خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل آزادی سیاسی و اجتماعی از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه (بخش دوم)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل آزادی سیاسی و اجتماعی از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه (بخش دوم) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل آزادی در حکومت امام علی (ع)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل آزادی در حکومت امام علی (ع) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
15ساعت
55دقیقه
07ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل آزادی سیاسی و اجتماعی از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه (بخش اول)

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 48

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل آزادی سیاسی و اجتماعی از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه (بخش اول)؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل آزادی سیاسی و اجتماعی از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه (بخش اول) با 120 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل آزادی سیاسی و اجتماعی از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه (بخش اول):

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل آزادی سیاسی و اجتماعی از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه (بخش اول) به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل آزادی سیاسی و اجتماعی از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه (بخش اول) با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل آزادی سیاسی و اجتماعی از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه (بخش اول) تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل آزادی سیاسی و اجتماعی از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه (بخش اول) را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل آزادی سیاسی و اجتماعی از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه (بخش اول) :

مقدمه

یکی از اموری که از دیر زمانی فکر بشر را به خود معطوف کرده است و بسیاری از دانشمندان و متفکران را به تکاپوی اندیشه و قلم وا داشته است و مصلحان را به دعوت و قیام و جهاد فرا خوانده است، مساله آزادی سیاسی و اجتماعی است . اهمیت این امر برای بشر آن قدر زیاد است که در همه اعصار انسان هایی برای رسیدن به آن و برای حاکمیت آن در جامعه جانفشانی کرده اند، اما حقیقت آزادی چیست؟ گمشده واقعی کدام است؟ منشا آزادی و ریشه آن کجاست؟ و چرا آزادی برای انسان و جامعه انسانی کمال است؟ آیا برتر از آزادی هم چیزی هست؟ آیا آزادی اجتماعی محدود به حدی می شود؟ اگر نه، چرا؟ اگر آری، چرا؟ حد آن چیست؟ اساسا چرا آزادی به این حد از مطلوبیت برای بشر رسیده است؟ چه عواملی سبب فقدان و سلب آزادی در جوامع بشری می شود؟ راه مقابله و رفع و دفع این عوامل کدام است؟ چه اصول و قواعد اجتماعی می تواند تامین کننده این خواست عمومی باشد و بقای آن را تضمین کند؟ جایگاه مردم و نخبگان اجتماعی و علما و صاحبان قدرت و حاکمان، در این میان کجاست؟ و . . .

این ها سؤالاتی است فرا روی هر مکتب و نحله ای که دغدغه انسان و سرنوشت اجتماعی او و جامعه انسانی را دارد و مدعی تامین سعادت اوست .

صدها سال است که اندیشمندانی با جهان بینی های مختلف، درصدد جواب به این پرسش ها برآمده اند .

حاصل فکر آنان، مکتب های اجتماعی و سیاسی و نظام های حکومتی گوناگونی را در جهان پراکنده است، اما چه بسیار از این مکاتب و ایده ها و نظام های سیاسی که در طول زمان به افول گراییدند و داغ آرمان آزادی بخشی را به دل پیروان خود نهادند . چه حکومت هایی که با ایده های نو و فریادهای «آزادی; آزادی » ، به قدرت رسیدند، ولی رهاوردی جز استبداد و دیکتاتوری نداشتند .

امروزه، متفکران منصف دنیا به ضعف مکاتب بشری موجود و نظام روابط سیاسی اجتماعی حاکم بر جوامع، در تامین این گوهر کم یاب، معترفند و به دنبال عرضه راهی جدید فرا روی انسان هستند .

اندیشمندان مسلمان، به جهت سابقه طولانی استعمار و استبداد جوامع اسلامی و عطش مسلمانان برای رهایی و آزادی، به این مهم، علاقه نشان می دهند و می خواهند سخن تازه ای عرضه کنند، اما بیشتر از منابع و افکار متفکران غیر مسلمان و فیلسوفان مادی گرا تغذیه می شوند که خود زمینه ساز انحراف در برداشت صحیح و کارامد از این مقوله است .

این نوشته، بر آن است تا با تحقیق در باره این موضوع، با محوریت قرآن کریم و کلمات امیرالمؤمنین (ع) در کتاب شریف نهج البلاغه، صفحه جدیدی از تفکر ناب اسلامی را فرا روی محققان و خوانندگان ارجمند باز کند، و رهاورد ادیان الهی و کتاب جامع آسمانی و منطق علوی را در این باره نشان دهد .

