اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل توبه و جایگاه آن در عرفان ۳
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 80
فرمت فایل پاورپوینت
تحولی در ارائهها با فایل پاورپوینت کامل توبه و جایگاه آن در عرفان ۳!
اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفهای برای ارائهی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل توبه و جایگاه آن در عرفان ۳ بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل توبه و جایگاه آن در عرفان ۳ از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین میکند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آمادهی استفاده باشند.
فایل پاورپوینت کامل توبه و جایگاه آن در عرفان ۳ شامل 62 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفهای، ارائهی شما را به سطحی بالاتر میبرد.
چرا باید از فایل پاورپوینت کامل توبه و جایگاه آن در عرفان ۳ استفاده کنید؟
✔ طراحی حرفهای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل توبه و جایگاه آن در عرفان ۳ با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.
✔ صرفهجویی در زمان: نیازی نیست ساعتها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.
✔ استفادهی آسان: بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.
✔ فایل پاورپوینت کامل توبه و جایگاه آن در عرفان ۳ قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل توبه و جایگاه آن در عرفان ۳ حرفهای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.
متمایز باشید!
دیگر نگران بهمریختگی یا طراحیهای غیرحرفهای نباشید. فایل پاورپوینت کامل توبه و جایگاه آن در عرفان ۳ به شما این امکان را میدهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائهای تأثیرگذار داشته باشید.
همین حالا دریافت کنید و تجربهای متفاوت از ارائههای حرفهای را داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل توبه و جایگاه آن در عرفان ۳ :
گذشت که:توبه در عرفان جایگاه بلند و والا دارد، نخستین گام سالک برای وصول به حق،توبه است.دراین زمینه سخنان چهره های برجسته عرفان را نقل کردیم; آنگاه پیرامون حقیقت توبه و فضیلت و شرایط آن به تفصیل سخن گفتیم، واینک آخرین قسمت ازاین مقال را پی می گیریم.
مراتب توبه
توبه دارای مراتب و درجاتی است، همه باید توبه کنند و توبه هرکس مناسب مرتبه ومقام معنوی اواست، زیراتوبه همان سوز و آتش ندامت و انقلابی از درون است برای از میان برداشتن حجابها. و حجابها دارای انواعی است: حجاب ظلمت و حجاب نور، و هرکجا که حجاب باشد توبه هم هست، از این رو همان ملاکی که برای توبه گناهکار است، برای توبه یک پیامبر هم هست، و خدای سبحان می فرماید: «توبوا الی الله جمیعا ایهاالمومنون لعلکم تفلحون » (۱)
گرچه در سخنان عارفان دراین مورداندک اختلافی به نظر می رسد، اماتقریبا بلکه تحقیقا همه آنان اتفاق دارند که توبه دارای مراتب است و همه باید توبه کنند. و اختلاف، در تعداد مراتب و کیفیت توبه هر مرتبه است.
ملاهادی سبزاوری در منظومه می فرماید: «توبه دارای سه مرتبه است:
۱- توبه عام: که همان توبه عوام از گناهان و معاصی می باشد.
۲- توبه خاص: که توبه از ترک اولی است مانند: حضرت آدم علیه السلام و…
۳- توبه اخص: و آن عبارت است از توبه کردن از توجه به غیر خدا، مانند توبه پیامبر صلی الله علیه وآله که می فرماید: «انی اتوب الی الله فی کل یوم ماه مره » (من در هر روز صد بار به درگاه خدا توبه می کنم.)
