اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مخالفان نگارش حدیث در صدر اسلام
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 51
فرمت فایل پاورپوینت
فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل مخالفان نگارش حدیث در صدر اسلام؛ راهکاری شایسته برای ارائههای موفق
اگر بهدنبال یک فایل ارائهی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفهای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل مخالفان نگارش حدیث در صدر اسلام انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 120 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائههای شما تهیه شدهاند.
دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل مخالفان نگارش حدیث در صدر اسلام:
- طراحی ساختارمند و چشمنواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما بهخوبی دیده و درک شود.
- آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل مخالفان نگارش حدیث در صدر اسلام آمادهی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
- سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخههای PowerPoint بدون بهمریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.
تولید شده با رویکرد حرفهای:
تمامی بخشهای فایل پاورپوینت کامل مخالفان نگارش حدیث در صدر اسلام با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بینقص طراحی شدهاند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شدهاند تا ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید.
توجه:
تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل مخالفان نگارش حدیث در صدر اسلام از کیفیت کامل برخوردار است. نسخههای غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمیشود از آنها استفاده شود.
با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل مخالفان نگارش حدیث در صدر اسلام، سطح ارائههای خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مخالفان نگارش حدیث در صدر اسلام :
بخش سوم
مؤلف، در دو بخش پیشین مقاله، ابعاد مناقشه بر سر کتابت حدیث (در دوره پس ازپیامبر-ص-) را تبیین نمود. سپس، شخصیت و تبار و ادله موافقان و مخالفان کتابت را شناساند و به نخستین عکس العمل ها در برابر کتابت حدیث در حوزه بصره، کوفه،مدینه، مکه، یمن و سوریه (اصلی ترین پایگاههای حدیث در صدر اسلام) اشاره کرد.وی در گام بعدی، به بررسی ماهیت مخالفت ها در هر یک از این حوزه ها پرداخت و درنهایت به این نتیجه رسید که بسیاری از احادیث نبوی منع کتابت، جعلی است. مؤلف،سپس کوشید تا منشا دشمنایگی مسلمانان با کتابت حدیث را باز یابد و در مرحله نخست، فرض های مختلفی را طرح کرد و دیدگاه خاص خود را در این زمینه، به بخش پایانی مقاله واگذاشت (که اینک، پیش روی شماست). (علوم حدیث)
۲) نمونه مشابه در یهودیت
۱۲۲- یکی از جلوه های اصلی یهودیت خاخامی، تفکیک بین تورات مکتوب و تورات شفاهی است.۵۳۵ البته تورات مکتوب، کتاب مقدس است و هرچند به گونه ای گسترده به خاطرهاسپرده شده بود، از حیث انتقال رسمی و کاربرد نیایشی، یک سند مکتوب بود. تورات شفاهی، سنت ورای کتاب مقدس خاخام هاست و قطع نظر از نقش حفظ و انتقال عملی آن،در اصل به صورت شفاهی معرفی شده است. این تفکیک، به قدمت فریسیان [یکی ازفرقه های یهود.م] بود و در یهودیت دوران آغازین اسلام، به منزله مفهومی اساسی باقی ماند.۵۳۶ تفکیک مذکور، با این اصل همراه بود که به نگارش درآوردن تورات شفاهی، نادرست است هرچند در عمل، یورش های نگارش، بسیار زیاد بود. این کشمکش،در ادبیات دست دوم مدرن، بارها مورد توجه قرار گرفته است.۵۳۷
۱۲۳- دو عبارت کلی در مورد اصل مزبور وجود دارد.۵۳۸ نخستین عبارت که در تلمودبابلی است می گوید: نمی توانی کلمات مکتوب را به گونه شفاهی
(
peh cal
)
نقل کنی ۵۳۹ نمی توانی کلمات شفاهی را بنویسی.۵۴۰ دومین عبارت که در تلمود فلسطینی است می گوید: کلماتی که به گونه شفاهی نقل شده اند، [باید] به صورت شفاهی [نقل شوند] و کلماتی که به صورت مکتوب نقل شده اند،[باید] به صورت مکتوب [نقل شوند].۵۴۱ عبارت های دیگری در تلمود بابلی، به طور خاص، به شریعت
