اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل چند سوال اساسی و پاسخ آنها
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 61
فرمت فایل پاورپوینت
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل چند سوال اساسی و پاسخ آنها، ارائهای متفاوت و تأثیرگذار بسازید
دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل چند سوال اساسی و پاسخ آنها شامل 73 اسلاید حرفهای و طراحیشده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی بهخوبی معرفی خواهد کرد.
دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل چند سوال اساسی و پاسخ آنها:
- ظاهر حرفهای و چشمنواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
- کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل چند سوال اساسی و پاسخ آنها را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
- کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.
عملکرد بینقص: اسلایدها بهگونهای طراحی شدهاند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.
یادآوری: در صورت استفاده از نسخههای غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل چند سوال اساسی و پاسخ آنها توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل چند سوال اساسی و پاسخ آنها :
روانشناسی اسلامی
(۱)
به دنباله بحث از معانی نفس -عقل- قلب و روح از دیدگاه های مختلف حدیثی و قرآنی و اهل لغت لازم است به
سه سوال اساسی قابل طرح در مسائل روانشناسی که ممکن است از طرف خوانندگان مطرح گردد، پاسخی
داده شود
:
سوال اول: این که علم النفس از دیدگاه دانشمندان اسلامی باروانشناسی امروز چه فرقی دارد؟
سوال دوم: این که نفس موجود در جمادات و نباتات و حیوانات وانسان چه فرقی با یکدیگر دارند؟ و به طور کلی
مراتب نفس چگونه است؟ و از دیدگاه اسلام چگونه توجیه می گردد؟
سوال سوم: مراد از کلمه «نفس » در علم النفس به عنوان یک معنای مسمای نفس نه بحث در حقیقت آن بلکه به
اصطلاح علم منطق به عنوان «شرح الاسم » کدام می باشد. و راهنمای قرآن و احادیث وارداز پیشوایان اسلام در
این باره چگونه می باشد؟
فرق علم النفس اسلامی با روانشناسی امروز
فرق بین علم النفس مورد بحث فلاسفه یونان باستان و داشنمندان غربی با روانشناسی طرح شده در اسلام و
فلاسفه اسلامی این است که در علم النفس اسلامی از سراسر جان و روح و روان و از همه مسائل مربوط به آن
گفتگو می کند حتی از کنه و ذات نفس و روح و این که حقیقت آن چیست؟ آیا قابل شناخت است یا نه؟ بحث
می کند در حالی که در مسائل روانشناسی مطرح شده در قرون متاخر در قرن نوزده به بعد از قسمت اعظم این
مباحث خبری نیست
(۲)
.
مثلا شیخ الرئیس بوعلی سینا در رساله نفس خود به نام «هدیه الرئیس » در کتاب خود را ده فصل قرار داده از
جمله فصل اثبات قوای نفس و تقسیم قوای نفسانی آیا قوای نفسانی از امتزاج عناصر اربعه پیدا شده است یا نه؟
قوای نباتیه و یادآوری نیاز انسان به آنها و بحث قوای حیوانیه و ذکر خواص آنها، بیان حواس ظاهره و کیفیت
ادراک آنهاقوای باطنه و قوه محرکه – ذکر نفس انسانی از مرتبه پیدایش تامرتبه کمال آن – اقامه براهین
ضروری در جوهریت نفس ناطقه اقامه دلیل و حجت بر وجود جوهر عقلی مفارق از اجسام و بقای این نفس بعد
از فساد بدن(ص ۱۸ هدیه الرئیس)و غیر اینها از مطالب ومسائلی که نمونه آنها در مسائل روانشناسی جدید
امروزی کمترمشاهده می گردد
.
