خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل میرزا مسیح مجتهد مبارزه در دوران دشوار
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل میرزا مسیح مجتهد مبارزه در دوران دشوار قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تاثیر فرهنگ اسلامی بر پیدایش و دگرگونی شهرها
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تاثیر فرهنگ اسلامی بر پیدایش و دگرگونی شهرها قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
22ساعت
55دقیقه
13ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل میرطاهر صدر مشهدی و اولاد او در سمرقند

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 78

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل میرطاهر صدر مشهدی و اولاد او در سمرقند، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل میرطاهر صدر مشهدی و اولاد او در سمرقند شامل 62 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل میرطاهر صدر مشهدی و اولاد او در سمرقند:

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل میرطاهر صدر مشهدی و اولاد او در سمرقند را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل میرطاهر صدر مشهدی و اولاد او در سمرقند توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل میرطاهر صدر مشهدی و اولاد او در سمرقند را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل میرطاهر صدر مشهدی و اولاد او در سمرقند :

محقق تاجیکی

در جمعیت شهر سمرقنداز آن روزی که خود را می شناسم چند خانواده تاجیکان را می شناسم که به لقب یا عنوان

«

خواجگان » معروفیت دارند. این خواجگان به نوبت خود باز به طبقه ها و گروههای مختلف تقسیم می شوند، از آن میان

خواجگان مخدوم خوارزمی، خواجگان دهبیدی، خواجگان جامه فروش (که اکثر اهل تجارت بودند)، خواجگان مخدوم

اعظمی و نهایت خواجگان میرکانی. رسم و آیین زندگی و خانوادگی همه خواجگان هر چند از اهالی تاجیک شهر و

اطراف آن، تفاوت کلی ندارد، اما در مناسبتهای عائله وی و عرف و عادات داخلی خواجگان بعضی مختصات جزیی بازدید

می شود. از تفاوتهای بارز این خاندانها آن است که به نام و نسب آنها خواه مرد و خواه زن صفت «خان » الحاق می شود

.

همچنین به نام مردان «خواجه » و به نام زنان عنوان «پاشا» علاوه می شود. چنانچه: اکرم خان، حسن خواجه، محترمه خان،

نذیره پاشا و غیره. به نامهای (نسبتهای) خویشاوندی به مردان صفت «توره » و به زنها صفت «پاشا» الحاق می شود. چنانچه

:

خاله پاشا، ینگه پاشا، عمک (عمو) توره، یزنه توره و غیره. در گذشته و امروز هم خواجگان با طبقه غیر خواجه ازدواج

نمی کنند. حالا چنین رسم و عادت کمتر رعایت می شود، تا آنجا که ازدواج کردن جوانان ازخاندان خواجگان با دختران

غیرخواجه بیشتر واقع می گردد

.

در میان خواجگان سمرقند خواجگان میرکانی مقام خاصه و معتبری دارند. این اولاد کم شمارند و بیشتر آنها در گذشته

به تدریس و به مناصب قضا و صدارت و افتا مامور بودند. این خواجگان در پیش حکام و سلاطین مورد احترام بوده اند که

برای مرقد اولاد ایشان در طرف غرب دخمه تیموریان شاه زند جایگاه مخصوصی جدا کرده بودند

.

در سالهای حاکمیت شوروی و دولت کمونیستی خواجگان هر چند محدودیت و محروسیت خانوادگی خود را حفظ کرده

بودند، اما اهل علم و ادب و کارمندان دولتی و حزبی منسوبیت خود را به طبقه خواجگان علنا ابراز نمی کردند. چنین

وضعیت در روسیه هم حکمفرما بود. روشنفکران و اهل ادب و علم روسیه، منسوبیت خود را به طبقه اشراف گرافها،

کنازها و دواریونها پوشیده می داشتند; زیرا چنین منسوبیت در شرایط حاکمیت «دولت کارگر و دهقان » از تقاضای زمان

دور و حتی باعث تعقیب و تحریم می شد

.

من دوستی داشتم در سمرقند که نام او و صفت و لقب «خان » داشت. بعد از چند سال او را در دوشنبه دیدم که به نام

خود به جای «خان »، «قل » را الحاق کرده است. «قل » به زبان ازبکی «غلام » گفتن است. من سبب چنین تغییرات را

پرسیدم، گفت: «من در سمرقند می خواستم به حزب جوانان کمونسیت داخل شوم، اما در آخر نام من «خان » را دیده مرا

همچون خواجه و اشراف زاده، به حزب قبول نکردند و من با توصیه یک حالدان به جای «خان » «قول » را به نام خود علاوه

کردم و بعد از چند وقت مرا به عضویت حزب قبول داشتند

».

