خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل فرهنگ فقه ؛ گامی دیگر در عرصه اطلاع رسانی فقهی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل فرهنگ فقه ؛ گامی دیگر در عرصه اطلاع رسانی فقهی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل صلح ابتدایی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل صلح ابتدایی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
16ساعت
21دقیقه
16ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نسخه خطی رساله جهادیه

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 72

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل نسخه خطی رساله جهادیه؛ راهکاری شایسته برای ارائه‌های موفق

اگر به‌دنبال یک فایل ارائه‌ی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفه‌ای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل نسخه خطی رساله جهادیه انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 120 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائه‌های شما تهیه شده‌اند.

دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل نسخه خطی رساله جهادیه:

  • طراحی ساختارمند و چشم‌نواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما به‌خوبی دیده و درک شود.
  • آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل نسخه خطی رساله جهادیه آماده‌ی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
  • سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخه‌های PowerPoint بدون بهم‌ریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.

تولید شده با رویکرد حرفه‌ای:

تمامی بخش‌های فایل پاورپوینت کامل نسخه خطی رساله جهادیه با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بی‌نقص طراحی شده‌اند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شده‌اند تا ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید.

توجه:

تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل نسخه خطی رساله جهادیه از کیفیت کامل برخوردار است. نسخه‌های غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمی‌شود از آن‌ها استفاده شود.

با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل نسخه خطی رساله جهادیه، سطح ارائه‌های خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نسخه خطی رساله جهادیه :

میرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانی

مقدمه تحقیق:

هرگاه در طول تاریخ، سرزمین اسلامی مورد تعرض قرارمی گرفته، وظیفه علماء اسلام بود که مردم را جهت دفاع ازدین و آئین و شرف و ناموس آماده کنند و همه دوش به دوش هم در صدد دفع تجاوز و قطع فتنه برآیند.

در سال ۱۲۴۲ یعنی بیش از یکصد و نود سال قبل روسیه تزاری به کشور اسلامی ایران حمله کرد و آتش جنگ میان دوکشور درگرفت.

در آن برهه از زمان عده زیادی از علمای اسلام با تدوین کتاب ها و رساله های گوناگون حکم جهاد با کفار را به طورمستدل و مشروح بیان نمودند.

مرحوم آقا بزرگ تهرانی فهرست بسیاری از این آثار را درلابه لای موسوعه بزرگ الذریعه گرد آورده است، یک سلسله از این مؤلفات به نام «جهادیه» در الذریعه، ج ۵، ص ۲۹۶ تا ۲۹۸ آمده و عبارتند از:

الجهادیه: رساله فی وجوب الجهاد و الدفاع، فارسی للمولی ابی الحسن بن محمد کاظم، کتبه عند مظاهرات الروس علی ایران فی عصر الفتحعلی شاه، اوله: (نحمدک یا من حبب الیناحمیه الاسلام، و لم یجعلنا بلا غیره کمن ینشا فی الحلیه) رتبه علی مقدمه و سته عشر فصلا و خاتمه، و استدل فیه بال آیات والاخبار الکثیره، یظهر منها تبحره فی الفقه و الاصول والحدیث و التفسیر، و فرغ منه عصر یوم الجمعه (۲۶ جمادی الاولی ۱۲۳۸) رایته فی المشهد الرضوی فی مکتبه المحدث المرحوم الشیخ عباس القمی.

الجهادیه: فارسی، للمیرزا ابی القاسم القائم مقام ابن المیرزاعیسی سید الوزراء الفراهانی المقتول (۱۲۵۱) طبع فی تبریزعلی الحروف فی (۱۲۳۴) نسخه من المطبوع کذلک توجدفی مکتبه محمد آقا النخجوانی فی تبریز کما فی فهرسها الذی ارسله الینا بخطه، و سیاتی فی الجهادیه الصغری لوالده المیرزا عیسی کما مر فی الکبری الموسومه «احکام الجهاد» فی (ج ۱ ص ۲۹۶) ان دیباجه (الصغری و الکبری) من انشاء ولده المیرزا ابی القاسم، فهو شارک والده فی دیباجه کتابیه واستقل بتالیف خاص لنفسه و لعل المطبوع احدهما فلاحظ.

الجهادیه: ایضا بالفارسیه، لجمع من الکتاب و المنشئین فی عصر الفتحعلی شاه الذی توفی (۱۲۵۰) اثبتوا فیه مااستخرجوه من احکام الجهاد من کتب فقهاء العصر مثل الشیخ الاکبر و المحقق القمی و صاحب الریاض و السید المجاهد، ورتبوها علی ارکان، اوله (ربنا افر غ علینا صبرا) نسخه منه فی الخزانه الرضویه من موقوفه (۱۲۶۳).

الجهادیه: بالفارسیه، ایضا لجمع من الفضلاء متحد مع السابق فی المطالب، مختلف معه فی العبارات و مرتب کترتیبه علی الارکان، اوله (الحمد ل له الذ ی فضل المجاه د ین علی القاع د ین) نسخه منه فی الرضویه وقف سنه (۱۲۶۳) وفیها نسخه اخری فیها خصوص الرکن الثالث منه فی اقسام الجهاد.

الجهادیه: بالفارسیه، للسید الامیر محمد حسین بن الامیر عبدالباقی بن المیر محمد حسین بن المیر محمد صالح الحسینی الخاتون آبادی الاصفهانی المتوفی فی (۱۲۳۳) و والده المیرعبد الباقی شیخ اجازه سیدنا بحر العلوم توفی فی (۱۲۰۸)اوله (جواهر حمد و لئالی ثنائی که مصطبه گزینان صوامع جبروت را آویزه گوش تواند بود) نسخه الخزانه الرضویه وقف سنه (۱۲۶۲) بالخط الجید، و کاتبها محمدهادی.

الجهادیه: مقتل فارسی، للمولی عبدالعباس الدامغانی الکرمانشاهی، ینقل فیه عن «اسرار الشهاده» للدربندی و«المخزن و المعدن» للبرغانی، و الظاهر انه متاخر عن المولی عباس بن علی اکبر الدامغانی مؤلف «منبع الدموع» فی(۱۲۶۶) کما یاتی فی المیم، رایت «الجهادیه» بخط المولی بمان علی الدامغانی المتوفی بمشهد حدود (۱۳۳۰).

الجهادیه: للسید علی محمد بن السید محمد بن العلامه السیددلدار علی النقوی المتوفی بلکهنو فی (۱۳۱۲) ذکره السیدعلی نقی النقوی فی «مشاهیر علماء الهند».

