اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل شعوبیه و تأثیرات آن در سیاست و ادب ایران و جهان اسلام*
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 52
فرمت فایل پاورپوینت
فایل پاورپوینت کامل شعوبیه و تأثیرات آن در سیاست و ادب ایران و جهان اسلام*؛ انتخابی مطمئن برای ارائهای حرفهای
اسلایدهایی آماده برای استفاده:
فایل فایل پاورپوینت کامل شعوبیه و تأثیرات آن در سیاست و ادب ایران و جهان اسلام* شامل 120 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائههای رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده میباشد.
ویژگیهایی که فایل فایل پاورپوینت کامل شعوبیه و تأثیرات آن در سیاست و ادب ایران و جهان اسلام* را متمایز میکند:
- طراحی بصری حرفهای:فایل پاورپوینت کامل شعوبیه و تأثیرات آن در سیاست و ادب ایران و جهان اسلام* با بهرهگیری از رنگبندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
- سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شدهاند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
- وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربهای بدون نقص را فراهم میسازد.
استاندارد بالا در تولید محتوا:
فایل فایل پاورپوینت کامل شعوبیه و تأثیرات آن در سیاست و ادب ایران و جهان اسلام* با رعایت اصول حرفهای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش میباشد.
نکته مهم:
در صورت مشاهده نسخههایی با کیفیت پایینتر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخههای غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل شعوبیه و تأثیرات آن در سیاست و ادب ایران و جهان اسلام* تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.
هماکنون فایل فایل پاورپوینت کامل شعوبیه و تأثیرات آن در سیاست و ادب ایران و جهان اسلام* را دریافت کرده و ارائهای حرفهای و متمایز تجربه نمایید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل شعوبیه و تأثیرات آن در سیاست و ادب ایران و جهان اسلام* :
چکیده: این مقاله دلیل پدید آمدن نهضت فرهنگی شعوبیه را رفتار برخی از اقوام عرب
می داند که پس از ظهور اسلام ،این دین را که برای نجات بشر از قید و بند بردگی
های
گوناگون آمده بود وسیله
ای برای برتری
جویی و سلطه بر دیگر اقوام و ملتها
قراردادند. شعوبیه عقیده داشتند که از نظر تعالیم اسلامی هیچ ملتی بر ملت دیگر سلطه
و امتیازی ندارد. ایرانیان پیشاهنگ این نهضت فرهنگی بودند. در نوشتار حاضر نویسنده
ضمن اشاره به زمینه های مختلف شکل گیری شعوبیه ، به بررسی تاثیرات حاصله از ظهور
این جنبش در عرصه ادبیات می پردازد
.
مقدمه
در زندگی ملتها دوران
هایی پیش می
آید که حیات و مرگ آنها به مویی بسته است. در این
مراحل حساس توان زنده ماندن ملل در بوته آزمایش قرار می
گیرد و تنها، اصالت آنها و
نیروهای نهانی که در درون بعضی ملتها برای زنده ماندن باافتخار وجود دارد راز زندگی
و تداوم هویت ایشان است. بعد از ورود اسلام به ایران ، لحظه
های حساسی در تاریخ
زندگی ملت ایران فرا رسید، زیرا. در مواجهه با دین حقی قرار داشت که اگر چه از سوی
برخی از مسلمانان به درستی اعمال می شد اما گوهره راستین آن جذاب می نمود. به همین
دلیل است که ایرانیان سیاستی دوگانه اتخاذ می نمودند. بدین صورت که بین اسلام و
عملکرد افراد تفکیک قائل می شدند. در این مرحله اقوامی که مغلوب شده بودند، با توجه
به ویژگی
های خود عکس
العمل
های متفاوتی در برابر این جریان بروز دادند. در این
برخورد هوشیارانه که آثار تاریخی تعیین
کننده داشت مثل همه جریانهای تاریخ
ساز،
گروهی از هوشمندان پیشرو بودند که با مجاهدتهای خود راهگشای حرکتهای ملی شدند. به
نظر می
رسد در این میان شعوبیه بخش ویژه
ای را به خود تخصیص داده است
.
دلایل پیدایش شعوبیه
پیشگامان شعوبیه گروهی بودند که اعتقاد داشتند بین اقوام و امم مختلف تفاوتی نیست
.
