اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل زبان آگاهی پیامبر (ص) و امامان (ع) ۳
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 56
فرمت فایل پاورپوینت
فایل پاورپوینت کامل زبان آگاهی پیامبر (ص) و امامان (ع) ۳؛ انتخابی مطمئن برای ارائهای حرفهای
اسلایدهایی آماده برای استفاده:
فایل فایل پاورپوینت کامل زبان آگاهی پیامبر (ص) و امامان (ع) ۳ شامل 72 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائههای رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده میباشد.
ویژگیهایی که فایل فایل پاورپوینت کامل زبان آگاهی پیامبر (ص) و امامان (ع) ۳ را متمایز میکند:
- طراحی بصری حرفهای:فایل پاورپوینت کامل زبان آگاهی پیامبر (ص) و امامان (ع) ۳ با بهرهگیری از رنگبندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
- سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شدهاند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
- وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربهای بدون نقص را فراهم میسازد.
استاندارد بالا در تولید محتوا:
فایل فایل پاورپوینت کامل زبان آگاهی پیامبر (ص) و امامان (ع) ۳ با رعایت اصول حرفهای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش میباشد.
نکته مهم:
در صورت مشاهده نسخههایی با کیفیت پایینتر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخههای غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل زبان آگاهی پیامبر (ص) و امامان (ع) ۳ تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.
هماکنون فایل فایل پاورپوینت کامل زبان آگاهی پیامبر (ص) و امامان (ع) ۳ را دریافت کرده و ارائهای حرفهای و متمایز تجربه نمایید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل زبان آگاهی پیامبر (ص) و امامان (ع) ۳ :
در نوبت اول این گفتار ( علوم حدیث ۵ ) از زبان آگاهی معصومان ( ع ) و گفتگوی آنها به زبانهای فارسی و چینی ، سخن به میان آمد و در نوبت دوم ( علوم حدیث ۶ ) به آگاهی ایشان به زبانهای نبطی ، سریانی ، هندی ، سندی ، نوبی ، زطی ، یونانی ،عبرانی ، رومی ، حبشی ، ترکی و صقلبی اشاره شد . اینک ادامه بحث :
به زبان خزری
علی بن ابی حمزه قال : کان یتقدم الرشید الی خدمه ، اذا خرج موسی بن جعفر ( ع ) من عنده ان یقتلوه ، فکانوا یهمون به فیتداخلهم من الهیبه والزمع ، فلما طال ذلک ، امر بتمثال من خشب وجعل له وجها مثل وجه موسی بن جعفر ( ع ) وکانوا اذا سکروا، امرهم ان یذبحوها بالسکاکین و کانوا یفعلون ذلک ابدا ، فلماکان فی بعض الایام جمعهم فی الموضع و هم سکاری و اخرج سیدی الیهم ، فلما بصروا به ، هموا به علی رسم الصوره .
فلما علم منهم ما یریدون کلمهم بالخزریه و الترکیه ، فرموا من ایدیهم السکاکین و وثبوا الی قدمیه فقبلوهما و تضرعوا الیه وتبعوه الی ان شیعوه الی المنزل الذی کان ینزل فیه . (۱) علی بن ابی حمزه گفت : هارون الرشید ، به خدمتگزارانش پیشنهاد می کرد هنگامی که حضرت موسی بن جعفر ( ع ) از پیش اوبیرون می رود ، ایشان را بکشند . آنان هم تصمیم می گرفتند ;ولی هیبت و دهشت در جانشان نفوذ می کرد [ وخودداری می کردند ]. چون این کار به درازا کشید ، هارون فرمان داد که تندیسی ازچوب ساختند و بر آن ، چهره ای چونان چهره موسی بن جعفر ( ع ) نهادند . هرگاه خدمتگزاران مست می شدند ، هارون به آنها فرمان می داد تا آن تندیس را با کارد ، ذبح کنند . آنها نیز پیوسته این کار را می کردند .
یک روز که همه مست بودند ، هارون آنها را در جایی گرد آورد وحضرت کاظم ( ع ) را به سوی آنان فرستاد . همین که نگاهشان به حضرت افتاد ، تصمیم گرفتند . همان گونه که به تندیس حمله می کردند ، به آن حضرت نیز حمله کنند . حضرت ، وقتی از تصمیم آنان آگاه شد ، به زبان خزری و ترکی با آنها سخن گفت . آنان بلافاصله کاردها را افکندند و خود را بر پاهای آن حضرت انداختند . آنها حضرت را می بوسیدند و گریه و زاری می کردند وبه دنبال آن حضرت راه افتادند و حضرت را تا منزلی که در آن اقامت داشت ، بدرقه کردند .
