خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل عالمان شیعه
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل عالمان شیعه قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل عقل از دیدگاه اخباریان شیعه
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل عقل از دیدگاه اخباریان شیعه قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
05ساعت
23دقیقه
51ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مختار و توابین ؛ (تأملی در دو جنبش و تعاملات آنها)

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 69

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل مختار و توابین ؛ (تأملی در دو جنبش و تعاملات آنها) – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل مختار و توابین ؛ (تأملی در دو جنبش و تعاملات آنها) شامل 120 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل مختار و توابین ؛ (تأملی در دو جنبش و تعاملات آنها):

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل مختار و توابین ؛ (تأملی در دو جنبش و تعاملات آنها) به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل مختار و توابین ؛ (تأملی در دو جنبش و تعاملات آنها) به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل مختار و توابین ؛ (تأملی در دو جنبش و تعاملات آنها) با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل مختار و توابین ؛ (تأملی در دو جنبش و تعاملات آنها) با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل مختار و توابین ؛ (تأملی در دو جنبش و تعاملات آنها) با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل مختار و توابین ؛ (تأملی در دو جنبش و تعاملات آنها) را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مختار و توابین ؛ (تأملی در دو جنبش و تعاملات آنها) :

چکیده

در این مقاله، سعی شده است بدون جانب داری از هر دیدگاه خاصی، به قیام مختار از دریچه تعاملات آن با دیگر حرکت های سیاسی معاصر خود نگریسته شود. از مهم ترین حرکت های سیاسی معاصر با مختار، حرکت شیعی توّابین می باشد. نگارنده با مفروض گرفتن ماهیت شیعی قیام مختار سعی کرده با شناساندن هرچند مختصر، ولی دقیق و ناظر به انگیزه های روانی توّابین، تعاملات مختار و توّابین با یکدیگر را در محور بحث نشانده و سپس با توجه به روابط میان این دو حرکت با دیگر حرکت های سیاسی موجود، هر دو را در بوته نقد و تحقیق قرار دهد.

مقدّمه

شخصیت مختار و ماهیت قیام او را می توان از زمره حوادثی دانست که شاید کمتر حادثه ای از وقایع قرن اول هجری به اندازه آن دارای اقوال متفاوت باشد. به همین دلیل، شاید این واقعه را بتوان یکی از بحث انگیزترین جریان های تاریخی

سده اول پس از هجرت به حساب آورد.

از خلال توجه و بررسی متون و گزارش های تاریخی مربوط به قیام مختار، به راحتی می توان به تغییر و تشویش گسترده متون تاریخی و رجالی موجود پی برد، به گونه ای که شخصیت او و ماهیت قیامش از حرکتی شیعی و خونخواه اهل بیت علیهم السلام تا قیامی قدرت طلبانه و منحرف از دین اسلام بیان گشته است. بعضی او را از کبار شیعه و محبّان شناخته شده اهل بیت علیهم السلام می دانند که در کودکی امیرالمؤمنین علیه السلام او را «کیّس» خوانده و امام صادق علیه السلام نیز برای او از خدا درخواست رحمت کرده است.(۱) بعضی دیگر نیز او را آن گونه معرفی کرده اند که سلسله جنبان فرقه «کیسانیه» (از فرق غُلات) بوده است و منادی مهدویت محمّد بن حنفیه. گروهی دیگر نیز گزارش هایی مبنی بر داعیه یاری قیامش توسط فرشتگانی که به صورت کبوتر بر فراز لشکر او پرواز می کردند، از او نقل کرده اند.(۲) حتی چنین نیز نقل کرده اند که او در جنگ هایش منبری را به نام منبر حضرت علی علیه السلام پیشاپیش لشکر حمل می کرد(۳) و برای پیروزی در جنگ ها و تقرّب به خدا، او و لشکریانش به این منبر متوسّل می شدند.

المبرد (محمّد بن یزید بن عبدالکریم) در کتاب الکامل فی اللغه، ضمن گزارش هایش، او را از جمله خارجیان و زبیریان و رافضیان خوانده است و ادعای نزول وحی را به او نسبت می دهد.(۴) ابن حزم نیز ضمن نسبت دادن او به فرقه «کیسانیه»، آن فرقه را از جمله فرق زیدیه دانسته است.(۵)

یکی از موضوعات جزئی، که از پیش زمینه های بزرگ شکل گیری قیام مختار در کوفه بود، «قیام توّابین» است که به عنوان حرکتی شیعی و به خون خواهی از شهیدان کربلا و به جبران عدم یاری سبط رسول خدا، امام حسین علیه السلام ، به رهبری بعضی از کبار شیعیان کوفه در آن زمان به راه افتاد. اینان اگرچه اذنی برای قیام خود از باقی ماندگان اهل بیت علیهم السلام نگرفته بودند، اما شخصیت هایی که پایوران رهبری آن ها را تشکیل می دادند، همگی از محبّان اهل بیت علیهم السلام و از شیعیانی بودند که در جامعه آن روز به هواداری ایشان شناخته شده بودند.

