خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل از میان نامه ها
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل از میان نامه ها قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل محدثان و علمای امامی ری (تا پایان قرن چهارم)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل محدثان و علمای امامی ری (تا پایان قرن چهارم) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
00ساعت
10دقیقه
04ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل قطب الدین کیدری و ( انوار العقول )

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 76

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل قطب الدین کیدری و ( انوار العقول )، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل قطب الدین کیدری و ( انوار العقول ) شامل 120 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل قطب الدین کیدری و ( انوار العقول ):

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل قطب الدین کیدری و ( انوار العقول ) را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل قطب الدین کیدری و ( انوار العقول ) توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل قطب الدین کیدری و ( انوار العقول ) را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل قطب الدین کیدری و ( انوار العقول ) :

( به مناسبت تصحیح تازه کتاب )

انوارالعقول من اشعار وصی الرسول ، قطب الدین محمدبن الحسین البیهقی الکیدری ، دراسه و تحقیق : کامل سلمان الجبوری ،الطبعه الاولی ، دارالمحجه البیضاء دارالرسول الاکرم ( ص ) ،بیروت ، ۱۴۱۹ / ۱۹۹۹ م .

سخن در شاعری امام علی ( ع )

خیر الدواوین تحویه و تحفظه دیوان شعر امیرالمومنین علی فیه المعالی و فیه الفضل مجتمعا کفضل صاحبه فی العالمین علی

(قطب الدین کیدری) (۱)

شعر در اسلام ، سخنی است همچون دیگر سخنها که پسندیده اش ،سخن پسندیده و ناپسندش ، سخن ناپسند محسوب می شود ; چه ، رسول خدا ( ص ) فرمودند : ( الشعر کلام بمنزله الکلام فحسنه حسن الکلام وقبیحه قبیح الکلام ) ; (۲) و می تواند با تیغ مومنان مجاهد ، برابری کند ; چنان که از پیامبر ( ص ) درباره شعراپرسیدند ; ایشان در پاسخ فرمود : ان المومن مجاهد بسیفه ولسانه . (۳)

هرچند به فرموده پیامبر ( ص ) شعر نیکو از زیباترین نمودهای زیبایی است (۴) و ایشان ، خود بر چکاد جمال گرایی جای داشت ; واگرچه گاهی به شنیدن شعر نیکو تمایل نشان می داد و چنین شعری وشاعر آن را می ستود ، (۵) خود ، برای صیانت قرآن از تهمت کافران، از شعر گفتن کرانه می جست . (۶)

بالطبع ، صحابه در این مورد ، آزادتر بودند . ابن رشیق قیروانی گفته است : هیچ کس از صحابه نیست که شعری نگفته یاتمثل به شعری نجسته باشد . (۷) در این میان ، چون دیگر عرصه های فضل و فضیلت ، سرور ما علی بن ابی طالب ( ع ) را پایه و مایه ای دیگر است .

استاد زنده یاد ، کیوان سمیعی نوشته است :

متاخرین که بیشترشان تتبعی در اشعار عرب نداشته اند ، برای امام ( ع ) عنوان شاعری قائل شده اند ; در صورتی که بین متقدمین ، این عنوان را به هیچ وجه نداشته است متقدمین معتقدبوده اند که آن حضرت ، چند شعری فرموده است ; اما با چند شعربه کسی عنوان شاعری نمی توان داد در میان متاخرین ، این عنوان به تدریج آن قدر شیوع یافته و آن قدر شعر به او نسبت داده اندکه بعضی از نویسندگان حالت و فضائلش ، همان طور که او را خطیب معرفی می کرده اند ، شاعر نیز می نوشته اند و روی این اصل ،برای ذکر سخنانش دو عنوان قرار می دادند : یکی سخنان منثور ودیگری سخنان منظوم ; و از جمله این نویسندگان ، محمد بن طلحه شافعی و سبط بن جوزی و شبلنجی می باشند . (۸)

شاید با توجه به ضبط برخی نصوص تاریخی ، سخن شادروان سمیعی را محتاج بازنگری بیابیم . ابن عبدالبر از شعبی نقل می کند که( کان ابوبکر شاعرا ، و عمر شاعرا ، و علی اشعر الثلاثه ) . چنین سخنی را از سعید بن مسیب هم نقل کرده اند . (۹)

همچنین طبری نقل کرده است که وقتی حضرت زینب ( س ) خطبه معروف خود را به پایان رساند ، عبید الله بن زیاد گفت : هذه سجاعه ; قد کان ابوک شاعرا سجاعا . (۱۰)

این مثالها نشان می دهند که دوست و دشمن ، از همان زمان ، آن قدر امیرمومنان ( ع ) را در مقام شعر سرودن به رسمیت می شناخته اند که ایشان را از روی دوستی یا دشمنی شاعر نیز بخوانند .

