اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل مصاحبه علمی با دکتر علی اکبر ولایتی، محتوای خود را در قالب 89 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 60
فرمت فایل پاورپوینت
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل مصاحبه علمی با دکتر علی اکبر ولایتی، محتوای خود را در قالب 89 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
هشدار: استفاده از نسخههای ناقص فایل پاورپوینت کامل مصاحبه علمی با دکتر علی اکبر ولایتی ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل مصاحبه علمی با دکتر علی اکبر ولایتی، کیفیت تضمینشده دارد.
چکیده
نگارنده کتاب پویایی فرهنگ و تمدن اسلام و ایران معتقد است: تفاضل آنچه مسلمانان در قرن های دوم و سوم هجری از غرب گرفتند با آنچه پس از قرون وسطا تحویل دادند، آن قدر زیاد است که می توان از «تمدن اسلامی» نام برد. شیعیان در این تمدن سهم مهمی داشتند. محتوای کتاب های اعیان الشیعه مرحوم سید محسن امین، الذریعه الی تصانیف الشیعه مرحوم حاج آقا بزرگ تهرانی، مجالس المؤمنین مرحوم قاضی نوراللّه شوشتری و تأسیس الشیعه لعلوم الاسلام مرحوم سید حسن صدر نمایانگر نقش شیعیان در تمدن اسلامی هستند.
خانمحمدی: لطفا پیش از شروع بحث، در یک تعریف مفهومی بفرمایید تمدن چیست؟ تمدن اسلامی کدام است؟ تمدن شیعی به چه گفته می شود؟ و اصولاً آیا اصطلاح «تمدن شیعی» هم داریم؟ در تمدن اسلامی، نقش شیعیان تا چه حد بوده است؟
ولایتی: در مورد «تمدن»، برداشت ها و نظرات متفاوتی از این کلمه وجود دارد، و
اینکه به چه چیزی «تمدن» می گویند و به چه چیزی «فرهنگ»، مرز بین تمدن و فرهنگ چیست و آیا این ها از همدیگر قابل تفکیک هستند یا نیستند، تعاریف گوناگونی ارائه شده اند. ولی اگر بخواهیم یک تعریف اجمالی از آنچه دیگران تاکنون گفته اند ذکر کنیم، «تمدن»، همان گونه که در عربی از مدنیّت و یا شهرنشینی برگرفته می شود، در غرب هم
Civilization
را معادل این واژه می دانند که معلوم می شود تقریبا، هم در غرب و هم در شرق برداشتشان از این کلمه نزدیک به هم است و با هم مشابهت و سنخیت دارد. هیچ قومی نیست که بدون فرهنگ باشد، اما لزوما همه اقوام متمدن نیستند. جلوه های مادی زندگی اجتماعی انسان را شاید بتوان در قلمرو تمدن تعریف کرد و جلوه های معنوی آن را در قلمرو فرهنگ. ساده ترین گروه ها و اقوام هم فرهنگی دارند، اما همان گونه که عرض کردم لزوما همه آن ها را متمدن نمی دانیم. در این قلمرو، بعضی اصلاً به تمدن اسلامی قایل نیستند؛ اینکه یک تمدن اسلامی وجود داشته باشد، بلکه آنچه را در تاریخ اسلام پدید آمده است بیشتر به عنوان ترجمه و انتقال تمدن دیگران به حوزه و قلمرو جهانِ اسلام می دانند تا اینکه مسلمان ها از خودشان چیزی داشته باشند.
آنچه در پاسخ این عده می توان گفت، این است که ما باید ببینیم تمدن به عنوان مجموعه ای از علوم و فنونی که هر قومی دارند، نزد آن ها تا چه حد رشد کرده است؛ مثلاً، یکی از نویسندگان غربی تمدن هر قوم و ملتی را در عصر حاضر بر اساس مصرف برقشان ارزیابی می کرد و می گفت: مثلاً، ملتی متمدن ترند که به عنوان یک معیار ملموس مادی در عصر حاضر، بیشتر برق مصرف می کنند. محمد قطب، از نویسندگان اسلامی هم از این نظریه انتقاد کرده که تمدن غربی یک تمدن کیلو واتی است که معیار و میزان تمدن اقوام را بر اساس مصرف برقشان ارزیابی می کنند. از این سخنان برمی آید که جلوه های مادی زندگی اجتماعی اقوام و ملت ها در حقیقت خمیرمایه اصلی تمدن این اقوام هستند. هر قدر اقوام و ملت ها در علوم و فنون پیشرفت کرده باشند، در طول تاریخ و عرض جغرافیا آن ها را متمدن تر می گویند.
