خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل هر روزتان نوروز باد
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل هر روزتان نوروز باد قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مضامین پایداری در ادبیات عامیانه افغانستان
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مضامین پایداری در ادبیات عامیانه افغانستان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
15ساعت
31دقیقه
31ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل روند تاریخی رساله الطیرها ؛ رازنامه های پرواز

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 63

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل روند تاریخی رساله الطیرها ؛ رازنامه های پرواز – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل روند تاریخی رساله الطیرها ؛ رازنامه های پرواز شامل 120 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل روند تاریخی رساله الطیرها ؛ رازنامه های پرواز:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل روند تاریخی رساله الطیرها ؛ رازنامه های پرواز به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل روند تاریخی رساله الطیرها ؛ رازنامه های پرواز به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل روند تاریخی رساله الطیرها ؛ رازنامه های پرواز با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل روند تاریخی رساله الطیرها ؛ رازنامه های پرواز با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل روند تاریخی رساله الطیرها ؛ رازنامه های پرواز با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل روند تاریخی رساله الطیرها ؛ رازنامه های پرواز را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل روند تاریخی رساله الطیرها ؛ رازنامه های پرواز :

همان گونه که از عنوان مقاله برمی آید؛ «روند تاریخی رسالهالطیرها»؛ نویسنده درصدد است که سیری از نوشته های منظوم و منثور در این موضوع را معرفی کند. رساله ها و کتاب هایی که بعضی صبغه فلسفی و بعضی صبغه عرفانی دارند و راه سلوک را می نمایانند. نباید ناگفته گذاشت که در برخی آثار از حضور پرندگان (طیور) می توان برداشت اجتماعی و سیاسی کرد.

باعنایت به تمثیل روح و پرنده، در گروهی از رسالهالطیرها، پرنده همان روح است. به این سبب نویسنده سعی کرده به طور شتابناک جریان ورود روح در عرصه انسان شناسی را باز نماید.

الف) عناصر اولیه در میان اقوام بدوی، بسیار ساده و جالب توجه است. بدوی ها حتی برای غیرجانداران نیز قایل به نوعی قوای مرموز، روح و روان بودند. براساس تحقیقات باستان شناسان، انسان های اولیه حتی برای مردگان نیز معتقد به قوای پیچیده ای بودند، که با مردن یک فرد، آن شخص نه تنها صحفه زندگیش بسته و پیچیده نخواهد شد بلکه در انجام بسیاری از کارها، از زندگان تواناترند.

با غور و بررسی در آثار زندگی انسان های اولیه، این نکته به دست می آید:

آنها برای انسان، قایل به روحند اما هویت مشخص و شناخته شده ای برای آن، نمی دانند.

ب) شکل پیشرفته تر اعتقادات بشری در مورد انسان و ابعاد وجودیش، به مصریان قدیم برمی گردد. آنان به موجودی روحانی موسوم به بع )

Ba

( ایمان داشتند، با بدن پرنده و سرانسان، که در روی قلب یا شکم او قراردارد و در دم واپسین، بر فراز جسد میت پرواز می کند. لیکن، چون آن روح را با جسد، علاقه و محبت است؛بعد از مرگ، دوباره با شوق و ولع بسیار برمی گردد، در حالی که همان علاقه قدیم، به خوردنی و آشامیدنی هنوز در وجود او باقی است. در همان حال، مصریان به روح دیگری نیز اعتقاد داشتند. موسوم به کع )