بدین روی، کیفیت تعاملات میان ایشان و مختار، که اتفاقا معاصر با آن ها در کوفه حضور داشت، کمک زیادی به شناخت شخصیت مختار و ماهیت قیام او، که حلقه بعدی قیام های شروع شده از پس واقعه طف تا قیام توّابین می باشد، می نماید.

قابل ذکر است با توجه به آنکه از جمله کامل ترین گزارش ها در مورد قیام توّابین و مختار مطالبی می باشد که طبری در تاریخ خود به نقل آن ها پرداخته، به همین دلیل، نظر نویسنده در این مقاله بیشتر معطوف به همین گزارش هاست. هرچند گزارش های طبری خالی از دیدگاه های مغرضانه و غیرمغرضانه نیستند و حتی بسیاری از دروغ هایی که به مختار نسبت داده شده اند در آن ها موجود می باشند، ولی به دلیل آنکه حجم این مسائل ظنی و مورد شک در مورد گزارش های مربوط به توّابین بسیار کمتر است و از سوی دیگر، شرح قیام توّابین و قیام مختار در آن از گستردگی لازم نیز برخوردار می باشد، نویسنده مبنای کار خود را همین گزارش ها قرار داده است و سپس با توجه به آن ها، به نقل گزاره های دیگر و احتمالاً مقابله آن ها با گزارش طبری می پردازد.

۱. توّابین چه کسانی بودند؟

پس از واقعه جانسوز کربلا و جنایت عظیمی که توسط عمّال بنی امیّه بر حسین بن علی علیه السلام و خاندان او، که همگی از زمره خاندان رسالت بودند، وارد آمد و پس از آنکه ابعاد این مصیبت و فاجعه عظیم برای مسلمانان فاش شد، همگان فهمیدند اسیرانی که چهل شبانه روز در میان شهرها و بیابان های کوفه تا دمشق به عنوان دشمنان دین و خارجی و توسط عمّال بنی امیّه گردانده می شدند، کسانی جز خاندان عترت و اهل بیت پیامبر اکرم علیهم السلام نبودند.

وقتی چنین جرم و جنایتی واقع شد و چنین هتک حرمتی به خاندان رسالت وارد گردید، مردان کوفی تازه به عمق قصور خود پی بردند. دیر زمانی از هنگام خلافت علی بن ابی طالب علیه السلام در کوفه نگذشته بود. آنان که کمی بزرگ تر بودند، به خوبی آن دوره را به یاد می آوردند؛ آن هنگام را که حضرت علی علیه السلام خلافت را از مدینه النبی به کوفه انتقال داد و به همراه فرزندان و اهل بیت خود در آنجا ساکن شد. آنان به خوبی آن دوره را به یاد داشتند و به خوبی فرزندان و خاندان علی علیه السلام را می شناختند، اما اکنون تنها بزرگِ باقی مانده از همین خاندان، یعنی امام حسین بن علی علیه السلام ، در فاصله ای اندک از آنان کشته شده و فرزندانش به اسارت رفته و شهر به شهر در میان مسلمانان به عنوان باقی ماندگان خارجیان از دین روی گردانیده مطرح بودند.

آنچه جالب تر می نمود آنکه حسین بن علی علیه السلام خود به دعوت همین مردم و برای رهایی آن ها از یوغ ظلم و ستم خانمانسوز بنی امیّه رهسپار آن دیار گشته بود، ولی نه تنها آنان او را یاری نکرده بودند، بلکه مقابل دیدگان آن ها بر سر او و اهل بیتش آن آمده بود که در صفحات تاریخ ذکر آن به طور مفصّل گذشته است.

در کوفه آن روز، هنوز بزرگان و کبار شیعه وجود داشتند؛ همانانی که خود از جمله شناخته شده ترین دعوت کنندگان حسین بن علی علیه السلام بودند: سلیمان بن صرد خزاعی، مسیّب بن نجبه فرازی، رفاعه بن شدّاد بجلی و … .

به زودی پس از واقعه عاشورای سال ۶۱ ه. ندامت و پشیمانی بر ایشان عارض گشت و زودتر از دیگران فکر جبران مافات و خون خواهی حسین بن علی علیه السلام و یارانش در ذهن و جان شیعیان قدیمی کوفه رسوخ کرده بود.

حرکتی که در میان صفحات تاریخ به نام «قیام توّابین» نامیده شده است، جریانی بود که به سرکردگی تعدادی از بزرگان شیعه در کوفه بین سال های ۶۱ تا ۶۵ هجری شکل گرفت و پایوران مرکزی آن پنج نفر از بزرگان شیعیان کوفه به نام های سلیمان بن صرد خزاعی، رفاعه بن شدّاد بجلی، عبداللّه بن وال تیمی، عبداللّه بن سعد بن نفیل ازدی و مسیّب بن نجبه فرازی بودند.(۶)

آنچه در گزارش های تاریخی در رابطه با توّابین مشاهده می شود نقل ماجرای توّابین و قیام ایشان در خصوص حوادث سال ۶۵ هجری است، اما با توجه به مسائلی همچون تعداد بیعت کنندگان ایشان که در میان دفاتر توّابین تا پیش از قیام شانزده هزار نفر ذکر شده بودند(۷) و یا مکاتبات متعددی که بین ایشان و شیعیان مناطق دیگر در خصوص جمع آوری بیعت و یا امکانات مالی و نظامی صورت گرفته است،(۸) همگی تقویت کننده این ظن هستند که پایه گذاری این حرکت تنها منحصر به سال ۶۵ ه. نبوده، بلکه مربوط به چند سال پیش از آن و مرتبط با همان ماه های ابتدای پس از واقعه کربلاست و به همین دلیل، این قیام نیز به عنوان اولین حرکت شیعی پس از حادثه کربلا خوانده می شود.

