خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اندیشه سیاسی میر سید علی همدانی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اندیشه سیاسی میر سید علی همدانی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مفهوم تفکیک قوا در ایران
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مفهوم تفکیک قوا در ایران قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
21ساعت
22دقیقه
40ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل بررسی تطبیقی نظریه های سلطنت

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 66

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل بررسی تطبیقی نظریه های سلطنت!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل بررسی تطبیقی نظریه های سلطنت بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل بررسی تطبیقی نظریه های سلطنت از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل بررسی تطبیقی نظریه های سلطنت شامل 118 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل بررسی تطبیقی نظریه های سلطنت استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل بررسی تطبیقی نظریه های سلطنت با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل بررسی تطبیقی نظریه های سلطنت قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل بررسی تطبیقی نظریه های سلطنت حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل بررسی تطبیقی نظریه های سلطنت به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بررسی تطبیقی نظریه های سلطنت :

تاریخ دریافت: ۲۳/ ۲/ ۸۳ تاریخ تأیید: ۲۸/ ۴/ ۸۳  
در این مقاله، امکان تطابق الگوی «سلطنت شیعی» بر حکومت های صفویه و قاجاریه مورد بررسی قرار گرفته است؛ الگویی که با عنایت به نبودِ تعریفی جامع و مانع از آن سعی شده با بررسی نظریه های سلطنت ایرانشهری و سلطنت سنی بر فهم حدود و ثغور آن توانا شویم. پذیرش سلسله مراتب نظم کیهانی، نگرش خاص به پدیده شر، پیوند دین و سلطنت، هیبت سلطانی و ظل اللهی بودن سلطان از جمله ویژگی های عمومی نظریه های سلطنت می باشد. «تلقی الهی و قدسی» از سلطنت امری است که اهل سنت برای توجیه وضع موجود و رفع مشکله ارتباط میان سلطنت و شریعت به بسط آن پرداختند.
«سلطنت شیعی» ضمن بهره گیری از خصوصیات مذکور، اصلی را نیز بر آن افزوده؛ اصلی که حافظ هویت شیعیان و خط مایز روشنی بین الگوی سلطنت شیعی با نمونه های رقیب بود. این اصل مهم، تبیین چگونگی رابطه سلطنت و امامت بود؛ امری که تا قبل از صفویه موضوعیتی برای بحث نداشت.
واژه های کلیدی: نظریه سلطنت، سلطنت ایرانشهری، سلطنت سنی، سلطنت شیعی و امامت.

مقدمه

حکومت های صفویه و قاجاریه تاکنون از زوایای گوناگون مورد بررسی قرار گرفته و هر یک از پژوهشگران داخلی و خارجی بر جنبه ای از این دوره تاریخی تأکید نموده اند، اما جای بررسی این دولت ها از منظر اندیشه سیاسی شیعه و به طور کلی نظریه های سلطنت خالی است. این که جامعه شیعی و نخبگان آنها، این حکومت ها را در چه چارچوبی می دانستند و چگونه در عین حفظ آرمان امامت به آنها تن دادند، عرصه ای است که این نوشتار سعی در بررسی آن دارد. البته این بررسی از طریق توجه به انواع نظام های سلطنتی و مقایسه میان آنها تقویت خواهد شد.
قبل از هر چیز برای تحدید موضوع بحث خاطر نشان می شود که قاجاریه را می توان به دو دوره قبل از مشروطه و پس از آن تقسیم کرد. در این نوشتار مقصود از قاجاریه، دوره اول است. در آغاز بحث سعی خواهد شد الگوهای تحلیلی نظام سلطنتی مورد تأمل و مداقه قرار گیرد.

