اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل فرزندان حضرت فاطمه (س)
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 40
فرمت فایل پاورپوینت
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل فرزندان حضرت فاطمه (س)، ارائهای متفاوت و تأثیرگذار بسازید
دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل فرزندان حضرت فاطمه (س) شامل 62 اسلاید حرفهای و طراحیشده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی بهخوبی معرفی خواهد کرد.
دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل فرزندان حضرت فاطمه (س):
- ظاهر حرفهای و چشمنواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
- کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل فرزندان حضرت فاطمه (س) را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
- کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.
عملکرد بینقص: اسلایدها بهگونهای طراحی شدهاند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.
یادآوری: در صورت استفاده از نسخههای غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل فرزندان حضرت فاطمه (س) توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل فرزندان حضرت فاطمه (س) :
«ذریه بعضها من بعض » (آل عمران:۳۴)
چنانکه می دانیم و هر آشنا بتاریخ اسلام می داند،دختر پیغمبر را از علی علیه السلام فرزندانی است.دو پسر بنامهای حسن و حسین علیهما السلام.و دو دختر بنام زینب و ام کلثوم.
هیچیک از نویسندگان سیره و مؤلفان تاریخ در وجود این چهار فرزند تردیدی ندارد.حسن (ع) در نیمه ماه رمضان سال سوم هجری و حسین (ع) در شعبان سال چهارم متولد شده است.
تذکره نویسان شیعه و گروهی از علمای سنت و جماعت فرزند نرینه دیگری را برای دختر پیغمبر بنام محسن نوشته اند.مصعب زبیری نویسنده کتاب نسب قریش که در دویست و سی و شش هجری مرده از محسن نامی نبرده است.اما بلاذری متوفای سال دویست و هفتاد و نه نویسد:فاطمه برای علی (ع) حسن و حسین و محسن را زاد.محسن در خردی در گذشت (۱) و نیز نویسد چون محسن متولد شد پیغمبر از فاطمه پرسید او را چه نامیده اید گفت حرب فرمود نام او محسن است. (۲) علی بن احمد بن سعید اندلسی (۳۸۴-۴۵۶) مؤلف کتاب جمهره انساب العرب نیز نویسد:محسن در خردسالی مرد (۳).
شیخ مفید فرزندان علی علیه السلام را از فاطمه چنین می شمارد:حسن و حسین و زینب کبری و زینب صغری که کنیه او ام کلثوم است (۴) و در پایان این باب می افزاید:و از شیعیان گفته اند که فاطمه پس از پیغمبر پسری را سقط کرد،هنگامی که او را در شکم داشت محسن نامید (۵).طبری نوشته است «گویند فاطمه را از علی پسری دیگر بنام محسن بود که در خردی در گذشت.»در روایات شیعی و نیز بعض کتب اهل سنت و جماعت آمده است که این فرزند بر اثر آسیبی که در روزهای پر گیر و دار پس از رحلت پیغمبر (ص) بر دختر او وارد آمد سقط گردید (۶).
درباره زندگانی هر یک از آن چهار فرزند کتابها و مقاله ها بزبانهای گوناگون نوشته شده است. خوانندگان محترم این سلسله کتاب،شرح حال مبسوط و مفصل دو فرزند بزرگوار او امام حسن و حسین بن علی علیهم السلام را خواهند خواند.