باشد که این تلاش، مقبول حضرت حق و نجات بخش آخرین، افتد .

فصل یکم – آزادی چیست؟

انسان، موجودی است تکامل گرا و رشدپذیر . انسان، زنده است و حرکت و تلاش دارد و برای هدفی والا آفریده شده است که باید به سوی آن برود . در مسیر رشد و تعالی، او، محتاج عواملی است که بدون آن، تکامل اش محقق نمی شود .

بعضی از این عوامل، ایجابی و مثبت است، مانند تعلیم و تربیت صحیح و شکوفا کننده و فرهنگ صحیح حاکم بر محیط زندگی، و برخی سلبی و از امور عدمی است که نباید باشد، مثل قید و بند داشتن و اسیر بودن که از حرکت و رشد جلوگیری می کند .

البته گاهی مانع، طبیعی است و جزء نوامیس خلقت است که رهایی از آن، نه مطلوب و ممکن است و نه کمال و مرغوب .

آزادی، رها بودن و یا رها شدن از قید و بندی است که نیروی حرکت انسان و اراده او را متوقف می کند و به زنجیر می کشد، چه این قید و بند، فعلیت یافته و سپس گسسته شود و چه شانیت اسیر کردن را داشته باشد، ولی شخص، خود را گرفتار آن نکرده باشد .

بنابراین، آزادی، مربوط به موانع فعل نیست، بلکه مربوط به موانع فاعل است; یعنی، چیزهایی که مانع ابراز فعالیت و ظهور اراده فاعل می شود . پس آزادی یعنی این که میدان عمل و تجلی اراده انسان باز باشد نه بسته و تنگ .

برای بیان مطلب، مثالی ذکر می کنیم . فرض کنید یک بوته گل برای رشد و نمو به عواملی احتیاج دارد، مثل خاک و آب و نور کافی و حرارت و هوای مناسب و امنیت از باد و سرما و آفات، اما این ها، همه، عوامل اثباتی رشد او هستند . اگر این بوته گل، درون کوزه ای قرار گیرد، بر فرض وجود آن چه گفتیم، باز رشد و نمو او محقق نمی شود; چون محیط بسته است و شاخه های گل امکان بالا رفتن ندارند و دیواره کوزه بر آن فشار می آورد و او را از حرکت باز می دارد .

در حیات اجتماعی انسان نیز برای رشد و خلاقیت انسان و شکوفا شدن استعدادهای نهفته او، علاوه بر عوامل مثبت، آزادی و نبود قید و بند، شرطی اساسی و لازم است که بدون آن استعداد انسان به فعلیت نمی رسد .

آزادی، حقی غیر قابل اسقاط

از آن چه گفتیم، روشن می شود که آزادی، از حقوق طبیعی انسان است . آزادی، حقی تکوینی است که مطابق خلقت او و لازمه کمال طلبی فطری اوست . هر انسانی از آن جهت که طالب کمال مطلق است و به سوی او حرکت می کند، باید برای حرکت خود میدان باز داشته باشد تا بتواند به هدف خلقت برسد .

این حق، هم برای خود شخص تکلیف می آورد و هم برای دیگران . خود شخص، در نظر عقل، نمی تواند راه کمال و حرکت خود را مسدود کند و اراده خویش را تابع اراده غیر قرار دهد . به عبارت دیگر، آزادی، از حقوق غیر قابل اسقاط است آزادی، مانند حقوق جعلی و اعتباری نیست که سلطنت آن با ذوالحق باشد تا بتواند از آن چشم بپوشد و آن را اسقاط کند . لذا امیرالمؤمنین علی (ع) در وصیت خود به فرزند گرامی اش امام حسن (ع) می فرماید: «لا تکن عبد غیرک و قد جعلک الله حرا» . (۱)

یعنی، حریت و آزادی انسان، امری است الهی که خداوند متعال در وجود انسان قرار داده و نباید انسان آن را از خود سلب کند، چه به مملوکیت ظاهری برای دیگری و چه به اسقاط حق حاکمیت اجتماعی و آزادی اجتماعی، و نیز دیگران هم مجاز نیستند که آزادی دیگران را سلب، و اراده اشخاص را سرکوب کنند; چون، خدا، همه انسان ها را آزاد قرار داده است . سد شدن در مسیر کمال انسان، یعنی به هلاکت افکندن و تباه کردن و محرومیت انسان .