الگوهای تحلیل

۱. نظریه های ساختاری: گروهی از پژوهشگران برای ایران عهد صفوی و قاجاری، ساختارهایی با گرایش به اقتدارگرایی و نظم سلطانی در نظر می گیرند. این نظریه ها به مسایل بیرونی اندیشه می پردازند تا بتوانند اندیشه و نظام تغلبیه را توصیح دهند. مسایلی از قبیل شیوه تولید۱، رابطه طبقه با بستر تاریخی و تعارض اجتماعی، ارتباط نوسازی اجتماعی اقتصادی با توسعه سیاسی، پیدایش طبقه نوین و افول گروه های قدیمی و ترکیب احزاب عمده۲، مورد تأکید این دسته از محققان است. به نظر آنان، «استبداد ایرانی» از نبودِ طبقه اریستو کرات و رضایت و پشتیبانی چنین طبقه ای از دولت به وجود آمده است.۳ «کمبود منابع آب» نیز موجب پراکندگی اجتماعات در ایران شده و نظام ایلی و چادرنشینی تأثیرات منفی بسزایی در زندگی شهری و تمدن گذاشته و در نهایت، تمرکز قدرت در دست حکومت بر اساس نیاز به کار گروهی برای تهیه و توزیع آب بوده است.۴
برخی دیگر از نظریه پردازانِ ساختاری، نه بر عوامل اقتصادی اجتماعی یا ژئوپولتیک، بلکه بر عوامل فرهنگی روانی در شکل گیری دولت صفوی و قاجاری در ایران تأکید دارند. خوی فرمان بری ایرانیان۵، فقدان امنیت ناشی از شکست های خفت آور و سلطه بیگانگان۶ و وجود هویت جمعی و فردگرایی منفی۷ از جمله عوامل مورد تأکید این دسته از محققان است. در نتیجه این عوامل، میزان تعلق روحی روانی افراد به دولت به عنوان عضوی از آن در کمترین حد ممکن بود۸ و دست زدن به انواع دوز و کلک برای دست یابی به موقعیتی ممتاز در سایه قدرت بیگانه در اولویت قرار داشت.
نظریه های ساختاری دورترین منظر به تحلیل مقاله حاضر است، زیرا حکومت صفویه و قاجاریه را نمی توان صرفاً محصول کمبود آب، شرایط طبقاتی اجتماع یا ساختمان فکری روانی تلقی کرد. تاریخ ایران زمین را نمی توان به عنوان تاریخ ظاهر دگرگونی های سرزمینی نوشت، بلکه تاریخ پیوستگی نظر و عمل است؛ به این معنا که هیچ حادثه تاریخی وجود ندارد که با اندیشه گره نخورده و به واسطه اندیشه تعیّن نیافته باشد.۹ با فرض اصالت عوامل ساختاری و به رغم ثبات برخی از آنها مانند موقعیت ژئوپولتیک، رابطه دیگر ساختارها با شکل حکومت بیش از آن که رابطه ای «تعیین کننده» و یک طرفه باشد رابطه ای متقابل، تشدید کننده و بازتولید کننده است. هر یک از عوامل ساختاری که در حوزه های اجتماعی اقتصادی و روان شناختی به عنوان متغیر مستقل در تأسیس و استمرار حکومت های صفویه و قاجاریه موثر قلمداد شده اند، از منظری دیگر معلول استمرار نظام های اقتدارگرا هستند که در یک رابطه متقابل یکدیگر را بازتولید و تقویت می نمایند.
