اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ریشه یابی رویکرد ظاهر گرایانه در فهم قرآن
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 43
فرمت فایل پاورپوینت
فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل ریشه یابی رویکرد ظاهر گرایانه در فهم قرآن؛ راهکاری شایسته برای ارائههای موفق
اگر بهدنبال یک فایل ارائهی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفهای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل ریشه یابی رویکرد ظاهر گرایانه در فهم قرآن انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 120 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائههای شما تهیه شدهاند.
دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل ریشه یابی رویکرد ظاهر گرایانه در فهم قرآن:
- طراحی ساختارمند و چشمنواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما بهخوبی دیده و درک شود.
- آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل ریشه یابی رویکرد ظاهر گرایانه در فهم قرآن آمادهی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
- سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخههای PowerPoint بدون بهمریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.
تولید شده با رویکرد حرفهای:
تمامی بخشهای فایل پاورپوینت کامل ریشه یابی رویکرد ظاهر گرایانه در فهم قرآن با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بینقص طراحی شدهاند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شدهاند تا ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید.
توجه:
تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل ریشه یابی رویکرد ظاهر گرایانه در فهم قرآن از کیفیت کامل برخوردار است. نسخههای غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمیشود از آنها استفاده شود.
با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل ریشه یابی رویکرد ظاهر گرایانه در فهم قرآن، سطح ارائههای خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ریشه یابی رویکرد ظاهر گرایانه در فهم قرآن :
مقدّمه
تاریخ تفکر اسلامی شاهد دو رویکرد انحرافی کاملاً متمایز در باب فهم قرآن و روایات بوده که هر یک از آن دو رویکرد، در بستر ریشه ها و عواملی مشخص یا گاه نامشخص شکل گرفته و از دیگر سو، هر یک، آثار و تأثیرات خود را بر حوزه اندیشه اسلامی بر جای گذاشته است.
نخستین رویکرد، تأویل گرایی بی ضابطه و برداشت هایی از باطن قرآن بود که نه تنها هیچ ارتباطی با ظاهر آن نداشت، بلکه با روح شریعت و اصول و قواعد تفسیر و مبانی مسلّم ادبیات عرب نیز در تعارض بود. نمونه ای از این انحرافات تفسیری، تأویل هایی است که «صوفیه» و «باطنیه» از آیات قرآن ارائه داده اند.(۱)
در رویکرد دوم، شاهد تحجّرگرایی و تقیّد افراطی بر ظواهر آغازین کتاب و سنّت، جمود بر روایات در تفسیر، عدم به کارگیری عقل و اندیشه در فهم معارف وحیانی، و فراتر نرفتن از معنای ابتدایی آیات هستیم؛ به ویژه آن که این مسائل بیش تر در آیات متشابهی است که جمود بر الفاظ و معنای ابتدایی آن موجب قایل شدن بر تجسیم و تشبیه درباره خداوند نظیر آیات «جاء ربّک» و «الرحمن علی العرش استوی» می شود. یا آیاتی که اخذ ظواهر آن ها و عدم جامع نگری به آیات مربوط به آن موضوع، به جبری گری، تفویض مطلق، نفی توسل و شفاعت و مانند آن منجر گردیده که هر یک از این خطوط و عقاید مطرح شده، آثار ناگواری را از حیث عملی در سطح جوامع اسلامی باقی گذاشته است؛ از جمله، اعتقاد به جبر و تفویض موجب رخوت، سستی و ظلم پذیری گروه هایی از مسلمانان در طول تاریخ شد و عقیده نفی توسل و شفاعت موجب کشته شدن یا تهمت به کفر بخش عظیمی از مسلمانان گردید. همچنین تأکید بر عدم فهم آیات متشابه موجب بسته شدن باب تعمّق گروهی از مسلمانان نسبت به آیات الهی شد. البته این جریان آثار فراوان دیگری داشته است که با بررسی هر یک از خطوط دیگر عقاید ظاهرگرایان به دست می آید.
ظاهرگرایی جریانی مقطعی و زودگذر در تاریخ تفکر اسلامی نبوده، بلکه حرکتی پرشتاب و تأثیرگذار بوده است که از دوران پس از پیامبر صلی الله علیه و آله آغاز شده و تا به امروز ادامه داشته و در این میان، سهم اهل سنت در بهره گیری از این سفره نامبارک بسیار بیش تر از شیعه بوده است. در میان اهل سنت، اهل حدیث و مدرسه حدیثی حجاز پرچمدار این تفکر بودند. استاد احمد امین دو ویژگی عمده برای مدرسه حدیثی حجاز برمی شمرد:
۱. کراهت شدید از سؤال از واجبات به دلیل آن که منبع اصلی نزد آن ها حدیث بوده و آنان اعمال رأی و نظر را نادرست می دانستند.