در تاریخ اسلام هم مشاهده می کنیم آنچه را مسلمان ها از دیگران به عاریت گرفتند، یا عینا همان را تحویل دادند یا اینکه آن را ساخته و پرداخته کردند و بر آن چیزی افزودند. می بینیم که در قرن دوم و سوم هجری، بخصوص «نهضت ترجمه»، انتقال علوم از جاهای دیگر به کشور اسلامی صورت گرفت، به ویژه از یونان و اسکندریه و ایران و هند و چین و جاهای دیگر. اما باید ببینیم چه چیزی وارد شد و بعد در آستانه عصر نوزایی (رنسانس) چه چیزی به اروپایی ها تحویل گردید. اگر تفاضل کمّی و کیفی آنچه تحویل گرفته شده و آنچه تحویل داده شده در حد قابل ذکری بود و مشخص شد که چیزی تحویل گرفتند و چند برابر آن را تحویل دادند، معلوم می شود که مسلمان ها چیزی بر آن افزودند و این کمیّت و کیفیتی را که به آن ها افزودند کاملاً قابل ملاحظه است. در حوزه های گوناگون علمی، علوم و فنون آن روز بشر از علوم ریاضی، پزشکی، نجوم و علوم انسانی، هر کدام را در نظر بگیریم، می بینیم چنین نیست که مسلمان ها علوم دیگران را از طریق ترجمه کتاب های آن ها، انتقال دانشمندانشان، انتقال کتاب خانه ها و کتاب هایشان به دست آورده باشند. امانتدارهای خوبی بودند، بعدا همه این ها را عینا تحویل دادند. اما در دوره هزار ساله قرون وسطا، که اروپایی ها در عصر بی خبری یا به قول خودشان در قرون سیاه وسطا زندگی می کردند که همین هم موجب رنسانس شد آنچه را در اوایل تاریخ اسلام به عاریت داده بودند، پس گرفتند، بلکه اگر بخواهیم مقایسه کمّی و کیفی بکنیم، می بینیم در همه علوم آنچه را تحویل گرفتند با آنچه تحویل دادند، تفاوت فاحش دارد.
خانمحمدی: اگر ملاک تمدن را بخش مادی فرهنگ در نظر بگیریم، این بعد مادی باید به چه مرحله ای برسد تا ما بتوانیم بگوییم که تمدن شکل گرفته است؟
ولایتی: عرض بنده این است که تفکیک فرهنگ و تمدن از همدیگر کار آسانی نیست. بسیاری از اوقات این دو مرز مشترک دارند، اما می توان گفت: هر گاه یک هویّت مشخص مادی را، که آن را از دیگری متمایز می کند، در نظر بگیریم، در حقیقت، اگر یک تمدن شخصیت و هویّت ممتازی نسبت به تمدن مجاور خود داشته باشد و آن وقت بتواند پایه های یک اجتماع مستقل و پیشرفته را بریزد؛ اجتماعی که اسمش را «ملت» یا «قوم» بگذاریم که البته تفاوت بین این ها زیاد است می توانیم بگوییم تمدن شکل گرفته است. اینکه چه موقع آن را «ملت» بنامیم و چه موقع «قوم» فرق می کند؛ مثلاً، تمدن در بعد جغرافیایی تقسیم می شود به قاره ها و کشورها، یا اگر تمدن غرب را در مقابل شرق قرار دهیم، در شرق، تمدن هند و چین و عراق و ایران و مانند این ها را می توانیم نام ببریم، و در غرب مثلاً اگر تمدن انگلیس و فرانسه و آلمان را ذکر کنیم، این ها تقسیمات گوناگونی می شوند. ولی اگر بتوانیم یک عنصر از مجموعه عناصری را که موجب پیشرفت یک ملتی می شود و یک هویّت مستقل به مردمی می دهد در نظر بگیریم، آن چنان که در بهره برداری از مواهب مادی و سامان دهی امور اجتماعی خودشان، هم موفق و هم ممتاز از دیگران باشند، می توان گفت که این تمدن به بهره دهی رسیده است.
خانمحمدی: آنچه فرمودید یک تعریف مفهومی خوبی است، ولی اگر کسی بخواهد یک تعریف عملیاتی ارائه دهد و شاخص بندی کند، به نظر می رسد مجبور است همان حرف کیلوواتی را بزند.
