیب نماند. البته در آن روزگار در روم بازار اهل طریقت گرم بود و پیران صاحب درد در رباط و خانقاه به مردم ترک دنیا می آموختند. و علمای عصر با این مکتب آشنائی تام و تمام داشتند. از این روی محمّد بن غازی با بیزاری به دنیای دنی دل بست! و در پی جاه و جلال، درگاه ملوک را قبله آمال و کعبه حاجات پنداشت: «… اما هنوز در ریعان عمر بود و عنفوان شباب. نفس را به خضرت دمن دنیا صغو افتاد و به ز خارف عالم جافی طبع مولع شد… اساطین شیاطین آز بر من غالب شد. همت رایم مناصب دنیاوی و نهمت شایم مناقب فانی گشت… به حضرت پادشاه پیوستم. چون پادشاه قوت براعت و کمال وراعت من بدید مرا جاه خطیر و پایگاه نضیر ارزانی داشت و بی تعلّل و تمطّل منصب انشا کرامت کرد.»۸.

درین هنگام با ابراز لیاقت و کاردانی، معروف خاص و عام گشت و منظور و مطلوب پادشاهان و سلاطین اطراف و اکناف جهان آمد و متاع فضل و ادب و لیاقت و کفایت وی را هزار خریدار پیدا گشت. اما محمّد بن غازی سلسله حبّ الوطن در گردن داشت، به ناچار دل از ملطیه بر نکند و به شغل انشا اکتفا کرد: «… چون اجانب جوانب را وفور دراست و شمول فراست من معلوم شد رغبت سلاطین در استعباد من به غایت رسید. اما از حب منشأ در منصب انشا قناعت کردم».۹

و چون یک چند این منشی جوان و جوهری در آن منصب بماند و از هر جهت کفایت و لیاقت خود بر منصّه ظهور و بروز نشاند، پادشاه وی را از روی کرسی انشاء برداشت و بر فراز مسند وزارت بنشاند: «اهلیّت من در کفایت معظمات امور، جمهور را معلوم شد و استحقاق من در طلب معالی خلق را ظاهر گشت. پادشاه جهت نظام دولت و قوام مملکت، به مکرمت من بیفزود و مرا صدر وزارت و شرف موازرت کرامت فرمود و تمهید امور مملکت و تأکید احوال دولت به رای و رویّت من مفوّض گردانید.»۱۰.

و چون بر ابناء نوع خویش سری و سروری یافت، محسود همگنان آمد و از چهار جهت تیر عداوت و معاندت سوی وی بینداختند و محمّد بن غازی در قبای وزارت همچنان در سامان دادن به آشفتگیها و راست کردن کژیها و پاک ساختن پهنه کشور از خار وجود مشتی فرومایه و نامردم بایستاد و سرانجام پهنه خارستان دل آزار کشور را به گلستانی جان فزای بدل کرد: «… چون در رتق و فتق و قبض و بسط و یسر و عسر مملکت نظر افتاد، ملکی یافتم قرین اختلال و طایفه ای محتال. جمله حلیف اخترال و خطیف اموال، خامل رذل و ساقط نذل. مدتی بر ترحیض درن دولت و تطهیر وسخ مملکت همّت مصروف کردم تا… روضه ممالک را از شوک اهتضام طغام پاک گردانیدم و به جدّی تمام، تعدّی ظلمه و عدوان فجره از آن دور کردم…»۱۱.

در هر حال جوانی محمدّ بن غازی در رتق و فتق امور و کفایت امور جمهور به پیری بدل گشت. ولیکن هنوز عناد و عداوت مشتی غوغای نابخرد همچنان بر جای بود و بازار افترا و بهتان برپای. هر چند این مرد کار دیده و سرد و گرم روزگار کشیده و تلخ و شیرین دهر چشیده به اعتماد پادشاه پشت گرم بود، ولیکن پیری و ناتوانی از سوئی و زورمندی و پایداری حریفان از دیگر سوی وی را چون دو آسیا سنگ در میانه گرفته بود. ازین سبب صلاح کار خود در عزلت گزینی و گوشه نشینی دید. به اختیار عزم به کناره نشینی از میان دریای پرتلاطم تدبیر ملک و دست شستن از آلودگیهای دنیا و شر و شور آن جزم کرد تا بقیّت عمر بر سجّاده قناعت و طاعت نشیند و طریق توبت و انابت گزیند: «… به ذریعت تأیید الهی، قریحت را از درن حرص، ترحیض دادم. از آنک طلایع شیب بر طرف طراف عمر مقیم شد ونزدیک آمد که دست فنا گریبان حیات گیرد و وجود، پای در دامن عدم کشد… وقت توبت و هنگام انابت است. از خدمت مخلوق اعراض باید نمود و از تردّد ملوک احجام را مفید دانست»۱۲.