زینب (ع)
باحتمال قوی تولد زینب (ع) در ششمین سال از هجرت پیغمبر بوده است.اگر این احتمال درست باشد،وی از آنروز که پیرامون خود را نگریسته و با محیط زندگانی آشنا شده با مصیبت و فاجعه رو برو بوده است.مرگ پیغمبر (ص) در پنجسالگی او و حادثه های رقت انگیزی که در آن روز،درون و برون خانه وی رخ داد.سپس بیماری مادرش،ناله ها و اشک های وی در مصیبت پدر و شکوفه هائی که از ستم ها و رنج ها داشت،و سرانجام مرگ وی و دلخراش تر از آن،هاله ای از ترس و پنهان کاری که گروه کوچک مصیبت زده را فرا گرفت.گویا طفلان هم رخصت نداشتند بانگ شیون را بلند کنند،مبادا همسایگان بشنوند و خبر بگوش این و آن برسد و بر جنازه زهرا (ع) حاضر شوند و سفارش دختر پیغمبر عملی نگردد.تقدیر الهی تربیت مادر و دختر را همانند خواسته بود.او نیز باید دوره های سخت آزمایش را یکی پس از دیگری بگذراند و برای تحمل روزهای دشوارتر و مصیبت بارتر آماده شود.چون به سن رشد رسید، عبد الله پسر جعفر بن ابی طالب وی را بزنی گرفت.عبد الله از تولد یافتگان حبشه است.و کسی است که پیغمبر (ص) درباره او دعای خیر فرموده است (۷) همه نویسندگان سیره او را به بزرگواری و عزت نفس و مخصوصا بخشش فراوان ستوده اند.زینب از عبد الله صاحب فرزندانی شد.مصعب زبیری فرزندان او را سه پسر و یکدختر نوشته است:پسران:جعفر و عون اکبر که فرزندانی از آنان نماند و علی که اعقاب عبد الله از این پسراند.و دختری بنام ام کلثوم که معاویه می خواست او را برای پسر خود یزید بزنی بگیرد.عبد الله کار ام کلثوم را به حسین (ع) وا گذاشت و او وی را به قاسم بن محمد بن جعفر بن ابی طالب به زنی داد (۸) نیز طبرسی در اعلام الوری فرزندان عبد الله را همین چهار تن نوشته است (۹) اما مشهور است که پسران او علی،محمد،عون و عباس بودند.
زینب با آنکه زن عبد الله بود و در خانه او بسر می برد و از وی فرزندانی داشت،همچون مادر خویش پرستاری پدر را از یاد نمی برد.چون علی علیه السلام برای نشاندن فتنه طلحه و زبیر عازم عراق شد زینب و شوهرش عبد الله نیز به کوفه رفتند و در آن شهر اقامت کردند و زینب در عراق شاهد پیش آمدهای شگفت بود.درگیری پدرش با سپاهی که در بصره فراهم شد و خونخواهی عثمان از جانب کسی که تا پیش از کشته شدن او،ویرا به یهودی مدینه (نعثل) همانند می کرد.نبرد صفین و نیرنگ دنیاطلبانی که بظاهر در اطاعت علی بودند و در نهان از معاویه فرمان می بردند،و سپس قیام خشک مقدسان و قاریان قرآن و سرانجام فاجعه روز نوزدهم رمضان و شهادت پدرش در محراب مسجد کوفه و پس از آن بیعت مردم کوفه با برادرش حسن (ع) و نافرمانی کردن او را و بر سر او ریختن و خیمه اش را بغارت بردن و ران او را با کلنگ شکافتن و ناچار شدن او از بستن پیمان آشتی با معاویه و زخم زبانها که از دشمنان دوست نما پس از این آشتی شنید. (۱۰)
زینب در این تاریخ سالیانی بیش از سی را پشت سر گذاشته بود.بگفته مادرش «روزگار چه بو العجب در پس پرده دارد و چه بازیچه یکی از پس دیگری بروی می آرد»بازیچه ها یکی از پس دیگری پدید می شد.توانی چون فولاد و سنگینی چون کوه باید که این غم ها را تحمل کند و او نمونه بردباری بود.
سرانجام خانواده علی از کوفه به مدینه بازگشتند.دیری نکشید که زینب برادر بزرگش را دید، در بستر مرگ از سوز زهر بخود می پیچید.و روز دیگر شاهد منظره ای دلخراش تر بود.آنان که لبخند محبت آمیز محمد (ص) را بر روی دخترش تحمل نکردند،هنوز کینه زهرا را از دل نزدوده بودند.می خواستند انتقام مادر را از فرزند بگیرند،تا آنجا که نگذاشتند فرزندزاده در کنار جدش بخاک سپرده شود.
دهسال سخت دیگر سپری شد.سالهائی که دست نشاندگان حکومت دمشق شیعیان علی را در شهرهای عراق و حجاز دنبال می کردند.دشنام می دادند،می زدند،بزندان می افکندند می کشتند.تا آنکه روزی خبری رسید که برای عراق از دیگر ایالت ها شادی بخش تر بود. معاویه مرد!در کوفه انجمن ها بر پا می شود.خطیبان بر پا می ایستند تا آنجا که می توانند رگ های گردن را پر می کنند تا سخنانشان بیشتر در دلها بنشیند:«باید نگذاریم یزید بر مسلمانان امارت کند باید حق بخداوندش برگردد.تا نوه پیغمبر را داریم به نوه ابو سفیان چه نیازی است؟».
