اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل بایسته های پژوهشی ؛ مصاحبه با حجه الاسلام و المسلمین محمد صادق لاریجانی
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 78
فرمت فایل پاورپوینت
پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل بایسته های پژوهشی ؛ مصاحبه با حجه الاسلام و المسلمین محمد صادق لاریجانی؛ ابزاری کارآمد برای ارائههای برجسته
آیا به دنبال ارائهای بینقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل بایسته های پژوهشی ؛ مصاحبه با حجه الاسلام و المسلمین محمد صادق لاریجانی با 115 اسلاید با طراحی حرفهای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.
ویژگیهای بارز فایل فایل پاورپوینت کامل بایسته های پژوهشی ؛ مصاحبه با حجه الاسلام و المسلمین محمد صادق لاریجانی:
- گرافیک شگفتانگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
- استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل بایسته های پژوهشی ؛ مصاحبه با حجه الاسلام و المسلمین محمد صادق لاریجانی به گونهای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
- کیفیت حرفهای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شدهاند.
طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل بایسته های پژوهشی ؛ مصاحبه با حجه الاسلام و المسلمین محمد صادق لاریجانی با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.
توجه: نسخههای غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل بایسته های پژوهشی ؛ مصاحبه با حجه الاسلام و المسلمین محمد صادق لاریجانی تضمینشده است.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بایسته های پژوهشی ؛ مصاحبه با حجه الاسلام و المسلمین محمد صادق لاریجانی :
ضمن تشکر از حضرت عالی که فرصتی را در اختیار ما گذاشتید، مستحضرید که یکی از بخش های مجله پژوهش وحوزه، بایسته های پژوهشی است. این بخش به دنبال تعیین اولویت های پژوهشی در حوزه دین است. چون تا زمینه ها وعرصه های پژوهش و اولویت های آنان روشن نشود، امر پژوهش به تکرار کشیده خواهد شد و خلاهای روز را پر نخواهد کرد، به همین خاطر خدمت شما رسیدیم تا مباحثی درباره بایسته های پژوهشی طرح و بررسی شود. به عنوان اولین سؤال به نظر شما امروزه بایسته های پژوهشی در حوزه علوم اسلامی کدامند؟
حجه الاسلام لاریجانی: بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد واله الطاهرین. من هم از سروروان و برادران گرامی تشکر می کنم. البته همان طور که فرمودید اصل توجه به بحث پژوهش در حوزه های علمیه و مؤسسه های اموزش عالی کشور و این که پژوهش چه سمت و سوهایی باید داشته باشد و از چه روش ها و ابزارهایی باید استفاده کند و مخصوصا این که چه برنامه هایی در دراز مدت برای آن تدوین شده بحث بسیار مهمی است. طبعا حوزه هم به لحاظ ساختار علمی که دارد فراتر از بحث تبلیغی اش این پرسش ها در آن مطرح است
.
پاسخ به این پرسش ها سهل نیست و هر یک نیاز به تامل بسیار، اطلاعات دقیق از اوضاع تحقیق در حوزه، نیروهای موجود و بالقوه در آن و امکانات مادی قابل اعتماد دارد. ولی در هر حال پاره ای نکات کلی وجود دارد که توجه به آن ها خالی از فایده نیست
:
نکته هایی درباب پژوهش
نکته اول – آموزش و پژوهش: آموزش و پژوهش تا حدی در هم تنیده اند; یعنی نمی توان گفت مرز کاملا دقیقی بین این دو وجود دارد، به علاوه آموزش بی پژوهش مسلما نه مفید است و نه مطلوب، ولی در هر حال این را هم نمی توان انکار کرد که مصادیقی از «پژوهش » وجود دارد که در «پژوهش » بودن آن تردید نیست. فرض کنید استادی با شاگردی سال ها کار می کند، آموزش های لازم را به او می دهد گرچه همین ها توام با پژوهش فی الجمله هم هست ولی از یک زمانی به بعد دیگر بسیاری از کارها و موضوعات را به عهده خود شاگرد می گذارد که تحقیق کند. می توان گفت این مصداق مسلم پژوهش است
.
