خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل بنیان کعبه (۲)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل بنیان کعبه (۲) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ساختمان کعبه
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ساختمان کعبه قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
07ساعت
34دقیقه
03ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل بنیان کعبه(۱)

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 63

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل بنیان کعبه(۱) یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل بنیان کعبه(۱) شامل 120 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل بنیان کعبه(۱) را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل بنیان کعبه(۱) با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل بنیان کعبه(۱) بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل بنیان کعبه(۱) با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل بنیان کعبه(۱) وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل بنیان کعبه(۱) با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل بنیان کعبه(۱) مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بنیان کعبه(۱) :

چکیده

در این مقاله از پیشینه ساختمان خانه کعبه از روزگار آدم(ع) به عنوان عبادتگاه و زیارتگاه سالیانه و دگرگونی ظاهر بنای آن ساختمان در دوره شیث(ع) سخن به میان آمده و از آن پس به طوفان نوح و باز «خانه خدا» به صورت تپه ای از ریگ سرخ، پس از فرونشستن آب اشارت رفته است و از آغاز روی آوردن ابراهیم خلیل اللّه(ع) به اتفاق هاجر واسماعیل به سرزمین مکه و پیدا شدن آب زمزم و بازسازی خانه کعبه به فرمان خداوند و به یاری اسماعیل و ابراهیم و رسمیت یافتن آن بنای مقدس برای حج و کیفیت مناسک حج و در دست جُرهمیان افتادن «بیت اللّه» و انجام کارهای خلاف شرع در خانه کعبه از سوی صاحب امارت مکه و ولایت کعبه معظمه، از دودمان جرهمی و چگونگی طرد این قبیله از ساحت مکه و در دست قوم خزاعه افتادن مسؤولیت ها گفتگو شده است. و از آن پس به نصب «هُبَل» بت بزرگ، در خانه کعبه و آغاز بت پرستی و به سیصد و شصت رسیدن شماره بت ها و بت پرستی ساکنان مکه و سرزمینهای دیگر تا بیرون آمدن امارت مکه و ولایت کعبه از دست «خزاعه» و در دست قبیله قریش از بنی اسمعیل افتادن آن و رسیدگی به امور دینی و اجتماعی و سیاسی و حقوقی به پایمردی قُصّی مرد توانای قریشی و بنای «دارالندوه» بدست قصی، برای انجام آن کارها و حفظ قداست و حرمت مکه و تاریخچه تهیه جامه خانه کعبه و قفل نهادن بر آن و ممانعت از ورود اشخاص متفرقه و «ناپاک» به آن خانه مقدس و ویرانی خانه به دنبال سیل و آتش سوزی بحث شده است.

واژه های کلیدی: کعبه، قرآن بیت عتیق بنیاد قواعد البیت رفعت ابراهیم اسماعیل بکّه و مکّه

مقدمه:

ادب پر آوازه ایرانی به فارسی دری در فضای باورهای اسلامی جوانه زد و شکوفا و بارور گشت و از جهات مختلف تحت الشعاع جلوه های گونه گونه آن باورها قرار گرفت. هر چند کشتزار خرم و سرشار زبان و ادب فارسی، روزگارانی دراز پیش از پیدایش و گسترش اسلام در ایران، نهال ها و گلبوته های اندیشه های دینی توحیدی بسیاری در خود پرورده و برومند کرده بود، در عین حال، تابش خورشید درخشان اندیشه های دینی و مذهبی اسلامی نیز، گوشه گوشه سخنوری فارسی را روشن کرد و از آن پس، آمیختگی مشهودی در میان ادب عربی و ایرانی خودنمائی کرد و سرانجام با در کنار هم نشستن خشت های زرّین این دو فرهنگ و ادب، کاخ بلند و بر افراشته ادب اسلامی پی ریزی گشت. بنابراین برای آشنائی با جلوه های پر تلألوء و رنگارنگ نظم و نثر فارسی، در قالب ها و شیوه های مختلف و شناخت معانی ژرف و بلند آن، به ناچار باید با مایه های معنوی و آمیزه های لفظی و باورهای مکنون ومخزون در دل دریای سخنوری فارسی وابستگی بایسته و نزدیکی برقرار گردد و در این میان، بی گمان آگاهی از احکام قرآن کریم و تاریخ قرآن و اسلام، و پایه های آن، یعنی نماز و روزه و حج و جهاد و زکوه و زندگی معمار آگاه و بیدار دل و روشن بین آن بنای پایدار، رسول اللّه(ص) و دست یاران فداکار و دانشمند وی از اهل بیت و صحابه و تابعین و تأثیر آن حضرات در پیدایش و تکامل اندیشه های دینی و مذهبی بسیار بایسته به نظر می رسد و تا کسی از این لوازم شناخت، آگاهی پیدا نکند به هیچ روی نمی تواند از آن گلزار گلی بچیند و بوی خوش آن بوستان به مشام جان خود برساند و درین میان «کعبه معظّمه» یکی از خاستگاهها و بن مایه های سخن فارسی در نظم و نثر، در شمار می آید و این بنای مقدس به گونه های مختلف در سفرنامه ها، کتب تاریخی و سیر و قالب های مختلفه شعر فارسی، از روزگاران گذشته راه پیدا کرده و زیباترین اشعار را پدید آورده است و بی گمان آشنائی با دورنمای تاریخی آن، به عنوان «بیت اللّه» بر حلاوت و لطف آن اشعار می افزاید و رشته پیوستگی، در میان سراینده شعر و ذهن و ضمیر خواننده شعر را بسیار استوار و دیر گسل می کند.

بنیان کعبه

کعبه در لغت هر بنای چهار پهلو را گویند. و نیز در معنایِ استخوان چهار پهلو در پاشنه پا، به فارسی شتالنگ و در ترکی قاپ، و بالا خانه می آید. این لفظ نام عَلَم برای خانه خدا و «بیت اللّه» است۱.

گویند جای این خانه نخست آفریده خداوند بر روی زمین است و از این روی به آن، ناف زمین، میانه جهان و مادرآبادی ها (ام القری)، می گویند۲.

و مسجد جای سجده و سجود است و آن پیشانی بر زمین نهادن در پیشگاه خداوندی برای عبادت و پرستش و ستایش، در شمار آمده است و سجده جز برای خداوند جایز نیست.۳ و از آغاز به درگاه و میدان گرداگرد آن خانه «مسجد» گفته اند و این میدان و درگاه تا روزگار رسول اللّه، دیوار نداشت «البیت ثم الساحه، و هو المسجد. کان فضاء للطائفین…۴»

و چون در آغاز ظهور اسلام و دعوت آشکار رسول اللّه(ص) و در هنگام نماز، و راز و نیاز آن حضرت در مسجدالحرام، کفار قریش دست به آزار و اذیت و نامردی و نامردمی نسبت به وی می زدند و پیامبر اکرم(ص)، نیز با سرسختی در خور ستایشی در بیرون از مسجد، در بیابان ها و در شکفت کوهها، و یا برفراز تپه صفا، در خانه «ارقم» با شماری اندک از مسلمانان نماز برپای می داشتند، در همان هنگام این حدیث را بر زبان مبارک آوردند و فرمودند: «جُعلَت لیَ الارضُ مَسجداً» در پیش من هر جای خدای را عبادت کنند، آن جای مسجد است. بنابراین از آن پس هر جای پای نهادند در نخستین فرصت به ساختن مسجد می پرداختند و به این صورت زمینه گرد هم آئی های تاریخی و سرنوشت ساز را فراهم می فرمودند.

