خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل وحدت ادیان توحیدی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل وحدت ادیان توحیدی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل گزارشی تاریخی از اقلیت (هویی) مسلمان در چین
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل گزارشی تاریخی از اقلیت (هویی) مسلمان در چین قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
02ساعت
41دقیقه
46ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل فرهنگ عاشورا در سیره معصومین(ع)

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 68

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل فرهنگ عاشورا در سیره معصومین(ع) یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل فرهنگ عاشورا در سیره معصومین(ع) شامل 120 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل فرهنگ عاشورا در سیره معصومین(ع) را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل فرهنگ عاشورا در سیره معصومین(ع) با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل فرهنگ عاشورا در سیره معصومین(ع) بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل فرهنگ عاشورا در سیره معصومین(ع) با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل فرهنگ عاشورا در سیره معصومین(ع) وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل فرهنگ عاشورا در سیره معصومین(ع) با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل فرهنگ عاشورا در سیره معصومین(ع) مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل فرهنگ عاشورا در سیره معصومین(ع) :

استاد دانشگاه فردوسی مشهد

معنی فرهنگ

:

آداب و عادات و اندیشه ها و اوضاعی که گروهی در آن شرکت دارند، فرهنگ نامیده می شود که از نسلی به نسل دیگر

انتقال می یابد. زبان و وسیله های نمادین دیگر عوامل اصلی انتقال فرهنگ است; در عین حال ممکن است بسیاری از

رفتارها و عادات و رسوم تنها از طریق تجربه حاصل گردد

.

اصولا هر جامعه ای برای خود روش و اسوه ویژه ای از کلیات فرهنگی و رفتاری دارد که امور ضرور انسانی مانند سازمان

اجتماعی، دین، حقیقت جویی، ساختمان سیاسی، نحوه تفکر، مؤسسات اقتصادی و فرهنگ مادی آن را به وجود می آورد

.

از آغاز پیدایش بشر فرهنگ مایه تمایز هر گروه از گروه دیگر بوده است درجه پیچیدگی سازمانهای فرهنگی یکی از

ابزارهای تشخیص جامعه های متمدن از جامعه های ابتدایی است. «فرهنگ » به معنی تعلیم و تربیت، نیز به کار رفته

چنانچه در شعر فردوسی آمده است

:

تو دادی مرا فر و فرهنگ و رای

تو باشی به هر نیک و بد رهنمای

عاشورا کدام روز است؟

در کتابهای لغت چنین آمده است: عاشورا با (الف مقصوره) و عاشوراء با (الف ممدوده) را روز دهم و بعضی روز نهم

دانسته اند. زهری گفته است جز در چند مورد، اسمی که بر وزن فاعولاء باشد شنیده نشده

. (۱)

از ابن بزرج نقل است که: «ضاروراء» به معنی «ضرا» (سختی) و «ساروراء» به معنی «سرا» (گشایش و شادمانی) و «دالولا» به

معنی «دلال » به کار رفته است

.

صاحب مجمع البحرین در این باره گفته است: «عاشورا یک نام اسلامی است و آن روز دهم محرم است و گاهی الف بعد از

عین حذف می گردد و «عشورا» تلفظ می شود

». (۲)

و نیز گفته اند که عاشورا کلمه ای است عبری و معرب «عاشور» که دهم تشری یهود باشد که روزه آن روز «گپور» [کفاره

]

است و چون آن روز را به ماههای عربی انتقال دادند، روز دهم اولین ماه تازیان شد

.

چنانچه در ماههای یهود هم در اولین ماه و روز دهم است

. (۳)

روایات جعلی در مورد عاشورا

از امور مسلم تردیدناپذیر و مورد اتفاق تمام فرق اسلامی این است که حضرت امام حسین علیه السلام بی نهایت مورد

علاقه و محبت خاص جد بزرگوارش پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله بوده است و اظهار این موضوع از روایات فراوانی که

تواتر معنوی دارد ثابت می شود

. (۴)

گروه کثیری از محدثان اسلامی نقل کرده اند که پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود: «حسین از من و من از حسینم. خداوند

دوست دارد کسی را که حسین را دوست بدارد

». (۵)

در محاوره عربها این چنین است که وقتی می خواهند بین خود و دیگری کمال الفت و یگانگی و شدت ارتباط و دوستی را

