خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل جایی دیگر
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل جایی دیگر قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل خسته از دروغ شنیدن
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل خسته از دروغ شنیدن قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
15ساعت
30دقیقه
00ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل بنیادهای ما در فلسفه مدنی

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 40

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل بنیادهای ما در فلسفه مدنی؛ راهکاری شایسته برای ارائه‌های موفق

اگر به‌دنبال یک فایل ارائه‌ی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفه‌ای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل بنیادهای ما در فلسفه مدنی انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 120 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائه‌های شما تهیه شده‌اند.

دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل بنیادهای ما در فلسفه مدنی:

  • طراحی ساختارمند و چشم‌نواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما به‌خوبی دیده و درک شود.
  • آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل بنیادهای ما در فلسفه مدنی آماده‌ی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
  • سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخه‌های PowerPoint بدون بهم‌ریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.

تولید شده با رویکرد حرفه‌ای:

تمامی بخش‌های فایل پاورپوینت کامل بنیادهای ما در فلسفه مدنی با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بی‌نقص طراحی شده‌اند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شده‌اند تا ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید.

توجه:

تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل بنیادهای ما در فلسفه مدنی از کیفیت کامل برخوردار است. نسخه‌های غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمی‌شود از آن‌ها استفاده شود.

با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل بنیادهای ما در فلسفه مدنی، سطح ارائه‌های خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بنیادهای ما در فلسفه مدنی :

مطلبی را که پیش رو دارید متن نظریه محققانه دکتر موسی نجفی تحت عنوان «مراتب ظهور فلسفه سیاست در تمدن اسلامی» می باشد که بعنوان اولین رساله دکتری رشته علوم سیاسی با گرایش اندیشه سیاسی در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی دفاع گردید. اساتیدی همچون دکتر رضا داوری اردکانی، دکتر کریم مجتهدی، دکتر صادق آئینه وند، دکتر منوچهر محمّدی و دکتر سعید زاهد زاهدانی بعنوان اساتید راهنما، مشاور و داور در جلسه دفاعیه حضور داشته اند که باعث تقویت و جامعیت ترکیب علمی جلسه دفاعیه گردید. این رساله که بنیادهای نوینی از فلسفه سیاست تاریخ تمدن اسلامی را مکشوف و نمایان ساخته است، درصورت چاپ می تواند اثری ارزشمند و منبعی سرشار برای محققان اندیشه سیاسی تلقی شود. مطالعه مباحث مطروحه در جلسه دفاعیه این رساله، خط کلی و فضای حاکم بر رساله را معلوم می سازد و چاپ آن در بخش کتابخانه مجله می تواند برای اهل تحقیق و نظر مفید و رغبت انگیز باشد.

متن دفاعیه: سنت حسنه ای وجود دارد که در ابتدای سخن از اساتید قدردانی می شود، حقیر علاوه بر رعایت این رسم و سنت حسنه، قلبا از اساتید خویش آقایان دکتر محمدی، دکتر زاهد و دکتر آئینه وند تشکر می کنم. بویژه از آقای دکتر مجتهدی و آقای دکتر داوری کمال سپاسگزاری را دارم و جمع آنها را به فال نیک می گیرم.

موضوع این رساله: «مراتب ظهور فلسفه سیاست در متون فرهنگ و تمدن اسلامی» است. منظور من از کاربرد لفظ «مراتب» یکنوع طبقه بندی و رده بندی می باشد که حالت ارتقایی و استعلایی دارد و برای «حضور» و بروز سیاست به آن معنا که در ذهنم بوده از کلمه «ظهور» استفاده کردم، هر چند در انتخاب یکی از این دو لفظ یعنی ظهور و حضور قدری مردد بودم امّا جناب آقای دکتر داوری (استاد راهنما) فرمودند؛ «لفظ ظهور» برای این مقصود، مناسب تر بنظر می رسد. تاکید داشتم از عبارت «فلسفه سیاست» استفاده کنم نه فلسفه سیاسی که تنها یک گروه خاص مد نظر نباشد و شامل همه گروهها و علوم اسلامی شود. در فلسفه سیاست نیز دو نگاه «اولی» و «ثانوی» به سیاست را لحاظ کردم که در جای خود توضیح خواهم داد. «متون فرهنگ و تمدن اسلامی» نیز همان چیزی است که امروزه به آن «سنت» گفته می شود و آنچه از این عبارت مورد توجه و بحث من است همان سنت ها در زمان گذشته می باشند. نتیجه ای که می خواهیم از ارتباط این رساله با زمان فعلی بگیریم، تنها این نیست که ما در گذشته صاحب متونی بوده و مفاخر ارزشمندی داشته ایم که اگر فقط این باشد ارتباط ما با زمان حاضر و دهه های فعلی قطع خواهد شد و ما تنها یک موزه تاریخی با ارزشی خواهیم داشت؛ در حالیکه بحث من نه تنها افتخار به گذشتگان و نظریات آنان است بلکه برقراری نوعی نسبت میان گذشته و حال بوده که شناخت آینده را هم امکان پذیر می سازد درحقیقت با شناخت گذشته و آن سنت ها، ما بتوانیم وضعیت خود را در زمان حال بسنجیم.

