اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل قرن بیست و یک، عصر تمدن مشترک بشری
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 63
فرمت فایل پاورپوینت
فایل فایل پاورپوینت کامل قرن بیست و یک، عصر تمدن مشترک بشری شامل 119 اسلاید طراحیشده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint میباشد.
چرا فایل فایل پاورپوینت کامل قرن بیست و یک، عصر تمدن مشترک بشری گزینهای عالی است؟
این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائههای حرفهای میباشد.
برخی نسخههای غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل قرن بیست و یک، عصر تمدن مشترک بشری با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل قرن بیست و یک، عصر تمدن مشترک بشری را دریافت کنید و یک ارائه بینظیر داشته باشید!
چکیده:
نویسنده این مقاله معتقد است تمدن آینده بشری و رفتارهای انسانی در زندگی واقعی باید بر محور «وحدت همه موجودات»، «وحدت بشری» و «وحدت بشر با خدا» پایه ریزی شود و تنها از طریق پذیرش و التزام به این سه حقیقت است که انسانها و جوامع انسانی پس از سالیان دراز تلاش و ناکامی، به جامعه متمدن بشری و روح تمدن بشری دست می یابند، جامعه ای که در آن آزادی، برابری و برادری حاکم است. نویسنده در پایان مقاله با اشاره به ضعفهای توسعه اقتصادی، طرح گفتگوی تمدنها را نیز بی ثمر می داند.
«وحدت همه موجودات» یک دستگاه ایدئولوژی فلسفی و نیز یک ایدئولوژی ساخت اجتماعی است که بر پیوند و یکپارچگی و تأثیر متقابل همه موجودات هستی تأکید می کند. بر این اساس، جامعه انسانی به مثابه تافته جدا بافته نیست; بلکه باید از طریق ایده وحدت همه موجودات، جامعه انسانی را درک کنیم و سپس آن را بسازیم. اما وحدت بشری یک مفهوم ارزشی است که در عین حال معیار ساخت جامعه انسانی نیز هست; یعنی باید اصل وحدت بشر و اصل وحدت همه موجودات را به عنوان معیار ساختن جامعه انسانی ملحوظ کنیم. وحدت بشر و خدا، هم یک قلمرو روحی و هم یک اصل مبنایی برای تفسیر جامعه انسانی و نیز ایجاد آن است; یعنی جوامع انسانی را باید در ارتقای روحی هستی (امر قدسی) تفسیر کنیم و وحدت بشر و خدا را به عنوان یک اصل مبنایی برای ایجاد جوامع بشری در نظر بگیریم. التزام و اعتقاد به وحدتهای یادشده، چهار اصل و مفهوم متعالی را به شرح ذیل به دنبال دارد:
۱. هستی متعالی (کیهان کبیر، هستی برتر، اَبَر هستی): همه موجودات عالم، از جماد گرفته تا نبات و حیوان و انسان، اعضای یک خانواده اند، خانواده ای برتر و بزرگتر به نام «جهان هستی» (هستی برتر) که سرنوشت همه آنها را به هم پیوند زده است; از این رو هر شخص باید به طور آگاهانه خود را در این هستی متعالی جای دهد تا خود را درک کند و بر خود چیره گردد;
۲. جامعه متعالی: انسانها با هر ملت، نژاد، زبان و… یک خانواده بزرگ انسانی را تشکیل می دهند که سرنوشت و خیر و صلاحشان شدیداً به یکدیگر پیوند خورده است. این جامعه متوالی نه یک جامعه بین المللی (مثل سازمان ملل متحد) است و نه مستلزم این است که انسانها کشور یا ملت خود را نفی کنند; بلکه برعکس، اقتضای توجه به مفهوم جامعه متعالی آن است که مردم مدل آن را به عنوان راهنما در ساخت جوامع کوچکتر در نظر بگیرند.
۳) فرهنگ متعالی: لازمه جهان متعالی و جامعه متعالی، فرهنگ متعالی است; فرهنگی که فراتر از سطوح سه گانه فرهنگ (فرهنگ اداری حرفه ای، فرهنگ ملی، فرهنگ منطقه ای) است و فرهنگ همه انسانهاست. فرهنگهای منطقه ای، ملی و حرفه ای که به نوبه خود برای یکپارچگی و بیداری بشر ارزشمندند، تنها در پرتو فرهنگ متعالی و در قلمرو آن رشد و نمو می کنند.
