خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ارزش شناخت(۲)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ارزش شناخت(۲) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل انواع عامل شناخت
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل انواع عامل شناخت قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
20ساعت
56دقیقه
45ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مراحل و درجات شناخت

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 54

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل مراحل و درجات شناخت!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل مراحل و درجات شناخت بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل مراحل و درجات شناخت از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل مراحل و درجات شناخت شامل 54 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل مراحل و درجات شناخت استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل مراحل و درجات شناخت با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل مراحل و درجات شناخت قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل مراحل و درجات شناخت حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل مراحل و درجات شناخت به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مراحل و درجات شناخت :

فیلسوفان ما برای شناخت، مراحل قائل هستند.آنها شناختهای تجربی را سه مرحله ای می دانند ولی چون همه شناختها را منحصر به شناخت تجربی نمی دانند، قائل به شناختهای دو مرحله ای هم هستند، یعنی شناخت تعقلی غیر تجربی.این نوع شناخت از احساس آغاز می شود و با تعقل پایان می یابد بدون اینکه نیازی به مرحله پراتیک و عمل داشته باشد.

اینجاست که یک سؤال مطرح می شود که اگر پای پراتیک و پای عمل در میان نباشد پس معیار شناخت چیست؟ بحث مهمی که مارکسیستها مطرح می کنند این است که اگر آنطوری که شما می گویید شناخت دو مرحله ای هم داشته باشیم و مرحله سوم نداشته باشیم، این شناخت ناقص است، چرا؟ چون فاقد مرحله سوم که مرحله پراتیک و مرحله معیار است می باشد، و تنها با پراتیک می شود یک شناخت را محک زد که آیا درست است یا نادرست.

ما نه تنها این اصل را قبول نداریم که تنها معیار برای درستی شناخت، عمل و پراتیک است، حتی نمی گوییم که در بعضی موارد، معیار شناخت، شناخت است و در بعضی دیگر، عمل، بلکه بالاترش را می گوییم: در همان جا هم که معیار شناخت عمل است، برای شما ثابت می کنیم که آنجا هم معیار شناخت، شناخت است.بسیار مسأله حساسی است که ما بعدا به این مسأله می رسیم .پس پاسخ این اشکال را که از طرف مارکسیستها عنوان می شود که یگانه معیار شناخت عمل و پراتیک است و شما که شناخت را دو مرحله ای می دانید شناختتان بی معیار است پس درست نیست در مبحث «معیار شناخت» خواهیم داد.

شناخت حسی و ویژگیهای آن

حال برای اینکه مرحله تعقل را که آنها قبول دارند و ما هم قبول داریم یک مقدار تشریح کنیم که برای مسائل بعدی ما نافع است ناچاریم یک سلسله بحثها را در اینجا مطرح کنیم .عجالتا از آن مکتبهایی که پیرو ندارند می گذریم و راجع به مکتبهایی صحبت می کنیم که پیرو دارند.

در این مکتبها احساس، یک مرحله از شناخت است که آن را «شناخت ظاهری» ، «شناخت سطحی» یا «شناخت غیر عمقی» می گویند، تعقل را مرحله دوم شناخت می دانند.

شناخت سطحی یعنی دیدن این فضا، شنیدن آواز، استشمام بو و مانند آن، که همان شناخت مشترک انسان و حیوان است.البته اختلافاتی هست که این جهت را توجه دارم: بعضی حیوانها چیزهایی را می بینند که انسان نمی بیند، صداهایی را که می شنوند که انسان نمی شنود، یا رنگهایی را انسان می بیند که حیوان نمی بیند.اینطور که می گویند سگ تمام رنگها را خاکستری می بیند، بنا بر این تجزیه نور که برای انسان حاصل می شود برای سگ حاصل نمی شود.بسیاری از بوها برای حیوان بوی خوش و برای انسان بوی ناخوش است، مثل بوی مردار که برای انسان بوی نامطبوع و برای سگ و بعضی حشرات بوی مطبوع است (سگ در بوها فوق العاده حساس است، حساسیتی که هیچ وقت انسان نمی تواند به اندازه سگ در شامه دقیق باشد) .سگ را می بینید که لاشه متعفن را با لذت می خورد.چشم عقاب تیز بین تر از چشم انسان است.شامه مورچه و شامه سگ قوی تر از شامه انسان است.بعضی از حیوانات را می گویند از حس رادار برخوردارند.ظاهرا شب پره با اینکه چشم ندارد وقتی به طرف دیوار می رود با یک حسی از نوع حس رادار احساس می کند که در مقابلش مانعی است و بر می گردد.اینها را توجه دارم ولی به طور کلی عرض می کنم که در شناخت سطحی، انسان و حیوان مشترکند، اختلافاتی اگر دارند در این است که در بعضی از حواس، انسان حساس تر است و در بعضی حیوان، ولی به هر حال عالم شناخت احساس میان انسان و حیوان مشترک است.

در مرحله شناخت احساسی که انسان و حیوان در آن مشترک هستند، همه شناختها جزئی است، یعنی به صورت تک تک و فرد فرد است، مثل یک کودک که فرد فرد را می شناسد، پدر، مادر، خواهر، برادر و خاله اش را می شناسد، خانه اش را می شناسد، از همه اینها به صورت جزئی تصور دارد اما برای او خانه یا انسان به مفهوم کلی وجود ندارد، رنگ به معنای کلی وجود ندارد، چنانکه حیوان هم همین طور است.بنا بر این یکی از خصوصیات شناخت حسی، جزئیت و فردیت است، یعنی باید گفت شناخت حسی به اصطلاح اندیویدیو آلیست (۱) است، فردی است، به فرد تعلق می گیرد.