۲. نظریه های ایرانشهری: در برخی از دیدگاه ها بر تأثیرپذیری اندیشه مسلمانان از جمله شیعیان از اندیشه ایران باستان تأکید شده است. سید جواد طباطبایی را شاید بتوان مهم ترین پژوهشگر در این عرصه دانست. وی تمدن شیعی بلکه اسلامی را از دو سو نیازمند گذشته ایران می داند: نخست، دوری اعراب از تمدن و کیاست و در دسترس بودن تجربه فرمان روایی ایران باستان و دوم، در بُعد نظری که بخش بزرگی از اندیشه سیاسی ایرانشهری از طریق ترجمه ها و نوشته های ایرانیان تازه مسلمان در تفسیر مباحث اسلامی به کار گرفته شد.۱۰ طباطبایی با اشاره بر تداوم و استواری اندیشه ایرانشهری، بر جایگاه ممتاز شخصیت هایی هم چون سهروردی و خواجه نظام الملک در انتقال این میراث تأکید می نماید.۱۱ وی در اندیشه های سیاسی شیعه، تحول نگرش چندانی نسبت به حکومت قائل نبوده، می گوید:
با برآمدن صفویان، شریعت اهل تسنن جای خود را به دریافتی از تشیع داد. اما در اندیشه سیاسی حاصل از پیوند تصوف، شریعت و سیاست دگرگونی ژرفی به وجود نیامد.۱۲
سید جواد طباطبایی دوره طولانی میان شکست چالدران تا شکست ایران در جنگ های ایران و روس را که حلقه ارتباط سده های میانه ایران و آغاز دوران جدید آن است، «دوره گذار» می نامد و در بیان ویژگی های آن می گوید:
آگاهی از بحران از سطح نازل ادبیات منحط فراهم آورده از نظمی سست و سخیف و نثری مصنوع و پر تکلف فراتر نرفت. دوره های طولانی جنگ و ناامنی و آشوب و سده های زوال اندیشه، همه امکانات اندیشه خردورزانه را به تحلیل برده بود. در این میان، اهل تصوف بیش از پیش به متفکران قوم، و اندیشه عرفانی انحطاط یافته به یگانه دستگاه مفهومی آگاهی ملی ایرانیان تبدیل شدند.۱۳
وی بیرون آمدن از این وضعیت بن بست انحطاط مضاعف و امتناع آگاهی از آن را با تکیه بر منابع تاریخی و فرهنگی امکان پذیر ندانسته، می گوید:
آگاهی از زوال اندیشه، بحران در ارکان تمدن ایرانی، جایگاه کشور در مناسبات جهانی و خودآگاهی ملی تنها از «بیرون» و با پشتوانه ارزیابی از دگرگونی هایی امکان پذیر است که ایرانیان سهمی در ایجاد آن نداشتند.۱۴
آنچه نوشته حاضر را از آثار طباطبایی متمایز می کند، شیوه ای است که وی در پیش گرفته است. در واقع، ایشان به لحاظ معرفت شناختی، بیرون از سنت سیاسی دوره گذار قرار گرفته و دانش سیاسی این دوره را به اعتبار دوران(۲)، غیریت سازی می کند که متغایر با دوران جدید غرب است و بر مبنای تجدد اروپایی ارزیابی می کند. تحلیل طباطبایی، تحقیقی بیرونی است که با خروج از سنت و با تکیه بر تجدد اروپایی، به عنوان مفهومی بنیادی به طرح پرسش هایی درباره سنت سیاسی دوره گذار می پردازد. از آن جا که این پرسش ها، پرسش هایی از درون سنت سیاسی ما نیستند، پاسخی شایسته نمی یابند، بنابراین پژوهشگر به ناچار به طرح نظریه ای از انحطاط رهنمون می شود که فراز و فرود آن در ذهن تجدد سلوک نویسنده مستشرق قرار دارد۱۵، نه در واقعیت تاریخ و اندیشه سیاسی دوره گذار.
البته گریز فوق به معنای فهم سنتی از گذشته و قول به تقدم فضل گذشتگان به سبب فضل تقدم شان نیست، هم چنین دوری از روش تجدد در بازخوانی گذشته به معنای پی جویی آرمان خود در گذشته نمی باشد، بلکه تلاش نویسنده این سطور گفت و گو با گذشتگان به منظور یافتن «فضای فکری» آنان(۳) و «فهمی همدلانه»(۴) از موضوع خویش است.