چون فرزند مهترین وی، نظام الدّین محمود از نیّت پدر با خبر گشت، برفور مرکب تیزتک زبان برانگیخت و در دامن پدر در آویخت و گفت: هرچند من بنده در مکتب پرفیض و محضر پر فتوح پدر، در علوم و فنون، پای در درجات کمال نهادم و از خرمن سرشار معارف حضرت پدر خوشه ها چیدم، و توشه ها اندوختم و همچون پدر شایسته خدمت درباری و دیوانی آمدم: «من مدتی مدید در خدمت، شرف مثول یافتم… و فواید فراوان و فراید بی پایان در ضبط آوردم و در علوم عقلی و فضیلت نقلی و دقایق آداب و حقایق حساب، آیتی گشتم، و به خط به ابن مقله خط کشیدم… ملازمت رکاب عالی را متأهّب ام و مواطبت خدمت حضرت عزیز را مستبد…»۱۳.

دریغا برادرم حمید هنوز خرد است و خواب نادیده و از بوستان فضل و کمال پدر گلی ناچیده دل از دنیا برکندن و سلسله مهر ازین عروس هزار شوی گسستن و بر سجاده توبت و انابت نشستن طریق شیرمردان است و کنون وقت آن است و البته تعلیم و تربیت فرزندان نیز بر پدران است و دل از واجبی گسستن و به مستحبّی پیوستن نه شرط آن مردان است: «اما برادرم حسام الدین حمید، هنوز ریاض عرض او از أنوای تحصیل مرتوی نشدست وخاطر عزیزش بر جوامع علوم احتوا نیافته و معلوم است که در غیبت حضرت شما، او را حادی مشفق و هادی مرفق نباشد…»۱۴.

باید برای ادای حق این کودک و تعلیم و تربیت وی کتابی بپردازی و آن کتاب را ره توشه آن فرزند مقبل و مقبول سازی: «او را از انفاس نفیس خود مجموعه ای ترتیب فرمائی که مشتمل باشد بر دقایق معانی و حقایق علوم دنیاوی و دینی…»۱۵.

پدر چون الحاح پسر بدید و منطق مستحکم وی بشنید، بر استدعای فرزند دلبند قدرت به کارگاه فعل بیاورد: «… اگر عنایت باری عزّ و جل در حق من ضعیف شامل گردد، و رعایت حضرت جبروت درباره سکان ملطیه و رعایای این خطه کامل شود، این قوم را که درین حال درین شهر تمکین و تمکّن دارند تشتّتی باشد و این فرق فسق را تفریقی، تا آن کتاب مبارک در عهد پادشاهی عادل و شهریاری قاهر تمام گردد، تا فضایل خوب و شمایل محبوب او بواسطه آن بر روی روزگار مخلّد شود و در صحایف آن مثبت۱۶.

و هر چند در این موقعیّت پادشاه معیّنی مورد نظر وی نبوده، و از سلطان مشخّصی نام نبرده. سرانجام دعای وی مستجاب آمد و پادشاهی عادل آهنگ آن مرز و بوم کرد و ملطیه را آزاد ساخت و شهر تسلیم گشت و دست آشوبگران از دامن آن دیار بریده آمد: «لطف جناب مقدّس باری، استخلاص ملطیه را که همیشه مجال رجال و منال آمال و مآل افضال بوده است. از آن اوباش بی حاصل و احزاب خامل، در خاطر عاطر خدایگان قادر افکند… رکاب عالی به استخلاص ملطیه مجشّم فرمود. نوزدهم ماه رمضان سنه سبع و تسعین و خمس مائه شهر را تسلیم کردند.»۱۷