در رابطه با پیشینه بزرگان و پایوران مرکزی توّابین، آنچه در خصوص سلیمان بن صرد ذکر شده است، به طور جداگانه بررسی خواهد شد، ولی در رابطه با کلّیت سوابق اعضای مرکزی بجز آنچه در رابطه با شیعه بودن و سوابق آنان در خدمت حضرت علی علیه السلام در تاریخ ذکر شده، نقش و جایگاه و تعامل ایشان در رابطه با قضیه کربلا قابل توجه است.

در این برهه از تاریخ، آنچه در مورد ایشان به صورت برجسته و مشخص به چشم می خورد، ذکر نامشان به عنوان شناخته شده ترین دعوت کنندگان حضرت اباعبداللّه علیه السلام به کوفه می باشد. اما وقتی گزارش ها درباره ورود مسلم بن عقیل به کوفه و بیعت گرفتن او برای اباعبداللّه علیه السلام و حرکت او و همراهانش در میان کوفه و دست آخر، تنها ماندن او در میان کوچه های شهری که بیش از هزاران نامه برای دعوت از امام حسین علیه السلام از آن فرستاده شده بود، مورد توجه قرار می گیرد، به راحتی می توان مشاهده کرد که هیچ اشاره ای در رابطه با این بزرگان و برخورد و تعامل احتمالی ایشان با مسلم مشاهده نمی شود. در جریان واقعه طف نیز خبری از آنان نیست. ایشان آن هنگام که حسین بن علی علیه السلام به سمت کوفه در حرکت بود، چه می کردند؟ آیا روابطی میان ایشان و هانی بن عروه و دیگرانی که به تجهیز امر مسلم می پرداختند، وجود داشته است؟ آن هنگام که عبیداللّه بن زیاد به کوفه وارد شد، تا وقتی که دسته دسته مردم بیعت کرده با مسلم گرد او را خالی کردند این سران، که تمام تواریخ آنان را به عنوان «کبار شیعیان کوفه» می شناسند، کجا بودند؟ چگونه می شود که مسلم پس از هانی بدون هیچ پناهگاهی (حتی نزد این کبار شیعه) در میان کوچه های کوفه سرگردان می شود؟

این ها همه سؤالاتی هستند که گرچه تمامی جواب هر یک از آن ها مرتبط با سران و سرکردگان توّابین نباشد و علت تامّه جواب هر یک از آن ها نیز برخورد سران و بزرگان توّابین در آن دوره حساس نباشد، اما به خوبی نشان دهنده آنند که احتمالاً ملاحظه راویان تاریخی و تاریخ نویسان آن دوره در رابطه با این نجبا و بزرگان قبایل و طوایف باعث شده است که سطور تاریخ در مورد این برهه از زمانِ زندگی آنان مسکوت باقی بماند. مسلّما بسیاری از این بزرگان در آن زمان که مسلم به کوفه آمد و در آنجا شهید شد و در آن هنگام نیز که امام حسین علیه السلام به منطقه عراق وارد شده بود و زمانی که در کربلا به شهادت می رسید، در کوفه بودند و یا دست کم، چندان دور از منطقه عراق و کربلا نبودند که ندای نصرت خواهی امام حسین علیه السلام به گوششان نرسیده باشد، یا آنان پس از ورود عبیداللّه بن زیاد و شهادت مسلم به طور قطع، در حالتی قرار نداشتند که نتوانند آنچه را در انتظار حسین بن علی علیه السلام بود، پیش بینی کنند.

مسیّب بن نجبه به طور ضمنی در همان زمان که در میان شورای توّابین به سخنرانی می پرداخت به همین مسئله اشاره می کند: «فبخلنا عنه انفسنا حتی قُتل الی جانبنا»؛(۹) جان هایمان را از او دریغ داشتیم تا اینکه در نزدیکی ما کشته شد. و با این حال، گزارش های تاریخی بدون هیچ اشاره ای به نقش و تعامل این بزرگان در آن دوره حسّاس، با سکوت و آرامش کامل از کنار اینان می گذرند.