فصل دوم – منشا آزادی اجتماعی از دیدگاه قرآن

خداوند تبارک و تعالی، در قرآن فرموده است: «بعضکم من بعض » (۲) و «قل یا اهل الکتاب تعالوا الی کلمه سواء بیننا و بینکم الا نعبدوا الا الله و لا نشرک به شیئا و لا یتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون الله فان تولوا فقولوا اشهدوا بانا مسلمون » (۳)

مستفاد از این دو آیه شریف، این است که در منظر قرآن کریم، همه افراد انسان، با همه اختلافات و تفاوت ها و امتیازاتی که دارند، اجزایی متشابه از یک حقیقت واحد هستند; یعنی، نوع انسان و اجتماع بشری، برای تحقق خود، به همه اجزا محتاج است .

هیچ کس دراین خصوصیت (بعض بودن) فوق دیگری نیست، گرچه هر گروه و صنفی از مردم، خصوصیات و تفاوت هایی با دیگران دارند و هر کدام به شکلی در این اجتماع تاثیر می گذارند، اما چون اولا، همه از نوع و حقیقت وجودی واحد هستند و ثانیا، مختار و آزاد و صاحب اراده خلق شده اند و ثالثا، به یک نسبت در تشکیل جامعه انسانی سهیم اند، پس لاجرم همگان در امور اجتماعی آزاد و مختار و صاحب حق تصمیم گیری هستند، و کسی نمی تواند اراده خود را بر دیگران تحمیل کند و آنان را از مشارکت در امور اجتماعی باز دارد و بر آنان برتری جوید و آنان را به بندگی و بردگی بکشاند .

البته، تعاون اجزا و مشارکت همگان برای ساختن اجتماع عادل و عدالت طلب، مستلزم عدم اعمال اراده و چشم پوشی اجزا از برخی آزادی های فردی است، ولی در این امر هم هیچ استثنایی وجود ندارد، و هیچ گاه رابطه ای یک سویه شکل نمی گیرد . هر کس برای دیگری از آزادی و منافع خود صرف نظر کرد، او هم موظف است اراده خود را در جهت صلاح او صرف کند و خضوع جامعه یا فرد یا گروه و طبقه ای از مردم در برابر فردی یا گروهی، به نحوی که آن را از بعضیت و جزئیت و تساوی خارج کند و او را در حد بالاتر و مسلط و حاکم بر دیگران قرار دهد، به طوری که همانند ربی مطاع و متبع الاراده و مطلق العنان در مقابل دیگران باشد، انهدام بنیان انسانیت و نابودی فطرت انسانی است .

این بخش از آیه که «لا یتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون الله فان تولوا فقولوا اشهدوا بانا مسلمون » ، دلالت دارد بر این که ربوبیت و لازم الاطاعه بودن علی الاطلاقی، مختص به ذات ربوبی است و احدی در این امر شریک او نیست، همان طور که الوهیت، مختص به ذات باری اوست .

بنابراین، اسلام یعنی جمع بین دو امر:

اول – الهی غیر الله نداشتن;

دوم – مطاعی غیر خدا نداشتن .

پس هر اطاعتی از غیر و پذیرش خواست دیگران، اگر منتهی به اطاعت خداوند نشود، خلاف اسلام و شرک در طاعت و ربوبیت است . لذا خداوند متعال در جای دیگری از قرآن مجید، اهل کتاب را به همین دلیل که غیر خدا را مالک و مدبر شؤون خود قرار دادند و تسلیم مطلق علمای سوء و دنیاطلب شدند که به جای تعلیم احکام الهی و دعوت به آن و اطاعت خداوند، مردم را در مسیر هواهای نفسانی و تبعیت اراده شیطانی خود سوق می دادند، مذمت می کند و می فرماید:

«اتخذوا احبارهم و رهبانهم اربابا من دون الله و المسیح بن مریم و ما امروا الا لیعبدوا الها واحدا، لا اله الا الله سبحانه عما یشرکون » ; (۴) یهود و نصارا، به جای خدای قادر متعال، علمای خود و عیسی را صاحب امور خود قرار دادند و حال آن که مامور به پرستش خدای واحد بودند . معبودی جز الله نیست و او منزه است از آن چه ایشان شریک قرار دادند .

