خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل خبر و نظر
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل خبر و نظر قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل به کام شیطان
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل به کام شیطان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
11ساعت
10دقیقه
34ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل کتابخانه ؛ رسول جعفریان و فرصتی تازه!

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 59

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل کتابخانه ؛ رسول جعفریان و فرصتی تازه! – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل کتابخانه ؛ رسول جعفریان و فرصتی تازه! شامل 85 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل کتابخانه ؛ رسول جعفریان و فرصتی تازه! گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل کتابخانه ؛ رسول جعفریان و فرصتی تازه! با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل کتابخانه ؛ رسول جعفریان و فرصتی تازه! از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل کتابخانه ؛ رسول جعفریان و فرصتی تازه! با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل کتابخانه ؛ رسول جعفریان و فرصتی تازه! را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل کتابخانه ؛ رسول جعفریان و فرصتی تازه! :

رسول جعفریان، نویسنده توانا و نام آشنای حوزه تاریخ سیاسی اسلام و ایران، به تازگی یکی از بکرترین موضوعات تاریخ سیاسی معاصر را پژوهیده و تحت عنوان «جریان ها و سازمان های مذهبی سیاسی ایران در سال های ۱۳۲۰ تا ۱۳۵۷» توسط پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی منتشر کرده است؛ موضوعی که با وجود گذشت بیش از دو دهه از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی، به طور مستقل و با شیوه ای محققانه مورد بازشناسی شایسته قرار نگرفته و حداکثر به صورت خاطرات، تحلیل های مقطعی و یا مقالاتی پراکنده در مجموعه های تاریخ سیاسی منتشر شده است. اهتمام محققانه و مجدانه این مورخ جوان پُرکار به موضوع فوق، موجد اثری منحصر به فرد در این حوزه پژوهشی گشته که توجه و اقبال عموم صاحبنظران و اهالی تاریخ انقلاب اسلامی را به دنبال داشته است. این کتاب در طول مدتی کمتر از یک سال، سه بار تجدید چاپ شد و در دو چاپ جدید، بیشتر انتقادات و ایراداتی که صاحبنظران نسبت به محتوای چاپ اول داشتند، از سوی مؤلف با شرح صدری ستودنی، پذیرفته و اصلاح شده است. با وجود انتقادات و ایراداتی که ممکن است پیرامون این اثر همچنان باقی باشد، انتشار این اثر در سه نوبت و با شمارگان بیش ۹۰۰۰ جلد، نشان از توجه مخاطبان به این کتاب دارد.

آنچه در زیر می خوانید، حاصل جلسه نقد جمعی از اساتید و کارشناسان این حوزه مطالعاتی، در مورد کتاب مذکور است که تقدیم شما می شود.

دکتر محمدباقر حشمت زاده: خواندن این کتاب فرصتی برای بازخوانی تاریخ معاصر است و متن آن هم با جدیت و احساس مسؤولیت و امانت نوشته شده. تاکنون تاریخ معاصر را جریان های فکری دیگری نوشته اند. تالیف این اثر فتح بابی است که طبعاً حساسیت هایی را نیز ایجاد خواهد کرد. برپایی جلسات نقد می تواند برای رسیدن به خرد جمعی و نخبگان، الگویی مناسب باشد و این که راجع به مسائل به اجماع دست یابیم. ما تاکنون به صورت فردی کار کرده ایم و مطالب به هم تلاقی پیدا نکرده است. بیشتر، تقابل و جنگ آرا بوده است و لازم است که یک مقدار تعامل آرا هم صورت بگیرد.

کتاب آقای جعفریان می تواند مخاطبان زیادی را جذب کند. چون که یک بی طرفی نسبی در آن رعایت شده است. الان در کتاب هایی که معمولاً در حوزه های مشابه می نویسند، بیشتر خوانندگان نسل جوان را فراری می دهند. چون تعریف و تبلیغ یک جریان خاص است و تنقید و تخریب شدید یک جریان دیگر؛ نوعاً این گونه کتاب ها که به اسم برادران مسلمان به چاپ می رسد ممکن است تاثیر چندانی نداشته باشد یا خوانندگان وسیعی پیدا نکند؛ ولی این کتاب با وجود آن هشدارها و نگرانی هایی که درباره محتوای آن احساس شده، به نظر می رسد طیف جدیدی از مخاطبان را به سوی خود جذب کند.

