اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اصطلاحات
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 54
فرمت فایل پاورپوینت
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل اصطلاحات، ارائهای متفاوت و تأثیرگذار بسازید
دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل اصطلاحات شامل 118 اسلاید حرفهای و طراحیشده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی بهخوبی معرفی خواهد کرد.
دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل اصطلاحات:
- ظاهر حرفهای و چشمنواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
- کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل اصطلاحات را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
- کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.
عملکرد بینقص: اسلایدها بهگونهای طراحی شدهاند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.
یادآوری: در صورت استفاده از نسخههای غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل اصطلاحات توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل اصطلاحات :
اشاره
منبع اصلی مورد استفاده در این بخش کتاب راهنمای معرفت شناسی است که دو تن از اساتید معرفت شناسی، یعنی جاناثان دنسی و ارنست سوسا آن را ویرایش کرده اند و ۱۳۷ تن از اساتید دانشگاه های مختلف جهان در نوشتن آن همکاری داشته اند. کتاب نخستین بار در سال ۱۹۹۲ توسط انتشارات بلک وِل منتشر و پس از آن بارها تجدید چاپ شده است. البته در نوشتن مقاله های این بخش علاوه بر کتاب گفته شده از سه منبع زیر نیز استفاده می شود:
I. A Dictionary of Philosophy, edited by Thomas Mautner, Blackwell, 1996
.
II. The Cambridge Dictionary of Philosophy, General editor, Robert Audi, Cambridge Universtiy Press, U.S.A
, ۱۹۹۵.
III. The Oxford Companion to Philosophy. Edited by Ted Hondrich, Oxford University Press, 1995
.
* * *
واقع گرایی
Realism
معنای واقع گرایی برحسب زمینه ای که این اصطلاح در آن استعمال می شود متفاوت است. با این همه، واقع گرایی در هر حوزه ای از اندیشه، عبارت است از این آموزه که هستارهای معینی که به آن حوزه تعلق دارند واقعی هستند. مثلاً واقع گرایی عُرف عام (
common
sense
) که گاهی به طور مطلق و بی قید و شرط فقط واقع گرایی نامیده می شود می گوید که اشیای معمولی مانند مردم و درختان و میزها و صندلی ها واقعی اند. این بدان معنا است که این اشیا به طور مستقل از ذهن ما، یعنی مستقل از آنچه ما درباره ی آنها احساس یا باور می کنیم، در عالم خارج وجود دارند. از اینجا است که، مثلاً واقع گرایی علمی (
scientific realism
) می گوید که مسلمات (
posits
) نظری، از قبیل الکترون ها و میدان های نیرو و کوارک ها همه به یک اندازه واقعی اند. همچنین واقع گرایی روان شناختی (
psychological
realism
) می گوید که حالات ذهنی از قبیل دردها و باورها واقعی هستند. در هر یک از این حوزه ها، و حتی در زمینه های محدودتری مانند مورد رنگ ها، گذشته، امکان، ضرورت، علیت، یا خوب و بد اخلاقی، و همین طور حوزه های حقوق و سیاست و معنی شناسی، می شود از رویکرد واقع گرایانه یا از خلاف آن دفاع کرد، چنان که بوده اند کسانی که رسما از دیدگاهی موسوم به ضد واقع گرایی (
anti
–
realism
) دفاع کنند. در مقابل واقع گرایی، ضد واقع گرایی دیدگاهی است که واقع گرایی را (در اکثر معانی آن) رد می کند، اما از دهه ی ۱۹۶۰ مخصوصا، این اصطلاح بر این دیدگاه اطلاق می شود که اگر شاهدی له و علیه گزاره های معینی اساسا در دسترس نباشد، نمی توانیم بگوییم که این گزاره صادق است یا کاذب؛ به تعبیر دیگر، ضد واقع گرایی در این معنا عبارت است از انکار اصل دو ارزشی بودنِ صدق (
principle of bivalence
)در مورد طبقه ای معین از اظهارات.