درباره توان شاعری سرور خداپرستان ، امام علی ( ع ) شایدبتوان از همان روزگار رسول خدا ( ص ) مستنداتی تاریخی آورد . سیره نگاران ، روایت کرده اند که سه تن از قریش ( یعنی : عبدالله بن الزبعری ، ابوسفیان بن الحارث و عمرو بن العاص ) ،رسول خدا ( ص ) و یاران آن حضرت را هجو می گفتند . کسی به علی( ع ) گفت : ( از جانب ما گروهی را که بر ما هجا گفته اند ،هجو کن ) . علی ( ع ) فرمود : ( اگر رسول خدا مرا اذن دهد ،چنین می کنم ) . شخصی گفت : ( ای رسول خدا ! علی را اذن بده تااز جانب ما این قوم را که هجومان کرده اند ، هجو کند ) . پیامبر ( ص ) فرمود : لیس بذاک ( / هناک ) و لیس عنده ذلک . (۱۱)

درباره این حدیث منسوب به پیامبر ( ص ) ، داوری های گوناگونی شده است . عباس محمود عقاد ، پنداشته است که مراد پیامبر ( ص )این بوده که حضرت علی ( ع ) فاقد ملکه شعر عالی سرودن بوده است. شیخ محمدحسین آل کاشف الغطا ، درستی این خبر را بکلی رد کرده و به فرض صحت ، معنای آن را چنین دانسته که رسول خدا ( ص ) پایگاه علی ( ع ) را از شاعری برتر دانسته و او را در جایگاهی چون جایگاه نبوت شمارده است که شاعری ، سزاوار آن نیست . عبدالعزیز سید الاهل نیز چنین داوری کرده که رسول خدا ( ص ) وخود امام علی ( ع ) ، نفس وی را از هجا گویی صیانت نموده اند. (۱۲)

به هر روی ، امام ( ع ) نه تنها شعر می سروده است ، بلکه به شعر ، اهمیت می داده و در نقد شعر ، مایه ور بوده است .

شریف رضی در ( نهج البلاغه ) آورده است که از امام ( ع ) پرسیدند : ( شاعرترین شعرا کیست ؟ ) . حضرت پاسخ داد :

ان القوم لم یجروا فی حلبه تعرف الغایه عند قصبتها ، فان کان ولابد فالملک الضلیل . (۱۳)

شاعران ، در یک میدان مسابقه اسب نتاخته اند تا معلوم شود که چه کسی نی پایان را می رباید ; و اگر ناچار باید کسی را نام برد ، ملک ضلیل . (۱۴)

سید رضی توضیح داده که مراد از ( الملک الضلیل ) ، امرءالقیس ( شاعر مشهور عرب ) است .

خواه ( الضلیل ) در این سخن به معنای ( گمراه ) باشد ، خواه به معنای ( گمراه کننده ) و خواه به معنای ( آواره ) ، (۱۵) داوری امام ( ع ) و شیوه ای که در این کلام برای نقد شعر به دست می دهد ، همواره بر تارک نقد ادبی در جهان خواهد درخشید . اینکه شاعران ، بر یک شیوه سخن نگفته اند و هر یک ، اسلوب ویژه ای در نظم و معنا دارند (۱۶) و از این رو ، به قول لاهیجی ( ترجیح در میان ایشان درست نیست ) ، (۱۷) اصلی فخیم و فاخر در نقد ادبی است .

عباس محمود عقاد در کتاب ( عبقریه الامام علی ( ع )] این دیدگاه حضرت را سخت مورد توجه قرار داده و نخستین تقسیم مقاییس شعر برحسب مدارس و اغراض شعری در میان عرب دانسته است . (۱۸)

بسیارند کسانی که شعر می گویند ، ولی در عیار سنجی شعر ،پایگاهی ندارند و در حوزه شعر ، این پایه بلند نقادی ، برای امام ( ع ) ، فضیلتی برتر از سرایندگی وی به شمار می آید . ابوعمرو (۱۹) گفته است : نیک و بد شعر شناختن ، دشوارتر است از شعرگفتن . (۲۰)

همان گونه که در خطبه های ( نهج البلاغه ) می بینیم ، امام (ع ) گاه به اقوال شاعران تمثل جسته است ; (۲۱) همچنین می دانیم که به شعر پدر بزرگوارشان ، حضرت ابوطالب ( ع ) عنایت ویژه ای داشته است .

امام صادق ( ع ) فرموده است : ( کان امیرالمومنین ( ع ) یعجبه ا ن یروی شعر ابی طالب و ان یدون ) . (۲۲) از خودامیرمومنان ( ع ) نیز نقل کرده اند : تعلموا شعر ابی طالب وعلموه اولادکم ، فانه کان علی دین الله وفیه علم کثیر . (۲۳)

باری ، مسلم است که در متون ، اشعاری به امام علی ( ع ) نسبت داده شده و حتی برخی از آنها صورت مثل یافته است . شگفتا که اوخود فرموده بود : خیر الشعر ما کان مثلا ! (۲۴)

کتب تاریخ و سیره و لغت و ادب و مهمتر از آن ، احادیث و سنن، از جمله بخاری و مسلم ، نمونه هایی از شعر یا رجز را ثبت کرده و به امام ( ع ) نسبت داده اند ; (۲۵) و البته از همان قدیم در شمار ابیات مسلم الانتساب ، جای درنگ و اختلاف بوده است .