الجهادیه: لسید الوزراء المیرزا عیسی الشهیر بمیرزا بزرگ ابن المیرزا محمد حسن بن عیسی الحسینی الفراهانی المتوفی(۱۲۳۸) و هذا ایضا فارسی، و هو الجهادیه الصغری له، و له «الجهادیه الکبری» الذی سماه احکام الجهاد المذکور فی (ج ۱، ص ۲۹۶) و دیباجه الصغری و الکبری لولده المیرزا ابی القاسم قائم مقام کما مر آنفا، یوجد فی الخزانه الرضویه من وقف (۱۲۶۱) کما فی فهرسها.

الجهادیه: بالفارسیه للحاج کریم خان القاجاری المتوفی(۱۲۸۳) مرتب علی مقدمه و سته ابواب و خاتمه، اوله(سپاس بیرون از قیاس پروردگاری را) فرغ منه فی (۱۲۷۳) نسختان منه فی مکتبه مدرسه سپهسالار کما فی فهرسها (ج ۱،ص ۴۴).

الجهادیه: للمجاهد فی سبیل الله محمد بن الامیر السید علی الطباطبائی الحائری، المولود حدود (۱۱۸۰) و المتوفی(۱۲۴۲)، اوله (الحمد ل له الذ ی فضل المجاه د ین علی القاع د ین اجرا عظیما) نسخه منه بخط ابی القاسم الحسنی فی (۱۲۲۸) وقف (۱۲۶۱) و الواقف السید الجلیل المیرزاموسی خان متولی المشهد الرضوی، و الظاهر ان الکاتب هوالمیرزا ابو القاسم القائم مقام الفراهانی، اخ الواقف، و هما ابناسید الوزراء المیرزا عیسی قائم مقام.

الجهادیه: للشیخ هاشم المعاصر للسلطان فتحعلی شاه، م ن علماء العرب وفقهائهم، کما وصف فی فهرس الخزانه الرضویه و النسخه فیها من وقف سنه (۱۲۶۱) فی مائه و ست و ثمانین ورقه، اوله: (الحمد الله رب العالمین و الصلاه و السلام علی الصادع بالدین) فرغ منه فی (۱۲۳۰).

الجهادیه: للمیرزا یوسف بن عبدالفتاح بن میرزا عطاء الله الطباطبائی التبریزی، المولود فی (۱۱۶۷) و المتوفی (۱۲۴۲)و کان مجازا من الوحید البهبهانی فی (۱۱۸۰) کما ذکره مع سائر تصانیفه حفیده فی «تاریخ اولاد الاطهار» فی (ص ۸۳)، والظاهر ان فی تاریخ ولادته او اجازته اشتباها او غلطا فی النسخه، فان بین التاریخین ثلاث عشره سنه و صدور الاجازه له قبل البلوغ بسنتین فی غایه البعد، مع انه قدر فی (ج ۱، ص ۱۴۸) الاجازتان المختصرتان له بخط الوحید فی (۱۱۷۲) وفی (۱۱۷۴) الا ان یکون المجاز بهما و هو محمد بن یوسف بن میر فتاح غیر هذا المؤلف «الجهادیه» و ان کانا مشترکین من جهات و مؤلف «الجهادیه» م ن اجداد السید شهاب الدین التبریزی النجفی م ن طرف الامهات. (الذریعه، ج ۵، ص ۲۹۶ ۲۹۸).

* * *

متن حاضر، رساله جهادیه قائم مقام فراهانی است. از خاندان فراهانی دو نفر به نوشتن رساله جهادیه پرداخته اند(۱): نخست، سید الوزراء عیسی بن محمد حسین(۲)، معروف به میرزا بزرگ(۳)، متوفای سال ۱۲۳۸ که دو رساله جهادیه به رشته تحریر درآورده است: جهادیه کبری و جهادیه صغری. جهادیه کبری اوبه نام «احکام الجهاد واسباب الرشاد» به زبان فارسی نوشته شده و دارای مقدمه و هشت باب (به عدد ابواب بهشت) ویک خاتمه است. این کتاب را آقا بزرگ در الذریعه، ج ۱، ص ۲۹۶ و ج ۵، ص ۲۹۷ ذکر نموده است.

جهادیه صغری هم به زبان فارسی بوده و در ایام جهاد ایرانیان با روس در عصر سید محمد مجاهد (۱۱۸۰ ۱۲۴۲ ه) به رشته تحریر در آورده، چنان که در الذریعه، ج ۱، ص ۲۹۶ گفته شده است.

ایشان کتاب های دیگری هم داشته از جمله: اثبات نبوت خاصه به زبان فارسی که در الذریعه، ج ۱، ص ۱۰۱ معرفی شده است.

دومین شخصیت از این خاندان میرزا ابوالقاسم فرزند میرزاعیسی فراهانی بوده، مشهور به قائم مقام(۴)، زیرا وزیر فتحعلی شاه قاجار و جانشین پدرش میرزا عیسی بوده، چنان که اعیان الشیعه، ج ۲، ص ۲۸۱ گفته است.

از ایشان رساله ای به نام رساله جهادیه به دست ما رسیده که همین رساله حاضر است.

مؤلف رساله:

مؤلف، سید میرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانی فرزند میرزاعیسی بن محمد حسن بن عیسی بن ابی الفتح بن ابی الفخربن ابی الخیر حسینی فراهانی تهرانی، متوفای سال ۱۲۵۱ می باشد. چنانکه در الذریعه آمده است، چون بعضی ازاجداد او ساکن هزاره فراهان بوده اند، به فراهانی معروف شده است. او وزیر فتحعلی شاه متوفای ۱۲۵۰(۵) واز نویسندگان عصر خود بوده و دارای آثار متعددی از جمله شمائل و مخائل سلطان، درباره زندگانی فتحعلی شاه است.

یکی دیگر از آثار وی دیوان ثنائی فراهانی است. درباره فعالیت های سیاسی او نوشته اند که او باعث به سلطنت رسیدن محمد شاه نوه فتحعلی شاه به عنوان جانشین جدش بود، لیکن محمد شاه پس از یک سال دستور داد او را خفه کنند و اموال او را مصادره نموده و قبر او را با کلیه تالیفات منظوم و منثور او از بین ببرند.

فرهاد میرزا فرزند عباس میرزا بعضی از آثار او را جمع آوری نموده و به عنوان «انشاء قائم مقام» در سال ۱۲۸۰ در ۱۶۰۰۰ بیت در تهران به چاپ رسانده است(۶).

این کتاب را آقا بزرگ در الذریعه، ج ۲، ص ۳۹۳ ذکر نموده وبعد از این تاریخ در سال ۱۲۹۴ به عنوان «انشاء قائم مقام» به فرمان اویس میرزا بن فرهاد میرزا دوباره به رشته تحریر درآمد.(۷)

مرحوم آقا بزرگ این کتاب را به طور تفصیل در الذریعه معرفی نموده است.