۲. تأکید بر حدیث، حتی نوع ضعیف آن و آسان گیری در شرایط پذیرش حدیث و مقدم داشتن آن بر رأی و نظر.(۲) آنان معتقد بودند: «نیاز قرآن به سنّت بیش از احتیاج سنّت به قرآن است»(۳) و یا این که: «عرضه احادیث بر قرآن خطایی است که زنادقه آن را ساختند.»(۴)
عده ای از ظاهرگرایان معتقد بودند: «… برای هیچ کس تفسیر قرآن مطلقا جایز نیست،
اگرچه وی دانشمندی ادیب و دارای اطلاعات گسترده در ادلّه، فقه، نحو، اخبار و آثار باشد و فقط می تواند به روایات پیامبر، صحابه و تابعین استناد کند.»(۵)
از این روست که در تاریخ می خوانیم: «مردی از مالک سؤال کرد: آیا خداوند به آسمان دنیا پایین می آید؟ مالک گفت: آری. مرد گفت: نزول او به علمش است یا چیز دیگر؟ مالک فریاد زد: ساکت شو، و به شدّت خشمگین شد.»(۶)
آری، چون ظاهر آیه چیزی بیش از این را اثبات نمی کند و از دیگر سو، ظاهرگرایان به روایات اهل بیت علیهم السلام نیز بهایی ندادند، ناچار شدند عقل خویش را از فهم پاره ای از معارف دینی تعطیل کنند.بغدادی درباره تفکر جبرگرایی ظاهرگرایان می گوید: «اینان… در کارها به جبر و اضطرار بودند. همه استطاعت ها و اختیارها را انکار می کردند… و نسبت دادن کارها بر آفریدگان را از روی مجاز می دانستند، چنان که گویند: آفتاب غروب می کند و سنگ آسیاب می چرخد، در حالی که هیچ کدام از این دو فاعل کاری که به آن ها نسبت می دهند نمی باشند.»(۷)
تفکر ظاهرگرایانه که از اهل حدیث و در رأس آن احمدبن حنبل آغاز شد، بعدها به وسیله اشاعره و نیز در قرن هفتم توسط ابن تیمیه با عقاید جدید نظیر نفی توسل و کفر مرتکب آن، نفی شفاعت و تبرک جستن و… ادامه یافت و در قرون اخیر نیز شاگرد ابن تیمیه، محمدبن عبدالوهاب به انتشار افکار او پرداخت.
بنابراین، اگر حتی در قرن ۱۴، که آن را دوران سیطره تفکر عقل گرایی بر تفاسیر قرآن نام نهاده اند، شاهد ارائه تفاسیر ظاهرگرایانه در باب آیات متشابه در حوزه نظری و رخوت و ظلم پذیری و عقب افتادگی و انحطاط در حوزه عملی هستیم، همه و همه نتیجه ریشه های درخت پیر و نامیمون ظاهرگرایی است که در سرزمین اندیشه اسلامی افشانده شده است.
اگر صفات خبری خداوند را به عنوان نماد ظاهرگرایی در نظر بگیریم، دو رویکرد انحرافی و البته شبیه به هم شکل گرفته است:
الف. پذیرش معنای ظاهری الفاظ: غالب فرقه های اهل حدیث به تقلید از احمد بن حنبل و استناد به سخن مالک بن انس درباره آیه «الرحمن علی العرش استوی» (طه: ۵) که گفته است: «الاستواء معلوم و الکیف مجهول و السؤال عنه بدعه»، معنای ظاهری صفات خبری را پذیرفته، سپس با آوردن لفظ «بلاکیف» به زعم خویش خواسته اند از اتهام تشبیه و تجسیم رهایی یابند.ابوالحسن اشعری در الابانه گوید: «قال اللّه تعالی: “کل شی ءٍ هالکٌ اِلاّ وجهه…” (قصص: ۸۸)، “ویبقی وجه ربّک ذی الجلال و الاکرام” (الرحمن: ۲۷)، فأخبر تعالی أنّ له وجها و عینا بلاکیف و لاحدود.»(۸)این شیوه مواجهه با آیات صفات توسط تمامی فرقه های اهل حدیث با تکیه بر عقیده به حجیّت سخن سلف صالح تکرار می شود و در میان تفاسیر مفسّران معاصر نیز این مسأله کاملاً مشهود است.(۹)
ب. اندیشه تعطیل در صفات خبری: صاحبان این اندیشه معنای آیات صفات را بیان نمی کردند و آن را به خدا واگذار می کردند و بدین ترتیب، معنای بخشی از آیات قرآن را معطل گذاشتند. «جهمیه»، «ماتریدیه»، گروهی از «کرامیه» و «ضراریه» از جمله این گروه بودند.(۱۰)
بحث از ایمان که آیا عمل جزء آن است یا نه و نیز بحث مهم عصمت پیامبران، که فرقه های ظاهرگرایی تا سرحد جواز انجام گناه بر پیامبران پیش رفتند، از دیگر نمودهای ظاهرگرایی است که بحث از آن مجال وسیعی می طلبد.
