اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل امامت بنیان امنیت
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 59
فرمت فایل پاورپوینت
پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل امامت بنیان امنیت؛ ابزاری کارآمد برای ارائههای برجسته
آیا به دنبال ارائهای بینقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل امامت بنیان امنیت با 120 اسلاید با طراحی حرفهای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.
ویژگیهای بارز فایل فایل پاورپوینت کامل امامت بنیان امنیت:
- گرافیک شگفتانگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
- استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل امامت بنیان امنیت به گونهای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
- کیفیت حرفهای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شدهاند.
طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل امامت بنیان امنیت با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.
توجه: نسخههای غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل امامت بنیان امنیت تضمینشده است.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل امامت بنیان امنیت :
چکیده
واژه «امنیت» در هر فرهنگی و از هر منظری تعریفی دارد و در هر جامعه ای عوامل و عناصری خاص خود دارد.
در جامعه دینی و فرهنگ شیعی که براساس جهان بینی توحیدی و با ملاک عدالت و محوریت امامت (و با اعتقاد به قیامت و نبوت) شکل گرفته، برای حفظ انسجام و اقتدار این جامعه توحیدی باید عدالت مراعات شود تا وحدت و همبستگی ملی و در نتیجه امنیت ملی پدید آید و برای حفظ وحدت و مراعات عدالت، وجود محوریت امامت یک ضرورت قطعی است.
«امام» که عصاره فضائل مکتب، شاخص هویت امت، مظهر حاکمیت توحیدی، مجری عدالت، محور وحدت و وارث رسالت امامت است، استوارترین بنیان «امنیت ملی» برای یک جامعه دینی است. در اندیشه امام خمینی(ره) و در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، «ولایت فقیه» استمرار خط امامت معصوم(ع) و علت و دلیل مشروعیت نظام و همه ارکان و اجزای آن است.
استمرار امامت توسط ولی فقیه که یک عنصر تمدن ساز و فرهنگ آفرین توحیدی است، هم عامل وحدت و امنیت ملی است، هم عامل استحکام و اقتدار نظام سیاسی و هم موجب وحدت امت اسلامی است که این نکته اخیر هم رسالت جهانشمول دین اسلام و قانون اساسی جمهوری اسلامی است و هم عامل تقویت و توسعه امنیت ملی ماست.
یکی از بسترهایی که برای تهاجم مخالفان نظام در داخل و تهاجم مستکبران به مجموعه امت اسلامی در جهان به وجود آمد، رها کردن اصل «امامت ولی فقیه» بعد از رحلت امام خمینی(ره) است.
در پانزدهمین سال امامت حضرت آیت اللّه العظمی امام خامنه ای مدظله العالی ضمن توضیح مختصر نکات بالا، به نقش بنیادین معظم له در حفظ و توسعه امنیت ملی اشاراتی شده است.
طرح چند نکته بجای مقدمه:
نکته اول: اگر «امنیت» را حالتی بدانیم که در پرتو آن حیات فردی و اجتماعی از تلاطم ترس و خوف و اضطراب و آشفتگی های ناشی از خطرات گوناگون رها شده و به تعادل و آرامش رسیده باشد، باز هم در فهم و پذیرش توصیف «امنیت» نمی توان به آسانی به یک برداشت مشترک همگانی رسید؛ زیرا گاهی اوقات «احساس وجود امنیت» یا «احساس عدم امنیت» را خارج از واقعیت بیرونی می توان در ذهنیت فرد و جامعه ایجاد کرد و حیات فردی و اجتماعی را تحت تأثیر همان «احساس» قرار داد.
با این حال ما در این مقاله به واقعیات ملموس و به حقایق پذیرفته شده از سوی عموم اتکاء می کنیم تا در گرداب تخیلات و توصیفات متعارض گرفتار نشویم.
نکته دوم: در «اهمیت امنیت» همین بس که قرآن کریم به عظمت «شهرامن» سوگند یاد می کند و واژگانی مانند «امین»، «اَمن»، «امان»، «ایمان» و «امانت» را به صورت های مختلف دهها بار ذکر کرده و همگی یک نوع امنیت و مصونیت و آرامش وتعادل را بیان می کنند.
از نظر اسلام «مؤمن» کسی است که در اندیشه، به فهم و پذیرش حقیقت توحید رسیده باشد و ضمیر و دل و جان او در ساحل این حقیقت، به آرامش و اطمینان و امنیت رسیده باشد و همین حقیقت را بر زبان خود با اطمینان و استحکام جاری می سازد و سایر اعضاء و جوارح او براساس موازین و قواعد منسجم این حقیقت عمل می کنند(۲)
از طرف دیگر برای درک بهتر «ضرورت حیاتی امنیت ملی» باید به این مسأله توجه داشت که از منظر امام خامنه ای حداقل برای نیل به اهداف ذیل، وجود امنیت اجتناب ناپذیر است:
الف حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور
ب تحقق رفاه مردم
پ تحقق ثبات سیاسی در کشور
ج حرکت عمومی در جهت استقلال فکری، علمی، مادی و معنوی جامعه
چ حفظ و اشاعه ارزش های ملی، فرهنگی و دینی
ح فراهم کردن زمینه دقت و مراقبت مسئولین در برابر توطئه های بیرونی
خ دستیابی به اهداف و منافع مادی و معنوی در سطح ملی و فراملی
د بالا بردن اقتدار ملی برای استمرار و استحکام حکومت دینی (۳)
نکته سوم: آرامش روانی افراد، اعتدال فکری و صلاحیت نخبگان، تعادل رفتاری گروه های مرجع اجتماعی، مراعات عدالت اجتماعی و اقتصادی، استحکام ارزشهای مشترک فرهنگی، انسجام قوانین و مراعات آنها در اجرا و قضا، نظم و اعتبار و حرمت نظام سیاسی، وجود اماکن و مراکزی که همچون آسایشگاه روحی و روانی به مثابه پناهگاه افراد جامعه نقش آفرینی می کند (همانند مساجد، امام زاده ها،…) و استحکام شعائر دینی و نیز تقویت نهاد خانواده که محور انسجام اجتماعی است، همگی از اجزا مهم و عوامل تعیین کننده در حفظ وحدت و همبستگی ملی ما و در نتیجه از عناصر اصلی تشکیل دهنده «امنیت ملی» ما بشمار می ایند.