ما در زمینه فلسفه سیاست، تفکر سیاسی و مسایل مستحدثه و جدید دچار نوعی بحران و سردرگمی در «صورت مساله» هستیم. حداقل از صد سال پیش به این طرف، یعنی از اوایل دوران مشروطه که فرهنگ جدید غرب به کشور ما آمد این صورت مساله برای ما یک نوع حیرانی و سرگشتگی پیرامون تمدن و تفکر غربی پیش آورد، رجوع به این سنت گذشته می تواند تا حدّی بین ما و مفاهیم جدید «نسبت» مقبولی برقرار نماید.

بحثی که در طبقه بندی متون اسلامی وجود دارد و بعنوان یک اصل مهم و اساسی مطرح می باشد، بحث «عدالت» است. این بحث از زوایای مختلف در شمار مباحث اصلی متون و منابع اسلامی می باشد.

در تحقیقی که انجام داده ام بحث عدالت به مثابه یک منشور بر علوم مختلف اسلامی تابیده و متون مختلفی را پدید آورده است. این متون به ده قسمت اعتباری تقسیم می شود. پیش از پرداختن به این ده قسمت و به منظور روشن شدن این مطلب که چگونه بحث عدالت می تواند بین ما و تفکر جدید، به نحوی «نسبت» برقرار کند و برای اندیشه قدیم و جدید به منزله یک نوع تنظیم رابطه باشد، مثال تاریخی می آورم؛ صد سال پیش نهضتی به نام نهضت عدالتخانه؛ در کشورمان به وقوع پیوست. این نهضت در اثر جریانات سیاسی آن دوران به نهضت مشروطیت تبدیل گردید و با تشکیل پارلمان و دموکراسی وضعیت جدیدی در ایران بوجود آمد. در تبدیل نهضت عدالتخانه به نهضت آزادی و ایجاد پارلمان در ایران این نکته وجود دارد که از زمان مشروطیت به بعد و با جایگزینی بحث آزادی به جای بحث عدالت، تنظیم رابطه و نسبتها در متون مختلف برهم خود، در صورتی که با نگاهی به متون گذشته درمی یابیم که بحث عدالت مانند رشته تسبیحی است که دانه های متفرق را به هم وصل کرده و به آن معنا می دهد. با این توصیف، درپی بحثهای جدیدی که پیش آمد، نه تنها سامان جامعه درهم ریخت و ما دیگر نتوانستیم ریشه بحثهای جدید را در متون گذشته پیدا کنیم، بلکه با عقب کشیدن بسیاری از متون اسلامی و متون متفکرین جا برای عقاید دیگر باز شد. وقتی به بحث عدالت برمی گردیم، می توانیم نسبت مان را بین قبل و بعد از مشروطه تنظیم کرده و بخوبی این صد سال را درک کنیم. هرگاه از زاویه اندیشه سیاسی به متون تفکر اسلامی نگاهی بیاندازیم، می توانیم ۱۴۰۰ سال را به چهار دوره عمده تقسیم کنیم:

دوره اول از صدر اسلام شروع شده و تا زمان سقوط یا فتح بغداد ادامه می یابد. با فتح بغداد در سال ۶۵۶ به دست هلاکوخان مغول این دوره در تمدن اسلامی به پایان می رسد، در این زمان یعنی دوره اول، متون اسلامی حال و هوای خاصی دارد.