این جانب از خاندان خواجگان میرکانی هستم، اما سالهایی بود که من پیش جامعه از نسب و اولاد خود حرفی نمی زدم و

خود هم از تاریخ این اولاد خبر نداشتم. حتی نمی دانستم که چرا ما را خواجگان میرکانی می گویند. فقط همین قدر

می دانستم که خواجگان میرکانی از زمانهای پیش درگذر مشهور سمرقند که آن را «قاضی کلان » می گویند سکونت

داشته اند و بنده هم در همین جا چشم به دنیا گشوده ام

.

پدر این جانب نیز از خواجگان میرکانی و مفتی زاده بودن خود را آشکارا نمی داشتند و حتی به ما فرزندان نیز از اولاد و

اصحاب گذشته خود خیلی کم صحبت می کردند، همانا به اندیشه آن که این «سر» را پیش دیگران آشکار نکنیم

.

اما دیرتر وقتی که فرزندان به کمال رسیدند پدر از گذشته اولاد ما بعضی معلومات را به ما آشکار می کردند

.

در سال ۱۹۶۸ میلادی (۱۳۸۷ ه ) این جانب در روزهای مرخصی برای استراحت به سمرقند سفر کردم. در این سال در

شهر آمادگی جشن ۲۵۰۰ سالگی سمرقند در اوج بود. من با پدر چند روز به زیارت عمارات و بناهای تاریخی سمرقند

گذرانیدیم و پدر در این سفر از گذشته سمرقند و اولاد و احفاد خود بعضی نقلهای جالب می کردند

.

روزی ما به تماشای مدرسه شیردار رفتیم. این مدرسه را سال ۱۶۱۹ میلادی (۱۰۲۸ ه ) حاکم سمرقند بلنگ توشی بی

بهادر، از خاندان اشترخانیه ازبکیه، بنا کرده بود

.

از بس که در پیشتاق بلند مدرسه از دو طرف صورت شیر کشیده شده است، این مدرسه به نام «شیردار» مشهور گشته

است. من می دانستم که در این مدرسه دو عموی من تحصیل علم کرده و پدرم نیز سه چار سال پیش از انقلاب اکتبر در

همین مدرسه تحصیل علم کرده و در یکی از حجره های آن استقامت داشته بودند. پدر در این نوبت همان حجره خود را از

طبقه دوم سمت شرقی مدرسه به من نشان داده علاوه کردند که این حجره وقف اولاد ما بوده است. دو صد یا سه صد

سال پیش یکی از اشرافزادگان مشهد به نام میرابوطاهر صدر به سمرقند هجرت کرد. در همین شهر مقیم شده است. و

امیر بخارا از همین مدرسه شیردار حجره ای را به نام او وقف کرده است تا اولاد و احفاد او در وقت تحصیل علم مدرسه در

این حجره استقامت داشته باشند. چند سالها در طاق حجره این بیت ثبت بوده و حالا سترده شده است

:

هست این حجره عالی قدر

وقف اولاد میرطاهر صدرقبله گاهی هم خوب نمی دانستند که میرطاهر صدر به چه سبب از مشهد به سمرقند هجرت

کرده و در پیش امرا و حکام ازبکیه به کدام مناسبت صاحب مکرمت و مرحمت بوده است. از عنوان «صدر»، حکم کردن

ممکن است که میرطاهر صدر در علوم دینیه ید طولائی و برابر همین در امور دولت و حکومت هم نفوذ و مرتبه ممتازی

داشته است. زیرا این عنوان و رتبه در خانیه بخارا به اشخاصی داده می شد که ایشان هم در علم و دانش و هم در دربار امرا

و حکام مقام خاصه ای داشته باشند. لقب «میرکانی » «خواجگان میرکانی » با عنوان «میر» که در اول نام این شخص معتبر

آمده است ارتباط داشته است

.

پدر اظهار داشتند که همه علما و قضات و مفتی و صدوری که از خواجگان میرکانی بودند در مهر و اسناد رسمی به نام و

کنیه و نسبه خود لقب «موسوی رضوی » را حتما علاوه می کرده اند. در واقع هم در مهر جد من که منصب افتا داشتند

چنین نوشته شده است: «هادی خواجه مفتی بن قاضی شیرین خواجه موسوی رضوی…» نقش این مهرها در کتابهایی که

از آن بزرگوار به بنده میراث مانده است، پیداست. در یک حجتی که عموی بزرگ این جانب به طرز قنوی نوشته اند مهر

ایشان نقش دارد که چنین نوشته ها دارد: «موسی خواجه مفتی بن قاضی شیرین خواجه موسوی رضوی

».

