اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل شیوه های اجتهاد پویا در آموزه های امامان معصوم*
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 78
فرمت فایل پاورپوینت
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل شیوه های اجتهاد پویا در آموزه های امامان معصوم*، ارائهای متفاوت و تأثیرگذار بسازید
دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل شیوه های اجتهاد پویا در آموزه های امامان معصوم* شامل 120 اسلاید حرفهای و طراحیشده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی بهخوبی معرفی خواهد کرد.
دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل شیوه های اجتهاد پویا در آموزه های امامان معصوم*:
- ظاهر حرفهای و چشمنواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
- کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل شیوه های اجتهاد پویا در آموزه های امامان معصوم* را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
- کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.
عملکرد بینقص: اسلایدها بهگونهای طراحی شدهاند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.
یادآوری: در صورت استفاده از نسخههای غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل شیوه های اجتهاد پویا در آموزه های امامان معصوم* توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل شیوه های اجتهاد پویا در آموزه های امامان معصوم* :
چکیده:
یکی از شبهاتی که در مبانی اجتهاد شیعی مطرح می گردد، این است که فقه شیعی، با وجود محدودیت منابع، چگونه توانایی پاسخگویی به مسائل مستحدث را درمسیر توسعه داراست؟
در ادامه مطالب قبل و در پاسخ به چنین سوالاتی برآنیم که به ارائه اسلوب اجتهاد در آموزه های امامان معصوم بپردازیم. و اهمیت نظام اجتهادی غنی را که در عین برخورداری از اصول و قواعد خاص، قابلیت رشد و پویایی و انطباق با مقتضیات و متغیرات زمان در ناحیه موضوعات را داراست، از منظر امامان معصوم تبیین نماییم و نتایج این اسلوب کارآمد را در حل مسائل زنان مورد ارزیابی قرار دهیم.
عناوین اصلی مقاله بدین قرار است: الف- اهمیت بخشی به امر اجتهاد در زمان حضور معصومان . ب- توجه به مقتضیات زمان در آموزش شیوه ها. ج- پرورش نیروی متخصص در علوم مختلف فقه و اجتهاد د- ارائه اصول و قواعد کلی اجتهاد و شیوه انطباق آنها با مصادیق. ه – جدا سازی اجتهاد صحیح از اجتهاد به رأی. و- موضعگیری امامان در برابر اجتهاد به رأی. ز- آموزش شیوه انطباق با کتاب و سنت ح- تأکید بر اعتدال و پرهیز از افراط و تفریط ط- توجه به عقلانیت در اجتهاد ی- تأکید بر رد متشابهات بر محکمات ک- نفی اجتهاد بدون مبنای علمی ل- بیان شرایط فقیه و مجتهد.
و در پایان تأکید امامان بر توانمند سازی علمی و فقهی زنان در حل مشکلات زنان.
واژگان کلیدی:
اسلوب اجتهاد، رأی، تأویل، تأوّل، کتاب، سنت، عقل، اعتدال، استنباط.
لازمه دین باوری و تفکر نظام مند در قوانین اسلام، توجه به کار آمدی آن در پاسخگویی به نیازهای بشر، افزایش مشکلات جوامع انسانی بواسطه بریدگی از وحی و بی اعتنایی به دستورات اجتماعی و سیاسی دین، مد نظر داشتن توسعه و تعاملات نظری و عملی در جهان امروز، اندیشمندان دنیای اسلام را به دغدغه مندی در پاسخگویی صحیح و مناسب فرا می خواند، تا بدور از هر گونه افراط و تفریط، التقاط و جمود، و بر اساس آموزه های وحی و تعلیمات حکیمانه از سوی معصومان به تعامل علمی و منطقی بپردازند و رسالت خویش را در جهت جهانی سازی فرهنگ حق و اعتلای آن عملی سازند.
ضرورت تحقق چنین اهدافی، با توجه به اصولی اساسی چون اصل خود باوری و استقلال فرهنگ دینی و ملی، اصل عزت مسلمین و نفی سلطه بیگانگان در تمامی عرصه ها، اصل اتکال بر نیروی ایمان و اعتصام بحبل الله، اصل مسؤولیت پذیری و نفی بی تفاوتی و… ما را بر این می دارد که در تحقیق و ارزیابی موضوعات، ابعاد و زوایای مختلف آنها را به لحاظ مبانی اندیشمند، مسائل و ارائه راهکار دقیقاً مورد توجه قرار دهیم.
در راستای تحقق این هدف و در پی مطالب پیشین خویش تحت عنوان کلی «اجتهاد، توسعه، مسائل زنان» این بار موضوع نوشتار ما، ارزیابی «شیوه های اجتهاد پویا در آموزه های امامان» است. موشکافی در مختصات کلی موضوع
برخاسته از اندیشه و تحقیق در شیوه امامان معصوم در زمینه اهمیت بخشی ایشان در ارائه اسلوب صحیح اجتهاد و صدور فتوی، ما را به واقعیاتی علمی و عملی می رساند که در عرصه های بحران زای معضلات فقهی و حقوقی نوید و اطمینان می بخشد و این واقعیت را بخوبی روشن می سازد که ایشان با ساماندهی صحیح شیوه های اجتهاد، اساس اجتهادی پاسخگو، جامع و جاودانه را برای زندگی بشر بنیان نهاده اند.
شیوه امامان برخاسته از قرآن کریم و رهنمودهای پیامبر اکرمr و بر محور تأکید حضرتش بر «انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی ان تمسکتم بهما لن تضلوا ابداً» (عاملی، ۱۴۰۳ ه ، ج ۱۸، ص ۱۹) بود.
دستمایه این اسلوب کار آمد از دو خصیصه ارزشمند برخوردار بود، که آن را از دستبرد حوادث محفوظ می داشت و در تمامی آموزه های امامان تأکید بر آن آشکار بود:
الف: حفظ سرمایه های غنی وحی که در قرآن کریم و سنت نبوی بر اساس «ما آتاکم الرسول فخذوه و مانهاکم عنه فانتهوا (حشر، ۷) جمع آوری گردیده بود و پایبندی به آن ضرورت قطعی داشت و همه امامان تمام سعی خود را بر محافظت از آن به کار گرفتند و از ورود تمایلات و آراء غیر مبتنی بر وحی بشدت پیشگیری کردند.
