اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مردمسالاری دینی از دیدگاه شهید مطهری
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 72
فرمت فایل پاورپوینت
با فایل فایل پاورپوینت کامل مردمسالاری دینی از دیدگاه شهید مطهری یک ارائهی بینقص بسازید!
پاورپوینتی زیبا و کاربردی:
فایل فایل پاورپوینت کامل مردمسالاری دینی از دیدگاه شهید مطهری شامل 117 اسلاید کاملاً حرفهای و چشمنواز است که برای ارائهی مستقیم یا چاپ آماده شدهاند.
آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل مردمسالاری دینی از دیدگاه شهید مطهری را متمایز میکند:
- طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل مردمسالاری دینی از دیدگاه شهید مطهری با ترکیب رنگها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک میکند.
- کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل مردمسالاری دینی از دیدگاه شهید مطهری بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
- کیفیت بالا برای نمایش: همهی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.
ساختهشده با دقت و استانداردهای بالا:
فایل پاورپوینت کامل مردمسالاری دینی از دیدگاه شهید مطهری با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچگونه بهمریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل مردمسالاری دینی از دیدگاه شهید مطهری وجود ندارد.
تذکر:
در صورت مشاهدهی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخههای غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل مردمسالاری دینی از دیدگاه شهید مطهری با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.
همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل مردمسالاری دینی از دیدگاه شهید مطهری مخاطبهات رو تحت تاثیر قرار بده!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مردمسالاری دینی از دیدگاه شهید مطهری :
احمد حیدری (۱)
مقدمه
بازخوانی اندیشه رهبران انقلاب، از اهمیت ویژه ای برخوردار است; زیرا هر انقلابی دارای مراحلی است و نخستین و مهم ترین مرحله، قیام فکری و فرهنگی علیه نظام حاکم است .
رهبران انقلاب و داعیه داران قیام و اصلاح، ابتدا باید بطلان، بی پایگی و انحطاط فرهنگ حاکم و بی صلاحیتی، پوچی، پستی و رذالت حاکمان جامعه را تبیین کرده و به مردم بباورانند و در قبال آن، فرهنگی متعالی، عقلانی، فطری، حیاتبخش، حرمت آور و کرامت زا و مجریانی صادق، عالم، خالص، توانا و بی چشمداشت به مردم عرضه کنند . در این صورت، فطرت توده مردم به آنان متمایل می شود و غالب انسانها که به طور طبیعی و فطری عدالتخواه و کرامت طلبند، به یاری آنان برای قیام اعلام آمادگی خواهند کرد و زمینه های انقلاب و قیام پیدا خواهد شد . رهبر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی قدس سره و یاران ایشان، به خصوص شهید مطهری رحمه الله در سخنرانی ها و نوشته های خود به این مهم همت گماشتند و در زمینه های مختلف و از جمله در مبحث حکومت و سیاست، فرهنگ ناب اسلام را به عنوان فرهنگ جایگزین به جامعه ارائه دادند . مردم با توجه به این تبیین از اسلام و نظام اسلامی، به انقلاب پیوستند و برای تحقق نظام پیشنهادی، از بذل جان و مال دریغ نورزیدند و امروز بعد از گذشت ربع قرن از پیروزی انقلاب، بازخوانی دوباره آن اندیشه ها لازم است تا تذکاری برای مردم و مسئولان باشد که چه اندازه به وعده و پیمان داده شده وفا کرده اند و چه اندازه وعده ها محقق شد و چه حد بر آن مسیر استوار مانده ایم .
شهید مطهری، افزون بر اینکه اسلام شناسی مبرز بود، از شاگردان و نزدیکان امام و اولین رییس شورای انقلاب بود و با توجه به این جایگاه و تاییدی که امام از افکار و آثار ایشان داشتند، باید تبیین ایشان از مردم سالاری دینی و جمهوری اسلامی را نزدیک ترین تبیین به ایده بنیان گذار جمهوری اسلامی دانست و این خود اهمیت مرور دوباره فکر و اندیشه های آن متفکر شهید را چند برابر می کند .