نکته چهارم: بهره گیری از «مشترکات» برای ایجاد همگرایی و پاسداری از «همبستگی ملی» از شاخص های برجسته یک جامعه رشید و پیشرو بحساب می آید و از منظر جامعه شناختی، مشخصه اصلی یک جامعه عقب مانده آن است که اتکایی به مشترکات خود ندارد و بر سر اختلافات موجود در میان عناصر و گروه های تشکیل دهنده خود، همه فرصت ها، ظرفیت ها و امکانات خود را به هدر می دهد و راه رشد و تعالی و تکامل را که از مسیر «وحدت» و اشتراک عمل می گذرد، رها کرده و به انحراف و انحطاط روی می آورد و آشکارترین محصول طبیعی چنین جامعه ای «ناامنی» در حیات فردی و اجتماعی است.
نکته پنجم: در میان تمام عوامل و عناصری که معمولاً برای ایجاد و حفظ «امنیت ملی» بر می شمارند، یک «روح مشترک» جاری است که همچون «نخ تسبیح» همه دانه ها را بهم پیوند می دهد و حیات همه آن عوامل را تضمین می کند وارتباط سالم آنها با یکدیگر را مقدور می سازد. این «روح مشترک» در کالبد «امت» که یک جامعه هدفمند و متکامل را می سازد، نهاد «امامت» است که تا بحال در بحث «امنیت ملی» کمتر مورد توجه قرار گرفته است. یک سرزمین منفک در میان کشورهای بیگانه از خود یک وضعیت دائمی «ناامنی» خواهد داشت، ولی یک کشور در میان همسایگانی که همگی یک روح مشترک در میان آنها جاریست، یک نوع «امنیت دائمی» دارد. لذا اگر امروز کشور ما به عنوان ام القرای جهان اسلام بیشترین تعامل را با کشورهای پیرامونی خود و مجموعه کشورهای مسلمان دارد و به همین دلیل با وجود همه توطئه های صهیونیستی و آمریکایی، از یک نوع مصونیت و امنیت اعتقادی در منطقه برخوردار است؛ در رژیم پهلوی به دلیل بیگانگی رژیم با اسلام و ضدیت با مسلمانان و تبعیت از آمریکا و اسرائیل، کشور ما در یک وضعیت کاملاً بیگانه با امت اسلامی قرار گرفته بود و رژیم پهلوی با همین احساس بیگانگی، دچار یک نوع ترس و ناامنی در محیط اطراف خود شده بود که برای جبران آن از یک طرف بیش از پیش به آمریکا و اسرائیل وابسته می شد و از طرف دیگر همین ترس و احساس ناامنی را به همسایگان مسلمان هم به صورت اعتماد و اتکاء به بیگانگان منتقل می کرد.
نکته ششم: به تعبیر نگارنده امامت یک خط است که در استمرار آن در هر عصر و نسلی نقطه ای از آن ظهور می کند ودایره امت حول آن نقطه تشکیل می شود. نام این نقاط و برجستگی ها و ویژگی خاص هر کدام از آنها تأثیری تعیین کننده در اصل مرکزیت و محوریت آنها برای دایره امت ندارد؛ بلکه در هر زمان نقش نخبگان برای ایجاد پیوند امت با نقطه امامت تعیین کننده است.
این نقاط مظهر توحید و محور وحدت بندگان خدا هستند که در هر زمانی بصورت اسوه و الگوی انسانی دین خدا متجلی می شوند و ملاک تشخیص حق از باطل در روابط اجتماعی می گردند. یعنی «امامت» هم مظهر «توحید» و هم مجری «عدالت» در جامعه و حکومت دینی است و هم هویت دینی جامعه در پذیرش هر دو بشمار می آید.
نکته هفتم: در این بحث مجموعه ای از عوامل مؤثر در مقوله «امنیت ملی» و نقش تعیین کننده «امامت ولی فقیه» در این عوامل بطور مختصر مرور خواهد شد و شرح وبسط آنها را به فرصتی دیگر وا می گذاریم. البته برای تبیین هر نکته این موضوع از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون صدها نمونه ومثال وجود دارد که ما فقط برای تقریب ذهن خواننده گرامی گاهی تنها به یکی از مسائل روز به عنوان یک مثال اکتفا خواهیم کرد.
نکته هشتم: تمام آنچه در این نوشتار می آید، گزیده ای از مشاهدات، تأملات، تحقیقات و تجربیات شخصی نویسنده است(۴) که برای هر مورد و مدعایی دلائل و مثال های فراوانی در اختیار دارد؛ لکن به علت آنکه زاویه نگاه و دقت نظر افراد متفاوت است، برداشت «متفاوت» دیگران رادر این مبحث محترم شمرده و هر نقد و نظر دیگری را به دیده منت پذیرا می باشد.
ما در این جا موضوع نقش تعیین کننده «امامت» را به اختصار در سه عرصه
اول سیاسی و اجتماعی
دوم بین المللی و جهانی
سوم الگوسازی فردی
مورد اشاره قرار می دهیم.