ب: تعلیم و ارائه قواعد کارآمد و ابزارهای لازم اجتهاد و اسلوب صحیحی که فقیه بتواند احکام شرعی را از آن استنباط و استخراج کند. در طی دویست و اندی سال حضور مشهود معصوم، تمام ابعاد و زوایای این نوع اجتهاد ارائه گردید. و اکمال و اتمام سیره نبوی در این زمینه بواسطه امامان محقق گردید و زمینه ای کارآمد و گره گشا برای تاریخ اجتهاد شیعی از سوی ایشان فراهم شد، تا در برخورد با مسائل جدید و موضوعات مستحدث نه به بلیه «انسداد باب اجتهاد» دچار گردد و نه به نقیصه و کمبود دستمایه و نیازمندی به «اجتهاد به رأی» و قیاس و تأویل و استحسان و… مبتلا شود. بلکه بدور از افراط و تفریط، و جمود و التقاط بتواند مسیر تحول گرا و پویای خویش را با زبانی گویا بگشاید و نمودی از جامعیت و جهان شمولی قوانین اسلامی باشد.
اجتهادی که قابلیت گشایش گره های کور و پاسخگویی به «حوادث واقعه» را در عصر عدم حضور معصوم و دوران پر تلاطم غیبت کبری داشته باشد. و با سرمایه های بی نظیری چون «اصول اربع مأه» و قواعدی کار گشا چون ید، سوق، اتلاف، نفی سبیل، نفی ضرر، حرمت بخشی به جان و مال و حیثیت انسانها و… و تصمیماتی در جهت اقسام حکم و موضوع، بتواند مسیر اجتهاد شیعی را ترسیم نماید و در عصر بحران معنویت و اضطرار بشر راه امیدی به سوی «و ان هذا صراطی مستقیماً فاتبعوه و لا تتبعوا السبیل فتفرق بکم عن سبیله» (انعام، ۱۵۳) بگشاید.
مکانیسم چنین اجتهادی بر اساس یافته های تحقیقی ارائه می گردد: اهمیت امر اجتهاد در زمان حضور معصوم
برخی معتقدند که شیعه در زمان حضور معصومu بواسطه عدم ضرورت اجتهاد دارای اسلوب و شیوه اجتهادی خاص نبود و با وجود دسترسی به ادله قطعی نیازی به تمسک بر ادله ظنی برخاسته از اجتهاد نداشت. لذا توسعه اجتهاد را در قرون اولیه به مذاهب اهل سنت نسبت می دهند. حال این سؤال مطرح است که رویکرد ائمه شیعه به مسأله اجتهاد چگونه بوده است؟
و با توجه به مقتضیات زمان و حضور معصوم آیا برای طرح موضوع فقاهت و اجتهاد در بین صحابه زمینه ای وجود داشته یا خیر؟ برای پاسخ به این مسأله در دو عصر باید به جستجو پرداخت: الف: زمان پیامبرr ب: زمان ائمه اطهار الف – عصر پیامبر اکرمr
آنچه از مطالعه تاریخ و متون مربوط به حوادث زمان رسول خداr به دست می آید متفقاً مشتمل بر این معناست که با تحقق بعثت پیامبر اکرمr و تشکیل حکومت اسلامی در جزیره العرب، یکباره نهضت و جهش علمی، فرهنگی عظیمی در این منطقه از جهان رخ داد که نه تنها بازتاب منطقه ای داشت، بلکه تحولی چشمگیر و گسترده ایجاد شد که ملتها و مناطقی چون یونان، مصر باستان، ایران، رم را معطوف به خود ساخت. در حین چنین تحولی یکی از رسالتهای خاص مسلمین، انتقال این فرهنگ الهی بصورت سفیران و نمایندگان رسمی و غیررسمی برای ابلاغ پیام جهانی اسلام بود. دینی که آموزه های نوینی را برای جهانیان داشت و با خطابهای بین المللی «یا ایها الناس»، «یا بنی آدم»، «یا ایها الانسان» مرزهای جغرافیایی را در می نوردید و پیام وجدان بیدار و فطرت و طبیعت بی آلایش انسانها را برای نفی تبعیض، سلطه و ظلم به گوش بشریت می رساند.
مکتبی که مبنای بعثت پیامبرش بر «یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه» (جمعه، ۳) استوار گردیده بود و نمایندگان آن مأمور به «ادع الی سبیل ربک بالحکمه و الموعظه الحسنه و جادلهم بالتی هی احسن» ( نحل، ۲۵) بودند و بیشترین تاکید را ترویج علم و فقاهت بر پایه بصیرت داشت و تفقه در دین مفتاح کمال و «الفقهاء امناء الرسل ما لم یدخلوا فی الدنیا» (کلینی، ۱۴۱۱ ه ، ج ۱، ص ۵۸)، در کلام پیامبرش معرفی می شدند و پیام پیامبرش این بود که «علم بیاموزید اگر چه در چین باشد» و «آموختن علم بر هر زن و مرد مسلمان واجب است» و «حکمت گمشده مؤمن است» و «از گهواره تا گور دانش بیاموزید» (مطهری، ۱۳۷۲، ص ۴۴۹) . این قراین و موارد مشابه نشانگر آن است که عصر پیامبرr زمان تشریع بود و با واقعه غدیر اکتمال و تمامیت و جامعیت آن اعلام و ابلاغ گردید و با وجود منشأ قانونگذاری و مبلغ پیام وحی، اجتهاد به صورت دستیابی و استنباط کلیه احکام ضرورتی نداشت، لیکن رسالت این دین جامع و جهانی و تداوم آن متضمن یک سلسله امور و تمهیداتی بود که دقیقاً مورد توجه پیامبر اکرمr قرار داشت و تدارک جهت حل معضلات زمانهای بعدی در آن به خوبی قابل رؤیت است؛ چنانکه امر به ضبط و کتابت آیات و احادیث برای پیشگیری از دستبرد در ازمنه بعدی در عصر پیامبرr و با تأکید فراوان ایشان صورت گرفت و توصیه به تمسک به کتاب و سنت با بیانات مختلف حامل همین معنا بود. اضافه بر آنکه در همان زمان حضور پیامبر اکرمr هم می بینیم وقتی صحابه امکان وصول به ایشان را نداشتند و در حل بعضی مسائل دچار مشکل می شدند و بر اساس آموزه های وحی استنباط حکم می نمودند و وقتی به محضر رسول خداr می رسیدند، تأیید یا رد آن را کسب می کردند. این گونه عملکرد در لابلای گزارشهای تاریخ آمده است، از جمله اینکه رسول خداr جمعی از مسلمانان را همراه یکی از صحابه به مأموریتی فرستاد. صحابی مزبور پس از بازگشت ضمن بیان احوال سفر گفت: «در راه دچار احتلام شدم و از سرمای زیاد و بیم جان بر انجام غسل ترسیدم. تیمم نمودم. حضرت فرمود: آیا در این حال بر همراهانت نماز گزاردی؟ او می گوید: خواستم غسل کنم این آیه یادم آمد «لا تقتلوا انفکسم» (نساء، ۹) در این هنگام رسول خدا لبخندی زدند و چیزی نفرمودند (آلوسی بغدادی، ۱۴۱۲ ه ، ج ۵، ص ۱۶) اگر چه این واقعه به لحاظ سند قابل تأمل است اما اینگونه وقایع نشانگر آن است که در بدو امر مسأله اجتهاد با غموضت و زحمات امروز همراه نبود؛ ثانیاً در صورت عدم دسترسی به پیامبر اکرم r با اطلاعات دینی خود از کتاب و سنت عمل می کردند.