گرم شدن دوباره بحث «مردم سالاری دینی » و تعهد جمهوری اسلامی بر ارائه این عقیده و آرمان به عنوان الگوی جایگزین «مردم سالاری لیبرال » یا «لیبرال دموکراسی » حاکم در غرب که از سوی جهان غرب به عنوان بهترین الگوی حکومت به جهان ارائه می شود، بر ضرورت این بازخوانی می افزاید .
تبیین مردم سالاری (۲)
«مردم سالاری » یعنی «پایه ریزی حکومت و قانون بر طبق خواست و اراده اکثریت مردم » . مردم سالاری یعنی همه چیز باید ناشی از خواست و اراده مردم باشد . برای اداره جامعه دو چیز لازم است: قانون و مجری . قانون تعیین کننده حقوق و وظایف حاکمان و مردم و بیان کننده شرایط حاکمان و رای دهندگان است و در نظام مردم سالار، این قانون باید مقبول اکثریت باشد . تعیین مجریان این قانون که مطابق شرایط مندرج در آن صورت می گیرد نیز توسط مردم است . اگر افرادی بدون خواست و اقبال عمومی بر مردم حاکم شوند و یا قانونی وضع کنند که مورد خواست و تایید مردم نباشد، آن نظام نمی تواند خود را «مردم سالار» بداند .
مردم صاحب رای کیانند؟
منظور از «مردم » صاحب رای چیست؟ در حکومت های اشرافی منظور از مردم فقط اعیان و اشراف بودند و دیگران جزو مردم و صاحب رای شمرده نمی شدند و محکوم به خدمتگزاری به اشراف و اعیان بودند . در حکومت های دینی کلیسایی فقط روحانیون و ارباب کلیسا حق رای داشتند . در دموکراسی های سوسیالیستی فقط اعضای حزب کمونیست حاکم، صاحب رای بودند و تا چند دهه پیش در همه کشورهای غربی پرچمدار دموکراسی، زنان صاحب رای نبودند و متفکران غربی و منادیان دموکراسی و مردم سالاری، تلاش فراوان کردند تا «همه انسان های بالغ و عاقل » صاحب حق رای مساوی شمرده شوند (۳) و امروز این مطلب جا افتاده و منظور از مردم «افراد بالغ و عاقل » می باشد .
«مردم سالاری لیبرال » و «مردم سالاری دینی »
در مردم سالاری و حکومت مردم، قانون و مجری ناشی از اراده، خواست و انتخاب اکثریت است; خواه اکثریت مردم خواسته های نفسانی بی قید و رهای خود را در قالب قانون بریزند و تصویب کنند یا مکتب یا دینی را پذیرفته و احکام و شرایع آن مکتب یا دین را به عنوان قانون بپذیرند .
اولی را «مردم سالاری لیبرال » و دومی را «مردم سالاری مکتبی یا دینی » می نامیم .
البته خوانندگان محترم باید توجه داشته باشند که این یک فرق اصولی و مهم و به اندازه فرق توحید و شرک است . در توحید انسان عبد خداست و مطیع فرمان خدا است اما در شرک، انسان از بندگی خدا آزاد و تابع هوا و هوس خویش است . مردم سالاری دینی; یعنی توحید اجتماعی و قانون خدا را، قانون اداره اجتماع قرار دادن و مردم سالاری لیبرال; یعنی نفی توحید اجتماعی و قانون برخاسته از هوا و هوس خود را قانون اداره اجتماع قرار دادن . البته مبانی مردم سالاری دینی با مبانی مردم سالاری لیبرال نیز تفاوت های اصولی دارد که باید در جای خود بدان پرداخت . انسان شناسی توحیدی، مبنای مردم سالاری دینی است و اومانیسم و اصالت انسان و بی نیازی انسان از هدایت وحیانی، مبنای مردم سالاری لیبرال می باشد .
