خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل سنت های اسلامی و جنبش فمینیسم; مواجهه یا همکاری؟
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل سنت های اسلامی و جنبش فمینیسم; مواجهه یا همکاری؟ قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ما و فمینیسم؛ گفت وگو با مصطفی ملکیان
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ما و فمینیسم؛ گفت وگو با مصطفی ملکیان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
18ساعت
45دقیقه
40ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اثبات، مساوات یا قدرت ؛ مصاحبه با: دکتر اصغر افتخاری

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 44

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل اثبات، مساوات یا قدرت ؛ مصاحبه با: دکتر اصغر افتخاری؛ راهکاری شایسته برای ارائه‌های موفق

اگر به‌دنبال یک فایل ارائه‌ی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفه‌ای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل اثبات، مساوات یا قدرت ؛ مصاحبه با: دکتر اصغر افتخاری انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 103 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائه‌های شما تهیه شده‌اند.

دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل اثبات، مساوات یا قدرت ؛ مصاحبه با: دکتر اصغر افتخاری:

  • طراحی ساختارمند و چشم‌نواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما به‌خوبی دیده و درک شود.
  • آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل اثبات، مساوات یا قدرت ؛ مصاحبه با: دکتر اصغر افتخاری آماده‌ی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
  • سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخه‌های PowerPoint بدون بهم‌ریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.

تولید شده با رویکرد حرفه‌ای:

تمامی بخش‌های فایل پاورپوینت کامل اثبات، مساوات یا قدرت ؛ مصاحبه با: دکتر اصغر افتخاری با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بی‌نقص طراحی شده‌اند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شده‌اند تا ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید.

توجه:

تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل اثبات، مساوات یا قدرت ؛ مصاحبه با: دکتر اصغر افتخاری از کیفیت کامل برخوردار است. نسخه‌های غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمی‌شود از آن‌ها استفاده شود.

با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل اثبات، مساوات یا قدرت ؛ مصاحبه با: دکتر اصغر افتخاری، سطح ارائه‌های خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل اثبات، مساوات یا قدرت ؛ مصاحبه با: دکتر اصغر افتخاری :

دکتر اصغر افتخاری، محقق و نویسنده در موضوعات سیاسی و سیاست اسلامی است. سردبیر فصلنامه مطالعات راهبردی، معاون پژوهشی دانشکده معارف اسلامی و علوم سیاسی دانشگاه امام صادق (ع) می باشند. از موضوعات مورد پژوهش ایشان، امنیت ملی، مسائل ایران، اسرائیل شناسی، اندیشه سیاسی امام (ره) را می توان نام برد. برخی آثار منتشر شده ایشان عبارتند از:

سیره تبلیغی پیامبر اکرم (ص)؛ درآمدی بر علم ارتباطات اسلامی (تألیف- ۱۳۷۸)

رویکرد دینی در تهاجم فرهنگی (تألیف -۱۳۷۸)

دو رویه منفعت ملی (ترجمه از انگلیسی- ۱۳۷۹)

خشونت و جامعه (ترجمه از انگلیسی -۱۳۷۹)

انتظام ملی (جامعه شناسی سیاسی نظم از دیدگاه امام خمینی«ره») (تألیف- ۱۳۷۹)

و آثاری که به زودی منتشر می شود عبارتند از:

نوزایی علوم در کشورهای اسلامی / تألیف عبدالسلام (ترجمه از انگلیسی)

مصلحت، رویکرد اسلامی / تألیف رمضان البوطی (ترجمه از عربی)

جامعه شناسی سیاسی اسرائیل / تألیف

امنیت جهانی / ترجمه

در آغاز، تاریخچه

مختصری از شکل گیری فمینیسم و انواع آن را بیان بفرمایید؟

سه گونه از فمینیسم در غرب تعریف شده است. اولین گونه که به فمینیسم اثباتگرا معروف است، در قرون ۱۷ و ۱۸ شکل گرفت. زیرا تا آن زمان با حاکمیت بینش مرد سالار، زن موجودی تبعی نسبت به مرد قلمداد می گردید و استقلال موجودی به نام «زن» مورد سؤال بود. لذا دعوی این گروه از فمینیستها اثبات شأن زن در حوزه اجتماعی و نهاد خانواده است، البته اندیشه تبعی بودن زن در فلسفه خلقت و در نقشهای فردی و اجتماعی زن قابل بررسی است و تجلیات آن در ادبیات، فلسفه، حقوق و سیاست آن قرون مشخص است.