چون فضای ملطیه از فتنه و آشوب غوغا و قصد و حسد معاندان صافی گشته بود، محمّد بن غازی به دیار خود بازگشت و به درگاه پادشاه رفت و شاه وی را به حضور پذیرفت: «خود را از آن مکمن هوان به جنان امان رسانیدم و به خدمت عتبه رسیدم. حضرتی دیدم، مقصد آمال بنی آدم و مرصد زوّار عالم. ارکان آن از انصاف مرصوص و عرصه آن از ضیم محروس. در حال به احضار من مثال فرمود. به تقبیل سدّه مبارک مشرّف شدم. پادشاهی دیدم در حجر عنایت ایزدی تربیت یافته و به حضانه رعایت باری نشو پذیرفته.»۱۸

هرچند محمّد بن غازی به جنبه تاریخی و کیفیّت حکومت آن شهر اشارتی نکرده و متذّکر نام فرمانروای آن سرزمین نگشته است. ولیکن ابن اثیر در الکامل می نویسد:… «قلج ارسلان در پیری، پهنه فرمانروائی خود را در میان فرزندان بخش و برای هر یک حصّه ای معیّن کرد: دوقاط به رکن الدّین، قونیه به غیاث الدّین، آنقره به محیی الدّین، ملطیه به معزّالدّین قیصر شاه و… داد»۱۹.

و پیرامون آزادی ملطیه به پایمردی رکن الدّین سلیمانشاه، می گوید: «رکن الدّین سلیمانشاه پس از تصرّف و در دست گرفتن نکسار و اماسیا، در سال ۵۹۷ آهنگ ملطیه کرد و آن دیار را در چنگ گرفت و معزّالدّین قلمرو فرمانروائی خود را رها کرد و پیش ملک عادل رفت…»۲۰.

رکن الدّین سلیمانشاه چون محمّدبن غازی را به حضور پذیرفت، با او از کتاب ناتمام روضه العقول سخن در میان آورد و از وی خواست تا کتاب به القاب این پادشاه به پایان آرد: «کتابی که معانی آن در سمط الفاظ عذب می کشیدی و مهمل گذاشتی، درین عهد همایون، با القاب مبارک ما تمام باید کرد.»۲۱

بدین ترتیب روضه العقول به نام پادشاه: «سلطان بلاد الرّوم والارمن والشّام و الافرنج، ابوالفتح سلیمانشاه بن قلج ارسلان بن مسعود بن قلج ارسلان» در سال ۵۹۸ تحریر و در سیزده باب به پایان آمد، دو باب نخستین یکی پیرامون القاب رکن الدّین سلیمانشاه بن قلج ارسلان و اشاراتی کوتاه به آغاز کار خاندان سلجوقی و باب دیگر شرح زندگی مصنّف تحریر مرزبان نامه یعنی خود محمّد بن غازی ست در این کتاب مبارک بابی مشتمل بر احوال خود ترتیب افتاده بر قاعده آنک در کلیله و دمنه بابی در احوال برزویه طبیب مثبت شده است»۲۲.

هر چند محمّد بن غازی درین مقدّمه درباره مرزبان نامه به نیکی داد سخن داده و از معانی گسترده کتاب نکته ها آورده است، ولیکن این قبا بر هر قامتی راست می آید. و این اوصاف تعارف گونه به هیچ روی از ریشه کتاب و کیفیّت تدوین و شماره ابواب و زبان یا لهجه آن زمینه ای به دست نداده است. و بر سری این، مرزبان بن رستم بن شروین را از اعقاب قابوس بن وشمگیر دانسته است. هر چند عنصر المعالی، در قابوسنامه، خود را از اعقاب قابوس وشمگیر در شمار آورده است. نه مرزبان را و همین محمّد بن غازی در کتاب دیگر خود برید السعاده مرزبان نامه را از تصانیف «بعضی» از ملوک مازندران گفته و زیرکانه در بحث و جدل را بر منتقد، بر بسته است، امّا دانسته یا نادانسته خواننده کتاب را در وجود و أصالت کتابی به نام مرزبان نامه دچار دوگمانی کرده است.