تنوع مخالفت با واقع گرایی به اندازه ای است که حتی اگر بتوانیم خود واقع گرایی را به صورت سر راست توصیف کنیم و ویژگی های آن را آشکار سازیم، ثبت صورت های گوناگون مخالفت با واقع گرایی باز دشوار خواهد بود. بعضی از منکران واقع گرایی وجود واقعیت های متمایز مربوط به حوزه ی سخن (
discourse
) مورد بررسی را قبول ندارند، مثلاً عاطفه گرایان می گویند از سخن اخلاقی بر نمی آید که ارزش ها وجود واقعی دارند بلکه، سخن اخلاقی همانند تشویق و اظهار تعجب، فقط به کار بیان عواطف می آید. بعضی دیگر از مخالفان واقع گرایی منکر این هستند که هستارهای مطرح شده توسط گونه ای سخن، واقعا یا دست کم به طور مستقل از اندیشه ی ما درباره ی آنها وجود دارند؛ و ایدئالیسم مثال استاندارد این نوع مخالفت با واقع گرایی است. عده ی دیگری از مخالفان واقع گرایی بر این نکته تأکید می کنند که هستارهای مربوط به سخن مورد نظر با توانایی های انسانی ما و با علایق ما متناسب اند و بنابراین، از این حیث، امری اختراعی اند. تنوع صورت های مختلفِ مخالفت با واقع گرایی نشان می دهد که واقع گرایی هر چند به ظاهر ساده به نظر می آید، در حقیقت شامل چند ادعای متمایز از یکدیگر است که می توانیم آنها را تحت سه عنوان کلی توصیفی گرایی (
descriptivisim
) و عینی گرایی (
objectivism
) و جهان محورگرایی (
cosmocentrism
) بررسی کنیم.
برنهاد توصیفی گرایْ
طرفداران سخنی معین قطعا وجود چیزهای متمایزی را محقق می دانند و درباره ی آنها باورها و اعتقاداتی دارند، و در صورتی که چنین چیزهایی وجود نداشته باشد، باورها و اعتقادات آنها باطل از آب درمی آید. این چیزها به این معنا از یکدیگر متمایزاند که نمی توانیم آنها را به جای یکدیگر بگیریم یا یکی را به جای دیگری اخذ کنیم. هر چند کسانی که در حوزه ی سخن معینی واقع گرایْ اند همه توافق دارند که براساس این سخن وجود چیزهایی معین محقق است، با این حال ممکن است در مورد ماهیت چیزهایی که از این طریق موجود فرض می شوند ممکن است اختلاف داشته باشند. به طور مثال، کسانی که وجود رنگ ها را واقعی می دانند در مورد ماهیت آنها با دیگران اختلاف دارند؛ یا کسانی که در باب حالات ذهنی واقع گرایْ هستند درباره ی وضعیت این حالات اختلاف دارند.
برنهاد عینی گرایْ
براساس این برنهاد، اشیایی که موجود لحاظ می شوند خصوصیات خاص خود را دارند و این خصوصیات کاملاً مستقل است از باورها و اعتقادات کسانی که آنها را موجود می دانند. این بدان معنا است که اوضاع معرفتی کسانی که آنها را موجود می دانند هیچ تأثیر علّی در وجود یا خصوصیات این اشیا ندارد، همچنین این اشیا به هیچ روی در پی این اوضاع معرفتی ظهور و بروز پیدا نمی کنند یعنی وابستگی غیر علّی هم ندارند. حاصل اینکه اشیایی که موجود لحاظ می شوند از نوعی عینیت جوهری برخوردارند.
برنهاد جهانْ محورْ گرایْ
طرفداران سخنی معین برای به دور ماندن از خطا و نادانی در باب گزاره های اصلی آن سخن مجبور هستند که با اشیایی که سخن مزبور وجود آنها را محقق لحاظ می کند تماس های مناسب داشته باشند، اما تضمینی وجود ندارد که این طرفداران در انجام این کار موفق باشند. جستجوی حقیقت برای انسان، امری است که موضوع اکتشاف است نه اختراع، و موفقیت در کشف، خود امری است امکانی؛ بنابراین در این خصوص هم نادانی امکان دارد هم خطا. نادانی امکان دارد برای این که ممکن است هرگز با حوزه های خاصی از واقعیت های مستقل در جهان برخوردی نداشته باشد. خطا نیز امکان دارد زیرا همیشه برای انسان این امکان وجود دارد که با چیزهایی که برخورد می کند فقط به طور ناقص آشنا شود.
