اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل بنیان کعبه (۲)
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 43
فرمت فایل پاورپوینت
فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل بنیان کعبه (۲)؛ راهکاری شایسته برای ارائههای موفق
اگر بهدنبال یک فایل ارائهی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفهای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل بنیان کعبه (۲) انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 80 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائههای شما تهیه شدهاند.
دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل بنیان کعبه (۲):
- طراحی ساختارمند و چشمنواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما بهخوبی دیده و درک شود.
- آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل بنیان کعبه (۲) آمادهی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
- سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخههای PowerPoint بدون بهمریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.
تولید شده با رویکرد حرفهای:
تمامی بخشهای فایل پاورپوینت کامل بنیان کعبه (۲) با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بینقص طراحی شدهاند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شدهاند تا ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید.
توجه:
تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل بنیان کعبه (۲) از کیفیت کامل برخوردار است. نسخههای غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمیشود از آنها استفاده شود.
با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل بنیان کعبه (۲)، سطح ارائههای خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بنیان کعبه (۲) :
چکیده
در بخش اول مقاله حاضر درباره تاریخچه کعبه از روزگار آدم(ع) تا زمان حیات پیامبر(ص) و حفظ قداست و حرمت مکه و تاریخچه تهیه جامه خانه کعبه و قفل نهادن بر آن و ممانعت از ورود اشخاص متفرقه و «ناپاک» به آن خانه مقدس و ویرانی خانه به دنبال سیل و آتش سوزی بحث شد و حال از باز سازی خانه کعبه و ظهور اسلام و فتح مکه و پاک شدن بیت الله از وجود بت ها و خلافت عبدالله زبیر در مکه و مدینه و عراق و خراسان و تجدید بنای خانه کعبه در این دوره به صورت بنای ابراهیمی به فرمان عبدالله زبیر و آتش زدن در خانه کعبه و ویران ساختن آن به دست حجاج بن یوسف در جنگ با عبدالله بن زبیر و بازسازی آن به فرمان عبدالملک بن مروان و به دست حجاج بن یوسف و دگرگونیهای دیگر در فضای مسجد الحرام و جامه کعبه بحث شده است.
خدیجه همه فرزندان خود را از پسر و دختر در همین خانه به دنیا آورد. در همین سال ها، علی(ع) فرزند ابوطالب در پنج شش سالگی به خانواده محمد(ص) پیوست. گویند: تنگ دستی ابوطالب و سنگینی بار عیال، محمد(ص) و عباس عم محمد(ص) و برادر بسیار توانگر ابوطالب را به سبک کردن بار وی برانگیخت. زیرا ابوطالب در قحط و خشک سالی مکه همه دارائی خود را از دست داده بود و هزینه وی بیش از درآمد بود. ولیکن این تحلیل و تعبیر با تعصب ابوطالب و آزادگی آن مرد مردستان به دور می نماید. و بی گمان یک نکته عاطفی، سید مکه را به بیرون رفتن دو جگر گوشه خود از خانه راضی کرده بود. پسران محمد امین(ص): قاسم و عبداللّه یکی در چهار سالگی و آن دیگری در شیرخوارگی تن لطیف به خاک سرد سپرده و پدر و مادر خود را سخت دل شکسته و سوگوار کرده بودند. دیگر خنده یا گریه و