اما در میان شیعه نیز اندیشه ظاهر گرایی وجود داشت، هر چند دامنه آن بسیار محدود و اقوال ظاهرگرایانه آن هم بسیار کم تر بود. غلات شیعه از جمله ظاهرگرایانی بوده اند که اقوالی را به آن ها منتسب کرده اند که در بسیاری از موارد به دور از واقع بینی و از روی دشمنی با شیعه بوده است. ولی از آن جا که ائمه معصومین علیهم السلام به تصریح، آن ها را رد و از خود جدا کرده اند، به بحث از آن نمی پردازیم.(۱۱) از دیگر ظاهرگرایان شیعه، «اخباریان» بودند که تفسیر قرآن را فقط در تفاسیر معصومین علیهم السلام می جستند و در مواردی که تفسیری از ایشان نرسیده بود سکوت اختیار می کردند. اما از این جهت که احادیث معصومان علیهم السلام بسیاری از آیات متشابه نظیر مسأله صفات خبری، جبر و تفویض و بحث از عصمت و ایمان را بیان می کرد، آنان عقاید انحرافی چندانی نداشتند. شیخ طوسی در عدّه الاصول با اشاره به اخباریان می گوید: «اِذا سُئلوا عن التوحید او العدل او صفات الائمه او صحه النبوه قالوا روینا کذالک»؛(۱۲) آن گاه که از توحید و… از آن ها سؤال شود، گویند چنین روایت شده؛ یعنی آن چنان دقیق به صحت و سقم حدیث توجه نمی کنند و از عقل خویش در فهم آیه و حدیث بهره نمی گیرند.آنچه گفته شد نمونه ای از موارد فراوانی است که فرقه های ظاهرگرا به آن معتقد شدند و ذکر آن فقط برای آشنایی اجمالی با این تفکر بود و نظر به آثار فراوانی که در حوزه نظری و علمی، سیاسی و اجتماعی و فرهنگی در جامعه اسلامی به جای گذاشته، ریشه یابی این تفکر لازم به نظر می رسد که در زیر به آن می پردازیم.
۱. ریشه های روانی
انس آدمی با عالم ماده موجب گردیده که وی برای درک و شناخت حقایق فرامادّی و معقولات، از آن ها تصوری حسّی بسازد. یکی از مفسّران درباره ریشه روانی مسأله می نویسد: «آدمی در طول زندگی دست اندرکار حس و محسوس و متمایل به ماده و پای بند عالم خاکی است و همین مسأله باعث شده که انسان عادت کند هر تعقل و تصوری را ولو آن که مانند کلیات و حقایقِ منزّه از ماده، حس و خیال راهی بدان نداشته باشد به صورت حسّی مجسّم و ممثّل کند. به علاوه، آدمی تنها از طریق احساس و تخیل به معقولات می رسد و بنابراین، با حس و خیال انس و الفت دارد.
همین عادت که پیوسته ملازم انسان است باعث می شود که او برای خدا صورتی متناسب با امور مادی و محسوسی که با آن ها الفت دارد تصویر کند، حتی اکثر موحدینی که معتقد به تنزیه ساحت پروردگار از جسمیت و عوارضی جسمانی هستند، در ذهن خود برای خدای متعال صورتی مبهم و خیالی جدای از عالم ثابت می کنند و هر وقت به خدا روی می آورند و از او درخواستی می کنند و یا با او به گفت وگو می پردازند، همان صورت به ذهنشان متبادر می شود، ولی تعلیم دینی با جمع بین نفی و اثبات و ایجاد مقارنه بین تشبیه و تنزیه این اشتباهات را اصلاح کرده است.»(۱۳)
بنابراین، می توان گفت: تشبیه ریشه ای روانی دارد که همه انسان ها در آن مشترکند، اما آموزه های وحیانی این انس و الفت انسان را با حس برای رشد دادن به او اصلاح نموده و قلب و فکر او را که قابل توسعه و تکامل است می پروراند، لیکن عده ای به دلایلی از جمله جهل و لجاجت و تقلید، بر همان مسأله تأکید می ورزند. از این رو، گروهی از آنان به تشبیه و گروهی دیگر به تعطیل می گرایند.استاد مرتضی مطهری در بیان ریشه روانی عقل گریزی در ساحت معارف دینی می فرماید: «… بدیهی است که عامه مردم که اهل تعقل و تفکر و تجزیه و تحلیل نیستند همواره تدین را مساوی با تعبد و تسلیم فکری به ظاهر آیات و احادیث، بخصوص احادیث، می دانند و هر تفکر و اجتهادی را نوعی طغیان و عصیان علیه دین تلقی می نمایند، خصوصا اگر سیاست وقت بنا به مصالح خود از آن حمایت کند و بالاخص اگر بعضی از علمای دین و مذهب این طرز فکر را تبلیغ نمایند…»(۱۴)درباره ریشه شکل گیری غلات به عنوان یکی از فرق ظاهرگرا نیز بعضی علاوه بر وجود ریشه های دیگر، به یک منشأ روانی و عاطفی اشاره کرده و گفته اند: «اصل غلو در میان مردم ساده از یک منشأ روانی عاطفی سرچشمه می گیرد؛ به این ترتیب که هر کسی برای توجیه عقیده ای که انتخاب کرده است سعی دارد آن را از حد خود فراتر وانمود کند تا در میان مردم به کج سلیقگی و انتخاب سوء متهم نشود.»(۱۵) این منشأ روانی در بسیاری از شیعیان ساده دل وجود داشته و دارد و آنان را وادار به غلو درباره اهل بیت علیهم السلام می نماید.