باور قطعی نگارنده این است که اگر این مسأله در یک تحقیق جامع و بررسی همه جانبه بوسیله دانشمندان تشریح و تبیین شود، فرصت های بسیاری برای ترویج دین ومذهب و تثبیت نظام و حکومت و گسترش حوزه آن تا مرزهای جهان اسلام در اختیار نخبگان جامعه ما قرار خواهد گرفت ؛ فرصت های ارزشمندی که امروز مطلقا مغفول مانده اند.
بنظر می رسد در هر کدام از عرصه های مذکور باید از ابعاد سیاسی، جامعه شناختی، روانشناسی تربیتی و مبانی اعتقادی تحقیقات جامعی انجام پذیرد تا ابعاد عظیم نعمت رهبری ولایت فقیه ابتدا برخود فرزانگان و نخبگان جامعه اسلامی آشکار شود و سپس برای جهانیان که تشنه حقیقت و عدالت و آزادگی هستند، تبیین گردد.
آنچه در شرایط جهانی از تحولات سریع و تهاجمی علیه جهان اسلام مشاهده می شود بنظر نگارنده ناشی از عدم قاطعیت ما در بهره گیری از فرصت هایی است که انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران برای بسیج عمومی مسلمانان و تبیین ضرورت وحدت عمل آنها در برابر دشمنان جهانی حول محور امامت رهبری صالح، در اختیارمان قرار داده است. این غفلت ما موجب پراکندگی بیشتر مسلمین و ظهور رهبران ناصالح وبروز اشتباهات و در نهایت تهاجم خشن و همه جانبه صهیونیسم و استکبار امریکایی علیه اسلام ومسلمانان شده که در این هجوم وحشیانه، اندک اندک کشور ما نیز مورد تهدید و توطئه مستقیم نظامی و ضد امنیتی امریکا و اسرائیل قرار گرفته است.
ادامه عدم تأکید بزرگان بر اندیشه توحیدی امام خمینی (ره) و قانون اساسی مبتنی بر اصل امت وامامت (که در این مقاله به آن اشاره خواهد شد).(۵)
باقیمانده فرصت ها را بسرعت از دست ما خواهد گرفت و همه چشم اندازه های گذشته و حال را تیره و تار خواهد کرد.
عرصه اول نقش محوری امامت در گستره سیاسی و اجتماعی:
۱ دوستی می گفت: «من در این دنیا فقط دو نفر را قبول دارم، یکی مقام معظم رهبری را و دیگری خودم را»! شاید ما به چنین نگرشی ایراد بگیریم، اما در واقعیت امر این یک نگرش عمومی در میان افراد نخبه و صاحبان اندیشه و دیدگاه های مختلف از قشرهای اجتماعی ما است که جز «خودشان» و حداکثر «رهبری» را، کس دیگری را قبول ندارند. از این منظر «شخص رهبر» برای تمام آحاد اجتماعی که پذیرای یک نوع وفاق ملی و وحدت عمومی و پیوند فراگیر اجزاء پراکنده جامعه باشند، فصل مشترک همبستگی و وابستگی همه افراد و جریانات جامعه با یکدیگر هستند و به همین دلیل ایشان عامل اصلی اعتمادسازی و وحدت اجتماعی ما هستند.
همین عامل اعتماد و وحدت، عنصر بنیادین امنیت آحاد جامعه حتی برای مخالفین شخص رهبری است! مثلاً در جامعه دینی که قداست دین و رهبری دینی برای عموم دینداران امری خدشه ناپذیر است، مخالفان دین و رهبری تنها می توانند به تبع حضور رهبر و تذکرات آرامش بخش ایشان، در میان جامعه غیرتمند ما امنیت و آرامش داشته باشند و کسی متعرض آنها نباشد. و اتفاقاً مخالفان رهبری هم در داخل کشور از امنیت موجود سوءاستفاده می کنند و هم در خارج به دلیل عناد دشمنان جهانی نسبت به امنیت ملی ما، همین مخالفان رهبری مورد توجه و عنایت خاص دشمنان واقع می شوند و با انواع شگردها مورد حمایت قرار می گیرند. در حالی که اگر رهبری عامل اصلی امنیت و وحدت ملی ما نبودند، هرگز مخالفت با معظم له این همه مورد تشویق و ترغیب دشمنان جهانی قرار نمی گرفت.
۲ در کشور ما هم گروههای سیاسی نشان داده اند که در حذف رقبای خود از عرصه های حکومت و سیاست بیرحمانه عمل می کنند و هر گروهی تنها به خودش اطمینان و اعتماد دارد و حداکثر هم به «رهبری»!
حذف جناح باصطلاح راست در دوران آقایان میرحسین موسوی و سید محمد خاتمی از یک طرف و حذف جناح به اصطلاح چپ در دوران آقای هاشمی رفسنجانی شاهدی بر این مدعاست. در همین نوسانات سیاسی، معمولاً رهبری با حمایت وتوجه به جناح حاشیه نشین در هر زمان از نابودی و فروپاشی آن جلوگیری بعمل آورده است. یعنی در نظام مردم سالار جمهوری اسلامی، رهبری پناهگاه «اقلیت جامعه» در برابر زیاده خواهی «اکثریت جامعه» هم در بعد اجتماعی و هم در بعد سیاسی بوده وهست.
همین عملکرد مقام امامت و رهبری موجب می شود که با توجه به جابجایی «اکثریت واقلیت» در عرصه سیاست، همواره اقلیت در برابر اکثریت احساس امنیت و آرامش بکند و دچار سرخوردگی شدید نشود و اقدام به طغیان و سرکشی در برابر اکثریت نکند و در نتیجه آرامش عمومی حفظ بشود.