نکته دوم – نهادینه شدن پژوهش: ما در هر حیطه ای – مخصوصا در علوم حوزوی – که هستیم نیاز به طرح های پژوهشی داریم، از جمله اموری که احساس می کنیم حوزه های علمیه به آن توجه جدی نکرده اند و آن هایی هم که توجه می کنند توجهاتشان شخصی است همین مسئله طرح های پژوهشی است. ما باید این امر را نهادینه کنیم. ببینید الان در حوزه، پژوهش هایی که صورت می گیرد عمدتا پژوهش های خودرو و شخصی است; یعنی کسی به موضوعی علاقه مند می شود و دنبالش می رود و در انجام طرح با مشکلات زیادی هم مواجه می شود، و بسیاری اوقات هم ناقص می ماند
.
همین طرح «جامع احادیث شیعه » که به امر مرحوم آیه الله العظمی آقای بروجردی – قدس سره – شروع شد را در نظربگیرید. اگر از این طرح حمایت معنوی و مادی گسترده می شد می توانست به صورت قابل استفاده تر، ماندنی تر و با فهارس و نمایه های دقیق موضوعی و رجالی، در دسترس محققان قرار گیرد. اگر بتوان اجرای این طرح ها را نهادینه کرد مراکزی با هیئت های علمی مجرب برای همین طرح های پژوهشی طلبه را راهنمایی کنند و به کار تحقیقی شان هت بدهند بالاخر استادی که فی المثل بیست سال در رشته ای کارکرده مسلما طرح های بسیاری در ذهنش هست که می تواند به طالبان علمی که مقدماتی را طی کرده اند ارائه بکند و در مراحل مختلف به لحاظ منابع، نحوه کار و بررسی انتقادی به علاقه مندان پژوهش کمک کند.بنابراین قبل از این که ما حیطه های خود پژوهش را تعیین کنیم باید توجه کنیم که نیاز به طرح های پژوهشی داریم آن هم به نحو نهادینه. مقصودم این است که اصل جریان پژوهش نباید صرفا صورت شخصی و فردی داشته باشد، مراکزی باید به تقسیم و نهادینه شدن کمک کنند
.
نکته سوم – ضرورت استاد راهنما: همین الان که در حوزه پاره ای تحقیقات در حال انجام است نیاز به استاد راهنما خیلی حس می شود، در همین مدارج علمی هم که برای برخی از برادران که در درس خارج شرکت می کنند مطرح شده نیاز مبرم به استاد راهنما وجود دارد و معمولا هم با مشکل روبه رو هستند. بنابراین برای این هم باید یک فکری کرد و اساتید راهنمایی را معین کرد با آنها صحبت کرد که لا اقل پاره ای از وقتشان را برای کارهای تحقیقی کسانی که می خواهند به پژوهش بپردازند، اختصاص بدهند
.
نکته چهارم – تقسیم کار: در حوزه علوم دینی نواحی مختلفی برای کار وجود دارد زمینه هایی که در آن ها کار عمده ای صورت نگرفته و بکر است. پژوهش در برخی از این زمینه ها اکنون یک ضرورت است مثل کلام جدید و هر منوتیک ولی همین دغدغه و احساس نیاز در حیطه های مختلف، مشکل ساز است. توانایی های افراد محدود است لذا باید به نحوی تقسیم کار صورت گیرد تا نتایج مطلوب تری به دست آید. مراکزی مثل همین معاونت پژوهشی حوزه می تواند در این تقسیم کار و جهت دهی به پژوهش ها نقش خوبی ایفا کند. ما الان مراکز مختلفی در همین شهر مقدس قم داریم که گاهی کارهای موازی انجام می دهند مشکل همین است که هم آهنگی در پژوهش صورت نگرفته است و تقسیم کار نشده است
.