گذشته از تفاوت روشی فوق، برخی وجوه اندیشه سیاسی اسلام (شیعه) چنان متمایز است که آن را به سادگی نمی توان بازگشتی بی توجه به ایران قدیم و استمرار شاهی آرمانی در دوره اسلامی دانست، بنابراین رنسانس دوره میانه که در بخارای عهد سامانی آغاز گردید و سلطنت اسلامی جزء مقوم آن بود، ویژگی های خاص خود داشت که اگر آن را به معنای نوزایی گذشته بدانیم، ممکن است ما را به بی راهه بکشاند. داود فیرحی با اشاره به برخی تمایزات بنیادین پادشاهی ایرانشهری و سلطنت اسلامی می نویسد:
در این اندیشه [ایران باستان] شاه آرمانی به اعتبار فره ایزدی، پیکری دوگانه داشت و از این حیث انسانی خداگونه بود که خرّمی و تباهی روزگار بر نیت و اراده او استوار بود… [اما[ سیاستنامه های دوره اسلامی هیچ یک از مختصات فوق را که بنیاد اندیشه ایرانشهری هستند، برنمی تابند. ملوک و پادشاهان در سیاستنامه ها، نه پیکری دوگانه و شخصیت خداگونه دارند و نه اراده و نیت آنها علت خرّمی و تباهی جوامع است، بلکه سلاطین نیز همانند دیگر مردمان در دایره لطف و قهر خداوند قرار دارند و بنابراین، نیکی و بدی پادشاهان نیز ناشی از اراده و تقدیر خداوند است.۱۶
با بررسی منابع فقه سیاسی شیعه، به ویژه در دوره صفویه، به تفاوتی محوری میان منابع فقهی شیعه که درباره قدرت، مشروعیت و حاکم بحث کرده اند، و سیاستنامه های ایرانشهری می توان رسید و آن، این که محور اساسی آثار فقهی کلامی سیاسی شیعه «اجرای دین در چارچوب امامت یا خلافت» است، به گونه ای که کمتر نامی از «سلطان» به میان آمده، در حالی که در سیاستنامه ها به طور اساسی درباره «سلطنت» و نحوه رفتار و روش برخورد سلطان با مردم بحث شده است.۱۷
نکته پایانی این که در عمق نظریه های ایرانشهری، حرمت و اصالتی برای تمام وجوه زندگانی ایرانیان باستان در نظر گرفته شده است، بدین صورت که ایرانیان باستان را به عنوان «روزگار سربلندی ایران»۱۸، و ساسانیان را «خلف صدق هخامنشیان» قلمداد می نماید که «جامع سنت های آشور و بابل و مصر فرعونان در شرق نزدیک هم بودند».۱۹ در مقابل، از مسلمانان (عربان / تازیان) با تعابیری هم چون «بدویان بیابان عربستان»۲۰، «صحرانوردان کم فرهنگ»۲۱ و «مجاهدان صحرانشین»۲۲ یاد می کنند که بسیاری از کتابخانه ها را به آتش کشیدند۲۳ و خموشی و تاریکی و حشی و خون آلودی را به ایران حاکم نمودند.۲۴
نظریه های ایرانشهری از این بُعد هم نقایص فراوانی دارند و جدای از این که اسناد تاریخی ادعاهای مذکور را تأیید می کند یا نه! تأملی در اندک گزارش های باقی مانده از عهد ساسانی، تصویری دگرگونه از اوضاع اجتماعی دینی آنان را ترسیم می کند. تفصیل این بحث مجال دیگری را می طلبد، اما به اجمال می توان گفت که جریان های عقلی و فلسفه های یونانی در ادوار پایانی حکومت ساسانی، بنیاد اعتقادات کهن آنان را به لرزه درآورده بود. اعتقاد به جبر چنان شیوع یافته بود که حتی در سخنان پادشاهی چون خسرو پرویز نشانی از آن یافته می شد.۲۵ رشد این تفکر تا بدان جا بود که پارسیان خود از «زوال» مملکت خویش سخن می راندند و جالب تر آن که نشان آن را در وقوع زلزله ها و طوفان می جستند.۲۶