در باره رساله جهادیه در الذریعه، ج ۵، ص ۲۹۶ شماره(۱۳۹۱) آمده است که در تبریز در سال ۱۲۳۴ چاپ گردید،البته بعدا تردید کرده که نسخه چاپ شده همین رساله باشد. ما هنوز به نسخه چاپ شده دست نیافته ایم تا در این باره تحقیق نمائیم.

به هر حال چون اصل رساله فعلا در دست نیست و بنابر فرض چاپ شدن آن، اکنون یکصد و نود سال از تاریخ آن گذشته، عرضه نمودن این رساله از روی نسخه خطی با تحقیق و استخراج مصادر، کاری مفید به شمار می آید.

در چند جا نام شخصیت هایی از آن دوره به چشم می خورد، از جمله «فتحعلی شاه قاجار» همچنین «عباس میرزا» فرزند فتحعلی شاه به عنوان نائب السلطنه(۸). در صفحه ۲۴ نام جناب سید المجتهدین آقا سید علی (طاب ثراه) آمده که دو اجازه نامه نوشته، یکی به عربی و دیگری به فارسی ومختصر آن دو را در این رساله آورده است.

همچنین نام شیخ المجتهدین شیخ محمد جعفر در صفحه ۲۱ آمده، و در صفحه ۴۸ به کتاب ایشان به عنوان شیخ المجتهدین در رساله غایه المراد(۹) اشاره شده که مراد شیخ الفقهاء جعفر کبیر، صاحب کتاب شریف «کشف الغطاء عن مبهمات الشریعه الغراء» است(۱۰). ایشان در نجف اشرف سال ۱۱۵۶ ه متولد شد و در روز چهارشنبه ۲۲ یا ۲۷ رجب ۱۲۲۸ یا ۱۲۲۷ در نجف اشرف وفات یافت(۱۱).

وی رساله ای در احکام جهاد به درخواست عباس میرزا فرزند فتحعلی شاه در سال ۱۲۲۷ به رشته تحریر در آورده، در بعضی از نسخه ها به نام «الحسام البتار فی قتال الکفار» معرفی شده چنان که در الذریعه، ج ۱۶، ص ۱۶ به آن اشاره رفته است.

اول آن «حمد المالک ادغم بقدرته کل متکبر جاحد» است.

* * *

چون در این رساله اشاره شد که شیخ الفقهاء، جعفر کبیر دراجازه ای تفویض امر ریاست جهاد را به فتحعلی شاه داده است. در این جا مناسب است مطلبی را از میرزای قمی(۱۲) نقل نمایم که در نامه ای به فتحعلی شاه(۱۳) یادآور شده و در آن اشاره به وضعیت سیاسی آن عصر داشته ودر ضمن بیان نموده:

… یک جا می شنوم که می خواهند لقب «اولوالامر» به شاه بگذارند(۱۴) که مذهب اهل سنت است و خلاف مذهب شیعه است و اهل سنت به آن فخر کنند که پادشاه شیعه تابع ما شد و یک جا می خواهند که شاه را به مذهب صوفیه مایل کنند که مباحی مذهب شود و از دین در رود که بدتر از سنی شدن است و چون اصل مذهب تصوف مقتبس از مذهب نصاری است فرنگی و نصرانی فخر کنند که پادشاه شیعه تابع ما شد… و یک جا من خاک بر سر را به بلای عظیم مبتلا کنند که به مراسله و پیغام این مراحل را به انجام بیاورم.

حق تعالی مفسدین را اگر قابل هدایت هستند هدایت کند و الا به دفع ایشان مسلمین را از شر آنها محفوظ دارد.

پس از آنچه نوشته شد امیدوارم که رفع ابتلا به عقاید فاسده صوفیه…بشود و شاه عالمیان پناه از شر آن محفوظ باشد.

و اما حکایت «اولی الامر» بودن پس آن نیز بالیقین باطل است و بعضی اجزاء که به نظر حقیر رسید که فتوای علمای عصر در آن درج بود هم صریح در این مطلب نبود. و به هر حال، ما را رجوعی به آن کلمات نیست، زیرا که نه نسبت به ایشان برمن ثابت است و نه اینکه مقصود ایشان چه چیز است.

اما باید دانست که مراد از قول حق تعالی که فرموده است:«طیعوا الله و طیعوا الرسول و اولی الامر منکم»(۱۵) به اتفاق شیعه مراد از اولی الامر، ائمه طاهرین(ع) می باشند و اخبار و احادیثی که در تفسیر آیه وارد شده بر این مطلب از حد بیرون است.(۱۶)

و امر کردن الهی به وجوب اطاعت مطلق سلطان هر چندظالم و بی معرفت به احکام الهی باشد قبیح است، پس عقل و نقل معاضدند در این که کسی را که خدا اطاعت او را واجب کند باید معصوم باشد، و عالم به جمیع علوم باشد مگردر حال اضطرار و عدم امکان وصول به خدمت معصوم، که اطاعت مجتهد عادل مثلا واجب می شود. و اما در صورت انحصار امر در دفع دشمنان دین به سلطان شیعیان هر که خواهد باشد پس آن نه از راه وجوب اطاعت اوست بلکه از راه وجوب دفع و اعانت در رفع تسلط اعادی دین است برخود مکلف که گاه است که واجب عینی می شود بر او و گاهی کفایی.

و اما اهل سنت که قائل به امامت ائمه ما نیستند در این آیه کاربرایشان مشکل شده و با وجود این، با ملاحظه حدیث صحیح معتبر که سنی و شیعه همگی آن را از رسول خدا(ص) روایت کرده اند و آن را قطعی می دانند و آن این است که:

«من مات و لم یعرف امام زمانه فقد مات میته جاهلیه»(۱۷).

یعنی: هر کس بمیرد و امام زمان خود را نشناخته باشد، پس مرده است مثل مردن در جاهلیت و کفر و شیعه لله الحمد چون در هر زمان امام زمان خود را شناخته اند و الحال که امام زمان غایب است باز به ادله و براهین قاطعه معتقدند به این که امام زمانی دارند، و او قائم آل محمد(ص) است از تشویش فارغند، ولکن اهل سنت بر فرض که توانند اثبات کنند امامت خلفای ثلاث را، آنها امام این زمان و امثال آن نیستند، پس به این سبب در این باب در غایت اضطراب و تشویش می باشند. و لهذا جمهور آنها بنا را به این گذاشته اند که هر کس را که مردم به او بیعت کنند او امام زمان می شود و اولی الامر واجب الاطاعه است هر چند فاسق و فاجر باشند و هرچند معاویه و یزید و هارون و مامون باشد و هر عاقلی که دراین معنی تامل کند بطلان آن را می فهمد.