نکته پنجم – اطلاع رسانی: از جمله نکات مهمی که در بحث پژوهش مخصوصا در حوزه باید روی آن سرمایه گذاری کرد مسئله اطلاع رسانی درباب پژوهش است. متاسفانه الان در خیلی از بحث هایی که صورت می گیرد محققین ازکارهای یکدیگر مطلع نیستند نفس ظهور و انتشار تحقیقات و پژوهش ها از ارکان اساسی ترویج وتوسعه علم است. ببینید الان وضع ما در حوزه ها متاسفانه این طوری است که مثلا استادی بحث خارج را شروع می کند، تحقیقات خیلی عمیق هم دارد، اما تقریرات ایشان بعد از بیست یا سی سال چاپ می شود! یعنی در زمانی که ممکن است اصلا این بزرگوار در حیات نباشد یا اگر هم باشد حال و مجالی برای بحث علمی نداشته باشد. من فکرمی کنم یکی از وظایف عمده ای که اکنون برای توسعه پژوهش به عهده داریم همین مسئله اطلاع رسانی در پژوهش و بروز کارهای تحقیقاتی افراد است. یکی از راه های اطلاع رسانی وجود مجله های تخصصی در حوزه های فقه، اصول، کلام و یا… است که باید به این امر بپردازند
.
البته الان پاره ای مجلات تخصصی داریم ولی فکر می کنم لااقل برخی در آن سطحی نیست که انتظارش می رود. به علاوه هنوز نقد و بررسی به تعبیر امروزی ها نهادینه نشده است; مثلا خوب است یک عالم وظیفه خود بداند که به نقد آثار عالم دیگری بپردازد و حرف های او را مورد اعتنا قرار دهد و این طور نشود که حجاب معاصرت مانع از این شود که علمای هم عصر، روابط علمی نزدیک و صمیمی با یکدیگر داشته باشند. به نظر من این از ارکان ضروری توسعه در پژوهش است
.
یعنی ما هر چه در این سو جلو برویم به توسعه پژوهش در حوزه و به پیشرفت علوم در حوزه کمک کرده ایم. در این جا لازم است به امر دیگری که می تواند در جهت اطلاع رسانی مفید باشد اشاره کرد و آن تشکیل سمینارهای علمی کم هزینه است. در زمان حاضر چنین امری در میان ما خیلی مرسوم نیست و این خود، یک نقص است. به نظر من این سمینارها محل تضارب آراست و کار بسیار معقولی است. عرض من این است که سمینارهای جدی و علمی، مکان بسیار مناسبی است تا دانشوران هم عصر با یکدیگر مراوده علمی گسترده و منظم داشته باشند. خود این کمک می کند به این که دانشجویان و طلاب هم گرایش پیدا کنند. فرض کنید سمیناری باشد در یک بحث اصولی. چند تا عالم بنشینند آرای خودشان را عرضه کنند فضلایی هم که شرکت کرده اند گاهی اشکال بکنند. به این ترتیب برای تحقیقات آینده مسیرهایی پیدا می شود و این چیزی است که در همه جهان معمول است و من فکر می کنم در این جا هم برای توسعه در پژوهش های حوزوی در هر قسمتش ما به این چنین کاری نیاز داریم
.