چون آدم(ع) از پس سرپیچی از فرمان خدای و بیرون آمدن از بهشت توفیق توبه یافت و برای خشنودی خداوند به ساختن عبادت جائی، مأمور گشت، از سراندیب بیرون آمد و در پی یافت «حواء» پای درین سرزمین نهاد و در آنجا این چهار دیواری بی آسمانه را بساخت و در آن به عبادت پروردگار پرداخت و پس از چندی به سراندیب بازگشت ولیکن هر ساله به آن عبادت جای می آمد و به این صورت چهل حج بگزارد. شیث، فرزند آدم آن چهار دیواری عمارت کرد و با سنگ و گل برآورد و بر آن آسمانه نهاد.۶

آن بنا تا طوفان نوح بماند و چون آب فرو نشست به صورت تپه ای از ریگ سرخ سر از آب بیرون آورد. بعد از طوفان، چون بر شمار مردم افزوده گشت و جهان آبادانی گرفت، نوح اقالیم عالم را در میان فرزندان بخش کرد. میانه زمین و حرم و گرداگرد آن و نیز یمن و حضرموت و عمان تا بحرین، و… نصیب «سام» آمد۷ و از آن روزگار باز به سرزمین های قلمرو «سام» و مردم آن سامان و زبان و آداب و رسوم ایشان سامی گفتند.

آن تپه از ریگ سرخ تا دوره ابراهیم(ع) هم چنان بماند و در پیش مردم قداست و حرمت داشت و بیابان نوردان و بازرگانان چون به آن جای می رسیدند، از روی هیبت و شکوه، این قداست را پاس می داشتند و انجام برخی از کارها را در آن حدود جایز نمی دانستند.۸ چون ساره همسر زیبای ابراهیم، برای شوی هیچ فرزند نیاورد، دل وی بر ابراهیم بسوخت و هاجر کنیز خود و هدیه فرعون مصر به ابراهیم داد تا به شوهری با وی بخسبد، شاید بچه ای بیاورد. هاجر از ابراهیم بار بگرفت و پسری بیاورد. نامش اسماعیل کردند. چون این بچه بیامد، ساره بر هاجر و اسماعیل رشک می برد ولیکن خداوند به ساره هر چند پیر عجوزه بود پسری ارزانی فرمود. نام اسحق بر آن پسر نهاد ولیکن رشک ساره هم چنان بر جای بود. بنابراین از ابراهیم درخواست تا این مادر و پسر را از خانه وی و از پیش چشم وی دور کند و درجائی دور و بی آب و آبادانی اندازد. ابراهیم، هاجر و اسماعیل را با اندک آب و آذوقه برداشت و همه جا بگردانید تا سرانجام به الهام جبرئیل ایشان را در نزدیکی آن تپه از ریگ سرخ، در جائی بی آب و سبزه و درخت فرود آورد: «رَبَّنا اِنّی اَسکنتُ من ذُرّیَّتی بِوادٍ غَیرِ ذی زَرعٍ»۹ نخست سایبانی از چوب و خار و خاشاک بساخت و آن آرام جان و جگر گوشه را با توکل به خدای در زیر آن سایه بان رها کرد و خود به شام بازگشت. از آب و آذوقه ایشان چیزی نماند، هاجر در پی آب، از تپه صفا به مروه و از مروه به سوی صفا می دوید و می نالید و اسماعیل نیز گرسنه و تشنه فریاد بر می داشت و می گریست و بسختی پای به زمین می کوفت، سعی میان صفا و مروه یادگار همین روزگاران است.