برنهاد اول واقع گرایان آنها را دست کم با سه دسته از مخالفان مواجه می سازد: تحویل گرایان و ابزارانگاران و نظریه پردازانی که در پی گونه های پیچیده تر ابزار انگاری هستند. تحویل گرایان درباره ی حوزه ی سخن مورد نظر می گویند که آن را می توانیم به بعضی حوزه های دیگر تحویل دهیم و بنابراین آن سخن، وجود چیزهای متمایزی را محقق نمی سازد. به این ترتیب، شخص تحویل گرای ممکن است بگوید که سخن مبتنی بر اعتقادات عامه در باب اشیای فیزیکی یا سخن علمی در باب هستارهای مشاهده ناپذیر را می توان به سخن گفتن درباره ی سطح پدیداری محض تحویل داد؛ یا می توان سخن اخلاقی را به سخن گفتن درباره ی طرز نگرش، و سخن مربوط به اشیای ذهن را به سخن گفتن درباره ی رفتار تحویل داد. از سوی دیگر ابزار انگاران می گویند که سخن معین وجود هیچ چیزی را محقق نمی کند زیرا در حقیقت گزاره های آن در قدرت سخنان انشایی است؛ به طور مثال سخن نظری در علم در حقیقت راهی برای تصمیم گیری درباره ی وضعیت های مناسب آزمایشگاهی است؛ و سخن اخلاقی صرفا راهی برای بیان عواطف است. امروزه دو نوع ابزار انگاری مؤثر وجود دارد: طرح گرایی (
projectivism
) و تجربه گرایی ساختاری (
constructive empiricism
).
طرح گرایان می گویند سخن مورد نظر صرفا به کار نقشی می آید که ابزار انگاران به آن نسبت می دهند و مستلزم وجود هیچ چیز متمایزی نیست، اما در عین حال به گونه ای است که گویا از وجود محقق اشیایی خبر می دهد و همین امر بر شخص واقع گرا تأثیر و او را گمراه می کند. تجربه گرایان ساختاری که به نوعی جزو پندارگرایان (
fictionalists
) محسوب می شوند اعتقاد دارند که هر چند هر سخن مورد نظر در باب وجود اشیای متناسب با آن لحن قطعی دارد، با این حال نمی تواند به معنای تحقق قطعی وجود این اشیا باشد، بلکه تنها ممکن است به این معنا باشد که گزاره های موجود در سخن صرفا کفایت عملی دارند و به کار اهداف عملی، که ابزار انگاران بر آن متمرکز هستند، می آید. وَن فراسن (
Van Frassen
) در کتابش تصور علمی
The Scientific Image1980
) از چنین عقیده ای دفاع کرده است.
برنهاد دوّم واقع گرایان آنها را با دو دسته اصلی از مخالفان مواجه می سازد: اول نظریه پردازان خطا، و دوم ایده آلیست ها. نظریه پردازان خطا، و از جمله جِیْ. اِل. مکی (
J.L.Mackie
) در کتابش اخلاق: اختراع درست و نادرست) ۱۹۷۷ (
Ethics: Inventing Right and
Wrong
,، منکر وجود چیزهایی هستند که سخن مورد نظر وجود آنها را محقق می داند. آنها می گویند سخن مربوط به موجهات از وجود دنیاهای ممکن و از امکانات می گوید، یا سخن اخلاقی وجود ارزش ها را محقق می داند، در حالی که می دانیم چنین چیزهایی اصلاً وجود ندارد، بنابراین، باورها و اعتقاداتی که پیامد سخنان مذکور هستند ممکن نیست صادق باشند. اما ایدئالیست ها، برخلاف نظریه پردازان خطا، وجود اشیایی را که سخن مورد نظر محقق می داند می پذیرند؛ همان طور که بارکلی وجود اشیایی را که عقل سلیم آنها را موجود می داند می پذیرد؛ اما آنچه آنها انکار می کنند وجود مستقل این اشیا از حالات و ملکات مردمی است که به وجود آنها باور دارند و درباره ی آنها احکامی صادر می کنند. ایدئالیست ها بر آن هستند که وجود این اشیا تا اندازه ای به حالات و ملکات مردم وابسته است. این حالات و ملکات، بسته به این که ایدئالیسم از نوع ذهنی یا عینی باشد، ممکن است فردی یا جمعی بوده باشد. به طور مثال، برکلی ایدئالیست ذهنی و هگل معمولاً ایدئالیست عینی یا ایدئالیست بین ذهنی تلقی می شوند.
