اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل شیعه و مذاهب دیگر؛ بررسی حوزه های جغرافیایی تعاملی و چالشی
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 63
فرمت فایل پاورپوینت
تحولی در ارائهها با فایل پاورپوینت کامل شیعه و مذاهب دیگر؛ بررسی حوزه های جغرافیایی تعاملی و چالشی!
اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفهای برای ارائهی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل شیعه و مذاهب دیگر؛ بررسی حوزه های جغرافیایی تعاملی و چالشی بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل شیعه و مذاهب دیگر؛ بررسی حوزه های جغرافیایی تعاملی و چالشی از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین میکند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آمادهی استفاده باشند.
فایل پاورپوینت کامل شیعه و مذاهب دیگر؛ بررسی حوزه های جغرافیایی تعاملی و چالشی شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفهای، ارائهی شما را به سطحی بالاتر میبرد.
چرا باید از فایل پاورپوینت کامل شیعه و مذاهب دیگر؛ بررسی حوزه های جغرافیایی تعاملی و چالشی استفاده کنید؟
✔ طراحی حرفهای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل شیعه و مذاهب دیگر؛ بررسی حوزه های جغرافیایی تعاملی و چالشی با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.
✔ صرفهجویی در زمان: نیازی نیست ساعتها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.
✔ استفادهی آسان: بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.
✔ فایل پاورپوینت کامل شیعه و مذاهب دیگر؛ بررسی حوزه های جغرافیایی تعاملی و چالشی قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل شیعه و مذاهب دیگر؛ بررسی حوزه های جغرافیایی تعاملی و چالشی حرفهای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.
متمایز باشید!
دیگر نگران بهمریختگی یا طراحیهای غیرحرفهای نباشید. فایل پاورپوینت کامل شیعه و مذاهب دیگر؛ بررسی حوزه های جغرافیایی تعاملی و چالشی به شما این امکان را میدهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائهای تأثیرگذار داشته باشید.
همین حالا دریافت کنید و تجربهای متفاوت از ارائههای حرفهای را داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل شیعه و مذاهب دیگر؛ بررسی حوزه های جغرافیایی تعاملی و چالشی :
اشاره
آنچه در پی می آید، حاصل سخنرانی حجه الاسلام والمسلمین جناب آقای دکتر محمود تقی زاده داوری در جمع کارشناسان و مدیران سازمان حوزه ها و مدارس علمیه خارج از کشور می باشد که در تاریخ ۵/۲/۱۳۸۳ ایراد گردیده است.
مقدّمه
«قُلْ یَا أهْلَ الْکِتَابِ تَعَالَوا إِلَی کَلِمَهٍ سَوَآءٍ بَیْنَنَا و بَیْنَکُمْ ألاَّ نَعْبُدَ الاَّ اللَّهَ وَلاَ نُشْرِکَ بِه شَیئا وَلا یَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضا أربَابا مِن دُونِ اللَّهِ.»(آل عمران: ۶۴)
زبان و ذهن خود را به خدای بزرگ می سپاریم و از او برای درستی روش و رفتار خود کمک می خواهیم. در ایّام حزن و اندوه، به او پناه می بریم و در ایّام فرح و شادی، او را فراموش نمی کنیم.
در ابتدا، صمیمانه از مسئولان سازمان حوزه ها و مدارس علمیه خارج از کشور برای برگزاری این مجلس تشکّر می کنم. «بررسی حوزه های جغرافیایی تعاملی و چالشی شیعه با مذاهب دیگر» عرصه بسیار گسترده ای است و با حجم اطلاعات اندکی که ما طی این چند سال در مؤسسه شیعه شناسی جمع آوری کرده ایم، چندان سازگار نیست. به هر تقدیر، تلاش می کنم تا بحث از چارچوب عنوان مزبور فراتر نرود. بحث حاضر را در چهار بخش دسته بندی کرده ام:
بخش اول جنبه مقدّماتی دارد و به توضیح مفردات عنوان سخنرانی می پردازد.
بخش دوم ضمیمه ای است تاریخی.
بخش سوم به وضعیت شیعیان در عصر حاضر می پردازد.
بخش چهارم با یک پیشنهاد به انتها می رسد.
بخش اول: توضیح مفردات عنوان بحث
الف. حوزه های جغرافیایی
مقصود از «حوزه های جغرافیایی»، جغرافیای سیاسی است، نه معنای آب و هوا و اقلیم و بوم شناسی صرف. جغرافیای سیاسی عبارت از مناطقی است که در آن، کشور، دولت، ملت و تمدّن بنا شده اند؛ تنها به معنای یک دولت و یک فرهنگ نیست، بلکه یک حوزه تمدنی را نیز شامل می شود که شامل چندین دولت، چندین فرهنگ و چندین ملّیت می باشد. بنابراین، وقتی می گوییم: «بررسی حوزه های جغرافیایی»، این بررسی می تواند حوزه های دولت ملت باشد که یکایک دولت ها را به صورت مجزّا شامل می شود، و نیز می تواند حوزه های تمدّنی را شامل شود که تمدّن های یهودی، مسیحی، هندی، چینی، اسلامی و غیر آن ها را در برمی گیرد.
ب. تعامل و چالش
هر یک از جریان تعامل و چالش می تواند دو شکل به خود بگیرد: یکی شکل نظری و عقیدتی است که بین صاحبان نظر و فکر در این حوزه های تمدّنی مطرح می شود، و دیگری شکل فیزیکی و عملی است که مثلاً به صورت خشونت جسمی و بدنی درمی آید و در منازعات دینی و مذهبی جلوه گری می کند و به قتل و جرح پیروان مذاهب می انجامد. در بعضی حوزه های جغرافیایی، عمدتا چالش های عملی وجود دارند و در بعضی از حوزه ها نیز عمدتا چالش های فکری و عقیدتی مطرحند.