هیاهوی کودکانه سکوت سنگین و ملال آور خانه را درهم نمی شکست. برخی طیب و طاهر را نام فرزندانی دیگر از محمد(ص) در شمار آورده اند ولیکن طیب و طاهر، هر دو لقب عبداللّه را نشان تولد وی بعد از بعثت نبی اکرم می شمارند. به هر تقدیر، دختران نیز به خانه شوهر رفته بودند و جز فاطمه(س) خردسال یا شیر خواره کسی در کنار محمد(ص) و خدیجه نبود و به همین مناسبت ابوطالب خود با طیب خاطر و بس بزرگوارانه و مردانه علی(ع) را به خانه محمد(ص) و جعفر را به پیش عباس فرستاد. خردمندان می گویند: رفتن علی(ع) به خانه محمد(ص) برای این کودک نژاده موهبتی خداوندی بود.۱
در سن سی و پنج سالگی محمد(ص) و به روایتی در سال تولد فاطمه(س)، قبائل مختلفه قریش عزم به بازسازی خانه کعبه جزم کردند: «… فقال العباس: ولدت فاطمه و قریش تبنی الکعبه و النبی(ص) ابن خمس و ثلاثین سنه».۲
کعبه در پی یک سیل بنیان کن و یک آتش سوزی مهیب آسیب بسیار دیده بود و بیم ویرانی بدنه سنگ چین کوتاه آن می رفت. سیل از فرو ریختن آب درپی بارندگی زیاد از فراز سدی در بلندای مکه جاری گشت و نیز زنی چون می خواست خانه را بَخور دهد، از مجمره وی شراره ای در جامه کعبه و یا درب ورودی آن افتاد و آتش به پا کرد و بدنه آسیب دید و سقف فرو افتاد. در این حال به اموال کعبه دستبرد زدند و گویا به راهنمائی و یا تحریک ابولهب آهوئی زرین، مرصع به مروارید و گوهر، از آن اموال بدزدیدند. هر چند آن دزد یا نگاهدارنده مال دزدی به چنگ افتاد و طبق قانون دست وی ببریدند۳ ولیکن این پیشامد، قریشیان را در عزم خود پا برجاتر کرد. نام این دزد، «دویک» بود. در همین هنگام یک کشتی با بار سنگ مرمر، آجر و تیرک های چوب و فلز از «رومیّه الصغری» به یمن می رفت. باد این کشتی را به نزدیک مکه آورد و در آنجا کشتی به گل فرو رفت و دم به دم بیشتر به گل می نشست. یک معمار رومی به نام «باقوم» یا «یاقوم» و یا «باقول» در کشتی بود و می خواست در یمن کلیسائی بسازد. ولید بن مغیره از قریش با معمار رومی به مشورت نشست و به وی گفت: برای بیرون آوردن کشتی و تعمیر و راه اندازی آن باید کشتی را از آب بیرون بیاورند و در این صورت از پیاده کردن بارِ کشتی، هیچ چاره نیست. «باقوم» این رأی بپسندید و بنا به درخواست مردان قریش، سرپرستی ساختمان کعبه را عهده دار گشت. ابوطالب از آن مردان درخواست تا در هزینه بازسازی کعبه، جز از مال حلال بهره نجویند و به این صورت چوب های درون کشتی همه بخریدند تا در ساختن آسمانه خانه به کاربرند.۴
برای بالا آوردن دیوار و بدنه نیز از کوه «السیاده» سنگ می آوردند و محمد(ص) در این کار انبازی داشت. در این حال مردان برهنه بودند و ندائی محمد(ص) را از برهنگی منع کرد: «فسمع صائحا یصیح: لاتنزع ثوبک» و جز این نیز گفته اند.۵ و این، نخستین نشانه ظاهری پیامبری وی بود. در هر حال هریک از قبائل قریش بخشی از بدنه کعبه را در دست گرفت و بالا آورد و چون خواستند حجر الاسود را نصب کنند هر یک از بزرگان می خواستند این سرفرازی نصیب وی گردد. از این روی در میان ایشان ستیزه درگرفت و برای جنگ و خونریزی سوگند خوردند و چون شمشیرها را برآهیختند، «ابوامیه بن المغیره» پا در میانی کرد. این مرد از کهنسال ترین مردم مکه بود و از آن بزرگان خواست تا به حکمیت نخستین درآینده به مسجد، از «درب بنی شیبه» تن در دهند. این پیشنهاد پسندیده آمد و چشم به راه نشستند. سرانجام مردی از دورخودنمائی کرد و چون نزدیک آمد همگان فریاد برداشتند: محمد امین. محمد امین. برفور بزرگان گرد وی درآمدند و ماجری با وی بگفتند. محمد(ص) بفرمود تا پارچه ای بیاورند و بر زمین گسترند.