نقل کرده اند که در زمان ملاجلال دوانی که از اعاظم علمای اهل سنت است، علمای اهل سنت مجتمع بودند و این حدیث را مطرح کردند که آیا مراد از امام زمان چیست؟ بعضی گفتند قرآن است (و بطلان آن واضح است که قرآن را امام زمان نگویند) و بعضی گفتند امام زمان «اولی الامر» یعنی هر کس که به سبب بیعت سلطان شود و در آن وقت پادشاه ایشان شخصی بود مسمی به ایلدرم بایزید(۱۸) ملاجلال دوانی رو کرد به آن علما و ریش خود را گرفت وگفت که: آیا این خوب است که حق تعالی در قیامت «جلال الدین محمد» را عذاب کند که چرا ایلدرم بایزید را نشناختی؟(۱۹)

* * *

در این رساله چند عنوان وجود دارد که اهم آن ها عبارت است از:

۱. بیان حکم جهاد دفاعی در زمان غیبت.

۲. بیان فرق های بین جهاد دعوتی که مشروط به حضور امام یانایب خاص است، و جهاد دفاعی. از جمله:

– در جهاد دعوتی حضور نبی یا امام یا نایب خاص یا اذن ایشان شرط است، اما جهاد دفاعی نه به حضور و اذن ایشان مشروط است و نه به اذن نایب عام.

– در جهاد دعوتی بیمار شدید المرض ولنگ شدید العرج وناتوان و نابینا و زمین گیر و زن و خنثی و ممسوح و فقیر و بنده و پیاده و مدیون به دین واجب مانند قرضی که وعده آن رسیده یا نفقه واجبه یا حج یا اطاعت والدین و امثال آن مستثنی می شود ، اما شرط جهاد دفاعی هیچ یک از این امورنیست.

– در جهاد دعوتی، قتال مخصوص به سالی یکبار است، وجایز نیست در ماه های حرام، و قتال مرابطین ورزمندکان مشروط است به اذن امام(ع) یا نایب خاص، اما جهاد دفاعی همه وقت جایز است.

– در جهاد دعوتی لازم نیست بذل مالی که ضرر رساند، اما درجهاد دفاعی بذل عین المال واجب است اگر چه ضرر به حال رساند، در صورتی که فواید اراضی خراجیه و جزیه و مال صلح با کفار و مال امام(ع) و رد مظالم و سایر وجوه فی سبیل الله و غنیمت کفایت نکند.

– در جهاد دعوتی قسمت غنیمت میان مجاهدین واجب است، اما در جهاد دفاعی اگر تجهیز جنود به صرف غنیمت موقوف باشد بدون تقسیم بخلاف صرف می شود.

– در جهاد دعوتی گرفتن مال مسلمین به قهر برای قتال جایز نیست، اما در جهاد دفاعی هنگام ضرورت اجبار اهل حدود به گرفتن مالی که موقوف علیه جهاد باشد جایز است .

– در جهاد دعوتی عقد جزیه و امان و امثال آن اگر مخالفت شرط رو ندهد شکسته نمی شود.

– در جهاد دعوتی محاربه مختص با کفار می باشد، اما در جهاد دفاعی میان کفار و مسلمانانی که به طمع دنیا و حب ریاست، به آنچه کفار اراده کرده اند، گرایش پیدا نموده اند، نیست.

– در جهاد دعوتی پیش از محاربه اعلام امر اسلام به کفار واتمام حجت با آنها لازم است، اما در جهاد دفاعی لازم نیست، خواه کفار به قتال پیشی گیرند یا نگیرند و خواه مسلمین راقوت قهر و غلبه باشد یا نباشد.

– در جهاد دعوتی ملاحظه می شود که کفار پیش از دو برابرنباشند، اما در جهاد دفاعی این نکته ملاحظه نمی شود بلکه مدار بر قدرت است.

– در جهاد دعوتی هجوم ناگاه و شبیخون و مانند آن سزاوار نیست، اما در جهاد دفاعی مقاتله با دشمن بدانچه غیر سم باشد و امید فتح به آن رود، جایز است.

– در جهاد دعوتی تخلف از امان و مهادنه و امثال آن جایز نیست، اما در جهاد دفاعی هنگامی که از ضرر کفار خوف باشد جایز است و در مطلق جهاد، امان دادن به کفار وقتی که مصلحت مسلمین باشد جایز است.

۳. بیان احکام جهاد در ضمن بیان فرق های متعدد.

۴. توضیح بعضی از واژه های فقهی که با مساله جهاد دررابطه اند مانند: مرابطه، خراج، اراضی مفتوح العنوه، جزیه، انفال، غنیمت، متحیز، متحرف، عقد امان، مهادنه و امثال این ها.

۵. علاوه بر آنچه گذشت انشاء و نوشته های قائم مقام فراهانی از نظر ادب پارسی دارای ارزش خاصی می باشد که بر اهل قلم مخفی نیست، از این جهت متن این رساله علاوه برمحتوای علمی، از لحاظ ادبی نیز ارزشمند است و نمونه ای از معدود متون فقهی با نثر فصیح فارسی به شمار می رود.

* * *

نسخه خطی این رساله:

نسخه خطی این رساله در کتابخانه استان قدس رضوی است که به عنوان «جهادیه آقا میرزا بزرگ قائم مقام» معرفی شده وبه شماره ۲۳۵۰ در فهرست کتابخانه به ثبت رسیده است. وتاریخ وقف آن سال ۱۲۶۲ ه.

این نسخه دارای ۷۰ صفحه به ابعاد ۲۰×۱۲ و خط نستعلیق ۱۲ سطری و مقداری از صفحه اول آن در اثر قدمت از بین رفته است.

امید است با تصحیح و نشر این رساله، روح مجاهدت در جوانان غیور مسلمان زنده شده و همه با هم علیه استعمارگران کافر به پا خیزند و کشورهای اسلامی را از یوغ حملات ددمنشانه پاک نمایند و زمینه ظهور ولی عصر (ارواحنا له الفداء) را آماده ساخته و از یاران و انصار دین خدا وحضرت ولی عصر قرار گیرند، ان شاء الله تعالی.

* * *

الحمد الله الواحد القهار و نصلی علی نبینا المختار، و علی آله الساده الاخیار، الاوداء للانصار، الاشداء علی الکفار، سیما ابن عمه و ولی عهده و الخلیفه من بعده، و اولاده المجاهدین واحفاده الجاهدین صلوات الله علیه و علیهم اجمعین .

و بعد، چنین گوید اقل الخلیقه: … چون رسم جهاد از عهد غیبت امام(ع) تا اکنون که نوبت(۲۰) اکنون به توفیق رب ودود نوبت شروع به مقصد و رجوع به مقصود است. بدان که جهاد به دو قسم است:

یکی دعوتی که عبارت است از توجه مسلمین به بلاد کفاربرای دعوت آنها به اسلام به اذن نبی یا امام(ع) یا نایب خاص ایشان.