بفهمانند آن تعبیر را به کار می برند و می گویند: «فلان کس از من و من از اویم » چنانچه وقتی می خواهند نفرت و بیزاری

خود را نسبت به دیگری اظهار کنند، می گویند: «من از او نیستم و او از من نیست » شاعر گفته است

:

ایها السائل عنهم و عنی

لست من قیس و لاقیس منی

پس تعبیر «حسین منی و انا من حسین » یا شبه آن تعبیر مانند «حسین منی و انا منه » بر محبت شدید و اتصال و علاقه

تام بین پیامبرصلی الله علیه وآله و فرزند گرامی اش دلالت می کند. و نیز قسمت اول حدیث «حسین منی » ارتباط و اتصال

جسمی و قسمت دوم آن «و انا من حسین » ارتباط معنوی را می رساند. توضیح آن که «حسین منی » می فهماند که امام،

پاره تن پیامبر است و به لحاظ مادی به آن حضرت انتساب دارد و «انا من حسین » می فهماند که اگر فداکاری و ایثار و از

خودگذشتگی آن جناب نبود، زحمات پیامبرصلی الله علیه وآله به هدر می رفت و اثری از اسلام باقی نمی ماند

.

در روایات فراوانی آمده است که پیامبرصلی الله علیه وآله آن حضرت را می بوسید و هر وقت او و برادرش امام

حسن علیهماالسلام را می دید و مناسبت اقتضا می کرد، با آنان به مداعبه و ملاعبه می پرداخت. عده ای از راویان نقل

کرده اند که رسول خدا یک دست را بر قفا و دست دیگر را بر زنخ فرزندش حسین علیه السلام قرار می داد و دهان بر

دهانش می گذاشت

. (۶)

و در برخی از روایات است که پیامبرصلی الله علیه وآله درباره امام حسین علیه السلام فرمود: «فدای

کسی بشوم که فرزندم ابراهیم را فدای او کردم

». (۷)

از آنچه به اختصار در عظمت و فضیلت سرور شهیدان حسین بن علی علیه السلام بیان داشتیم و نیز از آنچه رسول

اکرم صلی الله علیه وآله در شدت علاقه و محبت به فرزند بزرگوارش ابراز داشته، به خوبی درمی یابیم که اخبار حاکی از

عید بودن روز عاشورا و تبرک جستن در آن روز از قول پیامبرصلی الله علیه وآله دروغ و افترای محض است. چگونه ممکن

است قبول کرد که رسول خداصلی الله علیه وآله روز شهادت ریحانه اش

(۸)

را که مکرر بر مکرر از آن خبر داده

(۹)

روز جشن

و عید اعلام کند. در صورتی که آن حضرت به یاد آن روز گریه می کرد

.

روایات صحیح که در کتب اهل سنت نیز نقل شده بر گریستن رسول خداصلی الله علیه وآله به خاطر شهادت فرزند

فداکارش دلالت دارد

.

از ام الفضل بنت حارث روایت کرده اند که او گفت: … من حسین علیه السلام را در دامن پیامبرصلی الله علیه وآله گذاشتم

.

لحظه ای گذشت که ناگهان اشک از چشمانش فرو ریخت. گفتم یا نبی الله پدر و مادرم قربانت گردد چه شده؟! فرمود

:

جبرئیل آمد و خبر داد که امتم این پسرم را به زودی می کشند! گفتم همین پسر را؟! گفت: آری

. (۱۰)

لازم است مسلمین از دسایس بنی امیه برحذر باشند، و به رسول خداصلی الله علیه وآله اقتدا کنند

(۱۱)

و او را اسوه و

مقتدای خویش قرار دهند. از اعمال و رفتار و گفتار آن پیشوای عظیم الشان پیروی نمایند و بر اثر روایاتی که در زمان

سلطنت بنی امیه درباریان جعل نموده بودند

(۱۲)

نباید از روش آن حضرت منحرف شوند که سالروز شهادت فرزند

دلبندش را جشن بگیرند و آن روز را روز عید و شادی و مبارک قرار دهند

. (۱۳)

بر مسلمانان است که بخود آیند، بیدار شوند، به حقیقت اسلام توجه کنند و بیندیشند تا آنچه را که دشمنان پیامبر و

اسلام داخل دین کرده اند کنار بزنند و بفهمند که اسلام واقعی کدام است و بر چه محور دور می زند. در هر امری از امور

به دیده انتقاد و تحقیق بنگرند و سرسری و تقلیدی آن را نپذیرند

. (۱۴)

بنی امیه با بنی هاشم کینه دیرینه داشتند

. (۱۵)

از طرف دیگر چون منصب شامخ نبوت در خاندان بنی هاشم بود و آنان این

موهبت و افتخار را برنمی تافتند، تا توانستند با اسلام به ضدیت و معاندت پرداختند

.