(
halachot
)
مربوط است.یکی از عبارت ها این است: این کلمات ۵۴۲ را می توانی بنویسی اما شریعت را نمی توانی نوشت.۵۴۳ عبارت دیگر، این است: کسانی که شریعت را می نویسند، همانند آنان اند که تورات را می سوزانند و کسی که از آنها یاد بگیرد، پاداشی دریافت نخواهد کرد. ۵۴۴ممنوعیت های دیگر که ممکن است انگیزه های متفاوتی داشته باشد، به انواع دیگریهودیت خاخامی مربوط است. در تلمود فلسطینی، یکی از خاخام ها کتابی راجع به هاگادا (
haggadah
تقریبا مترادف با قصص) می بیند و آرزو می کند که ای کاش دستی که آن را نوشته است، بریده شود!۵۴۵ در توسفتا
(
Tosefta
)
و هر دو تلمود آمده است:آنها که برکت ها
(
berakhot
)
را می نویسند، مانند کسانی اند که تورات را می سوزانند.۵۴۶ ترگوم مکتوب (ترجمه کتاب مقدس) نیز مورد مخالفت واقع شده است. در تلمودفلسطینی، خواندن آن در کنیسه از روی نسخه مکتوب، محکوم شده است.۵۴۷ هر دوتلمود، داستانی را روایت می کنند که در آن، مخالفت باترگومی
(
Targum
)
از کتاب ایوب،با دفن کردن آن در بنایی که در کوه معبد در دست ساختمان بوده است، ابراز شده است ۵۴۸ و در تلمود بابلی، این داستان برای آن گفته شده تا دانشمندی را سرزنش کند که وقتی با او مواجه شدند، بر سر میزی نشسته بود و این کتاب را می خواند. ۵۴۹ گفته هایی هم به نفع نگارش هست هرچند از لحاظ شماره، اندک اند.۵۵۰ تنها گفته کلی،در نسخه بدل -که تا حدی پوزش خواهانه
(
lishana aharina
)
است- یکی از متن های اصلی تلمود بابلی است ۵۵۱: آنها [به گفته هایی که نوشتن را ممنوع می کنند] پاسخ می دهند که خاخام ها [در واقع] بر آنچه به طور حفظی
(
girsayhu
)
آموخته اند، اعتمادمی کنند [اما] از آنجا که [خطر] فراموشی هست، آن را می نویسند و در جایی به امانت می سپارند و هنگامی که چیزی را فراموش کنند، به کتاب نگاه می کنند.۵۵۲ اما گفته شده که این نسخه بدل را کائون ها بعدا به متن افزوده اند. ۵۵۳ دفاع هایی هم ازنگارش هاگادا
(
haggadah
)
صورت گرفته است. ۵۵۴ دو دانشمند، به یک کتاب هاگادای
(
haggadah
)
راجع به نسبت
(
Sabbath
)
، مراجعه می کنند و از این کار دفاع می کنند که بدی آن، کمتر از ناپدید شدن تورات ازاسرائیل است.۵۴ این نظریه هم بیان شده که هرکس هاگادا
(
haggadoh
)
را از کتابی بیاموزد، آنچه را آموخته، زود فراموش نخواهد کرد. ۵۵۵ سرانجام اینکه: نظر شاذی هست، مبنی بر این که می توان عقیده تازه را نوشت.۵۵۶قابل توجه است که این گفته ها بر آن است که نوشتن را به منزله کاری که بدی آن کمتر است، موجه جلوه دهد، نه کاری ذاتا در خور تحسین. چنانکه دیده شد، این مطلب ها در هر دو تلمود، آمده است. با وجود این، در خورتوجه است که همه مرجع های ذکر شده و کسانی که از آنها روایت کرده اند، هر جانام آنها ذکر شده است، فلسطینی اند.۵۵۷ از لحاظ تاریخی، مطلب های مخالف نوشتن، به مرجع هایی نسبت داده شده که از سده نخست میلادی تا آغاز سده چهارم، گسترش دارندو مطلب های به نفع نوشتن، به مرجع های سده سوم نسبت داده شده است. بحث عمده راجع به این مسئله، در تلمود بابلی، علی القاعده می بایست پس از نیمه نخست سده چهارم، گردآوری شده باشد.۵۵۸ شاید در خور توجه باشد که یکی از مراجع، با نوشتن قانون ها مخالف، ولی با نوشتن هاگادا
(
haggadah
)
موافق است.۵۵۹
۱۲۴- بنابراین، در اینجا نظریه ای نسبت به نوشتن داریم که بسیار همانندنظریه ای است که در صدر اسلام می یابیم، و این همانندی را به تازگی، شولر، موردتاکید قرار داده است. ۵۶۰ اینکه نظریه مسلمانان از نظریه یهودیان به عاریه گرفته شده، فرضیه ای است که می تواند به دلایلی چند، مورد تایید قرار گیرد.
۱۲۵- یکم. جدلگری مسلمانان علیه نگارش، بارها به نمونه عبرت آموز اهل کتاب یاعبارتی همانند که در کنار کتاب خدا، کتابهایی از خود نوشتند و از آن رو گمراه شدند، اشاره می کند. ۵۶۱ هویت دقیق آماج این حدیث ها، مبهم باقی می ماند: اهل کتاب،برخی از اهل کتاب، قومی پیش از شما، امت های پیش از شما. با این وصف، انسان غالبا این تصور را در باره حدیث دارد که چنین عبارت هایی در اصل به یهودیان اشاره دارد و در مورد کنونی، معمولا بنی اسرائیل است که هرگاه اشاره خاص ترباشد، پدیدار می شوند.