شهید محمد باقر صدر در این زمینه می گوید: هر چه فاصله زمانی میان فقیه و عصر نص (حضور معصوم) بیشتر شد، پیچیدگی در فهم مطالب و استخراج حکم از مدارک شرعی افزون گردید و مشکلات بر سر راه استنباط تعدد یافت (صدر، ۱۳۸۱، ج ۱، ص ۱۱۲)
لیکن آنچه روشن است، شدت اهتمام رسول خداr در آموزش امامان معصوم بالاخص امیر المؤمنین و پرده برداری از رخدادهای زمان بعدی برای «اهل بیت» و توجه دادن به عدم گرایش انحراف و عوامل انحراف زا در امت اسلامی، تدبیر و تحکیم مایه های قوام و یکپارچگی، آموزش ساز و کارهای دوام و ثبات آموزه های وحی و پیشگیری از دستبرد و هر گونه دخل و تصرف، همگی نشان از آن دارد که رسول خداr تمامی زمینه های لازم را برای بقای این دین جهانی تدارک کرده بودند.
در حدیثی معتبر از امیر مؤمنان u نقل شده است: پیوسته هر صبح و شام با رسول خداr خلوتی علمی داشتیم و آنچه لازمه انتقال و آموزش بود، حضرت در آن لحظات منتقل می نمودند اصحاب رسول خداr می دانستند که ایشان با شخص دیگری غیر از من چنین خلوتی ندارد… و اینگونه بود که وقتی من سؤال می کردم، حضرتش پاسخ می فرمود و وقتی من خاموش می شدم و سوالاتم تمام می شد، ایشان آغاز می فرمود. پس هیچ آیه ای بر رسول خدا نازل نگشت، مگر آنکه پیامبرr آن را برای من تلاوت و املا نمود، پس من می نوشتم و پیامبر تفسیر و تأویل آن را برایم بیان می کرد و ناسخ و منسوخ، محکم و متشابه، و خاص و عام آن را روشن می ساخت و بر فهم و حفظ آن مرا دعا می فرمود و من همچنان مأمور حفظ و یادگیری بودم… و هیچ چیزی از آموختن نبود از حلال و حرام و امر و نهی که خدا بر او تعلیم نموده باشد یا از کتب انبیاء قبل از او، از طاعت و معصیت، مگر آنکه همه را به من تعلیم فرمود و من حفظ نمودم و حتی یک حرف را به فراموشی ندادم (کلینی، ۱۴۱۱ه ، ج ۱، ص ۶۴). ب: عصر امامان معصوم
از دیدگاه شیعه زمان پیامبرr عصر تشریع بود و اکمال و اتمام آن در غدیر صورت پذیرفت. و عصر ائمهu دوره صیانت و حفاظت و توسعه دستاوردهای عصر نزول وحی بود و طی حدوداً ۲۵۰ سال زمان حضور قابل دستیابی و دوران ۷۰ ساله غیبت صغری تمامی آموزشهای مختلف و تدابیر لازم با اسلوبهای متنوع ارائه گردید، که از آن جمله شیوه اجتهادی صحیح، تحول گرا، نظام مند، پاسخگو و روش دار است که همه امامان بر این امر اقدام و تاکید نموده اند. امیر مؤمنانu در آموزشهای خود به فرماندار خویش در مکه قثم بن عباس می فرماید: ای فرماندار تو هر صبح و شام مجلسی را با حضور خود برای مردم فراهم کن. پس کسانی که از تو استفتا می کنند، برایشان فتوی بده، جاهلان را آموزش ده و با عالمان شهر به مذاکره و مباحثه علمی بپرداز (ترجمه دشتی، نامه ۶۷).
این عبارت نمودی از اهتمام خاص حضرت به ارائه فتوی و نظر علمی بر اساس اسلوب دینی است و چند نکته اساسی از این پیام خردمندانه به دست می آید:
الف – فرمانداران در دوران حاکمیت علیu از صاحبنظران و علمای دین انتخاب می شدند و «قثم» فردی آشنا به رموز فتوی و آموزش احکام دین بوده و حضرت به نظر و دیدگاه او اطمینان و احترام قائل بوده اند. و فقیه پروری از جمله امور مورد توجه ایشان بوده است.
ب – فرماندار در حاکمیت علیu فقط مأمور امور اجرایی نبود، بلکه مسؤولیت امور علمی و دینی مردم را هم بر عهده داشت.
ج – حضور او از سوی علیu در میان مردم به صورت مستمر بود و استنباط با عامی و جاهل و آموزش آنان بر وی لازم شمرده می شد.
د – فرماندار باید در چنین حکومتی در رشد علمی خود از طریق مشاوره و محاوره با اهل علم بکوشد و بر آگاهی خود بیفزاید تا در پاسخگویی به امور دینی مردم از توانایی لازم برخوردار باشد.
ه – کسی که در مقام افتاست باید بطور مستمر با مردم مرتبط باشد تا سوالات، ابهامات و نیازهای روزمره آنان را بداند و در پاسخ آنان تدابیر علمی لازم را اتخاد بنماید. و این آموزش شیوه ای علمی و عملی در نخبه پروری و اجتهاد گستری است. در تعبیر دیگری امام علیu می فرماید: من اکثر الفکر فیما تعلم اتقن علمه و فهم ما لم یکن یفهم کسی که در آموخته هایش تفکر و تأمل نماید علم او از استحکام برخوردار، و به آنچه برای وی قابل فهم نبوده، دست می یابد (آمدی، ، ۱۳۷۷، ج ۲، ص ۲۹۸)، اشاره به اینکه: صرف آموزش علم کافی نیست، بلکه ساماندهی، تفکر در آموخته ها و اسلوب بخشی به آن، علم را بارور و کارآمد می سازد.