آنها در اصل به اسلام هیچ گونه اعتقادی نداشتند. عقاد نویسنده و متفکر شهیر مصری می گوید: ابوسفیان پس از آن که

اسلام آورد غلبه اسلام را غلبه بر خود تلقی می کرد

. (۱۶)

هند، مادر معاویه پس از اسلام آوردنش فریاد می زد: چرا جنگ نکردید و از خود و سرزمینتان دفاع ننمودید؟

!

ابوسفیان و پسرش معاویه پس از فتح مکه اسلام آوردند. ابوسفیان و خانواده اش با دشواری تمام اسلام را گردن نهادند

.

بدین معنی که در ظاهر اسلام آوردند و در واقع اسلام را قبول نداشتند

. (۱۷)

ابوسفیان بر قبر حضرت حمزه علیه السلام

ایستاد و گفت: ای اباعماره بر امارت و فرمانروایی با ما جنگیدی که آن به ما انتقال یافت

. (۱۸)

به نظر می رسد معاویه به نبوت پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله اعتقاد نداشت به دلیل آن که عده ای از مصریان بر وی وارد

شدند و گفتند: «السلام علیک یا رسول الله » او آنان را از این گفتار منع نکرد

. (۱۹)

محققان اهل سنت به سندهای متعدد در تفسیر آیه شریفه «الم تر الی الذین بدلوا نعمت الله کفرا

»

،

(۲۰)

ذکر نموده اند که

مقصود دو طایفه تبهکار بنی امیه و بنی المغیره است

. (۲۱)

سیاست بنی امیه در جهت محو آثار نهضت عاشورا

معلوم است که بنی امیه با این پیشینه سیاه و خباثت

(۲۲)

چون اسلام را با منش و خواسته های مادی خود موافق

نمی دیدند به انحا و وسائل گونه گون، در تضعیف اسلام و خاندان پیامبرصلی الله علیه وآله که نگهبان و بیان کنندگان

دستورهای اسلام و قرآن بودند، کوشیدند از جمله آن که برای پاشانیدن گرد فراموشی به واقعه کربلا و آثار آن به

روحانی نمایان درباری دستور دادند که روز عاشورا را، روز

جشن و عید و روز بسیار مبارک معرفی کنند! و در این باره

حدیث جعل نمایند. این حدیثها به گونه ای است که هر کس اندکی به آنها توجه کند آشکارا مجعول بودن آنها را می فهمد،

مثلا روایت کرده اند که چون پیامبرصلی الله علیه وآله به مدینه آمد. دید که یهود روز عاشورا روزه می گیرند آن حضرت از

آنان پرسید: چرا این روز را روزه دارید؟ گفتند: چون خداوند فرعون و پیروانش را در این روز غرق کرد و موسی و یارانش

را نجات داد. آنگاه پیغمبر فرمود: ما از یهود به موسی سزاوارتریم. و به اصحاب خود دستور داد که آن روز را روزه بدارند

.

ساختگی و مجعول بودن این حدیث از دو طریق ثابت است

:

الف) بنابر تحقیقی که ابوریحان انجام داده است «این که یهود می گویند خداوند فرعون را در روز عاشورا غرق کرد، خلاف

تورات است. زیرا فرعون روز بیست و یکم نیسن که هفتم از ایام فطیر است غرق شد و اول فصح یهود پس از قدوم

پیامبرصلی الله علیه وآله به مدینه روز سه شنبه بیست و دوم آذار با نهصد و سی وسه اسکندری بود که با روز هفدهم ماه

رمضان موافق می شد. روزی که خداوند فرعون را غرق کرد بیست و سوم ماه رمضان می شود، پس برای این روایت وجهی

نخواهد بود

». (۲۳)

ب) در این روایت آمده است که پیامبر از یهود پرسید که چرا این روز را روزه می گیرید؟ گفتند چون خداوند در این روز

فرعون را غرق کرد. ساختگی بودن این روایت از آن جهت آشکار می گردد که در آن نسبت نادانی به نبی بزرگوار اسلام