بعضی گویند: آن حضرت رداء خویش بگسترد.۶ و به ایشان گفت: من به دست خویش سنگ بر پارچه می نهم و شما هر یک، یک گوشه از آن پارچه را در دست بگیرید و بالا بیاورید. آن مردان چنین کردند و چون سنگ تا برابر جای آن بالا آمد، محمد(ص) خود آن سنگ را برداشت و نصب کرد. غریو شادی و خشنودی از همگان برخاست و بر محمد امین(ص) و حکم وی بسی آفرین خواندند و چون بلندی دیوار به شانزده ذرع برسید، برای سقف پانزده شاه تیر بر شش ستون نهادند و روی آن بپوشانیدند. هر چند بزرگان قریش از بناء تازه خشنود گشتند ولیکن محمد(ص) به آن دل خوش نساخت. زیرا بنای دیرینه ابراهیم(ع) در هم ریخته بود از این روی بعدها به عایشه فرموده بود: لولا ان قومک حدیث العهد بالکفر لنقضت الکعبه و رددتها علی قواعد ابراهیم و جعلت لها بابا شرقیا و بابا غربیا.۷
محمد(ص) چون یک چند برآمد خود را از بازار و بازرگانی دور نگه داشت و کار تجاری خدیجه را یک سره در دست وی رها کرد و خود گاه در مسجد الحرام و در کنار خانه کعبه به راز و نیاز با پروردگار یکتا می پرداخت و گاه نیز به غار «حراء» می رفت و با پروردگار زمین و آسمان و آفریدگار جهان خلوت می کرد.
در آن روزگار بعضی از مردان مکی در ماه رمضان به این غار می رفتند و چند روزی و گاه یک ماهه رمضان در آن غار می ماندند و به تزکیه باطن و تصفیه درون می پرداختند و بعد از رمضان آسوده و سبک بال به شهر باز می گشتند و سرگرم کار خود می شدند.
محمد(ص) نیز چنین می کرد پیش از این نیز با عبدالمطلب و ابوطالب به «حراء» می رفت و یا برای ایشان آب و آذوقه می برد. از این روی این غار برای وی جائی آشنا بود. در چهل سالگی وی، در یک ماه رمضان، جبرئیل پس از چند بار زمینه چینی بر وی فرود آمد و آیاتی از سوره العلق در دل محمد(ص) انداخت و از او خواست تا آن را بخواند و محمد از ناتوانی خود در خواندن سخن در میان آورد تا سرانجام قدرت خواندن را در خود یافت و آنچه جبرئیل می گفت بی درنگ بازگو می کرد و به این ترتیب محمد(ص) بعد از شش ماه دیدن رؤیای صادقه و مشاهده اموری حیرت انگیز در گرداگرد خویش به پیامبری و راهنمائی خلق مبعوث گشت و کار دعوت را از خانه و خانواده خود آغاز فرمود.
خدیجه نخستین مسلمان بود و پس از وی علی بن ابی طالب(ع) و زید بن حارثه و ابوبکر به وی گرویدند. پیرامون نخستین مرد مسلمان در میان اهل تحقیق اختلاف نظر در میان آمده است ولیکن گفته علی(ع) باب بحث و جدل را در این زمینه بسته است: «روی عن علی علیه السلام انه قال: أنا عبداللّه و أخو رسوله و أنا الصّدیق الأکبر لایقولها ألا کاذب مفتر، صلیت مع رسول اللّه صلی اللّه علیه و سلم قبل الناس».۸ پس از چندی فرضیت نماز بر وی فرود آمد و جبرئیل علیه السلام آئین و اوراد نماز به وی بیاموخت و با هم نماز برپای داشتند. و چون به خانه بازگشت با خدیجه نیز به نماز ایستاد.