ج. شاخه های مذهب شیعه
همه می دانیم که شیعه دارای فِرَق و شاخه هایی است، شامل شیعه امامیه اثنی عشریه، زیدیه، اسماعیلیه، بُهره، و شیعیان علوی ترکیه. در پاسخ به این سؤال که «شیعه کیست» و به چه گروهی «شیعه» گفته می شود، باید گفت که ما در تاریخ شیعیان، سه رویکرد و سه گرایش می بینیم که شیعه را با همین رویکردها می توانیم تعریف کنیم: یکی رویکرد سیاسی و جهادی؛ دیگری رویکرد تفسیری و معرفت شناختی؛ و سوم رویکرد عرفانی و باطنی. البته این تقسیم بندی، تقسیم بندی حقیقی نیست، بلکه برای تقریب به ذهن بیشتر خواننده مطرح می شود، وگرنه هر سه رویکرد با هم قابل جمع هستند.
طبق رویکرد اول که رویکرد سیاسی است «شیعه» عبارت است از: گروهی که معتقد به ولایت، وصایت و امامت امیرالمؤمنین امام علی بن ابی طالب علیه السلام پس از پیامبر است و استناد می کند به روایت معروف «مَنْ کنتُ مولاه فهذا علیٌّ مولاهُ»(۱) که پیامبر آن را در «یوم الغدیر» انشا فرمود، و نیز استناد می کند به حدیث «منزلت» که «أنتَ مِنّی بمنزلهِ هارونَ مِن مُوسی الاّ أنّه لانبیَّ بَعدی.»(۲)
اما رویکرد دوم که رویکرد تفسیری و معرفت شناختی است شیعه را گروهی می داند که در تفسیر و فهم کلمات قرآن و احادیث پیامبر، اولویت را به خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله می دهد و به این حدیث شریف استناد می کند: «اِنّی تارکٌ فیکم الثّقلینِ: کتابَ اللّهِ و عترتی.»(۳) برای تفسیر قرآن و فهم معانی آن، به حضرت علی و محمّد بن علی و جعفر بن محمد علیهم السلام مراجعه می کند، نه به ابن عمر و قتاده و سُدّی؛ شیعه آراء آن ها را در تفسیر قرآن حجّت نمی داند.
و رویکرد سوم که رویکرد باطنی و عرفانی است شیعه عبارت از گروهی است که به ولایت معنوی و باطنی حضرت علی علیه السلام و اولاد معصوم او علیهم السلام به عنوان واسطه بین عالم لاهوت و عالم ناسوت معتقد است. باید متذکّر شد که اکثریت جمعیت شیعه همواره به هر سه رویکرد با هم معتقد بوده اند؛ یعنی هم حاکمیت پس از پیامبر را، حقّ حضرت علی و اولاد معصوم او می دانسته اند و هم اولویت حضرت علی و اولاد معصوم او علیهم السلام را نسبت به سایر مفسّران در تفسیر و توضیح آیات قرآنی و سنّت نبوی قبول داشته اند و هم به ولایت معنوی و باطنی حضرت علی و اولاد معصوم او علیهم السلام معتقد بوده اند. ولی در عین حال، جمعیتی نیز بوده اند که تنها شیعه سیاسی و انقلابی اند؛ به ولایت معنوی و عرفانی اعتقادی ندارند. در مقابل، شیعیان عرفانگرا و صوفی مسلک هم تنها به معنویت درونی علی و اولاد معصوم او علیهم السلام دل خوش اند و از هرگونه جهاد و مبارزه و انقلابیگری پرهیز می کنند. (این گروه امروزه عمدتا در انگلیس و آمریکا متمرکزند و دارای نشریه و مجله و فعالیت های دانشگاهی وسیعی هستند.) دسته سومی هم هستند که ظاهرگرا و حدیثگرا و آیینگرا، و اهل عمل و مناسک دینی اند و به شدت به ظواهر دین پای بندند و کانّه به معنا و باطنِ اعمال توجّهی ندارند؛ قشری محض هستند.
بخش دوم: ضمیمه تاریخی
در ابتدا، باید اظهار تأسف کرد که رابطه تاریخی شیعه با سایر مذاهب اسلامی به طور خاص و با سایر ادیان به طور عام پر از چالش و منازعه است و نه مباحثه و مناظره. به طور کلی، تاریخ ادیان همواره تاریخ خصومت و نزاع و جنگ بوده است. فیلمی این روزها در همه دنیا در حال پخش است که غوغا به پا کرده، به نام «مصایب مسیح.»(۴) یک هنرمند معروف اسکاتلندی به نام مِلْ گیبسون این فیلم را کارگردانی کرده است. این فیلم شهرت جهانی پیدا کرده و در همه کشورها در حال نمایش است البته بجز اسرائیل که در آن ممنوع شده. این فیلم، رنج هایی را که حضرت عیسی مسیح علیه السلام توسط قوم یهود کشیده است، به خوبی به نمایش می گذارد. نزاع یهودیت با مسیحیت و نزاع مسیحیت با اسلام، که در جنگ های صلیبی، بخش عمده تاریخ روابط ادیان بزرگ را پر می کند، عمدتا همین جنگ و ستیز است. اما جنگ های صلیبی و نزاع مسیحیت با اسلام، به لحاظ حوزه جغرافیایی، در منطقه اروپا و بخشی از خاورمیانه (یعنی غرب خاورمیانه) است که فلسطین را هم شامل می شود. کشورهایی مثل اسپانیا، بلغارستان، یوگسلاوی، رومانی و کشورهای حوزه بالکان، کشورهایی هستند که در این جنگ درگیر بوده اند. پس ما به لحاظ تاریخی، مهم ترین جنگ دینی که داشتیم عبارت بود از جنگ های صلیبی که بین مسیحیت کاتولیک و اسلام سنّی روی داد. از عجایب روزگار این است که در حال حاضر، این منازعه تاریخی، به یک تعاون فزاینده چشمگیر تبدیل شده است. کاتولیسیسم امروزه دشمنی خود را کنار گذاشته و در همه کنفرانس های بین المللی، دنبال همکاری با جهان اسلام است.