از طرف دیگر با وجود پناهگاه عظیمی مانند رهبری که همواره از «اقلیت» بصورت آشکار و پنهان در حد ضرورت پشتیبانی می کند، «اکثریت» به مراعات «حدود» دقت بیشتری می کند و اسب سرکش قدرت را با مراقبت و دقت بیشتری مهار می کند تا دچار سرکشی و طغیان نشود و جامعه و نظام را دچار بحران نسازد و زمینه تهدید علیه «امنیت ملی» بوجود نیاید.
۳ «مراعات قانون» از یک طرف آرزویی است دیرینه که در آرمانشهرها و نظریه پردازیها شامل حال همگان از ضعیف گرفته تا قوی، از فقیر گرفته تا غنی می شود، لکن از سوی دیگر در «عالم واقع» در همه جای جهان از گذشته تا حال کم و بیش اغنیا و اقویا همواره با اعمال هر شگرد ونیرنگی، خود را از پذیرش قانون «معاف» کرده اند و معمولاً قانون را در جوامع قدیم و جدید فقط اغنیا و اقویا علیه ضعفا و فقرا بکار گرفته اند تا هم ضعیفان و فقیران را سرکوب و منکوب کنند و حقوق و اموالشان را به یغما ببرند و هم اینکار را بنام قانون انجام می داده اند (بخصوص در دنیای جدید) تا رفتار ظالمانه آنها مشروعیت قانونی هم داشته باشد. اگر امروز گاهی مشاهده می شود که مثلاً یک شخصیت سیاسی یا اقتصادی غرب برای یک «قانون شکنی» به دادگاه احضار و محاکمه می شود، اولاً معمولاً یک «قدرت برتر» و نیروی قویتر او را بنا به دلائل «غیر» قانونی و بیشتر براساس رقابت یا انتقام وغیره به دادگاه می کشاند و ثانیا هیچگاه متهم غنی و قوی در حد افراد عادی جامعه «مجازات» نمی شود و بالاخره هم به هر دلیل «شبه قانونی» از پذیرش مجازات قانونی «معاف» می شود. در دموکراسی های غربی محاکمه و محکومیت افراد پرنفوذی ماند رفیقدوست، کرباسچی، عبدالله نوری و شهرام جزائری سابقه ندارد. آنچه در نظام و جامعه اسلامی ما یک استثناست، وجود یک رهبری عادل است که نه خود از حدود قانون عدول می کنند و نه در حد توان اجازه تخطی از قانون را به دیگران می دهند و همگان را در حد امکانات و ظرفیت ها به تمکین در برابر قانون فرا می خوانند و به مراعات آن وامی دارند؛ که این خود عامل تقویت کننده امنیت و نظم و اعتماد عمومی در جامعه است.
۴ یکی از آسیب های نظام دموکراسی این است که منتخبین مردم که مسئولین امور حکومت می شوند، چون وامدار سرمایه داران و احزاب خود هستند، به رغم همه وعده هایی که به مردم می دهند، به شعارهایشان عمل نمی کنند و مطالبات حزبی و باندهای ثروت را بعنوان «مطالبات مردم» مطرح کرده و پیگری می کنند و در نتیجه با وجود اینکه منتخب ملت خود هستند، اما بعنوان «معتمد ملت» عمل نمی کنند و بهمین دلیل حرمت و قداستی در جامعه ندارند و در صورت بروز بحران اجتماعی یا بخطر افتادن «امنیت ملی» کمترین تأثیر را سیاستمداران منتخب مردم می توانند در بسیج افکار عمومی بر عهده بگیرند، لذا بسیج توده ها در نظام های دموکراسی بندرت از عهده سیاستمداران برمی آید و غالبا این وظیفه را دیگران (رسانه ها، شخصیت های هنری، ورزشی، علمی و دینی) برعهده می گیرند. در برابر این وضعیت عمومی در جهان دموکرات، در کشورما عموما سیاستمداران و مسئولان امور با وجود اینهمه جوسازی های غلط وانحرافی سالهای اخیر لکن باز به دلیل مشروعیت الهی نظام ولایت و امامت، آنها از یک نوع حرمت و قداست ویژه ای برخوردار هستند و مردم بخاطر حضور و نظارت رهبری بر مسئولین، خودآگاهانه حرمت آنها را پاس می دارند و خلاف همه انتقادات شدید و گسترده ظاهری همگان علیه مسئولین، اما در حمایت از آنان در مواقع ضروری هیچگاه تاکنون سهل انگاری نکرده اند زیرا رهبری را سخنگوی مطالبات و آرمانهای اصیل خود دیده اند و بارها شاهد بوده اند که یک شخصیت ذینفوذ سیاسی یا اقتصادی با حمایت قاطع رهبری محاکمه و محکوم شده است. لذا در خلال ۲۵ سال گذشته حمایت رهبری از مسئولین بزرگترین پشتوانه آرامش روحی و روانی و عامل اعتماد و احترام متقابل میان دولت و ملت بوده است.
چنین پیوند عاطفی و معنوی که به تبع مواضع رهبری میان مردم و مسئولین ایجاد می شود، هم از عناصر بسیار تعیین کننده در پاسداری از امنیت ملی است و هم در سراسر جهان کم نظیر است.
۵ اگر وجود رهبری شایسته عامل اصلی اعتماد عمومی مردم در حفظ وحراست «رأی ملت» در هر انتخاباتی است که بوسیله شورای نگهبان (یا مجلس شورای اسلامی در مورد انتخاب شوراها) اعمال نظارت می شود، در عین حال بسیج عمومی جامعه برای مشارکت سیاسی مردم و حضور در عرصه های انتخاباتی پیوسته برعهده رهبری نظام بوده است.
