خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اخلاق فضیلت (۱)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اخلاق فضیلت (۱) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل زبان اخلاق از دیدگاه توصیه گرایی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل زبان اخلاق از دیدگاه توصیه گرایی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
09ساعت
26دقیقه
54ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اخلاق فضیلت مدار ۲

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 74

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل اخلاق فضیلت مدار ۲ – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق فضیلت مدار ۲ شامل 92 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق فضیلت مدار ۲ گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل اخلاق فضیلت مدار ۲ با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل اخلاق فضیلت مدار ۲ از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل اخلاق فضیلت مدار ۲ با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق فضیلت مدار ۲ را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل اخلاق فضیلت مدار ۲ :

استعمال امروزین «اخلاق فضیلت مدار» (۱) به نحوی است که یک دیدگاه را از سایر دیدگاههای موجود در اخلاق تمیز می دهد. اما در فلسفه یونان این تقسیم نامعقول بوده است، بدان جهت که در این فلسفه، که فضیلت یک مزیت (آریته) (۲) به شمار می آمده و اخلاق به مزایای مربوط به خصلت و منش می پرداخته است، اخلاق یکسره اخلاق فضیلت مدار می بود. اخلاق فضیلت مدار معاصر تا حدی احیای شیفتگی های برخی یونانیان می باشد که نیاز به عنوان نمودن مشکلات فلسفه اخلاق جدید، آنها را دگرگون ساخته است.

سقراط (حدود ۳۹۹-۴۷۰ق.م.) در جریان ارائه ناسازگاریهای آتنیان درباره فضایلی چون شجاعت و پارسایی، چهار سؤال اصلی در اخلاق فضیلت مدار یونان را طرح نمود: چه امری یک وصف خاص انسانی را تبدیل به فضیلت می کند؟ چگونه معرفت به چیستی فضایل، با دارا بودن فضایل ربط دارد؟ آیا فضایل مختلف، جنبه های [گوناگون] یک فضیلت واحد هستند یا ربط و پیوند آنها به گونه ای دیگر است؟ و چگونه به فضایل عمل کنیم تا خیر یا خیرهای مخصوص انسان را به دست آوریم؟ افلاطون (حدود ۳۴۷-۴۳۰ق.م) و ارسطو (حدود۳۸۴-۳۲۲ق.م) با بسط پژوهشهای سقراط، ابعاد ضروری روان شناختی، سیاسی و متافیزیکی هر نظریه جامعی را در باب فضایل مشخص نمودند. بدین سان افلاطون در جمهوری، در جستجوی پاسخ این سؤالات سقراط، اعتدال (۳) را مزیت خاص بخش شهوانی روح، شجاعت و حکمت را مزیتهای بخش روحانی و عقلانی [آن]، و عدالت را مزیتی دانست مربوط به انتظام درست این اجزاء در روحی که عقل در آن حاکم است. هر فضیلت نیز مزیت دسته شایسته ای از شهروندانی است که در یک دولت شهر نظام مند نقش خود را ایفا می کنند. معرفت به این که هر یک از فضایل چیستند، و نیز این که چگونه هریک، نمونه ای از یک فضیلت مثالی را نشان می دهند یعنی آن معرفتی که موجب کسب فضایل به وسیله کسانی که عقل بر آنان حاکم است می شود معرفتی است از مثل ازلی، در پرتو نوری که به وسیله مثال خیر (۴) فراهم آمده است; آن خیر اعلایی که هر حیات بشری ای که با فضایل شکل یافته باشد در یک روند عقلانی به سوی آن در حرکت است.