ولایتی: بله، به همین دلیل، شما در ارزیابی نظرات مختلف، هیچ وقت در این تعاریف به قطعیت نمی رسید. نمونه هایی را عرض می کنم: در تعاریف مختلف، فصول مشترکی وجود دارند، تفاوت هایی هم هستند. اما اگر بخواهیم تعریف نسبتا روشنی ارائه دهیم، همین می شود که جلوه های مادی زندگی اجتماعی بشر کیلوواتی است و جلوه های معنوی اش «فرهنگ». در بسیاری از جاها، اعتقادات جزو جلوه های معنوی اند؛ چون برای تبیین اعتقادات پایه های عقلی لازم است و لذا، چاره ای ندارید جز اینکه از فلسفه استفاده کنید. فلسفه در عین حال، در توجیه افکار مادی و چرایی و ساز و کار شکل گیری تمدن ها هم به کار می رود؛ یعنی در علوم انسانی، هم جنبه های معنوی لحاظ می شوند، هم جنبه های مادی. یک نفر که صرفا ماتریالیست است و به ماده اعتقاد دارد و به ماورای ماده اعتقادی ندارد، به فلسفه به همان چشم نگاه نمی کند که یک نفر الهی، و نمی توان گفت: ملتی که در فلسفه پیشرفت کرده، این جلوه فرهنگی اش است، یا از جلوه های تمدنی اش است. فیلسوفان جزو پایه گذاران تمدن ملت ها هستند، یا در حقیقت نمادهای پیشرفت اقوام هستند. تفکر عمیق موجب پیشرفت در فرهنگ و تمدن می شود؛ مثلاً، موسیقی ملت ها جزو فرهنگشان است، اما در شکل گیری موسیقی، آیا علوم ریاضی نقش نداشته اند؟ علوم ریاضی جزو فرهنگ هستند یا جزو تمدن؟ هنر چه؟ آیا به ذوقیات و عواطف آدم ها برمی گردند یا به چیزی دیگر؟ آیا جزو جلوه های فرهنگی اند، یا جزو جلوه های تمدنی؟
اما در مورد تمدن مسلمانان و یا شیعیان، اگر بخواهیم وارد جزئیات شویم به توضیحات زیادی احتیاج داریم. فقط من یک نمونه مثال می زنم: در حوزه داروها و پزشکی آنچه به عنوان یک شاهد گویا می توان ذکر کرد بر اینکه مسلمان ها بر آنچه گرفتند، بسیار افزودند تقریبا تعداد داروهایی که در کتاب معروف دیوس قوریدوس یونانی هست قریب پانصد دارو است، در حالی که پس از سال ها تفحّص و تتبّع، مسلمان ها این عدد داروها را بر حسب آنچه در کتاب ابن بیطار اندولسی آمده است، به قریب ۱۵۰۰ دارو افزایش دادند؛ یعنی سه برابر.
اصلاً پایه گذار علم جبر مسلمان ها بودند. همین اعدادی را که از چپ به راست می نویسند، از صفر تا نه پایه های اعداد ریاضی اند، این نوع اعداد را در غرب «اعداد عربی» می گویند. در اعداد رومی برای یک، یک خط می گذارند (
I
)؛ برای دو، دو خط می گذارند (
II
)؛ برای سه، سه خط می گذارند (
III
) برای چهار یک هفت که ماقبلش یک خط باشد می گذارند (
IV
) و … اگر بخواهید اعداد سنگین را به سبک رومی بنویسید، مقدار زیادی از صفحه را می گیرد. اصلاً آنکه صفر را در محاسبات و عددنویسی وارد کرد تحوّل عظیمی در ریاضیات ایجاد نمود و این کارِ مسلمان ها بود. این سبک عددنویسی را خود آن ها «اعداد عربی» می گویند.
در حوزه نجوم، اولین کسی که اثبات کرد زمین به دور خورشید می گردد، ابوسعید سجزی بود، تقریبا معاصر ابوریحان بیرونی در قرن چهارم و پنجم هجری، دست کم پانصد سال پیش از اینکه غربی ها (کوپرنیک و دیگران) به این امر پی ببرند. ابوریحان هم روی این نکته تکیه می کند و می گوید: ابوسعید سجزی معتقد است زمین دور خورشید می گردد و من هم همچنان متحیّرم که آیا زمین دور خورشید می گردد یا خورشید دور زمین؟ از اینکه شخصیت عظیمی مثل ابوریحان می گوید «متحیّر هستم»، منظورش این است که دلایل علم هر دو طرف را دارم: بر اساس نظریه بطلمیوس خورشید دور زمین می گردد و این یکی می گوید: زمین به دور خورشید می گردد. او می گوید: من هنوز نتوانسته ام به هیچ طرفی تمایل پیدا کنم.