در هر حال در باب اوّل و دوم روضه العقول آشفتگیهای بسیار به چشم می خورد. از یک سوی محمّد بن غازی بنا به گفته خود وی، چهره ها وجنبه ها و توانائیهای علمی مختلفی داشته است. و از دیگر سوی با همه شهرت واعتبار، نام و نشان این یگانه روزگار! در منابع و متون مربوط به آن دوره، از تاریخ و مجموعه های ترسّلات و تذکره ها و تاریخ وزرا و نویسندگان نیامده است، و از روی باب اوّل و دوم کتاب روضه العقول نیز نمی توان دانست، این مرد براستی از جوانی تا پیری منشی و وزیر کدام یک از پادشاهان سلجوقی روم بوده است.

محمّد بن غازی در هنگام تصنیف تحریر روضه العقول در ملطیه و در پیری می زیسته و مرگ خود را نزدیک می دیده است: «طلایع شیب بر طرف طراف عمر مقیم شد و نزدیک آمد دست فنا گریبان حیات گیرد…»۲۳.

بنابرین بیش از سه سال با ابوالفتح سلیمانشاه، حشر و نشر نداشته است: از ۵۹۷ سال آزادی ملطیه تا ۶۰۰ ه سال مرگ این پادشاه و درین هنگام، به گواهی متون تاریخی، ملطیه در دست معزّ الدّین قیصر شاه بود؛ و هر چند محمّد بن غازی در روزگار همین معزّالدّین و در ملطیه آشوب زده و در قبای وزارت تحریر کتاب را به دست قلم سپرده و درین باره در باب دوم کتاب در خطاب به پسرش نظام الدّین محمود گفته است: «… و دانی که تلفیق را خاطری باید فارغ و ترتیب را ذهنی از شوایب خالی. و درین حال ضمیر من در کفایت امور دولت مشغول و همّت من در تنظیم مملکت موکول…»۲۴.

و به سبب قبض و حبس و هدم و مصادره و تبعید، دنباله این تحریر را رها کرده است: «مرا محبوس کردند و چون صید در قید کشیدند…»۲۵.

و این ضعیف را آن قصّاد خامل و حسّاد جاهل، بعد تخریب وطن و تقلیع عطن و مصادره مال و مخاطره حال به توکل و تنکیل به ظاهر حرّان فرستادند… روضه العقول. ۱۸۱ ۱۸۳۲۶. ولیکن در کتاب هیچ نامی از این پادشاه در میان نیست.

از دیگر سوی در کتب تاریخی عهد سلاجقه روم، کنیه و نام و لقب برخی از پادشاهان، بیش از هر دودمان شاهی دیگری، چند بار آمده است. بنابراین در سلسله نسب ایشان از چند قلج ارسلان، سلیمان، کیخسرو، غیاث الدّین، رکن الدّین و… یاد شده است، و چون در بعضی از کتب تاریخی این روزگار مانند تاریخ سلاجقه محمود بن محمد آقسرائی، تاریخ سالیانه مورد نظر نبوده است، ممکن است محمّد بن غازی در روزگار دراز منصب وزارت و انشاء، با پادشاهان دیگری سر و کار داشته است.

البّته القاب ابوالفتح، سلیمانشاه در باب نخست باب مناقب السّلطان القاهر تحت عنوان: «ملجأ المسلمین، سلطان بلاد الروم والارمن و الشّام و الافرنج، و خاصهً سلطان القاهر»، در یکی دو سال آخر حیات، با موقعیّت سیاسی این پادشاه متناسب بوده است. و چون قلج ارسلان در پیری، سرزمینهای حکومت خود را در میان یازده پسرش تقسیم کرد تنها «توقات» نصیب رکن الدّین آمد. ولیکن به تدریج و با فریب و جنگ و زندان و خونریزی و گاهی ناجوانمردانه، برادران خود را یکی یکی از میان برداشت و سرانجام در اواخر حیات دایره فراخ حکمرانی پدر را تحت فرمان خود درآورد. این نکته نیز درباره محمّد بن غازی و نحوه وابستگی به دربار رکن الدین سلیمانشاه جای بسی شگفتی است و اهل تحقیق را از مرکز شناسائی درست مصنّف روضه العقول دور می کند.