داده شده به گونه ای که پس از آگهی یافتن از موضوع و یادآوری یهودیان امری به فکرش خطور نموده و حکمی بر آن

مترتب کرده است! چنان که معلوم است این گونه امور از ساحت قدس پیامبرصلی الله علیه وآله به دور است. ابوریحان

درباره روز عاشورا و امور مربوط به آن چنین توضیح داده است

«

قتل حسین بن علی بن ابی طالب علیه السلام در این روز اتفاق افتاد. و او و یارانش را از راه بستن آب، بر آنان، گذراندن از

دم شمشیر، انداختن آتش در خیام حرم، بر نیزه کردن سرها، اسب دوانیدن بر اجساد که در هیچ امتی حتی با اشرار

خلق چنین نکرده اند، از میان بردند و از این تاریخ، مسلمانان، عاشورا را شوم دانستند. اما بنی امیه در این روز لباس نو

پوشیدند و زیب و زیور کردند و سرمه به چشم خود کشیدند و این روز را عید گرفتند و عطرها استعمال نمودند و

مهمانیها و ولیمه ها دادند. و تا زمانی که ایشان بودند، این رسم در توده مردم پایدار بود، حتی این که پس از انقراض ایشان

باز هم این رسم باقی ماند ولی شیعیان از راه تاسف و سوگواری به قتل سیدالشهداء در مدینه السلام و بغداد و شهرهای

دیگر گریه و نوحه سرایی می کنند و تربت مسعود حسین را در کربلا در این روز، زیارت می نمایند. و چون خبر کشته شدن

حسین را به مدینه آوردند، دختر عقیل بن ابی طالب بیرون آمد و این اشعار را برخواند

:

ماذا تقولون ان قال النبی لکم

ماذا فعلتم و انتم آخرالامم

بعترتی و باهلی بعد مفتقدی

نصف اساری و نصف ضرجوا بدم

ما کان هذا جزائی اذ نصحت لکم

ان تخلفونی بسوء فی ذوی رحم

ابراهیم بن اشتر ناصر و یاور آل رسول الله در این روز کشته شد. و می گویند در این روز بود که خداوند توبه آدم را پذیرفت

و در این روز بود که کشتی نوح بر جودی فرود آمد. و عیسی بن مریم در این روز، زاییده شد. و موسی و ابراهیم در این روز

نجات یافتند. در این روز آتش به ابراهیم برد و سلام گردید و در این روز چشم یعقوب بینا شد. یوسف از چاه بیرون آمد

.

سلیمان از نو به سلطنت رسید. عذاب از قوم یونس برداشته شد. بدبختی و بیچارگی از ایوب مرتفع گشت. دعای زکریا

مستجاب شد و یحیی را به او بخشیدند و گفته اند یوم الزینه موعد سحره فرعون در وقت زوال این روز بود. و این اتفاقات را

که در این روز ذکر نموده اند، اگر چه وقوع آن امکان عقلی دارد اما معلوم است که ناقلان آنها دسته ای از عوام محدثان

بوده اند. و یا آن که خواسته اند با اهل کتاب

(۲۴)

مسالمت کنند

ابوریحان به جهت حسن ظن یا به جهات دیگر وانمود نکرده که این گونه روایات مجعول است. بلکه گفته است ناقل آن

روایات عوامند یا برای مسالمت با اهل کتاب آنها را نشر داده اند، در هر صورت نتیجه همان است که آن روایتها عاری از

حقیقت است

.

بسیار مناسب است که آنچه را امام صادق علیه السلام در این باره بیان فرموده است نقل کنیم: عبدالله بن فضل بن هاشمی

گفت: «به امام صادق علیه السلام عرض کردم چگونه عامه (مردم) روز عاشورا را روز برکت نامگذاری کرده اند؟ در این

هنگام آن حضرت گریه کرد. سپس فرمود: وقتی که (امام) حسین علیه السلام کشته شد، مردم در شام، به یزید تقرب

می جستند و حدیث جعل می کردند. و اموالی به عنوان جایزه دریافت می نمودند، از جمله امور مجعوله این بود که این

روز را روز برکت (و سرور) اعلام داشتند، تا مردم از جزع و گریه و مصیبت و اندوه به شادی و خوشحالی و تبرک جستن

بپردازند و به آن سرگرم باشند

». (۲۵)

