اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل مثل های زیبای قرآن (۲۱)، محتوای خود را در قالب 48 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 78
فرمت فایل پاورپوینت
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل مثل های زیبای قرآن (۲۱)، محتوای خود را در قالب 48 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
هشدار: استفاده از نسخههای ناقص فایل پاورپوینت کامل مثل های زیبای قرآن (۲۱) ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل مثل های زیبای قرآن (۲۱)، کیفیت تضمینشده دارد.
دشمن شناسی
در این نوشتار با بحث ها و مقوله های زیر آشنا می شویم: موجودات
آسیب ناپذیر – دشمنی با اهل ایمان به خاطر ایمان آنان، دشمنی با خداست – مفهوم
راستین نبرد با دشمنان خدا – کوتاهی بعضی از مسلمانان در مبارزه با دشمنان اسلام .
هیچ موجودی بدون دشمن نیست . حتی خدا و مبادی عالیه هم دشمن دارند
. منتها برخی از موجودات، چنانند که دشمنی با آنها به جایی نمی رسد و در نهایت،
دشمنی با آنها دشمنی با خویشتن است و ضرر و زیان آن به کسی می رسد که با آنها
دشمنی و ستیزه گری می کند . اینان در برابر دشمنان، آسیب پذیر نیستند . در مقابل،
برخی از موجودات، در برابر دشمنان آسیب پذیر و چاره ای جز مبارزه و جهاد و حفظ و
حراست خویش ندارند .
موجودات آسیب ناپذیر
خدا و مبادی عالیه، آسیب ناپذیرند . دشمنی با آنها جز وزر و وبال و
خسران و زیان نیست . قرآن کریم می فرماید:
«من کان عدوا لله و ملائکته و رسله و جبریل و میکال فان الله عدو
للکافرین » (۱) .
«هرکس دشمن خدا و فرشتگان و پیامبران و جبرئیل و میکائیل است،
(باید بداند که) خداوند دشمن کافران است » .
یعنی دشمنی با خدا و سایر کسانی که در آیه فوق ذکر شده، نتیجه کفر
است و خداوند دشمن کافران است . در حقیقت، ملاک دشمنی با خدا کفر است . ملاک دشمنی
خدا نیز همین است . ممکن است کسی کافر باشد، ولی در عین حال، دم از دوستی با خدا
بزند . این دوستی با خدا، دوستی نمی آورد . دوستی خدا با کفر سازگار نیست . دوستی
پایه ایمان است . دوستی کافر با خدا مثل دوستی آدم نادان است که دوستی او جز دشمنی
نیست .
اصولا دشمنی با فرشته و پیامبر و جبرئیل و میکائیل، دشمنی با
خداست; چراکه آن ها موجوداتی مقرب در پیشگاه خدایند و اگر کسی با خدا دوست باشد،
محال است که با بارگاه نشینان حرم، قریش دشمنی داشته باشد . اینان واسطه های فیض
می باشند . دشمنی با اینها دشمنی با فیاض علی الاطلاق است . از اینرو قرآن
می گوید:
«قل من کان عدوا لجبریل فانه نزله علی قلبک …» (۲) .
«بگو: هر کس دشمن جبرئیل است، (باید بداند که) جبرئیل واسطه ای است
که قرآن را از فراز عالم لاهوت، بر قلب تو نازل کرده است » .
جبرئیل کیست؟ نازل کننده وحی از طرف خدا به آن قلب نورانی و گشاده
که به او آمادگی پذیرش آن همه کمالات و دریافت آن همه فیوضات داده شده است .
پیامبر کیست؟ پیامبر درست است که از جنس بشر است، ولی دریادلی است
که نه تنها همه معارف الهی و آسمانی به سوی او سرازیر شده، بلکه سینه ای مواج از
رافت و رحمت دارد و رنج و مشقت انسانها بر او دشوار است و به خوشبختی و سعادت آنها
حرص و آزی عجیب و وصف ناپذیر دارد .