پیامبر(ص) به خوبی خانه کعبه و مسجدالحرام را می شناخت و به وابستگی مردم سرزمین های عربی و جهانیان به این جای مقدس آگاهی داشت و می دانست این خانه پاک و فضای گرداگرد آن، هر ساله در موسم حج و اوقات دیگر جمع کثیری را سوی خویش می کشاند و نیکوترین موقعیت را برای تبلیغ اسلام داراست. بنابراین در نخستین روزهای بعثت و پس از اسلام خدیجه و علی(ع) کوچک ترین جمعیت اسلامی را تشکیل داد و در پیش چشم مردم مکه در کنار خانه کعبه به نماز ایستاد. عفیف کندی که با عباس بن عبدالمطلب داد و ستد داشت عطر از یمن می خرید و در ایام موسم در مکه می فروخت می گوید: روزی در منی با عباس بودم. مردی بیامد و روی و دست و پای بشست و روبروی کعبه بایستاد. زنی نیز با وی همراه گشت از آن پس تازه جوانی بیامد و در کنار مرد بایستاد و با هم نماز بر پای داشتند. با شگفتی گفتم: ای عباس این کیست؟ گفت: این برادرزاده من محمد بن عبداللّه بن عبدالمطلب است. می پندارد خدای وی را به پیامبری فرستاده است. این یکی نیز برادر زاده دیگر من علی بن ابی طالب است و از محمد پیروی می کند آن بانو هم همسر محمد(ص) خدیجه می باشد. عفیف کندی می گوید: چون این بشنیدم گفتم: ای کاش من نفر چهارمین باشم.۹ رسول اکرم(ص) به پیامبری کافه خلق مبعوث بود: «وَ ما اَرْسَلْناکَ اِلاّ کافَهً لِلنّاسِ بَشیرا وَ نَذیرا…»۱۰ و باید از بام دنیا بانگ «اللّه اکبر» را بلند کند تا «الناس» را مخاطب خود سازد و ندای مسلمانی را تا دورترین جای عالم برساند و البته این بام بلند، جائی جز خانه کعبه نبود. بنابراین در فرصت های معین به مسجدالحرام می رفت و در کنار مردم به گفتگو می نشست و از رفتار و گفتار نیک و بهشت و جهنم و خدای یگانه سخن در میان می آورد و آن مردم را به توحید و یگانه پرستی می خواند. به این صورت سه سال از پیامبری رسول اللّه(ص) به آرامی سپری گشت. در این مدت، نبی اکرم(ص) در نهان به دعوت خویش و آشنا می پرداخت، و تنها شماری اندک به وی و آئین پاک وی گرویدند «فقلت: هل یتبعک علی هذا احد قال نعم امرأه وصبی و عبد یرید خدیجه بنت خویلد و علی بن ابی طالب و زید بن حارثه»۱۱ و از آن پس بر شمار پیروان آن حضرت افزوده می گشت تا ابوبکر، ابوذر غفاری، عمرو بن عبسه السلمی، خالد بن سعید بن الفاص، سعد بن ابی وقاص، عتبه بن غزوان، خبات بن الارت و مصعب بن عمیر اسلام آوردند.
سرانجام نبی اکرم(ص) در پی آیه مبارکه: «فَاصْدَعْ بِما تُؤمَرُ وَ أعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِکینَ»۱۲ به دعوت آشکار مأمور گشت و لحن نرم دعوت جای خود را به قاطعیت داد و آن حضرت بت پرستی را نفی و بت پرستان را تحقیر فرمود و زنده و مرده ایشان را اهل جهنم در شمار آورد. بنابراین کفار قریش در خانه خدا و مسجدالحرام دست به آزار و اذیت و ضرب و شتم آن وجود پاک زدند. سنگ به سویش انداختند، در راهش خار و خاشاک ریختند و چه بسا آن حضرت با اندامی خون آلوده و جامه از هم دریده به خانه باز می گشت و با خدیجه درد دل می کرد و آن بانوی یگانه خاک و خون از جامه و اندام وی می سترد و با سخنان مهرآمیز خود غبار اندوه از سیمای مبارک شوی پاک می کرد و به وی دل داری و امید می داد و چون کفار قریش از رفتن به بیت اللّه مانع آن حضرت آمدند، پیامبر اکرم با شمار اندک مسلمانان در بیابان و در دامنه کوه و در شکفت و غار به نماز می ایستاد. ولیکن بت پرستان در اینجا هم دست از آزار ایشان نکشیدند و چون بیم خونریزی می رفت رسول اکرم(ص) با قرار پیشین هر روزی در خانه ای حاضر می آمد و مسلمانان، یکی یکی و دور از چشم مردان قریش به آن خانه می آمدند و در آنجا نماز می گزاردند.
در این روزگار چون کار آزار و اذیت به توهین و تحقیر کشید و در این باب، ابوجهل پای از حدّ خویش بیرون گذاشته بود و از هیچ نامردمی نسبت به رسول اللّه(ص) خودداری نمی کرد، حمزه عمّ پُر وقار و زورمند پیامبر(ص) پس از ضرب و شتم ابوجهل و توهین نسبت به وی پیش روی مردم مکه از محمد(ص) حمایت کرد و شهادتین بر زبان آورد و به بت پرستان گفت: از این پس سرو کار شما با من است.
از این پس مردان مسلمان با قوت قلب بیشتری، در خانه ارقم
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
