خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تحصیلات حوزوی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تحصیلات حوزوی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل فقه و فقاهت اسلامی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل فقه و فقاهت اسلامی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
12ساعت
53دقیقه
11ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تحصیلات مقدماتی

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 61

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل فایل پاورپوینت کامل تحصیلات مقدماتی شامل 36 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل تحصیلات مقدماتی در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل تحصیلات مقدماتی با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل تحصیلات مقدماتی نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل تحصیلات مقدماتی هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل تحصیلات مقدماتی اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تحصیلات مقدماتی :

آقا سید علی، از چهار سالگی آموزش قرآن را در مکتب خانه آغاز و در هفت سالگی راهی دبستان شدند و پس از پایان تحصیلات دوران ابتدایی، دوره سه ساله سیکل اول دبیرستان را پشت سر گذاشتند.آقا، خاطرات خود را از دوران مکتب و مدرسه چنین بیان می فرمایند:

باید بگویم اولین مرکز درسی که من رفتم، مدرسه نبود، مکتب بود – در سنین قبل از مدرسه – شاید چهار سال یا پنج سالم بود که من و برادر بزرگتر از من را – که از من، سه سال و نیم بزرگ بودند – با هم در مکتب دخترانه گذاشتند، یعنی مکتبی که معلمش زن بود و بیشتر دختر بودند، چند نفر پسر هم بودند.البته من خیلی کوچک بودم.

تجربه ای که از آن وقت می توانم به یاد بیاورم، این است که بچه را در آن سنین چهار، پنج سالگی، اصلا نباید به مدرسه و مکتب و اینها گذاشت، برای این که هیچ فایده ای ندارد.من به نظرم می رسد که از آن دوره ی مکتب قبل از مدرسه، هیچ استفاده ی علمی و درسی نکردم.گذاشته بودند که ما قرآن یاد بگیریم – طبعا – چون در مکتبها معمولا قرآن درس می دادند.آن وقت در مدرسه ها قرآن معمول نبود.درس نمی دادند.

بد نیست بدانید که من متولد ۱۳۱۸ هستم.این دورانی که می گویم، سالهای ۱۳۲۳، ۱۳۲۴، آن سالهاست – اوایل مکتب رفتن ما – بنابر این یک دوره آن است، که اولین روز مکتب اول را یادم نیست.پس از مدتی – یکی، دو ماه – که در آن مکتب بودیم، ما را از آن مکتب برداشتند و در مکتبی گذاشتند که مردانه بود، یعنی معلمش مرد مسنی بود.شاید شما در این داستانهای قدیمی، «ملا مکتبی » خوانده باشید، درست همان ملا مکتبی تصویر شده در داستانها و در قصه های قدیمی، ما پیش او درس می خواندیم.

من کوچکترین فرد آن مکتب بودم – شاید آن وقت، حدود پنج سالم بود – و چون هم خیلی کوچک بودم، هم سید و پسر عالم بودم، این آقای «ملا مکتبی » ، صبحها من را کنار دست خودش می نشاند و پول کمی، مثلا اسکناس پنج قرانی – آن وقتها اسکناس پنج ریالی بود.اسکناس یک تومانی و دو تومانی، شما ندیده اید – یا دو تومانی از جیب خود بیرون می آورد، به من می داد و می گفت: تو اینها را به قرآن بمال که برکت پیدا کند! بیچاره دلش را خوش می کرد به این که به این ترتیب – مثلا – پولش برکت پیدا کند، چون درآمدی نداشتند.

روز اولی که ما را به آن مدرسه بردند، من یادم است که از نظر من روز بسیار تیره، تاریک، بد و ناخوشایند بود! پدرم، من و برادر بزرگم را با هم وارد اتاق بزرگی کرد که به نظر من – آن وقت – خیلی بود.البته شاید آن موقع به قدر نصف این اتاق، یا مقداری بیشتر از نصف این اتاق (۱) بود، اما به چشم کودکی آن روز من، جای خیلی بزرگی می آمد.و چون پنجره هایش شیشه نداشت و از این کاغذهای مومی داشت، تاریک و بد بود.مدتی هم آن جا بودیم.