لیکن از آن جهت که از همان زمان برای اجتهادی ناصواب و مبتنی بر تأویل و رأی زمینه سازی می شد، حضرتش در مقام اخطار به عالمانی که درست فتوی نداده اند و بر اساس رأی و مخالفت با کتاب و سنت اقدام نموده اند، بشدت اعتراض می نماید و می فرماید «یک حکمی از احکام بر یکی از قضات حکومتی ارائه شده و عین همان حکم بر قاضی دیگری عرضه گردیده و دو حکم مخالف هم داده اند و قاضی القضاه شهر هم نظر هر دو را تصویب نموده؟ این چه رفتار نادرستی است! آیا خدا ایشان را به اختلاف (در احکام قطعی دین) امر کرده؟ در حالی که خدای آنها و پیامبر ایشان و کتابشان واحد است، چگونه مخالف کتاب و سنت نبوی رأی داده اند؟ آیا خدا آنان را از این عمل باز داشته (چنانچه حق هم همین است) ولی آنان به مخالفت برخاسته اند!! یا اینکه دین خدا ناقص بوده و اینان می خواهند آن را کامل کنند؟! در حالیکه حق جعل و تشریع ندارند و دین خدا کامل است یا اینکه اینان شریکان خدا در جعل حکمند؟! تا هر چه می خواهند به نام حکم دینی بگویند و خداوند به گفته آنان رضایت دهد؟ یا اینکه خدا دینش را کامل فرستاده لیکن پیامبرش در ابلاغ کوتاهی کرده است؟! و حال آنکه خداوند می فرماید ما از بیان هیچ چیزی فروگذار نکرده ایم و بیان کامل هر امری در قرآن کریم است و این آیات قرآن است که بعضی بعض دیگر را تصدیق و کامل می نماید و در آن اختلافی نیست.» (ترجمه دشتی، خطبه ۱۸).
با توجه به شیوه نادرستی که بعد از رسول گرامی اسلام راجع به اجتهاد در برابر نص، ابتدا در مسأله حکومت و جانشینی و سپس در بعضی از قضاوتها و نظرات از سوی خلفا یا قضات مطرح می گردید، از همان ابتدا امیر مؤمنانu با دقت و مراقبت ویژه ای در امر استخراج حکم. و فتوی اهتمام می نمودند تا بدانجا که به مالک اشتر می فرماید: «خوف اینکه اگر به یاری اسلام نشتابم و طرفدارانش را یاری نکنم، رخنه ای در آن ببینم یا شاهد نابودی آن باشم که مصیبت آن بر من سخت از رها کردن حکومت بر شماست که آن کالای چند روزه دنیاست و به زودی ایام آن سپری گردد چونان سراب یا بمانند ابرهای زودگذر و پراکنده. پس با احساس مسؤولیت در حفظ دین به پا خاستم و به یاری حق شتافتم، تا باطل از میان رفت و دین حق استمرار یافت و آرامش مستقر گردید (ترجمه دشتی، نامه ۶۲)
و تعبیر «لو لا علی لهلک عمر» و قضاوتهای مکرر ایشان در پیشگیری از فتوای بدون مبنا و صدور حکم مخالف با حکم خدا، همه حاکی از آن است که توجه و دغدغه حضرت به ممانعت از اجتهاد به رأی، و انحراف در مسیر استنباط احکام، از مسائل عمده در نظر ایشان بوده است تا مبادا در مسیر تاریخ اجتهاد، به عنوان اصلاح در روش فهم دین یا توسعه و قبض و بسط آن، در غیر روش نظامدار کتاب، سنت و سیره معصومان مداخله و التقاط و انحراف صورت پذیرد.
کلام امام خمینی درباره دور اندیشی و بصیرت تام ائمه این گونه است: اصل رجوع عالم به جاهل یک اصل عقلایی است و ائمه می دانستند که در آینده، شیعه به سبب محرومیت از دسترسی به ائمهu باید به اخبار و اصول و جوامعی تمسک جویند تا در اجتهاد بدان استناد کنند. و نیز در آینده تاریخ خبر از آمدن زمان غیبت کبری و اینکه مردم دچار هرج و مرج می شوند، پیوسته می دادند و اینکه در آن زمان لا محاله عوام مردم به علما رجوع می کنند و این امر یک نوع ارتکاز عقلایی است و علماء هم برای پاسخگویی به مردم نیازمند کتابهای اصحابند، از این جهت ائمه به ضبط و کتابت احادیث و نگارش آنها در کتب و حفظ تام آن اهتمامی خاص داشتند، تا متون احادیث دست نخورده به دست علمای متأخر برسد.» (الخمینی، ۱۴۱۰ ه ، ج ۲، ص ۱۳۰)
این روش مراقبت در شیوه صحیح اجتهاد و آموزش آن اختصاص به زمان امیرالمؤمنینu نداشت و حتی در دوران خفقان امام سجادu و دوران زمامداری بنی امیه«سعید بن مسیب» در شمار فقیهانی بود که مورد اعتماد حضرت بودند و در مدینه فتوی می داد. (مخلصی، ۱۳۷۲، ص ۱۴۷) لذا از سویی مردم را به پرسش و سؤال از علما فرا می خواندند و از سویی شیوه های اجتهاد صحیح را آموزش می دادند و از طرف دیگر از ورود هر گونه بدعت و نوآوری بدون مبنای علمی و مستند بر کتاب و سنت ممانعت می کردند. لازم به ذکر است که در ارائه اسلوب اجتهاد از سوی ائمه گاه به مبانی اجتهاد شیعی پرداخته اند و گاه به روشها که ما در این گفتار به هر دو قسمت خواهیم پرداخت. ضرورت توجه به مبانی علمی اجتهاد
توجه به شیوه های علمی در اجتهاد از اهمیت ویژه ای برخوردار است که در کلمات امامان معصوم به طور متواتر به چشم می خورد. اصل مسلم قرآن این است که تمامی امور باید از پشتوانه علم و علمی برخوردار باشد.: «ولا تقف ما لیس لک به علم» (اسراء، ۳۶) اشاره به همین مطلب است در کتب اصول فقه راجع به پشتوانه «ظنون معتبره و امارات شرعیه» و شیوه استناد بدان، ضرورت حمایتهای قطعی و علمی از سوی شارع لازم و قطعی دانسته شده است. اما آنچه در باب این موضوع در روایات به چشم می خورد، از جهات مختلف قابل ارزیابی است که ذیلاً بدان می پردازیم:
الف – مفهوم علم از دیدگاه کتاب و سنت جدا از مفهوم علم در آموزه های اکتسابی و کلاسیک متعارف است. در اینجا علم یک حقیقت نوری است که از تابش ایمان و علم و حکمت بر دل نشأت می گیرد «العلم نور یقذفه الله فی قلب من یشاء» و برخاسته از «یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه» (جمعه، ۲) می باشد که مراد از حکمت را بنا بر مستنداتی سنت دانسته اند و همان کلمات حکیمانه امامان معصوم که در معارف دین، ارائه گردیده است از این منظر بیشترین خشیت از آن علماست: انما یخشی الله من عباده العلماء (فاطر، ۲۷) لذا در تصدی امر اجتهاد، اعلمیت، اعدلیت و اورعیت از ضرورتهای لازم قطعی است و صاحب علمی از دیدگاه قرآن متبع و مرشد است که دستاورد علم او حرکت در صراط مستقیم باشد، لذا ابراهیم خلیل به پدرش می گوید: یا ابت انی قد جاءنی من العلم ما لم یاتک فاتبعنی اهدک صراطاً مستقیماً (مریم، ۴۳) ای پدر برای من بهره ای از علم است که تو از آن بی نصیبی و حاصل آن صراط مستقیم است؛ پس مرا در علم دین متابعت نما.