۲. ریشه های فکری
از دیگر ریشه های ظاهرگرایی بحث از عوامل فکری و معرفتی است که در زیر به مهم ترین خطوط آن اشاره می شود:
الف. جمود فکری و تنگ نظری
فهم صحیح دین نیازمند وسعت نظر، ژرف اندیشی و عقلانیت است. در مقابل، تنگ نظری، قشری گری و جمود آفت فهم دین می باشد. نگاهی به تاریخ اسلام، نقش شایان توجه این عامل را در رشد یا انحطاط مسلمانان نشان می دهد. فرق ظاهرگرا عمدتا گرفتار این آفت فکری بوده اند. درباره این ویژگی خوارج می خوانیم: خوارج، عبد الله خَباب را به جرم این که با آنان هم عقیده نبود و علی علیه السلام را آگاه ترین مردم به خدا معرفی کرده بود، به شهادت رساندند. سپس همسرش را که حامله بود کشتند و شکم او را دریدند و فرزند در رحم او را نیز سر بریدند. در این هنگام یکی از خوارج یک دانه انار را که بر زمین افتاده بود برداشت و در دهان گذاشت. دوستانش به او اعتراض کردند که چرا چنین کار حرامی را مرتکب شد… .(۱۶)
شاهد دیگری بر نقش جمود، گواهی تاریخ بر عقیده پیروان ابن تیمیه و عکس العمل آنان پس از فوت او بود. ابن کثیر در این باره می نویسد: «ابن تیمیه حرانی دمشقی… در محلی که آن جا محبوس بود درگذشت و جمع کثیری در این محل (قلعه) حاضر شدند تا آن که اجازه داخل شدن به ایشان داده شد و قبل از غسل جماعتی نزدش نشستند و قرآن تلاوت کردند و به وسیله دیدن و بوسیدنش به وی تبرک جستند. سپس بازگشتند. پس گروهی دیگر از زنان آمدند و همان کار را انجام دادند… مردم بر نعشش عمامه ها و لباس هایشان را می انداختند.»(۱۷)این همه در حالی است که ابن تیمیه معتقد بود تبرک و توسل جستن به مرده موجب کفر و شرک می گردد و همواره به تبلیغ این تفکر می پرداخت و اکنون همین مسأله در میان مریدان وی به چشم می خورد و این نیست جز به این دلیل که او بذر عقاید خویش را در سرزمین اندیشه های خشک و متحجّر پیروانی می پاشید که از ژرف نگری بهره ای نداشتند.در میان عقیده غلات شیعه و اخباریان نیز نمودهای این جمود فکری قابل ملاحظه است. غلات مفهوم حب ائمه را بد تفسیر کردند و به دام شرک و کفر افتادند و اخباریان نیز با عدم توجه به نقش زمان و مکان در برداشت از مفاهیم دینی دچار رکود شدند. یکی از مفسّران ضمن اشاره به بینش اهل حدیث و اخباریه (شیعه و سنی) می نویسد: «سِرّ رکود معرفت شناسی در اعصار سلف بینش متحجرانه ظاهرگرایانی بود که نه تنها در مسائل فقهی به وجوب احتیاط در “مالانص فیه” معتقد بودند، بلکه در مسائل اعتقادی هم، چون قرآن مهجور بود و به بهانه تحریف ساختگی یا دشواری فهم یا علل مرموز دیگری از حوزه کتاب و حکمت تبعید شد و آیات فراوانی که دعوت به نظر، تدبر، تعقل و مانند آن داشت یا مصداق استدلال و نمونه احتجاج و نظایر آن را ارائه می داد همچنان مغفول عنه ماند…»(۱۸)
ب. جهل
عدم آگاهی و علم نسبت به مفاهیم دینی و قواعد آن، عامل عمده ای در انحراف از مسیر فهم قرآن به طور کلی و برداشت های ظاهرگرایانه به طور خاص داشته است. در آیات قرآن از جهل به عنوان یکی از موانع معرفت شناسی نام برده شده است؛ به عنوان مثال، در آیه «کذالک یطبع اللهُ علی قلوب الذین لایعلمون» (روم: ۵۹)، جهل عامل بسته شدن قلب ها، و در روایتی از علی علیه السلام جاهل به عنوان “مرده ای در میان زندگان” معرفی شده است: «الجاهل میّت بین الاحیاء.»(۱۹)یکی از شبهات ظاهرگرایان این بود که نسبت به تأویل بعضی از آیات ابراز نادانی نمودند و به دلیل آن که دامن اهل بیت علیهم السلام را در تفسیر رها کردند، جهل آنان نسبت به بعضی از آیات باقی ماند. از این رو، معتقد شدند هر آیه ای که روایتی درباره آن نیامده، باید به تلاوت یا معنای ظاهری اش بسنده نمود.در مورد خوارج نیز این مسأله کاملاً نمایان است؛ چنان که مولا علی علیه السلام با استدلال به آیات و روایات توانست با قانع کردن عده ای که انحرافشان ناشی از جهل و نادانی نسبت به مسائل بود، آنان را در جریان حکمیت به سلک یاران خود وارد کند. مناظره با ابن کواء خارجی در بیان مشروعیت حکومت با استناد به آیات قرآن و قانع شدن او و پیوستن به سلک یاران امام از جمله این موارد است.(۲۰)درباره شکل گیری غلات نیز این مسأله مشهود است. امام رضا علیه السلام یکی از علل غلو غلات را «جهل و ناآگاهی» ایشان برشمردند و فرمودند: «انّ هولاء الضلال الکفره ما أتوا الا من قبل جهلهم»؛(۲۱) همانا گمراهی و کفر آن گمراهان و کافران جز به خاطر جهل و نادانی شان نبود.اساسا جهل ریشه بسیاری از انحرافات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی است و بستر مشترکی در همه فرق ظاهرگرا و تأویل گراست. با این توصیفات، آن همه تأکید قرآن بر مسائل عقلی و نکوهش جهل و نادانی شگفت نخواهد بود.
