اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل دموکراسی، دینی و غیردینی ندارد
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 42
فرمت فایل پاورپوینت
فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل دموکراسی، دینی و غیردینی ندارد؛ راهکاری شایسته برای ارائههای موفق
اگر بهدنبال یک فایل ارائهی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفهای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل دموکراسی، دینی و غیردینی ندارد انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 43 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائههای شما تهیه شدهاند.
دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل دموکراسی، دینی و غیردینی ندارد:
- طراحی ساختارمند و چشمنواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما بهخوبی دیده و درک شود.
- آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل دموکراسی، دینی و غیردینی ندارد آمادهی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
- سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخههای PowerPoint بدون بهمریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.
تولید شده با رویکرد حرفهای:
تمامی بخشهای فایل پاورپوینت کامل دموکراسی، دینی و غیردینی ندارد با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بینقص طراحی شدهاند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شدهاند تا ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید.
توجه:
تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل دموکراسی، دینی و غیردینی ندارد از کیفیت کامل برخوردار است. نسخههای غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمیشود از آنها استفاده شود.
با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل دموکراسی، دینی و غیردینی ندارد، سطح ارائههای خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل دموکراسی، دینی و غیردینی ندارد :
گفت وگو با عبدالکریم سروش
شرق، ۲۳/۹/۸۲
چکیده: آقای سروش معتقد به «عقلانیت حداقلی » است; بدین معنا که همه گزاره های ارائه شده باید با یکدیگر هماهنگ باشند . دموکراسی در مقام تعریف، دینی و سکولار ندارد; ولی در عالم خارج با مقارناتی همچون دین یا سکولاریسم همراه می شود . دموکراسی در تعریف او به منزله تئوری ضد استبدادی و آزادی در انتخاب است .
عقل یا عقلانیت از دیدگاه هر مکتب یا فیلسوفی که بدان نگاه کند، یک معنای خاص دارد . مثلا، عقل از نظر فیلسوفان مسلمان عقل ارسطویی است و مدرن ها و پست مدرن ها و … هر کدام بر یک عقل خاص تاکید می کنند . عقل را می توان به دو معنا در نظر گرفت: عقل به معنای قوه استدلال و عاقله که خداوند آن را نزد آدمی به ودیعه نهاده است و این عقل عامل تمییز انسان از حیوان است . و عقل به معنای محتویات این قوه . بگذارید این مسئله را از طریق یک مثال برای شما توضیح دهم . عقل همانند دندان است که قدرت و توانایی جویدن دارد; اما این دندان تنها یک قوه و توانایی است که خداوند آن را نزد آدمی قرار داده است . حال باید خوارکی را در اختیار این دندان قرار داد تا بجود . ما با عقل به معنای اول به صورت خاص، کاری نداریم . فقط تا این حد برای ما نیاز است که بدانیم عامل تمییز آدمی از حیوان است; اما عقل و عقلانیت در معنای دوم حایز اهمیت است . ما در هر دورانی با عقلانیت های مختلفی روبه رو هستیم . حتی می توان گفت در یک دوران هم به جای یک عقلانیت، با عقلانیت های مختلف سروکار داریم . البته، این مسئله بدان معنا نیست که در هیچ دوره ای مسئله بدیهی که مورد اشتراک همه عقل ها باشد، وجود ندارد . بدیهیات قوه عاقله وجود دارند; اما در مورد این بدیهیات هم، در هر دوره، یک بدیهی خاصی وجود دارد، به طور مثال، امروزه مسئله حقوق بشر از بدیهیات دوره ماست که اکثریت قریب به اتفاق بر آن تاکید دارند و به آن توجه می کنند . به طور مثال دکتر محمد عابدالجابری، متفکر عربی است که در حال و هوای عقل پوزیتیویستی سیر می کند . در این عقلانیت، نگاه معطوف به تجربه منطق و ریاضی است) و مسائلی همچون عرفان و منطق تشیع را به دلیل عدم سازگاری با عقل پوزیتیویستی، افسانه ای بیش نمی داند . کسانی در کشور خودمان نیز در همین حال و هوای پوزیتیویستی تفکر می کنند و از آنجا که هیچ آگاهی از معرفت شناسی ندارند و به دنبال عقلانیت، به معنای عقلانیتی بدون پیش داوری می گردند، با مسائلی همچون عرفان سر سازگاری ندارند . عقلی که این عده از آن صحبت می کنند، همان عقل خاص یک فرد است و دیگران از آن بهره ای ندارند، درحالی که این حرف کاملا اشتباه است . معرفت امروزی، فردی نیست; بلکه یک امر جمعی است . ممکن است که اگر شخصی در خلوت و تنهایی خود به معلوماتی دست یابد، عالم باشد، اما عالم به معلوماتی که حاصل احوال فردی و روانی آن عالم است . و این معلومات یک معرفت محسوب نمی شود . وقتی ما در مقام تعریف برمی آییم، می گوییم مثلا علم فقه آن است که در جامعه فقیهان جاری است، علم هندسه آن است که در جامعه علمای هندسی جاری است; ولی این علم جاری میان علما، کم یا زیاد و تکمیل یا تصحیح می شود . دقیقا بر همین منوال، عقل فلسفی، علمی و دینی داریم که در کنار هم و همراه با سایر عقل ها، حضور و مراوده و تبادل دارند .