دوره دوم که تقریبا ۲۵۰ سال به طول انجامید. برای ما ایرانیها این دوره حداقل تا ظهور سلطنت صفویه است که حدود سال ۹۰۶ یعنی در اوایل قرن دهم برقرار گردید. این ۲۵۰ سال در متون ما رابطه ویژه ای را بوجود می آورد.

البته ظهور دو امپراطوری عثمانی و هند (مسلمان هند) در همین فاصله زمانی وضعیت خاصی را در دنیای اسلام پیش آورد.

از سال ۹۰۷ تا دوران مشروطیت یعنی نزدیک به ۴۰۰ سال متون اندیشه سیاسی ما در ایران و برخی کشورهای اسلامی، دوباره به سامان و نظم جدید دست یافت که با دوره های قبلی متفاوت می باشد.

از صد سال پیش به این طرف هم در اندیشه و فلسفه سیاست دوره چهارمی پدید آمد که ظهور این دوره تفاوتهایی را با گذشته نشان می دهد، به نظر می رسد رشته اصلی که این چهار دوره را به همدیگر پیوند می دهد بحق «عدل و عدالت» می باشد که در طول چهار دوره متون اسلامی جریان داشته است.

منابع اندیشه سیاسی و آن رده بندی که در اینجا برشمردم ده مرتبه است: مرتبه اول اندیشه سیاسی و ظهور سیاست در متون حکمت عملی. دوم اندیشه سیاسی و ظهور سیاست در متون شریعت نامه. سوم اندیشه سیاسی و ظهور سیاست در اندرزنامه ها، خردنامه ها، فتوت نامه ها و متون ادبی. چهارم اندیشه سیاسی در متون سیاست نامه، دستور الوزراء و آثار الوزراء. پنجم اندیشه سیاسی در سفرنامه ها و متون تاریخ. ششم اندیشه سیاسی در متون عرفانی و رساله های صوفیه و شهودی (رسایل شهودی). هفتم اندیشه سیاسی در متون فلسفه تاریخ. هشتم اندیشه سیاسی در متون کلامی. نهم اندیشه سیاسی در متون سیاسی نویسان و مصلحان اجتماعی. دهم اندیشه سیاسی در شاخه جدیدی با عنوان متون جامعه چندبعدی و چند روشی. این ها ده گروهی هستند که هریک به نحوی رده بندی و مراتب ظهور سیاست را نشان می دهند.

درحقیقت وقتی به این متون نگاه می کنیم علاوه بر غنای متونی که در تمدن اسلامی وجود دارد درمی یابیم که بیشتر واژه ها و بحثهای مطرح شده در این ده رده می توانند در دو سطح نیز قرار بگیرند، یعنی یکی در اندیشه سیاسی مسلمین و دیگری بصورت رابطه ای که بین زمین و آسمان و عالم طبیعت و عالم قدس برقرار است. البته در متون مختلف و رده های متفاوت، این رابطه به شکل خاصی تنظیم نشده است و تفاوتهایی را نشان می دهد، با بررسی بیشتر این متون به غنای واژه های سیاسی و فرهنگ سیاسی بسیار بالایی می رسیم. «توجه به مردم» از جمله بحث های جاری زمان ما به شمار می رود امّا ما می بینیم در متون کهن و در سنت خود ما نیز واژه های زیادی از سوی عرفا، فلاسفه و شعرا بکار رفته است که هریک به نحوی در ارتباط با مردم و مردمداری می باشد. سلطنت دل، حوایج ارباب طلب، رعایت حقوق عباد، (البته این واژه ها بیشتر مربوط به دوره مغولی است، یعنی سخت ترین و بدترین دوره تاریخ ما از نظر حکومتی). حالا ببینیم «توجه به مردم» در متون ایران اسلامی چگونه است: صید دل، التفات عامه، دلجویی سروپابرهنگان، تسخیر قلوب مردم، مالک شدن دلها، ترفیع رعایا، رفاه عباد، مصالح خلق، ارادت خلق، تسویه بین رعایا، تخفیف با رعایا.

هرگاه نخواهند در این متون درباره مفهوم «بحران» صحبت کنند، از فرهنگ لغت بسیار بزرگی که بیشترین ریشه در قرآن دارد استفاده می کنند، برای بحران این واژه ها را بکار می برند: ابر فتنه، تراکم ابر فتنه، تیرباران بلا، تغییر روزگار، تأثیر فک دوار، گردش گردون، اختلاف عالم بوقلمون، قحط سال مروت و فتوت، ایام محنت، بدعهدی دنیای ناپایدار، بی وفایی سپهر مکار، خلل عظیم در ملک و واژه های دیگری از این قسم که بسیار است.