یعنی هیچ قومی بر قوم دیگر برتری ندارد. استدلال ایشان به آیه ۱۳ سوره حجرات بود که
خداوند می
فرماید: «یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر و اُنثی و جعلناکم شعوباً و
قبائلَ لتعارفوا، انّ اکرمکم عندالله اتقیکم، ان الله علیم خبیر.» به عقیده شعوبیه
برتری انسان به تقواست. این آیه و این استدلال وسیله
ای در دست شعوبیه بود که با
سلطه
طلبی بنی امیه و حتی بنی
عباس مقابله کنند و هویت خود را محفوظ دارند. ولی
بعداً گروهی از شعوبیه ادعا کردند که نژاد ایرانی برتر از نژاد عرب است
.
سؤالی که ممکن است مطرح شود این است که چرا نهضت شعوبیه پس از تصرف ایران به وسیله
اعراب ظهور کرد؟
پاسخ این سؤال را باید در نکته ذیل جستجو کرد
:
در جریان تحولات پیشین، هویت ایرانی در معرض تهدید قرار نگرفته بود، آنچه اتفاق
افتاد یک تحول سیاسی بود و مهاجمین پس از گذشت مدتی خود در فرهنگ ایرانی ذوب شدند
ولی در حمله اعراب چنین نبود. اعراب اسلام را با خود آورده بودند که یک نهضت دینی و
فکری و یک آیین نجات
بخش بود و همین امر باعث پیروزی سریع و شگفت
آور اعراب شد. این
در حالی بود که از سوی دیگر حکومت تحت عنوان خلافت مستقر شده بود و هر وقت برای
حکومت توجیه ایدئولوژیک وجود داشته باشد، نفوذ آن عمیق و ریشه
دار است و خیلی تفاوت
دارد با سلطه
ای که فقط دارای جنبه سیاسی صرف است. ضمناً اگر این حکومت آن چنان که
در زمان بنی
امیه بود، حکومتی ظالمانه با صبغه دینی، باشد روشن است که تاثیر و نفوذ
آن زیاد خواهد بود
.
در مجموع، فرهنگ وتمدن عرب اگرچه تا قبل از ظهور اسلام، ویژگی های مثبت زیادی نداشت
اما با اسلام این وضعیت تغییر کرد و شاهد بهبود وضعیت ایشان و توسعه قلمرو و
نفوذشان می باشد. درهمین ارتباط است که حضرت علی علیه السلام ضمن خطبه ای می
فرماید
:
«
خداوند حضرت محمد (ص) را فرستاد در حالی که ترساننده جهانیان و امین وحی بود و در
آن زمان شما ای گروه عرب در بدترین دین و بدترین جایگاه می
زیستید. در میان
سنگلاخهای خشن و مارهای زهرآگین اقامت داشتید. آب سیاه می
نوشیدید و غذای ناخوشایند
می
خوردید، خون یکدیگر را می
ریختید و از خویشاوندان دوری می
کردید. بتها در میان
شما نصب شده و از گناهان دوری نمی
کردید.»[۱] (فیض الاسلام، خطبه ۲۶
)
البته بعضی از صفات نیک که لازمه زندگی بیابانگردی است در بین اعراب وجود داشته از
قبیل مهمان
نوازی و حمایت جار و پناهنده، سخاوتمندی … شعر و سخن نیز در بین همین
صحرانشینان بود و اهل قراء و شهرها حتی در جوامع پیشرفته عرب مثل سرزمین حیره و
غسّانی از این ویژگی بهره کمتری داشتند
.
گروه کمی از عربها یکجانشین بودند که به ایشان اهل المدر می
گفتند. مدر به معنی گل
است، یعنی کسانی که از خشت و گل برای خود خانه ساخته
اند. این گروه در نواحی خاصی
از سرزمین عربستان که تا حدی حاصلخیز بود ساکن بودند. بعضی از ایشان در واحه
های
کوچک به شغل کشاورزی اشتغال داشتند بعضی بر سر راههای تجاری می
زیستند و گروهی نیز
در قسمت جنوبی عربستان گرد آمده بودند. از بروکلمان آلمانی نقل شده (تاریخ الشعب
الاسلامیه، ج۱، ص ۱۱) که سابقه تمدن در این نواحی به دو هزار سال قبل از میلاد مسیح
می
رسد. در سرزمین یمن آبادی و تمدن و فرهنگ بیشتر بود و سرزمین مزبور مدتها توسط
ایرانیان اداره می
شد
.
