اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل دین و حاملان علم
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 66
فرمت فایل پاورپوینت
فایل فایل پاورپوینت کامل دین و حاملان علم شامل 46 اسلاید آماده است که میتواند محتوای شما را به شکلی حرفهای، منسجم و چشمنواز به مخاطبان منتقل کند.
برتریهای فایل فایل پاورپوینت کامل دین و حاملان علم در یک نگاه:
- طراحی منحصربهفرد
- فایل پاورپوینت کامل دین و حاملان علم با بهرهگیری از اصول زیباییشناسی و ترکیب رنگهای مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما میدهد.
- راهاندازی فوری
- فایل فایل پاورپوینت کامل دین و حاملان علم نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
- وضوح عالی
- اسلایدها به گونهای طراحی شدهاند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.
همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل دین و حاملان علم هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهاییشده و تستشده ارائه میشود.
توصیه مهم: نسخههایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل دین و حاملان علم اما خارج از منبع رسمی منتشر میشوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.
همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل دین و حاملان علم :
|
مجلات > فصلنامه > شماره ۵ |
دکتر احمد
بهشتی
با توجه
به ارزش علم، ارزش عالم، یا آنهائی که حاملان علمند، معلوم می شود. اگر علم به
جهاتی بر مال برتری دارد، حامل علم یا عالم هم به جهاتی برحامل مال یا مالدار
برتری دارد. اگر علم زوال ناپذیر است، عالم هم زوال ناپذیر است و اگر مال،
زوال پذیر است، مالدار هم زوال پذیر است. خلاصه این که علم و مال هر دو محمول و
عالم و مالدار، هر دو حاملند. مگر ممکن است که محمول بدون حا مل و مضاف بدون
مضاف الیه و منسوب بدون منسوب الیه، باقی و برقرار بماند؟! پس بقای محمول، دلیل بر
بقای حامل و زوال آن، دلیل بر زوال این است.
مالداران
-اگر تنها به مالداری دل خوش کنند و آن را از اسباب ناز و نخوت و کبر و غرور خود
قرار دهند و از انجام وظائف دینی و الهی خود سر باز زنند- در زندگی همین دنیا
گرفتار هلاکند و عالمان -هرچند که سر بر تراب تیره نهاده باشند- زنده جاویدند.
از اینرو
امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود:
«هلک خزان
المال و هم احیاء و العلماء باقون ما بقی الدهر». (۱)
خزانه داران
مال -درحالی که زنده اند- هلاک شدند و عالمان، زنده جاویدند.
این سخن
را -که درباره جاودانگی عالمان است- ظاهری و باطنی است. ظاهر آن همان است که حضرت
می فرماید: اعیان آنها -یعنی وجود فیزیکی ایشان- مفقود و آثار آنها در دلهای مردم
موجود است. تو گوئی آنها نمرده اند. چرا که نام و یاد و آثارشان زنده است.
هرگز
نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق ثبت است بر جریده عالم دوام ما
بنابر
معنای ظاهری فوق، وقتی که به عالمانی که مرده اند، می گوئیم زنده اند، به مجاز
می گوئیم. چنان که وقتی به مالدارانی که نمرده اند، می گوئیم: مرده اند، سخن به
مجاز گفته ایم. طبق این معنی، زنده حقیقی کسی است که خودش زنده است و زنده مجازی
کسی است که نام و آثارش زنده است. چنان که مرده حقیقی کسی است که از این دنیا رحلت
کرده است و مرده مجازی کسی است که هنوز از این جهان به عالم جاویدان نشتافته، ولی
نام و آثارش مرده است.
و اما
معنای باطنی آن، این است که اینها در حظیره قدس الهی و در عالم ملکوت اعلی
زنده اند. چرا که نفس آنها به حیات واقعی رسیده و خداوند آنها را به حیات پاکیزه
حیات بخشیده است. (۲)
به نظر
ابن ابی الحدید، بنابر معنای باطنی، مقصود از «قلوب »، عوالم قدس و مقصود از
«امثال » ذوات است. دلیل وی بر این که مقصود از قلوب، عوالم قدس است، این است که
هر دوی آنها در شرافت با یکدیگر مشترکند. عوالم قدس در میان عوالم و مراتب هستی،
اشرفند و قلوب در عالم جسم اشرفیت دارند. از اینرو یکی از آنها برای دیگری استعاره
آورده شده و به جای دیگری به کار رفته است. (۳)
در باره
این که امثال به معنای ذوات باشد، نباید تعجب کرد. درباره آیه «لیس کمثله شئ »
(۴) گفته اند: یعنی مانند ذات خداوند چیزی نیست.
طریحی
می گوید: «والعرب تقیم المثل مقام النفس » (۵) عرب، مثل را جایگزین نفس
می کند.