ج. تعصب و حب افراطی نسبت به عقیده
یکی دیگر از ریشه های ظاهرگرایی مسأله تعصب نسبت به شخص، فکر، حزب و طیف خاص است. در آیات و روایات از مسأله تعصب و لجاجت به عنوان یکی از موانع معرفت یاد و نسبت به آن هشدار داده شده است. برای مثال، در آیه ۲۵ «انعام» خداوند کسانی را معرفی می کند که هر آیه و معجزه ای را که می ببینند، در نتیجه لجاجت خود ایمان نمی آورند و به جای تسلیم، به مجادله با رسول خدا و افسانه شمردن آن می پردازند: «و منهم من یستمع الیک… و ان یروا کل آیهٍ لا یؤمنوا بها حتی اذا جائوک یجادلونک یقول الذین کفروا ان هذا الا اساطیر الاولین.»در تاریخ تفکر اسلامی، به ویژه فرق ظاهرگرا، مسأله قومیت گرایی سیاسی یا فکری نمود بارزی دارد.درباره علت شیوع مذهب حنبلی به عنوان یکی از فرق ظاهرگرا نیز مسأله تعصب کاملاً مشهود است. در کتاب مناظرات امام فخر رازی درباره مذاهب اهل سنت آمده است: «پیروان آن مذهب به علت داشتن تعصب سخت نسبت به حدیث و سنت پیامبر و اصحاب او با هر فرقه و مذهبی از مذاهب اسلامی که قدری آزادانه فکر می کردند و تعصب آن ها را نداشتند مخالفت و دشمنی می کردند و از راه آزار و اذیت و ایجاد مزاحمت با پیروان مذاهب دیگر مانند شافعیان و شیعیان مبارزه می کردند، چنان که ابن اثیر به گوشه ای از این شدت آزارها اشاره می کند.»(۲۲)
یکی از اسلام شناسان اروپایی نیز نقش تعصب را در انحطاط و تحجّر حنابله و ابن تیمیه چنین بیان می دارد:
«… حنبلیان حتی کوچک ترین تجلی آزادی عقیده را در مسائل دینی جایز نمی شمردند. ایشان از فرق و مذاهب دیگر اسلامی متعصب ترند… در آستانه قرن ۱۳ و ۱۴ میلادی (هفتم و هشتم ه.) تقی الدین احمدبن تیمیه، فقیه نامی حنبلی با تعصب مفرط علیه هرگونه بدعت و نواندیشی قیام کرد… قشری بودن و متابعت از ظاهر کلمات و بدویت افکار و تعصب مفرط حنبلیان و دورافتادگی مکتب فقهی ایشان از واقعیات زنده تاریخی و مهجوری از آنچه در اجتماع و زندگی روزمره تازه بود، روی هم رفته منجر به سقوط و انحطاط این مذهب شد.»(۲۳)نگاهی به ریشه های شکل گیری خوارج، نقش تعصب و لجاجت را روشن می کند. به گزارش نصربن مزاحم، افرادی از بنی مراد، بنی راسب و بنی تمیم پس از قرائت قرارنامه تحکیم توسط اشعث بن قیس فریاد برآوردند: «لاحکم الالله…» و بدین وسیله از حکمیت رجال در دین ابراز تنفر کردند و با یک برداشت سطحی گفتند: «حکمیت تنها سزاوار خداست.» مخالفان حکمیت، که از اهالی عراق بودند، حاضر نبودند در برابر شامیان، که موافق تحکیم بودند، سر تسلیم فرود آرند و معتقد بودند زمانی که یک گروه (شامیان) توانستند رأی خویش را بر امام تحمیل کنند، چرا گروه دیگر سخن خود را بر امام تحمیل ننمایند؟!(۲۴)در برخی احادیث به ریشه غلو در مسأله عقیده به خدایی ائمه، به «حب مفرط» پیروان ساده دل اشاره شده است. از امام سجاد خطاب به ابوخالد کابلی نقل شده است که: «همانا گروهی از شیعیان ما آن قدر ما را دوست خواهند داشت که درباره ما آنچه پیروان حضرت موسی علیه السلام درباره عزیر و مسیحیان درباره عیسی بن مریم گفتند خواهند گفت. پس نه ایشان از ما و نه ما از ایشان هستیم.»(۲۵)
د. تقلید و سلفیگری
یکی از مهم ترین ریشه های ظاهرگرایی مسأله تقلید از پیشینیان است. آنچه امروز تحت عنوان «سفلیگری» در مجامع اهل حدیث و حنابله تبلیغ می شود ریشه در همین مسأله دارد.
