اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مبانی انسان شناسی ادبیات انقلاب
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 78
فرمت فایل پاورپوینت
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل مبانی انسان شناسی ادبیات انقلاب، ارائهای متفاوت و تأثیرگذار بسازید
دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل مبانی انسان شناسی ادبیات انقلاب شامل 74 اسلاید حرفهای و طراحیشده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی بهخوبی معرفی خواهد کرد.
دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل مبانی انسان شناسی ادبیات انقلاب:
- ظاهر حرفهای و چشمنواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
- کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل مبانی انسان شناسی ادبیات انقلاب را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
- کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.
عملکرد بینقص: اسلایدها بهگونهای طراحی شدهاند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.
یادآوری: در صورت استفاده از نسخههای غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل مبانی انسان شناسی ادبیات انقلاب توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مبانی انسان شناسی ادبیات انقلاب :
چکیده
مقاله حاضر با تأکید بر این امر که انقلاب اسلامی ایران الگوی نوینی از ساختار نظام اجتماعی را براساس طرحی دین شناسانه ارائه داده است و لذا روند دگرگونی ها در فرایند انقلاب در بستری ارزشی رخ نموده است به طرح این نکته می پردازد که فرآیند تحول انقلابی در ایران که متناظر بر دگرگونی ارزشی، در بستر جهان معاصر است به موجب تحوّل ذهنیت ها در راستای اهداف تبیین شده از سوی ایدئولوژی انقلابی به وقوع پیوسته است و لذا موجد تحولاتی اساسی در نگره انسان شناختی و هستی شناختی و به تبع آن تغییر در مناسبات انسانی اجتماعی گردیده است؛ از این رو متناسب با ابعاد فراگیر تحوّل انقلابی؛ ادبیاتی ظهور یافته است که از یک سو؛ برپایه تفکر انقلابی شیعی و از سوی دیگر بر مبنای عرفان اصیل اسلامی شکل پذیرفته است که یکی در عرصه گفتمان سیاسی و اجتماعی و دیگری در حوزه انسان شناسی و عرفان نمود یافته است. مقاله حاضر به طرح مبانی انسان شناسی ادبیات انقلاب پرداخته، که در دو فصل سامان یافته است؛ فصل اول درونمایه های عرفان اسلامی را با رویکرد انسان شناسی اومانیستی مقایسه نموده و فصل دوم نیز؛ نمود رهیافت انسان شناسی عرفانی را با الهام از اندیشه های حضرت امام(ره) در اشعار آن حضرت و نیز در ادبیات دفاع مقدس به دست می دهد.
مقدمه
نظام فرهنگی دربرگیرنده ساحت اندیشه و معرفت و نیز نظام باورها و ارزشهای اجتماعی است و دگرگونی اساسی در این عرصه به منزله تغییری بنیادین در کل ساختار نظام اجتماعی محسوب می گردد، چرا که در واقع این سطح از تحولات، برپایه زیرسازهای تئوریک وبرمبنای تحول پذیری اندیشه بشری صورت می پذیرد و از این روست که کاربرد شیوه های مدیریتی نظام اجتماعی در ابعاد گوناگون سیاسی، فرهنگی و اقتصادی؛ که با تبیین کارآمد جریان تاریخی حاکم بر جامعه و دریافت قانونمندی های آن میسر خواهد بود با تامل وتدقیق در فرآیند تحولی اندیشه بشری امکانپذیر می گردد.
مراد از اندیشه بشری نیز کلیه معارف وحوزه های معرفتی ناظر برحیات انسانی اجتماعی است که الگویی منطبق بر ساختار معرفتی را؛ از انتزاعی ترین مباحث؛ شامل مبانی معرفت شناختی و مابعدالطبیعی تا جزیی ترین قلمرو معرفتی همچون؛ تبیین الگوهای رفتاری را شامل می گردد وطی یک فرآیند تاریخی که موجد کنش تاریخی طولانی است، تحول پذیری مبنایی را شاهد خواهد بود که این تحول پذیری معرفتی خود مبنا و اساس شکل گیری ادوار مختلف زندگی بشری را تشکیل خواهد داد.