از این زمینه عام، وارد روابط خاص شیعه می شویم: چالش با شیعه به طور تاریخی، عمدتا از ناحیه اهل سنّت بوده است. به دلیل آنکه حاکمیت در بخش غالب جهان اسلام، همواره با اهل سنّت بوده، شیعه، هم به لحاظ نظری و اندیشه ای و هم به لحاظ عینی و خارجی، توسط اهل سنّت تحت فشار قرار داشته است؛ هم امامان شیعی محصور خلفای سنّی بودند و هم علمای شیعی محصور فقها و متکلّمان سنی.
حال اگر بخواهیم بدانیم که کدام یک از مذاهب اهل سنّت جلودار چالش با شیعه بوده است، باید گفت که دو مذهب در این میان همواره جلودار مخاصمه و منازعه با ما بوده اند: یکی مذهب حنبلی و دیگر مذهب حنفی، که پیروان آن ها نوعا در مناطق حجاز، عراق، شامات و شبه قارّه هند ساکن بوده اند. شیعه به لحاظ عقیدتی، با عناوینی همچون «رافضه»، «مُبدعه» و «غلات» همواره مورد طعن و طرد عالمان سنّی بوده و از این رو، خلفای سنّی، دایم جماعت شیعی را تحت تعقیب و فشار قرار می داده اند. کشتار شیعیان محله «کرخ» بغداد، که زمینه مهاجرت شیخ طوسی را به نجف فراهم آورد، کشتار شیعیان در مکّه، مدینه، کربلا و نجف توسط وهّابیان، شهادت شهید اول و ثانی در لبنان، و شهادت شهید ثالث قاضی نوراللّه شوشتری (صاحب مجالس المؤمنین) در هند، موارد برجسته تاریخی این ادعا هستند. بدین صورت، حوزه های جغرافیایی نحله های مذهبی که به طور تاریخی با شیعه در چالش و خصومت دایمی بوده اند نیز مشخص شدند.
اما در زمینه تعامل شیعه با سایر مذاهب، باید گفت: به لحاظ تاریخی، شیعیان با دو مذهب مسیحیت ارتدوکس (یعنی ارامنه) و سنّی های شافعی، تعاون سازنده ای داشته اند. حتی در ایران عهد صفوی، زمین هایی برای ساختن کلیسا در اختیار ارامنه قرار داده شدند.
بین شیعیان و ارامنه، چالشی وجود نداشته است. در زمان صفویه، ارامنه به خاطر فشار عثمانی های ترکیه، به ایران شیعی پناهنده شدند و در آذربایجان و اصفهان و سپس در تهران استقرار یافتند و با امنیتی کامل، مشغول زندگی شدند و به ساخت کلیساهای متعدّد پرداختند. من گزارشی از وزارت ارشاد دیدم که در آن آمده بود: یک نحله از مسیحیت در ایران زندگی می کند که فقط پنج عضو دارد و در عین حال، دارای یک کلیسای اختصاصی است؛ پنج نفر یک کلیسا دارند! این فوق العاده است. این امنیت مذهبی چشمگیر تا به امروز نیز همچنان ادامه دارد. در مجموع، مسیحیت ارتدوکس منطقه خاورمیانه و آسیای میانه به طور تاریخی رابطه خوبی با شیعیان ایران داشته اند، سالانه با مقامات بلندپایه مذهبی ایران دیدار می کنند، بسیار همفکر و همدل هستند و در موضع گیری های سیاسی، رویدادها و مصایب طبیعی، تقریبا هماهنگ با جامعه شیعی ایران اتخاذ موضع می کنند.
مذهب سنّی شافعی حوزه مصر نیز، هم به لحاظ ماهیت مذهب شافعی و هم به لحاظ حاکمیت تاریخی فاطمیان در مصر، تعامل مثبتی با شیعیان داشته اند. فتوای شیخ محمود شلتوت، مفتی بزرگ مصر (و شیخ الازهر)، در مشروعیت عمل به فقه مذهب جعفری، اوج این تعامل مثبت را نشان می دهد. در واقع، بهترین تعامل سازنده ای که آن ها می توانستند با شیعه داشته باشند، به رسمیت شناختن شرعی این مذهب بود که این کار را انجام دادند. پس حوزه های جغرافیایی تعاملی با شیعه نیز به خوبی روشن شدند و مذاهب همکار با شیعه نیز به طور واضح معرفی گردیدند.
بخش سوم: وضعیت شیعیان در عصر حاضر
الف. حوزه های چالشی
امروزه مهم ترین تحقیقات در زمینه شیعه در حوزه های اروپا و آمریکا و توسط مسیحیان پروتستان و یهودیان آن دیار، و همچنین در اسرائیل، توسط یهودیان صهیونیست این کشور جعلی و غاصب انجام می شود. کشورهای اروپایی و آمریکایی جلودار مطالعات شیعه شناختی هستند و هزینه های هنگفتی به این امر اختصاص می دهند، البته مطالعات شیعه شناختی امروزه تقریبا عالم گسترند و در شرق نیز گسترش محسوسی دارند؛ مثلاً، یک پروژه پنج ساله ای در دانشگاه توکیوی ژاپن با عنوان “Islamic Area Studies Project” (پروژه مطالعه حوزه های اسلامی) به سرپرستی پروفسور ساتو تِسوگیتاکا در سال های ۱۹۹۷ ۲۰۰۲ به اجرا درآمده که جزو وسیع ترین پروژه های تحقیقات اسلام شناختی دنیاست. بخش قابل توجهی از این پروژه به شیعه و شیعیان اختصاص دارد. استرالیا هم از این امر مستثنا نیست. چند دانشگاه برجسته استرالیا، یعنی دانشگاه های «کامبرا»، «سیدنی» و «ملبورن» دارای بخش های شیعه شناسی و اسلام شناسی هستند و پروژه و کنفرانس سالانه دارند.
۱. مؤسسات و مراکز مهم بین المللی: چند مؤسسه و مرکز مهم بین المللی را ذکر می کنم، به این لحاظ که آن ها در دنیا جزو مؤسسات آموزشی و پژوهشی پیشتاز هستند و سایر مؤسسات را تغذیه می کنند: یکی، «مرکز مطالعات اسلامی آکسفورد»(۵) است که با حمایت مالی سلطان بنین و پادشاه عربستان سعودی، پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۹۸۵ در دانشگاه «آکسفورد» انگلیس تأسیس شد و خیلی زود اهمیت یافت. مجله ای هم به نام مجله مطالعات اسلامی(۶) منتشر می کند که در کانون توجه مراکز آکادمیک اسلام شناسی دنیا قرار دارد و در آن مطالعات مربوط به شیعه همواره بخش زنده و خواندنی آن را تشکیل می دهد.