این که فضایل، هم تا اندازه ای مؤلفه های خیر اعلای انسانی هستند و هم باید آنها را نه فقط به خاطر خودشان، به عنوان مزیتهای اصیل، بلکه علاوه بر آن به خاطر خود آن خیر کسب نمود، نظریه ای است که از ارسطو به ما به ارث رسیده است. اما تصور متفاوت او از صور (مثل) و نقد راهگشای او از علم النفس و علم سیاست افلاطون، مستلزم شرحی به همین نسبت متفاوت، درباره آن خیر و درباره فضایل بود; شرحی که هم جوابهای متمایزی برای سؤالات سقراط فراهم آورد و هم، برخلاف افلاطون، از یک تقریر مصحح و عقلا موجه از باورهای آموخته آتنیان معاصر با خودش درباره فضایل دفاع کند. نظریه ارسطو دارای چهار جنبه اصلی است.

یکم: فضایل ملکاتی هستند نه فقط برای عمل کردن، بلکه برای حکم کردن و احساس کردن طبق دستورات عقل صائب; و عمل به فضایل برای زندگی سعادتمندانه ای که نیل بدان، غایتی (۵) بشری است لازم می باشد. دارا بودن فضایل، خوب عمل کردن به عنوان یک انسان است.

دوم: فضایل بر دو دسته اند: فضایل عقلانی، یعنی آن دسته از مزیتهایی که فعالیتهای خاص عقل را شکل می دهند و تنها از طریق تعلیم و تربیت به دست می آیند; و دیگری فضایل اخلاقی، که مزیتهای بخشهای غیر عقلانی روح هستند، در زمانی که مطیع عقل باشند، و تنها از طریق عادت و تمرین به دست می آیند. اما افعال درستی که از فضیلت اخلاقی برخاسته اند نیز محتاج فضیلت حکم عقلانی هستند، و حکم عقلانی به نوبه خود محتاج فضیلت اخلاقی است. از این رو فرونسیس (۶) یا عقل عملی، فضیلتی کلیدی است که فضایل عقلانی و اخلاقی را متحد می سازد. مثالهای فضایل عقلانی، نه تنها و حکمت متاملانه (۸) را نیز شامل می شود. مثالهای فضایل اخلاقی شامل شجاعت، اعتدال، سخاوت، شرافت، و عدالت می شود. فعل برخاسته از فضیلت اخلاقی فعلی است که چونان حد وسط میان افراط و تفریط باشد، به نحوی که ناکامی در فضیلت همواره نشانگر رذیلت افراط یا تفریط است. بدین ترتیب، مثلا رذیلت بزدلی که متضمن ترس بیش از حد و اطمینان بسیار کم است، و رذیلت تهور که متضمن ترس بسیار کم و اطمینان بیش از حد است، هر دو ناکامی در مراعات آن حد وسط که شجاعت است می باشد.

سوم: از آنجا که فرونسیس به هر نوع فعل صوابی می انجامد، برای کسب آن باید تمامی فضایل را نیز دارا بود. زیرا، در حالی که نقش فرونسیس این است که وسیله درستی را برگزیند، این فضایل ما را به اهداف صحیح رهنمون می سازد. بنابراین، فضایل وقتی که با فرونسیس ارتباط دارند، یک [فضیلت] واحد هستند. هدف فرونسیس [دستیابی به] خیر اعلای انسانی است و استدلالهای دیالکتیکی، ما را آگاه می سازد که آن خیر چیست و چگونه فضایل با آن ارتباط دارند. اینها اموری است که علوم سیاست و اخلاق فراهم می آورند و ما برای این که خوب باشیم به تحقیق در اخلاق و سیاست می پردازیم. اما چنین معرفتی هرگز قادر نیست به ما بیاموزد که در شرایط [حاکم بر یک] موقعیت خاص، انجام چه فعلی صواب است; تنها فرونسیس به ما چنین امری را می آموزد و فرونسیس هیچ معیاری بیرون از خودش ندارد.بر این اساس، فرونیموس [ عالم عقل عملی] (۹) معیار فعل صواب است. فعل صواب آن است که کاری را انجام دهیم که یک شخص خوب در این موقعیتهای خاص انجام می دهد.