بدین ترتیب مشخص می شود که راز اصلی این پیروزیها، دین اسلام و دستورهای این آیین
آسمانی بود. مردم سرزمین
های مختلف، با آگاهی از تعالیم اسلام و مقایسه آن با
نظامها و سنتهای نامناسبی که در جوامع خودشان وجود داشت به اسلام می
گرویدند و یا
حداقل به دفاع از حکومتی که دیگر به مبانی آن چندان معتقد نبودند میل و علاقه
ای
نداشتند. به عنوان مثال در خصوص ایران نیز چنین وضعیتی قابل مشاهده است. حکومت
ساسانی اگر چه نیرومند، و ایران ساسانی هر چند از نقطه نظرهای گوناگونی در جهان آن
روز یک کشور متمدن محسوب می
شد ولی حکومتی بود که سیستم اجتماعی آن مبتنی بر اختلاف
اقشار و طبقات بود، به طوری که همه افراد جامعه از تمامی حقوق مدنی و انسانی
برخوردار نبودند. هر کس حق انتخاب هر شغلی را که می
خواست نداشت. همه افراد حق
تحصیل
دانش نداشتند مسائلی از این قبیل منجر به بروز سستی در قدرت داخلی و تضعیف
آن شده بود که امکان ایستادگی به آن را در مقابل جریان اسلام هرگز نمی داد. چرا که
اسلام، منادی آزادی و مساوات همه انسانها بود و برای هیچ کس حتی اگر پادشاه یک کشور
در برابر افراد عادی بود مزیتی قائل نمی
شد. رفتار پیامبر گرامی اسلام چنین بود و
مسلمین صدر اسلام نیز به همین شکل بیش و کم عمل می
کردند. اما پس از آن حضرت جریان
حوادث به شکلی پیش آمد و جایگزینی افراد طوری ترتیب یافت که نتیجه خاصی به دست آمد
و آن انتقال خلافت به بنی
امیه بود که مظهر عصیبت جاهلی بودند. حتی خود عمر خلیفه
دوم نیز در برخورد با ملل غیرعرب به خصوص ایرانیان، اندیشه
های جاهلی و تعصب
آمیز
داشت. مالک روایت می
کند : عمر دستور داده بود که به هیچ یک از ایرانیان ارث ندهند
مگر آنکه بین اعراب متولد شده باشد و سپس مالک اضافه می
کند بنابراین چنانچه زنی در
سرزمین غیرعرب (دشمن) آبستن شود ولی در سرزمین اعراب وضع حمل نماید آن کودک فرزند
آن زن محسوب و از یکدیگر ارث می
برند. (الغدیر، ج۶، ص ۱۸۷
) .
بنی
امیه جز در ظاهر، اسلام نیاورده و جز به عصبیت
های قومی و جز به دنیا
نمی
اندیشیدند، اسلام و جانشینی پیامبر (ص) در نظر ایشان وسیله
ای بود برای حکومت
کردن. مسعودی نقل می
کند: (مروج الذهب، ج۲، ص ۳۴۳
)
«…
وقتی با عثمان بیعت کردند، گروهی از بنی
امیه در خانه عثمان بودند. در این حال
ابوسفیان که در آن موقع کور شده بود وارد آن مجلس شد. او سئوال کرد آیا غریبه
ای هم
در مجلس هست؟ گفتند نه، ابوسفیان گفت: ای بنی
امیه با خلافت مثل توپ بازی کنید،
سوگند به کسی که ابوسفیان به او سوگند می
خورد من همواره آرزوی چنین روزی را برای
شما داشتم، خلافت و حکومت به ارث به فرزندانتان خواهد رسید
.»
مسعودی می
گوید این حرف در بین مردم شایع شد، علی (ع) و صحابه اصیل که پیش
بینی این
خطر را برای اسلام می
کردند در مسجد برای مردم صحبت کردند و خطر دور شدن خلافت را
از خاندان پیامبر (ص) و محروم نمودن علی (ع) را از خلافت به مردم گوشزد کردند
.
در بعضی روایات تاریخی، شرح این مجلس به شکلی است که ماهیت سران بنی
امیه و عمق
توطئه را روشنتر بیان می
کند. سید مرتضی داعی الحسینی الرازی می
نویسد: «وقتی عثمان
به حکومت رسید، ابوسفیان ضمن تهنیت به او گفت: ای پسرعم، امیدوارم که ملت ما بازآید
چنانچه دولت ما بازآمد و سپس خطاب به بنی
امیه گفت: مثل شتری که گیاه بهار را
می
چرد، در حکومت و بیت
المال بچرید، بخدا سوگند که نه بهشتی است و نه جهنمی
!» (
تبصره العوام، ج۴، ص ۹۷
)
سرتاسر حیات خلافت اموی از تعصبات قبیله
ای و قومی و ظلم انباشته بود. ذکر موارد
ذیل از آنجا ضروری است تا روشن شود که سرنوشت دین پیامبر (ص) به دست چه کسانی افتاد
و این امر تا حدی نشان
دهنده زمینه
ای است که باعث پدید آمدن نهضت شعوبیه شد
.