ابو عمرو زاهد در کتاب ( یواقیت ) گفته است : از ثعلب و روات شعر ، از کوفیان و بصریان ، شنیدم که افزون بر ده بیت صحیح [الانتساب ] از علی نقل نمی کردند و بر این ، همداستان بودند که هرچه بر این ده بیت زیادت باشد ، از دیگران است و به او نسبت داده شده است . (۲۶)

اختلاف قدما در مورد این اشعار منسوب به امام ( ع ) چندان زیاد است که برای مثال ، علامه مجلسی از یک سو می نویسد :

انتساب کتاب دیوان به آن حضرت ، مشهور است و بسیاری از اشعارمذکور در آن ، در سایر کتب روایت شده است ; ولی حکم دادن به صحت انتساب تمام آن اشعار به حضرت مشکل است .

و از سوی دیگر ، یاقوت حموی در ( معجم الادباء ) به نقل ازابوعثمان مازنی ، نحوی بزرگ نیمه اول قرن سوم ، می نویسد :

نزد ما به صحت نپیوسته که علی بن ابی طالب ( ع ) به شعری جزاین دو بیت ، سخن گفته باشد :

تلکم قریش تمنانی لیقتلنی و لا وجدک مابروا ولاظفروا فان هلکت فرهن ذمتی لهم بذات روقین لایعقو لها اثر (۲۷)

مرزبانی در ( تاریخ النحاه ) از یونس ، و صاحب ( قاموس ) ازمازنی و زمخشری ، و امیر ازهری در حاشیه ( مغنی ) به نقل از (تاریخ النحاه ) ، و سید علی خان مدنی در ( انوار الربیع ) به نقل از صاحب ( قاموس ) و جمعی دیگر ، نقل کرده و گفته اند که نه نزد ما صحت یافته و نه به ما رسیده است که علی بن ابی طالب( ع ) جز دو بیت ، شعری گفته باشد ; و این دو بیت ، همان دوبیت منقول از مازنی در ( معجم الادباء ) است . (۲۸)

جالب این است که بعضی از همین اشخاص یاد شده ، ابیات دیگری از امام ( ع ) نقل کرده اند که معارض با این گفتارشان است ;چنان که صاحب ( قاموس ) در زیر عنوان برخی از مواد کتابش ،ابیاتی غیر از این دو بیت از ایشان روایت کرده است . یاقوت حموی هم که این باور را از ابوعثمان مازنی نقل نموده ، در (معجم الادباء ) ، پنج بیت دیگر از آن حضرت روایت کرده و محشی هم دو بیت بر آن پنج بیت افزوده است . یاقوت ، خود به تصریح نوشته :

چیزی را از شعر و حکم او ( علی ع ) ذکر می کنم که صحیح باشد

نقل امیر ازهری هم در حاشیه ( مغنی ) با نقل ابن هشام در خود( مغنی ) سازگاری ندارد که از قول امام ( ع ) آورده است :

فلما تبینا الهدی کان کلنا علی طاعه الرحمن والحق والتقی . (۲۹)

زبیدی در نقد نظر مازنی و یونس و زمخشری ، از استادش نقل کرده است که شاید سند آن دو بیت ، نزد این اشخاص قوی بوده ;وگرنه ابیاتی دیگر از علی ( ع ) روایت شده است ; بلکه روایت بعضی از آنها متواتر گردیده ، به حدی که نفوس مطمئن نمی شوندکه غیر از این دو بیت ، ابیات دیگری نگفته باشد . (۳۰)

با توجه به همین تعدد ابیات همان گونه که در مورد کلمات غیرمنظوم امیرالمومنین ( ع ) عمل کرده اند گروهی از شیعه و سنی به جمع آوری این سخنان منظوم ، دست یازیده اند .

گردآورندگان شعر امام علی ( ع )

ابو احمد عبدالعزیز بن یحیی جلودی ازدی بصری ( م ۳۳۲ق ) که اورا صاحب دهها اثر معرفی کرده اند ، چهل کتاب که به نوعی باامام علی ( ع ) ارتباط داشته اند ، پدید آورده بود که از جمله آنهاست : ( کتاب شعر علی ( ع )] . (۳۱)

ابوعبدالله محمد بن عمران مرزبانی بغدادی ( م ۳۸۴ق ) که ازمشایخ شیخ مفید بوده است ، کتابی ویژه شعر امام علی ( ع ) ترتیب داده بود . (۳۲)

ابوالحسن علی بن احمد فنجگردی نیشابوری ( م ۵۱۲ یا ۵۱۳ق ) نیزکتابی در همین زمینه به نام ( سلوه الشیعه ) یا ( تاج الاشعار) داشته که ۱۳۸ بیت آن ، ضمن مجموعه ای خطی در کتابخانه مدرسه عالی شهید مطهری ( سپهسالار ) مندرج است . (۳۳)

همچنین در همان کتابخانه ، دستنوشتی ناقص از تدوین دیگری موجود است که از ( سلوه الشیعه ) مبسوط تر است ; ولی متاسفانه نام مدون آن را نمی دانیم . (۳۴)

ابوالسعادات هبه الله بن محمد علی حسنی بغدادی ، معروف به ابن شجری ( م ۵۴۲ق ) هم در شمار جامعان دیوان منسوب به امام علی( ع ) یاد شده است . (۳۵)