Ka

( که مظهر قوای دماغی شخص و منبع حرکات و تفکرات آدمی است و او را دو بازوست، که از هر دو طرف، دراز کرده و روحی، ثانوی است که مانند روان اولی، در خدمت بدن است و این است موجودی روحانی که به گمان ایشان بعد از مرگ، درون مجسمه شخص میت که پهلوی کالبد او دفن می کرده اند، می رفته است و حوادث و خاطرات عمر گذشته او را، که بر دیوار گورها نقش و تصویر کرده اند، پیوسته تماشا می کند. به ظاهر، روح «کع» با روان «بع» به کلی از یکدیگر متمایز و جدا بوده اند. آن را، گاهی به صورت دو بازوی انسانی نشان می داده اند، که از هر طرف، گشاده و مرغی در وسط آنها قراردارد. این مرغ، نشان روح «بع» بوده است که از بدن خارج شده و پرواز کرده، به آسمان صعود می کند و آن را «ایخو» نیز نامیده اند و برابر این روح علوی، یک روح سفلی وجود دارد که آن را «سایه آدمی» خایبیت می دانسته اند، یعنی «قالب مثالی» (همزاد) که همه جا با انسان، همراه و لاینفک از اوست». (۲۰/ص ۵۸)

در واقع در این مرحله، مصریان همچون سابق برانسان قایل به روحند، اما به هویتی که، تا حدودی مشخص و شناخته شده است. در این مرحله، تشبیه روح و روان به مرغ، مبین این مطلب است که آنها برای نفس انسان، اهمیت مافوق جسم و جسد، قایل هستند، بخصوص که برای آن، جنبه علوی و آسمانی هم در نظر می گرفتند.

ج) سومین مرحله، مربوط به عصر ودایی است، که یکی از عالی ترین اندیشه های بشری در اوپانیشادها، متجلی شده است. «در این کتاب، از نفس ناطق به آتمسن، تعبیر کرده و از روح و روان آدمی و روح کیهانی یا «جان جهان» به پارامتمن. و بر این اعتقاد است که این دو شی ء واحدند و جدایی ندارند و در زبان او پانیشادها به این معنی، به عبارت سانسکریت «تت توم اسی» تعبیر شده، یعنی «تواویی». به عبارت دیگر روح کلی، که به تمامی (ملأ) است، همان روح فردی انسانی است که از آن، قوای عاقل و دراک به ظهور آمده است و هیچ بینونت و جدایی، مابین آن دو وجود ندارد و می توان گفت که بر همه یعنی وجه کلی عیانی، و آتمن، یعنی روح نهانی، هر دو همان نفس قدسی و حقیقت نهایی اند که از آن به «برهمن- آتمن» تعبیر کنند و در مقام ظاهر و باطن، هر دو یکی هستند.» (۲۰/ص ۱۵۱)

در این مرحله برای انسان، قایل به روح مقدسی هستند که با روح کلی پیوند خورده است. پیوند این دو روح و ارتباط آن دو با هم، علی رغم فاصله افتادن جسم، گام اول در اندیشه رساله الطیر هاست. این مدعا در دوره بعد و میان اندیشمندان یونانی، شکل کامل تری می گیرد.

د) در یونان، اولین شکل تکامل یافته این اندیشه، در افکار دانشمندانی نظیر پارمنیدس و افلاطون متجلی می شود. «نخستین حکیمی که در یونان، داستان پرواز روح را نقل کرد، پارمنیدس است. او در مقدمه کتابش، حکایت از معراج روحانی خود، کرده است. در این کتاب، خود را سوار بر اسب که گویا بالدار نیز بوده است، تصور کرده و هرجایی که وی آرزو می کرده، می توانسته همراه با این مرکب، سیر کند.» (۵/ صص ۲۸۴و ۲۸۶)

اما افلاطون، حکیم و دانشمند یونانی، واقعی تر و دقیق تر از پارمنیدس، وارد بحث روح انسان شده و آن را از مقوله ای دیگر می داند: وقتی که قبول کردیم که آنچه حرکتش از خودش است، جاویدان و فناناپذیر است، در این صورت، نباید شرم داشته باشیم از این که به صراحت بگوییم همین خود، ذات و ماهیت روح است. چه هر چیزی که از خارج حرکت داده می شود، فاقد روح است اما چیزی که از درون خودش و از خودش به حرکت می آید دارای روح است. زیرا ماهیت روح در همین است. اما اگر حقیقت از این قرار باشد که جز روح، هیچ چیز دیگری وجود ندارد که حرکتش از خودش باشد، در این صورت، چاره ای نمی ماند جز این که، روح بالضروره ازلی و ابدی باشد. درباره جاودانی روح، همین مقدار که گفتیم کافی است. اما برای تشریح ماهیت روح، به یک بیان خدایی و بسیار مفصل احتیاج است. ما با یک بیان بشری و مختصری، فقط می توانیم تشبیهی از آن به دست دهیم و به همین قناعت می کنیم:

می گویند روح به نیروی متحد یک اسب بالدار ارابه و ارابه ران، شبیه است. اسب ها و ارابه رانان خدایان هم خوبند و هم اصیل، در حالی که در مورد دیگران این طور نیست بلکه بعضی اصیل است و بعضی نه. اما در مورد ما انسان ها، اولاً دو اسب به ارابه بسته شده و ثانیاً یکی از اسب ها، خوب و اصیل است و اسب دیگر، برخلاف آن. و از این رو، ارابه راندن ما، کاری است بس دشوار» (۱۸/ص ۲۱۸)

در ادامه کلام، افلاطون معتقد است «اولاً پروبال، چون جسم سنگین را بالا می برد از این جهت، به جسم انسان تعلق گرفته. ثانیاً در میان اجزای بدن، پروبال، بیشتر از قسمت های دیگر، از چیزهای خدایی بهره دارد.» (۱۸/ص ۲۱۹)

و) اما کامل ترین شکل تصور روحانی و علوی، بعد دوم انسان در میان مسلمانان به طرز بدیلی پدید آمد. «ابن سینا، اولین کسی است که معراج روح را، از عالم خاک به سوی افلاک، در مرز پرواز مرغ و عبور از کوهها بیان کرده است.»(۴/ص ۳۵۳) و چنان که پیداست، دو اثر مهم وی: «قصیده عینیه» و «رساله الطیر» از زمره اولین رساله الطیرها، میان مسلمانان است. قصیده های عینیه وی، با این مضمون شروع می شود که نفس انسان به صورت مرغی از جایگاه رفیع، که همان مقام علوی است به سوی انسان هبوط می کند و گرفتار جسد، نقش پرنده ای در زندان را بازی می کند این قصیده که تا بیست و یک بیت از آن را، نقل کرده اند، با این بیت شروع می شود:

هبطت الیک من المحل الارفع

و رقاء ذات تعزز و تمنع (۱۴/ص ۴۴)

برخی معتقدند ابن سینا در این منظومه خود از «باب الحمامه المطوقه» کلیله و دمنه وام گرفته است. (نک:۱۴/ص ۴۴) که در این مقاله آن را نقد و بررسی خواهیم نمود.

پس از ابن سینا (متوفی ۴۲۸ ه.ق) افراد دیگری نیز به بیانات مختلف، به شرح و توضیح داستان مرغان پرداختند، که از آن جمله اند: عین القضات همدانی (۱۰/ص ۴۶) (مقتول ۵۲۵ه.ق)، احمد غزالی (وفات ۵۲۰ه.ق) برادر امام محمد غزالی است که ظاهراً آنچه برادرش محمد به عربی نوشته، وی به فارسی ترجمه کرده است. فرد عمده دیگری که تقریباً در تمام دست نوشته هایش به صورت سمبلیک، از پرواز و پرنده وآ یات الهی قرآن بهره گرفته است، شیخ اشراق شهاب الدین سهروردی (۱۰/ص ۴۶) (متوفی ۵۸۶ه.ق) است. وی به ترجمه رساله الطیر ابن سینا پرداخته و هم گویی اینکه، این رساله را ناکافی می دانسته، به شرح و بسط آن در مقاله و رساله ای مجزا پرداخته و با رنگ و لعاب دیگری، به نمایش گذاشته است. رساله های او نظیر «عقل سرخ»، «قصه القربه» و «صدای بال سیمرغ» وی، از این جمله اند. از دیگر این رساله ها، رساله الطیر بیهقی ابوالحسن علی بن زید معروف به ابن فندق (۶/ص ۶۸) (وفات ۵۶۵ه.ق) و لسان الطیر امیر علی نوائی متخلص به فانی (وفات ۹۰۶ه.ق) به زبان ترکی جغتایی را می توان نام برد (۶/ص ۶۸ و نیز نک: ۱۴/ص ۵۰) همینطور دکتر محمد جواد مشکور در مقدمه منطق الطیر عطار، معتقد است: در قرن پنجم پیش از میلاد، اریستوفانس (۳۸۰-۴۴۸ق.م) کمدی نویس معروف یونانی، نمایشنامه ای به نام «مرغان» نوشته که موضوع آن، سفر اهالی شهر آینه با مرغان، به پیشوایی هدهد برای بنای شهری است. علاوه بر آن، از منطق الطیر خاقانی نام برده و معتقد است که حاجی خلیفه در «کشف الظنون» نیز از برخی منطق الطیرهای دیگر نام برده است.(۴/صص ۵۱-۵۳)

