اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل روشن فکری دینی؛ گفتمان و قدرت
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 54
فرمت فایل پاورپوینت
با فایل فایل پاورپوینت کامل روشن فکری دینی؛ گفتمان و قدرت یک ارائهی بینقص بسازید!
پاورپوینتی زیبا و کاربردی:
فایل فایل پاورپوینت کامل روشن فکری دینی؛ گفتمان و قدرت شامل 45 اسلاید کاملاً حرفهای و چشمنواز است که برای ارائهی مستقیم یا چاپ آماده شدهاند.
آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل روشن فکری دینی؛ گفتمان و قدرت را متمایز میکند:
- طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل روشن فکری دینی؛ گفتمان و قدرت با ترکیب رنگها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک میکند.
- کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل روشن فکری دینی؛ گفتمان و قدرت بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
- کیفیت بالا برای نمایش: همهی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.
ساختهشده با دقت و استانداردهای بالا:
فایل پاورپوینت کامل روشن فکری دینی؛ گفتمان و قدرت با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچگونه بهمریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل روشن فکری دینی؛ گفتمان و قدرت وجود ندارد.
تذکر:
در صورت مشاهدهی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخههای غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل روشن فکری دینی؛ گفتمان و قدرت با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.
همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل روشن فکری دینی؛ گفتمان و قدرت مخاطبهات رو تحت تاثیر قرار بده!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل روشن فکری دینی؛ گفتمان و قدرت :
آیین، ش ۲، آذر ۸۳
چکیده: آقای تاجیک دو قرائت از دین عرضه می کند. قرائت اول را فراگفتمان جهان شمول حقیقت محور تک گفتار می داند و قرائت دوم دارای نگاهی برون گفتمانی و خرده گفتمانی به دین دارد و به جای توجه به تمامیت قدسی دین، به قرائت های مختلف از آن توجه دارد و کثرت این قرائت ها را می پذیرد. به نظر نویسنده، در چارچوب قرائت اول، روشن فکری دینی جایی ندارد؛ اما در چارچوب قرائت دوم جای دارد. به نظر وی، حتی روشن فکران سکولار نیز باید دین را موضوع اندیشه و عمل خود قرار دهند.
قرائت اول
در یک برش تاریخی، چنان که دوران های رکود و سکون معرفتی در ایران بعد از اسلام را به یکدیگر وصل نماییم، اولاً، این واقعیت آشکار خواهد شد که در تمامی این دوران ها، یک فراگفتمان هژمونی طلب (به لحاظ معرفتی) حاکم بوده که تلاش داشته روایت خود را از دانش و علم و معرفت بشری به یک فراروایت تبدیل نماید و ثانیا، در میانه این فراگفتمان ها، یک جغرافیای مشترک آشکار خواهد شد که می توان در عرصه آن به تحلیل نقش و تأثیر فناوری های قدرت در افول و رکود اندیشه ورزی یا اندیشه سازی معرفتی در این دوران ها پرداخت.
یک فراگفتمان، بنا بر تعریف، یک گفتمان جهان شمول (عام گرا)، حقیقت محور، گوهرگرا، تقلیل گرا، انسدادطلب، کلام محور (دوانگار) و تک گفتار (منولوگ) است. در عرصه چنین فراگفتمانی، هیچ پرسشی بدون پاسخ نمی ماند؛ در آغوش گرم آن، تمامی علوم و دانسته های بشری آرمیده اند؛ هر دانشی که اسیر رنگ آن شود، اهم و اجل معارف و دانش های بشری شناخته می شود؛ اسطوره های چارچوب آن توسط هیچ خردمندی قابل خدشه و مناقشه نیست، گزاره های آن همواره جدی ترین گزاره ها هستند، پای استدلالیان همواره در برابر منطق آن چوبین است؛ یافته ها و تافته های آن حجت تعبدی هستند، و در ساحت مقدس آن، هیچ چون و چرایی را راه نیست. از ویژگی های چنین فراگفتمانی می توان به مواردی نیز اشاره کرد: متلازم و یگانه کردن خود با دین؛ قدسی و نقدناپذیر کردن خود؛ به حاشیه راندن هر دانشی خارج از منطق گفتار و مختصات معرفتی خود؛ تبدیل گزاره های خود به نصوص؛ ابتنای قواعد دانش بر سلطه گفتمانی خود؛ تعریف و تحدید عقل در توضیح بی تذکر آراء گذشتکان؛ تبدیل اقوال تقریر کنندگان خود به نصوص؛ سلطه بر هر گونه قاری و قرائت از خود؛ تأسیس دانش اقتداری که در قالب آن هر تحقیقی، استمرار تقلید از گذشتگان شود و ارائه فهم خاصی از «انسان نابسنده» به مثابه پیش فرض فلسفی خود.
