اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل ارزیابی سیاست قلمرو فلسفه دین، محتوای خود را در قالب 50 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 45
فرمت فایل پاورپوینت
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل ارزیابی سیاست قلمرو فلسفه دین، محتوای خود را در قالب 50 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
هشدار: استفاده از نسخههای ناقص فایل پاورپوینت کامل ارزیابی سیاست قلمرو فلسفه دین ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل ارزیابی سیاست قلمرو فلسفه دین، کیفیت تضمینشده دارد.
در همان مقاله
«تفاوت فلسفه دین و کلام » نیز چنین آمده است:
«هرگاه
کلمه فلسفه به اسم یک رشته علمی اضافه شود، به معنی مجموعه مباحثی است که به آن
رشته علمی نگاهی از بیرون دارد». (۱)
درست است
که فلسفه دین یکی از شعب فلسفه مضاف است واحکام کلی فلسفه -از جمله سیر آزاد عقلانی-
را دارد; ولی دین یکی از رشته های علمی در ردیف کلام و حقوق و اخلاق و غیره نیست.
دین مجموعه ای از معارف الهی است که بخشی از آن به اعتقادات و بخشی از آن، به
اخلاق -یعنی فضائل و رذائل نفسانی- و بخشی دیگر به اعمال مردم مربوط است; حال آن
که علوم دیگر، هرکدام مجموعه ای از معارف بشری است; اعم از این که مربوط به دین
باشد یا نباشد. عالم دینی شاگرد دین است. او می کوشد که دین را آنگونه که هست،
بفهمد. بدون این که معارف بشری را در آن مؤثر گرداند. فلسفه دین، نگاه برون دینی و
معرفت درجه دوم، نسبت به چنین معرفتی است. اشتباه است اگر کسی علم دین را که از
راه شاگردی اولیای دین و تاملات و تدبرات دینی به دست می آید، در عرض کلام یا
فلسفه یا غیر از آنها قرار دهد. روایاتی که مضمون آنها این است که نباید کلام خدا
را تفسیر به رای کرد (۲) ناظر به این است که نباید معرفت دینی در طول
معارف بشری قرار گیرد و نسبت به آنها معرفت درجه دوم، تلقی شود. سرچشمه دین، وحی
است و سرچشمه علوم بشری، فکر است. در علوم بشری باید شاگردی بشر کرد و در علم دین
باید شاگردی اولیای طاهر و مطهر دینی کرد.
آری معرفت
دینی فوق همه معارف بشری است، نه در عرض آنها و نه در مرتبه بعد.
فلسفه دین
به چنین معرفتی نظر دارد. اگر دین، مجموعه ای از معارف الهی است که از سرچشمه زلال
وحی نشات می گیرد (۳) -و صد البته که چنین است- در فهم آن رعایت
معیارهای صحیح لازم است. معیارها را از کجا باید به دست آورد؟ آیا اگر کسی بدون
احاطه به همه معارف الهی بخواهد آیه ای را تفسیر یا مساله ای را اجتهاد و استنباط
کند، در دره ضلالت فرو نمی غلتد؟ آیا احاطه به معارف الهی بدون شاگردی معلمان
واقعی مکتب، امکان پذیر است؟
رسالت فلسفه دین
فلسفه دین
می خواهد میان معرفت حقیقی دینی و معرفت قلابی و مجازی تفکیک کند. در روایتی آمده
است که امام صادق(ع) فرمود:
«ان من
اتبع هواه و اعجب برایه کان کرجل سمعت العامه تعظمه و تصفه ». (۴)
«هرکس (در
معارف دینی والهی) پیرو هوای خویش باشد و به رای خود دستخوش اعجاب شود،همچون کسی
است که شنید عوام الناس او را تعظیم و ستایش می کنند».
امام(ع)
در باره آن کس چنین فرموده است:
دوست
داشتم که او را به گونه ای که مرا نشناسد، دیدار کنم; تا اندازه و موقعیت او را
بنگرم. او را در جائی دیدم که جمعیت انبوهی از عوام الناس محاصره اش کرده بودند.