مرکز دوم، که از اهمیتی مشابه برخوردار است، ولی از شهرت مشابه برخوردار نیست، «مرکز مطالعه اسلام و روابط مسیحیان مسلمانان» معروف به «CSIC»(۷) است که در سال ۱۹۷۶ در دانشگاه «بیرمنگام» در شهر بیرمنگام انگلستان تأسیس شده است. این مرکز از سال ۱۹۹۰ مجله ای را هر چهار ماه یکبار با عنوان اسلام و روابط مسیحیان مسلمانان منتشر می کند که بسیار با اهمیت است. از سال ۱۹۹۶ به بعد، این مجله با مشارکت «مرکز شناخت مسیحیان مسلمانان» دانشگاه «جرج تاون» آمریکا منتشر می شود.
«مرکز شناخت مسیحیان مسلمانان» تحت سرپرستی پروفسور جان اسپوزیتو، ویراستار کتاب مهم چهارجلدی جهان اسلام مدرن(۸) است. ایشان به همراه همکارانشان در سال ۱۳۷۷ برای همایش «اسلام و سکولاریسم» به مدت دو روز به قم آمدند که بحث علمی نسبتا خوبی طرح گردید و زمینه همایش سال ۱۳۷۸ در دانشگاه «جرج تاون» تحت عنوان «اسلام و پلورالیسم» را پدید آورد که یک گروه شش نفره از ایران برای شرکت در آن همایش به آمریکا رفت که این جانب نیز عضو آن گروه بودم و در فرودگاه نیویورک با انگشت نگاری مواجه شدیم که هم در ایران و هم در آمریکا انعکاس وسیع یافت و گروه ایرانی در اعتراض به این عمل زشت، از شرکت در آن همایش خودداری کرد و بلافاصله به ایران بازگشت نمود.
مرکز سوم «مرکز مطالعات فقه اسلامی»(۹) در دانشگاه «هاروارد» است که در اواسط دهه ۹۰ تأسیس شد. این مرکز در سال ۱۹۹۱ در قالب «طرح مطالعه فقه اسلامی»(۱۰) در مدرسه حقوق دانشگاه «هاروارد» شروع به کار کرد که در ادامه، تطوّر یافت و با حمایت کشورهای عربی، بخصوص امارات متحده عربی، به صورت مرکزی مستقّل درآمد. جناب حجه الاسلام والمسلمین پروفسور سیدحسین مدرّسی طباطبائی نیز در شکل گیری این مرکز نقش عمده ای داشته اند. این مرکز امروزه بسیار اهمیت یافته و تحقیقات گسترده ای در زمینه فقه اسلامی، بخصوص فقه شیعه، انجام می دهد، کنفرانس های مهمّی برپا می کند، از استادان برجسته این رشته از دنیای اسلام برای فرصت مطالعاتی دعوت به عمل می آورد، و خلاصه به چالشگاه قابل توجهی برای دین و مذهب ما تبدیل شده است.
از حوزه چهارمی که نباید غفلت کرد، مطالعات شیعه شناسی دانشگاه های اسرائیل است. آن مقداری که این جانب اطلاع دارم، امروزه چهار دانشگاه مهم اسرائیل یعنی دانشگاه «حیفا»، دانشگاه «بارایلان»، دانشگاه عبری «اورشلیم»، و دانشگاه «تل آویو»، در زمینه تشیّع و شیعیان ایران مطالعه می کنند. مرکز «موشه دایان» برای مطالعات آفریقا و خاورمیانه، واقع در دانشگاه «تل آویو» در سال ۱۹۸۴، همایش بین المللی بسیار مهمی ترتیب داد و تقریبا از همه اسلام شناسان و ایران شناسان مخالف انقلاب اسلامی ایران دعوت به عمل آورد و سپس مجموع سخنرانی های ایراد شده در آن را در کتابی با عنوان تشیّع، مقاومت و انقلاب(۱۱) به چاپ رساند. اهداف این کتاب، که در واقع همان اهداف برگزاری همایش بین المللی در زمینه شیعه است، در دیباچه ای که ویراستار نگاشته، به خوبی شرح داده شده اند: «این کتاب هدف دوگانه ای را تعقیب می کند: یکی ارزیابی وضعیت حاضر شیعیان اکثری (= شیعیان اثنی عشری) در هر منطقه از جهان، و دیگری اندازه گیری اثرات انقلاب ایران بر آن ها.»
۲. کتاب ها و متون علمی: اکنون باید به اطلاع شما برسانم که به نظر این جانب، دوره چالش ما با اهل سنّت جدّا سپری شده است. اهل سنّت هر چه در انبان اشکال تراشی خود داشته اند، در طول قرون متمادی گذشته علیه شیعه بسط داده و منتشر کرده اند. واقعا هیچ چیز جدیدی در انبان عالمان شبهه انداز آن ها وجود ندارد. اکنون دوره مستشرقان و شبهات جدید آن هاست. امروزه اهل سنّت هم از شبهات مستشرقان ارتزاق می کنند؛ زیرا مستشرقان با رویکردهای جدیدی که برگرفته از دانش اجتماعی جدیدند، همه عرصه های مذهب تشیّع را، چه در آموزه های کلامی آن، چه در خاستگاه تاریخی آن، چه در بستر تمدنی اش و چه در وضعیت حاضر آن مورد تحقیق قرار داده اند.