حاصل دو برنهاد اول واقع گرایان در هر حوزه ای از سخن این ادعا است که اشیایی با اوصافی معین و مستقل از تأثیر معرفتی ما وجود دارند. بر این اساس کسی که در باب اعتقادات عامه واقع گرا است می گوید که صندلی ها و میزها و چیزهایی از این قبیل به طور مستقل وجود دارند، یا کسی که در حوزه ی علم واقع گرا است می گوید که پروتون ها و الکترون ها و چیزهای مشاهده ناپذیری از این قبیل به طور مستقل از تأثیر معرفتی ما وجود دارند. در مقابل مخالفان معتقدند که راه هایی برای ردّ کردن این ادعا هم براساس بر نهاد توصیفی گرایی و هم براساس بر نهاد عینی گرایی وجود دارد.
اما بر نهاد سوم، یعنی بر نهاد جهانْ محورگرایی، بر نهادی است که بعضی از نویسندگان و طرفداران واقع گرایی از قبیل اسمارت (
J.J.C. Smart
) و دی. پاپینو (
D. Papineau
) به آن نقش محوری در واقع گرایی بخشیده اند، و این در حالی است که بعضی دیگر از واقع گرایان، مانند ام. دِویت (
M.Devitt
) به آن بی توجه اند. این برنهاد واقع گرا را با مخالفت نگرشی مواجه می سازد که می توانیم آن را انسانْ محوری (
anthropocentric
) بنامیم. بر پایه ی نگرش انسان محورْ ممکن نیست افراد گروهی معین در خصوص پاره ای از گزاره های اساسی سخن مورد نظر نادان یا برخطا باشند. بعضی از حامیان این نگرش، مانند دیوید سون (
D. Davidson
) و ریچارد رُرتی (
R. Rorty
) با توسل به این نکته که اشیای وضع شده به وسیله ی سخن، اشیایی هستند که باور اغلب حامیان این سخن درباره ی آنها صادق است امکان نادانی یا خطای آنها در باب این اشیا را انکار می کنند. بعضی دیگر مانند تِنانْت (
N. Tennant
) امکان نادانی یا خطا را به این صورت انکار می کنند که گزاره هایی که ما درباره ی آنها فاقد شیوه های داوری هستیم ارزش صدق معینی دارند، و این امر نادانی را محدود می کند. در هر صورت، نگرش انسان محورانه هر شکلی به خود بگیرد واقع گرایان آن را انکار می کنند. واقع گرایان معتقدند که در خصوص هر سخن معینی، همیشه این امکان وجود دارد که عده ای در باب گزاره های اساسی و اصلی آن سخن نادان یا برخطا باشند. همیشه این امکان وجود دارد که حامیان و معتقدان سخن معین در باب همه یا پاره ای از مدعیات اصلی سخن برخطا باشند.
ممکن است نخست چنین در نظر آید که پذیرفتن دو برنهاد نخست واقع گرایی و سپس انکار برنهاد سوم به سبک انسانْ محوری مستلزم ناسازگاری است. اگر این طور باشد، به معنای این خواهد بود که انسانْ محورْگرایی در واقع راه مستقلی برای انکار واقع گرایی نیست. اما در حقیقت ناسازگاری وجود ندارد، و انسانْ محورْگرایی، راهی مستقل برای مخالفت با واقع گرایی است. این امکان وجود دارد که بعضی از راه های انکار دو برنهاد نخست مستلزم انسانْ محورْگرایی بوده باشد اما آن مستلزم انکار هیچ یک از دو برنهاد نخست نیست. فیلسوفی ممکن است به طور سازگار معتقد باشد که یک سخن معین موجودات خاص و متمایزی را محقق می کند، و این اشیای محقق به نحوی مناسب مستقل از حالات معرفتی مردم هستند، اما در عین حال عقیده داشته باشد که این اشیا البته با علایق و توانایی های انسانی متناسب اند. به طور مثال، دیدگاه متعارف درباره ی رنگ را در نظر بگیریم. براساس این دیدگاه به طور پیشینی صادق است که چیزی قرمز است اگر و فقط اگر برای مشاهده گران عادی در شرایط عادی قرمز در نظر آید. این دیدگاه، محقق دانستنِ خاصیت قرمزی در سخن مربوط به رنگ را مجاز می دارد، و این سخن ممکن است قرمزی را ویژگی فیزیکی معینی، مثلاً انعکاس نور از سطحی معین، معرفی کند. این دیدگاه امکان دارد که با توصیفی گرایی و عینی گرایی درباره ی رنگ سازگار باشد، اما جهانْ محورْگرایی در اینجا صدق نکند؛ زیرا خطای انسانی محدودیت هایی دارد: یعنی مشاهده گران عادی در شرایط عادی امکان ندارد درباره ی رنگ چیز برخطا باشند. در اینجا رنگ هر چند با این رویکرد امری عینی است، در عین حال یک ویژگی انسانْ محورانه است، ویژگی ای که به هر حال عنصری از اختراع و اکتشاف را از خود نشان می دهد.