در رابطه با دعوت مردم کوفه از امام حسین علیه السلام و سپس بیعت شکنی ایشان، مسلّما سخن از یکی، دو نفر نیست که توقّع داشته باشیم تمام تواریخ به بررسی تک تک افراد و عوامل مؤثر در رابطه با آن ها بپردازند. تنها بعضی از اقوال هجده هزار نفر را بیعت کنندگان با مسلم بن عقیل می دانند، ولی این را نیز نباید از نظر دور داشت که هیأت فرمان دهی و بزرگان توّابین همچون عامّه مردمی نبودند که آن زمان در کوفه زندگی می کردند. سلیمان بن صرد شریف قبیله «بنی خزاعه» بود که پس از خبر به شهادت رسیدن امام حسن علیه السلام ، شیعیان کوفه در منزل او جمع شده و از آنجا نامه تسلیت خود را برای امام حسین علیه السلام فرستاده بودند و در ضمن آن، همراهی و فرمان برداری خود را نیز نسبت به ایشان اعلام کرده بودند.(۱۰) رفاعه بن شدّاد بجلی نیز یکی از بزرگان همین جریان است که از تنها باقی ماندگان توّابین پس از سرکوب ایشان توسط حکومت اموی می باشد. او همان کسی است که مختار برای او نامه تسلیت در شهادت بزرگان توّابین پس از سرکوب ایشان توسط حکومت اموی نوشت و از او خواست به همراه باقی ماندگان توّابین به وی بپیوندند.(۱۱)

روایات تاریخی در جریان توّابین و پس از سرکوبی آنان، آکنده از نام این سرکردگان و گزارش های مرتبط به آنان است، ولی سکوت این اقوال در مورد این شخصیت ها و تعامل آن ها با وقایع سرزمین طف و مسلم بن عقیل، همه حکایت از رعایت بعضی ملاحظات دارند که معمولاً در مورد بزرگان و شرفای قوم از سوی دیگرانی که حیثیت آنان را چون حیثیت یک طایفه و قبیله می دانند، رعایت می شود؛ ملاحظاتی که شاید ریشه در نظام رسوم قبیله ای پایدار در میان عرب آن زمان داشته است؛ ملاحظاتی که گویی با گذشت بیش از نیم قرن از دعوت اسلام در میان ایشان از میان نرفته بود.

سلیمان بن صرد خزاعی

سلیمان بن صرد بن الجون بن ابی الجون خزاعی، ملقّب به «ابومطرف» بزرگ طایفه «بنی خزاعه» در کوفه بود. بعضی او را صحابی خوانده اند(۱۲) و بعضی درباره او تنها به این نکته اکتفا کرده اند که وی از کبار تابعان و زهّاد زمان خویش بوده است.(۱۳) ذهبی درباره او چنین گفته است: «کان اسمه فی الجاهلیه سیّارا فسمّاه النبی سلیمان … و کان خیرا عابدا … کان خیرا فاضلاً، له دین و عباده …»(۱۴) این گمان که او صحبت حضرت رسول صلی الله علیه و آله را درک کرده باشد، با توجه به اینکه او در میان پنج نفر اصلی گروه رهبری توّابین ظاهرا به دلیل کبر سنّش نسبت به دیگران و دیگر ویژگی های برجسته اش به عنوان رهبر جریان شناخته شده و همچنین با دقت در بیان دیگری که توسط مسیّب بن نجبه ذکر گردیده است، تقویت می شود.

مسیّب بن نجبه در ضمن یکی از سخنرانی های خود، که در حضور توّابین صورت می گرفت، چنین گفت: «فاِنّ امیرَالمؤمنین علیه السلام قال: العُمر الّذی اَعذَر اللّهُ فیه الیَ ابن آدمٍ سِتّونَ سنهٍ و لیس فینا رجلٌ الاّ و قد بلغه»؛(۱۵) به راستی که امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: مدت عمری که در آن خدا عذر خویش را بر فرزندان آدم تمام می کند شصت سال است و نزد ما کسی نیست، مگر آنکه به آن رسیده باشد. این سخن می تواند قرینه خوبی باشد بر اینکه به احتمال قوی، سلیمان بن صرد با توجه به زمان این خطابه، که چند ماه و یا حداکثر یک سال پس از واقعه کربلا بیان شده، زمان رسول خدا را درک و یا دست کم ایشان را دیده است.

محمّد بن علی اردبیلی، صاحب کتاب جامع الرواه، در ضمن احوالات سلیمان چنین اشاره می کند: «المتخلّفُ عن یوم الجَمَل.»(۱۶) ظاهرا سلیمان بنا بر بعضی روایات، یکی از کسانی بوده است که در پیکار جمل شرکت نکرده و به همین دلیل، این عمل او نوعی جرح برایش به حساب آمده است. البته قابل ذکر است که این تخلّف از طرف رجال شناسان شیعه جدّی گرفته نشده و حتی بعضی بزرگان همچون آیه اللّه العظمی خوئی نیز آن را ثابت ندانسته اند.(۱۷) ایشان چنین نتیجه گیری می کند که با توجه به اصل منبع خبر، که مشکوک می باشد، و همچنین با توجه به عدم ثقه بودن سلسله راویان، شاید این گزارش جعلی و دروغ باشد. به نظر می رسد آنچه توسط آیه اللّه العظمی خوئی نتیجه گیری شده به واقعیت نزدیک تر باشد؛ زیرا منبع اصلی این خبر کتاب وقعه الصفین منسوب به نصر بن مزاحم است که این انتساب به نظر ایشان (آیه اللّه خوئی) مورد ثبوت نمی باشد.(۱۸) از سوی دیگر، گزارشگر این خبر نیز شخصی به نام ابوعبداللّه سیف بن عمر است که این روایت را از قول اسماعیل بن ابی عمره و او نیز از قول عبدالرحمن بن عبید بن ابی الکنود نقل کرده است.