عدم ارتباط بین متن و عنوان به چشم می آید. وقتی خواننده کتاب جریان ها و جنبش ها را به دست می گیرد، انتظار خاصی دارد. اگر رویکرد و روش کتاب معین می شد خوب بود. این کتاب توصیفی است یا تحلیلی و یا تئوریک؟ اگر نویسنده از یکی از این روش ها به جمع بندی می رسید بسیار مفید واقع می شد.

بین بخش ها و فصل ها هم ظاهراً عدم انسجام وجود دارد. که چه بسا به خاطر نوبودن کار باشد. همچنین نداشتن رویکرد اولیه که در مقدمه مشخص است و نیز این که، مساله اصلی چیست و ما دنبال پاسخ گویی به چه سوالاتی هستیم.

احساس می شود مباحثی که درمورد سازمان مجاهدین خلق در کتاب مطرح شده، بسیار وسیع و بزرگ جلوه گر شده است؛ ولی فراموش نکنیم که این اسم در آن مقطع زمانی واقعاً دهان پرکن بود. به خصوص در میان جامعه روشنفکری و دانشگاهی. به عنوان مثال موتلفه از لحاظ سیاسی و تشکیلاتی ضربه ای می زند، مثلاً منصور را ترور می کند و بعد همه می افتند زندان. این حرکت به صورت هیات ها و جلسات مذهبی در بازار ادامه پیدا می کند؛ اما تصور این بود که در اواخر دهه ۴۰و۵۰ پرچم مبارزه مسلحانه یک مقدار افت کند و به همین دلیل جنگ مسلحانه فوق العاده جاذبه داشت.

در همان موقع در سازمان بسیاری مبارزات را بی فایده می دانستند. جوانان هیچ اطلاعی از ریشه مباحث نداشتند و شور جوانی یک حالت سمبلیک برای آنها ایجاد کرده بود.

یعقوب توکلی: این کتاب حاوی اطلاعات بسیار گسترده ای است؛ اما آن اطلاعات به شیوه ای منظم کنار هم قرار نگرفته است، که این امر شاید محصول تعجیل یا حجم بالای کار و کمبود فرصت از سوی مولف محترم باشد. چینش نامنظم مباحث از طرفی باعث تکراری شدن بسیاری از مطالب شده و از طرفی دیگر موجب شده تا برخی از مطالب نیز در جای خود قرار نگیرد. به عنوان نمونه می توان به صفحه ۱۹۴ کتاب اشاره کرد، که بخشی از نظرات آیت الله طالقانی در مورد «فداییان اسلام» و نقش آنها در ملی شدن صنعت نفت بیان شده است. در این سخنرانی که عنوان آن «از آزادی تا شهادت» است، آیت الله طالقانی، فداییان اسلام را جوانان پرشور و مومنی می داند که راه ملی شدن صنعت نفت را باز و موانع آن را برطرف کردند، این مطلب اگر در جایی که مربوط به فداییان اسلام است، می آمد به مراتب بهتر بود.

موضوع دیگر مصاحبه آقای منتظری با سازمان مجاهدین خلق است که در آنجا اظهار می کند، تاییدی که من در مورد سازمان داشتم، مربوط به قبل از زندان رفتن بود، وقتی که با آنها آشنا شدم و متوجه شدم زیربنای کتاب های اینها کمونیستی است و… این مطلب در جای دیگر عیناً آمده و مشابه این مورد متعدد و زیاد است. بسیاری از مطالب که چند مرتبه در متن تکرار شده، در پاورقی هم آمده است.

بحث دیگر، درباره اسامی اشخاصی است که در کتاب به آنها اشاره شده برای نمونه در مواردی اسم ها کامل آمده، در مواردی هم تنها اسم فامیل افراد آمده است. در جایی نوشته شده شهیدرجایی و در کنار آن، شهید باهنر تنها با عنوان باهنر و نه شهید باهنر ذکر شده است. یا در موارد دیگر اشاره شده است به نام ها، بدیع زادگان، باکری و…. مشخص نیست که کدام بدیع زادگان یا باکری است. (جامعه امروز ما بیشتر مهدی باکری را می شناسد) یا حسین روحانی که در جایی دیگر از کتاب حسین احمدی روحانی معرفی شده است.