از این که مامور به عبادت «اله واحد» بوده اند، ولی مذمت بر اطاعت غیر او شده اند، فهمیده می شود که اطاعت بالاستقلال، عبادت است، و رب قرار دادن غیر، اله قرار دادن اوست، همان طور که استفاده می شود دعوت به انحصار عبودیت برای خداوند یکتا، دعوت به انحصار اطاعت بی قید و شرط برای او نیز هست . (۵)

از این بیان روشن شد که اسلام عزیز و نبی مکرم آن، چگونه در ابتدای رسالت آن عزیز، شعار آزادی سرداده اند و انسان را دعوت به رهایی از همنوعان خود و قید و بندهای جاهلیت کرده اند: «قولوا لا اله الا الله تفلحوا» ; یعنی، رستگاری دنیا و آخرت، در گرو نفی تسلیم و اسارت اربابان زر و زور و تزویر و به کارگیری اراده در جهت کمال غایی بشریت است; چرا که «ما خلقت الجن و الانس الالیعبدون » (۶)

شعار توحید، مشتمل بر نفی و اثبات، عصیان و تسلیم، آزادی و بندگی است و تا آن نفی و عصیان نباشد، اثبات و تسلیم و ایمان، محقق نمی شود، و تا آن بند بندگی باز نشود، آزادی واقعی حاصل نمی شود . بندگی خدا، عین آزادی و حرکت و خلاقیت و ظهور است و در او اسارت و بسته شدن نیست . «لا اله الا الله » ، شعار آزادی انسان مسؤول است و چقدر زود کسانی که به این ندا لبیک گفتند، طعم شیرین آزادی را چشیدند، تا جایی که پیامبر (ص) فرمودند: «همگی، مانند دانه های شانه، برابرید و کسی را بر کسی برتری نیست . سفید و سیاه، عرب و عجم قریشی وغیر قریشی برابرند: «ان اکرمکم عندالله اتقاکم » . (۷)

فصل سوم – تشریع دین و تامین آزادی انسان در قرآن کریم (۸)

خداوند تبارک و تعالی در قرآن کریم می فرماید:

«کان الناس امه واحده فبعث الله النبیین مبشرین و منذرین و انزل معهم الکتاب بالحق لیحکم بین الناس فیما اختلفوا فیه و ما اختلف فیه الا الذین اتوه بغیا بینهم فهدی الله الذین آمنوا لما اختلفوا فیه من الحق باذنه و الله یهدی من یشاء الی صراط مستقیم » (۹)

این آیه شریفه، می گوید، علت تشریع اصل دین و تکلیف انسان به آن، وقوع اختلاف در دین است . این آیه، نشان می دهد که انسان ها چگونه در زندگی دنیا و بهره برداری از مواهب حیات، به اختلاف و تنازع پرداختند و حقوق و آزادی هم را سلب کردند و خداوند متعال برای رفع این تنازع و آزادی کشی ها – که ریشه در فطرت تمامیت خواه انسان دارد – انبیای عظام را با قانون و کتاب فرستاد تا جامعه بشری را تعدیل کنند و قسط اجتماعی را حاکم سازند به طوری که تمام افراد انسان در استفاده از نعم الهی و زمینه های لازم برای تکامل و رشد جوامع انسانی، از شرایطی یکسان برخوردار باشند و بتوانند آزادانه به فراخور استعداد و میل ذاتی خود به فعالیت بپردازند .

مردم، در ابتدای تشکیل اجتماع انسانی، امتی واحد بودند . همه، دارای مقصد و احدی بودند و در زندگی و استفاده از مواهب هستی، تنازع و تمانع نداشتند . ادراکات و علوم آنان بسیط و محدود بود و نیازشان به رفع گرسنگی و دفع آزار حیوانات و جلوگیری از سرما و گرما، منحصر بود . غارها را به عنوان محل سکونت انتخاب کردند و از حیوانات و گیاهان و دریاها برای رفع حوائج زیستی بهره بردند . هر انسانی به حکم فطرت منفعت جو و خیرطلب خویش به تصرف در پدیده های عالم و تسخیر آن پرداخت و موجودات جاندار و غیر جاندار را به خدمت در آورد، و هنگامی که دید دیگر افراد همنوع او در بعضی امور به موفقیتی رسیده اند که او دست نیافته است، ولی به آن محتاج است، همان طور که او به چیزهایی رسیده است که آنان از او بی بهره اند، خود را ناچار دید که به همکاری با دیگران دست زند تا همگی بتوانند از فرصت ها و زمینه های بهتر و برتر ایجاد شده، استفاده کنند، لذا لزوم جامعه مشارکتی و مدنیت و داد و ستد را در هر آن چه دارد و ندارد، پذیرفت، و قبول کرد که همه این روابط و تعاملات به نحوی باشد که حق کسی ضایع نشود و عدل اجتماعی بر آن حاکم باشد; چون، غرض اصلی او استخدام بیش تر طبیعت و مواهب آن و رسیدن به منافع بیشتر بود و این شدنی نبود مگر به تعادل و تساوی در آن چه می دهد و می ستاند .

