اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تشیع از دیدگاه سید حیدر آملی
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 77
فرمت فایل پاورپوینت
اگر بهدنبال یک فایل ارائهی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفهای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل تشیع از دیدگاه سید حیدر آملی انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 66 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائههای شما تهیه شدهاند.
دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل تشیع از دیدگاه سید حیدر آملی:
تمامی بخشهای فایل پاورپوینت کامل تشیع از دیدگاه سید حیدر آملی با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بینقص طراحی شدهاند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شدهاند تا ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید.
تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل تشیع از دیدگاه سید حیدر آملی از کیفیت کامل برخوردار است. نسخههای غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمیشود از آنها استفاده شود.
با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل تشیع از دیدگاه سید حیدر آملی، سطح ارائههای خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید
سید حیدر، برجسته ترین عارف شیعی، به معنای مصطلح آن است که در سال ۷۲۰ ه. در آمل به دنیا آمده و تا سی سالگی در همان جا زیسته است. وی به سمت وزارت رسیده و دارای وضعیت رفاهی خوبی بوده است، تا این که یک بار شور و عشقی در او به وجود می آید و از همه چیز می گذرد; به اصفهان و سپس به مکه مکرمه و سرانجام به عراق سفر می کند و در کنار قبر مولای متقیان امام علی علیه السلام رحل اقامت می افکند و از فتوحات غیبیه آنجا استفاده می کند و کتابهای فراوانی به زبانهای عربی و فارسی می نویسد. حدود سی جلد کتاب به او نسبت داده شده، که از بین این آثار، جامع الاسرار، رساله نقد النقود، نص النصوص، اسرار الشریعه و تفسیر المحیط الاعظم در دو جلد به چاپ رسیده است. آنچه مسلم است، سید تا سال ۷۸۷ ه. که رساله العلوم الالهیه را نوشته، در قید حیات بوده است. کامل مصطفی شیبی اظهار می دارد که او متوفای بعد از سال ۷۹۴ 102 است. به هر حال تاریخ وفات او مشخص نیست. او دیدگاه خاصی درباره شیعه دارد. اگرچه ممکن است نقدهای متعددی چه از ناحیه فرقه های غیر شیعی و چه از ناحیه فرق شیعی غیر امامی و چه از ناحیه امامیه، متوجه دیدگاه او باشد. 103 اما، در اینجا بدون اینکه قصد دفاع از دیدگاههای او را داشته باشیم، به گزارش دیدگاه وی می پردازیم، چرا که او از یک سو با اندیشه های کلامی شیعه آشناست و از سوی دیگر با اندیشه عرفا; و در هر دو زمینه اهل نظر است. از این رو دیدگاههای او می تواند قابل توجه کسانی باشد که فقط در یکی از این دو رشته تخصص دارند; مثلا یک متخصص در فقه، که کل عرفان را نقد می کند، اگر در اندیشه شیعی سید حیدر تاءمل کند، نکات قابل توجهی در دیدگاه او خواهد یافت. سید در کتاب جامع الاسرار می نویسد، غرض از نوشتن این کتاب آن بود که شیعه صوفی شوند و صوفیه شیعه. 104 این نگرش بدان معناست که سید این مطلب را پذیرفته است که هر یک از صوفیه و شیعه مسیری مخالف دیگری می پیماید; چنان که در اول کتاب اشاره می کند که در میان فرق و طوایف گوناگون اسلامی، هیچ فرقه ای نیست که به اندازه شیعه اثنا عشری، صوفیه را رد کند و هیچ فرقه ای به اندازه صوفیه شیعه را رد نمی کند، علی رغم اینکه ماءخذ هر دو یکی است; چرا که مرجع تمامی شیعیان، امام علی (ع)، فرزندان و نوادگان اوست و نسب صوفیه هم یا به کمیل برمی گردد که شاگرد خاص و مرید خالص امام علی (ع) است یا به حسن بصری می رسد که او نیز از شاگردان و بزرگترین مریدان آن حضرت