ب – مراد از علم فقط علمی سطحی نگر و متن گرا نیست بلکه در موارد عدیده ورود عمقی و رسوخ علمی مورد انتظار ائمه است. مثلاً امام صادق می فرماید: «اگر درباره یک حدیث به درایت و تعمق بپردازید، بهتر است از هزار حدیث که فقط به نقل و روایت آن بپردازید. هیچ یک از شما به فقاهت نمی رسد مگر اینکه رموز کلام را بفهمد؛ زیرا یک کلمه از معارف ما این قابلیت را دارد که بر ۷۰ معنا حمل شود و در تمامی آنها یک معنای صحیح مورد نظر ما وجود داشته باشد.» (مجلسی،۱۴۰۳ ه ، ج ۲، ص ۱۸۲) در کلام دیگری می فرماید[۱]: فقیه ترین مردم در میان شما کسی است که معانی کلام ما را دریابد و وجوه انصراف و جهت کلام را بفهمد. (حر عاملی، ۱۴۰۳ ه ، ج ۱۸، ص ۸۴) امام خمینی(ره) در این باره می فرماید: مراد از درک کلام ائمه آن است که مجتهد طالب مطلب و اهل استنباط بقدری با کلمات ائمه انس و مراوده داشته باشد که بتواند از نفس کلمات، مفهوم لازم را استخراج کند که این امر بمنزله محور علم و اجتهاد است و مأنوس بودن با کلمات ائمه و کیفیت محاوره و مراد ایشان در تخاطب از مهمترین اموری است که برای تحصیل اجتهاد لازم است (خمینی، ۱۴۱۰ ه ، ج ۲، ص ۹۸).
ج – روایاتی از فتوای بدون علم دین شدیداً نهی می نماید، چنانکه نهی از حکم بغیر حکم خدا در آیات هم مکرراً آمده «و من لم یحکم بما انزل الله فأولئک هم الفاسقون (مائده، ۴۷)
امام صادقu می فرماید[۲]: از دو خصلت شما را حذر می دارم که در ورطه آن بسیاری هلاک شدند اول: پرستش خدا را بر شیوه باطل اختیار کنی دوم: بدون علم و استناد فتوی صادر نمایی (حر عاملی، ۱۴۰۳ ه ، ج ۱۸، ص ۱۰، ح ۲).
در بیان دیگری از رسول خداr آمده: کسی که برای مردم بدون مبنای علمی فتوی دهد ملائکه آسمان و زمین او را لعنت کنند(همو، ص ۱۶، ح ۳۲). و نیز امام صادقu فرمود: کسی که بر مبنای شک یا ظن پایه اجتهاد خود را گذارد همانا اعمالش در معرض سقوط و حبوط است. (همو، ص ۲۵، ح ۱۸)
د- روایاتی که اهمیت توجه فقیه و عالم را به آشنایی با مسائل زمان خود و داشتن بصیرت لازم و دفاع از حق بیان می نماید مثل «العالم بزمانه لا یهجم علیه اللوابس (کلینی، ۱۳۵۰، ج ۱، ص ۳۳۶)
خذوالحق من اهل الباطل و لا تأخذو الباطل من اهل الحق و کونوا نقاد الکلام (مجلسی، ۱۴۰۳ه ، ج ۲، ۹۶)
اذا ظهرت البدع فعلی العالم ان یظهر علمه و الا فعلیه لعنه الله (کلینی، ۱۴۱۱ق، ج ۱، ص۵۴)
روایاتی که جایگاه عالم و فقیه و رسالت آنان را بیان می کند مثل الفقهاء حصون الاسلام (خمینی، ج ۲، ص ۱۰۲) یا مجاری العلوم و الاحکام بید العلماء بالله الامناء علی حلاله و حرامه (حرانی،۱۴۰۳ ه، ص ۲۳۷)، العلماء ورثه الانبیاء (حرعاملی، ۱۴۰۳ه ، ج ۱۸، ص ۵۸) و الفقهاء امناء الرسل (همو)
و- روایاتی که شرایط و صفات مجتهد و فقیه را بیان می کند.
در بیان مبسوطی امام صادقu در فرق بین عوام و علماء یهود و عوام و فقهای امت اسلامی به عامه مردم هشدار می دهند که مبادا شما مانند عوام یهود از فقهایی پیروی کنید که بدون مبنای علمی و متکی بر عصبیت و قومیت نظر می دهند و متظاهر بر فسق و حریص بر دنیا هستند. لذا می فرماید: کسی از مردم عوام ما که مانند آنان عمل کند در مقام مذمت مانند یهودیان است که خداوند بواسطه تقلید نادرستشان آنان را مذمت می کند لذا بدنبال آن بیان معروف «فاما الفقهاء من کان صائنا لنفسه حافظا لدینه مخالفا لهواه مطیعا لامر مولاه فللعوام ان یقلدوه» را ارائه دادند. و در حدیث بلندی از امیر مؤمنان است که وقتی سؤال می شود که: بعد از ائمه هدی چراغهای روشن راه زندگی چه کسی بهترین خلق است (برای پیروی) قال : «العلماء اذا صلحوا» و وقتی از بدترین خلق بعد از ابلیس و فراعنه سؤال می شود، حضرت می فرماید: «العلماء اذا افسدوا» (طبرسی، ج ۲، ص ۲۶۳).