و توبه عم و خص و اخص
والعم بالذنب و خصها یخص
بترک الاولی. والاخص التوب
من توجه بغیر حق فلازکن (۲)
و در مصباح الهدایه می فرماید:
«در طریق صوفیان توبه درجاتی دارد و برسه مرتبت منقسم آید، عام، خاص و خاص الخواص… توبه عام: رجوع از معاصی، به معنای استغفار به زبان و ندامت به دل، و دلیل این که استغفار توبه است قول خداست «فاستغفروالذنوبهم » اما توبه خاص، رجوع است از طاعت خویش به معنای تقصیر دیدن و به منت خدای نظاره کردن که هرفعلی بیاورد آن فعل، سزای خداوند نبیند و از آن طاعت همچنان عذرخواهد که عاصی از معصیت، و استغفار انبیاء را معنی این است چنان که خداوند فرمود مصطفی را – علیه السلام – «واستغفرلذنبک » و او را ذنب و عصیان نبود لکن در گذاردن حق خدا لامحاله مقصربود، از آن که هیچ بنده ای حق خداوند خویش به تمامی نمی تواند گذاردن.
اماتوبه خاص خاص: رجوع است از خلق به حق به معنای نادیدن منفعت و مضرت از خلق چنان که گفت: «لاتدع دون الله مالاینفعک ولایضرک » و باایشان آرام ناگرفتن و بر ایشان اعتماد نکردن و عجز خلق در جنب قدرت حق دیدن و فقر ایشان در جنب غنای حق دیدن » (۳)
سعیدبن فرغانی پس از ذکر مراحل اولیه عشق و طی آن مراحل می گوید:
«پس از رسیدن به این مرحله تمام مرحله اول عشق را گناه شمرد و از آن توبه کند، چنان که موسی در آن افاقت از انبساط و طلب رویت توبه کرد و قرآن از او حکایت کرد «قال انی نبت الیک » ای رجعت عماظننت و توهمت بالاشتغال بک و بحبک و طلب حظوظها و لذاتها منک وانا اول المومنین.» (۴)
در جای دیگری از همین کتاب ارزشمند پس از نقل روایت مشهور که انی لاسغفرالله… همین مطلب را می گوید (۵) و در توضیح شعر ابن فارض که:
وفی صعق رکی الحس خرت افاقه
لی النفس قبل التوبه الموسویه.
مطلب را به خوبی توضیح می دهد که جهت مراعات اختصار از نقلش صرف نظر می کنیم. (۶)
و پیرهرات می فرماید:
توبه عامه، از فراوان کردن طاعت است و آن به سه چیز دعوت می کند: این که بنده از شر گناه و از نعمت مهلت پاداش چشم بپوشد; براین ادعا که بر خدا حق دارد; (از این دوری بجوید) خود رابی نیاز نشمارد که آن عین جبروت و سرکشی از خدا است.
و توبه متوسطان : توبه کردن از کم انگاشتن و کوچک شمردن معصیت وگناه است و آن عین گستاخی و سرکشی است. و محض آراستن است خود رابه حمیت. وتن دادن به خود را از بندگی خدا بریدن است.
و توبه خاصه: توبه از ضایع کردن وقت است، و ضایع کردن وقت، فرو افتادن در نقیصه می باشد و نور مراقبت را خاموش می کند و عین صحبت را مکدر می سازد و مقام توبه کامل نمی شود مگر با انتهای توبه از هرچه پایین تر از حق است و سپس رؤیت نقصان آن توبه و سپس توبه از رؤیت آن علت.» (۷) برای کمال بحث سخنی دیگر از این بزرگ نقل می کنیم:
«… توبه عوام از ذلت، و توبت خواص از غفلت، و توبه خاص خاصان از ملاحظه اوصاف بشریت است . توبه عوام به آن است که از معصیت به طاعت برگردند و توبه خواص، که از رؤیت طاعت به رؤیت توفیق آیند و طاعت خود را نبینند بلکه همه را توفیق حق بینند. حد نظر عوام به افعال است، و میدان نظر خواص به صفات. محل نظر خاص خواص جلال ذات است. عوام گوید: «خداوندا من از عقاب تو، به عفو تو پناه می برم.» خواص می گوید: «خداوندا من از خشم تو، به رضای تو پناه می برم.» خاص خواص گوید: «خداوندا من از تو به خودت پناه می برم.» (۸)