دیگری دفاعی، و آن بر چند قسم است:

یکی از آن جهادی است برای حفظ بیضه اسلام هنگام هجوم کفار به مقصد تسخیر بلاد اسلام و تسلط بر مسلمین و اعلان شعائر کفر و اضمحلال کلمه اسلام.

دیگر، جهادی است برای دفع کفار از تسلط بر نفس و عرض مسلمین.

دیگر، جهادی است برای دفع جماعتی از کفار که تلاقی کرده اند با جمعی از مسلمین و خوف باشد از استیلای آن جماعت بر ایشان.

دیگر، جهادی است برای اخراج کفار از بلاد و اراضی مسلمین پس از تسلط آنها بر آن و اصلاح بیضه اسلام پس از رخنه آن.

و بیضه اسلام را فقها به اصل و مجتمع آن تفسیر کرده اند، ومی توان گفت که اصل و مجتمع اسلام، سلطان اسلام وبزرگی است که زوال و منشا انقراض اسلام و تفرق مسلمین شود.

و مراد از خوف بر بیضه اسلام اندیشه استیصال آن است بالمره.

و صاحب مجمع البحرین بیضه اسلام را جماعت اسلام گرفته(۲۱) و بنابراین مراد از خوف بر بیضه اسلام، خوف برجماعت مسلمین است.

و همه اقسام مذکوره چه دعوتی چه دفاعی جهاد است به عنوان حقیقت، و جهاد از اعظم ارکان اسلام است و موجب انتظام امور آنان، و حفظ شعایر اسلام به آن منوط است واستحکام شرایع دین بدان مربوط و پس از عقاید اسلامیه وایمانیه، افضل اعمال است حتی [بر] نماز یومیه. و اگر چه نماز یومیه را به وجهی مزید فضلی است بر جهاد، اما به جهات چند جهاد افضل است، چه طاعت و بندگی خدا فرع حجت اوست و تحمل تکلیفات از تاثیر مودت او.

لذت محب حقیقی در خدمت محبوب است، و هر تکلیف محبوب او را پسندیده و مطلوب. اطاعت دشوارترین تکلیفات، نشانه افزونی اخلاص و ارادت است و اطاعت بذل مال، نخستین پایه محبت و برتر از آن مشقت بدن، از آن برتربذل جان، پس دلالت بذل جان بیشتر است از دلالت مشقت بدن.

و بذل مال بر محبت خدا و فضل و عظم شان و حسن و رجحان جهاد، اجماعی فرق مسلمین است، بلکه ضروری مذهب و دین.

و در این باب آیات منزله بسیار است و احادیث وارده بی شمار، از جمله آیات قوله تعالی «یا ایها الذین آمنوا هل ادلکم علی تجاره تنجیکم من عذاب الیم تؤمنون بالله ورسوله وتجاهدون فی سبیل الله باموالکم وانفسکم ذلکم خیر لکم ان کنتم تعلمون یغفر لکم ذنوبکم ویدخلکم جنات تجری من تحتها الانهار ومساکن طیبه فی جنات عدن ذلک الفوز العظیم واخری تحبونها نصر من الله وفتح قریب».(۲۲)

واز آن جمله آیه «ان الله اشتری من المؤمنین انفسهم واموالهم بان لهم الجنه یقاتلون فی سبیل الله فیقتلون ویقتلون وعدا علیه حقا فی التوراه والانجیل والقرآن ومن اوفی بعهده من الله فاستبشروا ببیع کم الذی بایعتم به وذلک هو الفوز العظیم».(۲۳)

و از آن جمله آیه «ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون فرحین بما آتاهم الله من فضله ویستبشرون بالذین لم یلحقوا بهم من خلفهم الا خوف علیهم ولا هم یحزنون یستبشرون بنعمه من الله وفضل وان الله لا یضیع اجر المؤمنین»(۲۴).

و از آن جمله آیه «الذین آمنوا وهاجروا وجاهدوا فی سبیل الله باموالهم وانفسهم اعظم درجه عند الله واولئک هم الفائزون».(۲۵)

و از جمله احادیث حدیث نبوی است: «ان جبرئیل اخبرنی بامر قرت به عینی و فرح به قلبی، قال: یا محمد، من غزا غزوه فی سبیل الله من امتک فما اصابه قطره من السماء او صداع الا کتب له شهاده یوم القیامه».(۲۶)

و نیز از آن حضرت مروی است: «و من خرج فی سبیل الله مجاهدا فله بکل خطوه سبع مائه الف حسنه و محی عنه سبع مائه الف سیئه و یرفع له سبع مائه الف درجه، و کان فی ضمان الله، بای حتف مات کان شهیدا، و ان رجع، رجع مغفورا ذنبه مستجابا دعاءه».(۲۷)

و از جناب امیرالمؤمنین(ع) مروی است: «یا ایها الناس ان الموت لایفوته المقیم و لا یعجزه الهارب، لیس عن الموت محیص، و من لم یمت یقتل، و ان افضل الموت القتل، والذی نفسی بیده لالف ضربه بالسیف اهون علی من موته علی الفراش».(۲۸)

و از حضرت صادق(ع) روایت شده: «قال رسول الله(ص): فوق کل ذی بر بر، حتی یقتل الرجل فی سبیل الله، فاذا قتل فی سبیل الله فلیس فوقه بر».(۲۹)

می توان گفت که جهاد زمان غیبت افضل است از زمان حضور، چه ائمه معصومین(ع) مدح فرموده اند ایمان به غیب کسانی را که پس از ایشان آیند و سیاهی در سفیدی بینند و به آن عمل نمایند، و مراد از آن دیدن احادیث است در کتابها واخباری که در تفسیر آیه «ربنا اننا سمعنا منادیا ینادی للایمان»(۳۰) الآیه، وارد شده شاهد این مدعا است.

و وجوب مطلق جهاد ثابت است به کتاب و سنت و اجماع امت، و اصحاب تصریح کرده اند به وجوب جهاد دفاعی مانند[جهاد] دعوتی در ارشاد(۳۱) ولمعه(۳۲) وتحریر(۳۳) وروضه(۳۴) ومبسوط(۳۵) وغنیه(۳۶) ومراسم(۳۷) ونافع(۳۸) ومسالک(۳۹) وجامع(۴۰) وسرایر(۴۱) وتبصره(۴۲) وقواعد(۴۳) وتذکره(۴۴) ودروس(۴۵) ووسیله(۴۶) وکنزالعرفان(۴۷) وکفایه(۴۸) ومؤلف(۴۹) ومنتهی(۵۰) ونهایه(۵۱) بدون اینکه ایشان درین حکم تامل و تشکیکی نمایند، یا در صدد استدلالی بر آیند یااشاره به مخالفی از خاصه و عامه نمایند، با آن که داب اغلب ایشان اشاره به مخالف است اگر چه نادر باشد، و این نیست مگر از غایت وضوح و ظهورآن، پس وجوب این جهاد محل تامل نیست بلکه نزد علمای اعلام، ضروری دین است.