۱۲۶- ابو موسی اشعری، صحابی کوفی، می گوید: بنی اسرائیل، کتابی نوشتند و از آن پیروی کرده، تورات را رها کردند. ۵۶۲ تابعی بصری، ابن سیرین، می گوید: بنی اسرائیل، تنها به سبب آن گمراه شدند که کتابهایی از نیاکان خود به ارث بردند۵۶۳ (در روایتی مشابه، ابن سیرین، این مطلب را به منزله نظریه علمای سلف ابراز می دارد ۵۶۴ با این وصف، در روایتی دیگر گفته می شود که بنی اسرائیل ازراه یافتن کتابهایی از اسلافشان گمراه شدند۵۶۵). گهگاه، به طور ضمنی، با کاربرد اصطلاح هایی مانند اهل الکتابین ۵۶۶ و اهل الکتب ۵۶۷ یا به صراحت، با نام بردن از اسقف ها و انجیل در کنار دانشمندان یهودو تورات، پای مسیحیان هم به میان کشیده می شود ۵۶۸ اما همه اینها شاخ و برگ[فرعی] به نظر می رسند. اینها نسخه بدل های یک حدیث واحدند در شرح محوکردن نوشته ای به دست ابن مسعود، صحابی کوفی روایت های دیگر، صرفا از کسانی که پیش از شمابودند سخن می گویند.۵۶۹ روایتی که به اسقف ها و انجیل اشاره دارد، به ویژه، درمعرض تردید است. دارمی روایتی را با اسنادی یکسان، از یزید بن هارون واسطی (م.۲۰۶) نقل می کند که تنها از اهل کتاب پیش از شما و غفلت آنان از کتاب پروردگارشان سخن می گوید.۵۷۰ مسائل مشابهی در باب تعیین این که مراد از این عبارت ها چه کسانی هستند درارتباط با حدیث های دیگری که به نمونه اهل کتاب و مانند آن اشاره دارند، پدیدمی آید. یک مورد، حدیث مشهوری در باره انشقاق مسلمانان به هفتاد و دو فرقه است ۵۷۱ در اینجا پیغمبر(ص) در روایتی می گوید که امت من به همان شیوه بنی اسرائیل(علی ما تفرقت علیه) پراکنده خواهند شد.۵۷۲ می توان تعیین کرد که حدیث معروفی که پیشگویی می کند که مسلمانان وجب به وجب از سنت های کسانی که پیش از آنها بودند،پیروی می کنند، به بنی اسرائیل اشاره دارد.۵۷۳ عطاء بن ابی رباح با خودداری ازاینکه عربان مسیحی را اهل کتاب بداند، توضیح جالبی می دهد: اهل کتاب، تنها بنی اسرائیل هستند که تورات و انجیل بر ایشان نازل گشت اما کسان دیگری که به صفوف ایشان درآمدند، به ایشان تعلق ندارند.۵۷۴ باید توجه داشت که مقصود از بنواسرائیل که در منابع اسلامی آمده، همواره بنی اسرائیل مذکور در کتاب مقدس، درمقابل یهودیان امروزی، نیست. ۵۷۵
۱۲۷- در ضمن، حدیث هایی که به نمونه عبرت آموز گذشته اشاره دارد، گاه نه ازکتاب ها بلکه از یک کتاب سخن می گویند. چنین است حدیث ابوموسی، که در بالا به دلیل این که به بنی اسرائیل و تورات تصریح می کند نقل شد. همچنین، همین وضع رادر برخی از روایت های حدیث مربوط به تصمیم عمر به ننوشتن سنن می یابیم. در یک روایت، وی تصمیم خود را چنین توضیح می دهد: به یاد می آوردم که چگونه برخی ازاهل کتاب، کتابی را در کنار کتاب خدا نوشتند و خود را سر سپرده آن ساختند، ۵۷۶و کتاب خدا را ترک گفتند.۵۷۷ در اغلب موارد، این کتاب مشخص شده است. این کتاب،مثناه یا مشنه [یا: میشنا.م] است اصطلاحی که آمدنش را در این متن، پیشتر گلدزیهریادآور شده است.۵۷۸ در حدیث های علیه کتابت، نه از کتاب مسیحیان، نه از هیچ کتاب دیگر یهودیان، نام برده نشده است.۵۷۹ بنابراین، ممکن است مثناه نماینده نخستین آماج همه جدلگری های مسلمانان علیه خلافکاری های ادبی اهل کتاب باشد.چنین انتقادی از تخلف یهودیان در نگارش حدیث، به نوعی آگاهی از اصول شفاهی گرای یهودیان اشاره دارد که با وجود این، به سبب آنکه در شرایط منفی بیان می شود،دارای اهمیت است.