در شریعت رسمی، بیش از اعتقاد و اندیشه، به اعمال و رسوم توجه می شد و مردم از مهد تا لحد درگیر مقررات مذهبی بودند و هر فرد در طول شبانه روز بر اثر اندک غفلت، دستخوش گناه و گرفتار پلیدی می شد.۲۷ این گریز به درازا کشید، اما برای بیان این نکته لازم بود که ایرانیان تنها در نبرد نظامی در مقابل اعراب و مسلمانان، عقب نشینی نکردند، بلکه دین کهن و تشریفاتی زردشت نیز می بایست در برابر آیین یکتاپرستی که سهولت و قابل فهم بودن احکامش آن را نیرومند ساخته بود، تسلیم می گردید.۲۸
۳. صفویه و قاجاریه؛ تداوم نظریه های اهل سنت: برخی تشابهات اندیشه سیاسی شیعه و اهل سنت سبب شده که گروهی به «دنباله روی عالمان شیعه از فقهای عامه»۲۹ حکم کنند. این دسته از دیدگاه ها بر شکل سنیِ اندیشه های سیاسی شیعه تأکید می نمایند. با توجه به تقدم تاریخی نظریه های اهل سنت، شیوه آنها تنها الگوی اسلامی در دسترس علما و نخبگان جامعه شیعی تلقی می شد. اهل سنت سالیانی دراز راهی را که علمای صفوی به تازگی عهده دار آن شده بودند یعنی توجیه وضع موجود و یافتن مبانی نظری برای حکومت غیر معصوم می پیمودند. شیعیان قدم در همان مسیر گذاشتند و هر آنچه در این راستا شکل گرفت، از قبیل فقه حکومتی و مبانی نظری و بالطبع نمادهای بیرونی و شکل حکومت، شکلی سنی پیدا کرد.
اگر بخواهیم دیدگاه های سه گانه مذکور را به ترتیب از دورترین تا نزدیک ترین نظریه نسبت به مدعای این مقاله مرتب کنیم، رویکرد اخیر نزدیک ترین دیدگاه محسوب می شود. اندیشمندان مسلمان فقط یک بار به تأسیس دانش سیاسی توفیق یافتند. در واقع، تاریخ معرفت سیاسی مسلمین قطع نظر از دیدگاه های شیعه و سنی آن که صرفاً به تفاوت در مستندات رجالی نه تفاوت بنیادی منتهی می شود، کالبد و هیأت و احدی دارد و به آسانی می توان در دنیای تشیع و به خصوص تا دوره قاجار، تألیفاتی متناظر با نوشته های اهل سنت در باب افکار سیاسی ملاحظه نمود.۳۰
از منظر این نوشتار، تقارب شکلی این دو منظومه نباید ما را به دام این همانی های ساده انگارانه بکشاند، چرا که اندیشه های سیاسی اهل سنت و شیعه از دو منظر مهم از یکدیگر جدا می شوند: نخست، «امامت محوری» اندیشه های سیاسی شیعه است مبنی بر این که اداره مجتمع دینی پس از پیامبر به دست کس یا کسانی باید صورت بگیرد که به جانشینی آن حضرت معرفی شده اند و دیگر، حجیت «عقل» در نزد شیعیان موجب درک و برداشتی دیگر گونه از نصوص و متون دینی می گردید.۳۱ شیعیان از این دو مفهوم، ابزاری مؤثر برای نقد سیاست سنی تدارک دیدند و علمای شیعه با ظرافت و موشکافی تمام، ابعاد حقوقی یک مبارزه منفی را بر ضد دولت های جائر ترسیم کردند. مسئله اهل سنت به منظور توجیه وضع موجود، یافتن نسبتی بین سلطنت با شریعت بود که نظریه پردازانی هم چون غزالی و ماوردی به خوبی از عهده آن برآمدند. اما مسئله شیعیان، یافتن نسبتی میان حکومت های شیعی غیر معصوم و امامت است.