۱-
پس از پیامبر (ص) عدم تداوم رهبری مورد نظر آن حضرت باعث شد که تعالیم اسلام
نتواند خوی جاهلی اعراب را به کلی از بین ببرد. فتوحات پی در پی و سرازیر شدن ثروت بیکران به جامعه، روح تصفیه نشده اعراب را به انحراف کشاند و آنان را به طرف دنیا
دوستی سوق داد و خویهای زشت جاهلی را در ایشان زنده کرد و هنوز دو دهه کامل از رحلت
پیامبر نگذشته بود که تعصب قبیلگی جایگزین برادری و مساوات، و دنیادوستی جانشین زهد
و تقوی شد
.
۲-
خروج رهبری جهان اسلام از مسیر خود باعث شد که راه برای سلطه بنی
امیه باز شود و
این واقعه در زمان عثمان تثبیت شد. خلیفه دوم معاویه را که از بنی امیه و دارای
تعصب قبیله ای بود، به حکومت شام منصوب کرد و با آن که کارگزاران خود را بعد از مدت
کوتاهی تعویض می نمود ولی او را تثبیت کرد. وقتی عثمان به خلافت رسید، حرکت در جهت
تقویت حکومت اموی شتاب گرفت. وی خویشاوندان خود را بر کارها گماشت و دست آنان را در
امور گشاده کرد. بیت
المال را در اختیارشان قرار داد و به ایشان عطایای بی حد و حصر
بخشید. حَکَم عموی عثمان بود که از دشمنان دیرینه اسلام به شمار می
رفت. پسر او
مروان نام داشت و او نیز از جاسوسان مشرکان بود. پیامبر حکم و مروان را از مدینه
تبعید کرد، در زمان ابوبکر و عمر به دستور پیامبر (ص) احترام گذاشتند ولی عثمان این
دو تن را از تبعید آزاد کرد و کار را به آنجا رساند که مروان را کاتب و محرم اسرار
خود کرد و حتی یک بار خمس غنائم مصر را به او بخشید. (تاریخ اسلام، ص ۱۶۷) بنی امیه
برای پایمال کردن اصول اسلام که عدالت و برابری و ایثار و جوانمردی و … بود موقع را
غنیمت شمردند
.
چگونگی شکل گیری عقاید شعوبیه
پس از آن که حکومتهای عرب به ویژه قوم اموی براساس خوی جاهلی، تعصب قبیله
ای و عربی
را جایگزین مساوات اسلامی کردند و همان روش
های ظالمانه اقوام گذشته در ملک
داری را
توأم با عصبیت، جایگزین روش حکومتی مردمی و عادلانه اسلامی نمودند، با عکس
العمل
ملل تحت سلطه مواجه شدند. نهضت شعوبی از همین نقطه به وجود آمد. در اینجا سؤالی
وجود دارد که آیا شعوبیه یک حزب و تشکیلات سیاسی بود به این معنی که با تشکیلات و
انسجام حزبی برای وصول به هدف خاصی عمل می
کرد؟ یا در واقع یک نهضت فکری بود که در
اندیشه گروهی از هوشمندان اثر گذاشت و ایشان تحت تاثیر این فکر عمل می
کردند؟
بسیاری از کسانی که در این باره مطالبی نوشته و گفته
اند، اظهار عقیده کرده
اند
(
ممتحن، صص ۱۹۴ و ۲۰۱)، که شعوبیه حزبی بوده به معنی خاص سیاسی خود[۲] ولی از
مطالعه تاریخ شعوبیه و از دقت در آنچه که در این باره گفته شده و در دسترس من قرار
گرفته، هنوز قانع به این امر نیستم و حرکت شعوبی را به صورت«حزب» نمی
دانم، بلکه به
نظر من این حرکت در واقع یک نهضت فکری بود که چون مایه
های درست برخورد با مسائل
اجتماعی را با خود داشت توانست در قشر وسیعی از هوشمندان جامعه اثر بگذارد و
توده
های بسیاری از مردم را که از ظلم و بیداد رنج می
بردند، متأثر کند و منشا
تحولات علمی و ادبی و سیاسی شگرف گردد. ولی این نظر که شعوبیه خود به صورت یک
تشکیلات سیاسی عمل می
کردند هنوز مورد تأیید نیست. به نظر می
رسد این حرکت یک حرکت
فکری و عقیدتی بود و اگر چه از ایرانیان شروع شد ولی اقوام غیرایرانی را نیز تحت
تأثیر قرار داد و حتی گروهی از اعراب نیز به این فکر گرویدند
.
