اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل مفهوم علم سیاسی در احصاءالعلوم فارابی، محتوای خود را در قالب 62 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 68
فرمت فایل پاورپوینت
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل مفهوم علم سیاسی در احصاءالعلوم فارابی، محتوای خود را در قالب 62 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
هشدار: استفاده از نسخههای ناقص فایل پاورپوینت کامل مفهوم علم سیاسی در احصاءالعلوم فارابی ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل مفهوم علم سیاسی در احصاءالعلوم فارابی، کیفیت تضمینشده دارد.
۱-
سرآغاز
از نیمه های قرن سوم هجری قمری (نهم میلادی) به بعد، انحطاط اخلاقی و سیاسی خلافت عباسی آغاز شد. پس از آن
مسلمانان در همه جا اتحاد خود را از دست دادند. خلافتهای سه گانه به ملوک الطوایف یا قبایل کوچک تقسیم شدند. با
این حال، در این دوران اندیشه اسلامی به اوج شکوفایی خود رسید (م. م. شریف، تاریخ فلسفه در اسلام،۶
).
در چنین اوضاع و احوالی، حکمای مسلمان، معروف به فلاسفه،
(۱)
شاید چنین می اندیشیدند که با ظهور اسلام،
دانش یونانی و آرمانهای فراگیرش را می توان با محیط فکری اسلام انطباق داد. موقعیت تازه ای پدید آمده بود که با ایجاد
جامعه آرمانی تر فلسفی تناسب داشت. معروف است که این گروه از دانشمندان، شامل فارابی (ف ۳۳۹ ه . ق/۹۵۰ م
)
،
ابن سینا (ف ۳۷۰ ه . ق/۱۰۳۷م) و ابن باجه (ف ۵۳۳ ه . ق/۱۱۳۸م) تلفیقی از فلسفه سیاسی نوافلاطونی را پدید آورده و آن
را با مبانی دینی وفق داده اند. با این حال تفاوتهایی میان آنان وجود دارد
.
فارابی از نامدارترین فیلسوفان بزرگ به شمار می آمد. او در مدرسه ای با گرایشهای خردگرایانه آشتی ناپذیر و نیز در
فرهنگ مسیحی یونانی تعلیم دیده و دانش آموخته بود. در حلب به دربار سیف الدوله حمدانی پیوست و در سن حدود
هشتاد سالگی در دمشق وفات یافت
. (۲)
فارابی در باب اندیشه های سیاسی ویژگی خاصی دارد. وی که پس از معلم اول، ارسطو، معلم ثانی خوانده شده، اولین
حکیم مسلمان در دنیای اسلام نیز به شمار می آید. به دیگر سخن، فارابی نخستین حکیم سیاسی اسلام است که به
تعارض میان فلسفه و وحی پی برده و راه حل هایی برای آن پیشنهاد کرده است
(۳)
(Lambton, 109)
.
او مهمترین
مسائل مربوط به ارتباط میان فلسفه و قوانین بشری، یا بین پیشروان حکمت و وحی، نبوت، شریعت و امام را به تفصیل
مورد کندوکاو قرار می دهد. عقیده بر آن است که او – جایگاه علم سیاسی [مدنی] را در مدینه، اجتماع و دنیای آبادان
(
المعموره) تعیین می کند. این مسائل اساسا در آثار سیاسی فارابی مورد بحث قرار گرفته اند، مانند: احصاء العلوم،
تحصیل السعاده، المدینه الفاضله، السیاسه المدنیه، فصول المدنی و کتاب المله
.
فارابی بویژه در احصاءالعلوم، مفهوم علم مدنی را فی نفسه، کاملا توضیح می دهد. این توضیحات در کتاب المله و تحصیل
السعاده او نیز دیده می شوند. احتمالا ساختار اصلی این آثار به طور کلی از مقدمات تکوین اندیشه های سیاسی او خبر
می دهد. هدف از این گفتار در این چارچوب درک مفهوم کامل علم مدنی از نظر فارابی است. برای نیل به این مقصود،
اندیشه های سیاسی او را با نگاهی به سه کتاب اصلی او بررسی و تحلیل خواهیم کرد
.
۲ –
زمینه مفهومی اصطلاحات سیاسی
:
عمدتا براساس دیدگاههای لیواشتراوس نخست لازم است مفاهیم کلی اصطلاحات سیاسی، مانند فلسفه سیاسی، نظریه
سیاسی، علم سیاسی; سیاست و… را مورد بحث و بررسی قرار دهیم تا دیدگاههای کلی فارابی را در مسایل سیاسی
دقیقتر بشناسیم
.