و این جهاد واجب کفایی است علی الاقرب فالاقرب پس اگراقرب کفایت دفع دشمن کند نهضت ابعد لازم نیست.

و ظاهر این است که مراد از قرب در مقام قرب نیل به مقصدو وصول به مقصود است چه می تواند شد که ابعد مستعدباشد و زودتر از اقرب مباشر قتال شود و اقرب که استعدادندارد دیرتر به قتال رسد.

و نیز وجوب نهضت مترتب است به حصول علم پس اگر علم ابعد پیش از اقرب به هجوم کفار حاصل شود نهضت ابعدپیش از اقرب لازم است و جایز نیست در انتظار نهضت اقرب باشد و ظهور لفظ اقرب در قرب مکانی محمول برغالب است و مراد فقها از عبارت «یتاکد فی حق الاقرب فالاقرب» ترتب عادی است نه حقیقی چه به حسب عادت علم اقرب به قصد دشمن زودتر از بعد حاصل می شود.

و اگر ابعد از هجوم دشمن مطلع شود وفورا نهضت کند وکفایت دفع او تواند نمود، باز تقاعد اقرب که به هجوم کفارعلم دارد جایز نیست، چه ظاهر این وجوب فوریت است وبنابراین به قدری که ابعد طی مسافت کند اقرب تفویت واجب فوری کرده و این تفویت او را جایز نیست.

و اگر کفایت حاصل نشود الا باجتماع جمع مکلفین، بر همه واجب تعیینی است، که در وجوب این جهاد بعضی از علما به عینیت قایل و به دلیلی چند مستدل شده اند و بنابر کفائیت، بازاین واجب از احدی ساقط نیست پیش از آنکه علم حاصل شود به کفایت بعض، چه همین که به هجوم کفار، علم به هم رسد، همه افراد مکلفین را نهضت واجب است تا قیام «من به الکفایه» معلوم شود چنان که شان هر کفایی است و به همین سبب اصحاب گفته اند هر کفایی در اول تکلیف، عینی است وانفصال آن از عینی، پس از قیام بعض به آن است و الا پیش ازقیام بعض، کل مکلفین به آن مخاطب اند و تارکین پیش ازسقوط آن به قیام دیگران، گناهکار و معاقب [می باشند].

و از لفظ سقوط واضح است که پیش از سقوط به کسانی که از ایشان ساقط می شود متعلق بوده.

و از این مقدمات معلوم شد که اگر به هجوم کفار و تعلق این واجب یقین مکلفین به هم رسد، سقوط آن موقوف است به این که یقین حاصل شود به رفع هجوم یا قیام «من به الکفایه» چه به دلالت «لاتنقض الیقین الا بیقین مثله»(۵۲) اشتغال ذمه یقینی را برائت ذمه یقینی لازم است، پس اکنون که به رفع حادثه و قیام «من به الکفایه» علم حاصل نیست بلکه به خلاف آن یقین حاصل است، بر همه مسلمین واجب است که ترک عیال و اطفال و اموال گویند و به حفظ بیضه اسلام و مسلمین ودفع دشمنان خدا از اهل دین کوشند. در این مقام هر که جاهی یا مالی داشته باشد بذل کند و هر که حیلتی دارد یاتدبیری تواند، صرف نماید.

و اهتمام تمام و تاکید اکید در وجوب این جهاد بیشتر است ازجهاد دعوتی، چه این جهاد برای دفع مفسدت است و آن برای جلب منفعت، و شاهد این مدعا است فرقی چند که میان این جهاد و جهاد دعوتی است، چنان که اکنون بعضی ازآن ایراد(۵۳) و در ضمن هر فرق بیان برخی از احکام جهاد می شود.

فرق اول آن که در جهاد دعوتی شرط است حضور نبی یاامام یا نایب خاص یا اذن ایشان و این جهاد نه بحضور و اذن ایشان مشروط است و نه به اذن نایب عام منوط، بلکه درصورت عجز مجتهدین از قیام آن، واجب است مجاهده ومدافعه به متابعت هر که او راست شایستگی سیاست و قابلیت ریاست، هنگامی که امر جهاد موقوف باشد بر آن، خواه جائرباشد یا عادل و نیت او صحیح باشد یا باطل، چه ائمه رخصت داده بلکه واجب کرده اند جهاد در هنگام خوف بر ذراری مسلمین به تبعیت ملوک آن زمان، چنان که بر صدق این مدعا شاهد است «لاتجاهد الا ان یخاف علی ذراری المسلمین» که در صحیحه یونس(۵۴) وارد است، پس به طریق اولی واجب است متابعت سلاطین شیعه، که بالبدیهه رونق مذهب به وجود ایشان بسته است و اعلاء کلمه حق به نصرت ایشان پیوسته، و لا سیما پادشاه این عهد که حمایت دین و حراست مسلمین و مؤمنین را وجهه همت ساخته و به نفس و مال و[الات](۵۵) و رجال به جهاد مشرکین پرداخته، جناب شیخ المجتهدین شیخ محمد جعفر (طاب ثراه)(۵۶)به نیابت از امام آن حضرت را اذن جهاد داده و در تفویض امرریاست به جناب همایونش اجازتی نوشته که حاصل مضمون این است(۵۷):

ای کافه اهل ایران از عراق و فارس و آذربایجان وخراسان، آماده شوید به جهاد کفار لئام، و بر آورید تیغ ها از نیام، برای حفظ بیضه اسلام و در آیید در سلک یاوران ملک علام و جهاد کنید به دفع کفار از شریعت سید انام(ص) وطریقه امیرالمؤمنین(ع) و سید الوصیین. اینکه برای شماحوران آراسته و غلمان به خدمت برخواسته[خاسته]، پس بفروشید جانهای خود را به بهای گران که اندوخته شده است برای شما در جنات عالیه «لاتسمع فیها لاغیه فیها عین جاریه فیها سرر مرفوعه و اکواب موضوعه ونمارق مصفوفه و زرابی مبثوثه»(۵۸) قیام کنید به یاری مؤمنین تا در یابید بهشت برین را.