«لقد جاءکم رسول من انفسکم عزیز علیه ما عنتم حریص علیکم بالمؤمنین
رؤوف رحیم » (۳) .
«پیامبری از جنس خودتان به سوی شما آمد که مشقت شما بر او دشوار و
بر شما حریص و به مؤمنین رؤوف و رحیم است » .
دشمنی با اهل ایمان به خاطر ایمان، دشمنی با خداست
همان طوری که دشمنی با مقربان درگاه خدا، دشمنی با خداست، دشمنی با
اهل ایمان هم دشمنی با خداست .
البته دشمنی با اهل ایمان، دوگونه است: گاهی دشمنی با اهل ایمان،
به خاطر ایمان است . در حقیقت، شخص، دشمن ایمان است، نه دشمن مؤمن . این دشمنی ،
خطرناک است و طبعا موجب کفر است . اگر کسی مؤمنی را به خاطر ایمانش بکشد، جزایش
خلود در جهنم است . چنانکه قرآن می فرماید:
«و من یقتل مؤمنا متعمدا فجزاؤه جهنم خالدا فیها …» (۴) .
«هرکس مؤمنی را به عمد بکشد، کیفرش خلود در جهنم است » .
هرگز کسی که ایمان را دوست دارد، دیگری را به خاطر ایمانش نمی کشد .
مگر اینکه از روی خطا یا شبه عمد باشد .
در عین حال، ممکن است کسی با مؤمنی به خاطر مسائل شخصی دشمنی داشته
باشد . این دشمنی، دشمنی با ایمان نیست و اگر این کس، خود اهل ایمان باشد، نه تنها
مؤمنی را نمی کشد، بلکه از غیبت و تهمت و آزار او هم می پرهیزد . اینگونه عداوتها
ممکن است تا عالم پس از مرگ ادامه پیدا کند و اگر – احیانا – به تعدی و تجاوزی
انجامیده و در این دنیا فیصله نیافته، به محاسبه و مؤاخذه قیامت منتهی شود . ولی
آنچه مهم است، این است که آیه قرآنی می فرماید:
«و نزعنا ما فی صدورهم من غل اخوانا علی سرر متقابلین » (۵) .
«هرگونه دشمنی و حسد و کینه ای را از دل آنها ریشه کن می کنیم (و
روحشان را نسبت به یکدیگر پاکی و صفا می بخشیم) و برادرانه بر تختها نشسته ،
روبه روی یکدیگر قرار می گیرند» .
و نیز می فرماید:
«و نزعنا ما فی صدورهم من غل تجری من تحتهم الانهار …» (۶) .
هرگونه کینه ای را از سینه های آنها ریشه کن می کنیم، در حالی که
نهرها از زیرپای آنها جریان می یابد» .
صفای بهشت، تنها صفای ظاهر نیست . صفای حور و قصور و اشجار و
انهار، ظاهری است . آنجا صفایی برتر باید . صفای برتر، صفای دلهاست . اگر این
باشد، صفای ظاهر هم هست و اگر این نباشد صفای ظاهر، بی معنی است . صفای ظاهر، بدون
صفای باطن، جهنمی بیش نیست و بهشتی که پر از کینه و رشک و عداوت باشد، جهنم دره
است .
به هر حال، از آنجا که خداوند، عنایت ویژه ای به اهل ایمان دارد .
دشمنی با مؤمنی را – در صورتی که به مفهوم دشمنی با ایمان باشد – با دشمنی با خود
همراه و یگانه ساخته است، چنانکه می فرماید:
«یا ایها الذین آمنوا لا تتخذوا عدوی و عدوکم اولیاء …» (۷)
.
«ای کسانی که ایمان آورده اید، دشمن من و دشمن خود را دوستان خود
نگیرید» .