مردم، مقصود واحدی داشتند، لذا امت واحدی شدند، بدون اختلاف و تنازع، ولکن حکمت الهی اقتضا کرده است که انسان ها از نظر استعداد و قوای خود متفاوت باشند و در استخدام مواهب طبیعت، یکسان نباشند و احساسات و ادراکات و امیال گوناگون داشته باشند و لا جرم اهداف و آمالشان نیز متفاوت باشد: «و لا یزالون مختلفین الا من رحم ربک و لذالک خلقهم » (۱۰)

نتیجه این تفاوت ها، تفاوت ایشان در قوت و ضعف است . عده ای قوی تر و گروهی ضعیف تر می شوند و به خاطر روح منفعت طلبی و طبیعت ظلوم و جهول و هلوع (۱۱) ، از جاده عدل منحرف می شوند و اقویا و اغنیا، راه طغیان و تعدی به حقوق ضعفا را پیش می گیرند، از نیروی فکر و قدرت بدنی آنان بهره می جویند، اما نفعی درخور، به آنان نمی رسانند، بلکه اراده و آزادی آنان را سلب، و خواست و میل خود را بر آنان تحمیل می کنند، به طوری که جامعه انسانی از مسیر تعادل و تکامل منحرف شد، اختلاف و ستم بر آن مستولی گشت، سعادت و کمال انسانی نابود و فطرت او غبار آلود شد و نظم اجتماعی، جای خود را به هرج و مرج داد .

مراد از اختلاف مردم در «لیحکم بین الناس فیما اختلفوا فیه » ، همین تنازع و کشمکش در استخدام طبیعت و بهره برداری از مواهب حیات است .

نیز به همین مطلب اشاره دارد، آن جا که فرمود: «و ما کان الناس الا امه واحده فاختلفوا» (۱۲)

امیرالمؤمنین علی، علیه الصلاه و السلام، نیز وضعیت جامعه انسانی و ظلمت و شدت وهرج و مرج حاکم بر آن را، قبل از عثت خاتم الانبیاء (ص) چنین تشریح می فرماید:

خداوند سبحان، محمد، صلوات الله علیه و آله، را در زمانی مبعوث کرد که انقطاع دنیا نزدیک شده بود (بر اثر فساد زیاد روی زمین) و آخرت روی آورده بود . نور دنیا، پس از فروزندگی، تاریک شده و اهل دنیا را شدت و بیچارگی فرا گرفته بود . آرامگاه دنیا، خشن و زبر (کنایه از عدم آسایش و آرامش بشر) و زمام امر آن به دست کشنده آن بود، در حالی که مدت عمر آن، رو به تمامی، و علامات اتمامش، نزدیک، و اهل آن در حال نابودی و هلاکت، و حلقه آن، شکسته (نظام نداشت و هرج و مرج حاکم بود) و ریسمان آن، گسیخته، و علم های آن، مندرس، و زشتی های آن، آشکار، و طول دنیا، به کوتاه شدن گراییده بود . (۱۳)

خدای حکیم، باید برای رفع این تنازع و اختلاف – که این موجود را از کمال معهود خود دور می سازد – چاره ای داشته باشد و طریقی خارج از وجود او فرا روی او باز کند; چرا که طبیعت ظلوم و جهول و هلوع او بود که او را به فساد و طغیان دعوت کرد، پس و «ما کان عطاء ربک محظورا» (۱۵) به راه سعادت و هدف غایی آفرینش خویش هدایت گردد و دائما از امداد و عطای الهی برخوردار شود .