نویسنده «رمز داستان های رمزی» معتقد است در« عبهر العاشقین» روزبهان بقلی نیز، نمونه های متعدد از رساله الطیر می توان نشان داد.(۴/ص ۳۵۲)

دراین مقاله، فرصت آن نیست که به تک تک رساله الطیرها بپردازیم پس به مهمترین این رساله الطیرها پرداخته، آنها را با هم مقایسه و بررسی خواهیم کرد:

ابن سینا و باب الحمامه المطوقه

از آنجایی که، ابن سینا اولین فردی است که دربین مسلمانان، سخن از پرواز و سفر پرندگان را درتمثیل به کار برده است. و ازطرفی جان را، به کبوتر تشبیه کرده است، برخی بر این باورند که تمثیل سفر مرغان وی، برگرفته از حکایت «باب الحمامه المطوقه» کلیله و دمنه است (۱۷/صص ۵و ۶ و نیز نک: ۱۴/ص ۴۴) که این اشتباه است. به نظر می رسد وجه شبه این هر دو اولاً اجتماع پرندگان، ثانیاً: کبوتر بودن هر دو پرنده و ثالثاً: تلاش برای رهایی از یک گرفتاری است اما اینها، دلایل ضعیفی برای پیوند این دو است.

دلایلم به این ترتیب است:اولاً «کلیله و دمنه»، کتابی از زبان حیوانات است که اتفاقاً بخشی از آن درمورد جریانی است که کبوترانی گرفتار دام می شوند. درواقع، هدف نگارنده بازکردن بابی بوده است درزمینه تعاون، نه درزمینه پرواز. حال، اینجا به طور اخض در مورد کبوتر نیست. پس هدف، بیان فواید همکاری و تعاون است و این خود، دلیل دوم را هم دربرمی گیرد. که دراساس، هدف کلیله و دمنه، چیز دیگر بوده است و منظور رساله الطیرها هم چیز دیگری است. از طرف دیگر، یک شباهت ظاهری، دلیل منطقی و خوبی نمی تواند براین مدعا باشد. شباهت ظاهری درلفظ (حمامه = کبوتر) و (ورقاء= کبوتر) حمامه درکلیله و دمنه و ورقاء در «قصیده عینیه» ابن سیناست. «کلیله ودمنه» اثر ادبی و «قصیده عینیه» و «رساله الطیر» ابن سینا، کلامی فلسفی است. ابن سینا،اولین کسی است که معراج روح را، ازعالم خاک به سوی افلاک، دررمز پرواز مرغ و عبور او از کوهها، بیان کرده است.

آغاز قصیده عینیه او با این بیت است:

هبطت الیک من المحل لارفع

و رقاء ذات تعزز و تمنع

ابن سینا، تعلق نفس ناطقه به بدن را، طیری تشبیه می کند که از نوع ورقاء (کبوتر) است ومرغان آزاد، حکما هستند که به سبب تعلیم حکمت، نفس را از قفس رهایی می بخشند و هشت کوه، عبارت است از افلاک سیارات فلک و ثوابت. مرغان زیبای لطیف، منظر نفوس مفارقه اند و شاه بزرگ عقل است که منتهای سیر اهل حکمت و فلاسفه به شمار است و غایب آمال این دسته، اتصال به اوست و این تأویلات، از شرح عمربن سهلان ساوی بر رساله الطیر ابو علی مستفاد می شود. (۱۴/ص ۴۳)