آنچه بنده اعتقاد دارم این است که عقلانیت به دو گونه حداقلی و حداکثری وجود دارد . عقلانیت حداقلی بدان معناست که هر حرفی که زده می شود، کلیه اجزای آن نباید متضاد و پارادوکسیکال باشد; بلکه باید یک نظام هماهنگی را شکل بدهد» . من به عقلانیت حداقلی قایل هستم و عرفان را در این عقلانیت تحلیل می کنم و بر اساس آن می گویم که عرفان را غیرعقلانی نمی دانم .
من در حوزه فلسفه سیاست بسیار تفکر می کنم و این موضوع، منشا بسیاری از تفکرات بنده می باشد . دموکراسی یکی از گزاره هایی است که همیشه دچار خلط مبحث و نافهمی می شود; لذا، عده زیادی از دین داران از به رفتن به سوی آن وحشت دارند . اولا، باید بدانیم که دموکراسی، دموکراسی است، دینی و غیردینی ندارد . همین طور، سیاست، تعریف خاصی دارد که در آن، دین، جزئی از مؤلفه های آن نیست; حال، اگر بگویم که سیاست، علم قدرت است یا هر تعریف دیگر، دین به عنوان یک مؤلفه در آن جای نمی گیرد . البته، ما باید این مسئله را مدنظر داشته باشیم که دو مقام را باید از هم تفکیک کرد . مقام تعریف، در مقام ذهنیت است و آنچه در خارج وجود دارد، مقام عینیت . در مقام تعریف، به تعریفی خاص روی می آوریم که دموکراسی یا سیاست بدین معناست . حال، در خارج و مقام عینیت، مؤلفه های دیگر همچون دین با آن تقارن، نه اتحاد، می یابد که این موضوع، مسئله دیگری است . می خواهم سؤالی بکنم که آیا دموکراسی سکولار داریم که حالا صحبت از دموکراسی دینی می شود . طبعا خیر . ما دموکراسی داریم . اما، در فرآیند آنالیتیک به این مسئله اعتقاد است که چیزی که ارتفاعش از این و آنست، هم می تواند این باشد، هم آن . دموکراسی در چنین ارتفاعی قرار دارد که در عالم خارج و عینی، در مقایسه با مسائلی، می تواند سکولار یا دینی باشد . می خواهم بحث را کمی باز کنم تا این مسئله خوب فهمیده شود . بعضی ها برای دموکراسی، ذات قائل اند و تعریفی خاص برای آن متصورند . من می خواهم بگویم این حرف نادرستی است که ما یک دموکراسی نداریم، بلکه دموکراسی ها داریم .
ببینید، شما در تعریف دموکراسی می گویید «حکومت مردم بر مردم » ; اما، امروزه اگر شهروند یک کشور نباشید، حتی اگر عالم بزرگی باشید، حق رای و حتی کار ندارید . شما باید توجه داشته باشید که در تعریف دموکراسی به کدام مؤلفه توجه می کنید . دموکراسی دینی یعنی ارزش های دین در جامعه ای که دین داران آن را فراگرفته اند، در عرصه عمومی نقش ایفا کند; اما، در جامعه سکولار چیز دیگری به عنوان مؤلفه مهم مورد توجه و مبنایی برای دموکراسی قرار می گیرد . بر این اساس، آنچه رنگ و بوی دموکراسی را تغییر می دهد، مؤلفه های خاص یک جامعه است . این دموکراسی هم در چارچوب عقلانیت مدرن جای می گیرد و هم مؤلفه های آن مشخص است و از این رویکرد است که ما تکثر دموکراسی در جامعه جهانی داریم .
عده ای فقه را به عنوان دین می نگرند; درحالی که فقه، تجربه دینی دین است . به نظر من مهم ترین فونکسیون دین، دین اخلاق است . یعنی اگر بنا باشد دین را عوض کنیم، من اخلاق را جای آن می گذارم . دینی که این مؤلفه از آن ضایع شود، دیگر دین نیست . آنچه من از آن دموکراسی مدنظر دارم، دموکراسی به منزله پروژه نفی استبداد است . یعنی، دموکراسی پیشنهادی من به منزله تئوری ضد
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