در مورد برنهاد جهانْ محورانه ی واقع گرایان سه مطلب دیگر باید گفته شود. مطلب نخست این است که در این برنهاد مفهومی از صدق مطرح می شود که دقیقا همان مفهوم داده شده در الگوی غیر نقل قولی (
dis quotational
) صدق است؛ در این الگو، به طور مثال، در مورد صدق گ گفته می شود که «گ» صادق است اگر و فقط اگر «گ» یعنی فرض این است که ما گ را می فهمیم و چون می فهمیم مثلاً می دانیم که نقیض نه گ است یا با انکار نه گ همْ ارز است، یا اگر با «اگر گ آنگاه ق» ترکیب شود، جواز استنباط ق را به دست می دهد. پس دانستن گ در حقیقت برای انتقال به دانستن مفهومی از صدق که در برنهاد سوم واقع گرایان مطرح می شود کفایت می کند. این سخن در باب برنهاد نقیضِ انسان محورگرایان نیز صادق است، یعنی این برنهاد نیز همان مفهوم صدق را در بطن خود دارد.
مطلب دوم در باب بر نهاد سوم واقع گرایان طرح این سؤال است که کدام حقایق به اندازه ی کافی برای سخن مورد نظر اساسی اند و بنابراین متعلق برنهاد سوم باشند. واقع گرایان می گویند که در مورد گزاره های اساسی هر حوزه ای از سخن هم خطا ممکن است هم نادانی. به این ترتیب این سؤال مطرح می شود که پس گزاره های غیراساسی، اگر اصلاً چنین گزاره هایی در سخن مورد نظر وجود داشته باشند، کدام اند؟ پاسخ به طور مختصر این است که اگر گزاره ای به گونه ای باشد که پیرو سخنی که گزاره به آن تعلق دارد آن را بفهمد ناگزیر از پذیرش یا رد آن باشد، آن گزاره برای سخن مورد نظر گزاره ای اساسی، و در غیر این صورت غیر اساسی است. این بدان معنا است که طرفدار سخن معین بودن، به معنای فهمیدن آن، و فهمیدن آن به این معنا است که اگر گزاره ی متعلق به سخن، صادق باشد او ناگزیر باید آن را بپذیرد و اگر کاذب باشد ناگزیر باید ردّ کند. اگر واقع گرا این پاسخ را بپذیرد در این صورت نمی تواند نادانی یا خطا در باب گزاره های سخنی معین را برای طرفداران خاص آن سخن ممکن بداند، و طبیعتا باید این نوع نادانی یا خطا در مورد آنها را انکار کند. اما این انکار البته حاصل تزلزل او در اعتقادات واقع گرایانه نیست، بلکه صرفا حاصل دیدگاه او در باب پیش فرض های طرفداران خاص در حوزه ی سخن مورد نظر است. واقع گرا مجبور خواهد بود این را که هستارهای مربوط به سخن مورد نظر موجوداند گزاره ای غیر اساسی تلقی کند زیرا براساس برنهاد توصیفی گرایانه، طرفداران سخن ضرورتا باید چنین هستارهایی را محقق بدانند، و براساس برنهاد عینی گرایانه، ممکن نیست آنها در انجام این کار به خطا بروند. در غیر این صورت او می تواند متعهد نباشد، یعنی ممکن است به گزاره های غیراساسی دیگری اذعان کند و ممکن است اذعان نکند. اگر گزاره های غیر اساسی دیگر تأیید شوند، این گزاره ها در واقع حرف های تکراری ای خواهند بود که پذیرش و ردّ آنها عموما به معنای فهم حوزه ی سخن خواهد بود؛ یعنی این گزاره ها در واقع با صدق ها و کذب های تحلیلی سنتی هم پوشانی خواهند داشت.