خلاصه کلام آنکه اندیشه شعوبی عکس
العمل رفتار حکومتگران بنی
امیه بود. حاکمان اموی برای خود مبانی فکری و ایدئولوژی ساخته و سلطه خویش را که در واقع ناشی از
تعصبات قبیله ای و جاهلی بود با آب و رنگ استدلال توجیه می
نمودند و نهضت شعوبی
به عنوان یک نهضت فکری در مقابل همین اندیشه به وجود آمد. نهضت فکری متمایل به
برتری اعراب در زمان بنی امیه و بعد از آن بر استدلالهای ذیل تکیه داشت
:
۱-
اعراب از نظر صفات اخلاقی بر دیگر اقوام مزیت و برتری دارند. در این ارتباط طیف
متنوعی از صفات برای اعراب برشمرده شده که ایشان به مواردی چون مهمان دوستی ، وفای
به عهد، کرامت نفس و غیرت، و … با ذکر حوادث متعدد تاریخی تاکیدداشتند
.
۲-
اعراب دارای سخن زیبا و فصیح و استعداد ادبی سرشارند. ذوق ادبی در بین اعراب
بادیه
و حتی افراد بیسواد شایع است. سخن ایشان فصیح و کلامشان انباشته از نوادر و
ظرائف حکمت است و این بزعم ایشان، نشان
دهنده ویژگیهای ذاتی و صلاحیت های نژادی عرب
است. [۳
]
۳-
کسانی که مدعی برتری عرب بودند و از آن قصد بهره
برداری داشتند احادیثی نیزبرای
تأیید نظر خود در مزیت زبان عربی و بدی و ناخوش
آیندی السنه دیگر جعل کرده
بودند.[۴
]
البته روایاتی در مدح زبان عربی وارد شده، ولی آنچه ابوهریره جعل کرده بود برای این
بود که بگویدابغض الکلام الی الله الفارسیه یعنی هیچ زبانی پیش خدا از زبان فارسی
نفرت انگیزتر نیست. ۴- اعراب
دارای نسب پاک و خالصند و سعی بسیار در حفظ پاکی نسب خود دارند. نام نیاکان خود را
به دقت می
دانند و به واسطه حفظ نسب خود حلال
زاده از غیرحلال
زاده به دقت مشخص است
(
ضحی الاسلام، ج۱، ص ۵۱). این مطلب تا به امروز نیز بیش و کم وجود دارد و شاید در
مناطقی از سرزمین اعراب که هنوز نظام طایفه
ای موجود است نژاد خالص عرب موجود باشد
.
در سالهای اخیر که دولت عراق ایرانیان را از آن کشور اخراج می
نمود و از همین ویژگی
استفاده می
کرد، یعنی چنانچه شخصی نسبش به یکی از قبایل عرب نمی
رسید او را غیرعرب
می
دانست و از سرزمین عراق بیرون می
کرد. به طور کلی در جوامع قبائلی و عشایری این
خلوص نسب کم و بیش موجود است
.
۵-
اعراب در جاهلیت دارای استقلال بودند. با آنکه دو دولت ایران و روم در دو سوی
سرزمین عرب حضور داشتند نه تنها این دو دولت سرزمین مزبور را تصرف نکردند، بلکه
رعایت حریم آن را می
نمودند و حتی در بعضی مواقع از عربها کمک می
خواستند. مثلاً
ایرانیان از بنی لخم و رومیان از بنی غسان کمک می
طلبیدند تا سرحدات ایشان را از
تجاوز و تعرض اعراب جزیره حفظ کنند. (ضحی الاسلام، ج۱، ص ۵۰
)
۶-
دلیل دیگر برتری جویان عرب وجود دین اسلام بود. ایشان می
گفتند: ظهور اسلام در
میان عرب دلیل برتری قوم عرب است و گذشته از آن این عربها بودند که اسلام را تقویت
کردند و باعث اشاعه آن در سرتاسر دنیا شدند و این ویژگی ، دلیل واضحی است که قوم
عرب منتی بزرگ بر دیگر اقوام دارد
.