۴) اندیشه متعالی (اندیشه برتر): جهان، جامعه و فرهنگ متعالی، اندیشه متعالی را به دنبال دارد; اندیشه ای که در تبوتاب انسانیت و بشریت عام تکاپو می کند. اساسی ترین و عامترین مشغله انسانها، همانا «انسانیت بشر» است و تنها راه خلاص شدن از همه تفرّقها و رنجها و بیماری های انسانی این است که اصل پایه «انسانیت عام» را بنا نهیم و آن را به عنوان منشأ همه چیز و همه مفاهیم در نظر بگیریم. ناگفته نگذارم که انسانها و جوامع انسانی، بویژه فرمانروایان و اندیشمندان، به دلیل غفلت از حقایق و پیش فرضهای یادشده، بخصوص انسانیت و بشریت عام، ناآگاهانه به گزینشهایی دست زدند که خانه آسایش، امنیت، رفاه و عزت و کرامت انسانی را هر روز ویرانتر ساخت. نظریه های معاصر «توسعه اقتصادی» و «گفتگوی تمدنها» نیز از این ضعف و کاستی مبرا نیستند. وقتی توسعه فقط مبتنی بر فعالیت اقتصادی باشد و سایر عوامل تمدن بشری فراموش و رها شوند، جامعه از مسیر تمدن واقعی بشر دور می شود، اگرچه ویژگی های ظاهری تمدن بشری را دارد.
در سالهای اخیر موجی جهانی برای توسعه و ساخت جوامع متمدن از طریق گفتگوی بین تمدنها در دنیا ایجاد شده است. مسلماً این گزینش، متمدنانه تر از روشهای پیشین از جمله تبعیض نژادی، جنگهای ملی و انقلابهای طبقاتی و… است. اما این به اصطلاح گفتگوها بدین معناست که شما می گویید حق با خودتان است و دیگری می گوید حق با اوست و من هم می گویم حق با من است. گرچه ملتهای حوزه های تمدنی از این طریق به تفاهم بیشتری دست می یابند، اما این گفتگوها و تفاهمها خیلی عمیق نیست. افزون بر آن، چون هر ملتی با پیشینه تمدنی خاص خود، خواه ناخواه شیوه تفکر و معیارهای ارزشی خود را حفظ می کند و وابسته به آن است، لذا حاصل این گفتگوها چیزی فراتر از مقایسه بین تمدنها نیست و تفاهم حاصل از آن هم چیزی بیشتر از نوعی آگاهی سطحی نمی باشد. از این رو است که ما می گوییم این قبیل گفتگوها هم کمک بنیادی و سازنده ای به ایجاد یک جامعه واقعاً متمدن نمی کند و در یک کلام، گفتگوی تمدنها با یک مشکل اساسی مواجه است و آن عبارت است از فقدان یک پیش فرض، یعنی نبود دستگاهی مرجع به عنوان معیاری برای گفتگو و فقدان هدفی غایی که همه انسانها آن را پذیرفته باشند. به نظر ما این هدف باید «وحدت همه موجودات»، «وحدت بشری» و «وحدت بشر با خدا» (امر قدسی) باشد. تمدنها در یک نگاه گذرا با هم متفاوت اند; اما در ژرف ترین بنیان همه آنها، یک ریشه مشترک و یک منبع بشری وجود دارد که آنها را لایق وصف «تمدن» می کند و به طور مشخص تر، تمدن بشری وحدتی فراتر از همه اینهاست. این ریشه مشترک و منبع اصلی بر همان سه وحدت مبتنی است. تنها براساس این ریشه و بر مبنای این منبع می توانیم به یک جامعه واقعاً متمدن و انسانی دست یابیم.
اشاره
۱. دیدگاههای آقای هووا حاوی نکات ارزشمندی است که برگرفته از فرهنگ غنی مشرق زمین است. وحدت جهان هستی و جامعه بشری و نیز ارتباط وثیق انسان با آفریدگار هستی از جمله مؤلفه های محوری ادیان الهی و تمدن شرقی است. در میان آثار متفکران و هنرمندان مشرق، کمتر اثری را می بینیم که تهی از این گونه مفاهیم و معارف باشد.
