اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مفهوم و واقعیت آزادی
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 47
فرمت فایل پاورپوینت
دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل مفهوم و واقعیت آزادی – تجربهای بینظیر در ارائه!
پاورپوینتی شیک و استاندارد:
فایل فایل پاورپوینت کامل مفهوم و واقعیت آزادی شامل 70 اسلاید طراحیشده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint میباشد.
چرا فایل فایل پاورپوینت کامل مفهوم و واقعیت آزادی گزینهای عالی است؟
- گرافیک حرفهای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل مفهوم و واقعیت آزادی با طراحی مدرن و چشمنواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل میکنند.
- کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت بهگونهای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
- آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل مفهوم و واقعیت آزادی از قبل تنظیمشده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
تضمین کیفیت و دقت بالا:
این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائههای حرفهای میباشد.
نکته قابل توجه:
برخی نسخههای غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل مفهوم و واقعیت آزادی با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل مفهوم و واقعیت آزادی را دریافت کنید و یک ارائه بینظیر داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مفهوم و واقعیت آزادی :
اگر چه «آزادی» واژه ای مقدس، در همه ادیان، مکاتب و فرهنگ ها محسوب شده و بنیاد بسیاری از مکتب ها بر تحقق وجوه مادی و معنوی آن استوار گشته است؛ اما هر مفهومی، ضد یا نقیض خود را نیز تداعی می کند. مفهوم آزادی، ضد خود یعنی استبداد و یا نقیض خود یعنی فساد را به ذهن متبادر می کند و ما را درگیرودار علمی وعملی آشوب زده ای وارد می کند؛ که اگر به راستی و درستی از آن بیرون آییم؛ کار بزرگی انجام داده ایم.
البته، آزادی در ایده ها و فرهنگ های مختلف، تعاریف متفاوتی دارد؛ اما می توان در لوای این تعاریف به اشتراک ها و اصول ثابتی دست یافت و براساس آن، مفهوم جهان شمولی از آزادی ارائه کرد. تفاوت اساسی ای که در تعریف مکاتب الهی و بشر ساختی از آزادی وجود دارد ؛ این است، که آزادی از دیدگاه توحیدی و یا حتی ادیان عرفانی غیرتوحیدی شرق، یک مفهوم وجودی، درونی و جوهری از ماهیت انسان است. آزادی در وجود انسان به ودیعت گذاشته شده است؛ اما گرد و غبار ناراستی ها و زنجیر نادرستی ها، چهره آن را پلشت و نازیبا ساخته که گاهی به محو آن هم می انجامد.
در بسیاری از ایده ها و فلسفه های اجتماعی غیردینی، آزادی پدیده ای بیرونی و ایجادکردنی است، نه پدیده ای ذاتی، درونی و همزاد با بشر. از این رو، ماهیت و واقعیت آزادی مبتنی بر مفاهیم بشر ساخته، خشک، مصنوعی، شکننده، غیرهارمونیک و در بسیاری از موارد کاذب و غیرواقعی می باشد. این مقاله، منظری خاص بر واقعیت و مفهوم آزادی می گشاید.
منتسکیو در نیمه قرن هیجدهم(۱) می نویسد: «هیچ واژه ای به اندازه واژه آزادی ذهن مردم را به خود جلب نکرده است و هیچ واژه ای هم مانند آزادی به معانی مختلف به کار نرفته است. برای بعضی از مردم، آزادی یعنی اختیار داشته باشند، کسی را که خودشان به او اختیاراتی داده اند؛ به محض این که خواست؛ از آن اختیار سوءاستفاده کند و ظالم شود؛ خلع کنند. برای عده ای دیگر، یعنی بتوانند، کسی را که باید مطیع او باشند خودشان انتخاب کنند. دسته سوم، آزادی را در این می دانند؛ که حق داشته باشند؛ مسلح شوند و زور بگویند.»(۲)