همچنین شمار دیگری از پیشینیان و معاصران ، بدین مهم اهتمام ورزیده اند . گروهی نیز تالیفی ویژه این موضوع نساخته ، ولی به جمع آوری اشعار منسوب به مولی الموحدین پرداخته اند ، چون : ابو عبدالله محمد بن سلامه قضاعی مغربی ( مشهور به قاضی قضاعی و ( صاحب شهاب )] در ( دستور معالم الحکم و ماثور مکارم الشیم) ، یوسف شمس الدین قزاوغلی حنفی ( معروف به سبط بن جوزی ) در( تذکره الخواص ) ، شمس الدین ابوالبرکات محمد باعونی شافعی در( جواهر المطالب ) ، علی فهمی بن شاکر موستاری ( مفتی هرزگوین) در ( حسن الصحابه ) ، مومن بن حسن بن مومن شبلنجی در (نورالابصار ) ، کمال الدین محمد بن طلحه قرشی عدوی نصیبی شافعی در ( مطالب السوول ) و نورالدین علی بن محمد صفاقسی مالکی مکی، معروف به ابن الصباغ در ( الفصول المهمه ) . (۳۶)

درباره قطب الدین کیدری

در میان جامعان مختلف اشعار حضرت ، قطب الدین محمد بن حسین بیهقی کیدری ( / کیدری ) از همه نامورتر است .

قطب الدین بیهقی کیدری چنان که از نسبتش پیداست از مردم ناحیه بیهق خراسان است که بویژه در دوران زندگی او در قرن ششم، محیطی آکنده از باورهای شیعی بود . متاسفانه از زندگی وی ،آگاهی چندانی در دست نیست و نام و مشخصاتش را با اختلاف ضبطکرده اند ; ولی گویا نام صحیح او این است : ابوالحسن محمد بن حسین بن تاج الدین حسن بن زین الدین محمد بن حسین بن ابی المحامد بیهقی نیشابوری . (۳۷)

او را ( کیدری ) گفته اند ; زیرا به ( کیدر ) از قرای بیهق ،منسوب است .

استاد شیخ عزیز الله عطاردی که خود خراسانی و با آن ناحیه آشناست ، درباره نسبت ( الکیدری ) نوشته است :

این ، نسبتی است به کیذر ( به فتح کاف و سکون یاء و ضم ذال معجمه و پس از آن راء ساکنه ) که قریه ای است نزدیک سبزوار درناحیه بیهق و همچنین ناحیه ای است در ( سر ولایت ) که آبادجای وسیع پر قریه ای است میان خبوشان و بیهق و نیشابور و اسفراین .

در سال ۱۳۶۰ ق ، با جدم حسین بن محمد بکلری به این قریه واردشدم و امروز به آن ( کدر ) به ( کاف فارسی و فتح دال و سکون راء ) می گویند .

نمی دانیم این شارح محقق [ قطب الدین کیدری / کیدری ] ازکدام یک از این دو قریه بوده است . (۳۸)

در برخی مصادر ، نسبت او را به جای ( کیدری ) ، ( کندری ) ضبط کرده اند که نادرست است ; و کندر چنان که از ( معجم البلدان ) یاقوت مستفاد می شود نام دو جای بوده : یکی قریه ای از نواحی نیشابور و توابع طریثیث ( ترشیز ) که ابو نصرکندری ،وزیر مشهور عهد سلاجقه ، از آنجا برخاسته است و دیگری قریه ای نزدیک قزوین . (۳۹)

شیخ منتجب الدین در ( الفهرست ) از قطب الدین محمد ، پسر شیخ امام اوحدالدین حسین قزوینی که فقیه صالحی بوده ، یاد کرده ونام او از همین ( الفهرست ) به ( امل الامل ) شیخ حر عاملی راه یافته و سید بحرالعلوم نیز از طریق منتجب الدین ، از وی یادنموده و احتمال داده که او و قطب الدین کیدری که ( الفهرست ) از او احکام فقهی از او نقل می کند ( و همان شخص مورد بحث ماست) ، یک تن باشند . (۴۰)

احتمال یکی بودن قطب الدین قزوینی و قطب الدین کیدری درست به نظر نمی رسد ; (۴۱) ولی چه بسا علت مشتبه شدن کیدری با کندری ،آن باشد که قطب الدین محمد قزوینی یاد شده ، اهل قریه کندرقزوین بوده و نزد قدما به کندری مشهور بوده است . والله اعلم بالصواب !

قطب الدین کیدری که جامع اشعار منسوب به امیرمومنان است ، ازاین مشایخ امامی ، روایت نموده است : (۴۲)

۱ ) شیخ امام نصیرالدین ابوطالب عبدالله بن حمزه طوسی شارحی مشهدی که شیخ منتجب الدین در ( الفهرست ) او را فقیهی ثقه ومهتر و پیشوا شناسانیده است .

۲ ) مفسر کبیر ، فضل بن حسن طبرسی .

۳ ) امام ابوالرضا فضل الله بن علی حسنی ، معروف به سید ضیاءالدین ابوالرضای راوندی کاشانی که عمادالدین کاتب اصفهانی در (خریده القصر ) می گوید که وی را در کاشان به سال ۵۳۳ق ، درحالی که در مدرسه مجدیه مردم را وعظ می نموده ، دیده است . چه بسا کیدری به واسطه استادش ، شیخ عبدالله بن حمزه بن عبدالله طوسی ، از وی روایت کرده باشد .

۴ ) محمد بن سعید بن هبه الله راوندی ، معروف به ظهیرالدین ،که در ( الفهرست ) شیخ منتجب الدین ، فقیهی ثقه و عدل و سرشناس و بزرگ ، معرفی شده است .