فمینیسم اثباتگرا بیشتر، صبغه فلسفی دارد و قائل به استقلال وجودی زن است و با این تلقی، حدود اختیارات و حقوق زنان را تعریف می کند. بتدریج سیاستگذاران، تحلیل گران و … شأن مستقلی را برای زنان پذیرا شدند. از این زمان، فمینیسم مساوات طلب ظهور می کند. این گروه تنها قائل به این موضوع نیستند که زن موجودی مستقل است و باید حد و حدود او را حرمت نهاد، بلکه معتقدند این موجود، حق و حقوقی همسنگ مرد دارد. ترسیم حقوق و جایگاه سیاسی – اجتماعی مطابق با مردان، آرمان و ایده آل موج دوم فمینیسم را تشکیل داد. البته این موج در ابتدا اشکال ساده تری داشت که با گذشت زمان و نقدهایی که بر آن وارد شد، پیچیده تر گردید. مطابق این دیدگاه دیگر اختلافات جسمی و فیزیولوژیکی نباید مانع ورود زنان در عرصه های اجتماعی شود و یک زن می تواند کارهای سنگین را متحمل گردد، حتی مشاغلی مانند خدمات شهری.

اکنون گفتمان مدرن فمینیستی در غرب، دعاوی جدیدی را مطرح می کند. دو موج اول و دوم، شاخص های مشترکی دارند که آنها را از گفتمان مدرن متمایز می کند. فمینیسم اثباتگرا با صبغه فلسفی و فمینیسم مساوات طلب با صبغه اجتماعی، حالت تدافعی داشته و هر دو از ورود در مقوله جنسیت احتراز می کنند و تفکیکی را که بین جنس زن و مرد قابل رؤیت است، رد می نمایند، اما در حوزه مدرن، فمینیسم جنبه تهاجمی دارد و ضمن تأکید بر مقوله جنسیت تفسیر تازه ای از آن ارائه می کند. در اینجا زن نه تنها فرو دست نیست، بلکه فرا دست است، حتی ادعا می شود زنان می توانند و حق دارند قدرت زنانه را جایگزین آن چیزی نمایند که تاکنون مردانه بوده است.

فمینیست های مدرن یا قدرت طلب معتقدند این آرمان که باید از زن، مرد دیگری ساخته شود، بیانگر حجیّت مرد سالاری می باشد. فمینیسم اقتدار گرا معتقد است باید از اینکه زن در ذیل عنوان مرد ترسیم شود، خلاصی یافت. این نگرش، نگرش فرامردی است و زن را با همان زن بودنش می پذیرد.

موج سوم فمینیسم تحت چه

شرایطی ایجاد شد؟

تشکیل انواع رویکردهای فمینیسم به صورت طولی رخ داده است. اگر فمینیسم اثباتگرا نبود، فمینیسم مساوات طلب، زمینه ظهور نمی یافت و اگر نائل آمدن به خواستهای قبلی زمینه را فراهم نمی کرد، موج سوم ایجاد نمی شد. فمینیسم قدرت طلب در غرب به دو دلیل امکان وجود پیدا کرد:

۱ – پاره ای از ظرفیتهای فمینیستی در دو دوره قبل، پاسخ داده شدند. بدین ترتیب این رویکردها توانستند خود را مطرح کنند و مقبولیت بیابند، لذا ظرفیتشان تکمیل شد و به دنبال عرصه جدیدی بودند تا به حیات خود ادامه دهند.

۲ – برخی از ایده آلهای رویکرد قبلی نتوانست تحقق یابد، لذا جهت اظهار وجود درحوزه اجتماعی دسترسی به کانونهای قدرت ضرورت داشت. بتدریج دستیابی و تحقق مساوات به تنهایی، دیگر برای فمینیستها حجیت نداشت و خواهان برتری هایی بودند. آنها معتقد بودند چنانچه شرایط و فضا بطور یکسان مهیا شود، زنان بطور طبیعی در موقعیت بالاتری از مردان قرار خواهند گرفت. لذا جنبش قدرت طلبانه نمی توانست در قالب جنبش های پیشین به حیات خود ادامه دهد، از سوی دیگر ظرفیتهای کلی فمینیسم مساوات طلب تحقق یافته بود، هر چند در برخی موارد بین حقوق زنان و مردان تبعیض هایی وجود داشت، ولی اینها فروعات بود و اصول پذیرفته شده بود.

موتور محرکه جنبش مساوات طلب تا حد طرح کلیات و محقق کردن آن در سطح ملی و بین المللی کارا بود، اما تبدیل آن به مرامنامه اجرایی، به عنصر «قدرت» نیازمند بود. بدین ترتیب ایستایی که احتمال داشت در حوزه فمینیسم حاکم شود، شکسته شد.