در حقیقت دو عنصر تحول پذیری اندیشه اجتماعی و تغییر در ساختار اجتماعی، از منطقی دیالکتیکی پیروی می کنند که می توان آن را دیالکتیک عین و ذهن نامید و برهمین مبنا هر یک از ادوار بشری، دارای مذاهب فلسفی، صور هنری و مؤسسات اجتماعی مناسب خود می باشد.۱
اما یکی از عوامل عمده این تغییرات اساسی، انقلابات بزرگ اجتماعی است که سر فصل نوینی در تاریخ یک جامعه باز می گشاید و یا حتی موجد انتقال از یک دوره تاریخی به دوره ای دیگر در کل تاریخ بشری می گردد.
در این میان انقلاب اسلامی ایران ازجمله تحولاتی است که طی یک فرآیند دیالکتیکی عین ذهن منجر به تغییراتی بنیادین در حوزه اندیشه اجتماعی و نیز در ساختار نظام اجتماعی گردید و علاوه بر اینکه در بستر جامعه ایرانی دگرگونی هایی اساسی را در عرصه های گوناگون باعث شد و خود الگویی شامل جریان تحول پذیری در ابعاد مختلف اجتماعی را به دست داد و در گستره جهان معاصر نیز، گفتمان نوینی را بر محور دین ورزی ایجاد نمود.
بنابراین از آنجا که انقلاب ایران الگویی نوین از ساختار نظام اجتماعی را براساس طرحی دین شناسانه ارایه نمود که خود برخلاف بستر عمومی اندیشه معاصر که بر مدار سکولاریزاسیون در جریان بود قرار داشت لذا روند دگرگونی ها و تغییرات در فرآیند انقلاب در بستری ارزشی، منجر به سمت گیری ابعاد متحول واقعیت اجتماعی در مجرای معرفت دینی شد.
بر این مبنا تبیین فرآیند تحول پذیری انقلاب ایران در ابعاد مختلف، همچون دگرگونی های ساختاری و قشربندی نوین اجتماعی، تغییر نهادها، صورت بندی نخبگان و سایر ابعاد متحول واقعیت اجتماعی متناظر بر استحاله ارزشهاست.
بنابراین در این سطح از دگرگونی ها، تغییرات ناشی از انقلاب؛ به موجب تحول ذهنیت ها در راستای اهداف تبیین شده از سوی جنبش انقلابی صورت می پذیرد. در حقیقت ایدئولوژی انقلابی داعیه دار تجدید بنای مناسبات انسانی اجتماعی نوینی است و تکوین پدیده انقلاب با ارایه ایدئولوژی مبتنی بر نفی وضعیت موجود و ایجاد وضعیتی متفاوت با آن از یک سو و دریافت پاسخ مثبت از سوی کل جامعه و یا بخشی از آن همراه است، که پاسخگویی این بخش از جامعه در واقع به معنای پذیرش الگوی پیشنهادی ایدئولوژی انقلاب در خصوص نظام مطلوب اجتماعی است و از این رو سایر ابعاد متحول اجتماعی بر پایه نظام ارزشی برگزیده انقلاب تبیین خواهد یافت.
بدیهی است که متناسب با ابعاد فراگیر تحول انقلابی در بستر انقلاب ایران که بیش از هر چیز ناظر بر دگرگونی ارزشی و ایدئولوژیک است ظهور گفتمانی نو بر مبنای پارادایم دین اجتماعی، زبان و ادبیات نوینی را پدیدار می سازد. ادبیاتی که از یک سو؛ برپایه تفکر انقلابی شیعی و از سوی دیگر، بر مبنای عرفان اصیل اسلامی شکل گرفت که یکی در عرصه گفتمان سیاسی و اجتماعی و دیگری در حوزه انسان شناسی و عرفان، مجال حضور یافت.