قطب الدین کیدری ، مردی ذوفنون بوده و به شاخه های گوناگون دانشهای دینی ادبی ، گرایش داشته و سخن صاحب ( روضات الجنات ) درباره وی ، بسی سنجیده است که :

الحبر الادیب الماهر و البحر المحیط الزاخر ، ابوالحسن محمدبن الحسین البیهقی النیسابوری المشتهر بقطب الدین الکیذری ،کان من اکمل علماء زمانه فی اکثر الافنان و اکثرهم افاده لدقائق العربیه . (۴۳)

بر همین بنیاد ، نگاشته های متنوعی هم از خامه وی تراوش یافته است . ما این نگارشها را از او می شناسیم :

۱) اصباح الشیعه بمصباح الشریعه

اصباح الشیعه ، کتابی است در فقه امامیه که کیدری در آن از (المبسوط ) و ( النهایه ) شیخ طوسی و ( المراسم ) سلار دیلمی و( الغنیه ) ابن زهره حلبی و همچنین از آرای سید مرتضی و ابن براج طرابلسی ، مجموعا بسیار نقل کرده و نشان دهنده عدم جمودفقه امامی در سده ششم است (۴۴) که فقهایی همچون علامه حلی در (مختلف الشیعه ) و صاحب ( جواهر ) و فاضل هندی در ( کشف اللثام) از آن استفاده کرده اند . (۴۵)

این کتاب به تحقیق شیخ ابراهیم بهادری به سال ۱۴۱۶ق ، توسطموسسه الامام الصادق ( ع ) در قم منتشر شده است .

۲ ) انوار العقول

درباره این کتاب ، پس از این ، بیشتر سخن خواهیم گفت .

۳ ) البراهین الجلیه فی ابطال الذوات الازلیه

صاحب ( روضات الجنات ) و شیخ آقا بزرگ تهرانی از این اثر ،یاد کرده اند . (۴۶)

۴ ) بصائر الانس بحظائر القدس

علی بن محمد بیاضی ( م ۸۷۷ق ) در کتابش ( الصراط المستقیم ) ،از آن نقل مطلب کرده و برخی از طرق روایت کیدری را آورده است . (۴۷)

۵ ) تنبیه الانام لرعایه حق الامام

کیدری ، خود در پایان کتاب خمس ( اصباح الشیعه ) و بحث ازانفال و رخصت ائمه ( ع ) به شیعه در تصرف در پاره ای از حقوق ،نوشته :

وقد املیت فی ذلک مساله مستوفاه مستقصاه و سمیتها ( تنبیه الانام لرعایه حق الامام ) یطلع بها علی ثنایا هذه المساله وخبایاها . (۴۸)

۶ ) حدائق الحقائق فی فسر دقائق افصح الخلائق

شرحی است بر ( نهج البلاغه ) که به خواهش یکی از بزرگان بابهره وری از ( معارج ) علی بن زید بیهقی ( معروف به فریدخراسان ) و ( منهاج البراعه ) قطب الدین راوندی نوشته و نگارش آن را در شعبان سال ۵۷۶ق ، به پایان رسانیده است . (۴۹)

ابن میثم در شرح خود بر ( نهج البلاغه ) و علامه مجلسی درکتاب السماء و العالم ( بحارالانوار ) از این شرح ، نقل مطلب کرده اند . (۵۰)

کیدری در ( حدائق ) از ( معارج ) و ( منهاج ) و همچنین شرح امام احمد بن محمد و بری خوارزمی چنان بهره برده که شرح او رادر حقیقت ، مکملی برای سه شرح نامبرده دانسته اند . (۵۱)

خوشبختانه ( حدائق الحقائق ) به تحقیق استاد شیخ عزیزالله عطاردی در دو جلد به سال ۱۴۱۶ق ، در قم به چاپ رسیده است .

۷ ) الحدیقه الانیقه

ذکر این اثر در ادامه بحث ، خواهد آمد .

۸ ) الدرر فی دقائق علم النحو

صاحب ( ریحانه الادب ) و دیگران از این اثر یاد کرده اند (۵۲) وخود کیدری در ( حدائق الحقائق ) آن را ذکر کرده است . (۵۳)

۹ ) شرح الایجاز فی النحو (۵۴)

۱۰ ) شریعه الشریعه

این اثر ، تهذیب کتاب ( المهذب ) بوده است و در ( حدائق الحقائق ) از آن یاد کرده است . (۵۵)

۱۱ ) کفایه البرایا فی معرفه الانبیاء ( ع )

محدث نوری ، جمله ای از عبارات آن را در ( خاتمه المستدرک ) آورده است . (۵۶)

۱۲ ) لب اللباب فی بعض مسائل الکلام

خود کیدری در ( حدائق الحقائق ) و شیخ آقا بزرگ در ( الذریعه) و مدرس تبریزی در ( ریحانه الادب ) از آن یاد کرده اند . (۵۷)

۱۳ ) مباهج المهج فی مناهج الحجج

اثری است فارسی در بیان فضائل و معجزات پیامبر اکرم ( ص ) وائمه معصوم ( ع ) که منتخبی از آن را ابوسعید شیعی سبزواری ،صاحب ( مصابیح القلوب ) ، به نام ( بهجه المباهج ) ترتیب داده و ( این اثر اخیر الذکر ) به تحقیق آقای مالک محمودی در دست انتشار است . (۵۸)