فلسفه سیاسی توضیحاتی کلی ارائه می دهد تا به مسائل عام تشکیلات جامعه پاسخ گوید و مفاهیم و نظریات مربوط به
اندیشه یا نظریه سیاسی را بیان می دارد. بنابراین، مفهوم عدالت را، که به طور کلی می تواند در اندیشه و فعالیت سیاسی
معمول مورد قبول واقع شود، به منظور درک مفهوم کامل آن مورد تحلیل فلسفی نیز می توان قرار داد
(Scruton, 361)
.
لیواشتراوس ظاهرا «فلسفه سیاسی » را کوششی به منظور علم به ماهیت امور سیاسی و نظم سیاسی درست یا
نیکو می داند. او فلسفه سیاسی را چنین تعریف می کند: «فلسفه سیاسی کوششی آگاهانه، انسجام یافته و مصممانه است
که علم به اصول سیاسی را جایگزین عقاید مربوط به آنها می کند
»
(Strauss, 1959, 12)
.
او همچنین می گوید
: «
فلسفه سیاسی باید پویا باشد و آگاهی همراه با دغدغه خاطر از اختلاف اساسی بین اعتقاد یا باور و علم، آن را در این
پویایی ثابت بدارد» (همان). بنابراین «حقیقت » را می توان مهمترین دغدغه فیلسوف سیاسی و گفتگوی منظم را وسیله
اصلی فلسفه سیاسی به شمار آورد
.
لیواشتراوس بر «فلسفه سیاسی کلاسیک » تاکید می کند. او می گوید: «وقتی ما فلسفه سیاسی افلاطون و ارسطو را فلسفه
سیاسی کلاسیک می خوانیم، مقصودمان شکل کلاسیک فلسفه سیاسی است… از این رو فلسفه سیاسی آنان جامع است
;
هم نظریه سیاسی است و هم مهارت سیاسی… این ویژگیهای فلسفه سیاسی کلاسیک با کمال وضوح در قوانین افلاطون،
که برجسته ترین اثر سیاسی اوست، به چشم می خورد.» (همان،۲۹-۲۷
).
اندیشه سیاسی را می توان اندیشه ای دانست که افکار، نظریات و ارزشهایی که سیاست و رفتار سیاسی را برمی انگیزد در
برمی گیرد، و از نظریاتی حکایت دارد که مردم از رهگذر آنها می کوشند رفتار سیاسی یکدیگر، ارزشهایی را که از طریق
آن درباره این رفتار حکم می کنند و دستگاهی را که به واسطه آن می کوشند این رفتار را مهار کنند، همچون قانون، مورد
تحلیل قرار دهند
(Scruton, 360)
.
لیواشتراوس می گوید: «استنباط ما از اندیشه سیاسی تامل در دیدگاههای
سیاسی یا تشریح آنهاست; استنباط ما از دیدگاههای سیاسی می تواند هرگونه تصور، مفهوم ذهنی یا تصویر کلی باشد که
به لحاظ سیاسی حائز اهمیت فراوان است; و یا هر چیزی که بتوان ذهن را درباره آن پیرامون اصول سیاسی به تفکر
واداشت
(Strauss, 1959,12)
.
او می افزاید: «بنابراین، هر فلسفه سیاسی اندیشه سیاسی هست، اما هر اندیشه
سیاسی فلسفه سیاسی نیست. بدین سان، اندیشه سیاسی در تمایز میان علم و اعتقاد یکسان است: … اندیشمندی سیاسی
که فیلسوف نیست اساسا دلبسته یا پیوسته به گروه یا سیاست خاصی است: … اندیشه سیاسی که فلسفه سیاسی نیست
کمال مطلوب خود را در قوانین و مقررات، در شعر و داستان، در اعلامیه های سیاسی و نطقهای عمومی می یابد
:…» (
همان،۱۳
).
به گفته لیواشتراوس، نظریه سیاسی را می توان چنین بیان کرد: «استنباط اغلب مردم از نظریه سیاسی، تاملات کلی
امروزی اوضاع و احوال سیاسی است که در نهایت به اصول پذیرفته شده نزد عقاید عامه یا بخش قابل توجهی از عامه
منتهی می شود; یعنی عامه اصول کاملا پرسش برانگیز را به طور جزمی می پذیرند» (همان). همچنین در تعریف آن
می توان گفت که نظریه سیاسی کوششی است جهت متحد کردن حقایق تجربی واکنشهای سیاسی انسان با حقایق
اخلاقی مطلوب از نظر سیاسی، با در نظر گرفتن طبیعت سیاسی انسان
.