۲. به نظر می رسد برخورد هووا با نظریه «گفتگوی تمدنها» یک جانبه و غیرواقع بینانه است. اصولا نظریه گفتگوی تمدنها به دنبال ارایه پیش فرض و اصول مشترک معرفتی نیست; بلکه راهی منطقی و مسالمت آمیز برای دستیابی به اصول مشترک فرا روی انسانها و جوامع انسانی قرار می دهد. همچنین اگر بپذیریم که گفتگوی تمدنها در تعامل و تبادل فرهنگی موفق نمی باشد، فرصت و مجالی برای ظهور و بروز جهانی اندیشه های آقای هووا باقی نمی ماند و اصولا طرح اندیشه ها و دیدگاههای بنیانی برای جهانیان لغو و بیهوده خواهد بود.
البته این سخن نویسنده کاملا درست است که اگر دستگاه مرجعی به عنوان معیار برای گفتگوی تمدنها وجود نداشته باشد، گفتگوی تمدنها برای حل مشکلات اساسی بشر مشکل گشایی نمی کند.
۳. آنچه نویسنده به عنوان مبانی مشترک تمدن بشری نقل کرده است، نسبت به مبانی تمدن سکولار غرب، پیشرفت قابل توجهی را نشان می دهد، اما اولا، مبانی این نظریه (مثل وحدت انسانها و وحدت بشر و خدا) و مفاهیم ارائه شده (نظیر جامعه متعالی و فرهنگ متعالی) هیچ کدام به درستی تبیین نشده است و با این ابهام، طبیعی است که همگرایی میان انسانها و تمدنها ممکن نیست; ثانیاً نشان داده نشده است که چگونه می توان جامعه متعالی و فرهنگ متعالی بهوجود آورد. پرسش امروز مؤمنان و مصلحان این است که چگونه می توان واقعیت دنیای جدید را به یک تمدن متعالی و انسانی نزدیک ساخت.
جریان شناسی دفاع از حقوق زن
گفتگو با ابراهیم شفیعی سروستانی
کیهان، ۱۰/۳/۱۳۷۹
چکیده: در این گفتگو به جریانات مختلف درباره حقوق زن پرداخته شده است که عبارت اند از: جریان سیاسی، جریان سکولار و جریان دینی که به دو گروه «جریان دینی تجدیدنظر طلب» و «جریان دینی اصول گرا» تقسیم می شوند. در این بررسی، ویژگی ها و تاریخچه اجمالی این جریانات بیان شده است.
جریان سیاسی: اولین جریان، جریان سیاسی است که عمدتاً از زنان فراری و پناهنده خارج از کشور تشکیل می شود. این جریان معتقد است که امر رهایی زن، امری سیاسی است و زنان برای رسیدن به حقوق خود راهی جز مبارزه با دولتها ندارند. ویژگی های عمده این جریان عبارت اند از: ۱) ضدیت با اسلام و ارزشهای اسلامی: این جریان صراحتاً اسلام را متهم به جنسیت گرایی و مردسالاری می کند; ۲) مخالفت با نظام جمهوری اسلامی: در مقاله ای از این جریان آمده است: «یکی از مسایل عمده و عاجل جنبش زنان، مبارزه با حکومت بنیادگرای اسلامی زن ستیز در ایران است.»; ۳) بی توجهی به ارزشهای اخلاقی: اینان حتی به تبلیغ پدیده های مستهجنی همچون همجنس گرایی می پردازند; ۴) تضعیف نهاد خانواده: این گروه به تبعیت از اندیشه های فمینیستی، خانواده را یکی از مظاهر نظام مردسالار دانسته و آن را بردگی خانگی شمرده است.