خانمحمدی: به نظر شما، مجموعه این شاخص ها، که فرمودید می توانند نشانگر وجود تمدن اسلامی باشند، کدام هایند؟
ولایتی: آنچه از جلوه های مادی زندگی بشر حاصل می شود، اسمش «تمدن» است. اگر ببینیم آنچه ما امروز به عنوان یک میراث تمدن بشری در اختیار داریم مسلمان ها در آن سهم مهمی داشته اند، معلوم می شود که ما تمدن اسلامی داریم؛ مثلاً، در حوزه علوم پزشکی، محمّد بن زکریای رازی کتابی دارد تحت عنوان الشکوک علی جالینوس که نقدی بر نظریات جالینوس است؛ چون طب قدیم مبتنی بر نظریات جالینوس بود. یا حسن بن هیثم بصری کتاب یا رساله ای دارد تحت عنوان الشکوک علی بطلمیوس که در نقد نجوم فلکیات بطلمیوسی است. یا مثلاً، مسلمان ها در فیزیک، کاشف قوانین شکست نور و قوانین اتاق تاریک بودند که در حقیقت، پایه اصلی فیزیک رؤیت است. کاشف این قوانین مسلمان ها هستند. این را همه می دانند.
پایه گذار طب بالینی (طب مشاهده ای) مسلمان ها هستند. کتاب الحاوی محمّد بن زکریای رازی، که در چاب بمبئی اش ۲۲ جلد است، همه بر اساس مشاهدات بالینی محمّد بن زکریای رازی در بیمارستان بغداد و بیمارستان ری بوده و پیش از آن کسی چنین مجموعه عظیمی از مشاهدات بالینی طب نداشته است. طب امروز هم مبتنی بر همین روش است. پیشرفت امروز طب مرهون جدا شدن طب از سحر و جادو و فلسفه و مانند این ها بوده است؛ می گوید: اگر می خواهید مرضی را تشخیص دهید، نگاه کنید ببینید که آن مریض چه ویژگی هایی دارد. همین را تجزیه و تحلیل کنید تا به نتیجه برسید و به جای غرق شدن در بحث های فلسفی و مزاج های اربعه، روی همین مشاهدات تکیه می کند. او اولین کسی بود که گروه بیماری های بثوری را (آبله سرخک سرخجه آبله مرغان تیفوس و ده ها بیماری دیگری که در این مقوله نمی گنجند) به طور علمی شناسایی و تعریف کرد. این را خود غربی ها هم می دانند و در تاریخ های علومی که نوشته اند، ثبت شده است.
هیچ پزشک و استاد پزشکی در تاریخ بشر پیدا نمی کنید که کتابش به اندازه کتاب ابن سینا، آن هم در این مدت طولانی بر دانشگاه های علوم پزشکی جهان حاکم باشد. قریب هزار سال کتاب قانون ابن سینا کتاب درجه یک دانشگاه های علوم پزشکی مدارس پزشکی غرب و شرق بود. دانشگاه معروف «مون پیلیه» فرانسه تا اواخر قرن نوزدهم، کتاب قانون ابن سینا را تدریس می کرد. در حوزه شیمی، بسیاری از مبانی شیمی معدنی در حوزه اسلامی شکل می گیرند؛ مانند اسیدها و املاح. اصلاً مسلمان ها اولین بار باروت و مواد محترقه و منفجره را در میدان جنگ به کار بردند؛ همین چیزی که همچنان پایه اصلی فناوری جنگی جهان است. این ها نمونه هایی هستند که معلوم می کنند مسلمان ها تمدنی دارند که آن ها را از دیگر ملل متمدن عالم ممتاز می کند و می توان نام آن را «تمدن اسلامی» گذاشت.
خانمحمدی: شواهدی که ذکر شدند تمدن اسلامی را ثابت می کنند، ولی آیا شیعه هم مستقلاً تمدنی داشته است؟
ولایتی: شیعه بخش مهمی از مسلمانان بوده است. شیعیان بخش مهمی از مسلمان ها بوده اند؛ یک تمدن مستقل نداشته اند، اما دارای فرهنگی ممتاز بوده اند و مشخص بوده است که بخشی از آن با دیگر مسلمان ها مشترک بوده و بخشی از آن مجزّا. اما اینکه شیعه تمد
همیشه اولین نفر باشید! برای اطلاع از آخرین تخفیفها و جدیدترین کالاها در خبرنامه ثبتنام کنید.
هنوز حساب کاربری ندارید؟
ایجاد حساب کاربری