«آزادی » و «انتخاب » دو شاخصه مهم مردم سالاری
در دموکراسی یا مردم سالاری و حکومت مردم، باید آرا و اندیشه های مختلف آزادانه عرضه گردند و نمونه ها و الگوهای گوناگون از طرف صاحبان فکر و اندیشه تبیین شود و امکان انتخاب از میان گزینه های متفاوت حاصل گردد و آن گاه مردم از میان گزینه های ارائه شده، یکی را انتخاب کنند . در جامعه ای که فقط صاحبان یک نظر حق ارائه الگوی مورد نظر خود را دارند و مخالفان و صاحبان نظریه های بدیل امکان ارائه الگوی مورد نظر خود را ندارند و مردم در عمل امکان انتخاب پیدا نمی کنند، مردم سالاری وجود ندارد .
نویسنده کتاب «در باره دموکراسی » می گوید:
«دموکراسی فرصت هایی را فراهم می کند برای: ۱ . مشارکت واقعی ۲ . رای برابر (همه افراد از فرصتی مساوی و کارآمد در رای دادن برخوردار می شوند) ۳ . به دست آوردن درک روشن و آشنا شدن با سایر سیاست های جایگزین و عملی و پیامدهای اجتماعی آنها و …» (۴)
کارل پوپر از نظریه پردازان دموکراسی می گوید:
«دموکراسی; یعنی ایجاد زمینه ارائه برنامه های مختلف و فراوان و بالا بردن امکان انتخاب خوب جامعه و آموزش دادن افراد و بالا آوردن سطح فهم و شعور آنها و متعالی ساختن خواست های آنان . دموکراسی این نیست که [از باب مثال] فقط برنامه های سطحی و مبتذل و مطابق با خواسته های حیوانی عامه ارائه شود، با این توجیه که اینها خواست مردم است; و بدون ایجاد امکان انتخاب های دیگر به ارائه همان برنامه ها با همان کیفیت یا مبتذل تر ادامه دادن و بعد بگوییم: ما به مردم آن چیزی را که انتظار دارند، ارائه می کنیم » و مردم را هم در چند آمار ملاحظه کردن بدون اینکه لحاظ شود این آمارها فقط در چارچوب داده هاست; یعنی آمار از میان آنچه ارائه شده اینها را انتخاب کرده و پسندیده اند ولی چه بسا و قطعا اگر برنامه های بهتری ارائه شود، انتخاب، چیز دیگری خواهد بود، دموکراسی به هیچ وجه مانع از هدایتگری نیست [بلکه مانع از قیمومت است] . دموکراسی به هیچ وجه مانع از آن نمی شود کسانی که چیزی را می دانند آن را به کسانی که نمی دانند منتقل کنند . به عکس، دموکراسی همواره تلاش کرده است که سطح آموزش را بالا ببرد و این آرزوی مهم دموکراسی است . روح دموکراسی همواره ارائه بهترین امکانات و بهترین شانس را به همه توصیه می کند .» (۵)
البته پوپر و مانند ایشان در مقام نظریه پردازی بوده اند و مردم سالاری به عنوان یک نظریه با مردم سالاری به عنوان یک اقعیت خارجی با هم تفاوت فراوان دارد همچنان که اسلام به عنوان یک دین و مکتب با آنچه در جهان خارج به عنوان اسلام واقع شده، تفاوت دارد . اسلام آن چیزی است که در قرآن و سخن و عمل معصومان منعکس شده، ولی حکومت خلفاء بنی عباس و بنی امیه و … با اینکه عنوان حکومت اسلامی دارند، تفاوتشان با اسلام از زمین تا آسمان است . ما همچنان که برای شناخت اسلام نباید به تاریخ بنی امیه و بنی عباس و … رجوع کنیم، برای شناخت دموکراسی نیز، که غربیان منادی آن بوده اند، نباید به آنچه در حکومت های غربی واقع شده و می شود مراجعه کنیم . حکومت های غربی هم دموکراسی را پیراهن عثمان کرده اند و با استناد به شعار دموکراسی به استعمار و استثمار و تحمیل پرداخته اند . برای شناخت دموکراسی به عنوان یک نظریه، باید به سخنان متفکران و نظریه پردازان غربی مراجعه کنیم و به خود غربیان هم بگوییم که آنچه شما انجام می دهید با نظریه دموکراسی و مردم سالاری همخوانی ندارد .