سیف بن عمر یکی از راویان شناخته شده تاریخی است که در میان تمامی کتب رجالی شیعه و سنّی به وضع و زندقه متهم گردیده و به عنوان یکی از جاعلان حدیث و تاریخ شناخته شده است. او همان کسی است که نامش در سند تمامی روایات مربوط به عبداللّه بن سبأ و افسانه هایش مکرّر آمده و علاّمه سیدمرتضی عسکری نیز در کتاب های یکصد و پنجاه صحابی ساختگی و عبداللّه بن سبا اقدام به پژوهش و بررسی پیرامون شخصیت او و روایات منتسب به وی نموده است.

۲. دعوت توّابین

یکی از مسائلی که در بررسی قیام توّابین و ماهیت این حرکت به طور جدّی می تواند راه گشای حل بسیاری از ابهامات تاریخی آن دوره حسّاس پس از واقعه کربلا باشد، توجه به سخنرانی ها و سخنان سران توّابین است. اگرچه بسیاری از این بیانات و سخنرانی ها بیشتر شبیه حدیث نفس و شکایت و ملامت از نامرادی ها و نامردمی های آن روزگار می باشد، اما به راحتی می تواند تصویری از فضای حاکم بر افکار و قلب های جمع کثیری از شیعیان و بزرگان علوی آن زمان کوفه در اختیار ما قرار دهد. این سخنان را می توان همچون «مانیفیست» و اطلاعیه های گوناگون این حرکت انگاشت و در نتیجه، با دقت در آن ها، به شخصیت و حالات روانی هر یک از افراد گروه مرکزی که سعی داشت به هدایت این جریان بپردازد، دست یافت.

عبیداللّه بن زیاد سرخوش از پیروزی در کربلا، از اردوگاه خود در «نخیله» همراه با سرهای شهیدان کربلا به کوفه بازگشت. بنابر گزارش ابومخنف از یوسف بن یزید و او نیز از عبداللّه بن عوف احمر ازدی، شیعیان چون یکدیگر را ملاقات می نمودند، همدیگر را به سرزنش و ملامت می گرفتند. آن ها تازه متوجه شده بودند که چه خطای بزرگی مرتکب شده اند؛ ابتدا حسین بن علی علیه السلام را به خود خوانده، اما دعوت او را اجابت نکرده بودند. آنان فهمیده بودند که خطا و رسوایی شان چنان بزرگ و قبیح بوده است که جز با کشتن قاتلان آن حضرت و یا کشته شدن در راه آن پاک نمی گردد.(۱۹)

۳. اولین گردهمایی و انتخاب رهبری

کسانی که آن ها را به عنوان پایوران رهبری توّابین می شناسیم جزو اولین بزرگان کوفه و مورد توجه شیعیان و عامّه مردم بودند. در اولین گردهمایی این بزرگان و شیعیان، اولین کسی که سخنرانی کرد مسیّب بن نجبه فرازی بود. او در ابتدا یک آیه و یک حدیث را سرآغاز سخنرانی خویش قرار داد: «اوَلَم نُعمِّرکم ما یَتذکَّرُ فیه مَن تَذکَّر و جاءَکُم النّذیرُ.»(فاطر: ۳۷) (۲۰) سپس گفت: «فانّ امیرالمؤمنین قال: العمرُ الذی اَعذَر اللهُ فیه الی ابنِ آدمٍ ستّون سنهٍ و لیس فینا رجلٌ الاّ و قد بلغه.»(۲۱) آن گاه به یادآوری برخورد اهل کوفه در دعوت از امام حسین علیه السلام و سپس تنها گذاشتن ایشان در میان سیوف و سلاسل سپاهیان شام و کوفه پرداخت و در نهایت، راهکار نجات از این عار و ننگ را آن دانست که یا قاتلان حسین بن علی علیه السلام را بکشند و یا اینکه خود در این راه کشته شوند، شاید که خداوند از آنان درگذرد و راضی شود.(۲۲) او در نهایت، چنین پیشنهاد داد که از میان خود فردی را به رهبری انتخاب کنند تا گرد او جمع شوند و در نزدش پناه گیرند.