برای روشن شدن اهمیت این مسأله ذکر یک مثال مفید به نظر می رسد: در آبان ماه سال گذشته میلادی برای انتخابات میان دوره ای کنگره امریکا، دو حزب جمهوری خواه و دموکرات طی سه هفته باقیمانده به انتخابات، روزانه تا حدود یک میلیارد دلار فقط هزینه تبلیغاتی تلویزیونی داده اند.(۶) با اینحال نتوانستند با هم دیگر بیش از یک سوم واجدین شرایط در آمریکا را به مشارکت سیاسی جلب کنند. مشکل «بی رغبتی سیاسی مردم» امروزه حادترین معضل سیاسی دموکراسی غربی است که با همه طرفندها و تبلیغات پرهزینه و سرسام آور، قابل حل نبوده است و روز به روز هم تشدید شده است.
در چنین شرایطی، رهنمودها و توصیه های رهبری انقلاب در هر انتخاباتی بیشترین تأثیر را برای حضور گسترده مردم در پای صندوق رأی داشته است. و همه می دانیم که در عصر ارتباطات و با این همه تبلیغات منفی جهان علیه رابطه مثبت و اعتمادآمیز میان حکومت وملت ایران، مشارکت نسبتا گسترده سیاسی مردم ما تحت تأثیر مواضع رهبری تا چه میزان عامل حفظ امنیت ملی بوده و هست.
البته این اعتبار و قداست و حرمت رهبری در جامعه با وجود تبلیغات منفی بیگانگان و کم توجهی و بعضا قدرناسپاسی بعضی از گروههای سیاسی و رسانه های مربوط به آنها نسبت به رهبری، حاکی از عظمت شخصیت بی نظیر رهبر در میان نخبگان و برجستگان سیاسی و فرهنگی و دینی جامعه است:
ولی فقیه چه در زمان امامت امام خمینی و چه در ۱۵ ساله اخیر دوران امامت امام خامنه ای ، همواره هم حافظ رأی مردم بوده تا نه با تقلب، تغییر یابد و نه با تفسیر و «خود رایی» پیروزمندان به دلخواه آنها تحریف شود؛ در برابر زیاده خواهی قدرتمندان از حقوق اساسی مردم دفاع کرده اند؛ اقلیت را در برابر سلطه و استبداد اکثریت مصونیت بخشیده اند؛ از تغییر قانون اساسی به نفع دولت (هم در زمان دولت قبلی و هم در زمان دولت فعلی) قاطعانه جلویگری کرده و رؤسای جمهور را به تمکین در برابر قانون اساسی با درایت و تدبیر بی نظیری واداشته اند؛ فقرا و نیازمندان جامعه را که معمولاً قدرتمندان همواره بفراموشی می سپارند، همیشه مورد توجه وحرمت خاص خود قرار داده اند؛ مردم را به گزینش افراد صالح و شایسته و توانمند فراخوانده اند و منتخبین را از روی آوردن به فساد مالی و سیاسی و اسراف و تبذیر بیت المال در محدوده مسئولیت و اختیارات قانونی خود بازداشته اند؛ هرگز خودشان و وابستگانشان از بیت المال سهم خواهی نکرده اند؛ هیچگاه با افراط و تفریط در گفتار و رفتار باعث ناامنی روحی و روانی جامعه، تخریب افراد و گروه های سیاسی و اجتماعی نشده اند و جز براساس ضرورت موضعگیری نکرده و مصالح عمومی و منافع ملی را به هیچ وجه قربانی مقاصد شخصی یا گروهی نکرده اند؛ و هیچکس جز امانت داری و صداقت و خیر خواهی برای ملت ونظام و کشور از ایشان چیزی مشاهده نکرده است. و این همه ویژگی ها البته اعتماد آفرین و آرامش بخش است و امنیت عمومی وملی را تقویت و گسترش می دهد.
۶ از جمله عوامل و علل اعتماد ملت به رهبری که موجب آرامش روانی جامعه وامنیت فکری و پیوند عاطفی مردم با شخص امام خامنه ای است که با وجود تبلیغات رسانه های خارجی و دنباله های داخلی آنها که جنگ روانی گسترده و بسیار موزیانه ای علیه جایگاه رهبری در طی چند سال اخیر به راه اندختند، ولی هرگز نتوانستند همبستگی عمومی با رهبری را مخدوش سازند، چند عامل را در ذیل یادآوری می کنیم:
* رهبری هرگز در برابر مخالفان خوددست به افشاگری نزدند و با وجود داشتن انواع امکانات رسانه ای و اعتبار اجتماعی و اسناد کافی برای رسوایی مخالفان، هیچگاه اجازه ندادند حیثیت انسانی مخالفان ایشان لکه دار شود و فساد فکری و اخلاقی و شخصیتی آنها برملا گردد و مورد نفرت جامعه واقع شوند.
* رهبر هیچگاه مورد حمایت هیچ یک از دولت ها و جریانات ضداسلامی در جهان قرار نگرفته و هرگز مورد تأیید یا طمع مخالفان ملت ایران واقع نشده است.
* هرگز به گردنکشان داخلی و طغیانگران بین المللی و غارت گران بیت المال روی خوش نشان نداده و هیچ گاه در برابر محرومیت ومظلومیت بی پناهان و مستضعفان ایران و جهان بی تفاوت نبوده است.
* هیچ گاه برای جلب آراء عمومی و کسب وجه در میان قشرهای مختلف اجتماعی به مبالغه و مداهنه روی نیاورده و هیچ کس را با سخنان فریبنده، از حقیقت دین و مصلحت عمومی دور نکرده است.