نکته جالبی که بیان آن، خالی ازلطف نیست، نظر مترجم «رساله اصخویه» ابن سیناست:

«و اما رساله الطیر حی بن یقظان» به نظر ما، ارتباطی به تصوف ندارد و رساله نخستین،، بیان لغو گونه است درتعلق نفس به بدن و تعلیم طریق به جهت خلاص و رهایی آن از قفس قالب و مضمون آن با قصیده عینیه، تفاوتی ندارد و این مطلب از مسایلی نیست که مختص به صوفیه باشد، هرچند که تمثیل نفس به مرغ و بدن به قفس، دراشعار شعرای متصوفه مورد استفاده قرارگرفته و از آن مضامین مؤثر و دلنشین ساخته اند. همچنین رساله حی بن یقضان که مشتمل است بر سیر درمراتب نفس و قوای آن و تمثیل هر یک به صورتی محسوس، بی گمان در «رساله سیر العباد» از حکیم سنایی و «مصباح الارواح» از اوحدالدین کرمانی، یا شمس الدین محمد بن ایلطان بردسیری کرمانی، مؤثر افتاده و زمینه این هر دوکتاب مأخوذ است از رساله حی بن یقظان. ولی موضوع سخن ابن سینا درتمثیل مراتب و قوای نفس و این که کمال انسانی دراتصال به عقل فعال است، از جمله اصول و مبانی حکمت است، نه تصوف (۱/ص ۹۲).» باری به هر جهت، مترجم برعقیده خود درحکمی بودن این مثل از ابن سینا پافشاری می کند.

شیخ شهاب الدین سهروردی

بسیاری از مفاهیم و موضوعات راز آمیز عطار در«منطق الطیر» و استفاده وسیع پرندگان در وادی های مختلف و جست وجو و رویارویی با سیمرغ، درحقیقت نخستین بار درآثار رمزی شیخ اشراق به میان آمده است. هرچند، که سهروردی نیز درطرح آنها، مخترع و مبدع نیست و قبل از او هم، به نوعی و نحوی ودیگر درآثار غزالی و ابن سینا و ابن طفیل و دیگران، از آنها سخن رانده شده است.

شیخ اشراق هم به قالب داستانی و خلق شخصیت ها و قهرمانان و استفاده رمزی از نمادهای زبانی و بیانی برعطار و مولانا ودیگران اثر گذاشته است و هم از جهت گسترش و تعمیق حوزه مفاهیم و موضوعات و بهره وری خلاقانه نامحدود از پیام های رمزی عوالم غیب جان و جهان، که بیانگر عمق نفوذ بینش شیخ اشراق برمولاناست. (۱۹/صص ۴۷۷- ۴۷۶)

شیخ اشراق، نفس را موجودی دارای گوهر ملکوتی می داند که درجهان مادی اسیر گشته است. وی نفس به دام افتاده را، گمشده انسانی می داند و می گوید: نخست انسان تصور می کند که حقیقت وی همان بدن اوست، ولی هرچه اندرون وی بیشتر صفا یافت، دچار این تردید می شود که آیا حقیقت او همان بدن اوست یا چیز دیگر؟

به نظر سهروردی. این جدایی از حقیقت،بر اثر اسارت نفس، درحوزه تخیل و حواس پیش آمده است که اگر شرایط رهایی نفس از این دام آماده کرد. نفس می تواند به سان آیینه، حقایق جهان غیب را درخود بنمایاند و به اهل خود بپیوندد و د از دام قفس تن، رهایی یابد… بنابراین، حقیقت انسانی دراین دام و درشهر غربی غریب، گرفتار آمده است وپیوسته می کوشد تا به مرغانی بپیوندد که درعشرتکده چمن و گلشن رضوان، جای گرفته اند.