امام صادق علیه السلام می فرماید: «بنده باید پیوسته و در همه حال، در حال توبه باشد و برای هر فرقه و طایفه، توبه ای مخصوص است پس، توبه پیامبران از مضطرب شدن باطن و بهم خوردن حالت اطمینان است; و توبه اولیاء از عوارض رنگارنگ و تلون خاطر است که بر خلاف ثبوت و استقامت است و فراغت; و توبه اصفیاء و برگزیدگان حق از استراحت و فراغت و غفلت و کدورت می باشد که برخلاف دوام توجه است. و توبه افراد خاص و بندگان مخصوص از مشغول بودن به غیر پروردگار است، که توجه به غیر خدا پیدا کرده وسرگرم آنها باشد; و توبه عوام و عموم مردم از گناهان و معاصی و خلافها است. و برای هرکدام از این اصناف و طبقات، نسبت به موضوع توبه مخصوص خود و نتیجه توبه و هدف و برنامه خود، معرفت و علم مخصوصی است که به دیگری صدق نمی کند… (۹)
عزیزالدین نسقی می گوید:«اماثوابی که موعوداست درآخرت زاهدان و تائبان را،آن زاهدی است که روی ازدنیابه کلی برگردانیده وآن تائبی است که روی ازمعاصی به کلی گردانیده باشد. (۱۰)
تاملی در مراتب توبه
در هر حال، بی گمان بحث از مراتب توبه از مهم ترین مسایل توبه از دیدگاه عارفان است، از نظر آنان هرکسی در هر مقامی و مرتبه ای که هست باید توبه کند و همیشه باید در حال توبه باشد، و حتی از این توبه خود هم توبه کند، و این مطلب بسیار خطیر است تا آنجا که محیی الدین عربی، امام العارفین پس از بحث توبه، بابی را برای توضیح (ترک) «التوبه من التوبه » گشوده است و به تفصیل در آن سخن گفته است. (۱۱) آیات قرآنی و سنت پیامبر وائمه معصومین(س) نیز موید این معنی است – چنان که نمونه اش از مصباح الشریعه گذشت – در قرآن، هم توبه گناهکاران مطرح است و هم توبه پیامبران.
تحلیل علامه طباطبایی: علامه، تحلیلی دقیق از مسئله ارائه می دهد و آن این که توبه به معنای رجوع به خدا برای قرب به اوست و بی گمان، معنای قرب و بعد، نسبی و تشکیکی است. بنده ای که درمقامی قرار دارد گرچه نسبت به برخی از مقامات، دارای قرب است، امانسبت به سایرمقامات دارای بعد است. از این رو مقربان درگاه خدا و بندگان شایسته او همواره باید برای رهایی از بعد نسبی و صعود به مقامی والاتر و بالاتر و مقرب تر به کوشند واین مصداق توبه است و به قول شارح مصباح الشریعه (۱۲) – رضوان الله تعالی علیه – این، به مراتب دشوارتر است از توبه از گناه، و مرحوم علامه توبه پیامران را چنین تفسیر و توجیه می فرماید. (۱۳)
براساس آنچه ما از تعریف توبه ارائه دادیم نیز، این مساله کاملاقابل تبیین است. ماگفتیم توبه همان آتش ندامت است که در جان سالک افتاده وشعله هایش دردی و سوزی توصیف ناپذیررا در درون وی ایجاد کرده است، این حالت هم می تواند در مورد بنده گناهکار خداوند باشد و هم درباره پیامبری بزرگ. باتوجه به اهمیت مطلب به ذکر مثالی می پردازیم که شامل توبه جمعی گناهکار وسیه دل، وپیامبری ازپیامبران بزرگ خدا(یونس) است:
یونس سالها در میان قومش به انجام وظیفه و تبلیغ رسالت خویش مشغول بود، اما قوم ناسپاس او نه تنها ایمان نیاوردند بلکه استهزاء و اذیت و آزار او را به اوج خود رسانیدند تا آنجا که پیامبرخدا (یونس ) از هدایت آنان نومید شد و از خدا درخواست کیفری سخت برای آنان کرد. «روبیل » مردی دانشمند بود که در میان آنان می زیست و به یونس ایمان آورده بود، هنگامی که نشانه های عذاب شدید خدا نمایان شد، او در صدد توبه مردم برآمد عارف کامل و واصل، میرزا جواد ملکی تبریزی – رضوان الله تعالی علیه – صحنه را چنین به تصویر می کشد:«… که آن حکیم تربیت شده خانواده نبوت، جناب «روبیل » چه حال برای آنان یاد داد که خود را به آن حال انداختند و بلای نازل را برگرداندند و حال آن که دیده نشده بود که بعد از نزول بلا، توجه ثمری بدهد. ولی روبیل به آنان یاد داد که بچه را از مادران جدا ساختند و بره هارا از میش ها جداکرده، گوساله هارا از ماده گاوها گرفتند، ماده ها را بالای کوه بردند بچه هایشان را در ته دره انداختند، مردها پلاس پوشیده، روی خاک افتاده، خاک بر سر ریختند، حیوانات مادرها را به جهت علف صدا می کردند اطفال خودشان، به جهت شیر و به جهت مادرها، گریه می کردند خودشان از ترس عذاب و شدت هول که از زرد شدن خورشید (اصفرارشمس ) و وزیدن بادهای عذاب و سیاهی رنگشان که می دیدند، ناله های جانسوز به (ربنا ظلمنا انفسنا وان لم تغفرلنا و ترحمنا لنکونن من الخاسرین) وندای «یاارحم الراحمین » به اوج فلک رسانیده، خلاصه محشری به پاکردند تا آن که دعوت و نفرین پیامبرشان بعد از نزول عذاب را برگرداندند، دریای رحمت ارحم الراحمین به جوش آمد، حضرت اسرافیل را امر رسید که قوم یونس را بخشیدم ایشان را دریاب، بلا را از ایشان دورکن…» (۱۴) قوم یونس توبه ای واقعی می کنند چنان شعله های آتش ندامتشان فروزان و سوزان است که قبل از این که آتش عذاب الهی برسد، جانشان را می سوزد و دیگر جای برای آن نمی گذارد اما قصه بر اینجا ختم نمی شود، زیرا یونس که در انتظار کیفری سخت بر این مردم نادان و ناسپاس بود پس از موعد مقرر برگشت تا آثار عذاب الهی رامشاهده کند، اما باکمال شگفتی دید مردم به زندگی معمولی خود با نشاطی افزون، ادامه می دهند. او ناراحت شد و در یک لحظه غافل شد که خدای بالا سر او است و جز از سر حکمت تصمیم نمی گیرد، علیرغم دعوت قومش مصمم شد به جای دیگری رود. به کنار دریا آمد، سوار قایق و یا لنجی شد، نهنگی عظیم الجثه ظاهر شد: درآن زمان معمول بود که برای نجات سرنشینان لنج یاقایق، به قید قرعه یک نفر را انتخاب و به کام نهنگ می انداختند و قرعه بنام او در آمد، دیدند مرد خوبی است، از نو قرعه کشیدند، بازهم به نام او درآمد … و بالاخره یونس را به کام نهنگ انداختند. هنگامی که او در ظلمات درون شکم نهنگ قرار گرفت با خود گفت : شگفتا: خداوند توبه این بندگان گنهکار را که به پیامبرش ستم کردند می پذیرد، آیا توبه مرا نمی پذیرد؟ چرا غافل شدم و پس از قبول توبه آنان، رهایشان کردم. و احتمالا افکار واندیشه هایی از این قبیل منشا انقلاب درونی یونس شد، آتش پشیمانی جانش را فرا گرفت و شعله کشید، شعله هایش فروزان و فروزان تر شد، فریاد زد: ای خدای زیبای بی عیب و نقص من، جز تو محبوب و معشوقی نیست ، تو
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