از آنجا که خلقت انسان تنها مادی و دنیایی نیست، بلکه او موجودی الهی و مادی و مرکب از روح و بدن است، و روح او به سوی خداوند باز می گردد و ابدی است، (۱۶) هدایت او باید تامین کننده سعادت ابدی و تکمیل و تعدیل تمام ابعاد وجودی او باشد .

اینجا است که خداوند حکیم، انبیای الهی را با کتاب و قانون و حدود و تعیین مرزهای فردی و اجتماعی بر انگیخت تا با ایجاد نظم و تعادل اجتماعی و ساختن انسان های آگاه به سعادت و کمال حقیقی خویش، و عامل به آن چه تامین کننده آن بهروزی است، بشر را به سر منزل مقصود رهنمون باشند، و تنازع و اختلافی که ریشه فساد و تباهی بشر بود، از بین ببرند . پس فرمود:

«فبعث الله النبیین مبشرین و منذرین و انزل معهم الکتاب بالحق لیحکم بین الناس فیما اختلفوا فیه »

و فرمود:

«لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط و انزلنا الحدید فیه باس شدید و منافع للناس و لیعلم الله من ینصره و رسله بالغیب » (۱۷)

این چنین است که انبیای الهی، از طرفی با تعلیل معارف و حقایق و تبشیر و انذار، انسان را به راه خوشبختی و حقیقت وجودی خویش آگاه می سازند و به او تذکر می دهند که فطرت و طبیعت خیر خواه و منفعت طلب او، عاملی است برای تحصیل کمال و سعادت هر دو عالم و نه وسیله ای برای هلاکت فرد و اجتماع، و بدین گونه راه را بر هر نوع ظلم و تعدی و سلب حقوق و آزادی های دیگران و پذیرش فریاد خدایی فراعنه اعصار، در وجود بنی آدم می بندند و مهم ترین عامل سلب آزادی و مرکز هدایت همه فعالیت های ضد آزادی را در درون او نابود می کنند، و از طرفی دیگر با آوردن کتاب و قانون و استفاده صحیح از قدرت، افراد را در تعاملات اجتماعی به تعدیل و انضباط می کشانند، به نحوی که در مسیر تعاون و داد و ستد اجتماعی و به خدمت گرفتن دیگران و یافته ها و داشته های آنان، هر کس به مقداری که استحقاق دارد و به دیگران نفع می رساند و مخل به حقوق آنان نیست، برخوردار و بهره مند گردد، کسی بر کسی ربوبیت نکند و جان و مال و اراده و قدرت دیگران را وسیله کامیابی خود قرار ندهد و طبقه حاکم و طبقه محکوم در کار نباشد .

بدین صورت می بینیم در منطق قرآن کریم، دین، چگونه نقش آزادی بخشی و حفظ آن در همه عرصه های زندگی بشری را، دارا است . (۱۸)

ترجیع بند دعوت همه انبیای الهی یک کلام است و آن، پرستش خدای یگانه و کمال مطلق و دوری جستن از مظهر طغیان و سرکشی و فساد، است: «و لقد بعثنا فی کل امه رسولا ان اعبدوا الله و اجتنبوا الطاغوت » . (۱۹)

و سخن واحد همه اهل کتاب و شرایع آسمانی، این است که انسان ها در برابر هم مساوی اند و کسی صاحب امر دیگری نیست جز خدای متعال: «و لا یتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون الله » . (۲۰)

خداوند، به بنی اسرائیل، نعمت آزادی و رهایی ای را که با فرستادن موسی (ع) به آنان ارزانی داشت تذکر می دهد:

«و اذا نجیناکم من آل فرعون یسومونکم سوء العذاب یذبحون ابناءکم و یستحیون نساءکم و فی ذلکم بلاء من ربکم عظیم » (۲۱); یادآورید: ، آن گاه که شما را از آل فرعون نجات دادیم، در حالی که شما را به نحو بدی عذاب و شکنجه می کردند: پسرانتان را می کشتند و زنانتان را باقی می گذاشتند و در این کار، بلای بزرگی از خدایتان بود .