مقبولیت جهانی دموکراسی و مردم سالاری
حکومت هایی که در نقاط مختلف جهان تشکیل شده اند، بیشتر استبدادی و دیکتاتوری مطلقه بوده اند . متاسفانه حکومت هایی هم که به عنوان دین تشکیل یافته اند، از این قاعده مستثنی نبوده اند . جز حکومت پیامبران بنی اسرائیل; یعنی حکومت حضرت موسی علیه السلام و وصی او یوشع بن نون و بعد از آن حکومت های حضرت طالوت، داود و سلیمان و حکومت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم و علی بن ابی طالب علیه السلام، حکومت های دیگر، نه به حکم دین و خواست مردم شکل گرفته و نه در خدمت مردم بوده اند . البته گاهی در تاریخ پادشاهانی نیکوسیرت یافت می شده اند که در صدد خدمت به مردم برآمده اند ولی شمار اینان در برابر حاکمان مستبد، آن قدر کم بوده که به مصداق «النادر کالمعدوم » اصلا به شمار نمی آیند .
در حکومت های استبدادی، شاه حاکم مادام العمر بوده و اهواء و خواسته های او حکم قانون یافته و با توسل به زور اجرا شده اند . متاسفانه در غرب بعد از دموکراسی های آتن و روم قدیم، استبداد حاکم شد و این استبداد شدیدتر بود و قرن ها این استبداد زیر لوای حاکمیت کلیسا ادامه حیات می داد .
بعد از نوزایی و رنسانس علمی – صنعتی غرب، قیام هایی علیه استبداد صورت گرفت و با پیروزی انقلاب کبیر فرانسه، دوباره حکومت های دموکراسی شکل گرفتند و با توجه به مزیت های فراوان این حکومت، در قیاس با حکومت استبداد، در مدت کمی دموکراسی مقبولیت جهانی یافت . دیوید هلد از متفکران غربی می نویسد:
«اخیرا به نظر می رسد دموکراسی، پیروزی تاریخ سازی بر شقوق دیگر حکومت، کسب کرده است . تقریبا همه کس از چپ و راست و میانه، مدعی پیروی از اصول دموکراسی اند . همه اقسام رژیم های سیاسی در سراسر جهان، نام خود را دموکراسی می گذارند، هر چند میان کردار و گفتار ممکن است تفاوت های عظیم باشد . چنین به نظر می رسد که دموکراسی هاله ای از مشروعیت به حیات سیاسی کنونی می دهد .» (۶)
یکه تازی لیبرال دموکراسی
در مقابل لیبرال دموکراسی حاکم در غرب، که بر پایه چند حزبی بود، سوسیال دموکراسی تک حزبی خودنمایی می کرد . در لیبرال دموکراسی همه افراد بالغ عاقل حق رای دارند و احزاب و تشکل های مختلف کاندیداها و برنامه های خود را ارائه می دهند و مردم از میان کاندیداها و برنامه های معرفی شده، یکی را برمی گزینند و افراد گزینش شده، مطابق برنامه ارائه شده، قانون وضع می کنند یا قانون وضع شده را اجرا می کنند . [البته انتخابات و مجالس شکل های مختلفی دارد] اما در سوسیال دموکراسی بلوک شرق سابق، فقط یک حزب کمونیست حق فعالیت داشت و کاندیدا و برنامه ارائه می داد و انتخاب کنندگان، که فقط اعضای حزب بودند – البته عضویت در حزب کمونیست غالبا اجباری بود – انتخاب می کردند . این نوع دموکراسی را گرچه بسیاری دموکراسی و مردم سالاری نمی دانستند (۷) ولی در هر حال به عنوان بدیل و رقیب مردم سالاری لیبرال خود را مطرح می کرد .