آنگاه، با عنوان «آزادی چیست؟» به تصحیح اندیشه مردم درباره آزادی سیاسی یا آزادی در محیط اجتماعی می پردازد؛ چنانکه، در سراسر کتاب قطور خود نیز، تنها درخصوص آن، سخن می گوید. تصحیح وی نیز اندکی کارآمد است، او می گوید: «آزادی سیاسی این نیست، که هر کس هر چه دلش می خواهد؛ بکند. بلکه آزادی آن است، که افراد، آنچه را باید بخواهند، بخواهند و بکنند و آنچه را موظف به خواستن آن نیستند و مجبور نباشند؛ انجام دهند…»(۳) با همه بلندای مقام علمیش از تعیین «آنچه افراد باید بخواهند و بکنند» عاجز است و به همین علت، نمی تواند با دلیل و استناد به واقعیت رشد و انحطاط آدمی، برتری یک انسان و پست شدنش، ادعای کسانی را که می گویند: «آزادی سیاسی این است، که هر کس هر چه دلش می خواهد، بکند» و «آزادی این است، که حق داشته باشند؛ مسلح شوند و زور بگویند» رد و ابطال کند. مساله اصلی در بحث آزادی، این است، که «آزادی، آزادی انجام چه کاری، و یا شرایط اجتماعی، فرصت توانایی چه کارهایی است؟» آنچه وی در پاسخ به آن می تواند بگوید؛ این است، که «آزادی یعنی انسان حق داشته باشد؛ هر کاری را که قانون اجازه داده و می دهد؛ بکند و آنچه که قانون منع کرده، مجبور به انجام آن نباشد.»(۴)
می دانیم که قانون چیست و نتیجه پیروی از قانون کدام است. قانون چیزی نیست، جز احکام تکلیفی و احکام وضعی یا اوامر و نواهی عمومی و کم وبیش ثابت حکام، حکامی که بیشتر آنها مستکبر یا دنیادارند و ریشه اوامر و نواهی آنها یعنی قوانین، علایق پست استکباری و دنیاداری است. از این رو، اگر مردم از چنین حکامی پیروی کنند؛ انسانیت خویش را از دست داده و به دو گونه جانورسان و دون جانور تنزل خواهند کرد. چنان که منتقدان مدرنیته و شاهدان متفکر جامعه سرمایه داری از این سقوط، با «مسخ شدن» یا «بیگانگی با انسانیت» تعبیر کرده اند.
تعریف آنها از آزادی، مبتنی بر این پیش فرض است، که واقعیتی به نام آزادی در هستی انسان وجود ندارد تا چه رسد، به این که آن واقعیت، دارای ارزش هم باشد؛ یعنی سیر از اسارت به آزادی متضمن رشد معنوی یا بهتری و برتری فاعل اجتماعی گردد. بر عکس، آزادی چیزی است، که حاکم یا قانون گذار در صورتی که دلش بخواهد به یکایک افراد می بخشد و هرگاه هوس کرد؛ از آنان بازمی ستاند. آزادی، رشدی که انسان با اراده و فداکاری می کند؛ نیست، همچنین واقعیتی نمی باشد؛ که درباره یکایک انسان ها در تاریخ و جغرافیای فرهنگی سیاسی صدق کند یا تحقق یابد؛ بلکه تابع تصمیم گیری و هوس حکام هر جامعه، و در هر زمانی است. اصل ثابتی به نام آزادی سیاسی نداریم، بلکه این مقوله از آزادی امری نسبی می باشد؛ که از این جامعه تا آن جامعه فرق کرده، یا تضاد پیدا می کند. آزادی با تعریف منتسکیو و اخلاف و امثالش چیزی نیست، که قانون گذار ملزم به رعایت آن باشد؛ بلکه وحشتناک تر از آن قانون گذار، خالق آزادی سیاسی نیز به شمار می آید.
آنچه، مردم خردمند از بکارگیری واژه «آزادی» در نظر داشته اند؛ جز این است، که منتسکیو و اقرانش پنداشته یا گفته اند.
«مراد از آزادی در جامع ترین معنا، وضعیت رهایی، گرفتار و دربندنبودن، مقهور کسی نبودن، تحت فشار نبودن و باری بر دوش نداشتن است.»(۵)
از توصیف روند آزادی می فهمیم؛ که واژه آزادی بر ترک اسارت، رفع گرفتاری، گسستن بند، دفع قهر و غلبه دیگران، و فروافکندن بار سنگین تکالیف تحمیلی اطلاق می شود و از آن، پشت سر نهادن اسارت و انتقال از آن وضعیت به وضعیتی متضاد است. همچنین پی می بریم؛ که آزادی تنها به معنای یک حالت و و ضعیت نیست، بلکه به معنای سیر، از حالت اسارت به وضعیت آزادی هم می باشد. از این رو، درمی یابیم؛ که برای تحقق آزادی، عناصر نه گانه زیر باید وجود داشته باشند:
۱ انسان
۲ توانایی او بر زیستن و رشد معنوی یا سیر تقرب
۳ تعلق گرفتن اراده و علاقه اش بر زیستن و رشد معنوی
۴ عوامل اخلال گر و فاسد
۵ کنش اخلال و افساد در شکل های منع، جلوگیری، سدوبند
۶ محیط
۷ واکنش انسان خواستار زیستن و رشد معنوی علیه عوامل اخلال گر و فاسد و مفسد
۸ کشمکش و تشدید روزافزون آن
۹ پیروزی(۶)، به صورت سیر از وضعیت محیطی اسارت به وضعیت محیطی آزادی
همگی ما تجربه هایی از رویارویی با عوامل اخلال گر و فاسدی داریم؛ که مانع امر زیستن شده یا سدی در راه رشد معنوی ما گشته اند. کشمکش دیگران با موانع و دشمنان شان را هم دیده و شاهد بوده ایم. ماجرای اینها را در تاریخ هم خوانده ایم. اما، کمتر کسی از سازوکار این تجربه ها، فرایند، محرک ها و چگونگی رخداد پیروزی در آن یعنی تحقق رهایی و آزادی درکی علمی و فهمی ژرف دارد. چه، اسارت یا ذلت و آزادی یا عزت مفاهیمی نیستند؛ که تجربه حسی ما از وضعیت محیطی باشند؛ بلکه تعابیر ما ازآن دو تجربه ای است، که از نظر منطقی قابل دلالت نمی باشد. سعی من در این مقاله، ایجاد درکی عمیق از طریق تحلیل و بیان علمی این پدیدار و رخداد است.