درین هنگام به لطف خداوند رحمن و رحیم از جای پای اسماعیل آبی صافی جوشیدن گرفت و به آن مادر و پسر زندگی دوباره بخشید. بعد هاجر چون برخی از زرتشتیان برای زیارت خانه کعبه به آن جای می آمدند و به آئین خویش گرد آن آب زمزمه می کردند به آن چشمه وآب زمزم گفتند.۱۰

ابراهیم(ع) در شام بود و اسماعیل درین دیار مقدس زندگی می کرد. این سرزمین بعدها به مناسبتهائی مکه یا بکه نامیده گشت. آن دو نفر از یکدیگر بی خبر بودند و یکدیگر را ندیده بودند. درین روزگار دیار اسماعیل و هاجر و آن سرزمین خشک و بی علف و سوزان به برکت آب «زمزم» و تلاش هاجر و اسماعیل سر سبزی و آبادانی یافته بود و مردم بسیاری از یمن وجاهای دیگر در آن جای رحل اقامت افکنده بودند. ابراهیم با اجازه ساره و تحت شرائطی برای دیدار زن و فرزند خود به مکه آمد ولیکن توفیق دیدار فرزند رفیق نگردید تا بار سوم اراده خداوندی به آمدن ابراهیم به مکه و دیدار فرزند و برآوردن قواعد خانه کعبه تعلق گرفت:… وَ اِذْ یَرفَع اِبراهیمُ الْقَواعِدَ مِنَ البَیتِ و اِسْمَعیلُ…۱۱ و هر دو به ساختن «خانه خدا» کمر بستند و خداوند از ایشان خواست تا زمینه آمدن موحدان را به زیارت آن خانه فراهم سازند «وَ عَهدِنا اِلی ابراهیمَ و اِسْمعیلَ اَنْ طَهِّرَا بَیْتی لِلطّائِفینَ وَ العاکِفین»۱۲ و ابراهیم از خداوند بزرگ درخواست تا راه و رسم زیارت آن خانه مقدس را به وی بیاموزد و وی و فرزندان وی را در شمار مسلمانان پاک دل و صافی ضمیر درآورد «رَبَّنا وَاجْعَلْنا مُسْلِمَینِ لکَ وَ مِن ذُرّیّتنا اُمّهً مُسلِمهً لَک و اَرِنا مَناسِکَنا و تُبْ عَلَینا»۱۳ و در پی این درخواست جبرئیل(ع) مناسک حج و زیارت سالیانه بیت اللّه به ابراهیم بیاموخت. ابراهیم نیز به فرمان خداوندی مردم را به توحید و گزاردن حج دعوت کرد و شرایط و مناسک و موسم حج را نکته به نکته به مردم بیاموخت و اسماعیل را ملزم کرد تا در غیاب پدر این مناسک و شرائط و شایست نشایست، را بپاید و مردم را به گردن نهادن به آن وا دارد، وزان پس راه شام را در پیش گرفت. و از این گاه باز اسماعیل(ع) امیری مکه و ولایت کعبه و مسؤولیت رسیدگی به کار زائران خانه خدا به دست گرفت. بعضی از اهل تحقیق مبنای تاریخی بنای کعبه، و حدود «حل و حرم» را از روزگار ابراهیم و به دست وی معتبر می دانند. از این هنگام شهر مکه و گرداگرد آن به شعاع بریدی حرم در شمار آمده است و به نزدیک اهل البیت علیهم السلام برید چهار فرسنگ بود.۱۴

می گویند حرم با نشان مناره ها و گاهی پرچم های سپید، از دیگر پاره های مکه، باز شناخته می آمده است و سرزمین پشت آن «حل» بود. در دوره اسماعیل(ع) مردم مکه ملزم به رعایت نکات اخلاقی و اجتماعی بودند و هر کس پای از دایره اخلاق و رفتار نیکو بیرون می نهاد و فساد می کرد، از مکه بیرون رانده می آمد «فَکان اسمعیلُ… و اَول من نَفی اَهل المَعاصی عَن الحَرم»۱۵.

بعد از اسمعیل پسرش «نابت» جای پدر بگرفت ولیکن بعد از نابت چون بنی اسمعیل همه خرد بودند مضاض بن عمرو جرهمی نیای مادری اسمعیل، امیری مکه و ولایت کعبه در دست گرفت. و هر چند بعد از روزگاری در میان بنی اسماعیل مردانی لایق و کاردان برخاستند ولیکن هیچ گاه برای امیری مکه با جرهیمان از در ستیز در نیامدند و چون شمار ایشان فزونی گرفت، در پی یافتن چراگاه و آب و علف به جاهای دیگر از تهامه و حجاز و نجد کوچ کردند و در هر جا بودند به تبلیغ آئین ابراهیم(ع) می پرداختند و هر ساله نیز به زیارت خانه کعبه می آمدند.