بنابراین، قانونگذاری که برای دولت شهر خاصی قانون وضع می کند، باید دارای فرونسیس باشد. و قاضی ای نیز که آن قوانین را در انواع موقعیتهای جدید و پیش بینی نشده به کار بسته و اقامه می کند، باید دارای آن باشد. اما او با کسب فضایل اخلاقی تصدیق می کند که همان طور که عمل برخلاف فضایل همواره خطاست، نوعی افعال خاص (مثل قتل، دزدی و زنا) نیز مستقل از اوضاع و احوال، همواره خطا و بد است. ارسطو چیزی درباره این امر نگفته است که تا چه حد معرفت خطای کلی در این نوع افعال مربوط به کسب فرونسیس است. این سکوت مربوط به مساله ای است که بنا بود زمینه مشکل آفرین اصلی برای اخلاق فضیلت مدار در آتیه گردد.

چهارم: تنها در درون یک دولت شهر می توان حیات سعادتمندانه ای سپری نمود، و از این رو با زندگی در دولت شهر و از طریق آن است که به فضایل عمل می شود. به علاوه، بدون تعلیم و تربیتی که دولت شهر، و بخصوص دولت شهرهای خوبتر، در اختیار قرار می دهند، انسانها نسبت به عقلانیتی که برای فضایل لازم است ناتوان خواهند بود. از این رو بعضی از انسانها طبعا ناتوان هستند و بربرها و زنان نیز از آن جمله اند. در اینجا نیز باید ارسطو را مورد سؤال قرار داد.

متفکران رواقی، که مسائل سقراط را از طریق کلبیان به ارث برده بودند و غایت انگاری ارسطو را مردود می انگاشتند، فرضیات رقیبی را در هر دو حوزه پروردند. [آنان] شخص فضیلت مند را به عنوان شهروند جهان هستی، و نه به عنوان شهروند یک دولت شهر، تصویر نمودند; و قواعدی که حیات فضیلت مدار در تطابق با آن شکل می گیرد، معیارهایی کلی هستند که به وسیله طبیعت و عقل وضع می گردند. حکیم بودن آن است که فرد بدرستی، خود را بخشی از طبیعت بداند و منشی سازگار داشته باشد که فقط با عقل هدایت گردد، نه با احساسات غیر عقلانی. فضیلت واحد است. نامهای فضایل، انواع مختلف موقعیتهایی را که در آن این فضیلت واحد، مورد نیاز است، از هم متمایز می سازد. فضیلت را تنها باید به خاطر خود آن دنبال نمود، و هر شخصی یا کاملا فضیلت مند است یا اصلا دارای هیچ فضیلتی نیست. در مکتب رواقی، متفکران مختلف به صورتهای گوناگون این موضعها را صورت بندی و تنسیق نمودند، در حالی که در مفهوم حیات فضیلت مداری، که آن را از نهادها و اشکال اجتماعی مستقل می ساخت، با هم وفاق داشتند و این زمینه را برای سیسرون (۱۰) (۱۰۶-۴۳ق.م)، شاگرد پسیدونیس (۱۱) رواقی (؟۱۳۵-۵۱ق.م)، فراهم ساختند تا رواقی گری را برای تدوین یک شرح التقاطی از فضایل به کار بندد; شرحی که هم ادعای کلیت و هم تایید تلقیهای سنت رومی را داشت.