۱۲۸- اولین اشاره ها به مثناه به قرار زیر است: ۱) در حدیثی که گلدزیهر از ابن سعد نقل کرده، عبد الله بن العلاء دمشقی (م.۱۶۴ که گویند در سن ۸۹ سالگی درگذشته است) از قاسم بن محمد مدنی(م.۱۰۷)می خواهد که احادیث را بر او املا کند. قاسم به او اجازه نوشتن نمی دهد و این داستان را ذکر می کند که در روزگار عمر بن الخطاب، حدیث ها[ی مکتوب] فراوان گشت.بدین خاطر، او به مردم گفت که حدیث ها را نزد او آورند و چون مردم چنان کردند،وی دستور داد که همه حدیث ها را بسوزانند و گفت: مثناهی مانند مثناه اهل کتاب!. ۵۸۰ شخصی که [این روایت را] از عبد الله نقل کرده نیز سوری است. همچنین، همین عبد الله (که در اینجا با کنیه اش ابو زبر آمده است) از قاسم، یک نسخه بدل آزادی از این داستان را روایت می کند که در آن، گفته عمر، چنین است: امنیه کامنیه اهل الکتاب.۵۸۱ این مطلب پذیرفتنی است زیرا یکی از کاربردهای جمع این کلمه،امانی در قرآن، در باره کسانی است که کتاب را با دست های خود می نویسند و سپس می گویند: این از خداست (بقره، ۷۹) اما بیشتر احتمال دارد که ما با جعل مثناه سر و کار داشته باشیم. شخصی که از عبدالله روایت کرده، یک مدائنی است. ۲) حدیثی از عبد الله بن عمرو، راجع به معاد دیده می شود که از حدیث راجع به آتش بازی عمر، کاملا متفاوت است و به طور بسیار گسترده تر نقل شده است. گلدزیهر ازراه منابع لغوی، از این حدیث مطلع شد. در روایت دارمی، یکی از نشانه های قیامت،آن است که مثناه خوانده خواهد شد (تتلی المثناه) و هیچ کس برای تغییر آن، یافت نخواهد شد (فلا یوجد من یغیرها).۵۸۲ از عبد الله بن عمرو در باره معنی این اصطلاح مثناه پرسیده شد. وی آن را چنین تفسیر کرد: هر کتابی که نوشته شده (استکتب) وغیر از قرآن باشد.۵۸۳ محل وقوع این جریان، نزدیک حمص است و اسناد تا میانه سده دوم، حمصی است.
۱۲۹- یک همانندی ساختاری مهم میان نظریه های یهودی و نظریه های صدر اسلام، نسبت به نوشتن، گرایشی است به تفکیک بین قلمروهای عمومی و خصوص در این زمینه. شواهداسلامی برای این تفکیک، در بالا ارائه شده است.۵۸۴ شواهد یهودی را گرهاردسن به خوبی تحلیل کرده است.۵۸۵ روشن ترین مثال این مطلب، نقش یادداشت های مکتوب است.در جانب یهودی، کیفیت این یادداشت ها به خوبی از اصطلاح طومار نهایی
(
Megillat Setarim
)
که گاه برای یادداشت های مکتوب خاخامان به کار رفته است، ۵۸۶ فهمیده می شود. هر چند به وجود چنین یادداشت هایی اعتراف شده، معمولا در ملا عام پدیدارنمی شوند. مثلا در داستانی از تلمود، آمده است که یک خاخام به دیگری می گوید:برو بیرون و به یادداشت های خود
(
Mekhilta
)
نگاه کن. وی این کار را می کند وچنان که باید، حدیثی خاص را در آنجا می یابد.۵۸۷ تشابه این حکایت با داستان ابوهریره که برای بررسی یادداشت های خصوصی اش به خانه می رود، ۵۸۸ یا هارون بن یحیی که بیرون می رود تا به کتابش نگاه کند، ۵۸۹ زیاد است.اگرچه در وجود چنان مطلب های مکتوب در صدر اسلام، شک و تردیدی نیست ۵۹۰ اما اظهار نظر گرهاردسن مبنی بر اینکه این یادداشت ها و طومارهای خصوصی، در منابع، تنها به طور اجمالی ذکر شده اند، ۵۹۱ به یک اندازه در مورد بسیاری از حدیث های صدر اسلام نیز صادق است.