لیکن روز اول که ما را به دبستان بردند، روز خوبی بود، روز شلوغی بود.بچه ها بازی می کردند، ما هم بازی می کردیم.اتاق ما کلاس بسیار بزرگی بود – باز به چشم آن وقت کودکی من – وعده ی بچه های کلاس اول، زیاد بود.حالا که فکر می کنم، شاید سی نفر، چهل نفر، بچه های کلاس اول بودیم و روز پرشور و پرشوقی بود و خاطره ی بدی از آن روز ندارم.

البته چشم من ضعیف بود، هیچ کس هم نمی دانست، خودم هم نمی دانستم، فقط می فهمیدم که چیزهایی را درست نمی بینم. بعدها چندین سال گذشت و من خودم فهمیدم که چشمهایم ضعیف است، پدر و مادرم فهمیدند و برایم عینک تهیه کردند.آن وقت، وقتی که من عینکی شدم، گمان می کنم حدود سیزده سالم بود، لیکن در این دوره ی اول مدرسه و اینها این نقص کار من بود.قیافه ی معلم را از دور نمی دیدم.تخته ی سیاه را که روی آن می نوشتند، اصلا نمی دیدم، و این مشکلات زیادی را در کار تحصیل من به وجود می آورد.

حالا خوشبختانه بچه ها در کودکی، فورا شناسایی می شوند و اگر چشمشان ضعیف است، برایشان عینک می گیرند و رسیدگی می کنند.آن وقت اصلا این چیزها در مدرسه ای معمول نبود.

البته این مدرسه ی ما یک مدرسه ی به اصطلاح غیر دولتی بود، بعلاوه مدرسه ی دینی بود که معلمین و مدیرانش از افراد بسیار متدین انتخاب شده بودند، و با برنامه های اندکی دینی تر از معمول مدارس آن روز، اداره می شد، چون آن مدرسه ها اصلا برنامه ی دینی درستی نداشت و کسی توجهی و اعتنایی به آن نمی کرد.

در مورد معلمین اول ما، بله یادم است که مدیر دبستان ما آقای «تدین » بود، تا چند سال پیش زنده بود.من در زمان ریاست جمهوریم ارتباطات زیادی با او داشتم.مشهد که می رفتم، دیدن ما می آمد.پیرمرد شده بود و با هم تماس داشتیم.یک معلم دیگر داشتیم که اسمش آقای روحانی بود، الان یادم است، نمی دانم کجاست.عده ای از معلمین را یادم است، بله، تا کلاس ششم – دوره ی دبستان – خیلی از معلمین را دورادور می شناختم.البته متاسفانه الان هیچ کدام را نمی دانم کجا هستند.اصلا زنده اند، نیستند و چه می کنند، لیکن بعد از دوره ی مدرسه هم با بعضی از آنها ارتباط و آشنایی داشتم. (۲)

مقام معظم رهبری در مورد علاقه خود به درسهای مختلف در دوران دبستان می فرمایند:

دورانهای کلاس اول و دوم و سوم را که اصلا یادم نیست، الان هیچ نمی توانم قضاوتی بکنم که به چه درسهایی علاقه داشتم، لیکن در اواخر دوره ی دبستان – یعنی کلاس پنجم و ششم – به ریاضی و جغرافیا علاقه داشتم، خیلی به تاریخ علاقه داشتم، به هندسه هم – بخصوص – علاقه داشتم.البته در درسهای دینی هم خیلی خوب بودم، قرآن را با صدای بلند می خواندم – قرآن خوان مدرسه بودم. – یک کتاب دینی را آن وقت به ما درس می دادند – به نام ت

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.