توضیح : زبان خزری در اینجا ، ممکن است یکی از زبانهای رایج در کرانه های دریای خزر ، قفقاز یا آسیای میانه باشد . در (قاموس الاعلام ) ترکی آمده است :
خزر ، یکی از اقوام ترک است . این قوم در شمال غربی دریای خزر ، یعنی در دو طرف رود ولگا و در مرز آسیا و اروپا سکونت داشتند . (۲)
به زبان فرنگی
رایت فی بعض مولفات اصحابنا : روی ان الرشید لعنه الله لمااراد ان یقتل الامام موسی بن جعفر ( ع ) ، عرض قتله علی سائرجنده و فرسانه ، فلم یقبله احد منهم ، فارسل الی عماله فی بلادالافرنج ، یقول لهم : التمسوا لی قوما لا یعرفون الله و رسوله فانی ارید ان ا ستعین بهم علی امر .
فارسلوا الیه قوما لا یعرفون من الاسلام ولا من لغه العرب شیئا ، و کانوا خمسین رجلا، فلما دخلوا الیه ، اکرمهم و سالهم : ( من ربکم و من نبیکم ؟ ) ، فقالوا : ( لا نعرف لنا ربا ولانبیا ا بدا ) ، فادخلهم البیت الذی فیه الامام ( ع ) لیقتلوه ، والرشید ینظر الیهم من روزنه البیت ، فلما راوه ، رموا اسلحتهم و ارتعدت فرائضهم و خروا سجدا یبکون رحمه له ، فجعل الامام یمریده علی رووسهم و یخاطبهم و هم یبکون .
فلما رای الرشید خشی الفتنه وصاح بوزیره : ( ا خرجهم ! ) ،فخرجوا وهم یمشون القهقری اجلالا له و رکبوا خیولهم ومضوا نحوبلادهم من غیر استیذان . (۳)
در برخی از کتابهای شیعی دیدم که : هارون الرشید لعنت خدا براو باد هنگامی که تصمیم گرفت امام موسی بن جعفر ( ع ) را بکشدکشتن ایشان را به سپاهیان و سوارکارانش پیشنهاد کرد ; ولی هیچ کس نپذیرفت . به کارگزارانش در سرزمین فرنگ پیام داد : برای من گروهی را بیابید که به خدا و پیامبرش باور نداشته باشند . می خواهم از آنها برای کاری کمک بگیرم .
آنان ، یک گروه پنجاه نفری که از اسلام و زبان عربی ، هیچ نمی دانستند ، فرستادند . همین که پیش هارون رسیدند ، آنان راگرامی داشت و پرسید : ( خدا و پیامبر شما کیست ؟ ) . پاسخ دادند : ( ما خدا و پیامبری برای خویش نمی شناسیم ) . هارون آنان را به درون خانه ای برد که امام هفتم ( ع ) در آن زندگی می کرد و از آنان خواست تا ایشان را بکشند .
هارون الرشید از دریچه ای به آنان می نگریست . آنان ، همین که امام ( ع ) را دیدند ، سلاحهایشان را فرو افکندند واندامشان به لرزه افتاد و سر بر خاک نهادند و از روی عطوفت ،برای آن حضرت گریستند . سپس حضرت ، دست به سرهایشان می کشید وبا آنان سخن می گفت . آنها نیز می گریستند .
هارون الرشید ، چون این رویداد را تماشا کرد ، از ترس آنکه مبادا فتنه ای پدید آید ، بر سر وزیرش فریاد کشید : ( اینها رابیرون بران ). آنان ، برای گرامی داشتن آن حضرت ، پشت به در ورو به حضرت ، گام برداشتند و بیرون رفتند ; بر اسبهای خویش سوار شدند و بدون اجازه گرفتن [ از هارون ] به سوی دیار خویش رهسپار شدند .