بالاخره، چه زیبا می فرماید نسبت به دعوت خاتم پیامبران و تتمیم کننده مکارم اخلاق:

«الذین یتبعون الرسول النبی الامی الذی یجدونه مکتوبا عندهم فی التوراه و الانجیل یامرهم بالمعروف و ینهاهم عن المنکر و یحل لهم الطیبات و یحرم علیهم الخبائث و یضع عنهم اصرهم و الاغلال التی کانت علیهم .» (۲۲)

پیامبری که امر و دعوتش به خوبی ها و زیبایی هاست و نهی ردعش از زشتی ها و پلیدی ها، و در آن چه برای جسم و روح انسان، پاک و خوش است، آزاد می گذارد و فقط آن چه را خبیث و پلید است و خلاف طبع پاک خود انسان، حرام می کند و بالاخره قفلی که بر فکر و اندیشه خود زده اند، باز می کند، و زندانی که خود با تقلید کورکورانه و تعصب و جهل و خرافه پرستی ساخته اند و مانع آزادی آنان شده است، خراب می کند، و بندهایی که احبار و رهبان و بزرگان و اقویا بر دست و پاشان زده اند، می گشاید، و به تعبیر زیبای امیرالمؤمنین (ع) خداوند آن حضرت را بهار اهل زمانش قرار داد که هر چه بود شکوفایی و خرمی بود:

«جعله الله سبحانه بلاغا لرسالته و کرامه لامته و ربیعا لاهل زمانه .» (۲۳)

و در جایی دیگر فرمود:

خداوند به وسیله محمد مصطفی (ص) پراکندگی و هرج و مرج و بی نظمی ها را اصلاح کرد و جبارانی را که در همه زمان ها غالب بودند، شکست دا دو سختی ها را آسان کرد و ناهمواری ها را هموار ساخت تا این که گمراهی فکری و عملی را از شرق و غرب دور ساخت . (۲۴)

لذا از آن حضرت (ص) منقول است که در حجه الوداع فرمودند:

الا و ان الزمان قد استدار کهیئته یوم خلق الله السماوات و الارض; (۲۵) آگاه باشید که زمان گردید تا به هیئتی درآمد که در روز نخست خلقت، آن چنان بود .

شاید، اشاره به همین امر است که با استقرار اسلام ناب و دین حنیف، کژی ها و انحرافات و مفاسدی که در زندگی شهر پیدا شده بود، زائل گشت و جامعه انسانی به اعتدال اولیه خود بازگشت .

بنابراین، راه آزادی بشر تا قیام قیامت، تبعیت از این دین حنیف و پرهیز از اختلاف و تنازع در آن، و کنار زدن انسان های ظالم و آزادی ستیز و احبار و رهبان و حکام دغلباز و حیله گری است که در هر زمان، بندهایی برای بند کردن انسان و میله ها و قفل هایی برای زندانی کردن او حتی به دست خودش، آماده دارند، و برای بازگرداندن جوامع دینی به فساد و تباهی و تبعیض قبل از اقبال به دین، در حقائق و دستاوردهای دین اختلاف وارد می کنند، محکم آن را متشابه جلوه می دهند، متشابهات آن را می گیرند و بر هوای خود حمل می کنند، در برابر هر حقی، باطلی بپامی دارند، و هم اینها را برای برتری جویی در زمین مرتکب می شوند .

در ادامه آیه مورد بحث، پس از بیان هدف از بعثت انبیا و انزال کتاب و نقش دین در رفع اختلافات و تنازع بشر، این حقیقت رافرمود که «و مااختلف فیه الا الذین اتوه بغیا بینهم » (۲۶)

و در جایی دیگر فرمود:

«اقیموا الدین و لا تتفرقوا فیه . . . و ما تفرقوا الا من بعد ما جاءهم العلم بغیا بینهم » ; (۲۷) دین را به پا دارید و در آن تفرقه نکنید، . . . و از آن جدا نشدند مگر بعد از آن که علم به حقانیت آن پیدا کردند به خاطر ستمکاری بین خویش .

بلکه این نعمت آزادی بخش را برای رسیدن به دنیای پست خود، به اسارت در می آورند:

«ان هذا الدین قد کان اسیرا فی ایدی الاشرار یعمل فیه بالهوی و تطلب به الدنیا» (۲۸)

این کلام زیبای امیرالمؤمنین (ع) است که وضع دین خدا را پس از رحلت پیامبر (ص) و قبل از حکومت خویش بیان می کند: ، این دین، در دست اشرار اسیر شده بود و بر طبق هوای نفس خود در آن عمل می کردند و آن را وسیله رسیدن به دنیای خود قرار دادند .» .