پس از او رفاعه بن شدّاد سخن آغاز کرد. او ضمن تعریف و تمجید از مسیّب بن نجبه و سخنانش، دیگر بار به ضرورت انتخاب رهبری برای جماعت اشاره می کرد، ولی او برای این امر، ضمن پیشنهاد پذیرش مسئولیت رهبری جریان به مسیّب بن نجبه، به طور ضمنی، سلیمان بن صرد خزاعی، را به عنوان نامزد اصلی برای رهبری جریان معرفی نمود. بیانی که طبری از او در این باره نقل می کند، چنین است: «فاِن تکن اَنتَ ذلکَ الرّجل، تکن عندنا مرضیّا و فینا مشخّصا، فی جماعتنا محبّا و اِن رأیتَ رأیَ اصحابِنا ذلکَ، ولّینا هذا الامرِ شیخُ الشیعهِ صاحبُ رسولِ اللّه صلی الله علیه و آله و ذا السابقه و القِدمِ و سلیمانُ بنُ صردِ الحمود فی بأسه و دینه.»(۲۳) سپس با موافقت عبداللّه بن سعد و عبداللّه بن وال و اذعان خود مسیّب، در همین اولین گردهمایی شیعیان، سلیمان بن صرد به عنوان رهبری جریان پذیرفته شد.

کاوشی در انتخاب رهبری توّابین

شاید همان گونه که بعضی از محققان سخن رانده اند، این نظر صحیح باشد که این انتخاب درباره رهبری توّابین بیشتر به دلیل رعایت ملاحظات و مسائل عرفی عرب آن زمان بوده و انتخاب سلیمان بن صرد خزاعی برای رهبری جنبش، بیش از آنکه متأثّر از شناخت تدبیر و کفایت او بوده باشد، متأثّر از شیوخیت و کبر سن وی بوده است؛ معیارهایی که پس از گذشت قریب هشتاد سال از آغاز دعوت اسلام در میان جامعه عربی آن زمان جایگاه خود را حفظ کرده بودند، هرچند آن روز این رسم اعراب جاهلی قالب خود را تغییر داده بود و در شکل فضیلت صحبت نبی اکرم صلی الله علیه و آله و مسائل دیگری که از ظواهر مقدّس و رنگ و لعاب دینی نیز بی بهره نبودند، نمود پیدا می کرد.

به هر حال، آنچه گذشت دیدگاهی است که بعضی از محققان تاریخی بر آنند، هرچند مسلّم است که بسیاری از رسوم عرب جاهلی، حتی با گذشت زمانی قریب یک قرن از آغاز دعوت اسلام، هنوز در میان جامعه اسلامی عرب آن روز جایگاه خویش را حفظ کرده بودند (بلکه با روی کار آمدن بنی امیّه در رأس خلافت، شدیدتر نیز شده بود)، ولی الزاما اینکه انتخاب سلیمان بن صرد به رهبری توّابین فقط متأثّر از ملاحظات قومی، قبیله ای و مسئله کبر سن و ریش سفیدی او در میان شیعیان بوده باشد، محل شک و تردید است.

سلیمان مسلّما ریش سفید و بزرگ «بنی خزاعه» و دیگر علویان کوفه بود، اما تمکین بی چون و چرای گروه مرکزی رهبری توّابین از او، چه در مسئله انتخاب وی برای رهبری جریان و چه در دستورات دیگر او در زمان شکل گیری قیام تا لحظات پایانی خود، می تواند شاهدی بر عدم حکم رانی سنن و تعارفات معمول قبیله ای حاکم در آن روزگار باشد. آن روز جمعیت توّابین همان گونه که از نامشان پیداست حول یک محور مشخص می شدند و آن محور چیزی نبود جز پشیمانی و ندامت بر گذشته و سعی در رهایی از عذاب وجدان، اگرچه با کشته شدن و یا کشتن تحقق یابد. در جهت این هدف نیز آن کس که تشخیص این ملامت و عذاب وجدان بیش از همه در او تبلور و عینیت می یافت کسی نبود، مگر سلیمان بن صرد. پس ناگزیر هر کس در این راه قدم گذاشته بود نظرش به سوی سلیمان و دیگر یارانش معطوف می گشت؛ همانانی که در جریان تشیّع آن روز از همه شناخته تر بودند و جزو خواص مهم این جریان به حساب می آمدند. اما در وادی عمل و در مواجهه با حسین بن علی علیه السلام ، سبط رسول خدا صلی الله علیه و آله ، به فراخور شخصیت و شأن خود، بسیار کم مایه و بی تأثیر ظاهر شده بودند و به ناچار امروز پشیمانی و ندامت بیش از هر کس دیگری آنان را آزار می داد و آنان را بیش از هر کس دیگری به فکر وا می داشت تا هر چه زودتر و بهتر دامن خود را از این ننگ و عار بزدایند، اگرچه به قیمت کشته شدن خودشان تمام شود.