ویژگیهای بارز

رویکرد مدرن فمینیستی چیست؟برخی از ادعاها و اعتراضات این رویکرد را بفرمائید.

در این رویکرد، زن به مثابه یک «موضوع» مورد توجه نمی باشد و در مقام محاجه نیز نباید از دیدگاه موضوع محورانه، مسئله را بررسی کرد.

۱- رویکرد مدرن در یک منظر جدید، قضایا را از نگاه زنان می بیند و رویکرد زنانه دارد. در این نوع اخیر فمینیسم، از چشم انداز زنان، به مسئله نگاه می شود، مسلماً باید جهان نیز همانگونه تعریف شود. در این رویکرد، دیگر بنا نیست که جهان همانگونه که هست نگه داشته شود تا زن ارتقاء یابد، بلکه به زن، از دیدگاه زن نگاه می شود. تا جهان در خور شأن و اندازه زن گردد. از جمله مواردی که توسط فمینیستهای مدرن مورد اعتراض واقع می شود، می توان این موارد را برشمرد که:

در ترسیم قدرت خلقت جهان، قدرت الهی جنس برتر دارد و ضمایری که بکار می رود، مردانه است، یعنی تصویر ذهنی از قدرت، مردانه است، اما تصویر ذهنی از فرشتگان زنانه است. این تبیین در حوزه اجتماع و سیاست … وارد می شود. در حوزه سیاست معمولاً قدرت با خشونت تعریف می شود و متعاقب آن گفته می شود جنس مرد خشن است، لذا قدرت مردانه است. جنس زن لطیف است، پس با قدرت کاری ندارد.

مطابق این رویکرد، جهان باید تغییر یابد و همه چیز «باز تعریف» شود.

کریستین کن در کتاب «باز تولید فرهنگ» می گوید: «فرهنگ موجود در اجتماع، فرهنگ مردسالارانه است. این فرهنگ باید تغییر یابد و تفسیر زنانه از آن ارائه شود».

ویلسون در کتاب زن در خانواده می نویسد: «تفسیر زن در خانواده، تفسیری سنتی است». سپس به حوزه تاریخ استناد می نماید و می گوید:« این نقشها و تعریفی که از زن وجود دارد، باطل است و باید تفسیر جدیدی از زن ارائه شود، شرح وظایف زن در خانواده این نیست که تیمار داری کند… زن هم عنصری سازنده است، خانواده ساز می باشد. این نیست که فقط فرزند بیاورد …».

در واقع این موارد باز تعریف روابط زن و شوهر در مقوله خانواده است.

ویلیام سیمون در کتاب« تفاسیر پست مدرن از جنسیت» می گوید:«اینکه تاکنون تصور می گردید که خانواده متشکل از زن و مرد، با یکسری وظایف و روابط خاص است، دیگر ضرورتی ندارد؛ لذا رفتارهای جدیدی که امروز، تحت عنوان روابط بین همجنسان مطرح شده است، پست مدرنیستی می باشد. شأن وجودی زن، الزاماً نباید در حد رفتارهای خاص جنس در دروان خانواده تعریف شود».

آندره برگر در کتاب«تاریخ خانواده» می نویسد: «باید نظام حقوقی، باز تعریف شود.»

لذا فمینیست های کلاسیک می خواهند جایگاه وضعیت زن را تغییر دهند، ولی فمینستهای مدرن می خواهند کل جهان را تغییر دهند، این نوع نگرش نقدهای جدیدی را مطرح می کند. مثلاً در حوزه گفتمانی اظهار می شود تصویر خدا از سوی مسلمانان مردانه است. ضمایر خدا در قرآن مردانه است،…

فمینیسم مدرن یک انقلاب است که از سطوح زیرین شروع می شود و لایه های رویی در بر می گیرد. از نظر فمینیست های مدرن، فمینیست های کلاسیک فقط، روبنا را اصلاح کرده اند، در حالی که زیربنا مردسالاری بود.

۲- دومین ویژگی رویکرد مدرن، گفتمان آن است. این رویکرد در حوزه اقتصاد، فرهنگ و اجتماع بحث دارد. در بحث جهانی شدن نیز دارای جایگاه و شأنی است. امروزه کتب زیادی در مورد فمینیسم و روابط بین الملل«Femenism national The

» نوشته شده است.

جورج داوین معتقد است: « در شرایط کنونی زن و فمینیسم به یک مقوله تاریخی تبدیل شده است و به راحتی می توان این گفتمان جدید را تأیید نمود». امروزه فمینیستها شأن ایدئولوژیک برای فمینیسم قائل هستند و مدعی همان کار ویژه ایدئولوژی برای فمینیسم می باشند.