در روانشناسی کلاسیک فعلی به علت عدم پذیرش عامل حیات به عنوان عامل غیر فیزیکی و غیر شیمیائی
بعضی از جنبه های اصلی مربوط به روانشناسی حذف شده اند به عنوان مثال مساله اراده که در آموزشهای
اسلامی به عنوان معیار شاخص انسان و حیوان مطرح می گردد، به کلی حذف شده است، وقتی جنبه های
مرضی اراده درآسیب شناسی، نشانه بیماریهای روانی و در روان پزشکی مطرح می شوند،معلوم نیست که چرا
روانشناسان معاصر که خود را متولی روانشناسی به اصطلاح علمی می دانند، این بحث اساسی را از کتابهای خود
حذف نموده و آن را به فلسفه واگذار کرده اند؟! درحالی که درروانشناسی اسلامی بحث در مورد اراده و عوامل
سازنده آن و نقش آن در رفتار انسان به طور جدی مورد توجه واقع شده است
.
در ضمن بررسی روانشناسی اسلامی با مشاهده تفاوت قطعی درجنبه های روانشناسی بین انسان و حیوان این
فکر به وجود می آید که انسان و حیوان بخلاف آنچه که برخی از زیست شناسان به صورت یک اعتقاد جزمی
مطرح می سازند از یک رده نیستند و انسان نمی تواندفرزند میمون باشد؟
!
نظیر اینگونه مسائل زیاد است که لازم است در فرصت های مناسبی به طور مبسوط درباره آنها بحث و بررسی
انجام بگیرد
.
به طور کلی تحقیقات روانشناسی نزد قدماء فلاسفه جنبه فلسفی داشت، بعد از جدا شدن روانشناسی از فلسفه و
اجرای روش علمی درروانشناسی بحث در ماهیت روان و روح از روانشناسی حذف شد وروانشناسان به اتکاء
بینش فلسفی و علمی خود یکی از دو فرض راقبول نمودند، برخی برای روح و روان وجود خاصی قائل شدند و
بدون این که درباره ماهیت آن بحث کنند به بررسی اعمال روانی پرداختند و دسته دیگر برای روح و روان وجود
مستقلی قائل نشدند،بلکه آن را عمل و نتیجه فعالیتهای مکانیکی یا ماشینی مغزدانستند و روح را همان اعمال
و حالات روانی فرض کردند و به بررسی این حالات پرداختند. پاره ای از روانشناسان ذهن را به جای روح موضوع
روانشناسی قرار داده اند و روانشناسی را مطالعه ذهن می دانند
!
و درباره ماهیت ذهن دو نظر مختلف و متضاد ابراز می شود
:
نظر اول: مبتنی بر این است که ذهن جوهر یا ذات معینی است ومنشا اعمال روانی است و نظر دوم: مبتنی بر
این امر است که ذهن، عمل مغز است و اعمال ذهنی، نتیجه فعل و انفعالات مغز وسایر مراکز عصبی است و بدین
ترتیب بررسی ماهیت روح و ذهن ازحوزه روانشناسی خارج شده و در فلسفه از آن بحث می گردد
(۳)
.
دکتر سروش عظیمی در کتاب «اصول روانشناسی عمومی » ص ۱۷می نویسد
:
«
موضوع تحقیق دانش روانشناسی رفتار موجودات به طور کلی است ودر این مطالعه به مسائل روح و روان
آن طوری که مورد نظر قدماء وفلاسفه بود، توجهی نمی شود و چه بهتر می بود که در ازاء واژه روانشناسی کلمه
«
رفتار شناسی » برای این دانش بکار می رفت تاهیچ گونه ابهامی در موضوع آن باقی نمی ماند
» (۴) .
مراتب گوناگون نفس
سوال دوم و آن این که مراتب نفس چگونه است؟ و دیدگاه اسلام و احادیث و قرآن درباره آن چیست؟ این گونه
پاسخ داده می شود که نفس دارای مراتبی است با نام های مختلف و گوناگون مثل نفس جمادی،نفس نباتی، نفس
حیوانی و نفس ناطقه یا نفس و روح انسانی وهرکدام از این مراتب آثار خاصی دارد بدین ترتیب
:
۱ –
نفس جمادی: در جمادات از ویژگی هائی از قبیل جسم بودن ومکانی را اشغال نمودن و دارای بعد و اندازه و
جرم بودن خواه دوبعدی باشد یا سه بعدی یا چهار بعدی بودن(با اضافه زمان برابعاد سه گانه طول و عرض و
عمق)قابل حس و لمس بودن و… و این ویژگی ها مربوط به اجسام بوده، در علم طبیعی که موضوع مطالعه
آن جسم و جسمانیات است مورد بحث و بررسی قرار می گیرد
.