سلیمان بن صرد و بیانیه توّابین

سلیمان، ریش سفید و بزرگ بنی خزاعه و دیگر علویان کوفه، هنگامی که سخن آغاز کرد، پس از حمد و ثنای خدا و رسول، به ذکر زمان پر از فتن و محن خویش پرداخت و از چگونگی برخورد خویش با حسین بن علی علیه السلام و اهل بیتش، که به دعوت ایشان به کوفه آمده بودند، سخن گفت و خویش را به ملامت گرفت. او در ادامه چنین بیان داشت:(۲۴) «گمان ندارم [که خداوند] از ما راضی شود تا قاتلان وی را از پا درآرید یا نابود شوید … شما چون قدمای بنی اسرائیل هستید که پیغمبرشان به آن ها گفت: “ای قوم، شما با گوساله پرستی به خویش ستم کردید، به سوی خالق خود بازآیید و خودتان را بکشید. این نزد خالقتان برای شما بهتر است.”(۲۵) آنان چه کردند؟ زانو زدند و گردن پیش بردند و به قضا رضا دادند تا وقتی که دانستند خدا جز به صبوری بر کشته شدن، از گناهِ بزرگ نجاتشان نمی دهد. اگر شما را دعوتی همانند آن قوم کنند، چه خواهید کرد؟ …» به شهادت حمید بن مسلم، آنچه را سلیمان در این گردهمایی بر زبان راند، هر جمعه پس از آن تکرار می شد. به همین دلیل، به راحتی می توان این سخنان را به مثابه «مانیفست (بیانیه) جنبش توّابین» تلقّی نمود.

پس از سلیمان بن صرد، خالد بن نفیل برخاست و چنین گفت: «ما اَنَا فواللّهِ، لو اَعلمُ اَنَّ قتلی نفسی یُخرجنی و یُرضی ربّی لقتلتُها..».(۲۶)

آنچه با توجه به سخنان و بیانات این بزرگان توّابین فراروی محقق قرار می گیرد، به راحتی می تواند نشان دهد عاملی که این جنبش را در میان جامعه آن زمان کوفه هدایت و رهبری می نمود، چیزی جز عنصر احساسات و عواطف درونی این علویان نبود. پیمان شکنی این مردم در مقابل فرزند رسول خدا و شهادت او در مقابل دیدگان آن ها بزرگ ترین مسئله ای بود که وجدان آنان را تحت فشار قرار داده بود. اندیشه رهایی از این عذاب وجدان و رهایی از این احساس گناه، بزرگ ترین عاملی بود که آنان را به قیام وامی داشت. از سوی دیگر، جوّ آمیخته با اختناق و حکومت نظامی، که پس از واقعه کربلا در میان کوفه حکمفرما گشته بود، فلج شدن افکار عمومی را نیز همراه خود به ارمغان آورده بود. شاید این عامل نیز به صورت عمده، کمک به شکل گیری یک اندیشه انتحاری در میان توّابین می نمود. به همین دلیل، هنگام بررسی سخنان این گروه مرکزی، می توان آن ها را به صورت یک کل واحد دریافت.

محقق تاریخی با مدِّ نظر قرار دادن این سخنان، که همگی آکنده از عوامل مشترک پشیمانی، ملامت خود و تصمیم به نبرد می باشند و به طور طبیعی در نهایت نیز، یا باید فرجامش به کشتن قاتلان حسین بن علی علیه السلام منجر شود و یا به از بین رفتن داعیان این امر در این راه، می تواند به فضای حاکم بر آن روز کوفه و مسائلی که بسترساز چنین حرکتی شده بودند، پی ببرد. به سبب همین حکم رانی احساسات و جوّ اختناق آمیز موجود، عدم توجّه توّابین به مختار ثقفی (که از اهل مدینه بود) و انتخاب سلیمان بن صرد به رهبری جریان را به راحتی نمی توان متأثّر از عامل اشرافیت و ملاحظات قومی قبیله ای عرب آن روز دانست. مختار مرد سیاست و کیاست بود. او خود را نماینده محمّد بن حنفیه می دانست و ناگفته پیداست که هدف او بسیار فراتر از به راه اندازی یک جنبش و قیام مسلّحانه بود، اما توّابین شیعیانی بودند که لحظه ای فکر پیمان شکنی ایشان با حسین بن علی علیه السلام آن ها را رها نمی ساخت. آن ها آن قدر برای بیرون کشیدن شمشیرهای خویش شتاب داشتند که حتی کوفه را رها کرده، مستقیما قصد عبیداللّه بن زیاد می نمودند.

۵. توّابین و عنصر شتاب زدگی

بر تخت دارالاماره کوفه در زمان قیام توّابین عبداللّه بن یزید، فرستاده عبداللّه بن زبیر نشسته بود. زبیریان خود از طالبان قدرت بودند. از سوی دیگر، قاتلان اصلی حسین بن علی علیه السلام همچون عمر بن سعد و شبث بن ربعی هر کدام با قبیله یا طایفه ای در پشت سر خود هنوز در کوفه حضور داشتند و روابطشان با دارالاماره زبیریان نیز حسنه بود. جنگ کردن با این قاتلان و طوایف منتسب به آن ها، کنار آمدن با عبداللّه بن یزید و زبیریان حاکم بر کوفه و همچنین تجهیز برای انتقام کشی از قاتلان اصلی همچون عبیداللّه بن زیاد همگی کیاست و تدبیر فوق العاده ای می طلبید که فوق توان سران توّابین بود. آنان در عزم به سوی این قتال، چنان شتاب داشتند و آن قدر احساسات شهادت طلبانه در آن ها قوی بود که آن هنگام که از «نخیله» حرکت می کردند سلیمان به سپاهیان دستور داد تا هنگام شب خود را به «دیر اعور» برسانند. این حرکت سریع باعث شد تا بسیاری از همراهان وی جا بمانند. او این کار را با برنامه قبلی انجام داده بود و همان گونه که خود نیز بیان کرد، مقصودش از این کار آن بود که جاماندگان به وی نرسند تا مبادا باعث آشفتگی سپاه باشند.(۲۷)