لفظی که در زبان لاتین برای فضیلت، (virtus) به کار می رود، در ریشه اصلی اش اسم ست برای وصف انسان، (vir) ،یعنی «انسانیت ». (۱۲) این تفاوت ریشه شناختی با آریته، ( arete) ،به فهرستی از فضایل توسعه یافت که برخلاف فهرستهای فلسفه یونان، مثلا به اموری همچون ایمان و شجاعت اهمیت می داد و به نظریه پردازی اخلاقی اعتنایی نداشت. حتی سیسرون در اثرش به نام «در باب وظایف » (۱۳) ، نظامی رواقی را حک و اصلاح نمود که در آن، حکایت اخلاقی روم باستان بازگویی شده بود تا الگویی باشد برای فضایل و وظایفی که با زبان رواقی، و گاهی نیز با زبان افلاطونی، توصیف شده بودند. از رنسانس به بعد، وقتی که تعلیمات اخلاقی سیسرون دوباره نفوذ پیدا کرد، بحث رواقی او در باب طبیعت رحمت الهی (۱۴) و حدود آن برای تلقی خیرخواهی تعمیم یافته، به عنوان یک فضیلت اصلی، ماخذی سنتی فراهم آورد; هرچند این فضیلتی بود که در اخلاقیات ارسطویی یا افلاطونی یا در اخلاقیات روم قبل از آن ناشناخته بود. اما تا آن زمان، این سؤال که چگونه بین مدعاهای بظاهر متضادی حکم کنیم که فهرستهای بسیار مختلفی از فضایل را عرضه می دارند، حتی به نحو حادتری توسط یهودیت، مسیحیت و اسلام مطرح گردید.

فضایلی که خدای کتابهای مقدس عبریان و نیز هر سه آیین خداپرستی بدان امر می کرد، شامل تواضع، صبر، آشتی جویی، و احسان می شد; فضایلی که در دنیای باستان یا ناشناخته و یا کم اهمیت بود. این مشکل که آیا نظریه های خداپرستانه درباره فضایل، با شرحهای افلاطونی، ارسطویی یا رواقی سازگاری دارد و یا [این سازگاری] چگونه است، با این مشکل همراه بود که چگونه باید اخلاق فضیلت مدار را با اخلاق شریعت مدار (۱۵) ، که برای عموم انسانها تعهدآور است، منطبق ساخت. کوششهای رقیبی که در قرون وسطی در پی حل این مشکلات بودند در دو حد افراط و تفریط جای داشتند: در یک سو، نفی شرحهای فلسفی برای حفظ نظریات کلامی از تحریف یا انحراف; و در سوی دیگر، تدوین یک نظام کاملا ارسطویی وسیع و ترکیبی که در آن مبادرت به طبقه بندی جامعی از فضایل و بیان نظام مندی از ارتباط بین اطاعت از احکام شریعت الهی و کسب فضایل شده است. به بزرگترین این ترکیبهای ارسطویی که متعلق به توماس آکویناس (؟۱۲۲۵-۱۲۷۴) است، حتی ایرادهایی نیز ملحق شده بود; و نتایج قاطعی درباره فضایل عرضه گردید تا جایی که این نتایج با برهانهای راهگشایی تایید گردید که تا آن زمان، در برابر ایرادهایی که از هر منبعی در دسترس بود ایستادگی می کرد.