جرهمیان سیصد سال در مکه حکم راندند و چون نعمت و قدرت یافتند دست به ظلم و تعدی و تصرف در اموال و هدایای کعبه دراز کردند و بسی محرمات را حلال کردند. در بیت اللّه شراب خوردند و فسق و فجور در پیش گرفتند۱۶ و چون این شیوه ناستوده با آئین پسندیده ابراهیم(ع) و قانون حاکم بر مکه سازگار نبود، مردم مکه با یاری مردان قبیله «خزاعه» و بنی بکر بن عبد منات با عمرو بن حارث بن مضاض به جنگ برخاستند و جرهمیان را ناچار به ترک مکه کردند. جرهمیان در هنگام ترک مکه، حجر الاسود را از جای بکندند و با بسیاری از جنگ افزارهای خانه کعبه و دو آهوی زرین، اهدائی پادشاهان ایران۱۷ در چاه زمزم فرو افکندند و سرچاه را با سنگ و گل بستند و نشانه آن را محو کردند و خود به یمن رفتند.۱۸

در روزگار فرمانروائی جرهمیان، یکی از تبابعه یمن به نام تبان اسعد به عزم جهان ستانی برخاست و چون مدینه را بگرفت آن شهر را در دست فرزند جوان خود رها کرد و راه سرزمین های دیگر در پیش گرفت. مردم مدینه آن جوان را بکشتند و تبان چون بشنید به آن شهر باز گشت و به تلافی، عزم به ویرانی مدینه جزم کرد. و روزگاری دراز با مردم مدینه در آویخت ولیکن کاری از پیش نبرد و مردم آگاه به کتب پیشینیان، وی را از ویرانی مدینه باز داشتند و گفتند تو به هیچ روی به ویرانی آن قادر نیائی. بنابراین تبع با چند نفر از احبار یهود از مدینه بیرون آمد و آهنگ مکه کرد. در مکه برخی از قبیله هذیل وی را به گنجهای کعبه بفریفتند و به خراب کردن کعبه و به چنگ آوردن آن گنج ها آزمند کردند. ولیکن چون احبار یهود قصه قداست خانه خدا را با وی در میان نهادند، تبع از آن اندیشه بازگشت و خانه را گرامی داشت و گرد آن طواف کرد و شتری قربانی نمود و موی سر بسترد و در پی رویائی شگفت انگیز، پوششی نفیس از پارچه های یمن برای خانه کعبه بساخت و دری فراهم کرد و بر آن قفل بنهاد و کلید آن بر دست فرمانروایان جرهمی داد و از آن قوم خواست تا آن خانه را از خون و حیض و دیگر پلیدی ها پاک نگاه دارند و خود به یمن باز گشت۱۹.

در هر حال چون جرهمیان برفتند، ریاست مکه و تولیت «بیت اللّه» در دست عمرو بن لحی افتاد. این عمرو از سوئی به بنی اسمعیل می پیوست ولیکن در میان خزاعه به دنیا آمده بود۲۰. وقتی عمرو از پی انجام کاری از شام به مکه می آمد، در راه، در «مآب» از سرزمین بلقاء بامردمی بت پرست رویاروی، و از انگیزه بت پرستی ایشان جویا گشت. گفتند: ما درخشک سال و جنگ از بتان خویش، باران و پیروزی خواهیم و این اصنام به ما باران و پیروزی دهند. عمرو درخواست کرد تا بتی نیز به وی دهند. آن قوم «هبل» به وی دادند و عمرو به ایشان وعده داد در سرزمین عرب مردم را به پرستش هبل دعوت خواهد کرد؛ و چون «هبل» را به مکه آورد آن را درخانه کعبه بداشت و آئین ابراهیم را بگردانید و پیروان آن آئین را به بت پرستی واداشت و از آن گاه باز بت پرستی در مکه و بادیه باب گشت.۲۱ و به تدریج هر یک از قبائل بت خود را به مکه آورد و در کعبه نصب کرد تا شمار آن بتان به سیصد و شصت رسید وهر ساله از دورترین سرزمین های عربی در ماه ذی حجّه به زیارت خانه می آمدند.