اجازه دهید چند متن را برای نمونه به شما معرفی کنم و بخش هایی از آن ها را برای اطلاع شما ترجمه نمایم:
الف) جامعه شناسی، اثر آنتونی گیدنز: متن اول از یکی از معروف ترین جامعه شناسان عصر حاضر به نام آنتونی گیدنز در کتاب درسی اش در زمینه جامعه شناسی می باشد. وی تقریبا همه صفحات فصل مربوط به «دین» آن کتاب را به انقلاب اسلامی ایران اختصاص داده و حتی عکس اختصاصی این فصل را هم از نقّاشی های بدنه آسمان خراش های تهران انتخاب کرده است که مرحوم امام رحمه الله و مقام معظّم رهبری دام ظله و آقای هاشمی رفسنجانی را در حال قنوت نماز نشان می دهد. او در ذیل عنوان «اسلام و غرب» این فصل، چنین آورده است:
در خلال قرون وسطا، یک نزاع کم و بیش مستمرّی بین اروپای مسیحی و دولت های مسلمان وجود داشت که مناطق وسیعی از سرزمین هایی را، که بعدا به کشورهای اسپانیا، یونان، یوگسلاوی، بلغارستان، و رومانی نامیده شدند، تحت کنترل خود داشت. غالب سرزمین هایی که توسّط مسلمانان فتح شده بودند، توسط اروپایی ها بازپس گرفته شدند و بسیاری از املاک و دارایی های آنان در شمال آفریقا با رشد قدرت کشورهای غربی در قرون هجده و نوزده، مستعمره (غربی ها) گردید. این شکست ها برای دین و تمدّن مسلمانان فاجعه آمیز بودند؛ زیرا متدیّنان مسلمان بر این عقیده بودند که آن ها نسبت به سایر (ملل و ادیان) بالاترین، پیشرفته ترین و متعالی ترین (ملّت) هستند. در قرن نوزده، عدم توانایی مؤثّر جهان اسلام در مقاومت علیه گسترش فرهنگ غربی، منجر به شکل گیری جنبش هایی گردید که تلاش داشتند تا اسلام را در همان نیرومندی و خلوص اصلی اش مجدّدا برقرار سازند. ایده اصلی این بود که اسلام باید به چالش های غربی از طریق تأکید بر هویّت اسلامی که ریشه در عقاید و اعمال خودی دارد پاسخ دهد.
این ایده به شیوه های گوناگون در قرن نوزده بسط یافت و زمینه ای برای انقلاب اسلامی ۷۹ ۱۹۷۸ ایران پدید آورد. انقلاب مذکور ابتدا به وسیله مخالفت های داخلی با شاه ایران شعله ور گردید که شکل هایی از مدرنیزاسیون غربی را پذیرفته بود و تلاش کرد تا آن ها را در کشورش به تحقّق درآورد؛ مثلاً، اصلاحات ارضی، حق رأی زنان و گسترش آموزش و پرورش سکولار (از جمله طرح های شاه بوده اند.) جنبشی که شاه را سرنگون ساخت، مردمی با منافع متفاوت را گردهم آورد که هیچ گاه همه آن ها به بنیادگرایی اسلامی مرتبط نبودند. شخصیت برجسته (این جنبش) آیه الله خمینی بود که تفسیر رادیکالی جدیدی از ایده های شیعی ارائه داد.
به دنبال انقلاب، [آیه الله] خمینی دولتی ایجاد کرد که سازمان دهی آن بر اساس فقه سنّتی اسلامی بود. دین، آن گونه که در قرآن شرح داده شده، مبنای مستقیم همه عرصه های حیات سیاسی و اقتصادی (جامعه) قرار داده شد. تحت (حاکمیت) فقه اسلامی و یا شریعت بدان گونه که (در ایران) احیا گردید زنان و مردان با شدت از یکدیگر مجزّا شدند، زنان مجبور به پوشاندن بدن و سر خود در ملأ عام بودند، همجنس بازان به جوخه های اعدام فرستاده شدند و زناکاران سنگسار می گردیدند. این قوانین خشک و سخت، با یک جهان بینی ملّی گرایانه ای نیز همراه گردیدند که خود را، بخصوص در مقابل نفوذ غربی ها (یعنی نفوذ قوانین غربی در این کشور)، قرار می دهد.
هدف جمهوری اسلامی ایران، اسلامی کردن حکومت بود؛ یعنی دولت و جامعه را به گونه ای سازمان دهی کند که احکام اسلامی بر همه عرصه های جامعه، حاکم باشد. به هر حال، این فرایند هیچ گاه کامل نشد و نیروهایی علیه آن در حال عمل هستند. زبیده (۱۹۹۶) سه گروه از گروه های [ایرانی] را که علیه یکدیگر در حال مبارزه اند، مشخص ساخته است: اصولگرایان(۱۲) که علاقه مند در دست داشتن قدرت و تعمیق انقلاب اسلامی هستند. آن ها همچنین معتقدند: انقلاب باید فعّالانه به سایر کشورهای اسلامی صادر گردد. محافظه کاران،(۱۳) که غالبا از کارمندان و حقوق بگیران مذهبی تشکیل شده اند، فکر می کنند که انقلاب به اندازه کافی به پیش رفته است. این انقلاب به آن ها موقعیتی از قدرت در جامعه بخشیده که می خواهند آن را دو دستی حفظ کنند. [و سرانجام] عمل گرایان(۱۴) که به اصلاحاتی در بازار تمایل داشته و دوست دارند درهای اقتصاد [کشور [را به روی سرمایه گذاری و تجارت خارجی باز کنند. آن ها با تحمیل زبر و سخت احکام اسلامی بر زنان، خانواده و نظام حقوقی [جامعه [مخالفند.
این گُسل های شکاف در درون جامعه ایرانی در دوره رهبری رئیس جمهور اصلاح طلب، محمّد خاتمی، که متحدان او کنترل مجلس را در انتخابات فوریه ۲۰۰۰ مجدّدا تصاحب کردند، به طور آشکاری تا سطح [ظاهری جامعه [رسیده است. وفات آیه الله خمینی در سال ۱۹۸۹، ضربه ای برای عوامل اصولگرا و محافظه کار ایران بوده است.