بحث دیگر راجع به سازمان مجاهدین خلق است. در این کتاب سازمان مجاهدین خلق تحت تاثیر دو جریان فکری معرفی شده است. یکی شخص مهندس بازرگان و دیگری جریان چپ مائویستی. جریان فکری غالب در سازمان، جریانی است که توسط حسین روحانی و به دنبال آن تراب حق شناس رهبری می شد. تا حدود زیادی شاکله سازمان به همین صورت دیده شده است. اینگونه نگرش، به واقعیت های تاریخی لطمه می زند. همچنین روحانیانی نیز در این بحث معرفی شده اند که از سازمان دفاع می کردند، و بعداً به نوعی از این دیدگاه برگشته و تغییر عقیده داده اند؛ همانند شهید مطهری و آقایان رفسنجانی و ربانی شیرازی. نویسنده اظهار می کند به توصیه آقای مطهری بوده که حسین روحانی و تراب حق شناس به نجف رفتند؛ که جای تعجب است یک روحانی زیرک و در عین حال حساس مثل آقای مطهری، از این سازمان با توجه به مایه های فکری که دارد حمایت کند. حقیقت این است که اینها یا از لحاظ سیاسی از سازمان مجاهدین اطلاعات محدودی داشتند یا به آینده آن امیدوار بودند. شاید هم واقعیت چیز دیگری بود و یا سازمان شاکله های مختلفی داشت.

یکی از مواردی که خیلی به آن استناد شده، پرونده حسین روحانی است. در باهوش بودن حسین روحانی تردیدی نیست. او کسی است که وقتی به دست نیروهای امنیتی می افتد، سعی می کند به نحوی سر آنها را کلاه بگذارد. فکر می کنم اعتماد به حرف های روحانی آن هم در آن سطح، خیلی قابل قبول نباشد. نکته دیگر این که، در زندگینامه بهرام آرام، اشاره ای به آتش زدن مجید شریف واقفی نشده است. این حادثه بسیار با اهمیتی است که حسین روحانی درمورد مجید شریف واقفی می گوید: او یکی از اعضای سازمان را کشت و آتش زد. باتوجه به این که حسین روحانی به لحاظ اعتقادی ضعیف بود، پذیرش این مساله از سوی وی چندان آسان نیست. نکته آخر این که در بحث از دهه های ۲۰ و ۳۰ هیچ بحثی از امام خمینی (ره) شده است؛ خیلی بهتر بود به این مساله مهم هم اشاره می شد.

علی ذوعلم: برای نقد کتاب باید از عنوان آن شروع کنیم؛ در عنوان کتاب به جریان های مذهبی سیاسی اشاره شده است که در این خصوص دو نکته باید مورد توجه قرار گیرد: یکی این که «جریان» تعریفی دارد. نویسنده در مقدمه هیچ تعریفی از جریان ارائه نمی دهد و چارچوب روشنی برای آن تعیین نمی کند. جریان ها حرکت هایی بودند که توانستند در جامعه ماندگاری نسبی ایجاد کنند. اعم از این که بعد اجتماعی یا سیاسی داشته اند. جنبش ها نیز حرکت هایی بودند که بروز اجتماعی هم داشته اند. کتاب، بیشتر به گزارشی از فعالیت گروه ها و انجمن ها و شخصیت ها می پردازد. و بحث جنبش در کتاب مطرح نشده است. در ضمن عنوان مذهبی سیاسی، از نظر ما درست نیست. مذهبی سیاسی به این معناست که سیاست یک مقوله است و مذهب مقوله ای دیگر و اینها تصادفاً با هم تلاقی داشته اند. در حالی که ما باید از عنوان جنبش اسلامی استفاده کنیم که هم جنبه سیاسی دارد و هم جنبه فرهنگی. در دین اسلام هر مسلمان در هر زمان وظیفه ای دارد؛ حال این وظیفه، سیاسی، علمی یا فرهنگی است.