من درحالی که از آنها فاصله داشتم و صورتم را پوشیده بودم، به او و ایشان
می نگریستم. سرانجام پس از گفتگوی بسیار از آنها جدا شد و مردم پی کار خود رفتند.
من او را دنبال کردم. هنگامی که به یک نانوائی رسید، او را غافل کرد و دو گرده نان
دزدید. از کار او تعجب کردم. با خود گفتم: شاید با او معامله ای دارد. سپس به
انارفروشی رسید و از او نیز دو انار دزدید. بازهم از کار او تعجب کردم و با خود
گفتم: شاید معامله ای در کار است. سپس گفتم: او را چه نیازی به دزدی است؟ من
همچنان او را تعقیب می کردم. تا این که به بیماری رسید و نانها و انارها را پیش او
گذاشت و به راهش ادامه داد. من او را دنبال کردم، تا این که در بیابانی مستقر شد،
به او گفتم: ای بنده خدا، درباره تو خبرهای خوبی می شنیدم. دوست داشتم که تو را
دیدار کنم و تو را دیدار کردم. ولی از تو کاری دیدم که دلم را مشغول کرده است.
می خواستم از تو بپرسم تا دلم آرام بگیرد. دیدم که بر نانوائی گذشتی و از او دو
نان دزدیدی و بر انارفروشی گذشتی و از او دو انار دزدیدی.
او گفت:
قبل از هر چیزی بگو: تو کیستی؟ گفتم: مردی از اولاد آدم و از امت محمد(ص). گفت:
بگو کیستی؟ گفتم: مردی از خاندان پیامبر(ص). گفت: شهرت کجاست؟ گفتم: مدینه. گفت:
شاید تو جعفر فرزند علی بن الحسین بن علی بن ابوطالبی. گفتم: آری. گفت: شرافت اصل
و نسب، با جهل به آن چه بدان تشرف یافته و با ترک علم و دانش جد و پدرت، تو را سود
ندارد. تو نباید کاری را که موجب ستایش و مدح فاعل است، قبیح بشماری.
گفتم: چه کاری؟
گفت: قرآن کتاب خداست. گفتم: به چه چیزی از قرآن جاهلم؟ گفت: خداوند می گوید:
(من جاء
بالحسنه فله عشر امثالها و من جاء بالسیئه فلا یجزی الا مثلها…). (۵)
«هرکس کار
نیکویی کند، برای او ده برابر است و هرکس کار بدی کند، کیفرش به اندازه همان کار
است ».
من دو نان
و دو انار دزدیده ام. پس چهار گناه کرده ام و چون آنها را بخشیدم، چهل حسنه
برده ام. بنابراین، چهار سیئه از آن کم می شود و۳۶ حسنه برای من باقی می ماند.
گفتم:
مادرت به عزایت بنشیند. تو به کتاب خدا جاهلی، آیا نشنیده ای که قرآن می گوید:
(…انما یتقبل الله من المتقین) (۶) «خداوند اعمال خوب را تنها از
پرهیزکاران قبول می کند». تو هنگامی که دو نان دزدیدی مرتکب دو گناه شدی و هنگامی
که انارها را دزدیدی، مرتکب دو گناه دیگر شدی و چهل حسنه به چهار سیئه اضافه
نکردی(تا جمع و تفریق صورت گیرد).
او خیره
خیره به من نگاه می کرد و من بازگشتم و او را رها کردم. (۷)
باتوجه به
این روایت و برخی روایات دیگر می توانیم بگوئیم: در روایات ما رهنمودهای خوبی در
مورد فلسفه دین صورت گرفته است. با این گونه روایات معلوم می شود که کدام معرفت،
دینی و کدام معرفت غیر دینی است؟ اگر کسی محیط به معارف دینی نباشد و از جامع نگری
به دور باشد، معرفت او معرفت دینی نیست. سراب است نه آب. پندار و وهم و خیال است،
نه حقیقت ناب.