بنابر
معنای ظاهری باید مثل را به معنای شبیه و مانند بگیریم. چنان که طریحی نیز در باره
آیه شریفه «و مثلهم معهم » (۶) می گوید: «ای شبههم » (۷) و
در توضیح آن می گوید: مقصود این است که خداوند اولاد ایوب را زنده کرد و به همراه
آنها مانند آنها را هم به وی بخشید.
پس واژه
«مثل » به اشتراک لفظی در دو معنی کاربرد دارد: یکی نفس و دیگری شبیه و مانند.
بنابراین، در معنای ظاهری واژه مثل و قلب هر دو در معنای حقیقی خود به کار
رفته اند. ولی در معنای باطنی قلب در معنای استعاری و مجازی به کار رفته است.
حال
ببینیم با توجه به قداستی که اسلام برای علم -به معنای دقیق و صحیح کلمه- قائل
است، چه کسانی را شایسته این می داند که حامل بار امانت علم باشند. به خاطر داشته
باشیم که محور سخن عالم ربانی و متعلمی است که گام های استوار خود را بر راه نجات
گذارده است. اسلام برای علم ربانی -نه هر علمی- قداست قائل است. آنان که حامل
امانت مقدس چنین علمی باشند را، عالم ربانی شناخته و آنان که خود را آماده برای
تحمل چنین علمی کرده اند را، به عنوان متعلمی که بر راه نجات گام نهاده اند، معرفی
کرده است.
امیرالمؤمنین علیه
السلام خود مصداق بارز چنین علمی است. علم ربانی او بی کران است. افسوس که از این
سرچشمه جوشان علم بهره گیری نشد و بعد از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله به مدت
25 سال او را منزوی کردند و از آن پس که با او بیعت شد، دیگر جنگهای نامیمون گروهی
گردید و قاسطین و ناکثین و مارقین همچون ابرهای تیره ای مانع تابش انوار علوم
ربانی علوی گردیدند.
او در سخن
حکیمانه خود به کمیل، درحالی که اشاره به سینه خود می کرد، فرمود:
«ان هیهنا
لعلما جما». (۸) (در اینجا علم و دانش بیکرانی است)
آری اینجا
سرچشمه جوشان علوم الهی و ربانی است. اینجا دروازه شهر علم است. این سینه پاک، محل
تابش انوار علوم نبوی است.
ولی افسوس
که هرچند علم در این سینه، حد و مرز و کرانه ای ندارد، ولی ای کاش کسانی بودند که
لیاقت و شایستگی داشتند، تا به اندازه ظرفیت خود از آن بهره گیرند. از اینرو
فرمود:
«لو اصبت
له حمله ». (۹)
چه کسی
طاقت حمل آن را دارد و از آن بالاتر، چه کسی طاقت فهم آن را دارد؟!
هستند
کسانی; ولی افسوس که هرکدام یا هر گروهی گرفتار عیب یا عیوبی هستند و هرگز شایسته
حمل و درک و فهم علوم علوی و ربانی نیستند.
اینان
چهار گروهند:
۱ –
ریاکاران و متظاهران
گروهی اهل
ریا و خودنمائی و تظاهرند. اینان تظاهر به علم و دین می کنند و مقصودی جز دنیا
ندارند. اینها ناموس مقدس دین را دام ساخته اند تا مردم ساده دل را به دام اندازند
و باکسب جاه و مقام و مال و منال، هواهای نفسانی خود را ارضاء کنند.
حضرت در
این باره فرمود:
«بلی اصیب
لقنا غیر مامون علیه، مستعملا آله الدین للدنیا و مستظهرا بنعم الله علی عباده و
بحججه علی اولیائه ». (۱۰)
آری
می یابم آن را که تیز دریافت است; ولی امین نیست. آن که دین را ابزار دنیا می کند
و به نعمتها و حجتهای خداوند، بر بندگان و دوستانش برتری می جوید.
این دسته
از هوش و استعداد کافی برخوردارند; ولی از فضائل اخلاقی و سرمایه های معنوی -به
ویژه امانتداری- بهره ای ندارند.
برای آنها
ناموس مقدس دین ابزار دنیاست. نه وسیله تقرب به خداوند و تهذیب و تکامل جان و
روان.
برای
اینان، ریا و تظاهر کاری عادی است. دنیا می پرستند، نه خدا را. فلسفه دینداری و
وجهه علم دوستی آنان، کسب جاه و مقام و شهرت و جلال ظاهری است و هرگز به چیزی غیر
از این نمی اندیشند.
۲ – نیکان
ساده دل
گروهی
دیگر، اهل خیر و صلاحند; ولی در امور غامض الهی، بصیرت و بینش ندارند.
در باره
اینها فرمود:
«او منقاد
الحمله الحق لا بصیره له فی احنائه، ینقدح الشک فی قلبه لاول عارض من شبهه، الا لا
ذا ولا ذاک ». (۱۱)
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