قرآن کریم تقلید بی چون و چرا از پیشینیان را به عنوان عامل انحراف از مسیر توحید ذکر کرده است. خداوند از قوم عاد نقل می کند که: «قالوا سواءٌ علینا أو عَظت أم لم تکن من الواعظین ان هذا الاخُلُقُ الاولین» (شعراء: ۱۳۶ و ۱۳۷)
و در جای دیگر از زبان مشرکان عرب نقل می فرماید: «و اذا قیل لهم تعالوا الی ما أنزل الله و الی الرسول قالو حسبنا ما وَجَدْنا علیه آباءنا…» (مائده: ۱۰۴) و آیات دیگری از قرآن به این مسأله اشاره دارد.از زمان ابن تیمیه به بعد اصطلاح «سلف صالح» در محافل حنابله و اهل حدیث رخ می نماید. این که مراد از سلفیه چه کسانی هستند و چه عقاید و افکاری دارند نیاز به بحث و بررسی دقیق دارد که در این نوشتار نمی گنجد، اما به طور کلی می توان گفت که مراد از «سلف»، پیشینیان صالح این امّتند و در معنای رایج این واژه همان سه قرن نخست حیات امت اسلامی امت سرورمان حضرت محمد صلی الله علیه و آله است و منشأ این اصطلاح نیز روایتی است که صحیح بخاری و صحیح مسلم از ابن مسعود نقل کردند که:«بهترین مردم [مردمان [قرن من هستند. سپس کسانی که در پی ایشان می آیند، پس از ایشان مردمانی می آیند که گواهی هر یک سوگندشان و سوگند هر کدام گواهی شان را نقض می کند.»(۲۶)
بر اساس قانون برتری مسلمانان در سه قرن نخست، سلفیه در مسأله تأویل آیات متشابه و صفات خبری خداوند حکم می کنند که چون پیشینیان و سلف صالح این امت، که برگزیدگان آنند، به هیچ تأویل تفصیلی دست نزده اند و از این فراتر نرفته اند که همان چیزهایی را برای خداوند ثابت بدانند که او در نصوص و آیات برای خود اثبات کرده و آن گاه در کنار چنین اثباتی خداوند را از هر آن چه مقام ربوبیت و الوهیت و تعالی او را خدشه دار می سازد نیز منزّه دانسته اند،(۲۷) پس ما نیز وظیفه داریم که به پیروی از آنان به هیچ تأویل دست نزده که در این صورت است که نه شامل «یحرفون الکلم عن مواضعه» (نساء: ۴۶) می شویم و نه شامل: «الذین اذا ذکروا بآیات ربهم لم یخروا علیها صُمّا و عمیانا» (فرقان: ۷۳)؛(۲۸) چرا که سلف، آیات صفات را تفسیر کردند و آن را از صحابه و آنان از نبی صلی الله علیه و آله گرفته اند و ائمه هنگامی که از چیزی سؤال می شدند، معنا را اثبات و کیفیت را نفی می کردند؛ مانند سخن مالک بن انس درباره آیه «الرحمان علی العرش استوی» (طه: ۵) که گفت: «الاستواء معلوم و الکیف مجهول و الایمان به واجب و السؤال عنه بدعه…»؛(۲۹) استوای خداوند بر عرش معلوم و کیفیتش مجهول است و ایمان به آن واجب و سؤال از آن بدعت است.
آنچه ابن تیمیه درباره تفسیر آیات متشابه آورده و بیان او به لزوم پیروی از سلف صالح، امروزه هم در مجامع اهل حدیث و وهابیه به نحو چشمگیری تکرار می شود و کتاب ها و رساله ها درباره آن نگاشته می شود. از جمله مفسّران معاصر محمد رشیدرضا صاحب تفسیر المنار است که ارادت خود را به سلفیه و تفسیر آنان از صفات خبری و آیات متشابه چنین بیان می کند: «اننی و لله الحمد علی طریقه السلف.»(۳۰)هر چند بررسی ادلّه و نقد جامع این تفکر نیازمند حوصله و مجالی وسیع است، اما ذکر این نکته لازم است که بر خلاف نظر معتقدان به سلفیه که می گفتند: سلف صالح امت در مقابل آیات متشابه، نظیر صفات خبری، بر ظواهر آن تعبد نموده یا به بحث و مجادله نمی پرداختند، باید گفت: در میان سلف سه روش در بحث از عقاید دینی یافت می شود:
الف. روش اخذ به ظواهر آیات و روایات و اعتماد به مدلول ظاهری آن ها هر چند مستلزم تشبیه و تجسیم گردد.
ب. روش استناد به ظواهر کتاب و سنت در پرتو عقل و خرد و به کاربردن تأویل در مواردی که اخذ به ظواهر آیات مستلزم تشبیه و تجسیم می گردد؛ مانند تأویل «ید» به «قدرت» و «وجه» به «ذات».