۱۳۰ در جانب اسلام، پدیده ای که [با این بحث] ارتباط نزدیکی دارد، ناپسند بودن نقل شفاهی یی است که از راه داخل کردن مطلب های به دست آمده از یافته های کتبی،آلوده شده است. در یک حدیث بصری، ابن سیرین بصری از عبیده کوفی می پرسد: اگرکتابی پیدا کنم، می توانم در آن نگاه کنم؟۵۹۲ یا در نسخه بدلی از این حدیث، اگرکتابی پیدا کنم، آن را بر تو بخوانم؟۵۹۳ (یعنی: بخوانم تا از تو اجازه روایت کردن آن را دریافت کنم). پاسخ، منفی است. باز ابن سیرین است که در نسخه بدل حدیثی که در بالا مورد بررسی قرار گرفت، این نظریه را نقل می کند که بنی اسرائیل تنها از طریق یافتن کتابهای نیاکانشان گمراه شدند، ۵۹۴ و به طور ضمنی،چنان روشی را در اسلام محکوم می کند. هر شخصی با در نظر گرفتن طرز تلقی های یهودیان نسبت به نقل شفاهی، بی گمان فرض می کرد که خاخامها هم در این نظریه (یافته های ادبی) ، انباز بوده اند لیکن من در منابع یهودی پیش از اسلام، با شاهدی[در این زمینه] روبه رو نشده ام.۵۹۵ اما مقایسه حدیث های اسلامی که هم اکنون ملاحظه شد، با یک متن یهودی مربوط به اوایل سده نهم میلادی، جالب است. در این روزگار، تا چندین دهه، در درون جامعه خاخامی، کشمکشی میان پیروان مناسک فلسطینی و بابلی وجود داشت و متن مورد نظر، یکی از مجادله های بابلیان، علیه فلسطینیان بود. یکی از ادعاهای نویسنده این متن، شخصی به نام بن بابوی
(
Ben Baboi
)
، این است که فلسطینیان، موضع خودشان را بر مبنای کتابهای میشنایی
(
Mishnaic
)
و تلمودی
(
Talmudic
)
-که پس از کنار گذاشته شدن یافته بودند- اتخاذکرده بودند.۵۹۶ این امر با این نکته دمساز است که در جانب یهودیان نیز به دفن کردن کتابها گواهی شده است ۵۹۷ اما من در منابع یهودی، نمونه ای را ندیده ام که با از بین بردن کتابها به هنگام مرگ که در منابع اسلامی فراوان است مشابه باشد.
۱۳۱- مسئله دیگری که به تفکیک میان قلمروهای عمومی و خصوصی مربوط است، درستی یانادرستی نوشتن نامه در باره موضوعات مذهبی است. این روش، بی گمان در صدر اسلام سخت رواج داشته، اما گهگاه مورد تردید قرار گرفته است. بنا به یک حدیث، هنگامی که به ابن عباس نامه ای محتوی پرسشی در باره موضوعی می رسید، به آورنده نامه می گفت: به رفیقت بگو که پاسخ چنین و چنان است ما فقط نامه ها رسائل و قرآن رامی نویسیم.۵۹۸ به نظر می رسد که متن این حدیث، به طرزی مغشوش است اما مفهوم اصلی حدیث به روشنی مخالف نوشتن است. می توانیم حدیثی دیگر را با این حدیث مقایسه کنیم که در آن، ابن عباس در آغاز نابینایی اش نامه ای را از زنی دریافت می کند وآن را به سعید بن جبیر می دهد تا برای او بخواند.۵۹۹ سعید همچنین در حدیثی که مخالفت با نامه ها را به ابن عمر نسبت می دهد، ظاهر می شود: کوفیان نامه ای متضمن چند پرسش به سعید نوشتند تا وی آنها را با ابن عمر مطرح کند. آنگاه سعید، پرسش های نامه را با او مطرح می کند وی [سعید] اضافه می کند که اگر ابن عمر از این امر آگاه می شد، این پایان مناسبات ما می بود.۶۰۰ برخورد بردبارانه تری را شایدبتوان در حدیث هایی دید دایر بر اینکه طاووس ۶۰۱ و شعبه ۶۰۲ نامه هایی را که نزدشان جمع شده بود، می سوزانده اند اما معلوم نیست که در اینجا منظور، نامه های مربوط به موضوع های دینی است یا نه. در طرف یهودی نیز به نظر می رسد که عمل نامه نویسی در موضوع های دینی به قدر کافی رواج داشته است ۶۰۳ اما در اینجا نیزمی تواند اصولا مورد تردید قرار گیرد. ذکر یک نامه فرضی از یک خاخام به خاخام دیگر در باره یک موضوع شرعی، فرصتی را برای یکی از بحث های کلاسیک تلمود، راجع به نگارش حدیث، فراهم می سازد.۶۰۴