* هرگز از بیت المال برای ارضای اطرافیان و تطمیع رقبا و تبلیغ جایگاه خود سوء استفاده نکرده است؛ به طوری که رهبری تنها شخصیتی هست که فرزندانشان در هیچ یک از امور اقتصادی و سیاسی دخالتی ندارند؛ شبیه کدورت عقیل با امام علی (ع) برخی از خویشاوندان رهبری نیز با مخالفان ایشان همآهنگ هستند؛ مخالفان رهبری بدون هیچ نگرانی از موقعیت سیاسی واجتماعی خود به راحتی می توانند علیه رهبری اظهار وجود کنند و خوفی ندارند که به جوسازی علیه ایشان بپردازند، مگر آن که حریم قانونی را بشکنند؛…
* هر وقت برای هر کس از افراد عادی جامعه یا از بزرگان و مسئولان هر مشکلی پیش آمده که حل آن از عهده دیگران برنیامده، رهبری حلال مشکل بوده است و به مثابه آخرین نقطه اتکاء ملی، ایجاد امید و اعتماد کرده اند.
* هر وقت هر معضلی برای هر جناح سیاسی و هر دستگاه حکومتی پیش آمده که دیگران در حل آن به بن بست رسیده اند، رهبری به رفع معضل پرداخته اند.
۷ یقینا نیروهای مسلح هر کشوری رکن اساسی «امنیت ملی» بحساب می آیند، اما همین نیروها گاهی آلت دست بیگانگان شده و استقلال ملی و عزت جامعه را به بهایی اندک در اختیار اجانب قرار می دهند؛ گاهی اوقات با سلطه طلبی و کودتا علیه حکومت مردمی کشور خود، استبداد نظامی را بر مملکت حاکم می کنند؛ گاهی اوقات با دخالت بی مورد در امور سیاسی کشور مانع فعالیت آزاد حکومت در حفظ مصالح ملی و آزادی مشروع جامعه می شوند؛ گاهی اوقات با خودسری و طغیانگری علیه سرزمینهای همسایگان هجوم می آورند و موجب جنگ و خونریزی و ایجاد فتنه و کینه میان مردم یک منطقه می شوند؛… خلاصه بنا به دلایل مختلف نیروهای مسلح در عین اینکه برای ایجاد امنیت یک ضرورت بشمار می آیند، ولی کمتر مورد محبت مردم و اعتماد حکومت و سیاستمداران قرار می گیرند و غالباً به صورت عناصری رعب انگیز و ضد امنیت روانی جامعه و مخل نظم حکومت بروز می کنند.
لکن در جمهوری اسلامی ایران از آنجایی که مجموعه حکومت و نیروهای مسلح تحت امر و تحت نظارت و هدایت رهبری قرار دارند، نه سیاستمداران از آنها خوفی به دل دارند، نه مردم نگران استبداد آنها هستند و حتی همسایگان مسلمان هم می دانند که نیروهای مسلح جمهوری اسلامی که مطابق شرع مطهر اسلام و تحت امر امام امت اسلامی عمل می کنند، هرگز هیچ خطری برای هیچ سرزمین اسلامی ندارند، بلکه پناهگاه مستحکم اسلام و مسلمانان هستند.
یعنی همین فرماندهی واحد امامت امت بر نیروهای مسلح ما، آنها را مورد اعتماد مسلمانان ایران و جهان کرده و با جلب اعتماد و محبت و ارادت متقابل با مردم و دولتمردان؛ به صورت استثنایی ترین و محبوب ترین نیروهای مسلح جهان درآورده است. و این رابطه انسانی، آنها را علاوه بر تسلیحات نظامی که دارند، به قدرتی معنوی و مردمی هم تبدیل کرده است که در جهان نظیری ندارد.
۸ همان طوری که «وحدت» رکن اصلی و بستر شکل گیری «امنیت ملی» است، چگونگی ایجاد و تقویت وحدت برپایه ویژگی های پیوند آفرین یک شخصیت جامع الشرایط هم تعیین کننده است.
البته رهبری دینی اسلامی با توجه به جامعیت و شمول گرایی اسلام، به خودی خود عامل پیوند مجموعه ملت ماست؛ لکن امام خامنه ای به عنوان یک شخصیت استثنایی واجد ویژگی های قومی مختلفی است که حتی از منظر انگیزش و گرایش قومی هم اقوام مختلف سرزمین ما را به هم پیوند داده است:
معظم له از یک سو تداعی کننده همان «سید خراسانی» هستند که روایات بسیاری درباره عصر ایشان وارد شده که باور قطعی به ظهور امام زمان(عج) را در نسل کنونی بسیار گسترده و فراگیر کرده است.
از سوی دیگر امام خامنه ای به دلیل سیادت، با خاندان عصمت و طهارت پیوند خورده و متعصبان عرب نژاد هم از این زاویه نمی توانند منکر ارتباط قومی خود با معظم باشند. و بالاخره ایشان از جانب پدر (اهل خامنه) با آذری ها مرتبط هستند و هر ترک زبانی که تعصب قومیت هم داشته باشد در وجود مبارک رهبری، عنصر پیوند خود را می یابد.
این مسأله که یک رهبر الهی پیوند میان اقوام و ملل مختلف را از نظر نژادی هم برقرار کرده و از «خودشان» باشد، در وجود مقدس حضرت صاحب الزمان(عج) هم مشاهده می شود که مادرشان (نرجس خاتون) از غرب آمده و پدر مقدسشان از شرق آمده تا شرق و غرب را به هم پیوند دهند.