قرائت دوم
از منظر قرائت دوم، اگرچه دین در تعریفی که از خود به دست می دهد، خود را یک فراگفتمان معرفی می کند، اما اولاً، می توان در برشی درون گفتمانی، بازی زبانی های گوناگون و جنگ قرائت ها را به وضوح دید و ثانیا، با نگاهی برون گفتمانی، نمی توان منزلت و شأنی بیش از یک «خرده گفتمان» بدان ارزانی داشت حداقل تا زمانی که به یک گفتمان مسلط تمام بشری تبدیل نشده است. بنابراین، این قرائت، بیش از آنکه ناظر بر «تمامیتی قدسی» به نام دین باشد، ناظر بر خوانش های مختلف از آن است؛ جنگ هفتاد و دو ملت را ارج می نهد؛ درک سیال، عصری، نسلی و تکاملی از پدیده ها، مقولات و مفاهیم را به رسمیت می شناسد؛ فهم جدیدتری از وحی را پذیرا می شود؛ و به ما می گوید:
| پس مگو کین جمله دین ها باطل اند | باطلان بر بوی حق دام دل اند |
| این حقیقت دان، نه حق اند این همه | نی بکلی گمرهان اند این رمه |
در این نگرش، دین به مثابه یک مکتب و به منزله تئوری است که تحقق علمی و خارجی دارد و بسط اجتماعی و تاریخی می یابد؛ رفتارهایی از او سر می زند و آثاری از او صادر می شود و نهایتا شکست یا پیروزی ای هم نصیب او می گردد و به علت همین صفات، آزمون پذیر نیز هست و مورد تأمل و تعمق قرار می گیرد(۱). از این منظر، جامعه دینی نیز جامعه ای است که همواره خود را با دین موزون می کند؛ موزون کردنی که با سطح معرفت عصری از دین متناسب است. هم چنین جامعه دینی جامعه ای است که در آن امکان انتخاب دین و حسن انتخاب آن وجود داشته باشد.(۲)
آیا از منظر قرائت نخست، اساسا می توان به مقوله ای به نام «روشن فکری» اندیشید. آیا روشن فکری دینی در این نگرش، در قالب یک یا ترکیبی از تعاریف ارائه شده قابل تعریف است و آیا می توان هویتی فراسوی فراگفتمان دینی (با تمامی شناسه هایی که برای آن در این قرائت برشمردیم) برای روشن فکری دینی متصور شد. بی تردید، در این فضای گفتمانی، پاسخ به پرسش های فوق منفی است؛ زیرا در چارچوب این قرائت، اساسا نمی توان به فاعل شناسای آزاد اندیشید؛ نمی توان به خرد خودمختار نقاد اندیشید؛ برون از قلمرو آن، ناکجاآباد است؛ در فضای آن، زبان سرخ سر سبز می دهد بر باد؛ شوریدن بر دقایق قدسی آن ممکن نیست؛ مقاومت در برابر قدرت گفتمانی و مشرف بر حیات Bio-Power (قدرت ابژه و سوبژه ساز) آن نیز ممکن نیست؛ خلق اندیشه های نو و فراتر رفتن از سنت ها و چارچوب های رایج اندیشگی آن میسر نمی گردد؛ عقل محوری و نمایندگی فلسفی عقل انتقادی در جامعه، امری بسیار دشوار می نماید؛ انتظار رازدانی، دلیری، ابداع تئوریک در دوران های بحران و گسست و گذر چند منبعی بودن از روشن فکر، چندان معقول و میسور به نظر نمی رسد؛ امکان تعریف روشن فکر در هیبت و هویت یک «فاعل شناسا»ی(۳) خودمختار که دلیل وجودی، «خود» و «اندیشه خویش» را در هستی خودش جست وجو می کند و نه در اصولی متعالی و ورای اجتماع، اساسا وجود ندارد. بنابراین، در یک کلام می توان گفت که «روشن فکر» و «روشن فکر دینی» در این فضای گفتمانی، به تعبیر «دریدا»، از خانواده مفاهیم «غیر قابل تصمیم ها» و یا «غیرقابل اندیشه» هستند.
اکنون ببینیم پرسش های فوق از منظر قرائت دوم، چه پاسخی می یابند؟ بی تردید، در این چارچوب، مقوله ای به نام «روشن فکری دینی» قابل طرح و تفکر و تأمل است. نخست، بدین علت که چنین فضای گفتمانی، اساسا بستری مهیا برای تولد و رشد روشن فکر فراهم می سازد و دوم، بدین دلیل که از این منظر، روشن فکر دینی کسی نیست که حرفه اش «گسستن از سنت» و ترسیم چهره ای مدرن از دین است؛ بلکه کسی است که با پذیرش دین، وظیفه خود را «بازخوانی، بازسازی و در یک کلام واسازی سنت و دین» می داند. با این نگاه، می توان هویت این روشن فکر را بدین گونه تعریف نمود: روشن فکر دینی، اولاً، «روشن فکر» است؛ یعنی متعهد و ملتزم به نقد، به معنای جدید آن است؛ ثانیا، به تبع شرایط تاریخی و اجتماعی ای که در آن می زیسته، و به تبع محوریت دین در جامعه مربوطه، به دین توجه ویژه می ورزد؛ ثالثا، در مواجهه با دین، حکم به نفی دین نمی دهد، یعنی در پروژه «گسست از سنت» قرار نمی گیرد. بلکه می کوشد از طریق «واسازی دین»، قرائتی سازگار با روح و مقتضیات زمانه به دست دهد و رابعا، شخصا تعلقات دینی دارد و جامعه دینی وی را «دین دار
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