با شکست و نابودی کمونیسم و فروپاشی بلوک شرق و کشورهای سوسیالیستی، مردم سالاری لیبرال به عنوان نظریه بی بدیل، خودنمایی کرد و اکنون هم برای خود رقیبی نمی بیند و در صدد است سیطره خود را بر سراسر گیتی بگستراند .
مردم سالاری دینی، بدیل مردم سالاری لیبرال
طرفداران دموکراسی غربی به خصوص حاکمان و قدرتمندان میان «مردم سالاری » و «مردم سالاری لیبرال » هیچ تفاوتی قائل نشده و تنها شکل دموکراسی و مردم سالاری را همان مردم سالاری لیبرال معرفی می کنند و حاکمیت یافتن احکام و قوانین یک دین حتی اگر مستند به خواست و اراده مردم باشد را مخالف دموکراسی می دانند و هر جا مردم کشوری مثل مردم ایران، الجزایر و … به حکومت دینی رای داده اند، آن را مخالف مردم سالاری تفسیر کرده اند و به انکار آن همت گماشته اند . حال آنکه این غلط است و باید بر اثبات غلط بودن آن پافشاری کرد . همان طور که گذشت، مردم سالاری; یعنی قانون مستند به خواست و اراده و رای مردم باشد و مجریان نیز توسط مردم انتخاب گردند . حالا ممکن است مردم به اراده و انتخاب خود، حاکمیت قوانین یک دین را بپذیرند . اگر ما این صورت را دموکراسی و مردم سالاری ندانیم، در حقیقت مردم سالاری را مردم سالاری ندانسته ایم .
از میان متدینان هم بعضی علاوه بر پذیرش تفسیر غلط فوق، گمان کرده اند که پذیرش حق حاکمیت ملی یعنی شریک قرار دادن مردم با خداوند در ولایت تشریعی و قانونگذاری; و چون ولایت تشریعی فقط از آن خداوند است، پس حق حاکمیت ملی و صاحب اختیار بودن مردم را انکار کرده اند . به عبارت زیر توجه کنید:
«در رژیم های سلطنت مطلقه، «حق حاکمیت » و «حق قانونگذاری » را غالبا از آن شاه مطلقه می دانستند و در دموکراسی های مدرن هر دو را از آن مردم دانستند .» (۸)
مطابق اظهار نظر فوق، در دموکراسی مدرن، مردم قانونگذارند و چون از نظر اسلام قانونگذاری فقط مختص خداست، پس، از نظر اسلام دموکراسی و مردم سالاری مردود است، در حالی که در «لیبرال دموکراسی » مردم قانونگذارند ولی در دموکراسی دینی مردم قانونگذاری خداوند را پذیرفته اند و هر دو هم عنوان «مردم سالاری » دارند . همین نویسنده می نویسد:
«دموکراسی [مردم سالاری] جوهری سکولاریستی دارد .» (۹)
با پذیرش این دیدگاه هم دیگر نمی توان از مردم سالاری دینی دم زد; زیرا جوهره سکولاریستی مردم سالاری; یعنی نفی دین از صحنه حکومت و سیاست و مردم سالاری دینی یعنی «حکومت مردمی سکولاریستی مبتنی بر دین » و این یعنی همان «کوسه ریش پهن!»
بنیانگذار جمهوری اسلامی و دیگر متفکران همراه ایشان; از جمله استاد شهید، در صدد ارائه الگویی از حکومت به جهان بودند که علاوه بر داشتن مزایای مردم سالاری، از نقایص مردم سالاری لیبرال هم بری ء بوده و مزایای فراوان دیگر هم داشته باشد و لذا فکر و اندیشه «مردم سالاری دینی » و «جمهوری اسلامی » شکل گرفت که در آن قانونگذاری، به اعتقاد اسلامی مردم، فقط مختص خداست و مردم مسلمان با پذیرش قانون خداوند، به تعیین مجریان می پردازند و به یاری و رهبری آنان قانون خدا را در کشور اجرا می کنند و به گستردن عدل و داد و رفاه عمومی همت می ورزند .