بوده است و یا به امام صادق (ع) که او نیز خلیفه و وصی امام، و امام منصوص از جانب خداوند است. 105 سپس می نویسد: «از آنجا که من از ابتدای کودکی تا امروز که به سن پیری رسیده ام، به عنایت الهی، در راستای تحصیل عقاید اجداد طاهرینم که همان ائمه معصومین هستند و طریقه انسان که به حسب ظاهر، همان شریعت خاص طایفه شیعه امامیه و به حسب باطن، همان حقیقت مختص به طایفه صوفیه یعنی ارباب توحید و اهل الله است و نیز در پی تطبیق ظاهر و باطن با یکدیگر بوده ام، و در نهایت، حقانیت هر دو گروه و حقیقت هر دو قاعده را محقق ساختم… و سخنم این شد که «الحمد لله الذی هدانا لهذا و ما کنا لنهتدی لو لا ان هدانا الله ». 106 بنابراین، حقانیت هر دو طایفه را قبول دارد، گرچه معتقد است که یکی بر شریعت و دیگری بر حقیقت تمرکز یافته است. و هر دو را در صراط مستقیم می داند، اگر چه هر یک دیگری را طرد کند، چرا که هر یک بخشی از حقیقت را داراست. 107 بنابراین ضروری است که هر یک از دو گروه بکوشد تا از گروه دیگر، بخش دیگر حقیقت را فراگیرد، تا از هر جهت به کمال دست یابد. این ویژگی یعنی بر حق دانستن دو طایفه متباین، از مختصات سید حیدر آملی است. در جایی آورده است که صوفیان مؤمنان ممتحن اند 108 و سزاوار است که شیعیان به صرف عدم اطلاع از حال آنان، مؤمنان ممتحن را مذمت نکنند، چون اسرار و احوال ائمه برتر از آن چیزی است که شیعیان بر آن هستند. همچنین مؤمن ممتحن هم نباید شیعه را مذمت کند، چون در واقع شیعیان گروهی غیر از صوفیان نیستند. شیعیان به پادارندگان ظواهرند، چنان که صوفیه، به پادارندگان بواطن هستند; پس در واقع هر یک نیازمند دیگری است. 109 سید حیدر، در ادامه سخن، به علل اینکه چرا هر یک از صوفیه و شیعه یکدیگر را طرد می کنند، می پردازد و می نویسد: «اگر هر یک از شیعه و صوفیه دیگری را رد می کند، به خاطر عملکرد کسانی است که در اسم شیعه یا صوفی اند، اما در واقع نه صوفی هستند و نه شیعه; مثلا مردم به خاطر رفتار و کردار کسانی که فقط در اسم شیعه هستند، همانند اسماعیلیه، زیدیه، کیسانیه، غلات و… بر شیعه عیب می گیرند، 110 در حالی که شیعه اثنی عشری از گفته ها و کرده های آنان منزه اند». 111 سید در اینجا به شدت با فرقه های دیگر شیعه برخورد می کند و تعابیری به کار می برد که حداقل با اندیشه عرفانی او چندان سازگار نیست. او می گوید: «طوایف زیادی که خود را شیعه می دانند و می نامند، نه تنها شیعه نیستند، که در نزد شیعه کافر به شمار می آیند». 112 اما گروههایی که با صوفیه در اسم شریکند و مردم به خاطر عملکرد آنها بر صوفیه عیب می گیرند، فرقه هایی چون: اباحیه، حلولیه، اتحادیه و معطله هستند. 113 سید در اواخر کتاب جامع الاسرار پا را فراتر نهاده و منظور از صوفی را افرادی چون: سلمان، اویس قرنی، ابویزید بسطامی، کمیل بن زیاد نخعی و جنید بغدادی که شاگردان ائمه بوده اند می داند، نه صوفیه این زمان که در واقع صوفی نیستند، همانند علمای این زمان که در حقیقت عالم نیستند. 114
علل تشیع صوفیه
سید حیدر بعد از آنکه هر یک از صوفیه و شیعه را شیعه تلقی می کند، مباحثی مطرح می کند که مقصود او از تشیع صوفیه را روشن می سازد. وی علت تشیع صوفیه را در آن می داند که صوفیه حامل اسرار ائمه هستند. سید قبل از اثبات این مطلب، اشاره می کند که اصحاب شیعه ما قبول ندارند که صوفیه حامل اسرار ائمه باشند و قبول ندارند که این اسرار در غیر ائمه هم یافت شود و صوفیه را کاملا منکرند و آنها را به کفر نسبت می دهند. سپس می گوید: «ما می خواهیم حامل اسرار ائمه بودن صوفیه را برهانی کنیم و اثبات کنیم که اینان «مؤمن ممتحن » هستند». او استدلال را با کلام امام علی (ع) در مورد تقسیم مردم شروع می کند که طبق آن، مردم سه دسته اند: «عالم ربانی و متعلم علی سبیل النجاه و همج رعاع…». سپس می نویسد: «صوفیه از قسم اول