آیا خطاب نمی کردید به خدا در دعای ماه مبارک رمضان که: شهادت نهایت آرزو و مطلوب ماست در عبارت «و قتلا فی سبیلک فوفق لنا»(۵۹) آیا مکرر نمی گفتید میان مردم «لیتنا کنا مع الشهداء فی کربلاء»؟ پس راضی مشوید به کذب گفتار خود و مخالفت گفتار با کردار خود، بدانید که مقتول ثغور آذربایجان در دفاع اهل کفر و طغیان برای حفظ بیضه اسلام و مسلمین و حراست ناموس مؤمنات و مؤمنین مانند شهدای کربلا است در طلب رضای خداوند ارض و سماء.

و به یاد آورید آرزوی خود را در قول: «لیتنا کنا حاضرین یوم الطفوف ونفدی نفوسنا للحسین و نجعلها وقایه دون طعن الرماح و ضرب السیوف»، پس اگر در قول صادق اید و به حق ناطق، پیش بگیرید پیشه شهداء را در ا متثال امر بضعه بتول، زهرا، چه به خدا در این مقام حاضر است امام حسین(ع) وگویا در این کارزار شما را به یاری می خواند و همچنین خاتم انبیا و سید اوصیا و سایر ائمه، سیما صاحب این عصر وامام این عهد می فرمایند: «ای پیروان پاک اعتقاد، به درستی که سیاست جهاد و دفع اهل کفر و عناد و جمع لشکر و سپاه مخصوص است به بزرگان بندگان و پیامبران و ائمه امنا وکسی که قایم مقام ایشان است از علما و پس در حصول موانع ظهور و عدم امکان قیام ما و قیام علما این امور اذن دادیم به یادشاه این زمان و یگانه دوران که معترف است به اطاعت وسالک است در دفع دشمنان به طریق شریعت ما فتحعلی شاه (حفظه الله مما یخافه و یخشاه) و کسی را که ولی عهد وقایم مقام خود داشته و ملک آذربایجان را به او واگذاشته است، شاهزاده عباس میرزا (ادخله الله فی شفاعتنا وجعله فی الدنیا و الآخره تحت ظلنا وفی حمایتنا) در جمع سپاه برای کسر شوکت کفار و اخذ اموال و اسر عیال و اطفال آنها. هر که در سپاه ایشان قتیل شود مثل آن است که در لشکر مابه قتل رسیده و آنکه اطاعت ایشان کند چنان است که اطاعت ما کرده باشد و هر که ایشان را یاری نکند، ندیم ندامت شود و محروم از شفاعت ما در روز قیامت باشد.

ای شیعیان و چاکران که شنونده اید گفتار ما را و پیروانیدکردار ما را، چون شما را خوانده شود این کتاب و مسموع شود این خطاب، بر آورید تیغ ها از نیام و طلب کنید خون شهدا را در این مقام. بگویید به آواز بلند که دور و نزدیک شنوند: کجا است غیرت اسلام؟ کجا است حمیت شریعت سید انام؟ کجا است حرمت مردم و نساء که پرده نشینان عفت و ناموس اند و اکنون بعض ایشان محل زنا و فجور روس اند؟ کجایند اهل ناموس از امم؟ کجایند آنان که می گفتیم در حق ایشان «اکثر شیعتنا العجم»؟ اگر نکوشید با شنیدن این کلام ونخواهید جهاد دشمنان در این مقام، نمی رسید به شفاعت مادر روز قیام.

جناب سید المجتهدین آقا سید علی(۶۰)(طاب ثراه) اجازت نامه به عربی نوشته مختصر ترجمه آن این است:

بر هر مکلف بالغ و عاقل به شرط امکان و قدرت لازم است که حفظ بیضه اسلام از تسلط کفار لئام کند، تا آن گروه برمسلمین غالب نشوند و به تصرف نفوس و اموال ایشان نپردازند و رسوم اسلام مندرس نشود و شریعت مل ک علام معطل نماند. این امر خطیر منتظم نمی شود مگر به وجود رئیس و هر که تجهیز عساکر و اشیاع و تدبیر جنود و اتباع کندو چون ریاست و دولت و سلطنت و خلافت از جانب سلطان علی الاطلاق «حق سلطانه» منتهی است، به فخر سلاطین عرب و عجم، مالک رقاب امم، السلطان ابن السلطان والخاقان بن الخاقان فتحعلی شاه قاجار ( لا زال مؤیدا من عندالله، منصورا بنصر الملک الاله)، و جناب اقدسش در مجاهده متمکن است و مدافعه در پس حضرت علیه اش را واجب است به وجوب عینی تعیینی که تحمل اثقال جهاد و تجهیزعساکر واجناد کند به آنچه کفایت جهاد نماید.

و همچنین واجب است بر کسی که آن حضرت او رامنصوب ساخته و به تهیه اسباب قدرتش پرداخته و او است والی ولایت کبری و نائب سلطنت عظمی، عباس میرزا (لازالت مقامع سطوته مرفوعه و هامات اعدائه مقموعه)، پس برجمیع مردم که قدرت دارند واجب است که اطاعت فرمان ایشان کنند، و در جیش ایشان حاضر و به جهاد مشغول و دفاع کنند با کفار لئام با نیزه ها و شمشیرهای انتقام، تا نشکند شوکت اسلام و مضمحل نگردد معالم حلال و حرام».

و نیز آن جناب اجازت نامه دیگر به فارسی نوشته که مجملی از مضمون آن این است(۶۱):

بر جمیع مسلمین و عامه مکلفین واضح و آشکار است که دراین چند ساله کفار روس هجوم بر بلاد مسلمین آورده، درصدد تسخیر ممالک اسلام می باشند و این مطلب بر همگی واضح و لایح است که عزت و رواج دین به استقلال دولت اسلام است. هرگاه ضرری از کفار به دولت اسلام رسد بدیهی است که به دین اسلام رسیده، پس خطاب می شود و به عموم مکلفین و مسلمین، خواه دور از ثغور باشند یا اهل ثغور، به کفار نزدیک باشند یا دور، که موافق حکم الهی و شرع حضرت رسالت پناهی، به جد و جهد تمام «علی قدر الوسع و الطاقه»، به دفع کفار لئام بروند و واجبی که تمام واجبات ومستحبات، بسته به آن است، متروک نسازند و در حفظ دین ودولت و بقای ع رض و مال، کمر جد و اجتهاد ببندند و نوعی مدافعه و مجاهده به عمل آورند که روز قیامت جواب صاحب دین توانند داد، و چون دفع دشمنی چنین بدون رئیس مطاع و کارگذار[کارگزار] تدبیر ممکن نیست، لهذا در این اوقات که دولت و سلطنت اسلام اختصاص به ذات همایون اعلیحضرت قدر قدرت ظل الله فتحعلی شاه (خلد الله ملکه و سلطانه) یافته و آن حضرت نواب نائب السلطنه عباس میرزارا (طول الله عمره) متصدی امر جهاد فرموده، بر عموم اهل ایران واجب است در این باب اطاعت آن حضرت که پادشاه اسلام و مطاع کل است و متابعت نائب السلطنه که متصدی امر جهاد است.