و وقتی از حوادث و مسائل جدید سؤال می شود که مردم در مسائل و حوادث مستحدث چه کنند، امام عصر عج در توقیعشان می فرماید: اما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی رواه احادیثنا (حر عاملی، ۱۴۰۳ ه ، ج ۱۸، ص ۱۰۱، ح ۹)
در مقبوله عمر بن حنظله، امام صادقu می فرماید: … و نظر فی حلالنا و حرامنا و عرف احکامنا فانی قد جعلته علیکم حاکماً (همو). فانهم حجتی علیکم و انا حجه الله علیهم. این همان نصب عام از سوی ائمه است در زمان غیبت. و در بسیاری از متون، ائمه در زمان خودشان هم مردم را به فقها رجوع می دادند تا این سیره حسنه و تقلید از مجتهد زنده و گرفتن احکام از فقها در گره گشایی معضلات تداوم یابد. وقتی به امام صادقu عرض می شود: از ما سؤالاتی می شود که نمی دانیم از چه کسی بپرسیم، می فرماید علیک بالاسدی (ابا بصیر) یا می فرماید: عن محمد بن مسلم ثقفی. در روایتی دیگر از امام رضاu سؤال می شود «فمن اخذ معالم دینی؟ قال من ذکریا بن آدم القمی المأمون علی الدین و الدنیا» (همو)
در تمامی این موارد ائمه تعامل متقابل بین مردم و فقها را بر پایه علم، تقوی، گفت و شنود علمی، حل مسائل مردم با توجه به شرایط و مقتضیات زمانی، بصیرت و تیزبینی طرفین برقرار می سازند و این همان پایه گذاری مبانی مستحکم از برای اجتهادی پویا، مقاوم و پاسخگوست. در ارائه شیوه ها استقراء ما بر اساس موضوعات ذیل است: پرورش نیروی متخصص در گرایشهای علوم دین
یکی از مسائل عمده و مورد توجه همه ائمه توجه به تخصص گرایی در رشته های مختلف علمی بود که از روشهای علمی در اجتهاد، متداول ساختن همین مسأله است؛ توجه به سیره ائمه این مسأله را به اثبات می رساند که در عصر هر یک از امامان نه تنها در آموزش علوم و فنون بلکه در واگذاری مسؤولیتها روحیات و تخصصها مورد توجه بوده است. مثلاً در سیره امام علیu نوع آموزش کمیل با مالک اشتر یا عثمان بن حنیف متفاوت و نوع واگذاری کارها به ایشان نیز به همین صورت است.
در دانشگاه جعفری هم که چهار هزار شاگرد تربیت می شود، همه یک سبک و یک روش تحصیلی ندارند. بلکه نیازها و شرایط زمانی و مکانی، در زمینه های مختلف فکری، عقیدتی، کلامی، فقهی، ادبی، و علوم طبیعی کاملا مورد توجه است و افراد مختلف با مهارتهای گوناگون در این دانشگاه تعلیم و تربیت می شوند. حضرت به رغم مخالفت دانشگاه حاکم و بروز مکاتب متعدد فکری و ظهور حرکتهای انحرافی و بدعتها و تحریفات و افراط و تفریطها که در زمان ایشان به اوج خود می رسد، در ارائه کارآمدی مکتب شیعه و توجه به اعتدال و عقلانیت برخاسته از آموزه های دینی مدبرانه عمل می نماید و، با پرورش نیروهای متعهد و علمی در زمینه های گوناگون حدیث، تفسیر، کلام، فقه، رجال، علوم طبیعی و ریاضی و حتی علوم آزمایشگاهی، علوم اسلامی را در سراسر جهان آن روز گسترش می دهد. اینجاست که به رغم ورود اندیشه های نادرست هیچیک از سردمداران مکاتب، توان مقابله با شاگردان مکتبش را نمی آورند، علاوه بر آن، مدینه تبدیل به مهد علم و تمدن اسلامی می شود و همه علوم از اقصی نقاط عالم در اینجا پالایش و تنقیح و تقسیم می گردد و به سراسر مناطق علمی دنیا سرازیر می شود و در سایه این تبادلات، فن ترجمه از رونق بالایی برخوردار می گردد. از آن جمله در عرصه فقاهت و اجتهاد افرادی چون زراره بن اعین، محمد بن مسلم، یزید بن معاویه، ابو بصیر اسدی پرورش می یابند. نمونه ای از این امر را در نقلی از هشام بن سالم که خود فقیه و متلکم توانایی بود می بینیم.
او می گوید: روزی در محضر امام صادقu نشسته بودیم که مردی از شام وارد شد. امامu از او سؤال کرد: به چه منظوری آمده ای؟ گفت: شنیده ام در اینجا شما به تمام پرسشها و مشکلات مردم پاسخ می دهید و من برای بحث و مناظره آمده ام. امام u فرمود: درباره چه موضوعی می خواهی سخن بگویی؟ گفت: درباره کیفیت قرائت قرآن. امامu رو به حمران فرمودند: حمران جواب وی با توست.
مرد شامی گفت: من آمده ام با شما مباحثه کنم نه با حمران. امامu فرمود: اگر حمران را محکوم کردی مرا محکوم نموده ای. مرد با حمران وارد بحث مستوفی شد و در حالیکه از ادامه بحث احساس عجز می کرد، از ادامه سخن دست کشید. امامu به او فرمود: حمران را چگونه یافتی؟ گفت: خیلی زبر دست؛ هر چه پرسیدم شایسته جواب داد. مرد شامی درباره لغت و ادبیات سؤال کرد امامu روبه أبان بن تعلب نمود و فرمود: با او مناظره کن… تا مرد درباره فقه سؤال کرد، امامu به زواره بن اعین فرمود: جواب این قسمت با توست سپس وارد بحث کلام شد. حضرت به مومن الطاق، محمد بن علی بن عمان او را واگذار نمود. و سپس در توحید و کلام او را با حمزه طیار، هشام بن سالم، و هشام بن حکم مصاحب نمود. و هر کدام به بهترین صورت رسالت خود را انجام دادند (تستری، ۱۴۱۰ق،ج ۳، ص ۴۱۶).