ویژگی دوم شناخت حسی این است که شناخت حسی، ظاهری است، عمقی نیست، ظواهر را می بیند : چشم رنگها و حجمها را می بیند، گوش آوازها را می شنود، …ولی عمقی نیست که به ماهیت اشیاء بتواند پی ببرد و روابط درونی اشیاء را درک کند.شناخت حسی نمی تواند به رابطه علیت و معلولیت، ضرورت حاکم میان علت و معلول که وقتی علت هست به حکم ضرورت معلول باید وجود داشته باشد پی ببرد، یعنی در شناخت حسی، انسان ظواهر را می شناسد بدون اینکه بتواند با حواس خود به روابط و عمق پدیده ها و به ذاتها و جوهرها و باطنها پی ببرد.ولی انسان به بواطن هم می رسد که مثالهایش را عرض خواهم کرد.

مشخص دیگر شناخت حسی این است که شناخت حسی، حالی است، یعنی به زمان حال تعلق دارد، نه به گذشته و نه به آینده، چون انسان با حواس خودش فقط اشیاء زمان حاضر را احساس می کند .انسان با چشم خودش حوادثی را که قبل از تولد او وجود داشته است نمی بیند (۲) ، و آینده را نیز نمی تواند با حواس ظاهری خود احساس کند، با چشم بالفعل ببیند، با گوش بشنود یا با شامه خود استشمام کند.شناخت حسی، حالی است، پس به گذشته و آینده تعلق نمی گیرد .

خصوصیت چهارم شناخت حسی این است که این نوع شناخت، منطقه ای است، یعنی محدود به منطقه خاصی است.انسان یا حیوان، در هر منطقه و جوی که هست اشیاء همان منطقه و جو را احساس می کند، اگر در تهران است تهران را احساس می کند، اگر در لندن است لندن را احساس می کند، اگر در تهران بزرگ شده و لندن نرفته باشد محال است آنجا را ببیند، اگر توکیو نرفته است توکیو را نمی بیند، توکیو را می داند ولی نمی بیند (۳).این چهار خصوصیت برای مرحله شناخت حسی است.

شناخت عقلی و گستردگی آن

حال می خواهیم مسأله تعقل را بررسی کنیم که شناخت تعقلی یعنی چه؟

بدون شک همه این را قبول داریم که شناخت تعقلی انسان، از ظواهر به بواطن نفوذ می کند و روابط نامحسوس را درک می کند.توالی اشیاء، محسوس است [ولی ] علیت و معلولیت محسوس نیست و لهذا امپیریستها قائل به علیت و معلولیت نیستند.

انسان حقایق را به صورت عام و کلی و قاعده و قانون می شناسد.چنانکه عرض کردم برای حیوان یا کودک که هنوز در مرحله احساس است هیچ چیز به صورت قانون کلی و عام وجود ندارد .

انسان به گذشته علم پیدا می کند، گذشته را می داند بدون اینکه آن را ببیند و یا بشنود (نگویید خبرش را می شنویم، خبر که مربوط به زمان حاضر است.خود گذشته از نوع شنیدن نیست) .راسل (۴) در این زمینه مثلی می آورد: ناپلئون را می دانیم، [این دانستن ما به وسیله حواس مثلا گوش نیست زیرا] وجود ناپلئون صوت نیست که شنیدنی باشد.قسمتهایی از آینده را هم می دانیم .یکی از مسائل بسیار ساده ای که قابل طرح است و راسل در جهان بینی علمی خوب به این مطلب توجه کرده است (۵) این است: ناپلئون برای ما یک وجود استنباطی است، یک وجودی است که ما با تعقل آن را می شناسیم نه با احساس.راست هم می گوید.اگر از ما که امروز ناپلئون را می شناسیم و تاریخش را می خوانیم و زندگی اش را می دانیم بپرسند که شناخت شما از ناپلئون چه شناختی است؟ ممکن است کسی بگوید: اینکه واضح است، شناخت من از ناپلئون حسی است، یک آدمی بوده، روی زمین راه می رفته و [کارهایی انجام داده ]، من اینها را در کتاب خوانده ام، بنابر این من ناپلئون را از راه حس می شناسم. [ولی اینطور نیست ]، ناپلئون برای خودش یک حقیقت محسوس و برای تو یک امر معقول است، یعنی تو با یک استدلال ذهنی، با یک قیاس عقلی به وجود ناپلئون علم داری و خودت نمی دانی.نظیر آن چیزی است که علمای «اصول» در باب «تواتر» دارند.در باب «تواتر» می گویند خبر متواتر برای انسان ایجاد یقین می کند.ممکن است هیچکدام به توکیو نرفته باشیم ولی همه ما یقین داریم که توکیو در عالم وجود دارد، چرا؟ چون خبرش متواتر است .احدی امروز در دنیا شک ندارد که مثلا شخصی به نام ابوسفیان در حدود هزار و چهار صد سال پیش وجود داشته است، چون خبرش متواتر (۶) است.می گوییم آیا در خبر یک نفر احتمال دروغ داده می شود یا نه؟ می گویند بله.در خبر دو نفر هم احتمال دروغ داده می شود؟ بله.سومی و پنجمی چطور؟ آن هم بله.پس اگر صد هزار نفر هم خبری را نقل کنند ما هرگز به [یقین ] نخواهیم رسید زیرا از ضم ص

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.