نامه های پی در پی از کوفه به مدینه می رود:«فرزند پیغمبر هر چه زودتر نزد ما بیا!اگر نیایی نزد خدا مسئولی »حسین (ع) از مکه روانه عراق می شود.روز برون شدن او عبد الله شوی زینب به تلاش می افتد.از یکسو می بیند پسر عمو و برادر زنش در این شهر امنیت ندارد و از سوی دیگر می ترسد عراقیان با او همان کنند که با پدر و برادرش کردند.
نزد حاکم شهر عمرو بن سعید می رود.از او برای حسین امان نامه ای می گیرد که متن آن چنین است.«شنیده ام عازم عراق هستی.از خدا می خواهم از تفرقه افکنی بپرهیزی چه من بیم دارم در این راه کشته شوی.من عبد الله بن جعفر،و یحیی بن سعید برادرم را نزد تو می فرستم تا بتو بگویند در امان من هستی و از صله و نیکوئی و مساعدت من بهره مند خواهی بود»عبد الله و برادر حاکم مکه این امان نامه را به امام می رسانند.
پیداست که پاسخ چنین امان نامه ای از جانب امام چه خواهد بود:
«کسی که مردم را بطاعت خدا و رسول بخواند و نیکوکاری را پیشه گیرد،هرگز تفرقه افکن نیست و مخالفت خدا و پیغمبر را نکرده است.بهترین امان امان خداست.کسی که در این جهان از خدا نترسد در روز رستاخیز از او در امان نخواهد بود.از خدا می خواهم در این جهان از او بترسم تا در آن جهان از امن او بهره مند شوم » (۱۱).
کاروان که زینب با آن همراه است،از مکه بیرون می رود.عبد الله چون دانست امام آماده رفتن به عراق است و از این سفر چشم نمی پوشد فرزندان خود عون و محمد را همراه او کرد.
دمشق از ماهها پیش جنب و جوش عراق را زیر نظر داشت.یا بهتر بگوئیم،موقع شناسان عراق-دسته ای از آنان که امام را به شهر خود خواندند-او را از طوفانی که در پیش است آگاه ساخته بودند.یزید پیش بینی های لازم را کرده بود.حاکمی بی اصل و نسب،سختگیر و بی تقوی را بکوفه فرستاد.عبید الله،فرستاده امام مسلم بن عقیل و مهماندار او هانی پسر عروه را کشت و چشم مردم شهر را ترساند.سربازان مسلح وی راههای حجاز به عراق را زیر نظر داشتند،چنانکه امام اندکی پس از حرکت از منزل شراف با حر پسر یزید ریاحی فرستاده حاکم کوفه روبرو شد و حر با رسیدن دستور تازه او را در سرزمینی که کربلا نام دارد فرود آورد.
از آنروزهای پر هراس که هنوز لااقل برای دسته ای راه امید بسته نشده بود و از آخرین ساعت های روز نهم محرم تا پسین روز دیگر،کم و بیش آگاهید.نیز در کتاب زندگانی امام حسین (ع) که جزء این سلسله کتابهاست،تفصیل بیشتری خواهید دید.در آن گیر و دار زینب (ع) ،چه وظیفه ای داشته و شخصیت خود را چگونه نشان داده،چیزی نیست که بر شما پنهان باشد.اما ماموریت اختصاصی او از پسین روز دهم محرم سال شصت و یک هجری آغاز شد.
ساعت های آخر روز دهم محرم سپری گردید.دیوانه هائی که دوستی مال و جاه یا حس کینه و انتقام دیده درون و برونشان را کور کرده بود،بخود آمدند.چه کردند؟کاری بزرگ!کاری زشت! که تاریخ عرب همانند آنرا بخاطر نداشت.مهمان کشی که برای این قوم ننگی بدتر از آن نیست آن هم با چنان بی رحمی!چه بدست آوردند؟هیچ!نه،چرا هیچ؟از این مهمان کشی دست آوردی بزرگ داشتند.چه بود؟خواری و زبونی کوفه برابر شام،نه برای نخستین بلکه برای چندمین بار.چه کنند و بکجا بروند؟همه راهها بروی آنان بسته بود،جز یک راه.راه ننگ! که این کاروان ناچار باید آنرا تا پایان به پیماید.راهی که از غاضریه آغاز می شد و به قصر حاکم کوفه و سپس به کاخ سبز دمشق پایان می یافت.کاروان عراقی باید پیشانی مذلت را برابر مردی که تباری روشن نداشت بر زمین بساید،سپس همچنان سرافکنده و بینی بر خاک پیش رود تا در آستانه پسر هند بایستد و بگوید«سر مرا
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