شهید مطهری و پذیرش مردم سالاری با شاخصه های آن
استاد، به متابعت از امام قدس سره مردم سالاری را نمونه و الگوی مطلوبی یافت و شاخصه های آن را پذیرفت . البته ایشان با توجه به اعتقاد مذهبی خود و ملت مسلمان ایران، مدافع مردم سالاری دینی بود و مردم سالاری لیبرال را نفی می کرد . ایشان در تفسیر جمهوری [یکی از مؤلفه های جمهوری اسلامی] گفتند:
«جمهوری شکل حکومتی ای است که حکومت عامه مردم است; یعنی حکومتی که در آن حق انتخاب با همه مردم است . قطع نظر از اینکه مرد یا زن، سفید یا سیاه و دارای این عقیده یا آن عقیده باشند . در اینجا فقط بلوغ سنی و رشد عقلی معتبر است . (۱۰) [در دموکراسی و مردم سالاری] آنچه مهم است این است که خود مردم مجری قانون باشند، حالا یا مجری قانونی که خودشان وضع کرده اند [مردم سالاری لیبرال] یا مجری قانونی که فرضا به وسیله یک فیلسوف وضع شده و مردم آن فیلسوف و مکتب او را پذیرفته اند [مثل سوسیال دموکراسی] و یا مجری قانونی که به وسیله وحی الهی عرضه گردیده است [مردم سالاری دینی] .» (۱۱)
ایشان در مقایسه مردم سالاری لیبرال و مردم سالاری دینی می فرماید:
«آزادی غربی; یعنی انسان هر کاری دلش می خواهد بکند اما از دید اسلام آزادی و دموکراسی بر اساس آن چیزی است که تکامل انسانی انسان ایجاب می کند . دموکراسی در اسلام; یعنی انسانیت رها شده، حال آنکه این واژه در قاموس غرب معنای حیوانیت رها شده را متضمن است .» (۱۲)
«اگر تمایلات انسان را ریشه آزادی و دموکراسی بدانیم – که مبنای دموکراسی غربی همین است; یعنی نوعی حیوانیت رها شده – همان چیزی به وجود خواهد آمد که امروز در مهد دموکراسی غربی شاهد آن هستیم . در این کشورها مبنای وضع قوانین خواست اکثریت است و بر همین مبناست که می بینیم هم جنس بازی به حکم احترام به دموکراسی و نظر اکثریت قانونی می شود; اما دموکراسی اسلامی بر اساس آزادی انسان است، آزادی واقعی که همان در بند کردن حیوانیت و رها ساختن انسانیت است .» (۱۳)
ایشان حکومت و حاکم و ولی فقیه را منتخب مردم می داند و آن را مطابق قواعد دموکراسی معرفی می کند:
«اساسا [ولی] فقیه را خود مردم انتخاب می کنند و این امر عین دموکراسی است . اگر انتخاب فقیه انتصابی بود و هر فقیهی فقیه بعد از خود را تعیین می کرد، جا داشت که بگوییم این امر خلاف دموکراسی است، اما مرجع [و رهبر] را به عنوان کسی که در این مکتب صاحب نظر است، خود مردم انتخاب می کنند .» (۱۴)
شهید مطهری تبیین صحیح دموکراسی را برای جوابگویی به اشکال ها کافی می داند و به کسانی که جمهوری اسلامی را به دلیل حاکم بودن دین خدا در آن، مصداق مردم سالاری نمی دانند، می گوید:
«اگر خواسته مردم [یعنی اسلامیت جمهوری و حاکم بودن قانون اسلام] حاکمیت مردم را نقض کند، باید بگوییم که دموکراسی امری محال است; زیرا همیشه وجودش مستلزم عدمش است . هیچ کس نمی خواهد اسلامی بودن را بر مردم تحمیل کند [تا مخالف
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