گویا در همین روزگار، یعنی در پادشاهی اتابک بن محمّد ایلدگز (۶۰۷ تا ۶۲۲ ه ) یکی از فضلای آذربایجان به نام سعدالدّین وراوینی نیز بی هیچ اشاره به آشنائی با محمّد بن غازی و روضه العقول تحریر یا اصلاح تازه ای از مرزبان نامه و به ظاهر به نام ربیب الدّین هرون بن علی بن ظفر دندان و برای کتابخانه این وزیر در تبریز فراهم آورده است. ربیب الدین در تاریخ آن دوره نامی آشناست. گویا این مرد وزیری اتابک ازبک را داشته و در فضل و کمال یگانه روزگار خود بوده است: «ملک وزراء العهد و اجلّهم کمالاً و افضلهم فضلاً و افضالاً»۲۷.

و سعدالدّین از دوره جوانی تا روزگار پیری در کنف پرورش و حمایت این وزیر، می زیسته است: «از آن مقام که نام من از دیوان انشاء فطرت در قلم تکلیف گرفتند و رقم عقلی که مظنه تمییز باشد بر ناصیه حال من زدند تا این زمان که از مراتب سن بدین مرتبه رسیدم. جز در پناه این جناب نپروریدم…»۲۸.

سعدالدّین در روزگار جوانی در نظم و نثر طبع آزمائی می کرد و سروده و نوشته وی مقبول طبع و مطبوع ذوق سخن شناسان می افتاد: «.. عقود منظومات را در عقد اعتبار فحول افاضل می آوردم و نقود منثورات را سکّه قبول ملوک و اکابر می نهادم…»۲۹

از آن پس برای در پیش گرفتن شیوه ای شیرین در نگارش، آثار فارسان بزرگ این میدان را بررسی کرده و از هر خرمن خوشه ای و از هر نقد توشه ای اندوخته و سرانجام برای در جلوه درآوردن توانائی خود در نگارش قبائی رنگارنگ و تازه بربافته و عروسی ساده و بی آرایه یافته و آن قبای ملوّن را بر اندام موزون وی راست کرده است: «آنک کتاب مرزبان نامه که از زبان حیوانات عجم وضع کرده اند ما عدای کلیله و دمنه کتابی نساخته اند… به زبان طبرستان و پارسی قدیم باستان ادا کرده»۳۰.

ورواینی در معرّفی کتاب مرزبان نامه مرزبان بن رستم، سخنی همانند سخن سلف خود، محمّد بن غازی آورده است. گوئی این هر دو تن از روی یک سواد، دو بیاض پرداخته اند: «… و آن عالم معنی را به لغت نازل و عبارت سافل در چشمها خوار گردانیده… و پنداری این عروس زیبا که از درون پرده خمول بماند… هم از این جهت بود که چون ظاهری آراسته نداشت، دواعی رغبت از باطن خوانندگان به تحصیل آن متداعی نیامد.»۳۱.

از این روی اصل کتاب را پیش روی نهاده و از آن گزیده ای فراهم آورده و معانی آن گزیده و ملخّص را با غازه الفاط و اشعار، و هفت قلم بیاراسته: «… آن گنج خانه دولت را به دست آوردم، زوایای آن همه بگردیم و خبایای اسرار آن به نظر استبصار تمام بدیدم و طلسم ترکیب آن از هم فرو گشادم و از حاصل همه ملخّصی ساختم و باقی انداختم»۳۲.

وراوینی نیز در هنگام تحریر مرزبان نامه همانند محمّد بن غازی اسیر حوادث روزگار گشته و دل از یار و دیار گسسته و به سبب شورش فترات عراق یک چند به اصفهان رفته و در مدرسه نظامیه رحل اقامت افکنده، و درین شهر به تشویق یاران مدرسه نظامیه تحریر کتاب را به پایان آورده است. و در آن حال که شورش فترات عراق بدان زحمه ناساز که از پرده چرخ سفله نواز بیرون آورد، مرا با سپاهان افکند… و اکنون ذنابه ای از اواخر کتاب ناساخته بود و بسته ناکامیهای ایام مانده، به اتمام پیوست.۳۳

و آن عروس را در لباس تازه با هزار ناز در رفتار آورد و مشتاقان با هزار چشم به تماشای آن لعبت شیرین کار نشستند: «… پس آن صحیفه اصل را پیش نهادم و به عبارت خویش نقل کردن گرفتم و مشّاطه چرب دست فکرت را در آرایش لعبتان شیرین شمایل دست برگشودم…»۳۴.