شعوبیه به مثابه رویکردی انتقادی
در مقابل اصول فکری ششگانه بالا، شعوبیه بر این اعتقاد بود که
:
۱-
هر ملتی ویژگی
هایی دارد که از آن جهت برتر از دیگران محسوب می
شود و به آن
مباهات می
کند. رومیان به تمدن عظیم، تعدادزیاد شهرها، سلطنت و قدرت حکومت و
باستانی بودن تمدن خود می
نازند. ایرانیان به قدرت و ثروت و مجد و عظمت خود فخر
می
کنند. هندیان به جمعیت زیاد، طب و فلسفه، جنگلهای انبوه، رودهای پرآب. چینیان به
هنر و صنعت خود و نظائر آن می
بالند. یونانیان به علم و دانش فرهنگ مفتخرند. در
مقابل اعراب را به خاطر سابقه ایشان در جاهلیت مذمت کرده و دوره جاهلیت را نقطه
تاریکی در تاریخ ایشان می خواندند
.
۲-
ایشان به ظهور پیامبر اسلام (ص) از بین خود را مایه برتری نژادی می دانند
.
البته این به جاست ولی بعثت پیامبر (ص) از بین عرب دلیل برتری عرب نیست، بلکه این
خود معجزه اسلام است که چنین پیامبر و چنین مکتبی از بین قومی با تمدن جاهلی ظهور
کرده است. گذشته از آن بزرگترین دشمنان این پیامبر چه کسانی بودند؟ و اینکه پیامبر
فرمود: «ما اوذی نبیٌ بمثل ما اوذیتُ»، این آزار را چه کسانی بر او وارد کردند؟ و
آیا نه این است که سرانجام بسیاری از اعراب ایمان نیاوردند و در جاهلیت ماندند و
فقط تسلیم شدند؟
۳-
در خصوص افتخار به اسلام، باید گفت که دین اسلام اختصاص به عرب و غیرعرب ندارد
.
مربوط به همه جهانیان است و گذشته از آن دین اسلام خود مخالف این قبیل تعصبهای
جاهلی اعراب است. اسلام فرموده که همه مردم از یک پدر و مادر آفریده شده و بین
ایشان تبعیض نیست و دستورفرموده که همه مردم با هم مساویند و این مخالف برتری اعراب
است
.
۴-
در ارتباط با ویژگی های اخلاقی و رفتاری نیز شعوبیه بر این اعتقادند که ادعایی
اغراق
آمیز است اعراب جز گروهی اندک که خاندان پیامبر (ص) و تعدادی معدود که بر دین
ابراهیمی یا یهودی و یا مسیحی بودند، رعایت عفاف و تقوی را نمی
نمودند
.
۵-
اینکه متعصبان عرب مدعی هستند پس از ظهور اسلام بر ملل متمدن و قدرتمند عالم
مسلط شدند، شعوبیه می گویند: این موضوع مربوط به دین اسلام است که مردم آن را
پذیرفتند و به آن تن دادند و به عبارت دیگر مردم اسلام را پذیرفتند نه سلطه گروه
خاصی را
.
بیان نقطه نظرهای مکتبی شعوبیه
در خصوص نفی اصل برتری جویی، شعوبیه استدلالهای متعددی از ادله عقلی، و از قرآن و
روایات ارائه دادند، از آن جمله
:
۱-
بنابر آنچه در عقد الفرید آمده شعوبیه می
گفتند (عقدالفرید، ج۱، ص ۸۹): عموم
افراد بشر از یک اصل و یک ریشه
اند. همگی از یک پدر و مادر به دنیا آمده و هیچ
گروهی را بر گروه دیگر برتری نیست. اینکه در هر قومی بعضی افراد از بعضی افراد قوم
دیگر برترند یک قضیه جزئی است. هیچ ملتی فضیلت ذاتی بر ملت دیگر ندارد
.
۲-
آیات قرآن نیز همین را می
رسانند. خداوند در قرآن فرموده است:[۵] «ای مردم ما
شما را از زن و مرد آفریدیم و شما را شعوب و قبایل قرار دادیم تا یکدیگر را
بشناسید. بدانید که گرامی
ترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست. به درستی که خداوند
دانای خبیر است». (سوره حجرات، آیه ۳۱
)
۳-
روایات رسیده از پیامبر (ص) نشان می
دهند که از نظر بنیانگذار اسلام نیز همه
مردم با هم مساویند. پیامبر فرمود:[۶] «عرب بر عجم جز با تقوی فخر و برتری ندارد
».
همچنین پیامبر (ص) فرمود: «مومنین خونهایشان با هم مساویست همه ایشان به صورت دست
واحدی در مقابل غیرمومنین هستند و ذمه پایین
ترین فرد مومن با بالاترین فرد، مساوی
است
.»