۲ –
نفس نباتی: مبدئی را اراده می کنیم که علاوه بر آثار حس جمادی که در بالا شمردیم، دارای حرکت و رشد و
نمو می باشد و این،از ویژگیهای نفس نباتی است و این ویژگی در انواع مختلف و اقسام گوناگون نباتات از گلها،
درختان، سبزیجات، میوه جات به طور کلی از روئیدنیها و رستنیها وجود دارد و علم نبات شناسی و
گیاه شناسی بررسی این بحث از خصوصیات و ویژگیهای نباتات و گیاهان را به عهده می گیرد پس نباتات
ویژگی هائی دارد که جمادات آنها راندارند و آن حس و حرکت و رشد و نمو است و در اصطلاح قدماء ازفلاسفه
اسلام مثل شیخ الرئیس بوعلی سینا به نام «امور نامیه »نامیده می شود
.
۳ –
نفس حیوانی، که علاوه بر این که آثار نفس جمادی و نباتی وخصوصیات آن دو را دارد، دارای ویژگی هائی
است که نفس جمادی ونباتی آنها را فاقد است و آن درک و علم به جزئیات و احساس ازطریق حواس پنجگانه
:
چشم و گوش و بویائی و چشائی و قوه لامسه می باشد
.
۴ –
نفس ناطقه، مبدائی را ارده می کنیم که علاوه بر جسم وجسمانیات و داشتن آثار و ویژگیهای نفس جمادی
و داشتن آثار وویژگیهای نبات که رشد و حرکت و نمو است و علاوه بر داشتن آثارحیوانات از قبیل احساس و
درک و علم به جزئیات، این عنصر به نام انسان از ویژگیهائی برخوردار است که جمادات و نباتات و سایرحیوانات
آنها را ندارند و آن ویژگی داشتن نفس انسانی و گوهر وجوهری است در باطن انسان که کلیات را درک می کند و
دارای فکر واستدلال است، و می تواند استنباط کند و خیر و شر، خوبی و بدی راتمیز دهد و نیز می تواند سیر
تکاملی به سوی خالق متعال داشته باشد
.
چنانکه در قرآن مجید در سوره انشقاق آیه ۶ می فرماید:(یاایها الانسان انک کادح الی ربک کدحا فملاقیه
).
«
یعنی ای انسان! تو با تلاش و رنج به سوی پروردگارت می روی واو را ملاقات خواهی کرد
» .
و آیات دیگری از قبیل(انا لله و انا الیه راجعون
) (۵) .
یعنی «ما از آن خدائیم، و به سوی او باز می گردیم » . و غیر
اینهااز آیات و روایات وسیع و کثیری است که اثبات تکامل انسان به سوی آینده ای غیر منتهائی را می نماید
.
به عبارت دیگر مراتب موجودات مادی مختلف اند: انسان، حیوان،نبات و اجسام، جواهر و اعراض و… و هر یک از
اینها در مقایسه با یکدیگر مشترکاتی دارند و ویژگیهائی
.
اجسام تنها جسم اند و خصوصیات جسمی را دارند و دارای زمان ومکان و وزن و اجزاء و قابل رویت و قابل لمس
می باشند و انسان وحیوان در این احکام
با اجسام مشترک هستند یعنی در اصل تحقق نفس و جسم بودن و
مکانی و زمانی بودن و به طور کلی مخلوق بودن ونیاز داشتن به آب و غذا و توالد و تناسل و موت و حیات و
علاقه به غذا و شناسائی جزئی با یکدیگر مشترک اند
.