تا مردم آن واقعه حزن انگیز را فراموش کنند و در نتیجه بنی امیه از لعن و نفرین ابدی

و پی آمدهای ناگوار جنایت هولناکی که انجام داده بودند درامان بمانند. پس در واقع این نوعی سیاست بود که دستگاه

تبلیغی بنی امیه امر را بر مردم مشتبه ساخت و خواستند بواسطه منحرف نمودن اذهان عمومی، بر زشتی جنایاتشان

سرپوش بگذارند و برای رسیدن به این هدف به انواع دسایس و حیله ها متوسل شدند. دسیسه دیگر آنها این بود که شایع

کردند امام حسین علیه السلام کشته نشده بلکه انعکاسی از وی بر حنظله بن اسعد شامی قرار گرفته و او به جای آن

حضرت به قتل رسیده و امام به آسمان عروج نموده چنانچه حضرت عیسی این چنین بود

(۲۶)

و این سیاست عین همان

سیاستی است که پس از وفات پیامبرصلی الله علیه وآله و مشغول ساختن افکار مردم نسبت به جانشین واقعی آن حضرت

در پیش گرفتند و شایع ساختند که پیامبر از دنیا نرفته و زنده است

. (۲۷)

اگر این شایعه پراکنی نبود، قویا احتمال داشت که عده ای به این فکر بیفتند که چرا وصیتها و سفارشهای پیامبرصلی الله

علیه وآله را درباره جانشین واقعی اش حضرت علی علیه السلام کنار گذاشتند و هنوز پیامبر را دفن نکرده برای امارت و

خلافت به گفتگو و اختلاف پرداختند و می خواهند دیگری را به جای آن حضرت، به خلافت بردارند

.

بدون شک از نظر روایی آن شایعه از جهت انصراف افکار عمومی و برگرداندن توجه مردم از این امر مهم تاثیری بسزا

داشت، تا در این گیرودار بتوانند خلیفه موردنظر خود را به قدرت برسانند. و این شایعه – چنان که بعضی گمان کرده اند

از روی جهل و اشتباه صورت نگرفت، بلکه روی نقشه حساب شده طرح شده بود

.

عظمت قیام امام حسین علیه السلام

نهضت امام حسین علیه السلام نهضتی مقدس، متعالی و روحانی بود. پاکی، خلوص، بی اعتنایی به دنیا، بری بودن از

اغراض شخصی و آز و جاه طلبی و خودخواهی از ویژگیهای این قیام است

. (۲۸)

انقلاب آن حضرت درس قسط، عدالت،

توحید، شرافت، ایثار و فداکاری به مردم داد

. (۲۹)

فرزند پیامبرصلی الله علیه وآله با خون خویش درخت اسلام را که رو به خشکیدگی گذاشته بود، آبیاری کرد و در تاریکی

ظلم و فساد بنی امیه درخششی بوجود آورد که آن محیط ظلمانی را نور و روشنایی بخشید و بزرگراه سعادت را نمایان

کرد و ابرهای تیره و تاری از آسمان بر جوامع اسلامی بلکه جوامع انسانی پراکنده شد و چهره اسلام را چنان که هست بر

جهانیان آشکار ساخت

(۳۰)

به همین جهت است که سوره «الفجر» سوره «الحسین » نامگذاری شده است

.

از امام صادق علیه السلام نقل شده که این سوره درباره حسین علیه السلام نازل شده و سوره حسین است

(۳۱)

و چون آن

جناب با اخلاص کامل در راه خدا خاندان و اموالش را فدا نمود، با اطمینان و اشتیاق فراوان به دیدار معبود خود شتافت

و مصداق واقعی «نفس مطمئنه » واقع شد، و در نزد پروردگار در جوار رحمتش قرار گرفت، لذا امام صادق علیه السلام

فرمود: مقصود از «نفس مطمئنه » حسین و یاران اوست که صاحب نفس مطمئنه اند که در روز قیامت رضوان خدا برای

ایشان است و خداوند از ایشان راضی است

. (۳۲)

او کسی است که با نیل به درجه رفیع شهادت جاودانگی یافت، به میزانی که در راه موضوعی فدا و فانی می شود ارزش آن

را به خود می گیرد و کسب می نماید

.