چنین نکته عجیبی که در وجود پر فیض امام خامنه ای مشاهده می شود، می تواند فراتر از مرزهای جغرافیایی، وحدت قومی میان اعراب و ترک ها و فارس ها را در کل منطقه و جهان تحت تأثیر مثبت خود قرار دهد بدون آنکه به نگرش قومیت گرایی افراطی و غلط و غیراسلامی دامن بزند.
باید پذیرفت که اگر این ویژگی در یک جای دیگر جهان برای یک رهبر الهی و شایسته محقق می شد، دیگران به راحتی می توانستند از آن در جهت گسترش منافع و امنیت ملی خود بهره بگیرند.
۹ یکی از ویژگی های شخصیتی و برجستگی های خاص مدیریتی رهبر انقلاب در عرصه ملی، مهار بحران های اجتماعی و سیاسی است که گاهی با توطئه های بیرونی و گاهی با غفلت ها یا خطاهای درونی مسئولین بروز کرده اند و به سرعت مجموعه نظام را به چالش کشانده اند و تقریباً تمامی مسئولین در برابر آنها منفعل شده اند. در خلال ۱۵ ساله اخیر موارد بسیاری را می توان ذکر نمود که تنها با تدبیر الهی رهبری فتنه ها خنثی شده و خطرها و بحران ها مهار شده اند. شاید پرکردن خلاء عظیم رهبری امام خمینی(ره) توسط امام خامنه ای را خوشبین ترین افراد هم انتظار نداشتند آن هم در شرایطی که بخشی از یاران امام خمینی(ره) به یاری و همراهی جانشین ایشان نپرداختند و رهبری را در برابر فتنه گران داخلی و توطئه های متوالی خارجی تنها گذاشتند و در برابر خطراتی که امنیت ملی ما را تهدید می کردند، عافیت طلبی را برگزیدند.
به هرحال خاموش کردن فتنه هایی نظیر توطئه میکونوس در سال ۱۳۷۶، ۱۳ رجب سال ۱۳۷۶ ؛ ۱۸ تیرماه ۱۳۷۸، ماجرای قتل های مشکوک سال ۱۳۷۷ و مهار دهها بحران دیگر از مدیریت الهی و بی بدیل امام خامنه ای حکایت دارند.
۱۰ از جمله خطراتی که معمولاً امنیت ملی یک کشور را تهدید می کند، بروز اختلاف و کشمکش میان احزاب سیاسی و یا بخش های مختلف حکومت آن کشور است. در چنین حالتی چه با توطئه بیگانگان آتش اختلاف در میان ارکان نظام برافروخته شود و چه از روی لجاجت و ضعف نفس افراد و عملکرد افراطی آنها اختلافات به خصومت و کینه ورزی و درگیری طرفین تبدیل شود ، به هرحال کشمکش ها زمینه های اعتماد و احترام و همبستگی متقابل را از بین خواهد برد و با تشدید اختلاف، نه فقط هیچ گونه همکاری و هماهنگی برای حفظ منافع ملی و مصالح مشترک میسر نمی شود، بلکه چه بسا یک گروه برای حذف رقیب خود به دشمنان مشترک پناه بیاورد و همه منافع ملی و مصالح عمومی قربانی خصومت و درگیری جریان های سیاسی بشود.(۷) از طرف دیگر در یک نظام مردم سالار مانند جمهوری اسلامی که پیوسته اقلیت و اکثریت جای خود را با اراده ملی معاوضه می کنند، وقتی «اکثریت پیروز» وجود اقلیت در هیچ مجموعه ای از نظام را تحمل نکند و بنای ناسازگاری با بخش های دیگر نظام را داشته باشد یا برعکس ، به هرحال کلیت نظام آسیب خواهد دید و رسالت مجموعه ها فراموش خواهد شد و افراد زیاده طلب عملاً مجموعه نظام را به سمت ناکارآمدی و اخلال و بن بست سوق خواهند داد. در اینجا اگر یک فصل الخطاب مدیر و مدبر و خیرخواه و آگاه و صبور و مهربان و قاطع و روشنگر و شجاع و متین در صحنه نباشد، نیروهای متخاصم درون نظام عملاً کار دشمنان بیرونی را به سرانجام می رسانند و امنیت ملی را فدای کینه ورزی خود می کنند و همه سرمایه های ملی و فرصت ها و جایگاه های نظام اسلامی را به هدر خواهند داد.
امام خامنه ای در سال ۱۳۷۵ با موضوع استمرار ریاست جمهوری وقت که بنا بود با تغییر قانون اساسی پیگیری شود با تدبیر و آرامش، مخالفت کردند؛ انتخابات دوم خرداد ۷۶ را که بسیار پیچیده و خطیر بود، به صورت یک فرصت در اختیار مسئولین نظام و جامعه قرار دادند؛ در سال ۷۷ موضوع زندانی شدن شهردار تهران که به تعبیر رئیس جمهور محترم، اداره کشور را ناممکن کرده بود، به امر رهبری مرتفع شد و در عین حال حقوق عامه مردم با محاکمه شهردار استیفا گردید؛ کشمکش میان شورای نگهبان و وزارت کشور که می رفت تا آغاز به کار مجلس ششم را غیرممکن سازد، با درایت رهبری برطرف شد و از خلاء مجلس قانونگذاری حتی برای یک روز هم جلوگیری شد؛ بحران آفرینی روزنامه های زنجیره ای که فضای جنگ روانی دشمن علیه نظام و مردم را تشدید و ترویج می کردند، در سال ۷۹ با اشاره رهبری آرام گرفت؛ چندین مورد اختلاف شدید میان شورای نگهبان و قوه قضائیه از یک طرف و مجلس و دولت از طرف دیگر با هدایت و مدیریت پرصلابت رهبری برطرف شد؛ موضوع مبهم «اصلاحات» با تبیین دقیق رهبری اصلاح شد….