دستنوشتی از ( مباهج المهج ) در کتابخانه مسجد اعظم قم ودستنوشتی دیگر در کتابخانه مدرسه آیه الله گلپایگانی قم ، موجود است . (۵۹)

قطب الدین کیدری ، ذوق ادبی هم داشته و اشعار لطیفی سروده که صاحب ( الکنی والالقاب ) بدانها اشاره کرده است . (۶۰)

وی ، هنگامی که از تالیف ( حدائق الحقائق ) فارغ می شود ، آن را بر استادش ( شیخ عبدالله بن حمزه ) عرضه می دارد و ابن حمزه، آن را می پسندد و ( آفرین نامه ) ای (۶۱) بر آن می نگارد و درآن به کیدری اجازه می دهد که هر چه روایتش نزد وی صحیح است ،از وی روایت کند . متن این ( اجازه ) که پشت یکی از دستنوشت های ( اصباح الشیعه ) به یادگار مانده ، چنین است :

هذا الکتاب الموسوم ب ( حدائق الحقائق فی شرح نهج البلاغه ) کتاب جامع لبدائع الحکم ، و روائع الکلم ، و زواهر المبانی وجواهر المعانی ، فائق ما صنف فی فنه من الکتب ، حاو فی فنون من العلم لباب الالباب ونکت النخب ; الفاظه رصینه متینه ، ومعانیه واضحه مستبینه ، فبالحری ان یمسی لکلام افصح العرب بعدرسول الله صلی الله علیه و آله وسلم شرحا ، و یقابل بالقبول والاقبال ، ولا یعرض عنه صفحا ; و صاحبه الامام الاجل العالم الزاهد ، المحقق المدقق ، قطب الدین ، تاج الاسلام ، مفخرالعلماء ، مرجع الافاضل ، محمد بن الحسین بن الحسن الکیدری البیهقی وفقه الله لما یتمناه فی دنیاه و عقباه قد عب فی علوم الدین من کل بحر و نهر ، و قلب کل فن مما انطوی علیه الکتاب بطنا لظهر ، ولم یال جهدا فی اقتناء العلوم والاداب ، واداب نفسه فی ذلک ، غایه نهار عمره کل الاداب ، حتی ظفر بمقصوده ، وعثر علی منشوده ، و ها هومنذ سنین یقتفی آثاری و یعشو الی ضوءناری ، یغتذی ببقایا زادی ، ویطا مصاعد جوادی .

وقد صح له و ساغ روایه جمیع ما سمعته و جمعته من الکتب الاصولیه و الفروعیه و التفاسیر و الاخبار و التواریخ و غیر ذلک علی ما اشتمل علیه فهارس کتب اصحابنا و غیرهم ، من مشائخی المشهوره لاسیما الکتاب الذی شرحه هو ، و هو ( نهج البلاغه ) .

وله ان یرویه باجمعه عنی ، عن السید الشریف السعید الاجل ،ابی الرضا فضل الله بن علی بن الحسین الراوندی ، عن مکی بن احمد المخلطی ، عن ابی الفضل محمد بن یحیی الناتلی ، عن ابی نصر عبدالکریم بن محمد الدیباجی المعروف بسبط بشر الحافی ، عن السید الشریف الرضی رضی الله عنه و عن غیر هولاء من مشائخی .

وهو حری بان یوخذ عنه ، و موثوق بان یعول علیه .

وهذا خط العبد المذنب المحتاج الی رحمه الله ، عبدالله بن حمزه بن عبدالله الطوسی ، فی شهر رمضان عظم الله برکته سنه ست وتسعین و خمس ماه . (۶۲)

استاد شیخ جعفر سبحانی گمان دارند که ( تسعین ) ، مصحف (سبعین ) باشد ; زیرا بعید است کیدری که کار ( حدائق الحقائق ) را به سال ۵۷۶ قمری به پایان رسانیده ، بیست سال بعد ، آن رابر استادش عرضه نموده باشد . بلکه احتمالا در همان سال ، کتاب را به نظر ابن حمزه رسانیده است . (۶۳)

به هر حال ، این اجازه ، گذشته از یاری رساندن به ما دردریافت حدود تاریخ فوت ابن حمزه ( که مسلما پس از نوشتن این اجازه نامه بوده ) و همچنین روشن ساختن کیفیت ارتباط این استادو شاگرد فرزانه ، مشخص کننده مقام و پایگاه قطب الدین کیدری درآن عصر از دیدگاه کسی چون ابن حمزه است .

از تاریخ درگذشت قطب الدین کیدری ، اطلاع دقیقی نداریم ; لیک می دانیم که در سال ۶۱۰ق ، زنده بوده است ; زیرا در این تاریخ، اجازتی برپشت ( الفائق ) زمخشری برای کسی که آن را نزد وی خوانده ، یادداشت کرده و ابن الفوطی ، صورت آن را در ترجمه حال کیدری آورده است . (۶۴)

تصحیح تازه ( انوار العقول )

کیدری به اشعار منسوب به امیرالمومنین علی ( ع ) سخت مشتاق بوده و دوبار چنان که از بیان خود او خواهیم آورد به تدوین این سروده ها دست یازیده است .