مطلب دوم، ساختار کلی کتاب است. عدم توازن و تجانس بین بحث ها وجود دارد. در جاهایی نویسنده، به صورت ریز وارد قضیه شده است. که مثلاً فلان کس در فلان محفل خصوصی چه گفته است. در جایی هم مطلبی بسیار کلی و به اجمال بیان شده است. این عدم تجانس به کتاب لطمه می زند. اگر می خواهیم وقایع را اینگونه ریز نگاه کنیم، باید همه آنها را ریز ببینیم. کسی که در قضایای انقلاب اسلامی نبوده، اینگونه برداشت می کند که کسانی آمدند حرکت های سیاسی ایجاد کردند که نه به روحانیت معتقد بودند و نه به اسلام. مانند منافقین و نهضت آزادی و جبهه ملی و از این قبیل؛ ولی بعد از ۲۲ بهمن یکباره امام خمینی (ره) آمدند و رهبری انقلاب را به عهده گرفتند؛ تلقی این خواهد شد که دیگران مقدمات را فراهم کردند و شور انقلابی را پراکنده ساختند و مردم را به صحنه کشاندند و بعد روحانیت آمد و از آن استفاده کرد و همان تعبیر غلطی می شود که برخی به کار می برند که روحانیت انقلاب را مصادره کرد. نویسنده بیشتر به تاثیر شریعتی و نهضت آزادی پرداخته و می نویسد که مرجعیت در زمان آقای بروجردی خیلی سیاسی نبود و حالا چه شد که حضرت امام زمام امور را به عهده گرفتند. به نظر می رسد این موضوع مربوط به بحث نظریه پردازی در کتاب است. اول باید یک فرض برای خود داشته باشیم، بگوییم دو گروه شاخص در قالب حرکت اسلامی در شهریور ۲۰ شکل گرفت. گروه اول آشکارا با روحانیت بودند و به همراه طیف های مختلف روحانیت وارد صحنه جامعه شدند. گروه دیگر اگرچه آشکارا با روحانیت نبودند، اما اگر پشتیبانی روحانیت نبود نمی توانستند کاری انجام دهند. سازمان مجاهدین خلق بدون حمایت های روحانیونی مانند طالقانی و مهدوی کنی نمی توانستند کاری کنند و در بین جامعه مسلمانان یارگیری کنند.

در فهرست مطالب چاپ اول کتاب هم می بینیم که حزب ملل اسلامی ۲ صفحه را به خودش اختصاص داده و هیات های موتلفه تنها ۵ صفحه از کتاب را در برمی گیرد درحالی که سازمان مجاهدین، بیشتر از ۳۰ صفحه و حسینیه ارشاد و شریعتی ۲۶ صفحه و نهضت آزادی ۱۸ صفحه از کتاب را به خود اختصاص داده اند. یعنی اگر توزیع حجم کتاب را مبنا قرار دهیم که نویسنده می خواسته یک گزارش بی طرفانه و متجانس ارائه کند، بلافاصله نتیجه می گیریم جریان های اصیل اسلامی نقش چندانی نداشته اند.

نویسنده در بحث شریعتمداری بسیار با احتیاط وارد شده اند و انگار نه انگار که شخصی در اینجا بوده که ارتباطی با دربار داشته و دیگران از او سوءاستفاده می کردند و می خواستند قبل از پیروزی انقلاب یک جریان موازی با امام را ایجاد کنند و در جریان انقلاب هم رادیوهای بیگانه سعی می کردند که او را به عنوان رهبر مذهبی مطرح کنند. بنابراین این طور برداشت می شود که قصد تطهیر شریعتمداری در این کتاب در بین بوده است.

بحث دیگر هم مربوط به فداییان اسلام است. در این کتاب عنوان شده که این گروه با مرجعیت و روحانیت ارتباطی نداشتند. در حالی که برخی از مراجع از آنها حمایت می کردند. آقای بروجردی روشی را در پیش گرفته بودند که به ظاهر علاقه ای به سیاست نشان نمی داد؛ در حالی که ایشان براساس یک مصلحت اندیشی درست در آن زمان این موضع را داشتند و می خواستند جریان های مذهبی را هدایت کنند. هدف ایشان کار فرهنگی بود. حمایت صریح آقای بروجردی از شاه هم در آن مقطع قابل بحث است؛ دفاع ایشان از سلطنت در مقابل حزب توده، در شرایطی بود که احساس خطر می شد که حزب، زمام امور را به دست بگیرد.

موضوع دیگر، ۱۵ خرداد است که نویسنده خیلی ساده از کنار آن رد شده است. ما معتقدیم نهضت اسلامی بر اثر ۱۵ خرداد شکل گرفته است. ۱۵ خرداد یک روز نبوده، بلکه مبدایی بوده که به حکومت نظامی در شهرهای بزرگ و تظاهرات منجر شده است.

در اینجا نسبت به جریان

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.