گیدنز سپس در ذیل عنوان «گسترش احیاگری اسلامی» چنین ادامه می دهد:
اگرچه ایده ای که اساس انقلاب ایران را تشکیل می داد، طبق فرض، می بایست تمامی جهان اسلام را در مقابل غرب متحد می ساخت، ولی دولت های کشورهایی که شیعیان در آن ها اقلّیتی را تشکیل می دهند، خود را با انقلاب اسلامی در ایران، کاملاً همسو نساخته اند. ولی در عین حال، بنیادگرایی اسلامی محبوبیت چشمگیری در میان [مردم] غالب این دولت ها به دست آورده و شکل های گوناگونی از احیاگری اسلامی در جاهای گوناگونی به وسیله این انقلاب، برانگیخته شده است.
اگرچه نهضت های بنیادگرای اسلامی طیّ ده الی پانزده سال گذشته در بسیاری از کشورها در شمال آفریقا، خاورمیانه و آسیای جنوبی نفوذ کسب کرده اند، ولی تنها در دو کشور در دست یافتن به قدرت [= دولت [موفق بوده اند: سودان از سال ۱۹۸۹ توسّط «جبهه نجات ملّی»(۱۵) آقای حسن ترابی اداره شده است، و رژیم بنیادگرای طالبان سلطه اش را بر دولت تِکّه تِکّه شده افغانستان در سال ۱۹۹۶ تحکیم کرده است. در تعدادی از کشورهای اسلامی، گروه های بنیادگرای اسلامی نفوذ [و پیروزی] به دست آورده اند، ولی از دست یابی به قدرت منع شده اند. برای مثال در مصر، ترکیه و الجزایر، نهضت های بنیادگرای اسلامی به وسیله دولت و یا ارتش سرکوب شده اند.
بسیاری از [نویسندگان] اظهار نگرانی کرده اند که جهان اسلام به سوی یک مواجهه با بخش هایی از جهان، که عقاید و باورهای [دینی [آن ها را ندارند، در حرکت است. دانشمند علوم سیاسی [آمریکا]، ساموئل هانتینگتون (۱۹۹۳)، اظهار داشته است که مبارزه بین دیدگاه های اسلامی و غربی، در حالی که جنگ سرد پایان یافته و روند جهانی شدن سرعت گرفته، ممکن است به بخشی از «برخورد تمدّن ها» در سطح جهانی تبدیل گردد. [ایده] «دولت ملّت» دیگر نفوذ غالبی در روابط بین الملل ندارد، در نتیجه، رقابت ها و کشمکش ها بین فرهنگ ها و تمدّن های بزرگ تر روی خواهند داد.
تاکنون، ما نمونه هایی از چنین کشمکش هایی در یوگسلاوی سابق، در بوسنی و در کوزوو یعنی منطقه ای که مسلمانان بوسنیایی و کوزوویی های آلبانی تبار، علیه صرب ها، که دارای فرهنگ مسیحی ارتدوکس هستند، جنگیده اند شاهد بوده ایم. چنین حوادثی بیداری مسلمانان را به مثابه یک اجتماع جهانی، ارتقا بخشیده اند. همان گونه که بعضی از ناظران متذکر شده اند، بوسنی به یک نقطه تجمّع [و همفکری [برای مسلمانان در سرتاسر جهان تبدیل شده و احساس قطبی شدن و اصول گرایی را در جوامع اسلامی ایجاد و تشدید کرده و در همان حال، احساس مسلمان بودن را افزایش داده است. (احمد و دونان، ۱۹۹۴، ص ۷ ۸)
ناظران دیگری اظهار داشته اند که خطر مرتفع گشته و بنیادگرایی اسلامی در حال افول است. آن ها که بر این نظرند، معتقدند که امروزه شانس اندکی برای بنیادگرایی اسلامی در سرتاسر کشورهای اسلامی جهان وجود دارد که به قدرت دست یابد. در مواردی هم که بنیادگراها به قدرت دست یافته اند نظیر ایران آن ها در ارائه یک الگوی زنده و جذّاب برای پیروی سایر دولت ها، ناموفق بوده اند. به نظر می رسد حتی ایران نیز اکنون در حال تجربه کردن دموکراسی البته در حدّ محدود می باشد. در عین حال، این یک اشتباه است اگر مدّعی شویم که بنیادگرایی اسلامی در حال کم رنگ شدن است. در آغاز قرن بیست و یکم، اسلامگراهای مخالف [دولت] در مالزی و ترکیه، تشکیل دولت داده اند.(۱۶)
این متنی بود که توسط یک جامعه شناس انگلیسی به ظاهر مسیحی پروتستان، در یک کتاب رسمی درسی نگاشته شده و بسیار پرچالش و موذیانه است، اگرچه تلاش کرده تا حرف خود را از زبان دیگران بگوید و صبغه علمی و بی طرفانه بحث را حفظ کند، ولی بسیار ایدئولوژیک و گزنده است.
ب) معرفی شیعه؛ پایداری و انقلاب، ویراسته مارتین کرامر: اما متن دوم، متنی است که از یک همایش بین المللی درباره شیعه در اسرائیل گردآوری و منتشر شده و من قبلاً آن را معرفی کرده و سطوری از آن را برای شما ترجمه نموده ام. باید یادآوری کنم که در این همایش، اسحاق رابین، نخست وزیر مقتول اسرائیل، نیز حضور داشت که البته در آن وقت، هنوز نخست وزیر نشده بود. این کتاب از یک مقدّمه و پنج فصل تشکیل شده است. فصل اول با عنوان «تشیّع، اسلام و غرب» حاوی دو مقاله است. فصل دوم با عنوان «ایران: تشیّع و انقلاب»، شامل چهار مقاله است. فصل سوم با عنوان «عراق و خلیج: بین شیعه گرایی و عرب گرایی»، حاوی سه مقاله است. فصل چهارم با عنوان «لبنان و سوریه: اعتراض وارثان محروم شده [از ارث]» شامل چهار مقاله است. و فصل پنجم با عنوان «جنوب آسیا: تشیّع در حال رشد» شامل سه مقاله است که مجموعا شانزده مقاله کتاب را تشکیل می دهند.