اما امتیاز انسان از سایر موجودات در این است که انسان دارای جوهری و گوهری است به نام «نفس ناطقه » که
جسم نبوده، خواص جسم و مادیت را ندارد و دارای مدرک کلیات و فکر و اندیشه و قوه استنباط می باشد و به
تعبیر قرآن روح از عالم امر الهی است چنانکه در قرآن مجید سوره اسراء آیه ۸۵ چنین وارد شده است
:
(
یسئلونک عن الروح قل الروح من امر ربی) «یعنی ای پیامبراز تو از حقیقت روح سوال می کنند، بگو روح پیدا
شده از عالم امرالهی است » و تفصیل آن در آینده مورد بحث قرار خواهد گرفت
.
نتیجه بحثهای بالا این شد که انسان مجموعه همه موجودات وعصاره آنها است و در وجود انسان از همه
موجودات نمونه هائی وجوددارد پس انسان به صورت ظاهر جرم جسمی کوچکی بوده ولی در واقع وحقیقت
مجموعه همه موجودات عالم آفرینش است! و آیه مبارکه قرآن در سوره مومنون و آیه ۱۴ دنباله بیان
لقت شگفت انگیز انسان به این حقیقت بزرگ اشاره دارد:(فتبارک الله احسن الخالقین)یعنی «پس بزرگ
ست خدائی که بهترین آفرینندگان است
» .
شعر پرمحتوا و پرگهری در این خصوص به علی(ع)نسبت داده شده است
(۶)
بدین مضمون
:
ایها الانسان انک جرم صغیر
و فیک انطوی العالم الکبیر
یعنی «علی(ع)خطاب به انسانها جهت یادآوری حقیقت انسان و واقعیت وارزش والای انسانها می فرماید: تو ای
انسانها به صورت ظاهر جرم کوچکی هستی و لکن در تو و در باطن تو گوهر و جود جهان هستی ومجموع عالم
بزرگ آفرینش قرار دارد» با توضیحی که در سطور بالااز نظر خوانندگان گذشت
.
مراتب نفس از دیدگاه علی(ع
)
شاهد قوی و زنده به مطالب ذکر شده در بالا مربوط به نفس ومراتب نفس و قوای موجود در انسانها و ویژگی
آنها از سایرموجودات و به طور کلی شناخت صفات بارز و برجسته انسانها درمقابل سایر موجودات از حیوانات و
نباتات و جمادات کلام گهرباری است که از علی(ع)در این خصوص روایت شده است
:
کمیل بن زیاد از علی(ع)سوال کرد: ارید ان تعرفنی نفسی
.
قال(ع): ای نفس ترید ان اعرفک یا کمیل؟ فقال: هی غیر نفس واحده. فقال(ع): بل هی اربعه: نامیه، نباتیه، و
حسیه حیوانیه وناطقه قدسیه، و کلیه الهیه و لکل واحد منها خمس قوی و خصلتین اما النامیه النباتیه فلها
خمس قوی: جاذبه، ماسکه، و هازمه،دافعه و مولده و له الزیاده و النقصان و تنبعث فی الکبد و اماالحسیه
الحیوانیه فلها خمس قوی: سمع و بصر و شم و ذوق و لمس ولها خاصیتان: اللحم و العصب و تنبعث فی القلب و
اما الناطقه القدسیه فلها خمس قوی: فکر و ذکر و علم و اراده و حلم و لهاخاصیتان: الرضا و التسلیم
» .
مرحوم سید فضل الله حامد حسینی در کتاب رساله النفسیه
(۷)
روایتی از امام علی (ع)چنین نقل کرده و آن را
چنین توضیح داده است
:
«
کمیل بن زیاد» (از صحابه علی(ع » به امیرالمومنین علی(ع)گفت: می خواهم نفس را به من بشناسانی فرمود
:
ای کمیل کدام نفس را می پرسی؟ کمیل در جواب علی (ع)گفت: یا علی مگر بیش از یک نفس است؟ در پاسخ
فرمود: بلی نفس بر چهارگونه است(مراتب چهارگانه نفس اینگونه است): نفس نمو کننده گیاهی، نفس
حسی حیوانی، نفس گویای ملکوتی، نفس کلیت الهی و برای هرگدام نیزپنج نیرو و دو خصلت است
.