بعد سیاسی دیدگاه آکویناس این است که او بر دو امر اصرار داشت: [یکی] این که درون هر جامعه انسانی و برای هر انسانی، احتمالی واقعی برای کسب فضایل وجود دارد، و دیگر این که درون هر جامعه ای، فقط در جایی باید از قانون وضعی (۱۶) تبعیت کنیم که با شریعت الهی تطبیق داشته باشد; چون این همان قانون طبیعت است که عقل درک می کند. علم النفس او تقریری از تصور آگوستین (۴۳۰-۳۵۴) در مورد اراده را به شرح و امیال (۱۸) اضافه نمود. آگوستین معتقد بود که فقط اراده ای که از احسان، یعنی موهبت لطف الهی، آکنده باشد می تواند در افعال اصالتا فضیلت مند بروز یابد. بدون احسان، عدالت ظاهری و افعال شجاعانه یا با اعتدال، ناشی از فضیلت نیستند، بلکه صرفا باعث بروز غرور گناه آلود اراده می شوند. از این رو فضایل ظاهری رومیان مشرک، فضایلی راستین نبود. زیرا «احسان » در هر فضیلتی آنچه را که فضیلت مند است معین می سازد. به این ترتیب، وحدت فضایل، یک بار دیگر هرچند به نحوی نوین مطرح گردید. آکویناس برای توصیف فضایل، فرضیات آگوستینی، افلاطونی و ارسطویی را با هم تلفیق نمود. علم النفس برگرفته از عقل، اراده، شهوات و امیال، فهمی اصلاح شده را از فضایل چهارگانه اصلی افلاطون به دست داد. اعتدال فضیلت بخش شهوانی نفس است، شجاعت مربوط به غضب، و عدالت مربوط به اراده است، البته موقعی که هر یک به طور عقلانی بر حد وسط تطبیق کند. فضیلت ویژه عقل، همان فرونسیس ارسطویی است که به Pudentia [دوراندیشی] ترجمه شده است. شریعت الهی و وحیانی مرجعی مستقل برای چگونه عمل کردن فراهم آورد. برای هر شخص عاقلی، احکام متقدم، کلی و نامتغیر قانون طبیعت کشف شدنی است، این امر موجب به بار آمدن مسائل مفصلی در باب عمل از طریق به کارگیری دوراندیشی و فضایل اصلی دیگر گردید. آکویناس نیز کل سلسله فضایلی را که ارسطو قبول داشت می پذیرد، اما گاهی شرح او از فضایل فرق دارد; او دیگر فضایل اخلاقی ارسطو را ابعاد یا بخشهایی از اعتدال، شجاعت، و عدالت می داند. به کارگیری شایسته هریک از این فضایل اخیر، فضایل دیگر و نیز دوراندیشی را لازم دارد. از این رو هیچ کس نمی تواند بدون دارا بودن تمامی فضایل، هیچ یک از فضایل اصلی را به نحو شایسته ای دارا باشد. آگوستین این مفهوم ارسطویی از وحدت فضایل را استحکام بخشید. چون اعتقاد [او] بر این بود که فضایل چهارگانه به خودی خود برای تبعیت کاملی که شریعت الهی لازم دارد ناکافی است. لازم است آنها را با فضایل کلامی مقرر با لطف الهی (۱۹) ، یعنی احسان، ایمان و امید، شکل داد و تکمیل نمود. فضایلی که این چنین شکل یافته باشند آن ملکاتی هستند که انسانها با به کارگیریشان به غایت قصوای خود نایل می گردند; نه خوشبختی ناقص این زندگی بلکه سعادت کامل شده در سایه دوستی (۲۰) ابدی با خدا.

آکویناس از ابن سینا (۱۰۳۷-۹۸۰.م) و ابن رشد (۱۱۹۸-۱۱۲۶.م) و دیگر مؤلفان مباحث اسلامی، در مورد ارتباط بین شریعت (حقوق اسلامی) با نظریات افلاطون و ارسطو بسیار اقتباس نمود. او همچنین از بحث ابن میمون (۱۲۰۴-۱۱۳۵) درباره چگونگی ارتباط فهم تورات، و نیز از نحله های بسیار متنوع تفکر مسیحی پیشین اقتباس نمود. اما تاکید بر این امر حائز اهمیت است که آکویناس، هم در میزان و هم در روش طرح ترکیبی خود غیر معمول (۲۱) بود. مباحث قرون وسطی، عموما مجموعه ای از تغییر نظرات را عرضه می دارد که غالبا، هم در سؤالات اولیه سقراطی و هم در مشکلاتی که بر اثر کوشش برای پاسخ به آنها پیدا شد، دارای نگرشهای التقاطی بود. قبل از آکویناس، آبلارد (۲۲) (۱۱۴۲-۱۰۷۹) عناصر رواقی اصلاح شده را با نظری از آگوستین درباره احسان و تصوری نسبتا ارسطویی از فضیلت درهم آمیخت تا نظری را در باب افعال فضیلت مند ابداع کند که در آن نیات خیر مؤلفه ای اساسی است. بوریدان (۲۳) (۱۳۰۰-۱۳۵۸) با به هم آمیختن عناصر ارسطویی،

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.