در تمام این موارد هر کدام به تنهایی می توانستند منجر به ناامنی و فروپاشی سیاسی نظام جمهوری اسلامی بشوند، اما هربار تقدیر الهی با دست تدبیر امام خامنه ای در مسیر خیر و صلاح و سعادت و عزت و اقتدار و امنیت ملی ایران اسلامی رقم خورد.
عرصه دوم نقش امامت در گستره جهانی و روابط عرصه بین المللی
ورود به این مبحث یک مقدمه کوتاه را طلب می کند:
تمام حکومت های پیشرو و مستقل تلاش می کنند تادر ورای مرزهای جغرافیایی خود پیروانی بیابند تا منافع ملی آنها را در فراسوی محدوده جغرافیایی و در کشمکش میان دولتها و قدرت های بین المللی حمایت و پاسداری کنند. نظام جمهوری اسلامی که براساس توحید و برپایه عدالت حول محور امامت شکل گرفته(۸)، مرزهای فکری و اعتقادی خود را به صورت یک آرمان در گستره جهانی چنین تعریف می کند:
«جمهوری اسلامی ایران سعادت انسان در کل جامعه بشری را آرمان خود می داند و استقلال و آزادی و «حکومت حق و عدل» را حق همه مردم جهان می شناسد.»(۹)
در اصل ۱۱ قانون اساسی همچون مقدمه آن طبق آیه کریمه «ان هذه امتکم امه واحده و انا ربکم فاعبدون»(۱۰) همه مسلمانان را یک «امت واحد» معرفی می کند که دولت جمهوری اسلامی ایران مؤظف است سیاست کلی خود را بر پایه ائتلاف و اتحاد اسلامی قرار دهد و کوشش پیگیر به عمل آورد تا وحدت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جهان اسلام را تحقق بخشد.
بر همین اساس در مقدمه و اصول دوم، پنجم، پنجاه و هفتم قانون اساسی، موضوع «امامت ولی فقیه» در زمان غیبت معصوم(ع) مطرح شده و اساس حکومت بر محور امامت قرار گرفته و در اصل یکصدوهفتادوهفتم نیز بر غیرقابل تغییر بودن اصل «امامت فقیه» تأکید شده است.(۱۱)
امام خمینی(ره) هم از بهمن ماه سال ۱۳۴۸ در مباحث «ولایت فقیه» (کتاب حکومت اسلامی) موضوع مقام امامت ولی فقیه را مورد تأکید قرار داده و می فرمایند: ولی فقیه، وصی رسول اکرم(ص) است و در زمان غیبت امام المسلمین و رئیس المله است.
معظم له در ۱۹ دیماه ۱۳۵۷ در پاریس در پاسخ به پرسش پیرامون واژه «امام» چنین می فرمایند: «امام به معنی پیشوا و کسی است که جمعی را در جهتی هدایت و رهبری می کند. امام، بیان کننده خط مشی شیعه و حزب الله و رهبری کننده این تشکیلات بزرگ است که تمامی وظایف آن را از قرآن و سنت و پیامبر اکرم(ص) در زمان های مختلف و شرایط مختلف، اجتهاد و استنباط می کند و به آنان ابلاغ می نماید.(۱۲)
با این همه تأکید و اصرار قانون اساسی و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران هم بر واژه فرهنگ ساز امام برای رهبری و هم بر جایگاه قانونی امامت، مع الاسف، بلافاصله بعد از رحلت آن بزرگوار کسانی خلاف نص صریح قانون اساسی و مخالف اعتقاد شخص امام خمینی ، جایگاه «امامت ولی فقیه» بعدی یعنی جانشین امام خمینی را با یک تحلیل غلط و توجیه نابجا نفی کردند و در کمال حیرت و حسرت، بزرگان دین و سیاست هم با سکوت زیانبار خود زمینه چالش های بعدی را فراروی حکومت اسلامی و ملت ایران و مسلمانان جهان قرار دادند و توجه نکردند که گاهی یک «واژه» علامت یک اعتقاد و پرچم یک نهضت و ریشه یک فرهنگ و بنیان یک تمدن است! و بعضی از ما به مسلمانان جهان به هر زبانی اعلام کردیم که دیگر قصد استمرار امامت ولی فقیه رانداریم و برخلاف قانون اساسی خود، مایل نیستیم برای تشکیل امت واحده جهانی اسلام، نائب الامام زمان خود را به امت اسلامی معرفی کنیم! لذا مسلمانان پیرو امامت فقیه و ارادتمند شخص امام خامنه ای را در سراسر جهان رها کردیم و از پیروان امام خمینی هم بسیاری از اطراف ما پراکنده شده و هر کدام به دامی افتادند و برای پیگیری اندیشه ایجاد امت جهانی اسلام بعد از امام خمینی حتی عده ای امامت صدام را هم پذیرفتند و گروهی نیز پیرو ملاعمر فرضی و بن لادن آن قهرمان خیالی شدند. دشمن نیز همه را گروه گروه به اضمحلال و نابودی کشاند و ما همه به تماشاگرانی تبدیل شدیم که دیگر ابزار تأثیرگذاری خود را در عرصه جهانی رها کرده بودند.
در داخل کشور ما نیز فرهنگ دینی و اندیشه سیاسی متعاقباً متحول شد و گام به گام از مقام الگوسازی برای دیگران به سطح الگوپذیری و تقلید از بیگانگان تنزل یافتیم: وقتی ما واژه «امام» را تبدیل کردیم به کلمه «رهبری» و واژه «امت» را هم به کلمه «ملت» مبدل ساختیم، از «رشد و تعالی اسلامی و تکامل معنوی» منصرف شدیم و به «توسعه» تقلید
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