چون یک چند بگذشت، «خزاعه» دست بنی بکر بن عبد منات بن کنانه از بنی اسمعیل از تولیت بیت اللّه کوتاه کرد. ولیکن بنی غبشان نیز با خزاعه انبازی داشت و در پایان کار خزاعه، ولایت بیت در دست حلیل بن حبشیه بن سلول بود. حلیل، دختر خود «حبی» را به زنی به قصی بن کلاب، از بنی اسمعیل داد. قصی پیش از این در شام می زیست و نامش «زید» بود. و به سبب دوری از یار و دیار به وی «قصی» می گفتند. نسب قصی به نضربن کنانه معروف به قریش می رسید و قصی از پی ماجرائی به مکه آمد و با برادر خود زهره، زندگی می کرد و با گذشت زمان، بزرگی و گوهر خویش پدید آورد و ثروت و حرمتی کسب کرد و میان قوم مهتری و سروری یافت و از حبی چهار پسر پیدا کرد: عبد مناف، عبدالعزی، عبدالدار و عبد قصی. این پسران چون ببالیدند، تکیه گاه پدر خویش گشتند و درین زمان حلیل پیر و فرسوده شده بود و توانائی اداره کار کعبه و زائران «بیت اللّه» را نداشت.

بناچار دختر خویش حبی را به جانشینی نامزد کرد و کلید کعبه به وی داد ولیکن حبی از پذیرفتن آن سرباز زد و حلیل آن کلید به پسر خود ابوغبشان سپرد۲۲ و ابوغبشان در مستی، آن کلید و مرتبه خویش به مشکی شراب و شتری به قصی داد از آن گاه باز، در عرب آن داد و ستد مثل گشت و گویند: «اَخسرُ من صَفْقَهِ اَبی غُبشان»۲۳. و قصی پسر خویش: عبدالدار را واداشت تا ماجری را با بنی اسمعیل در میان نهد و عبدالدار به خانه کعبه آمد و بانگ برداشت: «یا مَعشرَ قُریش هذه المَفاتیح، مَفاتیح بیت اَبیکم اسمعیل قد ردها علیکم من غَیر عار و ظلم»۲۴ و این پیش آمد به جنگی خونین در میان خزاعه و قصی و برادران و یاران قصی انجامید و در آخر با لطائف الحیل بسیار و قهر و آشتی های فراوان کار امیری مکه و تولیت کعبه، یک سره در دست قصی افتاد.

از پس این پیروزی قریشیان از دیگر جای ها به مکه آمدند و در امکنه مختلف مکه سکونت گزیدند و همگی از خرد و بزرگ به فرمان قصی گردن نهادند و در کارهای خود از خانوادگی و اجتماعی و دینی و دعاوی شخصی به قصی روی می آوردند و قصی در سایه دیوار کعبه و یا در فضای مسجد الحرام به داوری و سامان دادن به کارها می نشست و همگان رأی وی را منقاد بودند۲۵.