۱۳۲- پیش از رها کردن این بحث، شاید دسته بندی برخی نکته های کوچک تشابه و تضادبین طرز برخوردهای مسلمانان و یهودیان نسبت به نوشتن ارزشمند باشد هرچند این کار، چیزی به بحث نمی افزاید یا اندکی می افزاید. آنچه را که می توان درون مایه طشت نامید، در جریان هایی که در فلسطین رومی وعراق صدر اسلام رخ داد، مشترک است. ربی اسمعیل می شنود که مردی طوماری ازدعاهای مکتوب را پنهان کرده است، و برای تحقیق بیرون می رود. مرد متخلف، مبهوت از شنیدن صدای پای خاخام (روی پله های نردبان)، طومار را در طشت آب می اندازد.۶۰۵ کوفیان نیک اندیش، انواع نوشته های غیر قرآنی را برای ابن مسعود می آورده اندوی طشتی را طلب می کند تا بدان وسیله، نوشته ها را محو کند. ۶۰۶ موضوع مشترک دیگر، نوشتن روی دیوار است.۶۰۷ تلمود فلسطینی به این شیوه یادداشت نویسی گواهی داده است. ۶۰۸ در جانب مسلمانان، همین تدبیر را شعبی توصیه کرده است: هرگاه چیزی می شنوید، آن را بنویسید، حتی روی دیوار. ۶۰۹ این توصیه به ضحاک بن مزاحم خراسانی (م. ۱۰۵) نیز منسوب است. ۶۱۰ سفیان ثوری، شب هنگام،حدیث ها را روی دیوار می نوشت و روز بعد، از روی آنها نسخه برمی داشت. ۶۱۱ همه این مطلب ها کوفی است. ۶۱۲ یکی از نوشته های خاخامان در باره موضوعاتی غیر از کتاب مقدس، یک کتاب تبارشناسی بود. ۶۱۳ در روایتی آمده که زهری، جز یک کتاب در باره تبارشناسی قبیله اش، کتابی نداشت. ۶۱۴ در برابر این وجوه اشتراک، می توان نکته ای از تباین را مطرح کرد. در جانب یهودیان، ما با این پیشنهاد مواجه می شویم که اگر مطلبی یک تفسیر نو باشد
(
Milta hadatta
)
، شاید نوشتن آن مجاز باشد. ۶۱۵ این وضع با گرایش مسلمانان به اینکه نوشتن نظریه شخصی را به طور ویژه ای نامطلوب می دانند، تباین دارد. ۶۱۶ سرانجام باید یاد آوری شود که نظریه های یهودیان، مانند نظریه های مسلمانان صدراسلام، از هیچ انسجام یکپارچه ای برخوردار نیستند. یکی از محققان مکتب ربانی درشرح یکی از اقدامات فریسیان علیه تورات صدوقیان [از فرقه های یهود. م]، می گوید: ماشریعت را در کتاب نمی نویسیم. ۶۱۷ با این وصف، خود این مطلب در تفسیری راجع به یکی از نوشته های غیر از کتابت مقدس خاخام ها، یعنی
Megillat ta|anit
یا طومارروزه گرفتن گنجانده شده است. اما شاید ما باید بدانیم که اعتراض به ویژه مشخصی نسبت به نوشتن شریعت وجود دارد، چنانکه گفته اند: کسانی که به نوشتن شریعت دست می زنند، مانند کسانی هستند که تورات را می سوزانند.۶۱۸ ممکن است در این زمینه واقعا مهم باشد که در چنین نسخ خطی یهودی باقی مانده از دوران میان سده سوم ونهم میلادی اثری از متن های شرعی نیست.۱۹ اما در این صورت، چگونه باید مطالب شرعی موجود در کتیبه روی کف کنیسه فلسطینی را در بت شین
(
Bet-Sheon
)
که تاریخ آن را کمی پیش یا پس از غلبه تازیان ذکر کرده اند توجیه کنیم؟۶۲۰ به رغم ملاحظه هایی که لیبرمن
(
Lieberman
)
برای ملایم تر ساختن ضربت ارائه داده، به دشواری می توان به شکلی عمومی تر به نوشتن شریعت پرداخت.۶۲۱
۱۳۳- دو نکته ای که در این بخش مطرح شد، موید این فرض است که مخالفت مسلمانان صدر اسلام با نگارش حدیث، ریشه یهودی دارد: یکی شیوه ای که خود مسلمانان این مسئله را به یهودیان مربوط می سازند، و دیگری نزدیکی تفکیک میان قلمروهای عمومی و خصوصی، توسط یهودیان و مسلمانان. در بخش بعد، خواهم کوشید تا نشان دهم که فرضیه ریشه یهودی داشتن، از زمینه ای گسترده تر، تاییدیه هایی می یابد.