ای دینداران و ای مسلمانان و ای شیعیان علی بن ابی طالب،کجا به غیرت شما می گنجد که کفار روس بر عرض و مال ودین و دولت شما رایت کفر افراشته و شهادتین از میان مسلمین برداشته شود؟ زنان مسلمه فراش کفار باشند و به جای اعیاد محمدی(ص) اعیاد مسیحیه متداول گردد؟، و بنابراجازت این نایب امام(ع) و صریح فتاوی علمای اعلام ظاهراست که جهاد به متابعت پادشاه زمان که مقصود ایشان حفظ بیضه اسلام و مال و ع رض و جان و بلاد مسلمین باشد، مقاتله فی سبیل الله است اگر چه مراتب ثواب مقاتلین به حسب درجات نیت متفاوت باشد، و در این قتال فی سبیل الله همین که نیت متبوع صحیح است، مسافری را که تابع اوست، قصرنماز و روزه واجب است، اگر چه قصد او طلب غنیمت یااخذ اجرت باشد، و هر که در این معرکه بمیرد و مسلمانان اورا دریابند در حالتی که رمقی نداشته باشد، مرد باشد یا زن،بالغ باشد یا غیر بالغ، ساقط است وجوب تغسیل و تکفین وتحنیط و شستن نجاست خون یا غیر خون از بدن او، و خلع نمی شود از او مگر پوستین و موزه و آنچه در ابقای آن ،ورثه را ضرر عظیم رسد، و دفن می شود با لباس خود، خواه شامل جمیع بدن باشد یا نباشد، حریر باشد یا غیر حریر،ساتر باشد یا غیر ساتر، قاتل او مسلم باشد یا کافر، عمدا به قتل رسد یا خطا، به سلاح غیر کشته شود یا به رد سلاح خود، با افتادن از اسب یا کوه، یا به فرو رفتن به چاه یا صدمه و لطمه دیگر از قبیل غرق و حرق و مانند آن «وفی جمیع الاقسام یحشرون فی زمره الشهداء مع النبی(ص) ویثبت لهم فی الآخره مع خلوص النیه ما اعد الله للشهداء من الدرجات الرفیعه، والمراتب العالیه، والمساکن الطیبه، والحیاه الدائمه، والرضوان الذی هو اعلی من کل مکرمه» بر هر که متصف است به صفت اسلام و مصمم است به طاعت نبی و امام(ع)، واجب است که در جهاد مشرکین متابعت پادشاه اسلام کند، وبر همگی چه حاضر و چه غایب لازم است که شد رحال کنندو تهیه اسباب قتال نمایند. از هر سو به جانب سلطان پویند وآن حضرت را با آواز بلند گویند که: جانهای ما فدای جان توباد. اگر در مهمی از قتال فرمان دهد، به اطاعتش شتابند و اگرایشان را به جهاد طلبد، به شوق خدمتش، سر از پا نشناسند. اگر خود به جنگ رود در رکابش روان شوند و خدمتش ازدل و جان نمایند. اطراف او را چون دایره به گرد مرکز احاطه کنند، و بر دور او چون هاله به گرد قمر حلقه زنند، چه مردم مانند خیمه اند و او به سان ستون خیمه. در استقامت ستون مستقیم است و در تمایل آن متمایل و نیز سپاه را منزلت ترازوست و پادشاه را منزلت شاهین و ترازو بدون شاهین، ازکار افتد. اگر مردم اراده کار مهم نمایند از او اجازت طلبند واگر گروهی را کاری از جهاد فرمان دهد، از ایشان اطاعت کنند. اگر حکم به تفرق کند، متفرق شوند و اگر به اتحادفرمان دهد، متحد گردند. اگر حدی از حدود یا وقتی از اوقات معین کند یا صفی از صفوف را مقدم یا مؤخر در آرد، تخلف نکنند و اگر جمعی زیاده بر کفایت دست دهد، بی رخصت او مراجعت ننمایند، بلکه به هیچ وجه در هیچ کارجهاد، مخالفت او را جایز ندانند هر چه مخالفت سلطانی چنین که دفع از اسلام و مسلمین نماید، مخالفت خدا وموجب غضب الهی است، و در وجوب اطاعت سلطانی چنین و اطاعت خلیفه سید المرسلین فرق و تفاوت نیست مگر آن که وجوب اطاعت خلیفه بالذات است، نه بالعرض واطاعت چنین سلطانی که موقوف علیه غرض است، واجب است بالعرض.

و همچنین اگر او نصب کند نایبی بر سپاه، اطاعت او را که بروفق صلاح و صواب باشد، در همه کار جهاد، چون اطاعت رئیس مطاع واجب شمرند و نیز پیروی رئیسی را که نصب کند بر هزار نفر یا صد نفر یا بیشتر یا کمتر لازم دانند، و در کارجهاد مخالفت او نکنند و اگر چه پادشاه و سایر اهل خیر به کیفیت مقاتله از اغلب مجتهدین اعرف اند ولیکن بر ایشان است رجوع به مجتهد برای دانستن طریقه و احکام شرعیه واز آن جمله آن است که پادشاه بدون اضطرار در حرب وقتال سبقت نگزینند، و از حدوث امری که شوکت اسلام راشکند، بر حذر باشد و امر کند کسی را که محل اعتماد ونایب او است به دفع اهل عناد که با تقوی و طاعت باشد، ورجوع کارها به خدا کند و امر منوب عنه را در کار جهاد مالی امر خداوند، و بر سپاه، ائمه جماعت و مؤذنین با اقامه شعایر دین نصب کند و واعظین برای ترغیب مجاهدین به عبادت وتحریص ایشان به شهادت تعیین نماید، و امر و نهی سپاه بروفق شریعت کند و نصرت خویش از خالق مدبر و باری مصور جوید. در امر قسمت سویت و در حق رعیت، عدالت کند، و دور و نزدیک و بیگانه و آشنا را یکسان و آن دو وهمگی را پدر رؤوف و برادر مهربان باشد.

و با سران سپاه مشورت کند و سخن حق ایشان پذیرد و به جز ارباب امانت و اصحاب دیانت، محرم و همراز نگیرد، واسرار خود جز به کسانی از خدا ترسند نگوید و استیصال دشمن از خدا خواهد و استیلای خود را به سلاح دعا داند. عن ابی عبدالله(ع) «ان امیر المؤمنین کان اذا اراد القتال قال هذه الدعوات: اللهم انک اعلمت سبیلا من سبلک جعلت فیه رضاک و ندبت الیه اولیاءک و جعلته اشرف سبلک عندک ثوابا، و اکرمها لدیک مآبا، و احبها الیک مسلکا،

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.