براین اساس، در این گفتار طی دو فصل، مبانی انسان شناختی ادبیات انقلاب مورد بحث و تفحص قرار خواهد گرفت:
فصل اول با بررسی درونمایه های عرفان اسلامی و مقایسه آن با رهیافت اومانیستی و همچنین تفاوت ماهوی در سمت گیری ادبیات اسلامی را با ادبیات اومانیستی نمایان می سازد و فصل دوم نیز؛ زمینه رشد ادبیات عرفانی را در بستر سلوک عارفانه حضرت امام بررسی خواهد نمود.
فصل اول
درونمایه های عرفان اسلامی
آن گاه که یک فرهنگ دست اندر کار تربیت افراد انسانی وملزم به پاسخ گویی به ایشان در خصوص معنای زندگی با نظرداشت چیستی جهان و کیستی انسان است، ناگزیر از ورود به عرصه اندیشه فلسفی وما بعد الطبیعی است. معنای لحاظ شده از جامعه، انسان، هستی، خدا و دیگر مقولات اساسی حیات بشری و نوع پیوند آنها با یکدیگر در هر مکتب و ایدئولوژی به جوامع بشری این امکان را خواهد داد تا درجهت صیرورت خود تمامی عناصر و مولفه های نظام اجتماعی را در راستای اندیشه برگزیده خود سامان بخشیده والگویی نظامواره ازکلیت حیات انسانی اجتماعی ارایه نمایند.
در این راستا الگوی تفکر اسلامی که در جریان رخداد انقلاب در ایران و بر مبنای طرحی نظام مند از دین ارایه گردید؛ جریان تاریخی حرکت اجتماعی جامعه را در مسیر هویت ایرانی اسلامی جهت داده وبا چرخشی اساسی در نگره هستی شناختی و انسان شناختی جهان معاصر، به باز تولید مقولات مختلف انسانی برمبنای نظام ارزشی و ایدئولوژیکی اسلام پرداخته است که این مقوله، طیف وسیعی از مفاهیم و جریان های فکری و ارزشی متناسب با رهیافت انسان شناسانه را به دست داد و در بستر ادبیات عمیق عرفانی نیز جریان یافت.
بنابراین مقایسه الگوی فوق با رویکرد اومانیستی؛ ضمن بارز نمودن تفاوت مبنایی آن الگو، به درک بهتر بینش انسان شناختی عرفانی که مبنای ادبیات انقلاب را تشکیل می دهد مدد خواهد رساند.
در این راستا دریافت بایسته فرهنگ غرب، با توجه به شاخص های متناظر برآن از نقطه نظر کاربست تجربه معرفت شناختی در بستر تمدن جدید، قابل مطالعه است. بدین معنا که با گسترش علوم، که به مدد تاکید بر جهان عینی حاصل آمد و پاسخگوی بسیاری از مجهولات انسان در خصوص امور جاری طبیعی و به دنبال آن، تسلط برطبیعت به کمک فن آوری روزافزون شد؛ چرخشی اساسی در نحوه نگرش به عینیت پدید آمد و جهان عینی که به عرصه رشد استعدادها و خلاقیت های مادی تبدیل شده بود، نزد انسان معاصر اعتباری ویژه یافت. چنان که دربرداشتی افراطی به انکار ایده وایده آلیسم وبه تبع آن مابعدالطبیعه پرداخت و وجهه همت خود را معطوف شناخت هر چه بیشتر عالم عینی و پیوند نزدیکتر با آن ساخت چنان که دکتر یونگ اشاره می کند:
«دنیای ما تماما عینی شده و از آنچه روان شناسان هویت روانی یا مشارکت های عرفانی می نامند، تهی شده ایم. ما به اندازه ای از این همه بی بهره شده ایم که اگر با فردی با چنین خصوصیاتی روبه رو شویم با وی احساس بیگانگی می کنیم. این پدیده ها درزیر آستانه خودآگاه ما مانده اند و اگر برحسب اتفاق بروز کنند، تا آنجا پیش می رویم که آن را رویدادی غیر معمول قلمداد می کنیم.»۲
منظرگاه فوق که مبتنی بر اعتبار واصالت جهان عینی است، سبب شده است، تا تفکر اومانیستی به عنوان تفسیر برگزیده جهان غرب در خصوص جایگاه انسان در مجموعه هستی تلقی گردد واین مکتب که از رنسانس آغاز شد به عنوان تفکری که به انسان در مقابل غیر او، حتی خدا و نیز به حس انسان در مقابل روح او، وبه تفکر تجربی در مقابل تفکر متافیزیکی ارج می نهاد، که به عنوان اندیشه ای غالب در جامعه غرب بروز یافته و ارزش های اصیل انسانی نیز همنوا با این فرهنگ غالب، تفسیری ویژه یافت. چنان چه برای مثال: آزادی دیگر نه همچون امتیازی در حوزه وجدان بلکه بنیاد خود مختاری فرد در برابر هر اقتدار و مرجعی شمرده می شد که فرد تسلطش را نمی پذیرد.۳ وسرانجام این روند تحول ذهنیت ها در راستای نقش تعیین کننده انسان در اعمال قدرت برجهان بود.