جریان سکولار: این جریان فعالیت خود را از حدود سال ۱۳۶۸ آغاز کرد; زیرا در دهه اول انقلاب به سبب حاکمیت شور انقلابی بر کشور و نیز درگیری کشور با جنگ تحمیلی، فضای جامعه تحمل مباحث مخالف با ارزشهای اسلامی و انقلابی را نداشت. جریان سکولار با دو چهره متفاوت وارد میدان شده است; در مقطع زمانی بین سالهای ۱۳۷۰ تا نیمه اول سال ۱۳۷۶، با چهره حقوقی و نقد و بررسی قوانین جاری جمهوری اسلامی در مورد زنان در عرصه مطبوعات حاضر شد; اما از مقطع زمانی نیمه اول سال ۱۳۷۶ به بعد، با توجه به تغییر محسوس فضای فرهنگی کشور، به طرح مباحث نظری و تئوری پردازی در باب برابری زن و مرد که به شدت تحت تأثیر اندیشه های فمینیستی است، نیز می پردازد. ویژگی های جریان سکولار عبارت اند از: ۱) استفاده ابزاری از دین: این جریان با استفاده از تعابیری چون «روح رؤوف اسلام» چنین وانمود می کند که می خواهد از موضع دفاع از اسلام به نقد و بررسی قوانین جاری بپردازد; ۲) ارائه نکردن طرح و الگویی مشخص و عملی: این مسأله از دو جنبه قابل بررسی است; اول: بخشی از این جریان که عمدتاً از سالهای ۱۳۷۰ تا ۱۳۷۶ صحنه گردان اصلی مباحث زنان بوده اند، به خاطر نداشتن پشتوانه های تئوریک، فاقد بینش لازم برای ارائه طرحی در این زمینه بوده اند; دوم: بخش دیگری از این جریان که عمدتاً تا چند سال پیش در خارج بوده اند، به دلیل تأثیرپذیری شدید از الگوهای غربی، تا نیمه دهه اول انقلاب اسلامی از ارائه صریح دیدگاههای خود بیم داشتند که البته در دو سه سال گذشته با بهره گیری از شرایط فرهنگی موجود، فعالیت وسیعی را برای تبیین دیدگاههای خود در جهت الگوسازی برای حرکت زنان آغاز کرده اند; ۳) پذیرش منفعلانه حقوق غربی که یکی از مظاهر آن، دفاع بی چون و چرا از کنوانسیون محو کلیه اشکال تبعیض علیه زنان است که با حدود پنجاه اصل مسلم اسلامی و هفتاد ماده قانون مدنی و اجرایی جمهوری اسلامی تعارض دارد; ۴) دین زدایی از حرکت اصلاحی زنان: این جریان تلاش می کند با الگوسازی از زنان پیش از انقلاب، سرمشقهایی برای حرکتهای زنانه معرفی کند. جریان سکولار با جریان سیاسی مرتبط است و شاهد این مدعا سخنرانی های متعدد این گروه در کنفرانسهایی است که از سوی جریان سیاسی خارج از کشور ترتیب می یابد.
حرکتهای مختلف در جهت معرفی جایگاه مثبت زن در اسلام: عده ای در پی این بودند که با تجدیدنظر در برخی از اصول، اسلام را به گونه ای تعریف کنند که کاملا با حرکتهای نوین دفاع از حقوق زن (فمینیسم) و اصول و مبانی حاکم بر آن منطبق شود (طیف تجدیدنظر طلب). اما عده ای دیگر نیز تلاش می کردند که با حفظ اصول و مبانی، تعریفی متناسب با شرایط زمان و مکان از زن مسلمان ارایه دهند و از توانمندی های دین برای حل مشکلات زنان بهره جویند (طیف اصول گرا).
ویژگی های تجدیدنظر طلبان: ۱) ناآگاهی و یا تجاهل نسبت به منابع اجتهاد: اینان در بررسی های خود تنها به قرآن رجوع می کنند و روایات را در نظر نمی گیرند; ۲) غفلت از مبانی اجتهاد: بدیهی ترین اصول فقاهت را نادیده می گیرند. به عنوان نمونه، احکام الله را تنها آن دسته از احکام می دانند که در قرآن یا سنت متواتر وارد شده است; در حالی که بسیاری از احکام شرع چنین نیست و با خبر واحد به اثبات رسیده است; یا اینکه می پندارند احکام امضایی راکه پیش از اسلام وجود داشته و اسلام آن را مورد تأیید قرار داده است می توان کنار نهاد و درباره احکامی همچون دیه و قصاص زنان چنین اعتقادی دارند; در حالی که ملازمه ای میان امضایی بودن یک حکم و عدم ثبات آن وجود ندارد و همه احکام الهی مشمول قاعده «حلال محمد حلال الی یوم القیامه» هستند و اگر بخواهیم باب چون و چرا را در احکام امضایی بگشاییم و خواستار تغییر آنها به مقتضای زمانه شویم، تنها معدودی از احکام عبادی، معاملی و قضایی اسلام به قوت خود باقی خواهند ماند.