۳- سومین ویژگی رویکرد مدرن، رونده بودن است. یعنی بر خلاف دو موج قبلی، پویاست و استانیک نیست. در طول تاریخ سیاسی نیز جنبش هایی که توانسته اند ایدئولوژیک باقی بمانند، ادعاها و آرمانهایی داشته اند که به آنها امکان حضور مدام درصحنه را داده است. اگر فمینیسم، در حد اثبات شأن زن باقی می ماند، این ظرفیت زمانی تکمیل می گردید، حتی ظرفیت مساوات طلبی فمینیسم هم، پر شدنی است. اما موج سوم، جا پای ایدئولوژی دینی گذارده است. یکی از رموز ایدئولوژی های دینی این است که با تحول زمان، باز در درون ظرف دین قابل تفسیر هستند. اما مسیحیت با تفسیر کنونی اش، قابل باز تولید نیست و عرفی شدن دین، در واقع این لطمه بزرگ را به دین وارد کرد. زیرا دین را در حد یک جامعه ساده قرون وسطایی تنزل داد و نهایتاً ساختار سیاسی – اجتماعی دین فرو ریخت.

لذا فمینیسم مدرن رونده است. زیرا باز تعریف جهان، چیزی نیست که پایانی برای آن قابل تصور باشد.

بوتله، میشه،آگه لیو، وایت نو، کسانی هستند که در خصوص ویژگی دینامیک بودن جنبش فمینیسم تأکید دارند.

غرب اکنون در حوزه کلاسیک نمانده است، بلکه یک تحول جهانی و یک انقلاب توسط فمینیسم مدرن در حال وقوع است.

پرسش فمینیسم مدرن، پرسش از فلسفه آفرینش و تبعی یا مستقل بودن زن نیست، حتی داعیه آن در مورد حقوق برابر هم نمی باشد بلکه بحث قدرت سیاسی مطرح است. لذا اگر می خواهیم موافقت یا مخالفتی داشته باشیم، باید بدانیم در چه گفتمانی موافقت یا مخالفت می کنیم.

وضعیت نفوذ فمینیسم در ایران

را چگونه ارزیابی می کنید؟

فمینیسم در حال حاضر در جامعه ما رخ داده است (بحث ارزشی نیست). اینها توصیفی بوده و فارغ از خوب یا بد بودن پدیده، رخ داده است. اثبات خوب یا بد بودن آن هم، هیچ تغییری در اصل قضیه نمی دهد. این رخداد در ایران دو بعد دارد. بعد داخلی و بعد خارجی. در بعد خارجی، مسئله جهانی شدن است. فمینیسم از فرآیند جهانی شدن بهترین استفاده را کرده است. حوزه فمینیسم در ایران با اندیشه هایی که از آن رسوخ کرده، مطرح شده است، به گفته کوتر: «آگاهی مبتنی بر جنسیت» تولید شده و این آگاهی در غرب منحصر نشده و در سایر ملل، از جمله ایران تسری یافته است.

از سوی دیگر با وقوع انقلاب اسلامی در ایران، زنان از لحاظ فرهنگی- اجتماعی متحول شدند. البته این تحول عام بود و شامل همه افراد و اقشار می گردید. زنان با حضور اجتماعی خود به عنوان رهبران انقلاب شناخته شدند. انقلاب تحول عظیمی را در ماهیت این قشر اجتماعی (زنان) ایجاد کرد. مراحل مختلف پس از انقلاب (دوره جنگ، سازندگی، وقوع دوم خرداد …) موجهایی می باشند که اقشار مختلف را متحول کرده است، لذا طرفداران حقوق اسلامی زنان باید پاسخهای مناسبی برای پرسشهای امروزی زنان بیابند. این سوالات، سؤال کلاسیک نیست، تا در پاسخ به آنها، حدیث و آیه و روایت نقل شود و شأن و مرتبه زن اثبات گردد. این پاسخها مناسب موج اول فمینیسم می باشد. اگر بیان شود که در اسلام زن موجودی بسیار شریف و در حد توان مرد است، اینها پاسخ رویکرد مدرن فمینیستی نیست. این پاسخ حتی مناسب موج دوم هم نمی باشد. لذا باید نقد شود که چنین انقلابی (تحول مدرن فمینیسم) هدفش چیست؟ این رویکرد نوین نمی خواهد مقولات جنسیتی و تبعیضهای جنسی را از بین ببرد؛ نمی خواهد مردسالاری را به عنوان یک پدیده مذموم از بین ببرد؛ بلکه می خواهد یک پدیده مذموم دیگر به عنوان زن سالاری را حاکم کند. پس در اصل قضیه فرقی نمی کند. یعنی همان ادله ایی که ثابت می کند مردسالاری ممنوع و مردود است، همان ادله هم، در مورد زن سالاری وجود دارد. چنین به نظر می رسد که جنبش فمینیستی مدرن می خواهد تلافی کند و این به هیچ وجه برای کل جامعه مناسب نیست.