شان نزول آیه فوق، این است که: «حاطب بن ابی بلتعه » با نوشتن
نامه ای به مشرکین مکه، می خواست گزارش فعل و انفعالات جنگی مدینه، جهت فتح مکه را
به اطلاع آنها برساند . این خیانت از سوی منبع وحی فاش شد و خداوند، مؤمنان را از
همکاری با کسانی که پیامبر و یارانش را به جرم ایمان، از مکه اخراج کرده بودند،
نهی کرد . عمر اجازه خواست که او را بکشد . ولی چون او توبه کرد، پیامبر او را
بخشود . او از مجاهدان بدر بود (۸) .
مفهوم راستین نبرد با دشمنان خدا
نبرد با دشمنان خدا برای مؤمنان، یعنی نبرد با دشمنان خودشان .
دوستی با آنها هم یعنی دوستی با دشمن خودشان .
ممکن است تلقی و برداشت کسی این باشد که دشمنی با دشمنان خدا یعنی
دشمنی با بشریت یا دشمنی با نژاد یا ملت یا طایفه . ممکن است بعضی ها شعار
انسان دوستی و مخالفت با خشونت سر دهند و اینگونه مبارزات ایدئولوژیکی را محکوم
کنند و با زیر سؤال بردن هرگونه مبارزه و جهادی، روحیه بی تفاوتی یا بدبینی را در
افراد پدید آورند و آنها را از شهادت طلبی و ایثار در راه مکتب و در راه آرمانهای
بلند انسانی و الهی باز دارند . ولی چنین نیست . این پندار باطل، به هر شکلی که
نمود پیدا کند، برای کل بشریت، زیان بخش است . مولوی تمثیل جالبی دارد:
من عجب دارم ز جویای صفا
کو رمد در وقت صیقل از جفا
آن جفا با تو نباشد ای پسر
بلکه با وصف بدی اندر تو در
بر نمد چوبی که او را مرد زد
بر نمد او را نزد بر گرد زد
گر بزد مر اسب را آن کینه کش
آن نزد بر اسب، زد بر سکسکش
تا ز سکسک وا رهد خوش پی شود
شیره را زندان کنی تا می شود
کسی که چوب به قالی یا فرش می زند، دشمنی با گرد و خاکی دارد که در
لابلای آن لانه کرده است . شلاق زدن به گنهکاری که مستحق مجازات است، شلاق به گناه
است . همان گناهی که در اعماق جسم و جان او لانه کرده است . بلکه باید گفت: عذاب
جهنم هم به معنای سوزاندن پلیدیها و آلودگیهای گنهکار است و اگر روزی پلیدیها و
آلودگیهای او تماما سوخته شود، از جهنم خارج و داخل بهشت می شود .
جالب این است که عذاب از «عذب » به معنای آب خنک و گواراست . هر
چند اهل لغت، کوشیده اند که به آن، معنای ازاله گوارایی و خوشی زندگی ببخشند (۹)
، ولی به نظر می رسد که هر عذابی در باطن، «عذب » است . چنانکه عذاب تب،
کشته شدن ویروسها و میکربها و وسیله سلامت بدن است و عذاب چاقوی جراحی به معنای
بریده شدن غده زاید و قطع عضو مزاحم است و این عذاب ، در نهایت و در حقیقت، عذب
است . اگر عذابی منتهی به خوشی و سلامت و پاکی نشود، به خاطر عدم قابلیت است و
بنابراین، باید بگوییم به علاقه مشابهت و مشاکلت، به این هم عذاب گفته می شود .
قرآن به اهل ایمان سفارش می دهد که:
«واعدوا لهم ما استطعتم من قوه و من رباط الخیل ترهبون به عدو الله
و عدوکم و آخرین من دونهم لا تعلمونهم ا
همیشه اولین نفر باشید! برای اطلاع از آخرین تخفیفها و جدیدترین کالاها در خبرنامه ثبتنام کنید.
هنوز حساب کاربری ندارید؟
ایجاد حساب کاربری