سومین مطلبی که لازم است درباره ی برنهاد جهانْ محوری واقع گرایان گفته شود این است که قدرت این برنهاد بسته به اینکه در مقابل افراد یا گروه ها و در نهایت در مقابل جامعه اظهار شود و بسته این که شرایط این افراد یا گروه ها چگونه باشد ممکن است متغیر باشد. گفتن اینکه فرد ممکن است نادان یا بر خطا باشد یک چیز است؛ و اینکه کل جامعه نیز ممکن است دچار نادانی یا خطا گردد چیزی شدیدتر و مهم تر است. گفتن این که فرد یا جامعه در شرایط واقعی خودشان ممکن است دچار نادانی یا خطا باشند یک چیز است، و گفتن اینکه آنها حتی در شرایط عادی یا کمال مطلوب نیز ممکن است دچار خطا یا نادانی شوند چیزی مهم تر و شدیدتر است. شرایط عادی شرایطی است که فاقد موانع خاصی است؛ و شرایط کمال مطلوب شرایطی است که در آن مزیت های خاصی حضور دارد، یعنی همه ی شواهد مربوط در دسترس است. قوی ترین روایت برنهاد واقع گرایان می گوید که نادانی و خطا برای هر یک از ترکیبات معرفتی شش مورد زیر امری ممکن است:
حکم فردیاجماع عام
در شرایط واقعی ۱۴
یا عادی۲۵
یا کمال مطلوب۳۶
حاصل این که واقع گرایان در هر حوزه ای از سخن بر سه برنهاد تأکید دارند و بدین ترتیب سه گونه مخالفت متفاوت را در برابر خود می یابند. واقع گرا در مخالفت با تحویل گرایی و ابزارانگاری و مانند آن می گوید که سخن، هستارهای متمایزی را وضع می کند؛ این همان برنهاد توصیفی گرای است. واقع گرا در مخالفت با نظریه پردازان خطا و ایده آلیست ها می گوید که اشیایی که وضع می شوند وجود دارند و وجود آنها مستقل از حالات مردمی است که به آنها باور، و درباره ی آنها احکام خاصی دارند؛ و این برنهاد عینی گرای است. سوم اینکه، واقع گرا در مخالفت با انواع انسان محوری برنهاد جهانْ محوری را دارد که بر اساس آن طرفداران یک سخن ممکن است در باب گزاره های اساسی آن سخن نادان یا بر خطا باشند.
پس نتیجه ی واقع گرایی در معنایی که گفته شد این است که هستارها باید کشف شوند، و نادانی و خطا درباره ی آنها البته امری ممکن است. واقع گرایی در این معنا در حوزه های مختلفی اطلاق می شود که حوزه های زیر از آن جمله است:
واقع گرایی هستی شناختی (
onotological realism
)
واقع گرایی هستی شناختی، یعنی نظریه ی مربوط به آنچه موجود است. واقع گرایان عقیده دارند که ما در جهانی زندگی می کنیم که به طور مستقل از ما و اندیشه های ما وجود دارد، و بنابراین بعضی از واقعیت های این جهان ممکن است در خارج از دسترس ما باشند، به این معنا که ما قادر نیستیم بگوییم که آنها را کسب می کنیم.
واقع گرایی مفهومی (
conceptual realism
)
دیدگاهی است که براساس آن کلیات به طور مستقل و به طور عینی وجود دارند و وجودشان را مدیون افرادی نیستند که آنها را وصف می کنند، هم چنین وجودشان را مدیون این نیستند که ذهن آدمی آنها را درک می کند. این دیدگاه که از نظریه ی مُثل افلاطون ناشی شده است در قرون وسطا صورت بندی شد، و در مقابل دو نظریه دیگر یعنی اسم گرایی (
nominalism
) و مفهوم گرایی (
conceptualism
) قرار گرفت.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