ج. روش استناد به ظواهر آیات و روایات با ذکر قید «بلاکیف» تا مستلزم تشبیه نگردد.
بنابراین، آن گونه که سلفیه ادعا می کنند، مسأله تأویل امری ساخته متأخّران نیست تا آنان به دلیل مجادلات کلامی و فرو رفتن در متشابهات به بدعت گذاری متهم شوند، بلکه سلف این امت، خود هم به جدال های کلامی و هم در مواردی به تأویل آیات پرداختند.
نصرحامد ابوزید به مسأله تأویل نزد پیشینیان از صحابه و تابعان پرداخته، نمونه های فراوانی از این نوع تأویلات را ذکر می کند؛ به عنوان مثال، در بحث از تأویل نزد ابی عبیده، به تأویل او در آیه های زیر اشاره دارد: «کل شی ءٍ هالکٌ الا وجهه» (قصص:۸۸): مجازه «الا هو». و در آیه «ما فرطت فی جنب الله» (زمر: ۵۶) «(فی جنب الله): و فی ذات(۳۱) الله واحد» و در «الا هو آخذٌ بناصیتها» (هود: ۵۶) «مجازه: الا هوفی قبضته و ملکه و سلطانه.»(۳۲) چنان که ملاحظه می شود ابوعبیده هریک از کلمات «وجه»، «جنب الله» و «ناصیه» را که اخذ ظاهر آن می تواند مستلزم تجسیم شود به معنای مجازی گرفته است.کاربرد اصطلاح «کنایه» که حکایت از نوعی تأویل است، در بیان ابن عباس نیز خروج سلف از ظواهر آیات است. در ذیل آیه ۱۹۷ بقره در تفسیر جامع البیان طبری روایتی در این باره از ابن عباس آمده است: «فلا رفث و لافسوق و لاجدالُ فی الحج» (بقره: ۱۹۷): حدثنا عبدالحمید… عن ابن عباس قال: «الرفث: هو الجماع ولکن الله الکریم یکنّی عما شاء»؛(۳۳) «رفث» به معنی جماع است، ولی خداوند از هر چه بخواهد کنایه می آورد.علاوه بر موارد مزبور، نصر حامد ابوزید به ذکر مثال ها و دلایل مختلف مبنی بر روش تفسیر عقلی در سلف می پردازد. استاد بوطی نیز با نقل روایاتی به اثبات این مسأله می پردازد. از جمله آن ها نقل است که احمد بن حنبل، کریمه «جاء ربک» (فجر:۲۲) را به «جاء امر ربک» تفسیر کرد و آیه «او یأتی امر ربک» (نحل: ۳۳) را دلیل بر آن آورد.(۳۴) یا نقل ایشان از ابن حجر در فتح الباری و تفسیر بغوی مبنی بر این که ابن عباس در آیه «الرحمان علی العرش استوی» (طه: ۵)، استوی را به «ارتفع» تفسیر کرد و در روایتی از ابن بطال به «علا» تفسیر شده است.(۳۵)رشید رضا پس از این که طریقه سلف را به تفویض و خلف را به تأویل وصف کرد، یادآور می گردد که در میان ائمه علمای سلف و دیگران روش تأویل نیز یافت می شود.(۳۶)
ه. ظاهرگرایی عکس العمل عقل گرایی افراطی
معمولاً در مقابل هر افراطی، تفریطی نیز صورت می گیرد. از جمله ریشه های ظاهرگرایی که نقش مهمی در تثبیت و تداوم آن داشت این بود که فرقه ها و اشخاصی با استناد به آیات قرآن، اسلام را دینی عقلانی معرفی کرده، خود را پیرو مکتب عقلانی اسلام می دانستند، اما به دلیل آن که در این نگرش عقلانی به افراط کشیده شدند یا به نام عقل راه رأی و اجتهاد شخصی و قیاس را پیمودند یا در شیوه تبلیغ تفکر خود از روش های خشن و ناپسند استفاده کردند، موجبات بدبینی فرقه هایی را به مشرب عقلی فراهم آوردند و نتیجه آن شد که ظاهرگرایان آنان را نماینده تفکر عقلانی دانسته و چون عملکرد نادرستی داشتند، اصل تعقل و روش عقلانی را کنار گذاشتند. در نقطه مقابل نیز وضعیت به همین روال بود. وقتی «حشویه» و اهل حدیث در پذیرش هر حدیثی از اسرائیلیات و مجعولات، بدون توجه به درست و نادرست آن، افراط کردند، مکتب اهل رأی با این نگرش که حدیث پیامبر به نابودی کشیده شد، دست از اصل آن کشیدند و به قیاس و رأی پناه بردند.
از جمله کسانی که با افراط در نگرش عقلانی موجب عکس العمل مخالف شد، ابوحنیفه بود. او قواعد قیاس، استحسان و مصالح مرسله را، که حقیقت آن عمل به رأی است، در کنار کتاب و سنت مدرک احکام قرار داد. پس از ابوحنیفه، شاگردان مکتبش با عنوان «الحیل الشرعیه» کار تغییر احکام را به جایی رساندند که بسیاری از محرمات را حلال شمردند.(۳۷)
از ابن خلدون نقل شده که گفته است: «ابوحنیفه هفده حدیث از احادیث نبوی را بیش تر قبول نداشت و در رأی و قیاس افراط کرد.»(۳۸) و این نیز به خاطر شروط سخت ابوحنیفه در پذیرش حدیث، آن هم در دوران عدم تدوین مجموعه های حدیثی(۳۹) بود، اگر چه باید این سخن ابن خلدون بیش تر مورد تدقیق و تأمل قرار گیرد.