آب کوزه و آب دریا
امام
هشتم ۷ در نامه ای به عبدالله بن جندب نوشت:
«…ان
محمدا(ص) کان امین الله فی خلقه، فلما قبض، کنا اهل البیت: ورثته، فنحن امناء الله
فی ارضه و عندنا علم البلایا و المنایا…». (۸)
«محمد(ص)
امین خدا در میان مردم بود و چون قبض روح شد، ما در زمین امنای خداییم و علم بلایا
و منایا پیش ماست ».
امام
باقر(ع) فرمود:
«یمصون
الثماد و یدعون النهر العظیم قیل له: و ما النهر العظیم؟ قال: رسول الله و العلم
الذی اعطاه الله. ان الله عزوجل جمع لمحمد(ص) سنن النبیین من آدم و هلم جرا الی
محمد(ص). قیل له: و ما تلک السنن؟ قال: علم النبیین باسره و ان رسول الله(ص) صیر
ذلک کله عند امیرالمؤمنین ». (۹)
«آب اندک
را می مکند و نهر بزرگ را رها می کنند. گفته شد: نهر بزرگ چیست؟ فرمود: پیامبر خدا
و علمی که خدا به او داده است. خداوند برای محمد(ص) سنتهای پیامبران را از آدم و
همین طور تا محمد(ص) جمع کرد. گفته شد: این سنتها چیست؟ فرمود: علم همه پیامبران و
پیامبر خدا همه را به امیرالمؤمنین(ع) منتقل کرد».
فلسفه دین
-آن هم دین اسلام- به ما می گوید: با وجود دریا -بلکه اقیانوس بی کران- نباید آب
را از کوزه یا شیشه مکید. این آب برای رفع عطش موقت خوب است و آن، برای رفع عطش
همیشگی. علم پیامبر(ص) و به تبع او علم ائمه اطهار: اقیانوس است. و علم دیگران -اگر
بشود نام عالم بر آنها گذاشت- کوزه یا دلوک است. علم بی کران آنها کام همگان را تا
ابد سیراب و شاداب می کند و علم دیگران -اگر علم باشد- کام بعضی را آن هم برای
مدتی کوتاه.
وانگهی آب
کوزه هم از دریاست. اگر دریا نباشد، بارانی نمی بارد و اگر بارانی نباشد، آبی در
چشمه یا حوضچه ای فراهم نمی آید، تا کسی بتواند کوزه یا مشکی از آن دارد یا جامی
از آن، بنوشد.
مشکل بزرگ برخی از ارباب فلسفه دین
عدم تفکیک
میان معرفت دینی که وحیانی است با معرفت بشری که عقلانی است، موجب عدم تفکیک میان
فلسفه دین و فلسفه علوم دین شده است.
ریشه این
اشتباه را باید در آثار مسیحیانی که فلسفه دین نوشته اند، جستجو کرد. البته باید
به آنها حق داد. آنها از معرفت ناب مسیحی محرومند. عهد عتیق و عهد جدید، معرفت ناب
دینی به آنها نمی دهد. سنت یهودی و مسیحی هم محتوایی ندارد که آنها را به سوی
معرفت ناب دینی رهنمون گردد. بنابراین، هنگامی که می خواهند فلسفه دین بنویسند،
ناگزیر می شوند به سراغ بحثهای کلامی متکلمان و بحثهای الهی فلاسفه بروند. نمونه
آن را در کتاب فلسفه دین هاسپرز ملاحظه کردیم.
نگاهی به فلسفه دین نورمن. ال. کیسلر
جلد اول
این کتاب در دو بخش تنظیم شده: بخش اول درباره خدا و تجربه و بخش دوم درباره خدا و
عقل است.
اگر با
اندکی مسامحه
همیشه اولین نفر باشید! برای اطلاع از آخرین تخفیفها و جدیدترین کالاها در خبرنامه ثبتنام کنید.
هنوز حساب کاربری ندارید؟
ایجاد حساب کاربری