سهروردی نفس را موجودی می داند که درقوس صعودی دارای حرکت استکمالی است و دراین سیرتکاملی، از مرتبه استعداد محض وقوه هیولانی به مرتبه عقل مستفاد و نفس قدسی می رسد و به لحاظ این که، نفس یک جنبه امکانی و یک جنبه وجوبی دارد، آن را مانند سکه ای دورو می داند که یک رویه آن به جهان قدس و رویه دیگر آن به سوی جهان حس است (۵) و هرچه انسان بیشتر شرایط کمال نفسانی را آماده می سازد. آیینه وجودش روشنتر می گردد و می تواند نقش هایی از جهان غیب را درخود مشاهده کند. (۱۱/صص ۱۰۸و ۱۰۹).

شهاب الدین سهروردی و تماثیل پرواز عرفانی

هرچند درتمام نوشته های سهروردی می توان رنگ و بویی از مطالب یک رساله الطیر را دریافت، اما از چهار اثر عمده، او می توان به صورت اختصاصی این مضمون را برداشت کرد:

۱) رساله الطیر سهروردی، ترجمه رساله الطیر ابن سیناست.

۲) قصه الغربه الغریبه، شکل مفصل تر رساله الطیر فوق و شرحی بر آن است.

۳) رساله عقل سرخ

۴) الواح عمادی، که در یک جای آن، اشاره اجمالی شده است.

مراحل رساله الطیر سهروردی (و ابن سینا):

۱- آزادی و تلاش

۲- اسارت و فراموشی

۳- وزیدن نفخه و یادآوری آزادی ایام گذشته

۴- تلاش برای رسیدن و گذشتن از موانع

۵- موفقیت نسبی

اصل «رساله الطیر» از ابن سیناست و یکی از سه رساله رمزی و تمثیلی او را، تشکیل داده، به اتفاق حی بی یقظان و سلامان و ابسال، دوره ای از سیر و سلوک عقلانی و معنوی را به لسان رمز، بیان می دارد. پس از او، حکما و عرفای دیگر نیز سیر روح انسانی را به مأوای اصلی خود، به صورت پرواز پرندگان بیان کرده اند، چنانکه در «منطق الطیر» عطار، مشهورترین این نوع آثار دیده می شود و برخی نیز مانند امام غزالی رساله ای مستقل به نام طیر نگاشته اند و خود سهروردی در رساله «غربت غربیه» موضوع همین رساله الطیر را به نحوی مفصل تر، پرورانیده است.

در این رساله، پس از چند موعظه اولیه درباره شرایط پیمودن طریق حقیقت، به دام افتادن پرنده داستان به دست صیادان و مشقت های فراوان در زندان وبالاخره نجات توسط گروهی از یاران و پرواز بر فراز هشت کوه بلند و مشاهده جمال خیره کننده ملک، بیان می شود و در پایان، از اشک آنان که از سیر به عالم غیب بی خبرند و انکار چنین تجربه ای را می کنند، گله مند گشته، آنان را نادان می داند.(۱۰/ج ۳/ص ۴۶)

– مرحله اول آزادی: ماجرا از زبان خود شخص بیان می شود. به عبارتی سهروردی از زبان خویش حرف می زند و خود را مرغی می داند که آزادانه پرواز می کرده و رها بوده است.

– مرحله دوم اسارت: قسمت اول این مرحله با این جریان آغاز می شود که صیادان آمدند دام نهادند و دانه پاشیدند، آواز خوش دادند، فریب خوردیم و گرفتار شدیم. بند به پایمان آمد، سعی کردیم فرار کنیم، هرچه کردیم نشد…

قسمت دوم اسارت، با این قضیه ادامه پیدا می کند، که مرغان در قفس، چون دیدند تلاش سودی ندارد، یک چند بدان حالت ماندند و بر این قاعده خو کردند و قاعده اول خود را، که آزادی بود فراموش نموده، به تنگی قفس تن دردادند.