ما برای دوام زیستن یا بقای خویشتن علاوه بر نیروی عضلانی، حواس و هوش به محرکی موروثی مجهزیم، که آن را سائقه های عضوی یا به اختصار سائق صیانت ذات می خوانیم. «برای تامین رشد معنوی نیز علاوه بر آن سرمایه ها و توانایی ها به خرد و محرک فطری دیگری مسلح شده ایم که حق گرایی حنیغیت (الروم/۳۰)؛» نام دارد. این دو سائق به محض برخورد با عوامل مهلک و مخل رشد معنوی، به طور خودکار و ناآگاهانه واکنش نشان می دهند. تا آنجا که، ما را به همکاری با دیگران و جست وجوی متحدانی در این راه، تشویق می کنند تا ما و آنها، هم کنش هایی را به منظور تقویت نیروی خود و موفقیت در دفاع از زیستن یا رشد معنوی سامان دهیم و قدرت، امکانات و تجهیزاتی را فراهم آوریم؛ که ما را در دفع دشمن، رفع موانع و خنثاکردن آثار سوء عوامل اخلال گر و فاسد کمک کنند.
انسان در نظام هستی و محیط
ما، در مقام بشر، در نظام هستی بسر می بریم. محاط در آن هستیم، اما نظام هستی غیر از این محیط و بسیار بیشتر از آن است، نامحدود می باشد. انسان، در چهار محیط بسر می برد: محیط طبیعی، درونی، اجتماعی و بین المللی.
واژه محیط را به پهنه و فضایی اطلاق می کنیم؛ که در آن عوامل گوناگون اثرگذار بر انسان، اثرپذیر از او و یا خنثا وجود دارند. دسته اثرگذار، مهم ترین آنها می باشد. هر عامل اثرگذاری بر انسان براساس نوع رابطه اش با یکی از دو امر زیستن و رشد معنوی، به دو گونه مساعد و اخلال گر یا مانع، تقسیم می شود.
عوامل مساعد: این عوامل، زیستن ما را تامین و رشد معنوی را تسریع می کنند و یا در آن امور، با ما همکاری دارند، به این معنی که از نظر تکوینی یا تشریعی و به طور ارادی و آگاهانه مصداق این امر خدا به شمار می روند؛ که «تعاونوا علی البّر و التقوی و لا تعاونوا علی الاثم و العدوان (مائده/ ۲)؛». عوامل اخلال گر و فاسد، سدی بر حرکات زیستی ما بوده و مانعی بر مسیر تقرب ما به خدا هستند، یعنی «منّاع للخیر معتد اثیم اند. (قلم/۱۲)؛»
عوامل اثر گذارنده: محیط های چهارگانه از نظر ماهیت، تنوع بسیاری دارند. تنها می توان گفت؛ به دو دسته انسانی (افراد بشر، گروه های اجتماعی و ملت ها) و غیرانسانی (اشیا، رویدادها، جانداران و…) تقسیم شده اند. انسان ها و گروه ها در محیط اجتماعی و افراد و ملت ها در محیط بین المللی، اثرگذاری دوسویه دارند. البته، از دیدگاه دیگری به دو دسته مرئی و نامرئی نیز تقسیم می شوند.
مساله مهم، شیوه های اثرگذاری دوسویه است، که آن هم از تنوع بسیاری برخوردار می باشد. برای مثال، در بیشتر جوامع شیوه های مختلف گفت وگو، مراوده، تبادل نظر، تفاهم، و همکاری رواج دارد که دوام جامعه در گرو تداوم آنهاست. این نوع از شیوه های اثرگذاری دو یا چند جانبه را می توان، شیوه های مسالمت آمیز یا دوستانه نامید. بهترین و برترین آنها، شیوه های برادرانه ای است، که به دنبال هدف هایی مانند اصلاح رفتار، اندیشه، گفتار، عقاید، جهان بینی و انسان شناسی دیگران می باشند و به جامعه توحیدی یا امت اسلامی اختصاص دارند: «سوگند به این دوران که آدمی یکسره در زیانکاری
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