این گزارش تاریخی، که طبری آن را از ابومخنف نقل می کند، نشان می دهد گرچه زمینه های قیام و جنبش نظامی توّابین به چندی پیش باز می گردد، اما آنچنان حرکت نظامی این گروه غیرمترقّبه و خلق الساعه بود که حتی خود نیز فرصت کافی برای آرایش و تنظیم سپاه نیافتند و از ترس آنکه نتوانند جنگی تمام عیار و کامل در مقابل سپاهیان عبیداللّه بن زیاد انجام دهند، تعدادی از یاران خود را، که در حرکت کندتر بودند، با حرکت سریع خود جا گذاشتند تا فقط با نیرویی یکدست، که همگی خود را برای شهادت آماده کرده اند، به استقبال دشمن بردند.

آنچنان احساسات بر این گروه حکمفرما بود که حتی هنگامی که در منطقه «قرقیسیا»، زُفر بن حارث کلابی با آن ها روبه رو شد و به سلیمان پیشنهاد داد یا به شهر او بروند تا با آن ها که با دشمنانشان دشمن هستند متحد شوند و یا دست کم، در بیرون شهر قرار گیرند و آنجا به اتفاق هم اردو بزنند و سپس دو سپاه همراه با هم در جنگ با سپاه عبیداللّه شرکت کنند، باز هم سلیمان این پیشنهاد را رد کرد،(۲۸) در صورتی که در ذیل گزارش طبری به خوبی مشهود است که منطقه سکونت زفر در «قرقیسیا» محلی دارای برج و بارو بود و احتمالاً مردم آنجا قلعه نشین بودند و از این لحاظ می توانست به خوبی نقش یک عقبه نظامی را ایفا کند، علاوه بر آنکه خود آن منطقه نیز دارای نیروی نظامی بوده است. با دقت در نفس گزارش و نیز با توجه به هدایا و امکاناتی که زفیر، خود به فرماندهان نیروی نظامی توّابین اعطا می کند نیز به راحتی می توان فهمید که پیشنهاد همکاری در جنگ به سلیمان از طرف او فقط یک تعارف و همراهی لفظی و معمول نبوده است.

۶. مختار و توّابین

پس از بررسی هایی که پیرامون قیام مختار و بعضی از ابعاد آن صورت گرفت، به دلیل آنکه حرکت توّابین را می توان نخستین جنبش شیعی پس از واقعه طف دانست و با توجه به آنکه پس از این جنبش، دایره حرکت های ضدحکومتی در شیعیان و دیگران به طور بارز گسترش پیدا کردند، طبعا برای دست یابی به ابعاد گوناگون این جنبش، می توان به بررسی تأثیرپذیری حرکت مختار از توّابین یا به عبارت بهتر، تعامل میان مختار و جریان توّابین پرداخت. در این زمینه، از جمله مسائلی که در تبیین مواضع دو حرکت و یا دو گروه (توّابین از یک سو، و مختار که درصدد تهیه قوا بود از سوی دیگر) می تواند به محقق تاریخی کمک نماید، توجه به مواضع مختار و توّابین در قبال دستگاه حکومت در کوفه و برخورد دستگاه حکومت با آن ها و در نهایت، توجه به روابط و تعاملات مستقیم ایشان است.

الف. تعاملات و روابط دو قیام با دارالاماره زبیریان در کوفه

حاکم کوفه در آن دوره عبدالله بن یزید خطمی بود که به همراه مسئول خراج خویش، ابراهیم بن محمّد بن طلحه، که نقشی جدّی نیز در حکومت ایفا می کرد، به اداره کوفه می پرداخت. عبداللّه بن یزید نماینده عبداللّه بن زبیر و جریان زبیریان در کوفه بود و عبداللّه بن زبیر نیز یکی از شخصیت های معروف تاریخ که به همراه پدر خود در جنگ جمل مقابل سپاه امام علی علیه السلام صف آرایی کرده بود. او خواهرزاده عایشه بنت ابی بکر بود و بنا بر حکمیّت وی میان عبداللّه و طلحه، امامت نماز سپاهیان جمل در میان آن دو به نوبت گذاشته شد. این شخصیت در طول تاریخ، یکی از شناخته شده ترین مبغضان نسبت به امام علی و اهل بیت علیهم السلام می باشد.

او همزمان با پایان حکومت معاویه و روی کار آمدن یزید در مکّه، در کنار خانه خدا ساکن شد و بدین وسیله، جان خود را از تهاجم نیروهای حکومتی در امان داشت و از سوی دیگ

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.