مارتین کرامر، محقّق عنود، فحّاش و اسلام ستیز آمریکایی، این کتاب را ویراستاری کرده است. وی علاوه بر دیباچه ای که در ابتدای این کتاب در معرفی کنفرانس مزبور نگاشته، مقدّمه مفصّلی نیز در زمینه تاریخ و وضعیت موجود شیعیان آورده که نه تنها برای هر محقّق شیعه، بلکه برای هر محقّق اسلامگرای علاقه مند به عزّت و کرامت و استقلال مسلمانان نیز خواندنی و عبرت آموز است. وی این چنین آغاز می کند:
مذهب شیعه در طول تاریخ اسلام، به عنوان نوعی عقیده وجود داشته است، به طوری که امروزه از هر ده مسلمان شاید یک نفر به آن پایبند باشد. ایران تنها کشوری است که شیعیان، اکثریت غالب جمعیت آن را تشکیل می دهند. در دو یا سه کشور دیگر نیز شمار شیعیان زیاد است و در سایر نقاط جهان اسلام، شیعیان، یا در اقلّیت هستند و یا اصولاً وجود ندارند. اما با این محاسبه سطحی، تأثیر عمیق مذهب شیعه بر اسلام معاصر و شناخت آن، نادیده گرفته می شود؛ زیرا شیعیانی وجود دارند که مصمّم هستند جریان فکری و سیاسی نه تنها مذهب شیعه، بلکه کل اسلام را دگرگون سازند. این شیعیان نه تنها به لحاظ مذهب، بلکه به خاطر جانب داری از تغییر بنیادی و کسب قدرت، از سایر مسلمانان متمایزند. آن ها در ایران، بی هیچ سابقه ای دست به انقلاب زدند؛ در لبنان، علیه قدرت های محلی و جهانی جنگیدند و اکنون نیز برخی از آن ها آماده اند تا بار دیگر انقلابی برپا کنند؛ انقلابی که آرامش جهان اسلام را برهم خواهد زد و در همه جا، دشمنان اسلام را نگران خواهد کرد.
او در ادامه می نویسد:
مذهب تشیّع در بیشتر سده های هزاره اول اسلام، ایدئولوژی اقلّیت های محتاطی بود که تلاش می کردند آرمان های مذهبی را با واقعیات روزمرّه آشتی دهند. مذهب تشیّع دوازده امامی، ایدئولوژی یکی از این اقلّیت ها بوده است. تدابیری که این شیعیان اندیشیده بودند، بسیار گسترده و فراگیر بود، به طوری که حتی شامل تقیّه، یا کتمان عقاید واقعی نیز می شد. …
در چنین فضایی از تفکر بوده که برداشت مبتنی بر تطبیق و سازش، شکوفا شده و ریشه کن سازی بی عدالتی به زمانی موکول گردیده است که غیبت امام دوازدهم به سر آید و با بازگشت خود، عدالت را در همه جا برقرار سازد. …
آنچه [امام] خمینی در مباحثات اسلامی مطرح کرد، نوعی حکومت اسلامی نبود. پیش از او حکومت های بسیاری وجود داشتند که خود را از نظر قانونی، اسلامی می دانستند و حتی بعضی از آن ها، مانند ایران پس از انقلاب، به عنوان «جمهوری اسلامی» معروف شدند. در اجرای قانون اسلامی، موضوعات جدیدی مطرح نشده بودند؛ زیرا بنیادگرایان سنّی مذهب در سرتاسر جهان اسلام، رأسا چنین خواسته ای را مطرح کرده بودند و علمای شیعه قبل از [امام] خمینی چنین درخواستی داشتند. [امام] خمینی با طرد نفوذ بیگانگان و تسلّط قدرت های بزرگ، یک اعتراض سیاسی را، که در همه جای دنیای اسلام متداول بود، تکرار کرد.
آنچه که انقلاب [امام] خمینی به اندیشه سیاسی اسلام افزود، عبارت است از مفهوم «ولایت فقیه» یا حاکمیت فقها. این عقیده از نظر انقلاب اسلامی، همان مفهومی را دارد که دیکتاتوری پرولتاریا برای بلشویک ها داشت. طبق این عقیده، فقط یک طبقه، که تاکنون از قدرت بی بهره بوده است، می تواند منبع همه اختیارات سیاسی مشروع محسوب شود. دفاع از این عقیده در هر زمینه، معادل دعوت به انقلاب بود؛ زیرا تا پیش از پیروزی [امام] خمینی، هیچ رژیم اسلامی، صرف نظر از میزان تعهد آن نسبت به اجرای قوانین اسلامی، عملاً در اختیار فقهای مسلمان نبوده است. [امام] خمینی عقیده داشت که این قانون که اساس هر حکومت اسلامی است تنها با یک حکومت روحانی قابل اجرا می باشد.
وی در انتها می گوید:
«اکنون لبنان، امید ایران است. حتی ناظرانی که اخیرا در سیاست خارجی ایران، علایمی از اعتدال مشاهده کرده اند، معتقدند که ایران در لبنان مصمّم است از طریق حمایت گسترده از حزب الله، دست به انقلاب بزند. البته محدودیت های جغرافیایی، انسانی و خلق و خوی سیاسی، احتمالاً بیشتر شیعیان لبنان را به حمایت از «امل» کشانده اند، اما افزایش چشمگیر نفوذ شیعیان در مسائل سیاسی در لبنان، این رؤیا را در ایران و بعضی شیعیان لبنان به وجود آورده است که دومین انقلاب کبیر اسلامی در این دهه، می تواند در لبنان ظهور کند. در حقیقت، بذل مال، منابع و تلاش در این زمینه بسیار بوده است؛ زیرا ایران اگر به موفقیت دست پیدا نکند، حتی ممکن است در جهان شیعه نیز منزوی شود.