از نقل پدر درباره اولاد به ما نزدیک میرطاهر صدر، یعنی خواجگان میرکانی باز چندی اطلاعاتی حاصل شد که مختصر

آن این است. از قاضی میر شیرین خواجه که تخمینا تا سالهای ۷۰ یعنی سده ۱۹ میلادی در حیات بودند، چهار فرزند پسر

باقی مانده اند. فرزند ارشد ایشان موسی خواجه مفتی و مدرس بوده اند. فرزند دوم ابوالحی خواجه به منصب قضا مامور

بوده اند. جد این جانب هادی خواجه نیز از مفتیان نامدار سمرقند بوده اند و نهایت فرزند چهارم عیسی خواجه، هم در

منصب قضا و هم در مدرسه شیردار سمرقند به تدریس مشغول و از این جا در سمرقند به لقب «قاضی مدرس » معروف

بوده اند. مقبره هر چهار تن برادران در جوار دخمه شاه زنده تیموریان واقع گردیده است. اما امروز از مرقد سه تن برادران،

عیسی خواجه، هادی خواجه و ابوالحی خواجه نشانی نمانده است. یگانه مرقدی که امروز در این قبرستان اولادی

میرکانیان باقی مانده است مقبره موسی خواجه مفتی است که بالای قبر شادروان این کتیبه ثبت شده است: «لااله الاالله،

محمد رسول الله هذا المرقد المنور المعطر المعمور المرحوم ملا میر موسی خواجه المفتی المدرس بن قاضی

میرشیرین خواجه الموسوی انتقل من دارالفنا الی دارالبقا فی شهر ربیع الثانی سنه ۱۳۳۴

:

پادشاها جرم ما را در گذار

ما گنه کاریم و تو آمرزگار

بر در آمد بنده بگریخته

آبروی خود بعصیان ریخته

مغفرت دارم امید از لطف تو

زانکه خود فرموده لاتقنتوا

این بود آن اطلاعات و آگهی این جانب از میرطاهر صدر نخست فرد اولاد خواجگان میرکانی تا چند سال اخیر. اما یک

اتفاق حسنه ای دو سال پیش به وقوع پیوست که باز چند سند و معلومات تازه ای به میان آورد. در یک سفر سمرقند که

ماه مارس سال ۹۳ میلادی اتفاق افتاد با یک دانشمند جوان سمرقندی به نام کامل خان کته یوف ملاقات داشتم. این

جوان از خواجگان مخدوم اعظمی بود و جد و پدر او با اولاد میرکانیان نسبت خویشاوندی و همسایگی داشتند. او اظهار

داشت در چند سال اخیر در جست وجوی احوال و جزئیات تاریخ اولاد میرکانیان می گذراند;و او در ضمن این کاوشهای

خود از یک نسخه قلمی و تاریخ مقیم خانی که در تاریخ امیران شیبانی و اشترخانی ازبکیه تالیف شده است سند جالبی

پیدا کرده است. در این سند واقعه و سبب به سمرقند هجرت کردن و این جا اقامت اختیار کردن میرطاهر صدر مشهدی

روشن بیان گردیده است. مشارالیه این نسخه «تاریخ مقیم خانی » را چند روز در اختیار این جانب واگذاشت. آنچه در این

کتاب تاریخ خواندم گره بسیاری از مشکلها و معمای لاجواب مرا باز نمود. یکی از فصلهای این تاریخنامه در بیان آن بود

که عنوان «سید» به نام ندرمحمدخان والی اشترخانی ازبک بخارا از کجا پیدا شد و انتساب او به خاندان حضرت امام علی

موسی رضا از کجا منشا گرفته است. این است آن فصل کتاب

:

«

ذکر داستان خان والا شان ندر محمدخان و انتساب ایشان به خاندان حضرت امام علی موسی رضا رضی الله عنه. در

وقتی که خان عبدالمؤمن بن عبدالله خان به قصد انتزاع ممالک خراسان رفته ولایت مشهد مقدس را جنگ کرده گرفته

قتل عام فرمود سیادت و نجابت پناه سلاله دودمان نبوی نقاوه خاندان رضوی میرزا ابوطالب عنان اسب دین محمدخان

را گرفته، گفت: ای شهزاده نوجوان دختری دارم در پس پرده عصمت آن را به تو بخشیدم. امروز ناموس خاندان مرا نگاه

داشته، حراست احوال فرزندانم نمای. دین محمدخان در منزل او رفته فرود آمد و از تعرض اهل یغما محفوظ داشت و آن

مخدره خاندان سیادت را به آیین شرع مطهره در حباله نکاح خود درآورد و اور ا شهربانو بیگم نام بود. از او ندر

محمدخان متولد شده بود. به این سبب شرف سیادت به اولاد خان ثابت گردید و چنین رعایت در هیچ وقتی از اوقات

شاهان ایران به خوانین توران به ظهور نه آورده اند

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.