شواهد متعددی از متون روایی و تاریخی حاکی از تأکید بر این شیوه در مکتب ائمه خصوصاً صادقین است. و در عرصه اجتهاد و فقاهت تاکیدات فراوان است از آن جمله درباره أبان بن تغلب که از شخصیتهای فقهی و ممتاز زمان امام سجاد، امام باقر و امام صادق علیهم السلام است و مردم در مدینه برای سوالات فقهی بسیار به او مراجعه می کردند و هنگامی که وارد مسجد می شد، استقبال از او بقدری زیاد بود که بغیر ستونی که پیامبرr بر آن تکیه می داده اند، جای دیگری باقی نمی ماند، و زراره یک تنه بدان ستون تکیه داده پاسخ سوالات مردم را می داد (الغروی، ۱۴۰۳ ه ، ج ۱، ص۹)
در دوران امام باقرu که نسبت به زمانهای قبل زمینه مساعدتری برای ترویج مکتب تشیع به وجود آمد، امامu به ابان فرمود: اجلس فی مسجد المدینه و افت للناس فانی احب ان یری فی شیعتی مثلک (شیخ طوسی، ص ۴۰) ای ابان در مسجد مدینه بنشین و برای مردم فتوی ده که من دوست دارم مانند تو در شیعیان من افرادی دیده شوند .
در این کلام از طرفی اهمیت مجتهدپروری و از سوی دیگر پاسخگویی به نیازهای مردم از سوی مجتهدان و تأکید بر این امر حتی در زمان انقتاح علم و دسترسی به معصوم کاملاً مشهود است، حال وقتی در زمان حضور این اهتمام وجود دارد، در زمان غیبت به طریق اولی ضرورتش از سوی ایشان قطعی است.
نکته قابل ذکر درباره ابان این است که مهارت علمی وی بعنوان مجتهد از عمده ترین عوامل کارگشاست. درباره ابان می نویسند او پاسخ هر صاحب مکتبی را در ابتدا مطابق مکتب خود آنها می داد و سپس نظر ائمه اطهار را بعنوان فصل الخطاب و جواب کامل بیان می کرد و حقانیت «آل الله» را در پاسخگویی به اثبات می رساند، (علیدوست، ۱۳۷۷ش، ص ۲۲۱) یعنی شیوه او یک شیوه تطبیقی بین مکاتب و اثبات برتری مکتب راستین تشیع بود. امام خمینی در این باره می گویند: دو چیز بر سبیل منع خلو باید اثبات شود. اول اینکه اجتهاد به معنای متعارف در اعصار ما یا قریب به آن در زمان ائمه اطهار هم بوده است و در آن زمان هم رجوع علمی به فقها متداول و ائمه مردم را به آنها ارجاع می داده اند. دوم اینکه این مسأله مورد رضایت و عنایت ایشان بوده است. سپس در جواب این دو مسأله می گویند: با مراجعه به اخبار این مسأله روشن می شود که هر دو امر مورد توجه ائمه بوده است. (خمینی، ۱۳۶۸، ج ۲، ص ۱۲۶)
نکته قابل اهمیت در این زمینه آن است که در عرصه تخصصی شدن فقه در عصر ما قریب به صد سال است که فقیهان و اندیشمندان پیوسته بر آن اصرار ورزیده اند.
از جمله آیه الله اراکی(ره) از قول استادشان حاج شیخ عبدالکریم حائری نقل می کند که ایشان می فرمود: فقه پنجاه باب دارد… و هر بابی از ابواب یک متخصص لازم دارد. چون ابواب فقه، تشبث و اقوال و ادله عقلی و نقلی و اجماعاتش تتبع زیادی می خواهد، و افراد سریع الذهن لازم دارد و این عمر انسانی کفایت نمی کند که پنجاه باب به طور شایسته تحقیق شود،… مثل اینکه در طب یکی متخصص گوش، یکی متخصص اعصاب، یکی متخصص چشم می شود. خوب است در فقه هم متخصص داشته باشیم آن وقت هر سوالی و استفتائی که می آید به متخصص آن ارجاع دهیم تا او جواب دهد. و مرحوم شهید مطهری در تاکید این امر می گوید: … باید به پیشنهاد متین شیخ عبدالکریم عمل کنند، رشته های تخصصی به وجود بیاورند و مردم هم در تقلید تبعیض کنند همانطور که در رجوع به طبیب تبعیض می کنند. (حق پناه، اندیشه حوزه، ش ۳۴) چنانکه فقهایی چون شیخ انصاری در مکاسب و معاملات این شیوه را بکار بردند و موفقیت چشمگیری در نتایج فقهی به دست آوردند. تأکید بر اعتدال و پرهیز از افراط و تفریط
یکی دیگر از مبانی عمده مکتب اهل بیت که دوام و پویایی و توسعه آن را به دنبال داشته آموزشهای جامع عقلانی، علمی و منطقی برخاسته از اعتدال است؛ لذا هر گونه تعصب، جمود، جهل، خرافه یا برائت از توجه به زندگی دنیوی یا عکس آن در اندیشه و روش امامان معصوم کاملاً مطرود است و توجه به حقایق زندگی در ابعاد عادی و معنوی و رعایت اعتدال از اموری بوده که پیوسته شیعیان و صحابه را به سوی آن دعوت می نموده اند. این تفکر هم در مباحث خود ائمه و هم در سامان بخشی به زندگی صحابه و نیز در نوع آموزش اجتهاد کاملاً مشهود است. بدین معنا که مجتهد باید توان پاسخگویی همه احکام مربوط به زندگی انسان را داشته باشد و به تمامی نیازهای مردم زمان خود وقوف داشته باشد.
در احتجاج امام صادقu با سفیان ثوری و عده ای از طرفداران او که دم از زهد و صوفی گری می زدند و حضرت را به پوشیدن لباس تمیز و آراسته مورد ایراد قرار می دادند، فرمود: گوش جان بسپار به آنچه برای تو می گویم که هم برای دنیا و هم برای آخرتت خیر است. اگر بر مسیر اعتدال و میانه روی باشی و بمیری، بر سنت پیامبر و در مسیر حق مرده ای و بر مسیر بدعت نیستی (حرانی، ۱۴۰۳ ه، ص ۳۶۳) اشاره به اینکه اسلام راه میانه و اعتدال است و زهد و خشن پوشی و سخت گیری از آن بدور است. سپس به بیان مقتضیات زمان پیامبرr و تفاوت آن با زمان خویش می پردازد و می فرماید: زندگی عقلانی من هیچ صبح و شامی را نگذرانده که در آن آنچه را که خدا در عالم قرار داده باشد به مصرف صحیح نرسانده باشم و حقی را ضایع نموده باشم (همو).