وقتی بحث «عدالت» را که حلقه اتصال اصلی و غایت همه این متون است بررسی می کنیم، درمی یابیم که هر یک از این ده مرتبه با نسبتهای که برقرار می کنند و با روشهایی که در اختیار دارند. در برخی از این متون ماند «اخلاق ناصری» از خواجه نصیر طوسی از واژه محبت بسیار استفاده می شود، درحقیقت برای رسیدن به این عدالت، «محبت» ضروری بنظر می آید. دوره، دوره مغولی است و زمان، زمان پس از فتح بغداد است وحشت از هم پاشیدگی امپراطوری بزرگ اسلامی همه جا را فرا گرفته بنابراین خواجه تأکید بسیاری بر «محبت» دارد.

در نوشته های بعدی مانند «دره التاج» رسیدن به این عدالت «مدینه فاضله» می خواهد،

البته روی این مساله اصرار زیادی کرده و پیرامون آن بحث مفصلی هم می کند.

در برخی از متون علمای اخلاق بحث «عدالت» را تقسیم می کنند بعنوان مثال: مرحوم نراقی در معراج السعاده عادل اکبر، عادل اوسط و عادل اصغر را مطرح می کند که در معاملات طلا و نقره در مقابل جابر اعظم، جابر اوسط و جابر اصغر قرار می گیرد. جابر اعظم کسی است که از حکم شریعت بیرون می رود، جابر اوسط به معنای یاغی و طاغی است و جابر اصغر یعنی خائن؛ کسی که در معاملات خیانت می کند. در تعدادی از متون، عدالت توام با داد و آبادانی حکومت است، در رساله قابوسنامه عنصرالمعالی آبادانی با «داد» همراه می شود. در رساله «شیم علیّه» که رساله حکومتی دربار قاجار است، می توان صورتها و نمونه های گوناگونی را ذکر نمود؛ بعنوان نمونه عدالت با حقوق عباد، التفات عام و رفاه عباد همراه می شود، در مرصادالعباد که متنی عارفانه از قرن هفتم است عدالت با مصالح خلق توأم است، در رساله تحفه الاخوان فی خصایص الفتیان که از عبدالرزاق کاشی است و متنی از فتوت نامه های جوانمردان می باشد عدالت صورت حقیقت وحدت در عالم کثرت است، یعنی با این تعبیر خود را به عدالت نزدیک می کند. در سیاستنامه ها از خواجه نظام الملک طوسی گرفته به بعد، عدالت، تدبیر و سامان به یکدیگر نزدیک می شوند. سنت وزرای بزرگ در ایران مانند: برمکیها در دربار خلفا، بلعمیان در دستگاه سامانی، احمد بن حسن میمندی در عصر محمودی، ابو نصر کندری و حسن بن محمد طوسی در عصر سلاجقه، جوینی ها و رشیدالدین فضل الله در عهد ایلخانان و امیرکبیر در عصر قاجار «تدبیر» است. آنان برای رسیدن به عدالت «سنت تدبیر» را مهم می شمرند. در یکی از این متون آمده است: تدبیر چیست؟ اول: اوامر و نواهی خالق، دوم: شفقت و عاطفت بر کافه خلایق، سیم: عدل و سرچشمه خیرات و مایه سعادت، چهارم: ادب و شوکت و محاربت با مفسدان و شفقت و عاطفت بر ضعفای مظلومان، این تدبر است. ناصر الدین منشی کرمانی در نسائم الاسحار من لطائم الاخیار می گوید: «اگر فتوح بلدان در سایه شمشیر امیر است، نگهداری و نگهبانی آن به تدبیر وزیر است»!

در متون دیگر تدبیر، عدالت و رسیدن به آن با یک نوع مردمداری همراه است که همان بار امانت الهی بر دوش می باشد، بعنوان مثال رشیدالدین فضل الله در توضیح امانت الهی برای رسیدن به عدالت از قول غازان خان مغول، ایلخان مغولی در «تاریخ مبارک غازانی»؟؟، چنین می گوید: آنچه شما ایشان را از زن و بچه می زنید و می رنجانید و اندیشه باید کرد که زنان و فرزندان نزد ما چگونه عزیزانند، و جگر گوشه! از آن اینان هم اینچنین باشد و ایشان نیز آدمیانند چون ما! حق تعالی ایشان را به ما سپرده. و نیک و بد ایشان از ما خواهد پرسید، جواب چگونه گوییم که ایشان را می رنجانیم. این متن در تاریخ غازانی! عدالتی است که به دنبال اطاعت می باشد.