۳) زمینه گسترده تر
۱۳۴- در هر دو مورد اسلامی و یهودی، حدیث که وضع شفاهی آن در بالا بررسی شد،در کنار وحی مکتوب وجود دارد. در طرف مسلمانان، این دوگانگی در این دستور نبوی که از من چیزی جز قرآن را ننویسید۶۲۲، و در سخن ابو سعید خدری به دانشجویی که خواهان نگارش حدیث است، در قالب این سوال انکاری که آیا می خواهی حدیث را مانندقرآن قرار دهی؟ ۶۲۳ نمود مختصری می یابد. در جانب یهودیان، این امر در پشت نیمه نخست یک حکم خاخامی قرار دارد:شما نباید کلمات نوشته شده را به طورشفاهی نقل کنید. شما نباید سخنان شفاهی را بنویسید.۶۲۴ در واقع، تاکید یهود برمکتوب بودن کتاب مقدس، ۶۲۵ شدیدتر از آن است که در اسلام می یابیم.۶۲۶
۱۳۵- این همانندی میان دو دین، جزئی و ناچیز نیست. نوعی تفکیک میان کتاب مقدس و حدیث در ادیان جهانی به قدر کافی عمومیت دارد، اگر مقصود از این تفکیک، چیزی جز نوعی رده بندی مؤلفه های منابع موثق برحسب مراتب معرفتی یک میراث معتبر نباشد.اما برای یک دین، کاملاممکن است که بر نقل شفاهی آنچه ما در غیر این صورت وسوسه می شدیم که کتاب های مقدس آن دین بخوانیم پافشاری کند: شاهدش دو مورداوستا۶۲۷ و وداها۶۲۸. همچنین، برای حدیث کاملا عمومیت دارد که حتی بدون پافشاری رسمی بر نقل شفاهی نگاشته شود وضع مسیحیت از همان آغاز دوران تاریخش چنین بوده است.۶۲۹ از این رو، این تفکیک میان وحی مکتوب و حدیث شفاهی، نه تنهاچیزی است که در یهودیت و اسلام مشترک بوده است، بلکه در زمان و مکانی که اسلام در آنها شکل گرفت، آمیزه ای بود خاص آنها و من در جای دیگر، نمونه ای برای آن نمی شناسم.۶۳۰ بنابراین، فرضیه ای بدیهی است که کل مفهوم حدیث شفاهی، چیزی است که اسلام از یهودیت به عاریه گرفت. به طرزی قوی و سپس گویتاین
(
Goitein
)
۶۳۱ آن را بیان کرده ۶۳۲ و به تازگی برونشویگ
(
Brunschvig
)
۶۳۳ و شولر بر این وجه تشابه تاکید کرده اند.۶۳۴ اما هنوز بااینکه در شمار پژوهش های عادی اسلام در آید، فاصله دارد چه رسد به اینکه موردبررسی دقیق مفصلی که درخور آن است، قرار گرفته باشد!
۱۳۷- این امر، ممکن است تا اندازه ای تردید گلدزیهر نسبت به مسئله های نفوذیهودیان بر اسلام را منعکس کند. در این زمینه، گویتاین به درستی از ترجیح نمونه ها بر نفوذها از سوی گلدزیهر سخن گفت.۶۳۵ اما در باره مسئله هایی که دراینجا مورد علاقه ماست، او در آغاز با پذیرفتن حتی یک نمونه، سخت مخالف بود.وی در عبارتی مربوط به سال ۱۸۹۰م که بر خلاف معمول جدلی است مقایسه داده های اسلامی را با فرق گذاری یهودیان میان شریعت مکتوب و شریعت شفاهی و نهی یهودیان از نوشتن شریعت شفاهی، قیاسی نادرست و گمراه کننده، کاملا غیر منطقی، مبتنی برخرافه ای (که با وجود این، معلوم می شود مدافعان نظری بسیاری در میان خودمسلمانان داشته) راجع به سرنوشت اصلی حدیث به صورت روایت شفاهی دانسته و آن رامحکوم می کند.۶۳۶ انسان شک می برد که بی میلی گلدزیهر نسبت به همین قیاس ایهودیت بود که او را واداشت تا در برخورد با اختلاف نظر مسلمانان بر سر نوشتن حدیث، چنین قاطعانه علیه شفاهی گرایان و موهوم پرستی ایشان، جبهه گیری کند. امادر حدود پانزده سال بعد، گلدزیهر، شادمانه یک دوگانگی در شریعت نوشته ونانوشته را هم در اسلام و هم در یهودیت پذیرفت: هر دو به طور مستقل، آن را ازحقوق رم به عاریه گرفتند۶۳۷ (نظریه رومی در واقع بسیار ضعیف تر است از آنچه بین اسلام و یهودیت هست زیرا که قانون نانوشته در بافت رومی به سادگی قانونی است که به طور اتفاقی نوشته شده است، بی هیچ اشاره ای ضمنی بر اینکه نمی بایدنوشته شود). ۶۳۸ نظریه گلدزیهر تا سال ۱۹۰۷ به پختگی رسید. او مسئله نفوذ یهودی را همچنان در خور بحث باقی گذاشت هرچند جدل مسلمانان را علیه مشنا، به منزله سندی علیه چنان نفوذی عرضه می داشت.۶۳۹