حسین بن علی علیه السلام کسی است که تمام هستی و متعلقات خویش را با اخلاص در راه خدا که اصل و منشا تمام

کمالات و تقدسهاست، فدا و فانی نموده است پس جای شگفتی نیست که بگوییم تمام تقدسها و کمالات و جاودانگی به

وجود فدا شده اش انتقال یافته است

. (۳۳)

و نیز بی جهت نیست که محبت و عشق به آن حضرت در دلهای مؤمنان جایگزین

شده به همان گونه که محبت و علاقه به خداوند در آن دلها جای دارد. لذا از رسول اکرم صلی الله علیه وآله نقل شده است

: «

همانا برای شهادت حسین علیه السلام حرارتی وجود دارد که هیچ گاه سرد نمی شود

. (۳۴)

و نیز فرمود: «برای

حسین علیه السلام در دلهای مؤمنان محبتی است

». (۳۵)

آری! حضرت سیدالشهداعلیه السلام که از روی خلوص به پیشگاه معبود خویش سر عبودیت فرود آورده و بر آن مداومت

ورزیده، به اوج کمال و قرب رب ذی الجلال رسیده و آن قدر شرافت و قداست پیدا کرده که صحیح است او را به خدا

نسبت دهند، مثلا بگویند: دست او، دست خدا، خون او خون خدا و گوش و زبان و چشم او، گوش و زبان و چشم خداست،

و این بدان جهت است که توجه به خدا، فدا شدن در راه او، و استمرار بر طاعتش، چنان انقلابی در وی به وجود آورد که

عظمت خداوندی به او نسبت داده می شود زیرا از معنویت ارتباط با خداوند متاثر گشته است. در این باره حدیثی

از امام

باقرعلیه السلام نقل شده است که همین معنی را می رساند و می فهماند که آدمی با رشته ارتباط و بندگی خالصانه خدا به

مقامی می رسد که در فکر نگنجد و شرافت و قداست و ابدیت ذات اقدس ربوبی او را متاثر می سازد و آن خصوصیات به او

انتقال می یابد

:

ان الله جل جلاله قال: ما تقرب الی عبد من عبادی بشی ء احب الی مما افترضت علیه و انه یتقرب الی بالنافله حتی

احبه فاذا احببته کنت سمعه الذی یسمع به و بصره الذی یبصر به و لسانه الذی ینطق به و یده التی یبطش بها. ان دعانی

اجبته و ان سالنی اعطیته

. (۳۶)

حسین بن علی علیه السلام که در راه خدا و در راه افکار عالیه اش شهید شد وجود مادی خود را نفی کرد اما به صورت

منبع فضیلت و مرکز شرافت و عظمت وجود جاودانه خود را اثبات نمود عقل و دین حکم می کند که بزرگان و افراد

برگزیده را در حال حیات و ممات ارج نهیم و آنان را دوست بداریم و از یاد نبریم و در سالروز وفات و شهادتشان مجالس

یادبود برپا کنیم. به ویژه که آن شخص تمام هستی خودش را در طبق اخلاص نهاده و از هیچ فداکاری در راه خدا دریغ

نورزیده باشد

.

از این جهت است که در اقطار مختلف اسلامی به نام آن حضرت اقامه مجالس می کنند و چنین نیست که تکریم و

تعظیم آن حضرت اختصاص به شیعیان داشته باشد مثلا در کشور مصر در روز ولادت آن حضرت و خواهر بزرگوارش

حضرت زینب مجالس جشن و سرور برپا می دارند

. (۳۷)

و درباره فضایل ایشان قلمفرسایی می کنند و کتابها و مقاله ها

می نویسند

. (۳۸)

حسین بن علی علیه السلام برای هدفی بس عالی در راه معبود خود با نفس نفیس جهاد نمود

. (۳۹)

و برای احیای فضیلت و

شرافت و برقراری آزادی و بیداری بشر قیام کرد. پس سزاوار است که تمام جوامع انسانی – خواه مسلمان خواه

غیرمسلمان – به پاس احترام و بزرگداشت آن شخصیت عظیم الشان سالروز شهادت آن حضرت را بزرگ بشمارند و به

سوک و ماتم بنشینند

.

او ابرمرد عالم و شخصیت بسیار بزرگواری است که تمام مکارم و فضایل را دارا بود به گونه ای که ابعاد گسترده بسیار

وسیع وجودش همگان را متحیر ساخته است

. (۴۰)

از لحاظ نسب نیز کسی به پایه امام حسین علیه السلام نمی رسد: جدش رسول خدا سیدالمرسلین و خاتم النبیین و