یک بار با استفاده از منابعی که فراهم آورده بوده ، مجموعه ای ترتیب داده و آن را ( الحدیقه الانیقه ) نامیده و بار دیگربا بهره جویی از ماخذ تازه ، مجموعه ای پر و پیمان تر فراهم آورده که نامش را ( انوار العقول من اشعار وصی الرسول ) نهاده است .

برای آگاهی از اندیشه و مرام کیدری در تدوین این دو مجموعه (به ویژه ( انوار العقول )] و ماخذ وی و چگونگی کار او ، خوب است به مقدمه او بر ( انوار العقول ) نظری بیفکنیم .

کیدری ، پس از درود و ستایش ، می گوید :

علم ، نفیس ترین چیزی است که جانهای عاقلان بر سر آن به تنافس برخاسته و شریف ترین چیزی است که دلهای راغبان آن راخواسته ; چه ، قوام دنیا و دین و نظام جهانیان ، بدان است ; وهر که جویای علم است ، ناگزیر باید مسالک آن را طی کند و ازمهمترین این مسالک ، آگاهی از حقایق کلام عرب و دقایق آن نکته ها و نخب است که ایشان در گفتگوی خویش به کار می برند ; زیراکه از اینجا ( یعنی علم عربیت ) ، معانی کتاب خدا و اسرار کلام سید المرسلین ( ص ) و ائمه طاهرین ( ع ) و صحابه و تابعین دانسته می شود ; و هر که بدین دانش روی می آورد ، با نمونه هایی گزیده از شعر ، انس و آشنایی حاصل می کند و عالمان درگزینش اشعار ، پایگاه و حسب و نسب شاعران را معتبر داشته اند ،تا جایی که فرزدق گفته :

و خیر الشعر اکرمه رجالا و شر الشعر ما قال العبید

[ بهترین شعرها ، آنها هستند که گرامی ترین مردان سروده اند; و بدترین شعرها ، آنها که بندگان سروده اند . ]

آنگاه از آمیختگی حق و باطل در شعر شاعران بزرگ و این که شعراین چنین ، مایه سخط رحمانی و رضایت شیطانی است ، سخن رانده وسپس گفته است که شعری شریف تر به نژاد و گوهر ، و گرامی تر به خاستگاه و زاد جای ، و گردآورنده تر فواید دو جهان ، از شعرهای منسوب به ( سید الاوصیاء و وصی سید الانبیاء و امام الامه وافضل الائمه ، راس العتره و رئیس الدین والمله ، المنصوص علیه من رب العالمین ، الملقب من لدنه بامیرالمومنین ، لیث بنی غالب ابی الحسن علی بن ابی طالب ( ع )] نیافته است .

او با اشاره بدین نکته که هیچ منقبتی در خور اعتنا و هیچ مرتبتی دلپسند نیست که امیرالمومنین ( ع ) اصل و نظام آن نباشد، شعر ایشان را دارای بلندترین پایگاه می شمارد و بیان می داردکه این معانی شگفت و دل انگیز را ایشان با رنجه داشتن خاطر درمضمون سازی های شاعرانه و معنا آفرینی در قالب نظم نیافریده ;بلکه اشعار را همچون خطبه های بی مانند خویش ، ارتجالی انشاکرده است .

کیدری سپس علاقه دیرین خود را به اشعار منسوب به امیرالمومنین ( ع ) وگردآوری آنها توضیح می دهد که خلاصه آن ازاین قرار است :

در گذشته های دور ، مجموعه ای از اشعار امام ( رض ) را درحدود دویست بیت به دست آوردم که امام ابوالحسن فنجگردی فراهم آورده بود . به آن ، انس پیدا کردم و برای جستن اشعار افزون برآن کوشیدم تا مجموعه ای بزرگتر و مایه ورتر یافتم که پاره ای از آن از کتاب محمد بن اسحاق و دیگر علما بیرون آورده و از کتب مختلف ، گردآوری شده بود . یکی از برادران دینی پیشنهاد کرد که آنچه ویژه آداب و مواعظ و حکم و عبر است ، از این دو مجموعه جدا سازم و من خواسته وی را برآوردم و این مجموعه تازه ساخته را ( الحدیقه الانیقه ) نامیدم . پس از آن ، مجموعه ای ازاشعار امیر مومنان ( رض ) به دستم افتاد که سید جلیل ،ابوالبرکات هبه الله بن محمد حسنی ، گردآورده است و با آنکه درآن چیزهایی بود که تا به حال به دست نیاورده بودم ، بسیاری ازآنچه را پیشتر به دستم رسیده بود ، نداشت . طلب و کوشش را پی گرفتم و در کتب تواریخ و سیر تفحص کردم و آنچه از این غرر ودرر یافتم ، گرد آوردم .