۱۳۸- این نظر که اسلام تصور خود از حدیث شفاهی را به یهودیت مرهون است، برخلاف نظر گلدزیهر، نظری ذاتا درست نماست اگرچه اثبات جزئیات آن دشوار است. تمام کوشش من در اینجا این است که از چهره خاص (اما اساسی)یی که این دو حدیث یهودی و اسلامی در آن مشترک هستند به کوتاهی سخن گویم: این چهره، نمونه ای ازانتساب است که در جانب مسلمانان به اسناد معروف است.۶۴۰
۱۳۹- یکی از گویاترین موارد حاکی از ریشه یهودی داشتن حدیث مسلمانان راهاروویتز
(
Horovitz
)
در بحث خود از این موضوع در سال ۱۹۱۸ مطرح کرده است.۶۴۱هاروویتز نشان داد که سلسله های مراجع خاخامی، نمونه مشابه خوبی را برای اسناداسلامی فراهم می کنند و در ضمن، هیچ منبع درست نمای دیگر (عربی یا خارجی) رانمی توان برای این پدیده نامعمول ارائه کرد. بحث بعدی از این موضوع، مدرکی ارائه نکرده است که بتواند به طور جدی، یافته های وی را مورد تردید قرار دهد.۶۴۲
۱۴۰- مثال هایی از سلسله های مراجع خاخامی که کمابیش به طور الله بختی ازتلمودبابلی گرفته شده اند، عبارت اند از: ر. زریقا
(
R. Zeriqa
)
گفت: ر.امی
(
R. Ammi
)
گفت:ر. شمعون بن لاقیش
(
R.simeon ben Laqish
)
گفت: ۶۴۳ ر.یهودا گفت: سموئل گفت:۶۴۴ ر. یهودا گفت: راو
(
Rav
)
گفت:۶۴۵ ر.ابا
(
R. Abba
)
گفت: ر.حیاباراشی
(
R
.
Hiyya bar Ashi
)
گفت: راو گفت:۶۴۶. بخر
(
Bacher
)
اطلاعات گسترده ای در باره سلسله های سه یا چهار مرجع در آثار خاخامی گردآورده است.۶۴۷ دستاوردهای وی نشان می دهند که تکرار این سلسله ها در ادبیات آمورایی
(
بسیار بیشتر ازادبیات تنایی
(
Tannaitic
)
است، ۶۴۸ و نیز نشان می دهند که این سلسله ها در تلمودفلسطینی، رایج تر از تلمود بابلی است.۶۴۹ نمونه هایی مشابه با اسناد خانوادگی اسلامی گاه یافت می شوند.۶۵۰ همچنان که می توان چشم داشت، حدیث هایی با سلسله مرجع هایی که به موسی(ع) می رسد، در منابع خاخامی کمیاب اند اما وجود دارند.۶۵۱یک مثال به قرار زیر است: ربی یوشع
(
R.Joshua
)
گفت: من به صورت حدیث از خاخام یوحانان بن زکای
(
Johan b. anzakkai
)
که از معلمش شنیده بود و معلم او ازمعلمش، دریافت کرده ام، که به صورت یک که به موسی در سینا (داده شده) مبنی بر این که الیاس
(
Elijah
)
برای اعلام طهارت و نجاست نخواهد آمد… .۶۵۲ استدلال مطرح شده توسط هاروویتز را می توان با این تامل تقویت کرد که اسنادهای کهن اسلامی به سلسله های مراجع یهودی بیشتر نزدیک اند تا به سلسله های مراجع کلاسیک. در منابع کهن تر اسلامی، اسنادهای فراوانی است که با توجه به استانداردهای کلاسیک، از این لحاظ، معیوب اند که یا مقطوع اند یعنی به پیغمبر(ص) باز پس نمی روند بلکه تنها به ماخذهای متاخر می رسند یا مرسل هستند یعنی به سبب حذف راویان واسطه، ناقص اند.۶۵۳ هر دو کیفیت در میان خاخامان شناخته شده است. همچنان که پیشتر یادآوری شد، حدیث هایی که به موسی برمی گردد، کمیاب است.۶۵۴ و حذف یک حلقه واسط در سلسله مرجع ها آشکارا روا شمرده شده است.۶۵۵ می توان افزود که هر دو فرهنگ برای شنیدن مستقیم حدیث از گوینده، ارزشی والاقائل اند. ربی زرا
(
R. zera
)
به هنگام شنیدن حدیثی خاص (شمعه
Shem|ta
)۶۵۶ که یکی از راویان آن مفقود است، اظهار امید می کند که روزی به فلسطین رفته آن گفته را به طور مستقیم بشنود چنانکه سرانجام این کار را کرد.۶۵۷ ابو العالیه (م.۹۰)نیز به یاد می آورد که چگونه در بصره، حدیث هایی را از صحابیان، با حذف یک واسطه،را برای آنها نقل می کرده اند و آنها آرام نمی گرفته اند تا سواره به مدینه رفته آنها را از لبان خود صحابیان بشنون
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