نتیجه این ستمکاری، بازگشت جامعه انسانی به بدبختی و جهل و فساد دوران جاهلیت خواهد بود . لذا در ابتدای حکومت خود، دردمندانه فرمود:

الا و ان بلیتکم عادت کهیاتها یوم بعث الله نبیکم; (۲۹) بدبختی شما برگشته است، به مانند عصر جاهلیت و روزی که پیامبر شما مبعوث شد .

و باز به آنان گوشزد می کند که راه آزادی و نجات آنان از بار سنگین و کشنده ای که بر گردن دارند، پیروی از داعی الهی و کتاب ناطق است:

و اعلموا انکم ان اتبعتم الداعی لکم، سلک بکم منهاج الرسول و کفیتم مؤونه الاعتساف و نبذتم الثقل الفادح عن الاعناق . (۳۰)

فصل چهارم – منشا محدود شدن آزادی بشر

گفتیم از آن جا که انسان ها اجزای حقیقت واحد هستند و دراین خصوصیت، اختلاف و امتیازی ندارند، لذا همه در فعالیت های خود آزادند و کسی نمی تواند آزادی آنان را سلب کند . این، امری است که خلقت آزاد و مختار انسان آن را اقتضا می کند، الا این که این حقیقت واحد، دارای هدف و مقصدی است که حرکت و تکامل و رسیدن به آن، مقصود خلقت اوست، و خود انسان طالب و مشتاق وصال آن است; یعنی، فطرتا، کمال خواه و حقیقت جو است: «یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحا فملاقیه » (۳۱)

از طرفی، انسان، موجودی است اجتماعی و مدنی بالطبع که می خواهد با دیگران تعامل داشته باشد و از یافته ها و داشته های آنان استفاده، و تکامل خود را تسهیل و تسریع کند .

نیز گفتیم، در این اجتماع، او یک جزء است، همسان دیگر اجزا، و همه آنان هم با همین هدف در کنار او هستند، و این کل، مانند تک تک اجزا، آن هدف را تعقیب می کند .

بنابراین، اولا، به اقتضای هدفمندی حیات خود و اشتیاقی که به آن دارد، عقلا نمی تواند اراده خود را مصروف اموری کند و آزادی خود را در جایی به کار گیرد، که او را از هدف دور می سازد، و وجود او را تباه می سازد، و زیان او را در پی دارد . قرآن یاد آور شده است: «قل ان الخاسرین الذین خسروا انفسهم و اهلیهم یوم القیامه (۳۲) » و «هل یهلک الا القوم الظالمون (۳۳)

ثانیا، به اقتضای اجتماعی بودن و فطرت مدنیت طلب خود، نمی تواند چنان بر طبل خواسته ها و امیالش بکوبد که حقوق دیگران را سلب کند و آزادی و کرامت آنان را نادیده بگیرد، چه جواز چنین امری برای همه اجزای جامعه، هرج و مرج و اختلال در نظام اجتماع و نابودی زندگی اجتماعی و هلاک نوع بشر را به دنبال دارد، که خلاف فطرت او بود .

پس فطرت او، حکم به محدود شدن دائره آزادی های او در حیات اجتماعی می کند تا زندگی اجتماعی حفظ شود و حرث و نسل تباه نگردد، و الا انسان مغروری که پرهیز و حدی نمی شناسد همه چیز را نابود می کند، آن طور که قرآن خبر داده است: «و اذا تولی سعی فی الارض لیفسد فیها و یهلک الحرث و النسل و الله لا یحب الفساد» . (۳۴)

ثالثا، از آنجا که جامعه انسانی دارای هدف و کمال معهود است، باید تلاش خود را بسان تمام اجزا در جهت رشد و کمال و تعالی اجتماع به کار گیرد و از آن چه مانع رشد و حرکت اوست، بپرهیزد، و عنان اختیارش را لجام زند و تعادل را رعایت کند تا اجتماع عادل و معتدل و وسط شکل گیرد: «و کذلک جعلناکم امه وسطا لتکونوا شهدا علی الناس .» (۳۵)

پس محدود بودن آزادی فردی و اجتماعی انسان، مانند اصل آزادی او، امری است مطابق تکوین و خلقت او و چیزی که فطرتا آن را درک می کند .

بر اساس جهان بینی توحیدی قرآن، چون همه رفتارها و اعمال انسان در امور فردی یا روابط اجتماعی، باید با الهام و رعایت اصل توحید و عبودیت پروردگار باشد، قوانین و حدود حاکم بر رفتار انسان،

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.