شهرستانی درباره ریشه شکل گیری اندیشه حنبلی می نویسد: «اعلم أن السلف من اصحاب الحدیث لمّا رأوا توغّل المعتزله فی علم الکلام و مخالفه السنه التی عهدوها من الائمه الراشدین و نصرهم جماعهٌ من امراء بنی امیه علی قولهم بالقدر و جماعه من خلفاء بنی العباس علی قولهم بنفی الصفات و خلق القرآن تحیّروا فی تقریر مذهب اهل السنه و الجماعه من ائمه السلف فَجَروا علی منهاج السلف المتقدمین علیهم من اصحاب الحدیث مثل مالک بن انس، مقاتل بن سلیمان و سلکوا طریق السلامه فقالوا: نؤمن بماورد به الکتاب والسنه و لا نتعرض للتأویل…»؛ پیشینیان از اهل حدیث هنگامی که گزافه گویی های معتزله را در علم کلام دیدند و نیز مخالف آنان با سنّت و روشی که در میان خلفای راشدین متداول بود را ملاحظه کردند و از سوی دیگر گروهی از خلفای بنی امیه با ارائه مسأله «قضا و قدر» و عده ای از خلفای بنی عباس با مسأله «نفی صفات» و «مخلوق بودن قرآن» به یاریشان شتافتند. در فهم مذهب اهل سنّت به تردید افتادند، پس بر روش متقدّمین از اصحاب حدیث مانند مالک بن انس، مقاتل بن سلیمان حرکت کردند و راه امن و سلامت را پیمودند و گفتند: «به آنچه در کتاب و سنّت آمده ایمان می آوریم و به تأویل نمی پردازیم.(۴۰)
چنان که شهرستانی به وضوح اشاره می کند، شکل گیری اهل حدیث و تقلید آنان از سلف صالح خود در نتیجه افراط معتزله در عقاید عقلانی خود است.
بعضی از عقاید معتزله عواطف توده مردم را خدشه دار می ساخت؛ نظیر مسأله شفاعت که مردم ده ها حدیث پیرامون آن می خواندند و آن ها را امیدوار می ساخت، لیکن معتزله منکر نظر آنان بوده، می گفتند: شفاعت از آنِ تائبان است نه گنهکاران.(۴۱)
علاوه بر پاره ای از تفکرات خاص، نوع برخورد معتزله در اوج قدرت، آن ها را منفور عامه کرد، به گونه ای که مایه انحطاطشان را فراهم ساخت. در جریان حدوث و قدم قرآن، معتزله بر حدوث و احمد بن حنبل بر قدیم بودن قرآن نظر داشتند و چون مأمون، خلیفه وقت، بر نظر معتزله بود، تفتیش عقاید راه انداخت و قضات و محدثان معتقد به قدیم بودن قرآن را برکنار و زندانی کرد. مأمون نامه ای به اسحاق بن ابراهیم، صاحب شرطه بغداد، نوشت مبنی بر این که به تفتیش عقاید محدثان آن دیار بپردازد و او نیز چنین کرد و عده ای را مجبور به توبه از عقیده خود کرد. دیگر بار نامه مأمون بر جمعی از محدثان و قضات خوانده شد و آن گاه که نوبت ابراز عقیده به احمدبن حنبل رسید، جز تصریح بر آن که قرآن کلام الله است کلامی بیش نگفت و هم آواز با او جمع نیز به همین جمله اکتفا کردند، ولی در نهایت و به دلیل تهدید مأمون جز دو نفر همه شهادت بر حدوث قرآن دادند. این دو نفر در بند کشیده به اقامت گاه خلیفه در طرطوس گسیل شدند، لیکن مأمون پیش از رسیدن آنان درگذشت و در همین اثنا محمدبن نوح دومین نفر تأکید کننده بر قدمت قرآن نیز از دنیا رفت. به دلیل آن که معتصم نیز بر عقیده مأمون بود، احمد بن حنبل اولین نفر تأکیدکننده بر قدمت قرآن را در حبس کرد، ولی او همچنان در برابر آزارهای آنان بر عقیده خویش ماند. وی پس از ۲۸ ماه تحمل زندان و آزار و اذیت آزاد گشت و از آن جا که یار او (محمدبن نوح) در تأکید بر قدمت قرآن پیش از این در گذشته بود، احمد بن حنبل به عنوان قهرمان دفاع از قدیم بودن قرآن مطرح شد. این ماجرا به «غائله محنت احمد» مشهور شد؛ غائله ای که از سوی اهل حدیث بزرگنمایی شد و تبلیغات بسیاری روی آن صورت گرفت(۴۲) و در نهایت به یکی از مهم ترین عوامل انحطاط معتزله تبدیل شد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