اولویت های پژوهشی
حال می رسیم، به بحث اصلی; یعنی پژوهش باید در چه حوزه هایی متمرکز شود یا اولویت ها در پژوهش چیست؟ واقعیت این است که تشخیص این مطلب و پاسخ به این پرسش خود یک بحث اجتهادی است; یعنی هر نظری هم که بنده الان این جا مطرح کنم در واقع خودش یک نظریه است که از آن دفاع خواهم کرد ولی در عین حال باید آن را نقد کرد، چون این مسئله که چه علومی در حوزه باید مورد آموزش و پژوهش باشد، خود به چند مؤلفه مبتنی است
:
مؤلفه اول – تعیین رسالت حوزه: یکی این که ما اصلا به چه نظریه ای درباب وظایف و رسالت حوزه قائلیم؟ خوب مسلما تبلیغ یکی از وظایف حوزه است. اما حال بحث پژوهش است; یعنی بحث فعلا در مرحله فهم دین است و تبلیغ در مرحله ای متاخر مطرح می شود و الان مورد بحث نیست. ما کسانی در حوزه داشتیم و داریم که می گویند مثلا شغل اصلی و بلکه تنها مشغله علمی طلاب باید فقه و مبانی آن باشد. اگراین نظر درست باشد یک نوع برنامه ریزی آموزشی و پژوهشی لازم دارد. ولی اگر نظر دیگری داشته باشیم، طور دیگری باید برنامه ریزی کرد. به نظرمی رسد که خود این هم یک بحث اجتهادی است که رسالت حوزه درباب شناخت دین چقدر است؟ فقط فقه است یا معارف دیگری دینی مثل تفسیر، اخلاق، کلام، فلسفه و علوم دیگر را هم شامل می شود. البته چگونگی تقسیم کار هم خود بحث دیگری است ولی اصل این که در یک ظرف ایده ال اگر نیروهایی کافی و کار آمد داشته باشیم به چه معارفی باید بپردازند، به نظر من این خودش یک بحث اجتهادی است
.
مؤلفه دوم – تعیین مسئله ارتباط معارف دینی و علوم بشری: مؤلفه دیگری که باز این بحث تشخیص پژوهش های حوزوی به آن مبتنی است مسئله ارتباط معارف دینی و معارف بشری است. همین بحث هایی که امروزه هم در هرمنوتیک و در تفسیر متون مطرح است اگر انصافا این مطلب ثابت بشود که معارف دینی ما واقعا مبتنی بر معارف بشری است و با آن ها هماهنگ هستند و هر تحولاتی که در معارف بشری رخ بدهد در هر حیطه ای، در معارف دینی تاثیر می گذارد، در این صورت برنامه های پژوهشی در حوزه سمت و سوی خاص خواهد گرفت ولی اگر ما معتقد باشیم که نه، آن ادعا درست نیست و معارف دینی خودشان دارای یک نحو استقلالی هستند، حالا به هر حدی که قابل تصور هست، آن وقت برنامه های پژوهشی جور دیگری خواهد شد پس این هم یک بحث است
.
مؤلفه سوم – عقلا نیت در پژوهش: مسئله عقلانیت
( Rationality )
در پژوهش شاید قدری جدید و نا مانوس باشد ولی مسلما اصل مفهوم و اصل ایده، مفهوم ایده ای است که تقریبا همه علما با آن آشنایی داشته اند وامروزه هم این حث خیلی مهم است. می دانید که تلاش هایی صورت می گیرد که بگویند همه علوم به هم مرتبطند و امکان ارتباط بین همه معارف هست و از این جا نتیجه می گیرند که حوزویان باید در تمام علومی که بشر در آن کار می کند، خود را درگیر کنند. البته به لحاظ عملی هیچ تصویر معقولی برای این نظریه ارائه نمی کنند ولی به هر حال معتقدند که معارفی که عالمان با مراجعه به کتاب و سنت به دست می آورند متناسب با معارف عصری آنها است، اگر در آن علوم مجتهد باشند اجتهادشان در این جا هم سرایت می کند، اگر مقلد باشند این جا هم مقلد خواهند بود
.