– مرحله سوم: وزیدن نفخه و یادآوری گذشته: روزی در میان بندها، بیرون را نگاه می کردیم، یاران را دیدیم که آزاد شده بودند (در حالی که پاره ای از بندها، هنوز به پایشان مانده بود) فراموشی از یادمان رفت. خواستم که از اندوه بمیرم…

– مرحله چهارم: تلاش برای رسیدن و گذشتن از موانع، آواز دادم و زاری کردم، آنها از من ترسیدند، فکر کردند که می خواهم به آنها حیله بزنم. وقتی قسم به دوستی قدیم خوردم، آنها جلو آمدند و با همان حیله که خود رهیده بودند، مرا آزاد کردند. گفتم: بند از پایم باز کنید، گفتند: ما اگر می توانستیم بند از پای خویش باز می کردیم. گفتم: چه کار کنیم؟ گفتند: راههای زیادی در پیش داریم بس خطرناک به قصد جداسازی بند از پای، حرکت آغاز می شود.

بعد از گذشتن از کوه اول، هشت کوه دیگر را طی کردند تا به آخرین کوه رسیدند…

– مرحله پنجم: موفقیت نسبی؛ در کوه آخر (نهم یا هشتم) مورد لطف و عنایت والی آن ملک، قرار می گیرند، از او می خواهند که بند از پایشان بگشاید، او آنها را به ملک شهری معرفی می کند که در قله کوه فرمانروایی می کند، وقتی آنها به نزد ملک می روند، وی چنین می گوید:

«بند از پای شما کس گشاید که بسته است و من رسولی به شما فرستم، تا ایشان را الزام کند تا بند از پای شما بردارد. و صاحبان بانگ برآوردند که باز باید گشت، از پیش ملک بازگشتیم و اکنون در راهیم با رسول ملک، می آییم.»(۱۰/ج ۳/ص ۲۰۴)

همانطوری که بررسی شد، پایان داستان با یک سرانجام نیمه تمام و موفقیت نسبی همراه است. قهرمان داستان، در عین حال که از قفس تن، رهیده است اما بندهایی بسته بر پای دارد، که باز کردن آن از (کار) دست ملک مقتدر هم برنمی آید واو رسولی را همراه آنان می فرستد تا به جای اول خویش، برگردند و شاید از این طریق، گشایشی در کار آنها حاصل شود.

آیا این سرانجام، یادآور این مطلب است که هرچند انسان می تواند خود را از دام تعلقات دنیوی رها سازد اما تا زمانی که در این دنیا زندگی می کند و مرگ به سراغ او نیامده است. مرغ جان او، گرفتار بند زندگی است. هرچند اوصافی که در پایان رساله اش به خواست برخی از دوستان در باب وصف آن ملک، بیان می کند به پروردگار جهان منتهی می شود. اما پیداست که آن ملک، پروردگار نیست چرا که آن ملک، در گشودن بندها اظهار عجز می کند و آنها را به کسان دیگری رهنمون می سازد. والله اعلم

۲- قصه الغربه الغریبه: (۴) در این رساله که در واقع شرح داستان حی بن یقظان است، سهروردی خود را به صورت انسانی، فرض کرده است و نه پرنده. با فردی به نام عاصم، به قصد شکار گروهی از مرغان ساحل دریا، حرکت می کند. آنگاه گرفتار افرادی می شوند که چون آن افراد از اصل و نصب ایشان سؤال می کنند و شناسایی می شوند، آنها را به چاه می افکنند و فقط شب ها اجازه می دهند که بالای چاه بیایند و آسمان را،نظاره کنند…

این داستان نیز که شبیه همان رساله الطیر است با بسط و شرح بیشتر، تکیه فراوانی بر آیات قرآنی دارد، حتی سهروردی در بسیاری از جاها سخن خود را با آیه بیان می کند.

۳- رساله عقل سرخ: این رساله با این سؤال آغاز می شود که فردی از سهروردی می پرسد: آیا مرغان زبان یکدیگر دانند؟ و پاسخ سهروردی به وی، مثبت است. آنگاه دوباره همان فرد از وی می پرسد: تو از کجا می دانی. و وی در پاسخ دوستش، شروع به بیان ماجرایی می کند، که می تواند نوعی دیگر از رساله الطیرها باشد.

<

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.