ادعایم این نیست که هرچه در این مجموعه است ، از دهان امیرمومنان ( رض ) شنیده شده و ایشان قطعا و یقینا ناظم و منشی آن است ; بلکه در مورد بسیاری از آنها چون حکم به یقین در چنین مواردی متعذر است به ظن و تخمین متوسل شده ام . پس اگر چیزی ازاین مجموعه ، کسی را ( در صحت انتساب ) به گمان انداخت ، به طیب کلام بسنده کند . همچنین ، پندار من آن نیست که همه اشعارآن حضرت را فراهم آورده ام و ممکن است چیزهایی را به دست نیاورده باشم . این مجموعه را ( انوار العقول من اشعار وصی الرسول ) نامیدم. (۶۵)

مقدمه قطب الدین کیدری ، تقریبا در همین جا پایان می یابد وبا عبارت ( قال امیرالمومنین و امام المتقین ، و وصی رسول رب العالمین ، و قائد الغر المحجلین ، و وارث علوم الانبیاء والمرسلین ، یعسوب الامه وافضل الخلائق اجمعین ، علی بن ابی طالب رضی الله عنه واولاده اجمعین ) (۶۶) به اشعار امام ( ع ) می پردازد .

قبل از ذکر بسیاری از اشعار ، توضیحاتی کوتاه یا بلند که گاهی به چند سطر می رسد درج گردیده است .

گاه ، موضوع شعر نیز یاد شده است ، مانند : ( فی ایام الاسبوع ) ( ص ۹۸ از چاپ تازه کتاب ) ، ( فی المناجاه ) ( ص ۱۰۰و ۲۷۱ ) ، ( فی مرثیه النبی ( ص )] ( ص ۱۰۳و ۱۵۵ ) ، ( یمدح النبی ( ص ) یوم بدر ) ( ص ۳۴۱ ) ، ( فی مرثیه ابی طالب و خدیجه الکبری ) ( ص ۳۳۸ ) ، ( وله لما عوتب علی المزاح ) ( ص ۲۰۱ ) ، (وله فی الاسیر الذی استطعمه ) ( ص ۱۹۵ ) و ( فی الشرف ) ( ص ۳۶۹) .

گاه ، زمان یا مکان سرایش را گزارش می کند ، مانند ( وقال رضی الله عنه عند قبر فاطمه رضی الله تعالی عنهما ) ( ص ۱۲۲ ) ،( قال ( ع ) یوم بدر ) ( ص ۱۰۴ ) ، ( وقال رضی الله عنه یوم الخندق فی قتل عمرو بن عبدود ) ( ص ۱۳۰ ) ، ( وقال حین قتل عنتره بن الصامت یوم بدر ) ( ص ۱۴۴ ) ، ( و قال حین قتل صحیح الیهودی ) ( ص ۳۹۱ ) .

در مواردی مخاطب را معلوم می دارد ، مانند : ( یوصی ابنه الحسین رضی الله عنهما ) ( ص ۱۰۸ ) ، ( روی انه رضی الله عنه وقف علی قبر النبی ( ص ) وقال : بابی انت و امی یا رسول الله ! ان الجزع لقبیح الا علیک ، وان الصبر جمیل الا عنک . ما فاض دمعی عند نائبه / الا جعلتک للبکاء مسببا ) ( ص ۱۲۱ ) ، ( فی وصیته لابنه الحسین ( ع )] ( ص ۱۲۵ ) ، ( کتب الی عمرو بن العاص) ( ص ۲۶۲ ) .

گاه از روایت کنندگان یاد می نماید ، مانند : ( روی الشیخ ابوجعفر الطوسی باسناد عن ابی الاسود الدئلی ، ان وقد اوردهاغیر ابی جعفر بالفاظ مختلفه ) ( ص ۲۲۳-۲۲۷ ) ، ( قال الریاشی : حدثنا ابو عاصم معاذ بن العلاء ، عن ابیه ، عن جده ، قال : سمعت علیا ( ع ) و هو یقول : ) ( ص ۲۲۷-۲۲۸ ) ، ( قال السیدالشریف المرتضی قدس الله روحه اخبرنا الشیخ المفید رحمه الله ) ( ص ۲۷۳ ) .

گاهی نیز از دیگر کسانی که شعر مورد بحث به آنها نسبت داده شده ، یاد کرده است ، مانند : ( وله وقیل للحضرمی ) ( ص ۱۱۰ ) ،( ومما نسب الیه ، و قیل هما لابی نواس ) ( ص ۴۳۰ ) .

در مواردی که شعر ( / رجز ) ، جزئی از یک گفتگو به و تعبیردقیق تر مبادله کلامی بوده ، توضیح کیدری ، هویت طرف دیگرگفتگو را روشن می سازد ; همچنین شعر ( / رجز ) طرف مقابل رانیز به ضبط می آورد ، مانند : ( وقال سعد بن ابی طلحه فی یوم احد : قد قدمت برایه اربابها ; فاجابه رضی الله عنه : والخیل جالت یومها غضابها ) ( ص ۱۴۳ ) ، ( قال مرحب الیهودی : ; فاجابه علی رضی الله عنه : ) ( ص ۱۴۴-۱۴۵ ) ، ( قال الغطریف الکندی : ;فاجابه علی وقتله : ) ( ص ۳۸۹و۳۹۰ ) ; ( قال داوود بن قابوس الکندی : ; فاجابه علی وقتله : ) ( ص ۳۹۰ و ۳۹۱ ) ، ( و قال رضی الله عنه عند قبر فاطمه رضی الله تعالی عنهما :

مالی وقفت علی القبور مسلما قبر الحبیب فلم یرد جوابی احبیب ! مالک لاترد جوابنا انسیت بعدی خله الاحباب ؟