نیستند، چون قسم اول مختص به پیامبر و ائمه است و از قسم سوم هم نیستند، چرا که اینان اولیا و خلفای خدایند و شاءنشان برتر از آن است که از قسم سوم باشند; پس ثابت می شود که از قسم دومند. سپس این مطلب را بیان می کند که ائمه فرموده اند: «ما دارای اسرار هستیم ». آن گاه می نویسد: «ای شیعه! تو خود اقرار داری که حامل اسرار نیستی، بلکه حامل اسرار، آنها هستند…». بعد استدلال را به صورت «ان قلت، قلت » بیان می کند، که اگر کسی از شیعه بگوید: «صوفیه نه حامل اسرارند و نه اهل سر، بلکه اسرار همان است که در نزد شیعه است، می گوییم این از چند حال خارج نیست. اگر علوم ائمه و اسرارشان همان باشد که در دست توست، در این صورت لازم نبود که ائمه این همه به کتمان آن سفارش کنند، زیرا علوم شریعتی که در اختیار توست، نه تنها کتمانش واجب نیست، بلکه اظهارش بر فراز منبرها واجب و پوشاندنش کفر است… و اگر معتقد باشی که اسرار ائمه و علومشان منحصر است در آنچه که تو بر آن هستی، این اعتقادی فاسد و گمانی دروغ و نادانی کامل به کمالات و مراتب ائمه است; زیرا آنچه تو بر آن هستی، مرتبه ای از مراتب و درجه ای از درجات آنها، بلکه پایین ترین آن درجات است، و اگر بگویی چرا جایز نیست که اسرار ذکر شده در بیانات ائمه همان چیزی باشد که در بین امامیه و از حیث ظاهر در مذهب دوازده امامی مطرح است؟ پاسخ می دهیم که اگر چنین بود، این همه مبالغه ائمه در لزوم حفظ اسرار وجهی نداشت. در حالی که خود ائمه برای آشکار ساختن آن، با شمشیر قیام کردند و روشن است که امام علی (ع) از زمان وفات پیامبر (ص) تا هنگام شهادت خود مشغول مبارزه بود، تا آنجا که هزاران نفر از منکران و مخالفان طریقت و شریعت پیامبر (ص) را به هلاکت رساند و روشن است که این گفتار به سخن کودکان و دیوانگان نزدیک تر است ». سپس این مساءله را مطرح می کند که اگر کسی بگوید: «ما فرق بین مؤمن ممتحن و غیر ممتحن را می پذیریم، اما چرا باید صوفی مؤمن ممتحن باشد، بلکه ممکن است غیر صوفی مؤمن ممتحن باشد، پاسخ می دهیم: به صرف اینکه پذیرفتی که حاملان اسرار ائمه طایفه ای مخصوص هستند، همین مقدار برای ما کافی است، ما نیز جز این نمی گوییم. اگر اسم صوفیه بر شما سنگین است، به هر نامی که می خواهی آنان را بخوان. چون اختلاف نه بر سر اسم، که در مسماست; یعنی همان معنای مخصوص و سر علوم که معنای توحید و سر وجود است. در عین حال، اگر معنای تصوف و علت نامگذاری آنها را به این نام می فهمیدی، از پذیرش نام و روش آنها خودداری نمی کردی; چرا که تصوف یعنی متصف شدن به اخلاق الهی در کردار و دانش و حال; و چه کمالی برتر از این! آن گاه مطالب دیگری را در معنای تصوف نقل می کند و می گوید: صوفی کسی است که در ظاهر با احکام شریعت مخالف نباشد و در باطن در پی حقایق برآید و از مال دنیا چیزی نداشته باشد و چیزی را برای چیزی جمع نکند. 115 سید قسمت دیگری از مباحث مربوط به اسرار ائمه را در بخش انتساب خرقه صوفیه به ائمه ذکر کرده است. این بحث در هر دو کتاب تفسیر و جامع الاسرار آمده است; البته مطالب این دو اثر کمی با هم تفاوت دارد. در جامع الاسرار، برای خرقه صوری چندان ارزشی قایل نبوده و می نویسد: «در نظر عوام صوفیه و غیر صوفیه سری که از امام علی(ع) و فرزندانش نقل شده، عبارت است از خرقه و در نزد خواص عبارت است از سر ولایت ». 116 اما در تفسیر می نویسد: «به اتفاق مشایخ و اکثر علما، در باب تصوف، «خرقه صوری » همان است که جبرئیل به امر خداوند بر پیامبر پوشاند و امام علی(ع) از دست پیامبر تحویل گرفت ». 117 به هر حال، آنچه مهم است، بحث از «خرقه معنوی » است. زیرا خرقه در نزد خواص و خواص از خواص موحدین، عبارت است از سر ولایت و سر توحید که خداوند به واسطه جبرئیل یا غیر او به آدم اعطا کرده و به همین صورت تا به امام
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