این ادعایی مبنایی است که به گمان من کاملا نادرست است ولی الان بحثم چیز دیگری است. سخنم این است که صرف امکان ارتباط یا حتی وجود ارتباط بین معارف کافی نیست تا این که ما را موظف کند در آن حیطه ها به پژوهش بپردازیم
;
یعنی مسئله پژوهش خود نیازمند نوعی عقلانیت است; یعنی باید ابتدا معیار عقلانیت را به دست آورد که چه پژوهشی معقول است؟ چه کسی گفته هر امکان ارتباطی، پژوهش را معقول می سازد. من همیشه مثالی افراطی برای دوستان می زنم و می گویم اگر به ما بگویند در چین در یک چاهی مرتاضی هست و مطالبی دارد اگر او آن مطلب را به شما بگوید درهایی از معارف در فقه برای شما گشوده می شود ممکن است بگویید این که شما می گوئید امکان دارد ولی دلیلی ندارد ما دنبال این امکان برویم; یعنی عقلانیت پژوهش ومعقول بودن پژوهش خود امری است چون پژوهش یک عمل و کار است که در آن باید معیارهای عقل عملی را به کار برد. در این جا به یک عقلانیت عملی
( Practical rationality )
نیازمندیم، علمای ما از دیرباز به این نکته توجه داشته اند و میزان فحص لازم را به عقلایی بودن مقید کرده اند. می گویند در مقام تحصیل احکام و یافتن روایات فحص در حد عقلایی لازم است. تحقیق هم همین طور است
.
البته نکته ای عمیق تر از این هم وجود دارد شما حتی اگر ارتباطی را کشف بکنید یعنی بفهمید اصلا ارتباط قطعی ست باز هم خودش اول کلام است، زیرا در این جا باید پرسید: آیا شارع اعتماد به این ارتباطات را قبول دارد یا نه؟ ما به دینی سرسپرده ایم چه اشکالی دارد که این دین به ما بگوید که اگر علم جفر بخوانی، ممکن است در فقه بتوانی یک سری استدلال هایی بکنی ولی این چنین استدلالهایی را من قول ندارم. راه جفر را در استنباط و کشف معارف دینی قبول ندارم. این کاملا معقول است. بنابراین به نظر من علاوه بر این که باید نظریه ای درباب ارتباط معارف تنقیح کنیم چون بعضی وجوهش در پژوهش تاثیر می گذارد این را هم باید تنقیح کنیم که از چه عقلانیتی در فحص دفاع می کنیم و چه عقلانیتی را قبول داریم. آیا معتقدیم مطلق امکان ارتباط، کافی است، که در این صورت سمت و سوی پژوهش و نیز حیطه های آن شکل خاصی خواهد گرفت و اگر بگوییم چنین امکان ارتباطی برای پژوهش کافی نیست، طبعا هم در جهت گیریهای پژوهشی و هم در حیطه آن تفاوتهای اساسی بوجود خواهد آمد
.
این سه رکنی است که به نظر من مهم است برای این که ما بتوانیم حیطه های پژوهشی را تشخیص بدهیم. حالا شاید بد نباشد آنچه را در این باب به ذهن قاصرم می رسد مطرح کنم گرچه ممکن است از حد یک پیشنهاد فراتر نرود
.