همچنین عدالت به قصد قربت و سلوک الی الله نیز وجود دارد و می بینیم در دوره ایلخانان، متون عرفانی ما از تبدیل شدن ملک عاریتی فانی به ملک حقیقی باقی و پیوند زدن بین این دو، سخن می گویند و از این زاویه عدالت را تعبیر می کنند؛ چنانکه مرصادالعباد می گوید: «پادشاه را از این اشارت که ما ملک بتو دادیم، انتباهی بود که از کس دیگر بستد و به تو داد، از توهم روزی بستاند و به کس دیگر دهد، پس در آن کوشد که به واسطه این ملک عاریتی فانی، ملک حقیقی باقی به دست آورد و خود را از ذکر جمیل و ثوابت جزیل محروم نگرداند، اگر چنین نکند، نه تنها شایسته ظل اللهی نیست، بلکه ابلیس وقت خویش است» هر گاه از این زاویه به متون اصلی نگاه کنیم، در می یابیم که گوهر اصلی «عدالت» است.

در معراج السعاده آمده است: «تظلم رعیت، نشانه عدل پادشاه و به درد دل همه رسیدن، دلجویی سروپا برهنگان، شکرانه صاحب کلاهی، الا تا به غفلت نخسبی که نوم حرام است بر چشم سالار قوم»! بعد هم می آید که «حقیقت جاه، تسخیر قلوب مردم و مالک شدن دلهای ایشان است»!

دره التاج نیز می گوید: «رعایا اصل ملک و پادشاهیند. از برای اینکه تا رعایا نباشند پادشاهی نباشد و چون رعایا نمانند، پادشاهی نماند و چندانکه رعایا بیش بود، ملک و پادشاهی بیش بود، پس رعایا اصل پادشاهیند چون اصل را نگه دارند، فرع بماند، و چون رعایت رعایا واجب است آن حاصل نشود الا به عدل».

در قابوسنامه نیز چنین آمده است: «بر خلقان خدای تعالی رحیم باش، بیداد را در دل خویش راه مده که خانه ملکان دادگر دیر بماند و قدیمی گردد و خانه بیدادگران زود پست شود، زیرا که «داد»، آبادانی بود و بیداد، ویرانه».

شیم علیّه در عصر قاجار می گوید که: «پادشاهان را صید اعظم صید دل است، قید محکم، کمند احسان خداوندگاران را بخصوص التفات عام ضرور است».

بحث عدل در متون اسلامی، چه عدل تکوینی باشد یا تشریعی و چه عدل اخلاقی باشد یا اجتماعی از اهمیت خاصی برخوردار است. بقول مرحوم استاد مطهری: «مسلمانان بخصوص در عدل اجتماعی حواس جمعی داشتند و همیشه نگاه می کردند که برای شاهد طلاق، عقد، قاضی و امام جماعت همه باید عادل باشند.» تعبیر ایشان چنین است که جامعه اسلامی همواره در برابر جایگاهی که یک مقام عادل باید اشغال کند، احساس مسوولیت می کرده است و این بحث مهمی در عدالت می باشد.

اما ظهور سیاست و جلوه های آن در متون اسلامی متفاوت است؛ گاهی سیاست جلوه صریحی دارد و آشکارا در متون اسلامی بیان می شود و گاهی نیز این صراحت کلام وجود ندارد و شاید در کنار دیگر مباحث مطرح و حتی امکان دارد به هیچ وجه بحث سیاسی بنظر نیاید و ما خود از آن برداشت سیاسی کنیم. بعنوان نمونه در خطبه کتاب سمط العلی متعلق به اوایل قرن هشتم از چهار خلیفه اسم برده می شود اما وقتی به نام مبارک حضرت امیر(ع) می رسد، این خطبه یک صفحه ادامه می یابد و در لابلای خطبه، بر تقدم حضرت علی(ع) بر سه خلیفه دیگر تأکید می شود. موقعی که به زمان نگارش کتاب نگاه می کنیم، می بینیم که ایران در آستانه تحول مذهب از تسنن به تشیع است و ما می توانیم شاهد این تحول در خطبه یک کتاب غیر سیاسی باشیم که هرگاه نام حضرت علی(ع) می آید، جامعه گرایش خود را به تشیع نشان می دهد.