توضیح : واژه ( افرنج ) ، معادل واژه افرنگ و فرنگ در فارسی است . در ( قاموس الاعلام ) ترکی آمده که اعراب ، این کلمه رابه طور کلی بر اروپاییان اطلاق می کنند . آنگاه می افزاید :
کلمات فرانسه و فرانسیز نیز به همین مناسبت لغوی به وجود آمدو اسپانیولی ها و انگلیسها هم مشمول این اطلاق بودند ; ولی رومیان و اهالی شبه جزیره بالکان و روسها ، مشمول این اطلاق نبودند . (۴)
لویس معلوف در معنای ( افرنج ) گفته است که آنان ، ساکنان اروپا و غیر رومیان و ترکها هستند و افزوده است :
فرنجه یا افرنج ، قبیله ژرمن است که در قرن پنجم میلادی درفرانسه وطن گزید و در شرق به طور اجمال ، به ملل اروپایی اطلاق می شود . (۵)
مکاتبات
از سندهای مکتوب برای زبان آگاهی امامان ( ع ) ، نگارش نامه به زبانهای غیر عربی است . برای مثال ، امام هادی ( ع ) برای بانو نرگس ( س ) نامه ای به زبان و خط رومی نگاشت :
فکتب کتابا لطیفا بخط رومی ولغه رومیه وطبع علیه خاتمه . (۶)
نامه لطیفی به خط و زبان رومی نگاشت و بر آن ، مهر نهاد .
گزارش واقعه را بشر بن سلیمان که از دودمان ابوایوب انصاری واز شیعیان خاص امام دهم و امام یازدهم ( ع ) بود و در خانه ای کنار خانه آنان می زیست ، چنین حکایت می کند :
روزی غلام امام هادی ( ع ) مرا به پیش آن حضرت فراخواند . به محضر آن حضرت شتافتم . فرمود : ( تو از تبار ابوایوب انصاری هستی و دودمان تو از زمان رسول خدا ( ص ) تاکنون ، پیوسته مورداعتماد ما بوده است . اکنون می خواهم تو را از رازی آگاه سازم و برای خریدن کنیزی بگمارم ) . آنگاه نامه لطیفی به خط و زبان فرنگی نگاشت و بر آن مهر نهاد و دویست و بیست اشرفی به من دادو فرمود : این نامه را بگیر و به بغداد برو . در صبح فلان روز، هنگامی که کشتیهای اسیران به ساحل می رسد ، در جمع اسیران ،برده فروشی به نام عمرو بن یزید هست . او کنیزی با چنین ویژگی هایی ارائه می کند . آن کنیز در تمام روز ، هیچ خریداری را نمی پذیرد و از نگاه خریداران روی بر می تابد تا اینکه یکی ازمشتریان ، شیفته عفت او می گردد و می خواهد او را به بهای سیصداشرفی بخرد . آن کنیز به او می گوید : ( اگر در شکوه سلیمان بن داوود ( ع ) درآیی ، دل به تو نخواهم بست . پولت را تباه نکن ) در این هنگام ، تو پیش کنیز برو و نامه خویش را به او نشان بده .
من فرمان آن حضرت را به جای آوردم . چون کنیز به نامه نگریست سخت گریست و به عمرو بن یزید گفت : ( مرا به صاحب این نامه بفروش ) و با سوگندهایی بسیار ، بر این سخن تاکید کرد . من نیزبهای او را پرداختم و به استراحتگاهی در بغداد آوردم .
او پیوسته نامه امام هادی ( ع ) را می بوسید و بردیده می نهاد . گفتم : ( چگونه نامه ای را که نگارنده آن را نمی شناسی می بوسی ؟ ) . گفت : ( تو به بزرگی فرزندان و اوصیای پیامبران آگاه نیستی ) . آنگاه گفت : من ملیکه دختر یشوعا ، فرزندپادشاه رومم و مادرم از دودمان شمعون بن حمون بن الصفا ، وصی حضرت عیسی ( ع ) است و حکایت شگفتی را نقل کرد
قرائت کتب دینی پیشین
براساس روایات و واقعیت های تاریخی ، امامان ( ع ) ، کتابهای آسمانی پیشین را با همان زبانی که خداوند متعال فرو فرستاده بود ، می خواندند و برای اهل کتاب ( یعنی پیروان ادیان آسمانی) از همان کتابها دلیل می آوردند .
عن هشام بن الحکم فی حدیث بریه ، انه لما جاء معه الی ابی عبدالله ( ع ) ، فلقی ا بالحسن موسی بن جعفر ( ع ) فحکی له هشام الحکایه ، فلما فرغ قال ابوالحسن ( ع ) لبریه : ( یا بریه! کیف علمک بکتابک ؟ ) ، قال : ( انا به عالم ) ، ثم قال : (کیف ثقتک بتاویله ؟ ) ، قال : ( ما اوثقنی بعلمی فیه ) ، قال : فابتدا ابوالحسن ( ع ) یقرء الانجیل ، فقال بریه : ایاک کنت اطلب منذ خمسین سنه او مثلک .