این در حالی است که در مقابل الگوی عرفان شرق، مبتنی بر جهت گیری هایی در خصوص انسان و ارتباط او با مجموعه هستی، با نظرداشت درون مایه هایی از استعدادهای روحی انسان، جهت نیل به آرمان های الهی و معنوی است و براین مبنا درک رویکرد انسان، شناختی در ادیان الهی و به ویژه اسلام برمدار اصالت مندی حضور خالق در مجموعه هستی استواراست و لذا کاربست تفسیر وحدت انگارانه از مجموعه هستی که بر محور بینش توحیدی شکل می پذیرد، در عرصه حیات اجتماعی با این پیش فرض اساسی که همه عناصر هستی و از جمله انسان از یک موجود هستند؛ انسان ها را به پیوند هرچه بیشتر میان خود و اجتماع پیرامون خویش در راستای اهداف تعالی جویانه و سیر الی الحق سوق خواهد داد.
امادریافت تفاوت عمیق میان دو رویکرد فوق با قراردادن نقطه اتکا تحلیل بر محور تبیین «خود» به عنوان درونی ترین عنصر شناخت در رهیافت انسان شناسانه، میسر خواهد شد. دراین معنا؛ «خود عامل مدیریت حیات است که تنظیم روابط حیات را با محیط پیرامون خود به عهده می گیرد.»۴
تفاوت مبنایی مورد نظر در تبیین ماهیت خود نزد دو دیدگاه مذکور عبارت است از: عامل تعین پذیری از نقطه نظر نفی و یا پذیرش آن.
تعین به معنا تخصص است و تخصص، عبارت است از چیزی که موجب امتیاز شی از اشیا دیگر گردد. به این ترتیب اگر صفتی به حد چیزی افزوده گردد مفهوم آن افزایش می یابد و چنین شیئ تعین و تخصص یافته است.۵ اما مراد از تعین؛ پذیرش هرچه بیشتر ویژگی های ماده و زندگی مادی است، به گونه ای که مجموعه هستی، انسان را به نوعی تحدید و تخصیص در گزینش سطح مادی حیات واداشته و از همراهی با سطوح مختلف حیات باز می دارد، به گونه ای که از شمول و جامعیت ابعاد وجودی او کاسته گردد.
مطابق این برداشت رهیافت اومانیستی مبتنی بر تعین پذیری خود می باشد ولذا خود متعین نقطه اتکا تحلیل انسان شناسی دراین دیدگاه است. و اصل تعین پذیری نیز، مسبوق به پذیرش این نکته است که انسان موجودی است متمایز از کل موجودات هستی که می تواند سرشت خویش را انتخاب نماید. بدین معنا که انسان سرشت خود را با مجموع امکانات طبیعی پیرامون خویش متعین سازد. چنان که کاسیرر می گوید:
«بنابراین او انسان را همچون مخلوقی با سرشت تعین نایافته آفرید، در میانه جهان مکانی به او ارزانی داشت، و خطاب به او چنین گفت: هان ای آدم نه منزلگاه ثابتی به تو دادیم، نه شکل معینی، و نه کار خاصی
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