اما با اشارتی به نکته ای تاریخی، شالوده موقعیّت زمانی روزگار تحریر و اصلاح مرزبان نامه را یک سره متزلزل کرده و در هم ریخته است و این زمان را با تکیه به نظر اهل تحقیق به سلسله نسب مرزبان بن شروین تا بیش از دو قرن یعنی سال هشتصد و اند، پیشتر آورده است: «و این خریده عذرا را که بعد از چهار صد و اند سال که از پس پرده خمول افتاده بود، و ذبول بی نامی درو اثر فاحش کرده و به ایّام دولت خداوند خواجه جهان، از سر جوان می گردد، و از پیرایه قبول حضرتش جمالی تازه می گیرد و طراوتی نو می پذیرد، بیرون آورد…»۳۵.

و البتّه برخی از اهل تحقیق از ایرانی و غیر ایرانی از کنار این تکیه زمانی وراوینی یعنی چهارصد و اند سال و اشاره تعریضی وی در به پایان آمدن کار تحریر مرزبان نامه در بعد از سال هشتصد چشم بسته یا کریمانه می گذرند. هر چند نبایستی در برابر نص تاریخی مؤلّف، اجتهادی نابجای یا بجای ارائه فرمایند.

«با این اشاره سعدالدین وراوینی، اگر سلسله نسب مرزبان را بدین سان درست بدانیم. سال تحریر مرزبان نامه به پس از هشتصد و اند خواهد افتاد…»۳۶.

دانشمند فقید، خود به این نکته اشاره کرده است، اما روا دانسته، اجتهاد در برابر نص را با عبارت «واللّه اعلم بکیفیّه الحال» عذری دلپذیر بیابد»۳۷.

و بی گمان چنین تحلیلی از اهل تحقیق آن هم دانشوری علاّمه و پرکار و دقیق النّظر مثل شادروان و زنده یاد قزوینی بسی به دور است.

نتیجه:

در هر حال با ژرف نگری به «مامضی» می توان به نتیجه های مستند ذیل دست یافت:

۱ وجود کتابی به نام مرزبان نامه به زبان طبری و پارسی قدیم باستان منتفی است:

«به درستی نمی دانم این پندار از کجا در میان فارسی زبانان راه یافته است که این دو تحریر بر مرزبان نامه از متنی طبری به زبان فارسی دری برگردانیده شده است»۳۸. و البّته اگر اصلی در کار می بود بایستی درکتابخانه دوهزار نسخه ای تبریز و حضور ده نساخ هنرمند زرّین خط، نشانی از این کتاب به جای می ماند۳۹. «ده نساخ را مؤونت انتساخ کفایت کرد».

۲ سلسله نسب مرزبان بن رستم بن شروین بر ساخته است. ازین گذشته، شخصیّت تاریخی این شاهزاده جای تأمل است.

۳ محمّد بن غازی مصنّف روضه العقول مردی مجهول الهویت است و در منابع تاریخی و ادبی نامی از این وزیر با تدبیر نیامده است.

۴ باب دوم کتاب: باب احوال من صنع هذا الکتاب، از نظر نظم تاریخی، همانند تاریخ زندگی و مرگ سلاجقه روم، بسیار ضعیف و آشفته است و به ناچار تاریخ تحریر کتاب نیز تحت تأثیر این آشفتگیها، دقیق نیست و می تواند همه دوره سلاجقه روم را در بربگیرد.

در انتساب محمّد بن غازی و تحریر کتاب به نام رکن الدّین سلیمانشاه بن قلج ارسلان جای تردید است. ممکن است روضه العقول در دوره ای دیگر تصنیف و باب دوم به آن منضم شده باشد.

۵ سعدالدّین وراوینی، مترجم یا محرّر مرزبان نامه نیز همانند محمّد بن غازی، نویسنده و شاعری ناآشناست. وراوین جائی است در آذربایجان و مردم نواحی مختلف این سرزمین بزرگ بیشتر به زبان ترکی آذری تکلم می کردند و تا این اواخر فارسی را در مکتبها می آموختند و در آن مهارت پیدا می کردند. نام سعدالدّین در آثار ادبی آن دوره و دوره های بعد جز از راه همین مرزبان نامه نیامده است. هر چند در بعضی از متون به شخصیت ربیب الدّین حامی وراوینی و ارتباط وی با دربار اتابک ازبک بن محمّد بن ایلدگز اشارتهائی در میان آمده است. اما درین ارتباط آن هم در آن سالهای بحرانی همراه با یورش قوم مغول به ایران و جنگهای میان خوارزمشاهیان و سلجوقیان و خاصه با وضع بسیار اندوه بار ازبک در پایان حیات جای تردید است.