از دیدگاه مکتب پراگماتیسم که عمدتاً ناظر به نتیجه است، موج سوم فمینیسم مشکل جوامع را حل نخواهد کرد، زیرا در صورت شکل گیری زن سالاری هم، این احتمال وجود دارد که نه تنها مشکلات حل نشود، بلکه مضاعف شود.

استبداد، یک مشکل ذاتی در سیاست ملتها بوده است، این روش نادرست را در حوزه تاریخ ایران هم می توان دید. در طول تاریخ کشورمان، ایرانیان همواره پشت سر یک فرد بالقوه خودکامه با یک نفر خودکامه بالفعل جنگیده اند. این روش، روش استبداد ستیز نبوده لذا هیچگاه از بلایای استبداد رها نشده ایم. در انقلاب اسلامی، برای اولین بار روش مبارزه اصلاح گردید.

امام خمینی (ره) به عنوان ولی فقیه، به عنصر نظارت در انتخاب رهبری، توسط تشکیل مجلس خبرگان تأکید نمودند و به اهل مطبوعات، دانشجویان و… سفارش کردند که مراقب رفتارهای رهبری باشند. از لحاظ آرمانی یعنی همان خط مشی حضرت علی(ع) را دنبال می کردند، این توصیه مانع از این بود که دوباره به سیکل قبلی بیفتیم. اگر مردسالاری مشکل زاست، راه حل این نیست که زن سالاری حاکم شود. آنچه در حوزه قدرت سیاسی مشکل ایجاد می نماید، عدم نظارت است نه جنس و ماهیت حاکم. قدرت با جنسیت تعریف نمی شود. قدرت در اندیشه سیاسی اسلام با مفهوم مسئولیت تعریف می شود و از حیث گفتمانی، با قدرت رابطه ای ندارد. لذا در جمهوری اسلامی در حوزه های اعمال قدرت (حتی در تصدی وزارتخانه) مشکلی برای زنان وجود ندارد.

در اندیشه جدید

فمینیستی مطرح می شود که باید خانواده مدنی ایجاد شود و قدرت در خانواده مانند جامعه دموکراتیک توزیع گردد. پیامد این اندیشه چیست؟

به اعتقاد بنده هر نوع تعریفی از خانواده، که منجر به فروپاشی بنیان خانواده شود، یک تعریف کاذب است. زیرا حفظ نهاد خانواده اصل می باشد. در حوزه سیاست هم همین طور است. حکومتهای لیبرال هر نوع تعریفی از مفاهیم حکومت و قدرت را که منجر به زوال لیبرالیسم شود، نمی پذیرند. پوپر می گوید: «اگر تعاریفی که از لیبرالیزم ارائه می شود، منجر به نابود شدن لیبرالیزم شود، محکوم به فنا است». یعنی لیبرالیزم حق دارد برای از بین بردن رویکردهایی که در صورت حاکم شدن، اصل لیبرالیزم را از بین می برد، از قوه قهریه استفاده نماید.

رویکرد مدرن فمینیستی، قدرت خانه را به قدرت حکومتی تبدیل کند، این نوع تلقی از قدرت منجر به فروپاشی خانواده می شود. این نگرش از درون تضاد دارد. مانند اینکه ولتاژ بالایی را وارد دستگاه الکتریکی ضعیفی کنیم.

ویژگیها و محمل قدرت سیاسی در حوزه حکومت است و نباید عیناً وارد حوزه خانواده شود. بین قدرت خانه و قدرت سیاسی تفاوت وجود دارد. زیرا جنس آنها متفاوت است. در بحث جامعه شناسی مطرح می شود که هر فرد دارای شئون اجتماعی متفاوتی است، ترکیب یا خلط بین شئون متفاوت نیز، مایه فساد است. بطور مثال ممکن است فردی در خانواده نقش پدری و همسری داشته باشد و در بیرون از محیط خانه استاد، رئیس،… باشد، این شئون کاملاً با هم متفاوت است، هر شأنی حقوق خاص و تکالیف خاص خود را دارد. فردی که در حوزه ریاست می تواند از حق تحکّم استفاد

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.