در این راه بسیاری از دانشمندان با شعوبیه همراه شدند و موفق شدند توجه گروهی
بیشماری از مردم را به خود جلب کنند. بسیاری از دانشمندان، شعوبیه را با همین
اندیشه مساوات
طلبی شناخته و معرفی کرده
اند از جمله
:
در عقد الفرید آمده[۷]، «شعوبیه کسانی هستند که به مساوات مردم معتقدند
«.
در صحاح اللغه جوهری آمده: [۸]شعوبیه گروهی هستند که عرب را بر عجم برتری نمی
دهند
.
در لسان
العرب آمده: [۹]شعوبیه کسانی هستند که شأن عرب را کوچک می
شمارند و برای
آنان برتری نسبت به غیر عرب قایل نیستند. (ابن منظور، ج۵، ص ۴۸۲
)
در فرهنگ آنندراج آمده: «شعوبی آن است که عرب را بر عجم تفضیل ننهد و آن گروه را
شعوبیه گویند». (هندی، ج۴، ص ۲۶۳۴
)
البته در بین شعوبیه مثل پیروان هر مسلک دیگر، جنبه
های افراطی نیز بروز کرد و
کسانی پیدا شدند که ایرانیان را از نظر نژاد و ویژگیهای خاص بر عرب برتری داده و
عرب را تحقیر می
کردند. کسانی که طرفدار این طرز تفکر یعنی برتری عجم بر عرب بودند
برای خود یک توجیه مکتبی نیز در قرآن پیدا کرده بودند. استدلال ایشان به همان آیه
معروف بود که خداوند فرموده:«یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم
شعوباً و قبائل لتعارفوا ان اکرمکم عندالله اتقیکم
»
ایشان می
گفتند که در این آیه منظور از شعوب، مردم غیرعرب بویژه ایرانیان، و مقصود
از قبایل، مردم عرب است، و چون شعوب قبل از قبایل آمده پس قرآن عجم را بر عرب فضیلت
داده است. از میان مفسرین بیضاوی و فخر رازی در تفسیر این ایه به همین نظر اشاره
کرده و گفته
اند که منظور از شعوب ایرانیان و منظور از قبایل، مردم عرب است
.
همچنین گفته شده که مسروق که از تابعین بوده روایت کرده که در زمان عمر مردی از
«
شعوب» اسلام را پذیرفت و عمر دستور داد که از او جزیه نگیرند. ابن اثیر نیز گفته
که مراد از شعوب ایرانیانند. بنابراین همانطور که مرحوم استاد جلال همایی گفته: این
ادعای احمد امین که اعراب از کلمه شعوب چنین معنایی نمی
فهمیده بلکه این معنی را
ایرانیان ساخته
آند، ادعایی بی
اساس است. مرحوم استاد جلال همایی در این باره
می
گوید: نگارنده احتمال می
دهم که لفظ شعوب از حیث مفهوم لغوی شامل همه اقوام و
ملل عالم از عرب و عجم است. و لیکن جایی که در مقابل قبایل افتاده (مانند آیه) یا
تخصیص به ذکر یافته (مثل روایت مسروق) انصراف به قبایل غیرعرب پیدا می
کند
.
به هر صورت افراطیون شعوبیه به این آیه برای اثبات مدعای خود استدلال می
کردند
.
پیدایش گروهی افراطی در شعوبیه و گسترش عقیده ایشان باعث شد که گروهی از دانشمندان،
شعوبیان را صاحب همین طرز تفکر بدانند. از زمخشری نقل شده که درباره شعوبیه گفته
: [۱۰]«
گروهی هستند که علیه عرب تعصب دارند و عجم را بر ایشان ترجیح می
دهند
».
بعضی از نویسندگان خارجی مثل “ماکدونالد” در دایره المعارف اسلام به استناد حرف ابن
منظور که قبلاً نقل کردیم، شعوبیه را به همین معنی آورده و گفته که شعوبیه خود را
بالاتر از عرب می
دانند و عرب را تحقیر می
کنند، ولی ما جمله ابن منظور را قبلا
آوردیم و معلوم شد که آنچه ابن منظور گفته بیان کننده نظر مساوات است نه معنی ترجیح
عجم بر عرب
.