علم سیاسی
(۴)
در میان شاخه های علوم دانشگاهی به طور کلی موضوعی مستقل است و شاید نظریه سیاسی، فلسفه
سیاسی، اقتصاد سیاسی و موضوعات سیاسی دیگر را نیز دربرگیرد. این علم اساسا مطالعه ماهیت، توزیع و پویایی قدرت
است که معمولا در سطح ملی یا بین المللی و گاه در سطحی بسیار محدود به کار می رود
(Scruton, 361)
.
همان طور که لیواشتراوس می گوید: «علم سیاسی اصطلاحی است مبهم و به پژوهشهایی در امور سیاسی اشاره دارد که
الگوی آن را علوم طبیعی مشخص می کند، و از فعالیتی حکایت می کند که اعضای حوزه های علم سیاسی صورت
می دهند
»
(Strauss, 1959, 13)
.
او همچنین می افزاید: «درست همان طور که علم واقعی در امور طبیعی
هنگامی آغاز شد که مردم از نظرپردازی بیهوده و بی حاصل به مطالعه تجربی و آزمایشی روی آوردند، علم واقعی به امور
سیاسی نیز هنگامی آغاز خواهد شد که فلسفه سیاسی زمینه را برای مطالعه علمی سیاست کاملا فراهم آورده باشد… در
راس نردبان دولتمردی بزرگ را می بینیم که از علم سیاسی، فهم سیاسی، عقل سیاسی و بالاترین میزان مهارت سیاسی
برخوردار است; یعنی از علم سیاسی به مفهوم اصلی کلمه… فلسفه سیاسی در اصل همان علم سیاسی بود.» (همان،۱۷،
14-۱۳).
سخن کوتاه، «سیاست » را به منزله هنر یا علم کشورداری، می توان هنر اداره و تلفیق منافع گوناگون و متعدد در درون یک
دولت خواند. این نظریه سیاسی درباره به رسمیت شناختن و آشتی دادن منافع متضاد، امروزه قبول عام یافته است
(
Scruton, 361-62)
.
۳ –
استنباط فارابی از علم سیاسی (علم مدنی
)
فارابی در کتاب التنبیه
نخست علوم را به دو بخش تقسیم می کند: علوم نظری که ریاضیات، طبیعیات و مابعدالطبیعه
را در برمی گیرد، و علومی عملی که به تدبیر منزل، اخلاق و سیاست مدن (علم مدنی) تقسیم می شوند (کتاب التنبیه،
ص ۲۱-۱۹). وی در کتاب احصاءالعلوم و کتاب المله به فقه و کلام
(۵)
می پردازد (احصاءالعلوم،۱۰۷-۱۳; المله و النصوص
الاخری،۶،۹
).
فارابی در احصاءالعلوم، کتاب المله و تحصیل السعاده عبارت عربی العلم المدنی را به کار می برد (که در انگلیسی می توان
آن را به
Political Science
یا
Science of State
ترجمه کرد) تا معرف نظریات سیاسی او باشد
(
احصاءالعلوم، ۱۰۲-۳; کتاب المله، ۱۱ به بعد). او علم مدنی را چنین تعریف می کند: «علم مدنی از انواع افعال و رفتار
ارادی
(۶)
و از ملکات و اخلاق و سجایا و عاداتی بحث می کند که افعال و رفتار ارادی از آنها سرچشمه می گیرند، و از
هدفهایی یاد می کند که این افعال و رفتار برای رسیدن به آنها صورت می گیرد; و بیان می دارد که چه ملکاتی برای انسان
شایسته است و از چه راه می توان زمینه پذیرا شدن این ملکات را در انسان فراهم کرد تا به گونه ای شایسته در وجود او
رسوخ یابند. و نیز از طبقه بندی نتایجی سخن به میان می آورد، که این افعال و رفتار برای ایجاد آنها از انسان سر می زند،
و بیان می دارد که برخی از این نتایج سعادت حقیقی است و برخی دیگر پنداری و ظنی، یعنی چنان می پندارند که
سعادت است و در واقع چنین نیست
. (×) »
در هر حال فارابی بر این باور است که سعادت حقیقی در این جهان ممکن نیست
.
بدین سان هر چیزی که برای سعادت غایی نباشد، متوجه خیر کمتر یا سعادت ظنی خواهد بود
.
همیشه اولین نفر باشید! برای اطلاع از آخرین تخفیفها و جدیدترین کالاها در خبرنامه ثبتنام کنید.
هنوز حساب کاربری ندارید؟
ایجاد حساب کاربری