با بررسی متون مختلف در می یابیم که در برخی از این متون حرکت، از جزیی به کلی است و در بعضی دیگر، بیشتر راجع به کلیات بحث می شود. البته ملاکهای تقسیم بندی هم مد نظر بوده است، مباحث برخی از متون در خصوص ظهور سیاست و بحثهای سیاسی بسیار ساده است، در حالیکه ممکن است در متون دیگر بسیار پیچیده و دشوار باشد. یکی از دلایل این امر «تقیه»ای است که از حکام زمان صورت می گرفته و شاید دلیل دیگر این بوده که نمی خواستند قضیه را دست کم بگیرند و آن را محتاج بحث می دانستند، یا اینکه نه! طرحهای بزرگی در سر داشتند و در راستای انجام یک طراحی عظیم نمی خواستند بحث را سریع تمام کنند.

از یک سو فضاهای حاکم بر این ده گروه با یکدیگر متفاوت است به قسمی، که وقتی از یک فضا به فضای دیگری می رویم تفاوتهایی را مشاهده می کنیم، از سوی دیگر در تمام این متون یک نوع نگاه زمینی به آسمان است و ارتباط با عالم قدس در هیچ یک از آنها قطع نشده و در تمام این متون جاری و ساری می باشد.

برخی از این متون تأسیس شده اند و البته موسسین این متون نیز خود قابل تأمل هستند، بعنوان مثال فارابی در فلسفه سیاسی، خواجه نظام الملک طوسی در سیاستنامه و یا حتی متونی که عرفای ما در دوره صفویه با مذاق عرفان شیعی نوشته اند. بنظر می رسد وحدتی که بین این شاخه ها وجود دارد بیشتر از نوع وحدت اعتباری است تا وحدت حقیقی و به همین دلیل است که مسایل این متون به نحوی با یکدیگر تداخل دارند؛ بدین معنا که ما می توانیم در یک متن اخلاقی ادبیات سیاسی را نیز جستجو کنیم، به برخی مسایل فلسفی و حکمتی هم برخورد بکنیم اما من در تقسیم بندی آنها گرایش غالب را در نظر گرفته ام.

از دیگر تفاوت های میان متون این است که برخی در «هست ها» می مانند و برخی دیگر در «بایدها» و گروهی نیز فاصله بین «هست و باید» را رعایت می کنند. البته این فاصله در متون دهگانه تفاوت می کند؛ بعضی وقت ها کم و در بعضی موارد نیز زیاد می شود. بعنوان مثال در سیاستنامه ها بیشتر از «هست»ها صحبت شده و «طرح زمان» گزارش می شود، اما در بحثهایی که به «باید»ها توجه دارند، بیشتر متون فلسفه تاریخ و متون چند بعدی مورد نظر می باشند؛ نمونه ای از تاریخ خودمان بیاوریم، در شاخه های دهگانه متون مصلحین اجتماعی و سیاسی نویسان و یا به تعبیری همین کشکول نویسان قدیم خودمان که بعدها به روزنامه نگاری در ایران تبدیل شد نوعی سادگی وجود داشت و روزنامه ها شاید تنها دلیلی که باعث گردید از ۱۵۰ سال پیش به این طرف با اقبال عامه مواجه شوند، شیرینی و سادگی متونشان بوده است، روزنامه ها به دلیل خطاب مردمی و عامی بسرعت در جامعه ما رشد کردند.

در دوره مشروطه آن دسته از نویسندگانی که می خواهند حرفشان تأثیر آنی بر مردم بگذارد به سبک مصلحین اجتماعی و سیاسی نویسان صحبت می کنند و آنهایی که در پی تأثیر آنی نبوده و طرح بزرگ تر و کلی تری دارند از این گروه خارج شده و در گروه دهم قرار می گیرند، مانند مرحوم علامه نائینی در تنبیه الامه و تنزیه المله که هنوز هم این کتاب، جذاب و خواندنی است و طرح جامع ایشان قابل بررسی می باشد.

معمولا بین متن سیاسی و منزلت و شأن اجتماعی نویسنده یک نوع همخوانی وجود دارد بعنوان مثال دبیر

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.