قال : فامن بریه وحسن ایمانه وآمنت المراه التی کانت معه ;فدخل هشام و بریه والمراه علی ابی عبدالله ( ع ) . فحکی له هشام الکلام الذی جری بین ابی الحسن موسی ( ع ) و بین بریه ،فقال ابوعبدالله ( ع ) : ( ذریه بعضها من بعض والله سمیع علیم) (۷) فقال بریه : ( انی لکم التوراه والانجیل و کتب الانبیاء ؟ ) قال : ( هی عندنا وراثه من عندهم نقروها کما قرووها و نقولهاکما قالوا ; ان الله لا یجعل حجه فی ارضه یسا ل عن شی فیقول : لا ادری . (۸)
هنگامی که هشام بن حکم با بریه (۹) خدمت امام صادق ( ع ) آمدند، به حضرت موسی بن جعفر ( ع ) برخورد کردند . هشام ، داستان بریه را برای آن حضرت ، حکایت کرد . چون قصه تمام شد ، حضرت موسی بن جعفر ( ع ) به بریه فرمود : ( ای بریه ! تا چه اندازه به کتاب دینی ات آگاهی ؟ ) . گفت : ( آن را می دانم ) . فرمود: ( تا چه حد اطمینان داری که معنی اش را می دانی ؟ ) . گفت : آن را خوب می دانم و بسیار مطمئنم ) . سپس امام ( ع ) خواندن انجیل را آغاز کردند . بریه گفت : پنجاه سال است که من ، تو یامانند تو را می طلبم .
آنگاه ، بریه ایمان آورد ، ایمانی نیکو ; و زنی نیز که با اوبود ، به اسلام گروید . سپس هشام و بریه و آن زن ، خدمت امام صادق ( ع ) آمدند . هشام ، گفتگوی میان حضرت موسی بن جعفر (ع) و بریه را نقل کرد . امام صادق ( ع ) این آیه را قرائت فرمود: ( دودمانی که برخی از آنان از برخی دیگرند و خداوند ، شنوا وداناست ) . بریه پرسید : ( تورات و انجیل و کتابهای پیامبران ،از کجا به شما رسیده است ؟ ) . امام ( ع ) فرمود : اینها ازخودشان به ما ارث رسیده است و همان گونه که آنها می خواندند ،ما هم می خوانیم و همان سان که آنها بیان می کردند ، ما نیزبیان می کنیم . بی تردید ، خداوند حجتی در زمین قرار نمی دهدکه چون از او درباره چیزی بپرسند ، بگوید : نمی دانم .
و در مناظره امام رضا ( ع ) با راس الجالوت ، چنین می خوانیم :
فقال راس الجالوت : ( و ما هذا الدلیل علی الامام ؟ ) ، قال : ( ان یکون عالما بالتوراه و الانجیل و الزبور و القرآن الحکیم ، فیحاج اهل التوراه بتوراتهم و اهل الانجیل بانجیلهم واهل القرآن بقرآنهم . (۱۰)
راس الجالوت پرسید : ( دلیل بر [ امامت ] امام چیست ؟ ) . امام رضا (ع) فرمودند : اینکه عالم به تورات ، انجیل ، زبورو قرآن ، حکیم باشد و با گروندگان به تورات از تورات و باایمان آورندگان انجیل از انجیل و با مومنان به قرآن از قرآن ،دلیل بیاورد .
در سخنان حضرت امیرالمومنین ( ع ) آمده است :
اما و الله لو ثنیت لی الوساده فجلست علیها ، لافیتت اهل التوراه بتوراتهم و اهل الانجیل بانجیلهم و اهل الزبور بزبورهم و اهل القرآن بقرآنهم (۱۱) .
هان ! به خدا سوگند ، اگر برای من بالشی قرار دهند تا بر آن تکیه زنم ، برای گروندگان به تورات بر اساس تورات و برای باورمندان به انجیل بر پایه انجیل و برای مومنان به زبور ازروی زبور فتوا می دادم.
و در سخنی از امام رضا ( ع ) خطاب به نوفلی ، درباره مناظره با عالمان ادیان آمده :
فقال لی : یا نوفلی ! اتحب ان تعلم متی یندم المامون ؟ ) ،قلت : ( نعم ) ، قال : اذا سمع احتجاجی علی اهل التوراه بتوراتهم و علی اهل الانجیل بانجیلهم و علی اهل الزبور بزبورهم و علی الصابئین بعبرانیتهم و علی اهل الهرابذه بفارسیتهم و علی اهل الروم برومیتهم و علی اصحاب المقالات بلغاتهم . (۱۲)
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