می گویند: چون اسکندر تهامه را بگشود و به مکه آمد، نخست طواف کعبه کرد و یک چند آن جای بماند. درین وقت مکه در دست خزاعه بود. نضربن کنانه یعنی قریش پیش اسکندر آمد و اسکندر، نضر را بزرگ داشت و گرم بپرسید و به وی گفت: با بودن شما، چه جای تولیت مردان خزاعه است؟ از آن پس خزاعه را از مکه دور کرد و کلید کعبه و سرزمین مقدس مکه همگی به نضر و فرزندان کنانه داد. «… ثُم اَخرج خزاعه عَن مکه و اخلصه للنضر و لبنی ابیه…»۲۶ و این نضر همان قریش است. لفظ قریش در لغت مصغر قرش «بکسر القاف» است و قرش نام جانوری دریائی است. این جانور درشت اندام در سر راه کشتی های بزرگ درمی آید و آن را در هم می شکند و در آب غرق می کند و از خوردن هیچ جنبنده ای سرباز نمی زند و از این روی همه جانوران دریائی از قرش می ترسند و اهل تحقیق به آن «سیده الدواب البحریه»۲۷ می گفتند. و چون نضر نیز در میان مردم سیادت داشت و دودمان وی نیز در عرب سروری داشتند، به همین مناسبت نضر را قریش و خانواده وی را به صورت مجاز «قریش» و یا به صورت نسبت قرشی و قریشی می نامیدند. برخی گویند از آغاز تولد، مادرش نام قریش بر وی نهاد. و هر که از فرزندان نضر نبود قریشی در شمار نمی آمد۲۸.

در هر حال پس از پیروزی قصی، امر حجابه، سقایه، رفاده، ندوه و لواء، همگی در دست قصی افتاد و البته پیش از این امور به دو بخش می گشت. بخشی در عهده امیر مکه و بعضی در دست متولی کعبه بود.

قصی بر سری این مسؤولیتهای رسمی، به کارهای اجتماعی نیز می پرداخت و از این روی مردم از سرزمینهای دور و نزدیک برای سامان دادن به کارهای خود و دعاوی حقوقی و خانوادگی و دینی و انجام بعضی از اعمال تکلیفی و حکمیت پیش قصی می آمدند و قصی برای جدا کردن این امور و شاید برای احترام و رعایت قداست کعبه، نخستین خانه سنگ و گلی و سرپوشیده، در کنار خانه کعبه بنا کرد و نام آن «دارالندوه» نهاد۲۹.

و عرب پیش از آن رغبتی به ساختن خانه سنگ و گلی از خود نشان نمی داد و تا آن گاه باز زندگی ایشان در سیاه چادر می گذشت و اعتقاد داشتند چنین خانه هائی مردم را پای بند زمین و خاک می کند و از کوچیدن و جا به جائی در فصل های سال باز می دارد.۳۰

این قوم، به جای سخن کردن، و هر خانه که در آن گرد آیند و انجمن کنند «دارالندوه» می گویند. این بنا تا ظهور اسلام و بعثت نبی اکرم(ص) هم چنان بر جای بود و بزرگان قریش در پیش آمدهای بزرگ در آن گرد می آمدند و انجمن می کردند. قصی در روزگار سیادت خویش به قبیله قریش بسی ارجمندی داد و پاکی نژاد و بلندی پایه و شایستگی ایشان را پدیدار کرد. و چون پیری گریبان وی بگرفت، نخستین فرزند نرینه خود را، یعنی عبدالدار به جانشینی برگزید و مسؤولیت های خود را از خرد و بزرگ همه در دست وی نهاد و گفت: در موسم حج، تا تو در نگشائی نباید کسی پای در کعبه نهد. رایت جنگ جز به دست تو بسته نیاید و هیچ حاجی آبی جز از سقایه تو ننوشد…۳۱

ولیکن، این مرد ناتوان بود و برادر وی عبد مناف بر عبدالدار بسی برتری داشت و کاردان تر و شایسته تر از برادر بود. با این همه مردان قریش به هیچ روی از رأی و اندیشه قصی و فرمان وی سرباز نزدند و آن فرمان را چون آئینی استوار پائیدند. اما فرزندان ایشان به جان یکدیگر افتادند و مردان بطون دوازده گانه قریش نیز به هواد

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.