ویژگی های طیف اصول گرا: پیش از انقلاب، شهید مطهری با شناخت مقتضیات زمان و احاطه کامل بر مبانی اسلام تلاش کرد به شبهات موجود درباره زنان پاسخ دهد. با استقرار جمهوری اسلامی این تلاشها توسط تنی چند از عالمان حوزوی ادامه یافت. ویژگی های این طیف عبارت اند از: ۱) توجه به تفاوتهای طبیعی زن و مرد: از نظر این طیف، تفاوتهای طبیعی باعث گردیده که این دو از حقوق مشابه برخوردار نباشند; در حالی که جریان فمنیستی یا منکر این تفاوتهاست و یا آنها را مایه تفاوت در قانون گذاری میان زن و مرد نمی داند; ۲) توجه به حقوق و اخلاق به عنوان دو محور اصلی روابط زن و مرد: جریان غربی دفاع از حقوق زن معتقد است جز توسل به حقوق، هیچ ضمانت اجرایی ای برای ایجاد تعادل میان روابط زن و مرد وجود ندارد; در حالی که اندیشمندان اسلامی معتقدند زندگی خانوادگی را نمی توان تنها بر پایه حقوق استوار کرد; زیرا آنچه به زندگی خانوادگی معنا می بخشد، مودت و رحمتی است که میان زن و مرد وجود دارد و خانواده بر مبنای اخلاق و روابط انسانی شکل می گیرد و دوام می یابد. البته در وجود ضوابط حقوقی برای تعیین حدود تکالیف و وظایف افراد تردیدی وجود ندارد; ۳) نفی تقابل و تضاد زن و مرد: اندیشه فمینیستی چنین وانمود می کند که در سراسر تاریخ، مردان همواره تلاش کرده اند زنان را مورد بهره کشی قرار دهند; در حالی که دانشمندان اسلامی، زن و مرد را نه دو دشمن تاریخی یکدیگر، بلکه دو آفریده ای که وجود هر یک آرام بخش دیگری است معرفی نموده و تلاش کرده اند رابطه آنها را براساس عدالت، مهر و عاطفه سامان بخشند; ۴) توجه به خانواده به عنوان واحد بنیادین جامعه: نهضت فمینیسم خانواده را جایگاه اصلی پابرجایی ستم بر زنان معرفی کرده است و این تلقی، مایه سستی روابط خانوادگی در غرب شده است; اما دانشمندان اسلامی، رشد انسانها را در گرو حراست از کانون خانواده دانسته اند; ۵) حفظ استقلال و پرهیز از انفعال از فرهنگ غرب; ۶) پرهیز از تجددمآبی و تحجرگرایی: برخی خواستار تغییر کلی احکام اسلام در مورد زنان شده اند و برخی به کلی چشم خود را بر تحولات زمان و دگرگونی های اجتماعی بسته اند; در حالی که ویژگی مهم کسانی چون شهید مطهری و دیگر متفکران اصول گرا، پافشاری بر اصول و ارزشهای اسلامی و در نظر گرفتن دگرگونی ها و تغییر شرایط اجتماعی است.
جنبشهای اجتماعی زنان
شهین مولاوردی
ایران، ۳/۴/۱۳۷۹
چکیده: نویسنده مقاله با اشاره به ورود اقتصاد از حوزه خصوصی به حوزه عمومی در دوران سرمایه داری و بروز نابرابری های اجتماعی، به بررسی تاریخچه ظهور جنبشهای زنان و فمینیسم می پردازد. با توجه به اختلاف تعبیرها درباره مشکلات زنان و اشاره واژه «فمینیسم» به این مشکلات، گونه های مختلفی از فمینیسم وجود پیدا می کند و این عدم یکپارچگی موجب می شود واژه «فمینیسم» جای خود را به واژه «فمیسنیسمها» بدهد. همچنین نویسنده به حوزه های مختلف حضور این جریانات اشاره می کند.
جنبش زنان به عنوان جنبشی که در راه اهداف خاص زنان فعالیت می کند پدیده ای جدید است. در دوران مدرن تحولی در تقسیم بندی بین قلمرو عمومی و خصوصی ایجاد می شود. تا قبل از این دوره هرچند زنان در عرصه عمومی حضور نداشتند، اما عرصه عمومی به عرصه سیاسی محدود می شد و اگرچه زنان متعلّق به خانه تلقی می شدند، اما اقتصاد که تدبیر منزل بود در خانه انجام می شد و در نتیجه زنان در عرصه اقتصادی فعال بودند. در دوران سرمایه داری، اقتصاد از حوزه خصوصی وارد حوزه عمومی می شود و حوزه عمومی تنها محل حضور مردان است; اما نیازهای سرمایه داری، ز
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