نیز در برخورد با مردمی که خود را اهل تزهد و دوری جستن از لذایذ وانمود می کردند و از مردم می خواستند که مثل آنها باشند، فرمود: دلیلتان را از این کار و اندیشه بگویید. و وقتی ایشان آیاتی را که مربوط به ایثار و اطعام است، ارائه کردند بدون آنکه جامع نگری و بصیرت داشته باشند، امامu فرمود آنچه را که سودی ندارد رها کنید و به افراط دست نزنید و به من بگویید آیا شما ناسخ و منسوخ محکم و متشابه و رموز جمع ادله و استنباط را می دانید؟ کسانی از این امت به همین سبب گمراه شدند و به هلاکت افتادند…
سپس در تأکید بر میانه گزینی و جامع نگری فرمود: خداوند نهی کرده بندگان را از افراط و تفریط تا اینکه موجب ضرر خود و عائله خود نشوند زیرا خردسالان و مردان و زنان سالخورده توانایی گرسنگی ندارند… هذا ما نطق به الکتاب ردا لقولکم و نهیا عنه مفروض من الله العزیز الحکیم قال: و الذین اذا انفقوا لم یسرفوا و لم یقتروا و کان بین ذلک قواماً (فرقان، ۶۷) (حرانی، ۱۴۰۳ ه، ص ۳۶۵) خدا شیوه افراطی شما را هرگز نمی پسندد و آن را نهی کرده است، زیرا در صفات عباد الرحمن می فرماید یک وجه کمال گرایی آنان اعتدال است که نه دچار اسراف و نه دچار سخت گیری می شوند بلکه از تعادل و قوام برخوردارند. پس می فرماید لکن امر بین الامرین. درست مانند اعتدالی که امامu در مسأله جبر و تعویض قائلند و می فرماید نه آنگونه که اشاعره قائل به جبر هستند و نه آنگونه که معتزله قائل به تفویض هستند «بل امر بین الامرین».
سپس امامu بعد از یک مباحثه طولانی به افراط گرایان می فرماید: آیا اگر قضات امر به وجوب نفقه همسر بر مرد بنمایند و مرد بگوید من زاهدم پس چیزی از امور دنیوی بر عهده ام نیست (آنگونه که شما معتقدید) اگر این حکم منصفانه را درست ندانید و بگویید شما حکم ظالمانه داده اید و اگر عدل بدانید زیرا شما قائل به کناره گیری از دنیا هستید. سپس می فرماید: اگر مردم بخواهند آنگونه که شما می خواهید زندگی کنند، باید بسیاری از امور واجب مالی مثل کفاره، صدقه و زکات تعطیل شود، اینها همه بواسطه جهل به کتاب خدا و سنت نبوی است که شما با تأمل و دقت در غرایب قرآن نمی نگرید و تفسیر صحیح آن را نمی دانید. سپس حضرت به آیات سلطنت سلیمان و عظمت حکومت داوود و یوسف u تصریح می نماید و اینکه یوسف فرمود: اجعلنی علی خزائن الارض انی حفیظ علیم (یوسف،۵۵) یا ذوالقرنین که بنده محبوب خدا بود. اینها همه طرفدار حق بودند و خداوند این امور را بر آنان و نیز مؤمنان عیب ندانست.(همان منبع)
در کلام دیگری راجع به داشتن تعادل در شیوه تجارت و نحوه بهره مندی از حرفه ها و صناعات ضمن آموزش رموز تعلیم و تعلم آنها به بیان فلسفه فقه می پردازد و ملاکات و مصالح و مفاسد را مبنای حلیت یا حرمت معرفی کرده می فرماید: ممکن است کاری یا عملی از جهتی حلال و همان عمل و موضوع از جهتی دیگر حرام باشد؛ لیکن قاعده کلی حکم این است که آنچه را بندگان خدا در زندگی به لحاظ قوام و صلاح و رعایت منافع و حوایج خود لازم دارند، فعل و تعلیم آن حلال است. همان چیز اگر در جهت مفسده و ضرر خود و دیگری به کار ببرند عملی است حرام باشد.
در کلام حکیمانه دیگری می فرماید: شما در صدد آن باشید که علم ناسخ و منسوخ، محکم و متشابه(و رموز علمی) را فرا گیرید تا بتوانید با قدرت علمی حلال را از حرام تشخیص دهید و اینگونه سلوک علمی برای دریافت احکام دین نزد خدا اقرب است و شما را از جهل دور می سازد، و شیوه های برخاسته از جهل و بیخردی را کنار گذارید و به اهلش بسپارید که همانا اهل جهل و نارسایی در دین زیادند ولی اهل بصیرت علمی کم هستند. (حرانی، ۱۴۰۳ ه، ص ۳۶۹).
تمامی این قیود مربوط به شیوه بیان، جمع ادله و روشهای اصولی در شیوه های اجتهاد و استخراج حکم است و اینکه کلام مجتهد منبعث از آموزه های دقیق علم دین باشد و نقاط تاریک و جهل و ابهام در کار او مذموم و مطرود باشد. توجه به عقلانیت در آموزه های دینی و سبک اجتهادی
نگاه اندیشمندانه به احکام دینی و بکارگیری عقل بعنوان ابزار اجتهادی که افتخار فقه شیعی محسوب می گردد، بحثی است مبسوط که نیاز به نوشتار جداگانه ای دارد. بحث علمی و مبسوط امام موسی بن جعفرu با هشام در جایگاه عقل و تأثیر آن در شیوه های علمی و اینکه عقل مورد نظر در استنباط و اجتهاد چیست که در اصول گفته می شود نه مدرکات جرئی است، نه احساسات، نه عاطفیات نه عادات، نه نفسانیات چنانچه در شیاطینی چون معاویه شیطنت معنای عقلانیت داشته، نیست اما ذکر این نکته لازم است که در سیر تحولات فقه شیعی پیوسته گریز از جمود و ظاهرگرایی و ترغیب به عقل گرایی از نکات چشمگیر و بارز و زمینه ساز پویایی اجتهاد شیعی بوده است عقل نقش تماشاگر ندارد بلکه فاعل و بازیگر است و شرایط زمان و مکان را می یابد و از منابع بر اساس آن نیاز تعیین حکم می کند. تأکید بر رد متشابهات بر محکمات در اسلوب اجتهاد
یکی از روشهای مذمومی که عده ای در زمان ائمه بدان تمسک می جستند و در طول تاریخ اسلام مورد سوء استفاده بوده استناد به ظواهر بعضی آیات بدون توجه به دیگر نصوص روشن بوده که حاصل این روش یا به انحراف منجر می شد، یا به خشکی و انجماد. قرآن کریم به صراحت از اهداف و اغراض کسانی که به متشابهات تمسک می جویند، پرده بر می دارد و می فرماید: منه آیات محکمات هن ام الک
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