در هر حال بعدها یعنی در زمان حکومت بنی
عباس که امکان بیشتری برای بروز این گونه
از عقاید پیدا شد، بین شعوبیه، طرفداران برتری عجم بر عرب بیشتر شدند تا آنجا که
بعضی اظهار عقیده کرده
اند که لفظ شعوبیه بر افراطیون این نهضت فکری بیشتر اطلاق شد
تا بر کسانی که طرفدار مساوات انسانها بودند. (ممتحن، ص ۱۹۶
)
تاریخ ظهور و عرصه
های پیدایش نهضت شعوبی
درباره تاریخ پیدایش این حرکت، یعنی زمانی که این نهضت فکری تبلور خارجی پیدا کرده،
اقوال مختلفی گفته شده است
.
به گفته مسروق(که پیش از این آمد) این احتمال پیش می
آید که وجود این لفظ از زمان
عمر شایع بوده و کسانی طرفدار این اندیشه بوده
اند. ولی واقعیت این است که این لفظ
دلیل بر این امر نیست بلکه آنچه مسروق گفته در واقع به معنای این است که آن فرد، از
غیرعرب بوده نه آنکه از کسانی به شمار می
رفته که اندیشه شعوبی داشته
اند. ابوالفرج
اصفهانی در کتاب الاغانی در شرح حال اسمعیل بن یسار گفته که او شعوبی بوده است
. (
اصفهانی، ج۴، ص ۱۱۹) اسمعیل بن یسار در زمان هشام بن عبدالملک خلیفه اموی می
زیسته
در سال ۱۲۵ هجری درگذشته است. وی بدون تردید از اولین گویندگانی است که در مقابل
برتری جویی اموی ایستاده و به مجد و عظمت و اصالت ایرانی خود افتخار نموده است
. (
اصفهانی، ج۴، ص ۱۲۰
)
بدون شک وی دشمن بنی
امیه بود و به نسب ایرانی خود فخر می
کرد. خود وی گفته بود که
مادرم هر بامداد به جای تسبیح، مروان و آل مروان را لعن می
کند و پدرم در دم مرگ به
جای کلمه توحید، مروان را لعن می کرده زیرا لعن مروان را مثل کلمه توحید می
دانسته
است
.
بدون تردید اسمعیل بن یسار از پیشگامان نهضت شعوبی است ولی علی
رغم فعالیت پیشگامان
این نهضت در دوران اموی و تأثیر انکارناپذیر ایشان در تحولات سیاسی و اجتماعی دنیای
اسلام در آن زمان حساس، جنبش شعوبی هنوز «هویت» نداشته و اینکه ابوالفرج اصفهانی او
را شعوبی دانسته به اعتبار نام و هویتی است که بعدها پیروان این طرز فکر پیدا کردند
ودر زمان ابوالفرج که در قرن چهارم می زیسته این هویت شناخته شده بوده است. در این
مورد تردید نیست که اندیشه شعوبی از همان نخستین سالهای سلطه اعراب بر ایران و
حداقل از اولین سالهای خلافت اموی که عصبیت عربی به طور کامل جای مساوات و عدل
اسلامی را گرفت وجود داشت و بسیاری از ایرانیان بدین مکتب معتقد بودند ولی به علت
سلطه خشونت
بار حکومت اموی و از خودبیگانگی که در این قبیل شرایط، یعنی پس از وقوع
یک حادثه بزرگ تاریخی و شرایط سرکوب شدید پیش می
آید، این اندیشه قدرت ظهور و بروز
مشخص نداشت. این نهضت فکری در زمان بنی
امیه وجود داشت ولی وجودش در پرده اختفا و
حرکتش در رمز و راز و ابهام بود و تنها از آغاز خلافت بنی
عباس است که این مکتب با
ازادی ظهور کرده است. در آغاز خلافت مامون که مادرش ایرانی و گفته
اند نامش مراجل و
از کنیزان بود، این جنبش علنی
تر شد. در عهد عباسی اول یعنی از خلافت سفاح تا پایان
عهد معتصم، بیشتر طرفداران مسلک شعوبی ایرانی بودند که با نهایت شور و شوق عقاید
خود ر ا تبلیغ می
کردند. از خلافت معتصم ضدیت با عرب که روح عقاید شعوبیه به خصوص
جناح افراطی آن بود طرفداران زیادی پیدا کرد و ترکان نیز در این راه با ایرانیان
همراه شدند. اینکه لفظ شعوبیه از چه تاریخی به کار رفته دلیل قطعی در دست نیست ولی
احتمالاً میان سالهای ۱۳۲ تا ۲۱۸ یا ۲۲۷ هجری قمری یعنی در عهد عباسی اول این کلمه
شایع شده است (ممتحن، ص ۲۰۰
)
بنابراین اگر چه شعوبیان یعنی کسانی که منکر فضیلت عرب بر
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