ازین گذشته نمی توان با قاطعیّت ربیب الدّین حامی وراینی را همان وزیر ازبک بن محمّد، یعنی نام مذکور در متون تاریخی وادبی آن دوره در شمار آورد. و البته وقتی بنا به گفته وراوینی در مقدّمه کتاب، تحریر مرزبان نامه به بعد از هشتصد و اند می کشد، این اشاره انگیزه ای به دست خواننده می دهد تا تاریخ مورد نظر وراوینی را از جهتی درست در شمار بیاورد و به دنبال کشف حقیقت برآید.

فاکهه الخلفاء و مفاکهه الظرفاء.

تألیف یاتصنیف یا سرقت ادبی

در همین روزگار، یعنی در سال ۸۵۲ ه در دیار روم، سخنوری توانا و نویسنده ای چیره زبان و چابک سخن و دانا به زبانهای فارسی، عربی، ترکی و مغولی، موسوم به شهاب الدین احمد بن محمّد عربشاه (۷۹۱ ۸۵۴ ه ) ایرانی الاصل و کاتب دربار سلطان محمّد بن بایزید کتابی به نام فاکهه الخلفاء و مفاکهه الظرفاء به زبان عربی تألیف کرد.

علامه شادروان، محمّد قزوینی در مقدمه تصحیح مرزبان نامه، به مناسبتی، به این کتاب اشاره کرده و می نویسد: «یک نسخه عربی از مرزبان نامه یا بعباره اخری، اختصاری از آن، در کتابخانه ملّی پاریس محفوظ است و مترجم آن چنانکه از آخر کتاب معلوم می شود، شخصی است موسوم به شیخ شهاب الدّین. و محتمل است که مراد شهاب الدین احمد بن محمّد بن عربشاه معروف متوفّی در سنه ۸۵۴ مؤلّف کتاب فاکهه الخلفاء و مفاکهه الظرفاء… باشد۴۰.

… و از قرائن واضح است که ترجمه ترکی مرزبان نامه که اساس این ترجمه عربی است مترجَم از همین متن حاضر، یعنی انشاء سعدالدّین وراوینی است نه از روضه العقول زیرا که غالب اشعار و امثال عربی که سعدالدّین وراوینی درین کتاب ایراد نموده، بعینها در متن عربی نیز مذکورست و نیز متن عربی در ترتیب حکایات و مقدار و عدد آن تقریبا عین متن وراوینی است۴۱.

از روی این گفتار می توان دانست: علاّمه زنده یاد محمّد قزوینی به هیچ وجه متن فاکهه الخلفاء و مفاکهه الظرفاء راندیده بوده است. وگرنه داوری از لونی دیگر بود. علاّمه دهخدا هم در لغت نامه، تحت تأثیر نظریه «هوتسما» مستشرق آلمانی، مذکور در دائره المعارف الاسلامیه نادیده، فاکهه… را اقتباسی از مرزبان نامه سعدالدّین وراوینی در شمار آورده است.

باید دانست: فاکهه الخلفاء و… متن عربی مرزبان نامه است و برخلاف گفته علاّمه قزوینی، با مرزبان نامه انشاء سعدالدّین وراوینی در ترتیب حکایات و مقدار و عدد آن «تحقیقا» تفاوتی چند دارد وابن عربشاه واضح و صریح این متن را وضع و تألیف خود می داند و به هیچ زمینه دیگری اشاره نکرده است.

حاجی خلیفه نیز در کشف الظنون فاکهه را تألیف ابن عربشاه می شمارد: فاکهه الخلفاء و مفاکهه الظرفاء لابن عربشاه احمد بن محمّد الحنفی المتوقّی سنه ۸۵۴ ألّفه فی صفر سنه ۸۵۲ علی عشره ابواب «کسلوان المطاع» و کتاب کلیله و دمنه به ا

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.