صفویه و قاجاریه

حکومت های صفویه و قاجاریه از منظر اندیشه سیاسی اسلام، تحت عنوان «خلافت» نمی گنجد و بیشتر به الگوی «سلطنتی» حکومت نزدیک است؛ آن هم قرائتی شیعی از سلطنت که متضمن رابطه سلطنت و امامت، و پاسخ گوی دغدغه های نظری شیعیان درباره حکومت غیر معصوم می باشد، لذا حکومت های صفویه و قاجاریه را از منظر اندیشه سیاسی شیعه، می توان تحت عنوان «سلطنت شیعی» قرار داد. وجود ویژگی های مشترک میان این دوره با الگوی «سلطنت» از سویی، و اختصاص های شیعی گری و تشریح ابعاد مختلف این قرائت از سلطنت به وسیله علما از سوی دیگر، اطلاق این عنوان را با معنا می سازد. صفویه و قاجاریه از میراث ایرانشهری با دگردیسی هایی بهره برد و از لحاظ روشی در همان راهی گام نهاد که پیش تر اهل سنت آن را همواره کرده بودند، اما اندوخته های در خوری نیز بر آن افزودند. آموزه هایی که از هویت آنان نشأت می گرفت، موجب مرزگذاری پررنگی میان آنان با ایرانیان باستان و اهل سنت شد.
در ادامه، سعی خواهیم نمود با برشمردن ویژگی های عمومی و اختصاصی سلطنت شیعی، از لابه لای ادبیات موجود در گفتمان علمای این دوره نقاط اشتراک و افتراق آن را با دیگر نمونه های رقیب مورد تأکید قرار داده تا بدین وسیله بر تبیین مفهوم سلطنت شیعی توانا شویم.
۱. سلسله مراتب نظم کیهانی: یکی از پایه های اساسی اندیشه «سلطنت»، سلسله مراتبی دیدن عالم و آدم است. میرزای قمی (۱۱۵۲ ۱۲۳۱ه .ق)، عالم مشهور عهد قاجاریه، در ارشادنامه خود چنین تصریح می کند:
آفریدگار عالم بنی نوع آدم را قاطبهً از نر و ماده خلق کرده… و بعد از آن، یکی را تاج سروری بر سر نهاده و در روی زمین شبیه به جانشین از برای خود قرار داده و او را مالک الرقاب سایر بندگان کرده… و دیگری را ریسمان مذلت و خواری در گردن نهاده و بنده سایر بندگان کرده… نه این را شاید با این مهانت سر از کمند اطاعت پیچد و زبان به ناشکری باز کند و نه آن را سزد که در مقام کفران نعمت تعدی و ظلمی به اسیران زیردست خود کند.۳۲
ملا احمد نراقی (م ۱۲۴۵ه .ق) نیز ساخت جهان را سلسله مراتبی می داند که به هر کس به اندازه توان و قابلیتش کاری داده اند و نظم و نسق عالَم منوط به اجرای همین سلسله مراتب است و جا به جایی چندانی برای آن متصور نیست:

آری آری هر کسی را پیشه ای است هر دلی اندر خور اندیشه ای است
شغل پالانگر بود پالانگری کی تواند دوخت دیبا و زری۳۳

سید جعفر کشفی (۱۹۱۱ ۱۲۶۷ه .ق) دیگر اندیشمند شیعی در عهد قاجاری است که از منظر سلسله مراتب به اطراف خود نگاه کرده است. وی در «میزان الملوک و الطوایف» شغل و عبادت هر یک از موجودات را غیر از دیگری دانسته و این شغل و عبادت را منحصر در عبادت رایج نمی داند، بلکه در نظر او «اصل عبادت، بندگی و اطاعت بنی آدم به عنوان خلیفه بر روی زمین» همان کاری است که از برایِ آن خلق شده است.۳۴ در اندیشه کشفی شغل و عبادت اصلی انسان، قیام نمودن به هر کاری است که دخل در تدبیر و تربیت امور بندگان داشته باشد.۳۵ وی سپس آدمیان را به هفت طایفه تقسیم نموده، سلطان را در طبقه اول و خلیفه اعظم خداوند قلمداد می کند.۳۶ بدین سان، پادشاه در رأس هرم اجتماعی انسان قرار گرفته و اسوه ای است که مردم باید او را سرمشق خود قرار دهند و همه مناسبات اجتماعی با توجه به مقام او تعیین می شود.
سلسله مراتبی دیدن نظم کیهانی را می توان یکی از ویژگی های عمومی سلطنت دانست که علاوه بر اندیشه های سیاسی شیعه، در سلطنت ایرانشهری۳۷ یا اهل سنت۳۸ نیز قابل مشاهده است.
۲. پدیده شر: نوع نگرش اندیشه ورزان سلطنت به پدیده شر و این که سرشت آدمیان به نوعی از گناه آلوده است، موجب شده آنان برای حفظ نظم اجتماعی، به ضرورت وجود سلطانی قاهر حکم نمایند. اندیشمندان مسلمان، بر خلاف ایران باستان، وجود دو منبع را برای خیر و شر نپذیرفته۳۹ و خداوند را مدبر تمام امور می دانند، در عین حال

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.