رسالت حوزه
درباب رسالت حوزه معتقدم که تمام حیطه هایی که به فهم کتاب و سنت بر می گردد و بلکه فراتر، به فهم دین برمی گردد جزء رسالت حوزه است و واقعا هیچ انحصاری به فقه ندارد; مخصوصا این استدلال از برخی شنیده می شود که اگرشما در فقه کار کنید در حیطه های دیگر هم دارای قدرت استنباط می شوید به نظر صحیح نمی آید. بالاخره حیطه های دیگر هم موضوعات خاص خودش را دارد و گاه روش های تحقیقی اش فرق می کند. حتی اگر فرق هم نکند نمی توانیم بگوییم صرف این که مثلا در فقه جزئیات تخصصی یک فرع فقهی درباب دین و رهن و… را فرا بگیریم مسائل نظری عمده در باب اخلاق هم حل می شود. به نظر من، این حرف درستی نیست و ساده انگاری بی دلیلی است. بنابراین درباب رسالت حوزه، سوای بحث تبلیغ که رسالت حوزه است، در مقام فهم کتاب وسنت معتقد به نوعی توسعه ام یعنی کل حیطه های معارف دینی تحت رسالت حوزه است; فهم کتاب و سنت مسلما دارای شعبه های مختلف است; تفسیر جزء حیطه کار می شود، پاره هایی از مباحث تاریخی، علوم انسانی، کلام و فلسفه داخل در حیطه تحقیق و پژوهش حوزوی می شود. در اینجا توجه به یک اشتباه رایج، ضروری است. اگر ما می گوییم فهم کتاب و سنت رسالت اصلی حوزه است معنایش این نیست که، فلسفه و کلام از حیطه پژوهشهای حوزوی بیرون است. بسیاری از مطالب کتاب و سنت نوع کلام و سنخ محتوایی اش سنخ کلامی و فلسفی است، نمی گوییم دین، از سنخ کلام یا فلسفه است که بحث دیگری است. این را باید پذیرفت که دین، محدود به کلام یا فلسفه نیست اما بسیاری از مدعیات دینی، مدعیات فلسفی – کلامی است. در قران، کلمه شریفه
«
لااله الاالله
» (۱)
آمده است. گرچه قرآن کتاب فلسفه نیست ولی محتوای این سخن فلسفی، کلامی و عرفانی است. این که درکل این عالم، الهی الا الله نیست یک ادعای متافیزیکی و فلسفی است. سخن من این است که قرآن و سنت ذو مراتب است مدعیاتی در آن ها هست که برخی به کلام مربوط می شود، بعضی به فلسفه، و برخی به علوم دیگر. بنابراین تا آن جایی که به این ها ارتباط دارد باید دنبالش برویم یعنی در اصل، وظیفه ما است.البته باید اضافه کنم مقصود این نیست که حالا همه مشغول مثلا فلسفه یا کلام بشوند چه بسا معتقد باشیم که باید به فقه توجه خاصی کرد; به این معنا که این
«
قدر متیقن » وظیفه ماست. ما که نمی توانیم از یک کشور دیگر فقیه بیاوریم و بگوییم پژوهش های فقهی را اداره کن
!
درهر حال در قبال آن نظری که معتقد است در حوزه های علمیه مثلا فقه کفایت می کند، من معتقدم که چنین نیست و در تمام حیطه هایی که به فهم کتاب و سنت مربوط می شود باید کار بشود و استدلالم نیز این است که کشف معارف دینی برای ما یک وظیفه است وانصافا شواهد زیاد روایی و قرآنی می توان اقامه کرد که ما موظفیم در معارف دینی تامل و تعقل کنیم. مثلا در آیاتی که خداوند توبیخ می کند چرا در قرآن تدبر نمی کنید مثلا «افلا یتدبرون القران ام علی قلوب اقفالها
» (۲)
نفرموده چرا درخصوص آیات احکام تدبر نمی کنید! سخن خدای سبحان این است که چرا در قرآن تدبر نمی کنید
.
همین طور روایاتی که از آنها می توان اصل غور در معالم دین را استفاده کرد. در همان آیه «نفر» که در بحث های اصولی از آن استفاده می کنند یعنی: «فلولا نفر من کل فرقه طائفه لیتفقهوا فی الدین ولینذروا قومهم اذا رجعوا الیهم
…» (۳)
انصافا تفقه هیچ انحصاری به خصوص فقه ندارد بلکه مطلق فهم کتاب و سنت است و فهم فقهی تنها بخشی از آن است. البته در آن جا بحث هست به خاطر این که «یحذرون » که در ذیل آیه هست آیا تناسب دارد با مطلق معارف یا معارف عملی و احکام
.
ولی در هرحال «تفقه » در اصطلاح قرآنی و روایی امر اعمی است
.
دیدگاه ها درباره ارتباط معارف دینی و معارف بشری
اما نسبت به رکن دوم که به چه نظریه ای دربا
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