هنوز نمی توان گفت که آیا شیعیان، امروزه در آستانه یک شکاف پایدار میان طرفداران و مخالفان تشیّع انقلابی آن گونه که جمهوری اسلامی تبلیغ کرده است قرار دارند یا نه. در عصر جدید، هیچ تغییری، حتی بر اساس خطوط نادرست جدید زبان و ملّیت، به اندازه این عامل، در راه ایجاد شکاف میان شیعیان نیرومند نبوده است. با این حال، نمی توان انکار کرد که پیام تشیّع انقلابی، آن چنان جاذبه ای دارد که می تواند گاه همین شکاف ها را به یکدیگر پیوند دهد. همه چیز به سرنوشت حکومت روحانی در ایران بستگی دارد. این حکومت، برتری تشیّع ایرانی را در معرض خطری بزرگ قرار داده است. ایران قریب پانصد سال در مرکز اسلام شیعه قرار داشته است. اما اگر جمهوری خواهان اسلامی شیعیان را به بدبختی بکشاند، ایمان آن ها را مسلّما نمی تواند از آن ها بگیرد. ولی شاید عصر برتری ایران در تشیّع نیز به این طریق خاتمه یابد.(۱۷)
اجازه دهید از یک مقاله دیگر این کتاب هم عباراتی نقل کنم. این مقاله در واقع، سخنرانی پروفسور برنارد لوئیس، اسلام شناس جنگ طلب دانشگاهِ «پرینستون» آمریکا، است که با عنوان «شیعه در تاریخ اسلامی» ایراد شده. او یک یهودی انگلیسی است که به آمریکا مهاجرت کرده و ایده های او بستر نظری حمله آمریکا به عراق را فراهم آورده اند. او در نوشته های اخیر خود، دشمنی و کینه چشمگیری نسبت به مسلمانان و جوامع اسلامی ابراز می دارد و در آمریکا نیز در زمره گروه های ضد مسلمان محسوب می شود. وی در همان مقاله مزبور، در تعریف و تفاوت تشیّع و تسنّن آورده است:
چه فرق اساسی بین اسلام تشیّع و تسنّن وجود دارد؟ به جای آنکه اوّلی را دربرگیرنده سنّت فرمانبری و انقیاد، و دومی را نمایانگر سنّت تندروی و مبارزه بدانیم، من تجدید نظری را در این زمینه پیشنهاد کرده و آن را بدین صورت مطرح می کنم: سنّیگری عبارت است از: همراهی با وضع موجود و نظام حاکم، و شیعه گری عبارت است از: مخالفت با وضع موجود و نظام حاکم، که اغلب الزاما با نیت تغییر این نظم همراه نیست.
از نقطه نظر سنّی ها، آنچه هست، از یک جنبه بسیار حایز اهمیت، مشروع و بر حق است. به اعتقاد سنّی ها، پس از مرگ پیامبر، هدایت پروردگار به کل جامعه مسلمانان واگذار شده است. این نظریه، در بسیاری از احادیث نبوی آمده است که در شاخص ترین آن ها، پیامبر اطمینان داده که «خداوند، به امّت من اجازه نخواهد داد تا بر سر یک اشتباه به توافق برسند». نظریه «سنّت و اجماع» این اعتقاد را بیان می دارد که جامعه تسنّن و سیاست اسلامی، که بر آن حکومت می کند، نمایانگر اعمال و اجرای اراده پروردگار برای نوع بشر است. بنابراین، چنین برداشت می شود که پذیرش حقایق موجود، یک فریضه و اجبار مذهبی است؛ زیرا شاید بتوان گفت که انکار آن ها، این ادعا را می رساند که کل جامعه اسلامی در گناه زندگی می کند و این وضع، از دیدگاه سنّی ها غیرقابل قبول است.
شیعیان اعتقاد دیگری دارند: از دید شیعیان، تمامی دول اسلامی از زمان قتل علی بن ابی طالب[ علیه السلام ] تا به امروز، نامشروع و یا در امیدوارکننده ترین صورت آن، موقّت بوده اند. هیچ مشروعیتی در نظم موجود، وجود ندارد. برعکس، این اعتقاد عمیق وجود دارد که تاریخ، مسیر اشتباهی در پیش گرفته است. بعضی اوقات، واکنش در برابر این روند، عبارت است از: تسلیم انفعالی، برکنار ماندن و عقب نشینی به جای درگیری. در سایر اوقات، شیعیان درگیر برنامه ها و اعمالی می شوند که هدف آن ها، بازگرداندن تاریخ به مسیر صحیح است. و این همان چیزی است که ما اکنون شاهد آن هستیم. این فریادهای خشم، خشونت، منجیگری و تروریسم نیز همانند گذشته، از جاذبه روشن فکرانه قابل ملاحظه ای برخوردارند. البته هیچ تضمینی وجود ندارد که همواره نیز چنین خواهد بود. تمامی این شورش ها، یا توسط کسانی که قبلاً قدرت را به چنگ آورده اند سرکوب شده اند و یا به شکلی فجیع تر، در اثر تغییرشکل یافتن و به فساد کشیده شدن پس از پیروزی، با شکست مواجه شده اند.(۱۸)
ج) شیعیان عرب، مسلمانان فراموش شده، اثر گراهام فولر و رند رحیم فرانکه: متن سوم، کتاب شیعیان عرب؛ مسلمانان فراموش شده(۱۹) است که توسط یک مأمور عالی رتبه سیا در لبنان به نام گراهام فولر، با همکاری یک زن آمریکایی عراقی تبار به نام رِند فرانکه نوشته شده است. این کتاب بسیار مهم و خواندنی است، هم به لحاظ نحوه جمع آوری اطلاعات و هم به لحاظ تحلیل اطلاعات و مشاوره ای که به دولت آمریکا داده است. به اعتقاد برخی از کارشناسان، توصیه های این کتاب در تکوین سیاست خارجی جدید آمریکا در منطقه خاورمیانه و حمله به عراق، نقش جدّی داشته اند؛ زیرا گراهام فولر، نویسنده کتاب، به مدت هفده سال در خاورمیانه دارای سمت های دیپلماتیک بوده و سپس در مقام معاون شورای ملّی اطلاعاتی سازمان سیا برای پیش بینی های بلند مدت، انجام وظیفه کرده است.
فولر در تدوین این کتاب، با قریب دویست تن از شخصیت های سیاسی، اقتصادی، علمی و مذهبی جهان عرب (لبنان، عراق، کویت، بحرین و عربستان) ملاقات و مصاحبه داشته است. وی در بخش سپاس گزاریِ ابتدای کتاب، متذکّر شده که این
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
